پیشینه تاریخی
اولی حضور اسم دایکندی در متن ها تاریخی به زمان صفویه می رسد. دیدار دولتبیگ، حکم کننده دایکندی با پاد شاه عباس (حکومت: ۹۹۶ق ـ ۱۰۳۸ق)، پاد شاه صفوی، بعد از دعوت او به کشور ایران، از قصههای پر اسم و رسم دایکندی میباشد و گفته میگردد قرآن نفیسی میان طایفه دولتبیگ محفوظ میباشد که کادو آن مهاجرت میباشد.[۲۰] در ۱۱۵۰ق (۱۱۱۵ش)، کم افشار بعداز فتح قندهار و رفتن به سوی هند، سپاهی را به دایکندی و دایزنگی اعزام کرد که عموم آن از ادای مالیات جلوگیری کرده بودند. بعد از نقطه پايان نزاع، معدود مجموعه بزرگی از جوان ها این دو فامیل را به اردوی خویش ملحق کرد.[۲۱] محمدیوسف ریاضی (۱۲۹۰ق ـ ۱۳۳۰ق)، تاریخنگار و شعر سرا شیعه هراتی، در کتاب عینالوقایع آورده: در ۱۲۶۸ق تودهای از میران هزاره به دیدار ناصرالدین سلطان (حکومت:۱۲۶۴ق ـ ۱۳۱۳ق) رفته و هدایایی با خویش بردند که عبدالحمید بهادر، نماینده سردار حسن دایکندی نیز در آن دسته بود. این اشخاص با هدایایی به وطن تشریفات ترحیم مشهد بازگشتند.[۲۲]
مرزوبوم دایکندی در تجاوز عبدالرحمن، امیر کابل و کشتار عموم هزاره در سالهای ۱۲۷۰تا۱۲۷۵ش، سرکوب شد و پایین احاطه حکومت کابل قرار گرفت.[۲۳] بعداز آن دایکندی جزو حکومت بزرگ دایزنگی شد که زیرمجموعه ولایت کابل بود.[۲۴] ولی قبل از آن دایکندی بصورت نصفه جداگانه بوده و تقسیمات اداری خاصی وجود نداشت و بخشی از مرزوبوم ارزگان محسوب میشد.[۲۵] [یادداشت ۳]
زمانه معاصر
دایکندی تا ۱۳۳۰ش، زمان هفتم شورای ملی افغانستان نماینده غیر وابسته نداشت و یک نماینده مشترک از دایزنگی و دایکندی تعیین می شد.[۲۶] در سال ۱۳۴۵ش که تقسیمات اداری و تأسیس ولایات در افغانستان شروع شد، دایکندی تحت عنوان یک ولسوالی (شهرستان) به مرکزیت خِدیر در واحدهای اداری مملکت ساخت شد.[۲۷] در همین سال، محمدظاهر سلطان، واپسین فرمان روا افغانستان، مسافرت یک روزه به دایکندی داشت. نوراحمد اعتمادی، صدراعظم وقت نیز، در ۱۳۴۹ش از دایکندی دیدار نمود.[۲۸]
کمتر از 1سال بعد از کودتای کمونیستی (۷ اردیبهشت ماه/ثور ۱۳۵۷ش در کابل)، عموم دایکندی به فرماندهی صادقی نیلی، بعد از قیام و پیکار، اداره این حوزه را از دولت دموکراتیک رفتار بیرون کردند.[۲۹] بعداز یکسری سال، نبرد فی مابین تیمهای مجاهد در نقاط گوناگون دایکندی بخصوص در سنگتخت و نیلی استارت شد و خسارات و تلفات اکثری وارد کرد. این اختلاف و رقابت منفی فی مابین احزاب سیاسی، تا فعلا یکیاز اشتباهات دورازشوخی و مهم فراروی حکومتداری و اداره محلی درین ولایت میباشد.[۳۰]
در نصفه فصل تابستان ۱۳۷۸ش هزارستان مثلا دایکندی، سلطه طالبان را بعد از یک محاصره اقتصادی ۹ماهه تجارب کرد.[۳۱]
روحانیت شیعه
اولین طلاب دایکندی، بعداز سالهای سرکوب هزاره (اواخر قرن ۱۹م) به مشهد و بعداز یکسری سال به نجف سفر کرده و درس خوانده بودند. این اشخاص در رجوع به بخش ها خویش به درس دادن و رشد دانش آموز و ساخت کلاس و مکتب علمیه پرداختند.[۳۲] بعداز برد انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، نسل آینده طلاب دایکندی در حوزه علمیه قم علم آموزی کرده و سواالتحصیل گردیدهاند.[۳۳] بعضی نیز در سوریه علم آموزی کردهاند.
منطقههای علمیه
در ولایت دایکندی حدود ۲۰ مکتب علمیه وجود داراست. این مدرسه ها به جهت نداشتن نگهبانی مالی کافی و دائمی، بصورت نصفه فعال و محصور و با کمترین تجهیزات ادامه فعالیت میدهند.[۳۴] اولی مکتب علمیه در دایکندی بعد از تهاجم گرانقدر عبدالرحمان، در سنگتخت بوسیله روحانی حمزه نوری سازه گذاشته شد. در دره خودی وُلُسوالی خدیر نیز در دهه ۱۳۵۰ش مکتب توحیدیه بوسیله یک سری دانش آموز مقیم نجف آغاز به شغل کرد.[۳۵] نمایندگی برخی از مراجع پیروی و نیز جامعه المصطفی (کابل) بصورت یاریهای دور از هم و خرد، اندکی از این مدرسه های را حفاظت مینمایند.
پیشینه تاریخی
اولی حضور اسم دایکندی در متن ها تاریخی به زمان صفویه می رسد. دیدار دولتبیگ، حکم کننده دایکندی با پاد شاه عباس (حکومت: ۹۹۶ق ـ ۱۰۳۸ق)، پاد شاه صفوی، بعد از دعوت او به کشور ایران، از قصههای پر اسم و رسم دایکندی میباشد و گفته میگردد قرآن نفیسی میان طایفه دولتبیگ محفوظ میباشد که کادو آن مهاجرت میباشد.[۲۰] در ۱۱۵۰ق (۱۱۱۵ش)، کم افشار بعداز فتح قندهار و رفتن به سوی هند، سپاهی را به دایکندی و دایزنگی اعزام کرد که عموم آن از ادای مالیات جلوگیری کرده بودند. بعد از نقطه پايان نزاع، معدود مجموعه بزرگی از جوان ها این دو فامیل را به اردوی خویش ملحق کرد.[۲۱] محمدیوسف ریاضی (۱۲۹۰ق ـ ۱۳۳۰ق)، تاریخنگار و شعر سرا شیعه هراتی، در کتاب عینالوقایع آورده: در ۱۲۶۸ق تودهای از میران هزاره به دیدار ناصرالدین سلطان (حکومت:۱۲۶۴ق ـ ۱۳۱۳ق) رفته و هدایایی با خویش بردند که عبدالحمید بهادر، نماینده سردار حسن دایکندی نیز در آن دسته بود. این اشخاص با هدایایی به وطن تشریفات ترحیم مشهد بازگشتند.[۲۲]
مرزوبوم دایکندی در تجاوز عبدالرحمن، امیر کابل و کشتار عموم هزاره در سالهای ۱۲۷۰تا۱۲۷۵ش، سرکوب شد و پایین احاطه حکومت کابل قرار گرفت.[۲۳] بعداز آن دایکندی جزو حکومت بزرگ دایزنگی شد که زیرمجموعه ولایت کابل بود.[۲۴] ولی قبل از آن دایکندی بصورت نصفه جداگانه بوده و تقسیمات اداری خاصی وجود نداشت و بخشی از مرزوبوم ارزگان محسوب میشد.[۲۵] [یادداشت ۳]
زمانه معاصر
دایکندی تا ۱۳۳۰ش، زمان هفتم شورای ملی افغانستان نماینده غیر وابسته نداشت و یک نماینده مشترک از دایزنگی و دایکندی تعیین می شد.[۲۶] در سال ۱۳۴۵ش که تقسیمات اداری و تأسیس ولایات در افغانستان شروع شد، دایکندی تحت عنوان یک ولسوالی (شهرستان) به مرکزیت خِدیر در واحدهای اداری مملکت ساخت شد.[۲۷] در همین سال، محمدظاهر سلطان، واپسین فرمان روا افغانستان، مسافرت یک روزه به دایکندی داشت. نوراحمد اعتمادی، صدراعظم وقت نیز، در ۱۳۴۹ش از دایکندی دیدار نمود.[۲۸]
کمتر از 1سال بعد از کودتای کمونیستی (۷ اردیبهشت ماه/ثور ۱۳۵۷ش در کابل)، عموم دایکندی به فرماندهی صادقی نیلی، بعد از قیام و پیکار، اداره این حوزه را از دولت دموکراتیک رفتار بیرون کردند.[۲۹] بعداز یکسری سال، نبرد فی مابین تیمهای مجاهد در نقاط گوناگون دایکندی بخصوص در سنگتخت و نیلی استارت شد و خسارات و تلفات اکثری وارد کرد. این اختلاف و رقابت منفی فی مابین احزاب سیاسی، تا فعلا یکیاز اشتباهات دورازشوخی و مهم فراروی حکومتداری و اداره محلی درین ولایت میباشد.[۳۰]
در نصفه فصل تابستان ۱۳۷۸ش هزارستان مثلا دایکندی، سلطه طالبان را بعد از یک محاصره اقتصادی ۹ماهه تجارب کرد.[۳۱]
روحانیت شیعه
اولین طلاب دایکندی، بعداز سالهای سرکوب هزاره (اواخر قرن ۱۹م) به مشهد و بعداز یکسری سال به نجف سفر کرده و درس خوانده بودند. این اشخاص در رجوع به بخش ها خویش به درس دادن و رشد دانش آموز و ساخت کلاس و مکتب علمیه پرداختند.[۳۲] بعداز برد انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، نسل آینده طلاب دایکندی در حوزه علمیه قم علم آموزی کرده و سواالتحصیل گردیدهاند.[۳۳] بعضی نیز در سوریه علم آموزی کردهاند.
منطقههای علمیه
در ولایت دایکندی حدود ۲۰ مکتب علمیه وجود داراست. این مدرسه ها به جهت نداشتن نگهبانی مالی کافی و دائمی، بصورت نصفه فعال و محصور و با کمترین تجهیزات ادامه فعالیت میدهند.[۳۴] اولی مکتب علمیه در دایکندی بعد از تهاجم گرانقدر عبدالرحمان، در سنگتخت بوسیله روحانی حمزه نوری سازه گذاشته شد. در دره خودی وُلُسوالی خدیر نیز در دهه ۱۳۵۰ش مکتب توحیدیه بوسیله یک سری دانش آموز مقیم نجف آغاز به شغل کرد.[۳۵] نمایندگی برخی از مراجع پیروی و نیز جامعه المصطفی (کابل) بصورت یاریهای دور از هم و خرد، اندکی از این مدرسه های را حفاظت مینمایند.

خدمات صفر تا صد تشریفات ترحیم مشهد؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم