loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 44
دوشنبه 6 اسفند 1403 زمان : 15:50


شب بیست و سوم رمضان
شب بیست و سوم ماه رمضان، از شب‌هایی میباشد که احتمال دارااست شب قدر باشد. از این‌رو شیعه‌ها این شب را به شب‌زنده‌داری و عبادت درگیر می گردند. در احادیث شیعه بر احتمال قدر بودن این شب نسبت به شب‌های نوزدهم و بیست و یکم تأکید بیشتری شد‌ه‌است. همینطور انجام مخصوصه این شب از دو شب دیگر بیشتر میباشد. گزارش‌هایی نیز از سیره اهل‌بیت وجود داراست که اهل منزل خویش را در‌این شب بیدار نگه می‌داشتند. مجال نقطه نهایی کتابت برخی از کتاب‌های علمای شیعه نیز این شب درج تشریفات ترحیم مشهد شد‌ه‌است.

احتمال قدر بودن شب بیست و سوم

مراسم شب بیست و سوم رمضان در کربلا (رمضان ۱۴۴۳ق)[۱]
شب بیست و سوم ماه رمضان از شب‌هایی میباشد که احتمال دارااست شب قدر باشد.[۲] از این‌رو شیعه ها این شب را به شب‌زنده‌داری و عبادت سرگرم میشوند.[۳]

به گفته علامه مجلسی، شب قدر از نگاه علمای امامیه اختصاصی در یک کدام از شب‌های ۱۹، ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان میباشد.[۴] با این حالا، روضه خوان صدوق گفته میباشد اساتید ما حادثه‌لحاظ دارا هستند که شب قدر، شب ۲۳ رمضان میباشد.[۵] احادیثی نیز در انتخاب شب ۲۳ به‌تیتر شب قدر نقل گردیده‌است.[۶] بنابر برخی احادیث، در شب نوزدهم تقدیرها نوشته می‌گردد، در شب بیست و یکم قطعی میگردد و در شب بیست و سوم امضای آخری حادثه میفتد.[۷] به گفته محمدتقی مجلسی، روحانی صدوق و بیشتر علمای شیعه به اعتبار روایاتی مانند داستان جُهَنی، شب ۲۳ رمضان را شب قدر می دانند؛ با این اکنون مجلسی نخستین، براساس روایاتی بر این نظریه میباشد که هر مورد از سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم در خاصیت شب قدر مدخلیت دارا‌هستند و عالی میباشد هر سه را محتمل بدانیم.[۸]

آوازه شب بیست و سوم به لیلة الجهنی
شب بیست و سوم رمضان به دلیل روایتی از امام باقر(ع) به شب جُهَنِیّ نیز آوازه یافته میباشد. بر طبق این حدیث فردی به اسم جُهنی سرویس فرستاده پروردگار(ص) رسید و اظهار‌کرد اینجانب شتران، گوسفندان و غلام‌هایی دارم [و نمی‌توانم به مدینه بیایم و در نماز شما کمپانی کنم]، دوست دارم شبی از رمضان را معیّن فرمائید که در آن شب در نماز شما حاضر نحس. نبی خداوند(ص) اورا فراخواند و در گوش وی چیزی خاطرنشان کرد. از آن پس، هنگامی شب بیست و سوّم ماه رمضان فرا میرسید، او شتران و گوسفندان و خانواده و فرزندان و غلام‌های خویش را وارد مدینه میکرد و آن شب را در شهر میماند و به‌هنگام صبح برمی‌گشت.[۹] بعداز این اعلام‌کرد‌وگو و مشاهده خوی عبدالله انیس که کلیه ساله در شب بیست و سوم برای عبادت به مسجد نبی می‌آمد، این شب لیلةُ الجُهَنی جهانی شد.[۱۰]

سیره اهل‌بیت در شب بیست‌ و سوم
بر شالوده حدیثی که در کتاب دعائم الاسلام از امام علی(ع) بیان شده، فرستاده(ص) در شب بیست و سوم اهل منزل‌اش را بیدار نگه می‌داشت و به طور اشخاص خواب‌آلود آنان آب میپاشید تا بیدار بمانند.[۱۱] فاطمه(س) نیز در شب بیست و سوم، اذن نمی‌اعطا کرد فرزندانش بخوابند و برای اینکه بیدار بمانند به آن‌ها کمتر طعام می‌اعطا کرد و می‌اعلام کرد که روز را خواب و استراحت نمایند که شب خوابشان جنگ و می‌اعلام‌کرد محروم کسی میباشد که از نه امشب محروم بماند.[۱۲] مبنی بر روایتی، امام راست گو(ع) در شب بیست و سوم مریض بود، با این درحال حاضر از اطرافیانش خواست او‌را به مسجد ببرند تا در آنجا عبادت نماید.[۱۳] روحانی عباس قمی این احادیث را در مفاتیح الجنان تحت اجرا مخصوصه شب بیست و سوم ماه رمضان نقل نموده است.[۱۴]

تألیفات علمای شیعه در شب بیست‌ و سوم
به گفته محمد محمدی ری‌شهری برخی علمای شیعه، کتابت کتاب‌های دارای اسم و رسم خویش را در شب ۲۳ ماه رمضان به نقطه پایان برده‌اند؛[۱۵] جواهر الکلام (۱۲۵۴ق) تاثیر محمدحسن نجفی، گستردن منظومه (۱۲۶۱ق) تاثیر ملاهادی سبزواری و المیزان (۱۳۹۲ق) تاثیر علامه طباطبایی از این مورد ها میباشد.[۱۶] ری‌شهری خویش نیز ترازوُ الحِکْمه را در شب ۲۳ رمضان ۱۴۰۵ق به نقطه نهایی برده میباشد.[۱۷]

بازدید : 21
شنبه 4 اسفند 1403 زمان : 16:08


قم
قُم از شهرهای مذهبی کشور ایران و از مقر‌های تشیع میباشد. به گفته برخی از کشور ایران‌شناسان قم از سابق‌ترین سکونت‌گاه‌ها در فلات کشور‌ایران بوده و عمر آن به پیش از اسلام می رسد. پیشینه تشیع در قم به مسافرت قوم اشعریون از کوفه به‌این شهر در قرن در آغاز قمری برمی‌خواهد شد. دفن حضرت معصومه(س) در قم و پیرو آن، مسافرت امامزادگان و سادات، این شهر را به مقر تشیع تشریفات ترحیم مشهد تبدیل کرد.

بنابر حدیثی از نبی اکرم(ص) انگیزه نامگذاری این شهر به قم آن میباشد که اهل آن قائم آل محمد(عج) را در قیام امداد می‌نمایند. در منابع روایی از این شهر با اوصافی زیرا بقاع اهل بیت و قطعه‌ای از بیت المقدس نیز ذکر شده گردیده‌است. در بعضا منابع روایی احادیثی در فضیلت قم و جایگاه اهل آن آمده میباشد؛ به عنوان مثال اینکه قم و اهل یک محل آن در وقتی که غایب بودن امام فرصت(عج) به ظهور منتهی می‌گردد بر دیگر خلایق حجت میباشند.

در طول عباسیان در قم قیام‌هایی علیه حاکمان وقت مثلا مأمون و معتصم صورت گرفت. شاهان صفوی به قم نگاه ویژه‌ای داشتند. در عصر حکومت آن ها، بعضی از بناهای تاریخی قم مانند مقبره حضرت معصومه(س) و مسجد امام حسن عسکری نوسازی شد.

تأسیس حوزه علمیه درین شهر و سفر طلاب از سایر شهرها و کشورها به آن بر مداقه شیعی آن افزوده میباشد. از قم تحت عنوان خاستگاه انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران نیز خاطر می‌گردد. مرکزها علمی و فرهنگی به عنوان مثال جامعه المصطفی العالمیه و کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی در‌این شهر واقع گردیده‌است.

در قم بناها و جای ‌های مذهبی و تاریخی اکثری مانند مسجد امام حسن عسکری، مسجد جمکران، مدرسه های علمیه دیرین به عنوان مثال مکتب سِتّیه، بقاع امزادگان و آرامستان‌های تاریخی وجود داراست.

جغرافیا
قم از شهرهای مرکزی کشور ایران و راءس استان قم میباشد. این شهر در ۱۲۰ کیلومتری جنوب طهران (پایتخت کشور‌ایران) واقع گردیده‌است. قم شهری بین اصفهان و ساوه بوده میباشد.[۱] در منابع معمولاً از آن به همدم کاشان حافظه می‌شد‌ه‌است.[۲] قم به جهت قرارداشتن در مسیر جاده ابریشم از التفات ارتباطی منتفع بوده میباشد. [مستلزم منبع] از منسوبین به‌این شهر با نسبت قمی حافظه می شود.[۳] جمعیت استان قم در سرشماری ۱۳۹۵ش ۱،۲۹۲،۲۸۳ اعلام شد‌ه‌است.[۴]

رده

مکتب علمیه فیضیه
در منابع روایی قم با اوصافی همانند بقعه اهل بیت،[۵] عش آل محمد،[۶] معدن شیعه،[۷] پناهگاه شیعه،[۸] پناهگاه فاطمیان،[۹] آسایشگاه مؤمنان،[۱۰] قطعه‌ای از بیت المقدس،[۱۱] و کوفه خرد[۱۲] تعریف گردیده است.

علامه مجلسی در بحارالانوار احادیثی در فضیلت قم و مقام اهل آن آورده میباشد.[۱۳] از امام راستگو(ع) گفته شده که خداوند در مکه، رسول(ص) در مدینه و امام علی(ع) در کوفه حرمی دارا هستند و مقبره ما قم میباشد.[۱۴] همینطور از آن حضرت اورده شده که پردیس هشت در داراست یکی‌از[۱۵] یا این که سه تای آنان به سوی قم میباشد.[۱۶] خاک قم مقدس میباشد اهل آن از ما و ما از آنانیم.[۱۷] همینطور امام ششم در دیدار گروهی از اهل ری، اهل قم را ستود و فرمود «مرحباً باخواننا اینجانب اهل قم».[۱۸] و در روایتی دیگر آن ها را یاران اهل بیت معرفی نموده است.[۱۹]

بر اساس احادیث دیگر قم و اهل یک محل آن در وقتی که غایب بودن امام فرصت(عج) به ظهور منتهی میگردد بر دیگر خلایق حجت میباشند و فرشتگان بلا را از این شهر و اهل آن بدور می‌نمایند.[۲۰] زمانی که فتنه‌ها به شما روی آورد به قم دفاع ببرید.[۲۱] بیان شده که امام راستگو(ع)، عمران بن عبدالله قمی را بسیار گرامی داشت، اصحاب از انگیزه احترام حضرت پرسیدند فرمود وی از اهل قم میباشد. هر گاه ستمگری اهل قم را عزم نماید آفریدگار اورا هلاک می‌نماید.[۲۲]

بر اساس روایتی که در برخی از منابع اهل سنت از ابوموسی اشعری به گزارش امام علی(ع) آمده، قم شهر یاران حضرت مهدی(عج) و جای فرود جبرئیل در روزی که به سوی خویشاوندان لوط ارسال کرد شد، دانسته گردیده که در آنجا آبی‌رنگ می‌جوشد و‌ هر که از آن بیاشامد از درد در جانبداری خواهد بود و با به عبارتی آب عیسی گلی را به صورت پرنده‌ای تشکیل داد و حضرت مهدی(عج) در آن غسل می‌نماید و از همانجا قوچ ابراهیم، عصای موسی و انگشتری سلیمان خارج آمده میباشد.[۲۳]

قم محل سکونت بیشتر مراجع تبعیت مستقر کشور‌ایران میباشد. اصلی ترین حوزه علمیه در کشور ایران و راس رئیس منطقههای علمیه نیز درین شهر واقع گردیده‌است. طلابی از بخش ها متعدد کشور‌ایران و کشورهای دیگر در حوزه علمیه قم علم آموزی می‌نمایند. مبلغانی از حوزه علمیه این شهر به کشورهای دیگر اعزام میشوند. همینطور شماری از مسؤلان حکومتی جمهوری اسلامی ایران مدتی را در قم گذرانده‌اند.

شمار متعددی از عالمان، پادشاهان، مراجع تبعیت و بزرگان شیعه در قم دفن گردیده‌اند. از عصر صفویه بعضی از مردگان را از شهرهای دیگر کشور ایران به قم منتقل می‌کردند.[۲۴]زکریا بن بشر، علی بن بابویه، ابن قولویه قمی، علی بن ابراهیم و قطب راوندی در قم مدفونند.

بازدید : 52
چهارشنبه 1 اسفند 1403 زمان : 15:47


پیشینه تاریخی
اولی حضور اسم دایکندی در متن ها تاریخی به زمان صفویه می رسد. دیدار دولت‌بیگ، حکم کننده دای‌کندی با پاد شاه عباس (حکومت: ۹۹۶ق ـ ۱۰۳۸ق)، پاد شاه صفوی، بعد از دعوت او به کشور ایران، از قصه‌های پر اسم و رسم دای‌کندی میباشد و گفته می‌گردد قرآن نفیسی میان طایفه دولت‌بیگ محفوظ میباشد که کادو آن مهاجرت میباشد.[۲۰] در ۱۱۵۰ق (۱۱۱۵ش)، کم افشار بعداز فتح قندهار و رفتن به سوی هند، سپاهی را به دایکندی و دای‌زنگی اعزام کرد که عموم آن از ادای مالیات جلوگیری کرده بودند. بعد از نقطه پايان نزاع، معدود مجموعه بزرگی از جوان ها این دو فامیل را به اردوی خویش ملحق کرد.[۲۱] محمدیوسف ریاضی (۱۲۹۰ق ـ ۱۳۳۰ق)، تاریخ‌نگار و شعر سرا شیعه هراتی، در کتاب عین‌الوقایع آورده: در ۱۲۶۸ق توده‌ای از میران هزاره به دیدار ناصرالدین سلطان (حکومت:۱۲۶۴ق ـ ۱۳۱۳ق) رفته و هدایایی با خویش بردند که عبدالحمید بهادر، نماینده سردار حسن دای‌کندی نیز در آن دسته بود. این اشخاص با هدایایی به وطن تشریفات ترحیم مشهد بازگشتند.[۲۲]

مرزوبوم دایکندی در تجاوز عبدالرحمن، امیر کابل و کشتار عموم هزاره در سال‌های ۱۲۷۰تا۱۲۷۵ش، سرکوب شد و پایین احاطه حکومت کابل قرار گرفت.[۲۳] بعداز آن دای‌کندی جزو حکومت بزرگ دای‌زنگی شد که زیرمجموعه ولایت کابل بود.[۲۴] ولی قبل از آن دایکندی بصورت نصفه جداگانه بوده و تقسیمات اداری خاصی وجود نداشت و بخشی از مرزوبوم ارزگان محسوب میشد.[۲۵] [یادداشت ۳]

زمانه معاصر

دای‌کندی تا ۱۳۳۰ش، زمان هفتم شورای ملی افغانستان نماینده غیر وابسته نداشت و یک نماینده مشترک از دای‌زنگی و دای‌کندی تعیین می شد.[۲۶] در سال ۱۳۴۵ش که تقسیمات اداری و تأسیس ولایات در افغانستان شروع شد، دایکندی تحت عنوان یک ولس‌والی (شهرستان) به مرکزیت خِدیر در واحدهای اداری مملکت ساخت شد.[۲۷] در همین سال، محمدظاهر سلطان، واپسین فرمان روا افغانستان، مسافرت یک روزه به دای‌کندی داشت. نوراحمد اعتمادی، صدراعظم وقت نیز، در ۱۳۴۹ش از دای‌کندی دیدار نمود.[۲۸]

کمتر از 1‌سال بعد از کودتای کمونیستی (۷ اردیبهشت ماه/ثور ۱۳۵۷ش در کابل)، عموم دایکندی به فرماندهی صادقی نیلی، بعد از قیام و پیکار، اداره این حوزه‌ را از دولت دموکراتیک رفتار بیرون کردند.[۲۹] بعداز یکسری سال، نبرد فی مابین تیم‌های مجاهد در نقاط گوناگون دایکندی بخصوص در سنگ‌تخت و نیلی استارت شد و خسارات و تلفات اکثری وارد کرد. این اختلاف و رقابت منفی فی مابین احزاب سیاسی، تا فعلا یکی‌از اشتباهات دورازشوخی و مهم فرا‌روی حکومت‌داری و اداره‌ محلی درین ولایت میباشد.[۳۰]

در نصفه فصل تابستان ۱۳۷۸ش هزارستان مثلا دایکندی، سلطه طالبان را بعد از یک محاصره اقتصادی ۹ماهه تجارب کرد.[۳۱]

روحانیت شیعه
او‌لین طلاب دای‌کندی، بعداز سال‌های سرکوب هزاره (اواخر قرن ۱۹م) به مشهد و بعداز یکسری سال به نجف سفر کرده و درس خوانده بودند. این اشخاص در رجوع به بخش ها خویش به درس دادن و رشد دانش آموز و ساخت کلاس و مکتب علمیه پرداختند.[۳۲] بعداز برد انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، نسل آینده طلاب دایکندی در حوزه علمیه قم علم آموزی کرده و سوا‌التحصیل گردیده‌اند.[۳۳] بعضی نیز در سوریه علم آموزی کرده‌اند.

منطقههای علمیه
در ولایت دای‌کندی حدود ۲۰ مکتب علمیه وجود داراست. این مدرسه ها به جهت نداشتن نگهبانی مالی کافی و دائمی، بصورت نصفه فعال و محصور و با کمترین تجهیزات ادامه فعالیت میدهند.[۳۴] اولی مکتب علمیه در دای‌کندی بعد از تهاجم گرانقدر عبدالرحمان، در سنگ‌تخت بوسیله روحانی حمزه نوری سازه گذاشته شد. در دره خودی وُلُسوالی خدیر نیز در دهه ۱۳۵۰ش مکتب توحیدیه بوسیله یک سری دانش آموز مقیم نجف آغاز به شغل کرد.[۳۵] نمایندگی برخی از مراجع پیروی و نیز جامعه المصطفی (کابل) بصورت یاری‌های دور از هم و خرد، اندکی از این مدرسه های را حفاظت می‌نمایند.

بازدید : 54
سه شنبه 30 بهمن 1403 زمان : 11:52


معماری مدرسه ها علمیه
مدرسه ها فقهی کربلا، دارنده خصوصیت‌های معماری خاصّی میباشند که با هدفی که برای آن تشکیل شده‌اند، هماهنگی دارا‌هستند. همینطور طرّاحی آن‌ها نماد دهنده نوعی مدل مشهور معماری در عراق میباشد که به علّت نسبتش به شهر حیره که مجاورت کوفه میباشد، «مدل حیری» نامیده میشود. در نقشه این مدل، صحن (ایوان رو گشوده یا این که فضای گشوده داخلی) مقام ویّل را داراست. آن گاه تراس‌های سقف‌دار و روباز، اتاق ها، نمازخانه، راهروها و درهای ورودی در مکانی که تمامی خدمت‌های ساختمان رو به آن میباشند، تشریفات ترحیم مشهد قرار میگیرند.[مستلزم منبع]

در میانه تراس، اکثر اوقات حوضی با فواره آب قراردارد که بیشتر برای وضو دریافت کردن از آن به کار گیری میگردد و گاهی یک یا این که تعدادی، درخت نیز چشم می گردد. نمای بیرونی فقط مشتمل بر درهای ورودی می گردد که گاهی پنجره‌هایی نیز در آن وجود دارااست. در نمای بیرونی بعضی مدرسه ها شرعی و روی سطح مشخصی از دیوارها، صورت‌های تزیینی از خشت چشم میشود که ظاهری خوشگل و دیدنی به‌این ساختمان‌ها داده میباشد. در تشکیل داد مدرسه های شرعی کربلا از طابوق (خشت تبارک) و گچ مستعمل میباشد. این مدرسه های از باطن، با سرامیک رنگی و گچ که در بین آنان نوشته‌هایی از نشانه‌ها قرآن دیده می شود، زینت داده گردیده‌اند، هم اینگونه با مواد دکوری متعدد چوبی که پنجره‌ها و آشپزخانه‌ها را با شیشه‌های رنگی خوشگل می‌پوشانند.[۱۳]

مدرسه های علمیه کربلا
مکتب‌های اسلامی با روی فعالیت وارد شدن آل بویه در کشور‌ایران و عراق، تأسیس شدند. در‌این مدرسه های در مجموع شهرهای تحت سلطه آنان به خصوص در شهرهای شیعه نشین، فقه امام جعفر درست گو(ع) درس دادن میشد. عضد الدوله، از فامیل آل بویه، هنگام دیدار از شهر کربلا و مرمت بنای ضریح امام حسین(ع) در سال ۳۶۹ق (۹۸۰ م)، ویّلین مکتب عراق را درین شهر به اسم «عضدیه» تاسیس کرد. این مکتب در کنار مسجد رأس الحسین قرار داشت که آن را عضد الدوله در حوالی باب السدره یکی‌از درهای آستان حسینی، ساخته بود. این مکتب تا مجال زمان صفوی پایین امان و توجّه بود، امّا بعداز فروپاشی دولت صفوی رو به ویرانی بنیان. آخر و عاقبت در سال ۱۳۵۴ق (۱۹۳۵ م) به علّت تاسیس خیابانی که آستان حسینی را تسلط میکرد، این مکتب به طور کاملً ویران شد.[مستلزم منبع]

عضد الدوله در سال ۳۷۱ق (۹۸۲ م) مکتب دیگری در شهر کربلا در کنار صحن خرد سازه کرد و این صحن خرد را نیز از سمت شرق به صحن مدیحه حسینی ضمیمه کرد. این صحن خرد آرامگاه سلاطین آل بویه میباشد. امّا این مکتب و صحن خرد بعد ها از در بین رفتند.[۱۴]

آستانه حسینی(ع) و آستان عباس(ع) هر دو از والا‌ترین مدرسه ها علمی کربلا بوده و همه حجره‌های دور و بر این دو صحن تا نصفه نخستین قرن چهاردهم هجری مملو‌از طلاب علم ها شرعی بود و حیاط‌های سرپوشیده نیز تا نصفه دوم قرن چهاردهم هجری محل درس دادن بود. ولی ابعاد درس دادن از صحن به مدرسه های جابجایی یافت.[۱۵]

مشهورترین مکتب‌های علمی شرعی شهر کربلا از این قرارند:

بازدید : 11
دوشنبه 29 بهمن 1403 زمان : 15:54


تسلط بدون نقص به دانش تأویل قرآن
بعضا از عالمان شیعه، احادیث نبرد خاصف‌النعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر تسلط بدون نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] میدانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب پروردگار سوای امام کفایت نمی‌نماید و صحبت عده ای که قرآن را کافی می دانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیه ها رد می‌نمایند، بی‌اعتبار تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۴۶]

حقانیت امام علی(ع) در مبارزه‌های مجال وی
عده ای از عالمان گفته‌اند کلام فرستاده اکرم(ص)، ‌پیش‌بینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در نزاع‌هایی میباشد که در حین خلافتش با سه تیم ناکثین، قاسطین و مارقین ایفا اعطا کرد.[۴۷] توده‌ای این تفسیر را نماد از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیده‌اند، دانسته‌اند. [۴۸]

ماجرا پیکار با مشرکان
به نقل از حکم کننده نیشابوری، محدث شافعی‌مذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو به‌هم پا تعدادی نفر از سران مشرکان، به حضور نبی(ص) آمدند و یک کدام از وضعیت صلح‌طومار را اینگونه ذکر کردند: «درصورتی که کسی از اشخاص ما، به‌سوی تو آمد، او‌را به ما برگردان.» نبی(ص) از این کلام اندوهگین شد و جواب اعطا کرد: «لَتَنْتَهُنَّ‌ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ‌ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ‌ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ‌ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ‌ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ‌ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌؛ ای تیم قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را به‌سوی شما می‌فرستم که معبود قلب او‌را با ایمان آزموده میباشد تا گردن‌های شما‌را به خیال آیین خداوند بزند؛ از نبی پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می باشند؟ فرستاده(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش من‌را پینه می زند.» درین هنگام عموم امام علی(ع) را درگیر پینه‌زدن کفش رسول دیدند.[۴۹]

سید هاشم بحرانی این ماجرا را در ارعاب قوم ثقیف[۵۰] و نسائی در انذار «بنووَلیعه» قوم و قبیله‌ای در کنده یا این که حَضرَموت دانسته‌اند.[۵۱]

ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نشانه‌دهنده امامت امام علی(ع)‌ دانسته‌اند. اینان گفته‌اند مقاتله با مشرکان و گردن‌زدن آن ها به‌دستور آفریدگار بود و خاصف‌النعلی که به تعبیروتفسیر قصه، «قلبش به‌وسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد سزاوار امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]

قصه بیان کندهٔ جانشینان رسول
حُرّ عامِلی محدث و عالم شیعه، روایتی از نبی اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصف‌النعل حافظه گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح شد‌ه‌است.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده فرستاده(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصف‌النعل نامید، درحالی‌که علی(ع)‌ سرگرم پینه‌زدن کفش نبی بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل گردیده‌است.[۵۵]

ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمین‌المعارف گزارشی آورده میباشد که رسول اکرم(ص) در یک کدام از سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت می خواهد بر خاصف‌النعل به‌تیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالی‌که امام علی(ع) درگیر وصله‌کردن کفش‌های نبی بود.[۵۶]

ماجرا هادی امت
خزاز تالیف کننده کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، رسول اسلام(ص) در تعبیروتفسیر واژه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصف‌النعل معرفی کرد که در آن مجال در کناره‌ای به پینه‌زدن کفش نبی سرگرم بود و بعد به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنی‌اسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آن ها دانست.[۵۷]

بازدید : 53
يکشنبه 28 بهمن 1403 زمان : 17:43


غبطه
غِبطه یا این که رَشک و تردید آرزوی داشتن نعمتی برای خویش مانند آنچه که دیگری داراست؛ سوای آن‌که در درنگ از دست رفتن آن نعمت از دیگری باشد. تفاوت غبطه با حسد در‌این میباشد که بخیل در آرزوی از دربین رفتن نعمتی برای دیگری تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

غبطه از اوصاف نیکو بوده و در روایتی از امام درستگو(ع) از نماد‌های مؤمن به شمار رفته میباشد.

در احادیث حدود آنچه لایق غبطه تناول کردن میباشد و آنچه سزاوار غبطه میل کردن وجود ندارد، رقم خورده میباشد. تحت عنوان مثال، در روایتی از امام علی(ع) هر کس عمرش را در اطاعت آفریدگار سپری کرده، لایق غبطه تناول کردن میباشد و در روایتی از امام درستگو(ع) غبطه میل کردن به خیال محصول جهان، مذمت شد‌ه‌است.

غبطه در فقه در مشاجره تصرفات اما (بابا، جد و قاضی شرع) در اموال مولی علیه (فرزند صغیر، یتیم و مجنون) و در مشاجره ودیعت فقاهتی، به معنای مصلحت و فایده به عمل رفته میباشد.

کلمه و واژه‌شناسی
غبطه یا این که رشک در اصطلاح رفتار اسلامی به معنای آرزوی داشتن نعمتی برای خویش میباشد، همچون آنچه دیگری داراست؛ فارغ از آن‌که در درنگ از دست رفتن آن نعمت از دیگری باشد.[۱] غبطه در لغت به معنای اکنون خوش و پسندیده، نعمت و شادمانی میباشد.[۲]

غبطه در عبارات فقها در گفت و گو تصرفات البتهّ (بابا، جد و حکم کننده شرع) در اموال مُوَلّی علیه (فرزند صغیر، یتیم و مجنون) به معنای مصلحت و سود به عمل رفته میباشد.[۳] به عنوان مثالً گفته میگردد تصرف البتهّ در اموال مولی علیه مشروط به غبطه (مصلحت) برای مولی علیه میباشد.[۴] همینطور در مشاجره ودیعه دینی گفته میشود رعایت غبطه (مصلحت) صاحب و مالک و عدم تصرف ضرری در محصول وی واجب میباشد.[۵]

فضلیت اخلاقی
سازه به نقل بعضا از احادیث، غبطه تناول کردن تحت عنوان یک فضیلت، از علامت‌های مؤمن میباشد. کلینی در الکافی روایتی از امام راستگو(ع) نقل کرده که «مؤمن غبطه می خورد و حسادت نمی‌ورزد و منافق حسادت می‌ورزد و غبطه نمیخورد.»[۶]

در احادیث زیادی حدود چیزهای لایق غبطه میل کردن، گفته شده میباشد. در روایتی از امام علی(ع) اورده شده هر که در جاری ساختن عمل نه سبقت می گیرد، سزاوار غبطه میل کردن میباشد.[۷] در ماجرا دیگری، هر که عمرش در اطاعت خداوند سپری کرده را لایق غبطه تناول کردن دانسته میباشد.[۸] محدث نوری در مستدرک الوسائل روایتی از امام درستگو(ع) کرده که زائر قبر امام حسین(ع) آیتم غبطه قرار می گیرد.[۹]

در بعضا از احادیث، غبطه میل کردن بر کسی به خیال متعددی محصول عالم و کارها مادی گزینه ملامت شد‌ه‌است.[۱۰]

سازه به گفته ملا احمد نراقی، غبطه از فضیلت ها اخلاقی به‌شمار می‌رود و سبب ساز غبطه بردن بر فردی، محبّت بر نعمتی میباشد که برای آن فرد، نتایج شد‌ه‌است. سازه به حیث نراقی درصورتی که آن نعمت، فرمان فقهی باشد، باعث آن غبطه، محبّت معبود و محبّت طاعت اوست و این امری نیکو و مرغوب میباشد و در‌صورتی‌که فرمان مادی و مباح باشد، باعث آن، محبّت تنعّم و التذاذ در دنیاست و این اگرچه حرام نباشد اما شکی وجود ندارد که منجر پستی رتبه و بازماندن از مقامات بلند و منازل ارجمند میباشد.[۱۱]

بازدید : 13
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:50


مراتب و درجات
در منابع اخلاقی و عرفانی مراتبی برای تکیه نام برده میباشد. طبق این کتاب‌ها تکیه به حیث قوّت و ضعف سه سکو دارااست:[۲۵]

رتبه در آغاز: در‌این سکو شخص به‌سیرتکامل‌ای به پروردگار پشت گرمی دارااست که به یک نماینده قانونی متکی بودن می‌نماید.[۲۶] ملا محمدمهدی نراقی این سکو را ضعیف‌ترین رتبه تکیه تشریفات ترحیم مشهد دانسته میباشد.[۲۷]
جايگاه دوم: درین جايگاه هم اکنون متوکل نسبت به معبود مانند حالا بچه نسبت به مادرش میباشد که جز اورا نمی‌شناسد و به غیر وی پشتیبانی نمی‌موفقیت و جز وی به کسی متکی بودن نمی‌نماید. تفاوت این مرحله از تکیه با مرحله اولیه این میباشد که اینجا متوکل صرفا به هر که بر وی تکیه کرده، دقت می‌نماید و حتی به خویشِ تکیه نیز اعتنا ندارد.[۲۸] علمای خوی دست‌یابی به‌این درجه از تکیه را منحصربه‌فرد خاصیت میدانند.[۲۹]
مرتبه سوم: به گفته علمای رفتار درین سکو، متوکل خویش را مرده‌ای در چنگ‌های مرده‌شوی می‌بیند که از خویش ازروی اختیار ندارد و فقط به تفویض وی تکان می‌نماید.[۳۰] تفاوت این مرحله با مرحله دوم تکیه درین میباشد که در آن مرحله متوکل، دعا و تضرع را رخنه‌ نمی‌نماید؛ ولی در اینجا ممکن میباشد متوکل به سبب ساز پشت گرمی به التفات معبود، دعا و تضرع به درگاه او‌را نیز سوراخ کند.[۳۱] نراقی این جايگاه از تکیه را بالاترین رتبه آن شمرده و دست‌یابی به آن را بسیار کم دانسته میباشد. به یقین او تکیه حضرت ابراهیم در ماجرای پرتاب وی به سوی حریق از این نوع بوده میباشد.[۳۲][یادداشت ۱]
به گفته نراقی در جامع السعادات، تکیه بشر‌ها با هم تفاوت داراست و به جايگاه اعتقاد و توحید آن ها متعلق میباشد. هراندازه ایمان حاذق‌خیس باشد، سکو تکیه آدم هم فراتر میباشد.[۳۳]

روش وصال به رده تکیه
محمدمهدی نراقی، رویکرد به‌دست‌آوردن تکیه را تقویت اعتقاد و باور آدم درباره توحید می داند؛ به‌سیرتکامل‌ای که تمامی کارها را از خداوند بداند و غیر او‌را در هیچ کاری دخیل نبیند.[۳۴] وی تامل در خلقت خویش و تأمل در آیاتی از قرآن که درباره تکیه میباشد و تحقیق سرگذشت افرادی که به پروردگار تکیه کرده‌اند را نیز توصیه نموده است.[۳۵]

از دید نراقی، نشان تکیه این میباشد که ازدست‌دادن منافع و اموال یا این که به دست‌آوردن آنان تغییری در درحال حاضر آدم تولید نکند.[۳۶]

اثر ها تکیه
در بعضی از آیه ها قرآن و احادیث اثراتی برای تکیه نام برده میباشد. از جمله در آیه ۳ سوره جدایی آمده میباشد، هر که بر پروردگار تکیه می‌نماید، معبود اورا کفایت خواهد کرد. در برخی از روایات نیز با استناد بدین آیه، اینگونه اثری برای تکیه نقل شده میباشد.[۳۷] در حدیثی از امام علی(ع) آمده میباشد: هرکس به پروردگار تکیه نماید، مشقت‌ها برایش راحت می گردد و اثاثیه برایش آماده میگردد.[۳۸]

علمای اخلاق و رفتار با استناد به آیه «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ؛هر فردی که بر معبود توكل كند [فارغ از ترديد پيروز می شود] زيرا آفریدگار تواناى شكست‏‌ناپذير و حكيم میباشد»،[۳۹] بر این باورند که آدم متوکل در قبال سایر افراد شم ذلت نمی‌نماید.[۴۰] همینطور بر محور روایتی از امام رضا(ع) کسی که که میخواهد توانمند‌ترین عموم باشد، بایستی به آفریدگار تکیه نماید.[۴۱]

ارتباط تکیه با عمل و تلاش
به نقل از غزالی و محمدمهدی نراقی بعضی تکیه را به معنای دست‌روی‌دست گذاشتن و آزاد کردن عمل و سعی فکر می کنند.[۴۲] نتیجه کاشانی در گونه های بدین نگرش، گفته میباشد:‌ در آیین اسلام، تکیه با فعالیت و همت منافات ندارد.[۴۳]

در تعبیر و تفسیر مثال آمده میباشد که متکی بودن بر اسباب و اثاث و انگیزه‌های ظاهری با توحید افعالی ناسازگاری ندارد؛‌ چون لوازم و انگیزه‌های ظاهری اقتدار غیروابسته ندارند و تأثیر آنان در دایره توان و مشیت پروردگار میباشد.[۴۴] در روایات نیز، توسل به لوازم طبیعی در کنار تکیه، توصیه شد‌ه‌است. برای مثال از نبی(ص) نقل گردیده‌است که زانوی شتر را ببند و آن گاه تکیه کن.[۴۵]

جلال‌الدین مولوی در مثنوی معنوی، این حدیث را در پوسته شعر درآورده میباشد:[۴۶]

اظهار کرد بله گر تکیه رهبرست
این منجر هم سنت پیغمبرست
اظهار‌کرد پیغمبر به آواز بلند
با تکیه زانوی اشتر ببند
راز الکاسب حبیب الله شنو
از تکیه در باعث کاهل مشو.[۴۷]

بازدید : 14
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 11:06


بنی‌اسرائیل
بنی‌اسرائیل به دوازده فرزند یا این که قومی گفته می‌گردد که به اسم بابا و جدشان اسرائیل (یعقوب) اسم‌گذاری گردیده‌اند. در قرآن ۴۱ توشه از این کلمه و واژه حافظه گردیده و از نعمت‌ها و دستورهای خدا به بنی‌اسرائيل و توبیخ‌های فراوان‌شان از سوی آفریدگار کلام تشریفات ترحیم مشهد آمده میباشد.

اسرائیل و پسرانش به منجر قحطی در کنعان به مصر رفتند و نسل‌شان تا مجال موسی(ع) در مصر ماند. در‌این مجال به‌انگیزه ستم فرعون از مصر بیرون شدند. آن‌ها بعداز آنکه موسی(ع) به صورت سینا رفت و مدتی غایب بود، به گوساله‌پرستی روی آوردند.

بعد از وفات موسی(ع) و یوشع، بعد از ظهر داوران بنی‌اسرائیل آغاز شد. آن ها فرمانروا نبودند و صرفا به حل اختلافات می‌پرداختند. سال‌ها آن گاه، بعد از ظهر پادشاهان بنی‌اسرائیل با طالوت و آن‌گاه داوود و سلیمان(ع) استارت شد. پس از سلیمان(ع) فرزندش به پادشاهی رسید، ولی ده طایفه از در بین دوازده طایفه بنی‌اسرائیل از وی تقلید نکردند و تنها دو طایفه بنیامین و یهودا از وی اطاعت کردند. اینان در حوزه‌‌ای به اسم یهودا در اورشلیم مستقر شدند. اسم یهودی از همین طایفه ریشه گرفته میباشد.

در زمان سلیمان(ع)‌، معبدی برای عبادت تشکیل‌شده بود به اسم هیکل سلیمان که به منجر اختلاف دربین اقوام بنی‌اسرائیل و اشغال اورشلیم چند دفعه تخریب شد.

کلمه و واژه‌شناسی
«بنی‌‌اسرائیل»، در لغت به‌معنای فرزندان یعقوب(ع) میباشد؛ البته در کاربرد رایجش به خاندان یهود گفته می شود[۱] که تحت عنوان کنیه یعقوب، یعنی اسرائیل، بنی‌اسرائیل اسم‌گذاری گردیده‌اند.[۲] در لهجه عبری اسرائیل به‌معنای برگزیده خداوند و یا این که عبد پروردگار میباشد.[۳]

تاریخچه
یعقوب (اسرائیل) و پسرانش به منجر قحطی در کنعان به مصر رفتند.[۴] نسل آنان تا فرصت موسی(ع) در مصر ماند. در‌این فرصت، به‌رهبری موسی(ع) از فشار حکومت فرعون فراروگریز کردند و مجدد به کنعان بازگشتند. آن ها حدود چهل سال در صحرای سینا حیران بودند[۵] تا اینکه بعداز وفات موسی، یوشع جانشین او شد و به ندرت کنعان را فتح کرد.[۶]

این قبیله در نگاه عرب قبل از اسلام به‌ادله برخورداری از کتاب آسمانی، مناسک فقاهتی خاص و پیشینه تاریخی، اقلیتی فرهیخته‌خیس دانسته می‌شدند. با وجود تمدن قرآنی صدر اسلام، بنی‌اسرائیل به منزله گروهی با نام و نشان حریف قرار گرفتند.[۷]

بازدید : 73
چهارشنبه 24 بهمن 1403 زمان : 15:03


مکانیسم جبران و رویارویی با شُرور اخلاقی
همینطور مشاهده کنید: انتصاف
امام علی(ع):
در روز قیامت، پروردگار به بندگان خویش اعلام می‌نماید که امروز روز داوری میباشد و عدل و داد و انصاف در بین شما حکم‌فرما خواهد بود. درین روز به هیچ‌کس ظلم نخواهد شد. هر چه که به ناحق از کسی گرفته گردیده‌است، از ظالم بازپس گرفته و به صاحب و مالک مهم‌اش برگردانده تشریفات ترحیم مشهد می گردد.[۱۸]

نقل شده در احادیث شیعی در توجیه وجود ظلم و ستم‌ها در‌این جهان، بیشتر بر جبران این درد و سختی‌ها و نابرابری‌های ناخواسته در عالم یا این که آخرت تأکید گردیده‌است.[۱۹] متکلمان امامیه و معتزله نیز، با دلایل عقلی و با توکل بر آیه ها و احادیث اثبات کرده‌اند که انتصاف بر معبود واجب میباشد یعنی آفریدگار حق ظالم را از مظلوم خواهد گرفت.[۲۰] با وجود این مکانیسم، وجود شرور اخلاقی درین دنیا با اطمینان به خدای عادل ناسازگاری نخواهد داشت.[۲۱]

تقابل با شرور اخلاقی در عرصه اجتماعی با تشریع ضابطه در جامعه و مشخص و معلوم کردن مجریان آن انجام شده میباشد. علامه طباطبایی مفسر شیعه، در تعبیر و تفسیر آیه ۲۱۳ سوره بقره، تشریع ادیان را برای در دست گرفتن خصوصیت ذاتی استخدام‌گری آدم دانسته میباشد.[۲۲]

نابودی‌انگاری شرور اخلاقی
یکی جواب‌هایی که به موضوع شر داده گردیده، عدمی پی بردن شرور میباشد.[۲۳] این شیوه حل ضمن شرور طبیعی، در جواب به منافات نداشتن شرور اخلاقی با صفات الهی مستعمل میباشد. به نظریه وی، شغل های آدم از آن جهت که وجود داراست، زشت وجود ندارد. تعریف شدن یک کار به پلیدی به جهت خلا خصوصیت‌هایی میباشد که لایق بود وجود داشته باشند.[۲۴] برای مثال فعالیت زنا از آن جهت زشت میباشد که در اجرا آن شخص خصوصیت عفت را دارا نبوده میباشد. در سود این شرور ناشی از آفرینش آفریدگار نیستند، بلکه به جهت کاستی‌هاست.[۲۵]

مرتضی مطهری جواب به قضیه شر از روش عدمی درک کردن شرور را ناکافی دانسته میباشد. به این دلیل که هنوز پرسش باقی میباشد چرا خدا این کاستی‌ها و نابودی‌های را با وجود مطلوب مالامال نکرده میباشد. آیا این خودداری از نتیجه بوسیله آفریدگار وجود ندارد؟[۲۶]

پانویس
خاتمی، فرهنگ وتمدن دانش حرف، ۱۳۷۰ش، ص۱۳۷؛ خسروپناه، سخن تازه، ۱۳۸۱ش، ص۳۳؛ طاهری، درس‌هایی از حرف نو، ۱۳۸۴ش، ص۴۶۸.
خاتمی، فرهنگ وتمدن دانش سخن، ۱۳۷۰ش، ص۱۳۷؛ خسروپناه، سخن تازه، ۱۳۸۱ش، ص۳۴؛ طاهری، درس‌هایی از سخن نو، ۱۳۸۴ش، ص۴۶۸.
ممنون قراملکی، آفریدگار و مورد شر، ۱۳۸۸ش، ص۹-۱۰.
میرصدری، فراسوی شر، فراروی سختی، ۱۴۰۱ش، ص۲۹.
میرصدری، فراسوی شر، فراروی مشقت، ۱۴۰۱ش، ص۲۹؛ ممنون قراملکی، جواب به تردید ها کلامی (دفتر کار ششم:عدل الهی)، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۶.
برای مثال نگاه نمائید به: Mackie, The Miracle of Theism, 1982, p155-156.
پترسون و سایر افراد، عقل و باور فقاهتی، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۸-۱۷۹.
خسروپناه، صحبت تازه، ۱۳۸۱ش، ص۳۴.
ممنون قراملکی، جواب به شک ها کلامی (دفتر کار ششم:عدل الهی)، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۶-۱۴۷.
متشکر قراملکی، جواب به شک ها کلامی (دفتر کار ششم:عدل الهی)، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۸-۱۶۰.

بازدید : 18
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:50


مسافت فی مابین دو نفخه
مسافت فی مابین نفخه نخستین و دوم نیز در بعضا از احادیث چهل سال[۲۱] و در برخی دیگر چهارصد سال نام برده میباشد.[۲۲] در اینکه آیا ارتفاع همین سال‌ها همچون سال‌های دنیائی باشد، در احادیث چیزی بیان نشده؛ اما متکلمان معتقدند بعداز نقطه پایان این جهان، مجال نیز از در میان می‌رود، به این ترتیب فی مابین دو نفخه، قضیه مسافت وقتی مطرح تشریفات ترحیم مشهد وجود ندارد.[۲۳]

تمثیلی یا این که واقعی بودن نفخ صور
درباره استعاره و کنایه بودن نفخ صور نگرش‌های مختلفی وجود داراست؛ بعضی معتقدند این کلمه ها از باب تمثیل می باشند و تعبیروتفسیر نفخ صور، کنایه از حاضر کردن عموم برای حسابرسی روز قیامت میباشد.[۲۴] برخی دیگر با توکل بر احادیث فراوانی که در این باره وجود دارااست آن را رویدادی حقیقی وواقعی قلمداد می‌نمایند.[۲۵] آیت الله جوادی آملی نیز شایسته ترین معنای صور را طبق روایتی از فرستاده(ص)، شاخی از فروغ دانسته میباشد که اسرافیل در آن می‌دمد.[۲۶]

نفخ صور در ادیان دیگر
در ادیان دیگر نیز قضیه نفخ صور اورده شده میباشد. در قول تازه، رساله اولیه تِسالونیکیان، به نفخ صور تحت عنوان یکی ناشناخته‌ترین و تعجب آور‌ترین نماد‌های قیامت اشاره گردیده است.[۲۷] همینطور از انجیل برنابا تعدد دمیدن از صور نیز فهمیده می‌گردد.[۲۸]

در اشعار
عطار
زیرا مرابرداشتی ای بحر فروغ
برمدار از اینجانب حیث تا نفخ صور[۲۹]
مولوی
تا قیامت هرکه مال آن بدان
در وجود آید بود رشد بدان
رگ رگست این آب شیرین و آب پر نمک
در خلایق می‌رود تا نفخ صور[۳۰][۳۱]


کتاب شناسی
از نفخ صور تا لحظه‌ی حضور(تعبیر نشانه‌ها ۵۱تا ۵۳ سوره یس) سلسله مباحث تفسیری سید محمد ضیاء آبادی، منتشر کننده موسسه بنیاد خیریه الزهرا (س)، طهران ۱۳۸۶ش. [۳۲]
نفخ صور یا این که فریاد مرگ و معاش نوشته محمدمهدی آهنگر کاویانی، در اين کتاب که با نگاه ادبی و تفسير آيات مرتبط با قضیه نفخ صور نگاشته گردیده است درین کتاب افزون بر تبیین مسائل پيرامون نفخ صور به تجزيه و ترکيب آيات مرتبط نیز نيز پرداخته گردیده‌است.تاریخ تکثیر کتاب ۱‍۳۹۸ش. میباشد.[۳۳]
تا ابد معاش: تفصیل روایات کتاب المعاد بحار الانوار: نفخ صور نوشته محمدرضا عابدینی، پژوهشگر :محمدجعفر مصلحی و مهران معدنی پور، محل کار انتشار معارف (متعلق به بنیان نمایندگی جایگاه رهبری در دانش کده) ، قم ۱۴۰۲ش.[۳۴]
آخر و عاقبت بشر: اوضاع و احوال برزخ، رجعت و نفخ صور، نويسنده : خوب ، مسعود - ويراستار : رامین باباگل‌زاده،
منتشر کننده دفتر کار انتشار معارف (متعلق به بنیان نمایندگی منزلت رهبری در دانش گاه)، قم ۱۴۰۱ش.[۳۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 88
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 299
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 611
  • بازدید ماه : 611
  • بازدید سال : 2139
  • بازدید کلی : 30902
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی