loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 16
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:57


نِکادرَت نهادی برای استیناف و سرپرستی کارها سادات و یتیمان و تأمین نیازهای مالی و نیز نگهداری احترام آن‌ها بود. این بنیان همینطور اداره وقف و داوری دربین سادات را در چنگ داشت. نقابت در حکومت بنی‌عباس با علت دوری از نارضایتی طالبیان و تأیید مقام آن‌ها تولید شد. نقیب، معمولا از اشخاص بانفوذ تعیین میگردید. بعضا از نقیبان در توسعه و گسترش شیعه و مسائل سیاسی عمل می‌کردند. سید رضی، سید مرتضی و ابن طاووس از نقیبان دارای شهرت تشریفات ترحیم مشهد میباشند.

معنا‌شناسی
نَقیب به کسی می‌گفتند که پیوسته از وضع معاش خویشاوندان یا این که طایفه خویش آگاه باشد و خبر بگیرد.[۱] نقیب و نقابت از نَقْب گرفته گردیده است. نقب به معنای شکافتن، رخنه‌ کردن، خط مش باز کردن و همینطور کاویدنِ عمق چیزها و گردش و جست‌وجوست.[۲]مشتقات کلمه نقب در قرآن سه توشه بکار رفته میباشد که یک توشه آن در آیه۱۲ سوره مائده درباره بنی اسرائیل میباشد و به نقیبان دوازده‌گانه آن ها اشاره گردیده است و مفسران مسلمان برای آن معانی مختلفی مانند رئیسان، شاهدان، ضامنان و فرزندان اسرائیل(یعقوب) برایش بیان کرده‌اند.[۳]

وظایف
وظیفه مهم نقیب، تحقیق به کارها اجتماعی، حقوقی و مالی سادات بود.[۴] نقیبِ عام اموری مانند اداره اوقاف، داوری، کارها یتیمان و توزیع سهم سادات را ایفا می‌بخشید.[۵] تصویب و تحقیق نَسَب، به دنیاآمدن و فوت، وصلت و اشتغال سادات را نقیبانِ خاص برعهده داشتند. هم‌اینگونه آن ها وظیفه داشتند از بی‌احترامی دیگر افراد به طالبیان و نیز از ارتکاب گناه و جرم و آزار دیگرافراد از سوی سادات پیشگیری نمایند.[۶]

فرایند تاریخی
بنیان نقابت در نصفه دوم قرن سوم قمری در تشکیلات حکومت بنی‌عباس با تیتر دیوان نقابت برای اعمال کارها سادات طالبی بوجود آمد.[۷] در ۲۴۹ق، یحیی بن قدمت، از نوادگان زید بن علی، علیه حکومت مستعین (۲۵۵-۲۴۸ق) قیام کرد و در ۲۵۰ق کشته شد.‌[۸] وی از تأمین‌نشدن درخواست مالی خودش به وسیله قدمت بن فَرَج، مسئول مستمری بنی‌هاشم (طالبیان و بنی‌عباس) و خلق و خوی تند او، غمگین و خشمگین گردیده بود.[۹] یکسال بعد از آن حسین‌بن احمد، برادرزاده یحیی به مستعین پیشنهاد کرد مسئول طالبیان را شخصی از خویش آن‌ها تعیین نماید. مستعین، خویش او‌را تحت عنوان نقیب طالبیان برگزید.[۱۰] شریف مرتضی از سال ۴۰۶ق از سوی فرمان روا آل بویه و خلیفه عباسی، نقیب علویان، امیرالحاج و مدیر دیوان مظالم شد؛ مناصبی که قبل از وی پدرش حسین ‌بن موسى علوى و برادرش شریف رضی بر ذمه داشتند.[۱۱] منصبِ نقابتِ سادات تا نقطه پایان عصر خلافت عباسی جزءِ مشاغل دیوانی اثبات دستگاه خلافت بود.[۱۲] نقابت در عصر آل بویه و سلجوقیان عنایت بیشتری یافت و نیز به ساختار حکومت‌های اهل ایران اضافه شد.[۱۳] هم‌اینگونه به منجر ارتقا جمعیت علویان، نسب‌شناسی توسعه و گسترش کرد و نَسّابه‌های (اشخاص نسب‌شناس) اکثری شغل می‌کردند.[۱۴] بعداز سقوط عباسیان به‌دست هلاکوخان، جایگاه نقابت و احترام سادات باقی ماند.[۱۵] در دولت ایلخانی، مراکزی بنام دارالسیادة نیز برای سرویس به سادات به‌وجود آمد که بیشتر کاربرد فرهنگی داشت.[۱۶]

در بعد از ظهر صفویه با وجود نقابت، بخشی از وظایف آن به ذمه رده صدارت نهاده شد. صدارت کارها مذهبی و موقوفات را به‌ذمه داشت و در طی تیموریان به وجود آمده بود و اختصاصی به سادات بود.[۱۷] در امپراتوری عثمانی نیز به پیروی از سلجوقیان و ایلخانیان منزلت نقابت وجود داشت و تیتر نقیب الاشراف به بالاترین جایگاه آن داده شد.[۱۸] تا اواخر قاجاریه اداره نقابت با تیتر «دار النقابة الشریفة» عمل بزرگ داشت و گاهی تحت عنوان ابزار سیاسی یا این که اجتماعی شاهان قاجار به کار گیری میشد.[۱۹]

علت و هدف ها صورت‌گیری
کاهش نارضایتی علویان از بنی‌عباس که بتواند از تضارب آن ها با حکومت بکاهد، از علت‌های اساسی تشکیل نقابت بود.[۲۰] ماوردی این نظر را دارد بنیان نقابت برای محافظت احترام سادات پدیدآمد.[۲۱] برخی دلایل دیگری را نیز مانند کاهش عکس العمل ناشی از رابطه سادات با ماموران حکومتی و نیز، تولید اختلاف میان سادات به‌خیال و خاطر رقابت و عمل در منزلت نقابت گفته‌اند.[۲۲]

طریق گزینش


نِکادرَت نهادی برای استیناف و سرپرستی کارها سادات و یتیمان و تأمین نیازهای مالی و نیز نگهداری احترام آن‌ها بود. این بنیان همینطور اداره وقف و داوری دربین سادات را در چنگ داشت. نقابت در حکومت بنی‌عباس با علت دوری از نارضایتی طالبیان و تأیید مقام آن‌ها تولید شد. نقیب، معمولا از اشخاص بانفوذ تعیین میگردید. بعضا از نقیبان در توسعه و گسترش شیعه و مسائل سیاسی عمل می‌کردند. سید رضی، سید مرتضی و ابن طاووس از نقیبان دارای شهرت تشریفات ترحیم مشهد میباشند.

معنا‌شناسی
نَقیب به کسی می‌گفتند که پیوسته از وضع معاش خویشاوندان یا این که طایفه خویش آگاه باشد و خبر بگیرد.[۱] نقیب و نقابت از نَقْب گرفته گردیده است. نقب به معنای شکافتن، رخنه‌ کردن، خط مش باز کردن و همینطور کاویدنِ عمق چیزها و گردش و جست‌وجوست.[۲]مشتقات کلمه نقب در قرآن سه توشه بکار رفته میباشد که یک توشه آن در آیه۱۲ سوره مائده درباره بنی اسرائیل میباشد و به نقیبان دوازده‌گانه آن ها اشاره گردیده است و مفسران مسلمان برای آن معانی مختلفی مانند رئیسان، شاهدان، ضامنان و فرزندان اسرائیل(یعقوب) برایش بیان کرده‌اند.[۳]

وظایف
وظیفه مهم نقیب، تحقیق به کارها اجتماعی، حقوقی و مالی سادات بود.[۴] نقیبِ عام اموری مانند اداره اوقاف، داوری، کارها یتیمان و توزیع سهم سادات را ایفا می‌بخشید.[۵] تصویب و تحقیق نَسَب، به دنیاآمدن و فوت، وصلت و اشتغال سادات را نقیبانِ خاص برعهده داشتند. هم‌اینگونه آن ها وظیفه داشتند از بی‌احترامی دیگر افراد به طالبیان و نیز از ارتکاب گناه و جرم و آزار دیگرافراد از سوی سادات پیشگیری نمایند.[۶]

فرایند تاریخی
بنیان نقابت در نصفه دوم قرن سوم قمری در تشکیلات حکومت بنی‌عباس با تیتر دیوان نقابت برای اعمال کارها سادات طالبی بوجود آمد.[۷] در ۲۴۹ق، یحیی بن قدمت، از نوادگان زید بن علی، علیه حکومت مستعین (۲۵۵-۲۴۸ق) قیام کرد و در ۲۵۰ق کشته شد.‌[۸] وی از تأمین‌نشدن درخواست مالی خودش به وسیله قدمت بن فَرَج، مسئول مستمری بنی‌هاشم (طالبیان و بنی‌عباس) و خلق و خوی تند او، غمگین و خشمگین گردیده بود.[۹] یکسال بعد از آن حسین‌بن احمد، برادرزاده یحیی به مستعین پیشنهاد کرد مسئول طالبیان را شخصی از خویش آن‌ها تعیین نماید. مستعین، خویش او‌را تحت عنوان نقیب طالبیان برگزید.[۱۰] شریف مرتضی از سال ۴۰۶ق از سوی فرمان روا آل بویه و خلیفه عباسی، نقیب علویان، امیرالحاج و مدیر دیوان مظالم شد؛ مناصبی که قبل از وی پدرش حسین ‌بن موسى علوى و برادرش شریف رضی بر ذمه داشتند.[۱۱] منصبِ نقابتِ سادات تا نقطه پایان عصر خلافت عباسی جزءِ مشاغل دیوانی اثبات دستگاه خلافت بود.[۱۲] نقابت در عصر آل بویه و سلجوقیان عنایت بیشتری یافت و نیز به ساختار حکومت‌های اهل ایران اضافه شد.[۱۳] هم‌اینگونه به منجر ارتقا جمعیت علویان، نسب‌شناسی توسعه و گسترش کرد و نَسّابه‌های (اشخاص نسب‌شناس) اکثری شغل می‌کردند.[۱۴] بعداز سقوط عباسیان به‌دست هلاکوخان، جایگاه نقابت و احترام سادات باقی ماند.[۱۵] در دولت ایلخانی، مراکزی بنام دارالسیادة نیز برای سرویس به سادات به‌وجود آمد که بیشتر کاربرد فرهنگی داشت.[۱۶]

در بعد از ظهر صفویه با وجود نقابت، بخشی از وظایف آن به ذمه رده صدارت نهاده شد. صدارت کارها مذهبی و موقوفات را به‌ذمه داشت و در طی تیموریان به وجود آمده بود و اختصاصی به سادات بود.[۱۷] در امپراتوری عثمانی نیز به پیروی از سلجوقیان و ایلخانیان منزلت نقابت وجود داشت و تیتر نقیب الاشراف به بالاترین جایگاه آن داده شد.[۱۸] تا اواخر قاجاریه اداره نقابت با تیتر «دار النقابة الشریفة» عمل بزرگ داشت و گاهی تحت عنوان ابزار سیاسی یا این که اجتماعی شاهان قاجار به کار گیری میشد.[۱۹]

علت و هدف ها صورت‌گیری
کاهش نارضایتی علویان از بنی‌عباس که بتواند از تضارب آن ها با حکومت بکاهد، از علت‌های اساسی تشکیل نقابت بود.[۲۰] ماوردی این نظر را دارد بنیان نقابت برای محافظت احترام سادات پدیدآمد.[۲۱] برخی دلایل دیگری را نیز مانند کاهش عکس العمل ناشی از رابطه سادات با ماموران حکومتی و نیز، تولید اختلاف میان سادات به‌خیال و خاطر رقابت و عمل در منزلت نقابت گفته‌اند.[۲۲]

طریق گزینش

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 121
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 122
  • بازدید ماه : 122
  • بازدید سال : 1650
  • بازدید کلی : 30413
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی