loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 54
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 18:24


عصر عثمان
با استارت خلافت عثمان بن عفان که از بنی‌امیه بود، امویان نفوذ و اقتدار خویش را بزرگ‌خیس کردند.[۴۵] در شورای شش نفره برای تعیین خلیفه، عبدالرحمان بن عوف که با عثمان قوم و قبیله بود حضوری مؤثر داشت.[۴۶] ابوسفیان نیز بعداز گزینش عثمان یا این که بعداز وفات رسول، در گردآوری امویان از آن ها خواست خلافت را همانند گوی دربین خویش بگردانند و نگذارند که از دستشان خارج افتد که خیر بهشتی در عمل میباشد ونه دوزخی.[۴۷] عثمان اندک‌اندک بنی‌امیه را به ولایت شهرهای اصلی و برای ادامه فتوح برگماشت[۴۸] و در بعضا مورد ها، اموال هنگفتی به آن‌ها اعطا تشریفات ترحیم مشهد کرد.[۴۹]

درین زمان مروان بن حکم بر کارها خلافت اشراف فراوانی یافته بود[۵۰] و در جریان اعتراض مسلمانها بر ضد خلیفه نیز، شورشیان خواستار اخراج و تحویل وی بودند.[۵۱] در اواخر قول عثمان، احساسات ضداموی بین دیگر قریشیان و قبایل خردتر توسعه و گسترش یافت.[۵۲] تلقی بنی‌امیه از خلافت درین قول، از یکی از مثلا‌های مروان قابل شعور میباشد که در گردآوری شورشیان اعلام کرد: «اینجا آمده‌اید تا "ملک" ما‌را از چنگمان به‌درآورید».[۵۳]

خلافت امام علی(ع)
با استارت خلافت امام علی(ع) که بیعت با او فارغ عزم بنی‌امیه شکل گرفت، سران بنی‌امیه ابتدا به مکه رفتند[۵۴] و بعد یاروهمدم با اصحاب جمل به عذر خونخواهی عثمان، عَلَم مخالفت برداشتند،[۵۵] البته بر رمز خلافت با آنها اختلاف داشتند[۵۶] و بنابر بعضی گزارش‌ها مروان بن حکم، طلحه را در نبرد به قتل رساند.[۵۷]

بعداز باخت در پیکار جمل، بنی‌امیه به سوی معاویه والی شام رفتند، در حالی که امام علی از اول روزهای خلافت، خواهان برکنار وی از ولایت شام بود.[۵۸] معاویه در حین قدمت بر شام ولایت یافت و با اختیاراتی که از فتوح اسلامی در طول عثمان داشت[۵۹]، می‌قدرت ذکر کرد که خلافت بنی‌امیه درین نصیب از عالم اسلام شروع گردیده بود.[۶۰] معاویه با خونخواهی عثمان، مخالفت خویش را آشکار تشکیل داد، البته در حین محاصره عثمان از امداد او دریغ کرد و برخی از طمع او در استحصال خلافت صحبت به دربین آورده بودند.[۶۱]

فرسایشی شدن پیکار صفین به عایدی معاویه به پایان رسید و در صفوف یاران امام علی اختلاف ساخت؛ خلال ظهور خوارج، بعضا از سران قبایل عراق مانند اشعث بن قیس کندی پنهانی با معاویه مراوده داشتند. معاویه بعداز صفین، با ارسال کردن بسر بن ابی‌ارطاه و دیگر عُمّال خویش به بعضا از بخشها عراق و حجاز و یمن تا حد ممکن آن مرز و بوم‌ها را ناامن کرده بود[۶۲] و در اختلاف‌افکنی در میان قبایل بصره نیز دست داشت.[۶۳] این دشواری‌ها و اختلافات، امام علی(ع) و بعد از او امام حسن(ع) را از پیگیری عمل معاویه دستگیر، تا آنکه آخر و عاقبت درپی صلحی فی مابین امام حسن(ع) و معاویه، خلافت در ۴۱ق (۶۶۱م) به طور کاملً از آنِ معاویه شد.[۶۴] بنابر گزارش‌هایی بعد از شهیدشدن امام علی، شامیان معاویه را خلیفه خطاب می‌کردند.[۶۵]

خلافت بنی‌امیه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: خلافت بنی‌امیه
خلافت بنی‌امیه بعداز صلح امام حسن و معاویه در سال ۴۱ق استارت شد و در سال ۱۳۲ق با سقوط مروان بن محمد به انتها رسید و در‌این دربین چهارده خلیفه بر تخت نشستند. خلافت امویان به دو قسمت شاخه سفیانی و شاخه مروانی تقسیم می شود. معاویة بن ابی‌سفیان، و یزید بن معاویه، و معاویة بن یزید، خلفای شاخه سفیانی‌اند و بعداز به تخت نشستن مروان بن حکم، خلافت اموی به مروانیان منتقل شد. بعد از مروان، عبدالملک بن مروان، ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، قدمت بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالمک، ولید بن یزید، ولید بن عبدالملک، ابراهیم بن ولید و در غایت مروان بن محمد به خلافت رسیدند.

خلفای بنی‌امیه همواره با امامان شیعه تحت عنوان جانشینان رقم خورده از طرف رسول در مقابله بوده‌اند؛ به شهید شدن رساندن امام حسین(ع) و یارانش در کربلا بوسیله سپاهیان یزید بن معاویه در حادثه عاشورا، نمود رویا رویی شدید بنی‌امیه با امامان شیعه میباشد. رخداد حره، قیام‌های زبیریان، مختار ثقفی، زید بن علی، ضحاک بن قیس و قیام بنی‌عباس، دیگر اتفاق ها اساسی زمان خلافت بنی‌امیه میباشد.

مغیرة بن شعبه ثقفی، زیاد بن ابیه، عمرو عاص، مسلم بن عقبه مری، عبیدالله بن زیاد، ضحاک بن قیس، حسان بن صاحب کلبی، حجاج بن یوسف ثقفی، مسلمة بن عبدالملک، خالد بن عبدالله قسری، یوسف بن قدمت ثقفی و یزید بن قدمت ابن هبیره از وزیر و وزرا و کارگزاران و امرای سرشناس امویان به شمار می آیند.[۶۶]

حکومت امویان در سال ۱۳۲ هجری قمری با قیام عباسیان درهم باخت.[۶۷]

بازدید : 16
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 15:15


نقش روحانی طوسی در تکامل فقه شیعی
وارد کردن نحوه عقلگرایانه و عامل گرایانه در استنباط احکام شرعی اکثر زمان ها تحت عنوان پررنگ‌ترین دستاورد روضه خوان طوسی در تاریخ فقه شیعی شناخته میشود. قبل از روضه خوان طوسی طرز حدیث گرایانه بر تفکر دینی شیعه‌ها برنده بود. روضه خوان طوسی در کتاب المبسوط با منفعت گیری از طریق اجتهادی به استنباط احکام از احادیث مبنی بر قواعد اصولی پرداخت. نحوه اجتهادی روحانی طوسی اثر عمیقی بر سیر تاریخی فقه شیعه گذاشت و این نحوه تا مقطع‌ها فارغ از حریف دربین فقهای شیعه به شغل دریافت شد.[۲۲] بعد از روضه خوان حتی آرای دینی او نیز مقبول علما بود و کسی جسارت مخالفت با نظرها او را نداشت، تا اینکه ابن ادریس (متوفی حدود ۵۹۷ق) باب اعتراض بر او را تشریفات ترحیم مشهد گشود.[۲۳]

حل قضیه تعارض احادیث رسیده از امامان، از گرفتاری‌های روضه خوان طوسی بود. وی با کتابت کتاب‌های تهذیب الاحکام و الاستبصار فیما اختلف اینجانب الاخبار احادیث متعارض را توده اوری کرد و به تأویل و توجیه تعارض‌ها و شیوه حل تعارض و استنباط احکام از این احادیث پرداخت. دقت به فقه تطبیقی یا این که فقه مقارن از خصوصیت‌های پندار فقاهتی روحانی طوسی میباشد. تاثیر اساسی وی دراین باره کتاب الخلاف فی الاحکام میباشد.[۲۴]

ابتکار در تفسیرنگاری
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: التبیان فی تعبیروتفسیر القرآن
روضه خوان طوسی تالیف کننده کتاب التبیان فی تعبیر القرآن میباشد. کتاب التبیان اول تعبیروتفسیر نوشته شیعه‌ها میباشد که کل سوره‌های قرآن را در برمی‌گرفت. تفسیرهای شیعه ها قبل از روضه خوان طوسی فقط به نقل روایاتی در تعبیروتفسیر آیه ها قرآن بسنده می‌کردند. اعتنا روحانی طوسی به آرای محققان شیعه و سنی و انتقاد و نظارت آرای تفسیری دیگر مفسران، به کار گیری از متن ها ادبی عرب قبل از اسلام و ارائه داده ها درباره کلمه ها غریب قرآن و اختلاف خواندن و مسائل فقاهتی و کلامی و بلاغی آیه ها قرآن برای مثال خصوصیت‌های این تعبیروتفسیر میباشد. [۲۵]

از نگاه بعضا، دیگر خصوصیت نحوه تفسیری روضه خوان طوسی، روش اجتهادی و عقل گرایانه وی در تعبیروتفسیر قران میباشد که با روش روایی مفسران پیش از وی مختلف بود. روضه خوان طوسی با استناد به آیه ها قرآنی، قرآن را متنی قابل درک برای عقل آدم میداند و روایاتی را که فقط رویه درک قرآن را مراجعه به روایات می دانند، نمی‌پذیرد.[۲۶]

کنگره هزاره روحانی طوسی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: کنگره هزاره روضه خوان طوسی
بزرگداشت هزارمین سال به دنیا آمدن روحانی طوسی (۳۸۵ق- ۴۶۰ق) در سال ۱۳۴۸ش در مشهد برگزار شد. در‌این بزرگداشت، شخصیت، آرا و پندار‌های روحانی طوسی بوسیله اندیشمندان داخلی و فرنگی گزینه گفت و گو و نظارت قرار گرفت. دسته مقاله ها و سخنرانی‌هایی که در‌این کنگره ارائه شد، در پوسته جزوه و کتاب منتشر شوید.


عده ای از اندیشمندان در کنگره بزرگداشت روحانی طوسی _ سال ۱۳۴۸ش
بازرسی بیشتر
طوسی‌پژوهی (گروه مقالاتی در رسیدگی آراء، حال و روز و اثر ها روضه خوان طوسی)؛ عده ای از نویسندگان به همت مهدی شرکت زارع، نشر دهنده، کتاب فروشی، طهران، ۱۳۹۲ش. این کتاب ۸۵۲ شیت دارااست و ۳۵ نوشته‌ی علمی در امر گستردن درحال حاضر و اثر ها روحانی طوسی را در بردارد.[۲۷]
هزاره روحانی طوسی، تتظیم و پیشگفتار، علی دوانی، طهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲ش.
فکر سیاسی روحانی طوسی، سید محمدرضا موسویان، انتشارات بوستان کتاب قم، ۱۳۸۹ش.
پانویس
آقابزرگ تهرانی،، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۱۶۱.
«سرویس ها روضه خوان طوسی به به جا مانده علمی شیعه»، وب سایت خزانه مقاله‌ها جمهوری اسلامی ایران.
آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۱۶۱.
آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۱۶۱.
آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۱۶۱.
آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۱۶۱و ۱۶۲.
دوانی، سیری در معاش روضه خوان طوسی، ۱۳۶۲ش، ص۲۰.
امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۹، ۱۶۰.

بازدید : 22
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 16:56


تعیین مرجع
مرجعیت یک منزلت انتصابی وجود ندارد. کسی مرجع می گردد که شیعه ها او‌را به‌تیتر مرجع تاسی بپذیرند. در رساله‌های توضیح المسائل شیوه‌هایی برای آشنایی مرجع تبعیت معرفی گردیده است. این شیوه‌ها عبارتند از: دانش فردی، بینه فقهی (این‌که دو نفر کسی را به‌تیتر اعلم معرفی نمایند)، آوازه به اعلمیت[۴] یا این که این‌که گروهی از عالمان، فردی را معرفی نمایند و از صحبت وی برای تقلید کننده دانش نتایج تشریفات ترحیم مشهد خواهد شد.[۵]

وظایف مراجع
مهم ترین کارکرد مرجعیت صدور فتوا برای مقلدان در کارها شرعی و مذهبی میباشد. با این‌کلیه، مقام مرجعیت اختصاصی در فتوا وجود ندارد. معمولا مراجع جزو اساتید مشهور و معروف حیطههای علمیه محسوب میگردند و همینطور حیطههای علمیه با رسیدگی آنها اداره می‌گردد.

منابع مالی مرجعیت
بنیان مرجعیت از دید مالی متکی بر اداره وقف، سهم امام و بقیه وجوهات دینی و نیز امداد‌های مردمی و نذورات فردی میباشد.[۶] یک کدام از موضوعات مهمی که در سالیان اخیر آیتم دقت قرار گرفته ارتباط دفترها و بیوت مراجع با مسائل اقتصادی، مالی و کیفیت ورودشان بدین مقوله میباشد. با دقت به گستردگی منطقهها و نیاز شدید مالی به منابع بیشتر و پایدارتر پاره‌ای از دفتر ها و بیوت مراجع به طور آشکار و بدون واسطه و بعضا غیرمستقیم در حوزه کار‌های اقتصادی ورود کرده‌اند.[منبع بهتری نیاز میباشد][۷]

توان و نفوذ مراجع شیعه
مراجع پیروی شیعه معمولا در مقلدان و رهروان خویش و بلکه بقیه شیعه ها نفوذ دارا هستند و از همین روش میتوانند دیدگاه ها اجتماعی و سیاسی خویش را میان شیعه ها ثبت نمایند.[۸] به‌تیتر مثال صدور فتوای تحریم تنباکو به وسیله میرزای شیرازی سبب به کنسل امتیاز تنباکو در کشور‌ایران شد.[۹] و با فتوای سید محمد مجاهد دسته متعددی از شیعه‌ها به پیکار علیه روسیه رفتند.[۱۰] صدور فتوای جهاد از سوی محمدتقی شیرازی و دعوت کردن از عشایر و مسلمان ها برای نزاع ضد انگلیسی‌ها ومانع شدن از اشغال عراق[۱۱] و نهضت مشروطه در جمهوری اسلامی ایران با فتوای آخوند خراسانی و تنی دیگر از علمای نجف به موفقیت رسید.[۱۲] و قیام ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۲ش در جمهوری اسلامی ایران که در اعتراض به دستگیری آیت الله خمینی شکل گرفت.[۱۳] و در سال‌های بعدانقلاب عموم کشور ایران به رهبری یک مرجع پیروی (آيت‌الله خمینی) به برد رسید.[۱۴] نگهبانی موفقیت ملت عراق علیه تروریست های تکفیری با فتوای جهاد علیه داعش از سوی سید علی حسینی سیستانی [۱۵]

مطهری اسلام پژوه شیعی براین اعتقاد میباشد که یک کدام از شؤون فقهی اجتماعی منزلت افتاء و مرجعیت پیروی میباشد...وهرکس که فی‌الجمله به کارها مذهبی وارد باشد هنگامی می‌شنود مرجع پیروی، بلافاصلهً در ذهنش مردی که اقلاً چهل پنجاه سال به اصطلاح استخوان کوچک کرده، زحمت کشیده، سرش در قرآن و تعبیر و تفسیر و حدیث و فقه بوده، سالها نزد استادان بهتر‌قدر درس خوانده، سالها درس دادن کرده، کتاب‌ها نوشته و تألیف کرده مجسم می گردد. او مقام مرجعیت را از مسایلی برشمرده که قیمت آن در جامعه محفوظ میباشد و سقوط این مقام در ذهن عموم را از جراحت‌های مرجعیت برشمرده میباشد. [۱۶] به گفته محمد رشیدرضا دانا اهل سنت، هیچ‌یک از عالمان اهل سنت چه به تنهایی و چه گروهی، نفوذ واژه مجتهدان شیعه به‌خصوص علم آموزی‌کردگان حوزه نجف را ندارند. وی در همین راستا تحریم انتخابات در عراق در طی ملک فیصل و نیز تحریم تنباکو بوسیله میرزای شیرازی را نمونه میزند.[۱۷] ساموئل بنجامین که پیامبر ایالات متحده به جمهوری اسلامی ایران بود در جایی گفته میباشد مهمترین مجتهد طهران هرچند برای رفت و آمد از الاغ به کارگیری می‌نماید و یک خدمتکار بیشتر ندارد؛ البته با یک واژه و کلمه قادر است سلطان را از سلطنت ساقط نماید.[۱۸] دکتر معالج شریعتی (۱۳۱۲-۱۳۵۶ش.) تالیف کننده و جامعه شناس نیز در حفاظت و ثنا از روحانیت و موضع‌ها صحیح حیطههای علمیه به مناسبتی میگوید: اینجانب بعنوان هر کس حرفه کارش تاریخ و مسائل اجتماعی میباشد، داعیه می‌کنم که در مجموع این دو قرن قبلی، در پایین هیچ تفاهم نامه استعماری، امضاء یک آخوند نجف‌رفته وجود ندارد، در حالی‌که در تحت همگی این قراردادهای استعماری، امضای آقای دکتر معالج و آقای مهندس فرنگ‌رفته است. [۱۹]

بازدید : 16
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 15:05


اسم‌های پروردگار در قرآن

اسماءالله، بخط ممتاز سچکین دوردو (Mümtaz Seçkin Durdu)، خوشنویس معاصر ترکیه‌ای.
نوشته‌علمیٔ اساسی: اسم‌های معبود در قرآن در قرآن غیر از لفظ جلاله «اللّه» که سازه بر پر اسم و رسم نام خاص ذات متعالی خداست، ۱۴۳[۲۶]نام دیگر وارداتی که دارنده معنای وصفی میباشد و هر یک به نوعی، از کمال آفریدگار حکایت می‌نماید. از این اسامی ۱۰ گزینه به طور غیر مصرح تشریفات ترحیم مشهد نام برده‌اند.

اسماء الحسنی
نوشته‌علمیٔ مهم: اسماء الحسنی
در چهار آیه از قرآن کریم و مهربان نیکوترین اسم‌ها به آفریدگار تخصیص دارااست: (للّه الأسماء الحسنی).[۲۷] این تفسیر در احادیث نیز به شغل رفته میباشد. از نگرش بیشتر مفسران، اسماء الحسنی اسمایی می‌باشند که دارنده معانی کمال بوده و جز بر ذات معبود متعال دلالت نمی کنند و نیز معنای وصفی حُسن در آنان حیث گردیده و دارنده دو خصوصیت باشد: ۱. بی‌نیازی ذات آفریدگار از همگی در آن صفات.۲. نیازمندی دیگرافراد به ذات تمیز وی در آن صفات.[۲۸]

تقسیم‌بندی صفات
صفات الهی را از جهات متعدد به تعدادی قول تقسیم کرده‌اند:

۱. صفات جمال (ثبوتی) و جلال (سلبی)
نوشته‌علمیٔ اساسی: صفات جمال و جلال الهی
«صفات جمال یا این که صفات ثبوتی» صفاتی‎اند که بر وجود کمالی در معبود دلالت می‎نمایند مانند عالِم و دانش، توان و کار کشته، کردار و آفریننده، رزق و رازق و غیره. و «صفات جلال یا این که صفات سلبی» صفاتی‎اند که یا این که بر سلب نقص از خدا دلالت می‎نمایند مانند بی نیاز و جسم نبودن.

۲- صفات ذات و صفات فعل
نوشته‌ی علمی‌های اساسی: صفات ذاتی خداوند و صفات فعلی پروردگار
هر‌گاه برای انتزاع صفتی از حق والا تصور ذات کافی بوده و تصور فاعلیت پروردگار موردنیاز نباشد، آن صفت، صفت ذات یا این که ذاتی خواهد بود. مانند صفت حیات و حی. و هر‌گاه تصور فاعلیت آفریدگار مایحتاج باشد، آن را صفت فعل یا این که فاعل گویند، مانند خوی و سازنده.

۳- صفات نفسی و مازاد
«صفات نفسی» آن تیم از اوصاف‌اند که مفاهیم آن ها دربرگیرنده اضافه و نسبت به غیر پروردگار وجود ندارد، مانند «حیات». البته «صفت مازاد» به حیث مفهومی مشمول نوعی اضافه به غیر اوست، مانند «دانش»، «اقتدار» و «عزم» چون معنی دانش دربرگیرنده اضافه به چیز دیگر یعنی «مشخص و معلوم» و معنی «اقتدار» و «عزم» اضافه به «مقدور» و «منظور» میباشد.[۲۹]

۴- صفات خبری(تشبیهی) و تنزیهی
نوشته ی علمیٔ اساسی: صفات خبری
این تقسیم از اهل حدیث نقل گردیده‌است. صفات خبری(یا این که تشبیهی) صفاتی‌اند که در خبر آسمانی (کتاب و سنت) وارداتی‌اند و در حالتی‌که در خبر آسمانی نیامده بودند، به مقتضای عقل برای خدا ثابت نمی‌شدند، از سویی در حالتی که به موارد ظاهری آنان قایل شویم، «تشبیه» خدا به مخلوقات و «تجسیم» موردنیاز خواهد آمد.

به عبارت دیگر این تیم از صفات در آیه‌ها و احادیث متشابه در ارتباط صفات الهی وارداتی‌اند. مانند وجه، ید، استوا، مجیء که بر حسب ظواهر، معبود را دارنده جوارح و اعضا مانند رخ، دست و پا و دیده معرفی می‌نمایند.(سوره فتح/۱۰، سوره طه/۵، سوره فجر/۲۲ و...)[۳۰] ولی چنان که گفته شد، زیرا به مقتضای عقل ثابت آنان به معنای ظاهریشان برای پروردگار محال میباشد، مفسران ومتکلمان این صفات را به معنایی که اطلاق آن بر آفریدگار درست باشد تأویل کرده و برای مثال دست خداوند را به معنای اقتدار وی مضمون‌ کرده‌اند، البته ظاهرگرایان و اهل حدیث آن ها را به به عبارتی معنای ظاهریشان گرفته‌اند.

صفات تنزیهی صفاتی می‌باشند که بیان کنده تنزیه و پیراستن آفریدگار متعال از صفات اجسام و مختصات ممکنات میباشند مانند: لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ

بازدید : 13
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 11:38


کارداران و ریشه­‌‌ها
برای کفر دست اندرکاران و قضیه‌هایی آورده شده میباشد:

تاسی از تردید: آفریدگار در سوره یونس، خطاب به مشرکان میفرماید: «شما از آنجا که همواره از ظن و تفکر تبعیت می کنید، گرفتار بی دینی گردیده‌اید».[۳۲]
شم‌گرایی: ریشه مفروضات بعضی از آدم‌ها به انگیزه انس با دانا طبیعت، به محسوسات خلاصه می‌گردد و از محدوده آن ها بالاتر نمی‌رود، از این‌رو مسایل خداشناسی را درحد محسوسات تنزل میدهد.[۳۳]
جهالت: قرآن فرزند قرار دادن برای آفریدگار و کفر را ناشی از جهل و جاهلیت می داند.[۳۴]
قرآن محبت جهان، هواپرستی، بیماری آلزایمر معبود، بزرگ نمایی درباره شخصیت‌های شرعی، تعصب و حکومت‌های فاسد را نیز از عامل ها رغبت به کفر بیان تشریفات ترحیم مشهد نموده است.[۳۵]

اثار
بر پایه ی آیه‌ها قرآن، بی دینی پیامدهایی را به‌دنبال داراست برای مثال:

محرومیت از فردوس؛ بر طبق آیه ۷۲ سوره مائده، فردوس بر مشرک حرام گردیده‌است.[۳۶][یادداشت ۴]
محرومیت از غفران الهی؛ بر پایه ی آیه ۴۸ سوره نساء و آیه ۱۱۶ سوره نساء، مشرک از آمرزش الهی محروم میباشد و غیر از کفر دیگر گناهان قابل عفو و بخشش میباشند. [۳۷][یادداشت ۵].[۳۸]
آمدن به دوزخ و جهنم؛ بر پایه ی آیه ۷۲ سوره مائده مقام مشرک دوزخ میباشد.[۳۹]
حبط اجرا؛ بی دینی موجب می شود که جاری ساختن نیک آدم نیز از میان برود.[۴۰] [یادداشت ۶][۴۱]
حکم دینی
از دید آئین اسلام بی دینی، حرام و از گناهان کبیره به شمار می آید.[۴۲] فقیهان با استناد به آیهٔ «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ»[۴۳] حکم به نجاست مشرک داده‌ و گفته‌اند نباید وارد مسجد الحرام شوند.[۴۴]
روحانی طوسی در النهایه وصلت مردان مسلمان با زنان مشرک را روا ندانسته البته تزویج موقت با زنان یهودی و مسیحی را روا دانسته میباشد.[۴۵]

اتهام وهابیان به شیعه‌ها
وهابیان اطمینان مسلمان ها به توسل به فوت شده ها، استغاثه به پیامبران و اولیای الهی، تبرک کشف کردن به قبور و شفاعت‌خواهی از آن‌ها در فقید برزخ را از مصادیق کفر در عبادت می دانند. ابن تیمیه بر این اعتقاد میباشد که توسل به دعای نبی(ص) و صالحان، در حین حیات آن‌ها بی دینی وجود ندارد بلکه توسل به آن ها بعداز مرگشان بی دینی میباشد.[۴۶] به اعتقادوباور ابن تیمیه، کسی که کنار قبر نبی یا این که یکی‌از اشخاص باتقوا برود و از آنها حاجت بخواهد، مشرک میباشد و ما یحتاج میباشد وادار به توبه گردد و در صورتی‌که توبه نکرد، می بایست کشته گردد.[۴۷] عبدالعزیز بن‌گشوده، مفتی وهابی هم در اثرها خویش، دعا و استغاثه نزد قبور، طلب شفا و موفقیت بر معاندان را از مظاهر کفر اکبر دانسته میباشد.[۴۸] آنها این انجام مسلمان ها را با اجرا مشرکان صدر اسلام در پرستش بت‌ها مقایسه می‌نمایند.[۴۹]
عالمان مسلمان در جواب به آن‌ها گفته‌اند: اجرا مشرکان با باور به ربوبیت و مالکیت بت‌ها ایفا میشد؛ ولی شغل های مسلمان ها درخصوص اولیای الهی با اینگونه اعتقادی همپا وجود ندارد؛ بلکه بنای بر قبور اولیای الهی و طلب شفاعت از آنها، تعظیم شعائر الهی به شمار میاید.[۵۰] همینطور مسلمانانی که‌این جاری ساختن را ایفا میدهند، هیچ زمان قصد پرستش پیامبران و اولیای الهی را ندارند و برای آن‌ها، جایگاه الوهیت قائل نیستند؛ بلکه قصدشان صرفا تکریم پیامبران و اولیای الهی، و تقرب یافت کردن به آفریدگار از روش آن ها میباشد.[۵۱]

بازدید : 55
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 16:33


کِشْمیر ناحیه‌ای بنا شده در شمال شبه‌مجموعه کشورها هند در دامنه کوه‌های هیمالیا میباشد که تا قبل از استقلال پاکستان، امیرنشینی ذیل‌الحمایه بریتانیا بود. در ۱۹۴۷م بعداز اینکه مهاراجه کشمیر از پیوستن به پاکستان دوری کرد، اختلاف بر رمز مالکیت کشمیر به زد خورد‌های دامنه‌داری میان دولت هند و پاکستان انجامید؛ درنتیجه نصیب‌هایی از شمال کشمیر دربرگیرنده کشمیر آزاد و گلگت-بلتستان پایین نگهبانی دولت پاکستان و حیطه جامو و کشمیر و لداخ در در اختیار گرفتن دولت هند درآمد. حوزه‌‌ای در شرق کشمیر نیز زیر سلطه چین میباشد که با تیتر «اقصای چین» شناخته تشریفات ترحیم مشهد می شود.

سوابق تاریخی حضور تشیع در کشمیر به سده هشتم بازمی‌شود. درین روزگار بعضی از صوفیان و علمای شیعه اهل ایران و گروهی از سادات به‌این حیطه سفر کردند. توسعه تشیع با تأسیس سلسله تحلیل‌ها در کشمیر به نقط ی اوج خویش رسید. بعداز ارزیابی‌ها بااینکه شیعه‌ها تا امروز از توان سیاسی دور بوده‌اند، همچنان به حیات اجتماعی خویش در کشمیر ادامه داده‌اند. امروزه شهرهای کارگل، سرینگر، بدگام و دره کشمیر در قسمت کشمیر زیر بررسی هند و بخشها بلتستان و گلگت در کشمیر زیر بررسی پاکستان، ازجمله مرکزها اصلی تشیع در کشمیر به شمار میایند.

تاریخ کشمیر
ایالت کشمیر (پیش از تقسیم) از پنج قسمت دره کشمیر، جامو، لداخ، بلتستان و گیلگت درست شده بود. جمعیت کشمیر در سال ۱۹۴۱میلادی/ ۱۳۲۰ش. ۴۰۲۱۶۱۶ نفر بود که از آن در میان ۷۷ درصد مسلمان، ۲۰ درصد هندو و ۳% سیک و اقلیت‌های دیگر بودند.[۱]

در سال ۱۸۴۶ مبتنی بر معاهده امرتسر، انگلستان حکومت کشمیر را به گلاب سینگ فروخت و وی سلسله دُگرا را درین حیطه تأسیس کرد. در زمان حکومت سلسله دگرا مسلمان‌ها به‌شدت سرکوب شدند و تبعیض شدیدی میان مسلمانها و هندو‌ها وجود داشت.[۲]

با اعلام استقلال پاکستان، تصمیم بر آن بود که امیران ایالاتی که پایین پژوهش بریتانیا حکومتی نصفه‌جداگانه داشتند، بر پایه ی سه واحد سنجش مذهب ساکنان ایالت، خواست عموم و حال و روز جغرافیایی، درباره پیوستن به پاکستان یا این که هند تصمیم گیرند.[۳] بر این محور ایالت کشمیر که بیشتر ساکنان آن مسلمان بودند بایستی به پاکستان می‌پیوست ولی مهاراجه هاری سینگ عشق داشت استقلال خویش را مراقبت نماید و از پیوستن به هند یا این که پاکستان جلوگیری کرد. مسلمانها پاکستان که از مدتی پیش علیه تبعیض‌ها و محدودیت‌های مو جود به اعتراض پرداخته بودند، از پیوستن به پاکستان مدد می‌کردند. در سال ۱۹۴۸ مهاراجه تصمیم گرفت به هند بپیوندد تا بتواند از یاری هند در سرکوب معارضان سود گیرد.[۴] این تصمیم شروع نبرد‌های پاکستان و هند بر رمز کشمیر بود و درنهایت تقسیم این ناحیه را فی مابین دو مرزوبوم پیرو داشت.[۵]

در اکتبر سال ۱۹۴۷م. در میان دو مرزو بوم هند و پاکستان جنگی صورت اعطا کرد که تا ژانویه سال ۱۹۴۹ ادامه داشت. سرنوشت با میانجیگری سازمان ملل متحد دو مرزوبوم با حریق‌بس موافقت کردند و قرار شد عاقبت کشمیر با مراجعه به آرای عموم آن مملکت رقم بخورد، ولی این کلیه‌پرسی هیچ وقت برگزار نشد. هنگام برقراری حریق‌بس سال ۱۹۴۹، حدود یک سوم از مرزو بوم کشمیر - که پاکستان آن را کشمیر آزاد می‌نامد - در تصرف پاکستان باقی ماند و هند نیز در سال ۱۹۵۴ انضمام قانونی نصیب زیر در دست گرفتن خویش - موسوم به جامو و کشمیر - را به خاک خویش بیان کرد. در سال ۱۹۶۵ نبرد دیگری در بین دو مرزوبوم استارت شد که عاقبت با میانجیگری روسیه در ژانویه ۱۹۶۶ خاتمه یافت. مبارزه سوم، در سال ۱۹۷۱ و در ادامه مدد هند از کودتا استقلال‌طلبان پاکستان شرقی استارت شد که نهایتاً به تشکیل مرزو بوم غیروابسته بنگلادش منتهی شد؛ حریق‌بس سال ۱۹۷۲ و شناسایی بنگلادش به وسیله پاکستان در سال ۱۹۷۴، به‌این چالش خاتمه بخشید.[۶]

دولتمردان پاکستان اعلام می‌نمایند که کشمیر می بایست در سال ۱۹۴۷ به پاکستان می‌پیوست چراکه بیشتر ساکنان آن مسلمان‌ها‌اند. البته دولتمردان هند لحاظ دیگری دارا هستند و معتقدند که کشمیر بخشی از هند میباشد.[۷]

بازدید : 49
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 14:51


امام علی(ع)
نوشته‌ی علمیٔ مهم: امام علی(ع)
علی بن ابی‌طالب، دارای شهرت به امام علی(ع) و ملقب به امیرالمؤمنین(ع)، امام اولیه شیعه‌ها، فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد، در سیزده رجب سال ۳۰ عام الفیل در کعبه دیده به جهان گشود.[۳۴] وی اول مردی بود که به رسول(ص) ایمان آورد[۳۵] و پیوسته همراه فرستاده(ص) بود و با فاطمه(س) دختر نبی آفریدگار تشریفات ترحیم مشهد تزویج کرد.[۳۶]

با اینکه نبی در مورد ها گوناگون به عنوان مثال در روز غدیر، علی(ع) را تحت عنوان جانشین بلافصل خویش معرفی کرده بود،[۳۷] البته بعداز درگذشت وی، در رخداد سقیفه بنی‌ساعده با ابوبکر بن ابی‌قحافه تحت عنوان خلیفه مسلمان‌ها بیعت شد.[۳۸] بعد از زمان مدارای ۲۵ ساله و جلوگیری از قیام مسلحانه برای ملاحظه مصلحت و وحدت جامعه اسلامی (زمان حکومت خلفای سه‌گانه) در سال ۳۵ قمری، عموم با علی(ع) بیعت کردند و او‌را به خلافت برگزیدند.[۳۹] در خلافت علی که به طور تقریب چهار سال و خیر ماه به طول انجامید، سه نبرد داخلی نزاع جمل، مبارزه صفین و نبرد نهروان فیس بخشید. از این رو، بیشتر زمانه حکومت آن حضرت، صرف رفع اختلافات داخلی شد.[۴۰]

امام علی(ع) در ۱۹ رمضان، به سال ۴۰ قمری در محراب مسجد کوفه در هم اکنون نماز به دست ابن ملجم مرادی ضربت چاقو خورد و در ۲۱ رمضان به شهید شدن رسید و در نجف دفن شد.[۴۱] وی دارنده فضائل بی‌شماری بود.[۴۲] از ابن‌عباس نقل گردیده‌است که بیشتراز ۳۰۰ آیه در مدح علی(ع) نازل شد‌ه‌است.[۴۳] همینطور از وی اورده شده که خداوند آیه‌ای را نازل نکرد که در آن «یا این که أیها الذین آمنوا» باشد، مگر آنکه علی(ع) در رأس مؤمنان و امیر آن ها میباشد.[۴۴]

امام حسن(ع)
نوشته‌ی علمیٔ مهم: امام حسن مجتبی(ع)
حسن بن علی(ع) پر اسم و رسم به امام حسن مجتبی، فرزند امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) در پانزدهم رمضان سال سوم قمری در مدینه دیده به جهان گشود.[۴۵]

امام حسن(ع) بعداز شهیدشدن بابا، به فرمان آفریدگار و طبق وصیت پدرش، به امامت رسید و حدود شش ماه تحت عنوان خلیفه مسلمانها به اداره کارها جامعه پرداخت.[۴۶] در‌این دوران معاویه بن ابی‌سفیان، به عراق که پایگاه خلافت امام حسن(ع) بود لشکر کشید و سرداران لشکر امام حسن(ع) را فریب اعطا کرد و آن‌ها را علیه آن حضرت تحریک کرد تا آنجا که امام حسن(ع) ناچار به صلح شد و خلافت ظاهری را با قوانینی (به شرط اینکه بعداز درگذشت معاویه مجدد خلافت به امام حسن(ع) برگردد و قوم و قبیله و شیعیانش از اسیب مصون باشند) به معاویه واگذار نمود.[۴۷] امام حسن(ع) ۱۰ سال امامت کرد[۴۸] و در ۲۸ صفر سال ۵۰ق، به تحریک معاویه به دست همسر خویش،‌ جعده مسموم و شهید شد و در گورستان بقیع دفن شد.[۴۹]

امام حسن(ع) از اصحاب کِساء[۵۰] و از حاضران در ماجرای مُباهله[۵۱] و یکی‌از اهل بیت فرستاده(ص) میباشد که آیه پاکسازی درباره آن‌ها نازل گردیده است.[۵۲]

امام حسین(ع)
نوشته‌ی علمیٔ مهم: امام حسین(ع)
حسین بن علی(ع)، معروف به اباعبدالله و سیدالشهداء و امام سوم شیعه‌ها، فرزند دوم علی(ع) و فاطمه(س)، در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه چشم به جهان گشود[۵۳] وی بعداز شهید شدن برادرش امام حسن(ع)، طبق تصریح فرستاده(ص) و امام علی(ع) و وصیت برادرش، به امامت رسید.[۵۴]

امام حسین(ع) ده سال امامت نمود[۵۵] زمان امامتش به جز شش ماه انتها، مصادف با خلافت معاویه بود.[۵۶] معاویه در سال ۶۰ قمری درگذشت و پسرش یزید به مکان وی گردهمایی.[۵۷] یزید به والی مدینه امر کرد که از امام حسین برای او بیعت بگیرد و گرنه سرش را به شام بفرستد. بعداز آنکه والی مدینه درخواست یزید را به امام حسین(ع) ابلاغ کرد، آن حضرت شبانه با قبیله خویش به سوی مکه تکان کرد.[۵۸] بعداز مدتی، با دعوت عموم کوفه، با قوم و گروهی از یاران خویش رهسپار کوفه شد.[۵۹] امام و همراهانش در کربلا به محاصره لشکریان یزید درآمدند و روز دهم محرم بین آنان و سپاه یزید به فرماندهی قدمت بن سعد، نزاع در گرفت و امام(ع) و خویشاوندان و یاران وی شهید و زنان و خردسال ها و امام سجاد(ع) که مریض بود، اسیر شدند.[۶۰]

امام حسین(ع) از اصحاب کِساء[۶۱] و از حاضران در ماجرای مُباهله[۶۲] و یکی اهل بیت نبی(ص) میباشد که آیه پاکسازی درباره آنها نازل گردیده‌است.[۶۳]

امام سجاد(ع)
نوشته‌علمیٔ اساسی: امام سجاد(ع)
امامان شیعه و خلفا
امامان شیعه و خلفا
امامان
(عصر امامت) خلفای هم‌بعد از ظهر
امام علی(ع)
(۱۱ - ۴۰ق) ابوبکر (۱۱ - ۱۳)
قدمت بن خطاب (۱۳ - ۲۵)
عثمان بن عفان (۲۵ - ۳۵)
امام علی(ع) (۳۵ - ۴۰)
امام حسن(ع)
(۴۰ - ۵۰ق) • امام حسن(ع) (۴۰ - ۴۱)
معاویه (۴۱ - ۵۰)
امام حسین(ع)
(۵۰ - ۶۱ق) • معاویه (۵۰ - ۶۰)
یزید (۶۰ - ۶۱)
امام سجاد(ع)
(۶۱ - ۹۵ق) • یزید (۶۱ - ۶۴)
معاویة بن یزید (۶۴)
مروان بن حکم (۶۴ - ۶۵)
عبدالملک بن مروان (۶۵ - ۸۶)
ولید بن عبدالملک (۸۶ - ۹۵)
امام باقر(ع)
(۹۵ - ۱۱۴ق) • ولید بن عبدالملک (۹۵ - ۹۶)
سلیمان (۹۶ - ۹۹)
قدمت بن عبدالعزیز (۹۹ - ۱۰۱)
یزید بن عبدالملک (۱۰۱ - ۱۰۵)
هشام (۱۰۵ - ۱۱۴)
امام درست گو(ع)
(۱۱۴ - ۱۴۸ق) • هشام (۱۱۴ - ۱۲۵)
ولید بن یزید (۱۲۵ - ۱۲۶)
ابراهیم بن ولید (۱۲۶ - ۱۲۷)
مروان بن محمد (۱۲۷ - ۱۳۲)
ابوالعباس سفاح (۱۳۲ - ۱۳۶)
منصور دوانیقی (۱۳۶ - ۱۴۸)
امام کاظم(ع)
(۱۴۸ - ۱۸۳ق) • منصور دوانیقی (۱۴۸ - ۱۵۸)
مهدی عباسی (۱۵۸ - ۱۶۹)
هادی عباسی (۱۶۹ - ۱۷۰)
•هارون عباسی (۱۷۰ - ۱۸۳)
امام رضا(ع)
( ۱۸۳ - ۲۰۳ق) • هارون (۱۸۳- ۱۹۳)
امین عباسی (۱۹۳ - ۱۹۸)
•مأمون عباسی (۱۹۸ - ۲۰۳)
امام جواد(ع)
(۲۰۳ - ۲۲۰ق) مأمون عباسی (۲۰۳ - ۲۱۸)
معتصم عباسی (۲۱۸ - ۲۲۰)
امام هادی(ع)
(۲۲۰ - ۲۵۴ق) • معتصم عباسی (۲۲۰ - ۲۲۷)
واثق عباسی (۲۲۷ - ۲۳۲)
متوکل عباسی (۲۳۲ - ۲۴۷)
منتصر عباسی (۲۴۷ - ۲۴۸)
مستعین عباسی (۲۴۸ - ۲۵۲)
معتز عباسی (۲۵۲ - ۲۵۴)
امام عسکری(ع)
(۲۵۵ - ۲۶۰ق) • معتز عباسی (۲۵۵)
مهتدی عباسی (۲۵۵ - ۲۵۶)
مُعتمَد عباسی (۲۵۶ - ۲۶۰)
امام فرصت(عج)
(۲۶۰ق -۳۲۹ق)
نقطه نهایی غایب بودن صغرا •معتمد (۲۶۰ - ۲۷۸)
مُعتضِد عباسی (۲۷۸ - ۲۸۹)
مکتفی (۲۸۹ - ۲۹۵)
مقتدر (۲۹۵ - ۳۲۰)
قاهر (۳۲۰ - ۳۲۲)
راضی (۳۲۲ - ۳۲۹)
نبو
علی بن حسین(ع)، ملقب به سجاد و زین العابدین، چهارمی امام شیعه ها، فرزند امام حسین(ع) بود که از شهربانو دختر یزدگرد سوم، در سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد.[۶۴]

بازدید : 15
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 17:01


مستبصران پر اسم و رسم
علی بن مهزیار اهوازی: از یاران مجاورت امام جواد(ع) و امام هادی(ع) میباشد که در صدر مسيحی بود و آنگاه به مذهب تشيع تشریفات ترحیم مشهد درآمد.[۳۵]
محمد بن مسعود عَیّاشی: از مفسران شیعی در قرن چهارم قمری و تالیف کننده تعبیر و تفسیر عیاشی میباشد. او ابتدا سنی‌مذهب بود.[۳۶]
جلال‌الدين محمد بن سعد دوانی، مشهور به پژوهشگر دوانی: او فیلسوف و متکلم قرن نهم هجری میباشد که در بالا از پيروان اهل‌سنت بود و سپس، شيعه شد. وی در کتاب فروغ و روشنایی الهدايه به تشيع خویش تصريح نموده است.[۳۷]
رفاعة بن موسی نخّاس اسدی کوفی: از اصحاب و راویان امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) بود. به‌نظریه روضه خوان طوسی وی واقفی‌‌مذهب بود[۳۸] و آن‌گاه شیعه شد.[۳۹]
احمد بن داود بن سعيد فزاری: شيخ طوسی در کتاب رجالی خویش، او‌را در شمار ياران امام هادی(ع) ذكر نموده است.[۴۰] وی از بزرگان حديث اهل‌سنت بود و آن‌گاه شیعه شد.[۴۱]
غیاث‌الدین محمد خدابنده پر اسم و رسم به اولیهْجایتو (درگذشت: ۷۱۶ق): وی از فرمانروایان سلسله ایلخانان کشور ایران[۴۲] و اول کسی بود که در زمانه حکومتش به مذهب شیعه در کشور‌ایران رسمیت بخشید.[۴۳] او آغاز مسیحی بود[۴۴] و آن‌گاه به آئین بودا درآمد.[۴۵] پاره ای آن‌گاه مذهب حنفی[۴۶] و بعد از آن مذهب شافعی[۴۷] را تفویض کرد. سرنوشت ذیل تأثیر محققان شیعه قرار گرفت و مذهب شیعه را برگزید.[۴۸] به گفته شبیری زنجانی (زاده ۱۳۰۶ش)، از مراجع تبعیت شیعه، وی تا پایان قدمت، بر مذهب امامیه باقی ماند.[۴۹]
محمد مرعی الامين الانطاكی (درگذشت:۱۳۸۳ق): فقید سنی‌مذهبِ مصری و علم‌آموخته الازهر و دارنده جایگاه حاکم‌القضاة بود که مذهب شیعه را تعیین کرد.[۵۰] وی تالیف کننده کتاب اَلشّیعَةُ و حُجَجُهُم فی التَّشَیُّع میباشد.[۵۱]
سید محمد تیجانی سماوی (زاده ۱۹۳۶م): وی فقید تونسی و تالیف کننده کتاب ثُمَّ اهْتَدَیتُ (آن گاه هدایت شدم) میباشد و آغاز مالکی‌مذهب بود[۵۲] و بعد از آن مذهب شیعه را برگزید.[۵۳]
ابراهیم زَکزاکی (زاده ۱۳۳۲ش): رهبر حرکت اسلامی نیجریه آغاز مالکی‌مذهب بود و بعداز دیدار با امام خمینی شیعه شد.[۵۴]
حسن شَحاته (درگذشت: ۱۳۹۲ش): از عالمان حنفی‌مذهب اهل مصر بود که در سال ۱۹۹۶م (۱۳۷۵ش) شیعه شد.[۵۵]
اِدواردُو آنِیِلّی (درگذشت: ۱۳۷۹ش): اهل ایتالیا و فرزند یک کدام از سرمایه‌داران مشهور ایتالیا بود. وی زیر تأثیر قرآن از مسیحیت به مذهب شیعه گروید.[۵۶]
تک‌نگاری
موسوعةٌ مِن حَياةِ المُستَبصِرين، از اثرها مركزُ الاَبحاث العقائدية میباشد که در چهارده جلد به معرفی تنی چند از مستبصران، از کشورهای گوناگون، پرداخته میباشد.[۵۷]
رسیدگی علل رغبت مستبصرین به تشیع در پنجاه سال اخیر، نوشته میرمحسن نورمحمدی، قم،‌ دار الکتب التاریخیة ناشرون، چاپ نخستین، ۱۳۹۴ش.
پانویس
مرعی، القاموس الفقهی، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۹۱؛ غدیری، القاموس الجامع للمصطلحات الفقهیة، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۵۳۴؛ مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ و تمدن فقه، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۴۱۱.
«مصطلح المستبصر ومن هم المستبصرون ؟»، وبگاه منتدیات شیعة الحسین العالمیه.
طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۴۴۴.
عده ای از محققان، موسوعة الفقه الاسلامی، ۱۴۲۳ق، ج۱۱، ص۹.
ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۶۰.
ابن‌حمزه، الوسيله، ۱۴۰۸ق، ص۵۶.
برای مثال نگاه فرمایید به راس المعجم الفقهی، حیاة ابن‌ابی‌عقیل و فقهه‌، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۸. مقام
برای مثال نگاه فرمایید به اشتهاردی، تیم فتاوی ابن‌جنید، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۲.
حر عاملی، وسائل‌الشيعه، دار احياء التراث العربی، ج۱۷، ص۴۷۵.
حر عاملی، وسائل‌الشيعه، دار احياء التراث العربی، ج۱۹، ص۲۰۵.
راس المعجم الفقهی، حیاة ابن‌أبی عقیل و فقهه‌، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۸.
اشتهاردی، دسته فتاوی ابن‌جنید، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۲.
نگاه نمائید به روحانی طوسی، تهذيب‌الاحكام، ۱۳۶۵ش، ج۴، ص۵۴؛ روضه خوان طوسی، الاستبصار، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۴۵؛ روحانی صدوق، اینجانب لا يحضره الفقيه‌، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۲۹؛ کلینی، الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۷، ص۱۳۹.
ابن‌حمزه، الوسيله، ۱۴۰۸ق، ص۵۶؛ ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۶۰؛ علامه حلی، منتهی‌المطلب، ۱۴۱۲ق، ج۱۳، ص۹۷؛ شهید اولیه، الدروس الشرعيه، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۴۳.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۷، ص۳۰۷.
طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۴۵۰.
برای مثال نگاه فرمائید به ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۶۰؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۶-۹؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۴۳۴ق، ج۱، ص۳۱۴؛ وحید خراسانی، منهاج‌الصالحین، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۲۲.
برای مثال نگاه فرمائید به ابن‌حمزه، الوسيلة، ۱۴۰۸ق، ص۵۶؛ ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۶۰؛ قمی، الغاية القصوى، المكتبة المرتضوية، ج۱، ص۳۷۷؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱۴۳۴ق، ج۱، ص۳۱۴.
آل‌عصفور، سداد العباد و رشاد العباد، ۱۴۲۱ق، ص۲۰۰.
امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۴۳۴ق، ج۱، ص۴۰۴.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۷، ص۳۰۵.
روضه خوان‌طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۳۰۳.
علامه حلی، تذکرةالفقهاء، منشورات المكتبة المرتضوية، ج۱، ص۴۰۰.
متفحص حلی، المعتبر، ۱۴۹۷ق، ج۲، ص۷۶۵؛ علامه حلی، تحریرالاحکام، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۱۳.
روضه خوان طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۷؛ ابن‌حمزه، الوسيله، ۱۴۰۸ق، ص۱۲۹؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقى، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۱۲۷.
طباطبایی یزدی، العروة الوثقى، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۱۲۷.
آملی، مصباح‌الهدى، ۱۳۸۰ق، ج۱۰، ص۲۵۷.
شهید نخستین، البیان، ۱۴۱۲ق، ص۳۱۵.
میرزای قمی، غنائم‌الايام، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۱۶۲؛ کشف کننده‌‌‌الغطاء، کشف‌الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۵۰۸.
بحرانی، الرسائل الأحمدیة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۷.
حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۱۶ق، ج۱۴، ص۵۲۴.
روحانی طوسی، تهذیب‌الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۵۷.
ابن‌فهد حلّی، الرسائل العشر، ۱۴۰۹ق، ص۴۱۰؛ کشف کننده‌الغطاء، کشف‌الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۵۱۳.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۹.
کشی، تفویض معرفةالرجال، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۸۲۵.
نجاشی، رجال‌النجاشی، ۱۴۲۷ق، ص۳۵۰.

بازدید : 44
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 17:22


مُحَرَّمُ الحَرام اول ماه سالشمار هجری قمری میباشد. استدلال نامگذاری این ماه، حرام بودن پیکار در آن نام برده میباشد. حادثه کربلا که سبب به شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش شد، در ماه محرم سال ۶۱ق وقوع افتاد. شیعه‌ها سالانه دهه اولیهِ این ماه را برای امام حسین(ع) و یارانش عزاداری می‌نمایند. ولی در بعضی از بخشها سوگواری آن‌ها تا اربعین شهیدشدن امام حسین(ع) (بیستم ماه صفر) به برهه زمانی ۵۰ روز تشریفات ترحیم مشهد ادامه داراست.

اسم‌گذاری و منزلت
مُحَرَّمُ الحَرام یا این که مُحَرَّم اولیه ماه سال، در روزنگار هجری قمری میباشد.[۱] این ماه را از آن جهت محرم به معنای حرام گردیده نامیدند که در آن پیکار و خون ریزی حرام بوده میباشد.[۲] محرم از ماه‌های حرام میباشد که براساس آئین اسلام مبارزه در آن‌ها حرام میباشد.[۳] در نادانی نیز این ماه‌ها دارنده حرمت بودند و در آن ها نزاع و خون‌ریزی ممنوع بود.[۴]

ماه سوگواری شیعه‌ها
امام رضا(ع)
«زیرا ماه محرم فرا می سید، کسی پدرم [ امام کاظم(ع)) ] را خندان نمی‌روءیت کرد و غم و ناراحتی پیوسته بر وی برنده می شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و غم و زاری وی بود و می‌اعلام کرد: امروز روزی میباشد که حسین(ع) شهید گردیده‌است».
قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۵۴۰.

شیعه‌ها، ماه محرم برای امام حسین(ع) (شهیدشدن ۱۰ محرم سال۶۱ق[۵]) سوگواری می‌نمایند. سازه بر روایات، امامان شیعه در‌این ماه سوگوار بودند[۶] و شیعه‌ها را نیز به روزه، سوگواری توصیه می‌کردند.

شیعه ها درین ماه جامه سیاه به بدن می‌نمایند و اماکن مذهبی خویش را سیاه‌پوش می‌نمایند.[۷] همینطور گرچه شیعه‌ها برگزاری پای کوبی و عروسی را درین ماه حرام نمی‌دانند؛ البته عموماً از برگزاری دوری می‌نمایند.[۸]

میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب المراقبات گفته میباشد:

«برای طرفداران بستگان رسول(ص) لایق میباشد که در دهه نخستین محرم در قلب و ظاهرشان اثر ها اندوه و غم واضح باشد و بعضا از لذت‌های حلال را به ویژه در نهم، دهم و یازدهم این ماه شکاف نمایند، به مانند هر که داغدار عزیزانش میباشد؛ و در دهه نخستین محرم هر روز امامشان را با زیارت عاشورا حافظه نمایند.»[۹]
احکام فقهی
حرمت نزاع: محرم از ماه‌های حرام میباشد و به فتوای فقیهان نبرد و خون ریزی در آن حرام میباشد؛[۱۰] اما در صورتی‌که به مسلمانها درین ماه‌ها حمله خواهد شد بر آنها هواخواهی واجب میباشد.[۱۱]
ارتقاء دیه: بنابر فقه اسلامی در حالتی‌که که قتل در ماه محرم (ودیگر ماه‌های حرام) رخداد بیافتد، بر دیه آن به معیار یک‌سوم دیه بدون نقص افزوده میشود؛ یعنی آدم کش می بایست دیه بی نقص به علاوه یک‌سوم دیه بی نقص را بپردازد.[۱۲]
همینطور مشاهده کنید: آیه اعتداء

بخشی از حدیث ریان بن شبیب:
اى پسر شبيب به راستى محرم به عبارتی ماهى میباشد كه اهلِ نادانی در طول قبل ظلم‏ و قتال را به خیال احترامش در آن حرام مى‌‏دانستند و اين امت، خیر حرمت اين ماه را نگه داشتند و خیر حرمت پیامبرش را، در اين ماه ذريّه اورا كشتند و زنانش را اسير كردند و میزان دارایی‌اش را غارت كردند. معبود هیچ زمان اين گناه آن‌ها را نيامرزد...
روحانی صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۱۹۲

اتفاق ها اساسی ماه محرم

ذی‌الحجه
۱ ذی‌الحجه
محرم ۱۴۴۶
صفر

۱ صفر
روز شنبه
یکشنبه
دو‌شنبه
سه شنبه
چهارشنبه
پنجشنبه
آدینه
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
دیگر تاریخ‌ها
روزنگار هجری قمری
نوشته‌ی علمیٔ مهم: اتفاق ها ماه محرم الحرام
در ماه محرم رویدادها مختلفی روی داده میباشد برخی از آن‌ها عبارتند از:

شهید شدن امام حسین(ع) و یارانش در کربلا در سال ۶۱ق و اسارت خانواده‌اش[۱۳]
حمله سپاه یزید بن معاویه به مکه و حریق زدن کعبه در سال ۶۴ق
شهید شدن امام سجاد(ع) در ۱۲ [۱۴] یا این که ۲۵ محرم[۱۵] سال ۹۵ق
تبعید امام جواد(ع) از مدینه به بغداد در سال ۲۲۰ق[۱۶]
انفجار و تخریب بقعه عسکریین(ع) در سال ۱۴۲۷ق[۱۷]
درگذشت حضرت بشر(ع)،[۱۸] شهید شدن حضرت یحیی(ع)،[۱۹] میلاد حضرت ابراهیم(ع)[۲۰] و حضرت موسی(ع)[۲۱] نیز در‌این ماه نام برده میباشد.

بازدید : 16
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:48


اقتدار و نفوذ مراجع شیعه
مراجع تبعیت شیعه معمولا در مقلدان و رهروان خویش و بلکه بقیه شیعه‌ها نفوذ دارا‌هستند و از همین نحوه میتوانند اظهار نظر اجتماعی و سیاسی خویش را دربین شیعه ها ثبت نمایند.[۸] به‌تیتر مثال صدور فتوای تحریم تنباکو به وسیله میرزای شیرازی سبب ساز به کنسل امتیاز تنباکو در جمهوری اسلامی ایران شد.[۹] و با فتوای سید محمد مجاهد مجموعه متعددی از شیعه‌ها به نبرد علیه روسیه رفتند.[۱۰] صدور فتوای جهاد از سوی محمدتقی شیرازی و دعوت کردن از عشایر و مسلمانها برای نبرد ضد انگلیسی‌ها ومانع شدن از اشغال عراق[۱۱] و نهضت مشروطه در کشور‌ایران با فتوای آخوند خراسانی و تنی دیگر از علمای نجف به موفقیت رسید.[۱۲] و قیام ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۲ش در جمهوری اسلامی ایران که در اعتراض به دستگیری آیت الله خمینی شکل گرفت.[۱۳] و در سال‌های بعدانقلاب عموم کشور ایران به رهبری یک مرجع پیروی (آيت‌الله خمینی) به موفقیت رسید.[۱۴] پناه برد ملت عراق علیه تروریست های تکفیری با فتوای جهاد علیه داعش از سوی سید علی حسینی تشریفات ترحیم مشهد سیستانی [۱۵]

مطهری اسلام پژوه شیعی براین اعتقادوباور میباشد که یک کدام از شؤون شرعی اجتماعی جایگاه افتاء و مرجعیت تبعیت میباشد...وهرکس که فی‌الجمله به کارها مذهبی وارد باشد زمانی می‌شنود مرجع تبعیت، بلافاصلهً در ذهنش مردی که اقلاً چهل پنجاه سال به اصطلاح استخوان کوچک کرده، زحمت کشیده، سرش در قرآن و تعبیر و تفسیر و حدیث و فقه بوده، سالها نزد استادان بهتر‌قدر درس خوانده، سالها درس دادن کرده، کتاب‌ها نوشته و تألیف کرده مجسم میشود. او رده مرجعیت را از مسایلی برشمرده که بها آن در جامعه محفوظ میباشد و سقوط این منزلت در ذهن عموم را از جراحت‌های مرجعیت برشمرده میباشد. [۱۶] به گفته محمد رشیدرضا فقیه اهل سنت، هیچ‌یک از عالمان اهل سنت چه به تنهایی و چه گروهی، نفوذ واژه مجتهدان شیعه به‌خصوص علم آموزی‌کردگان حوزه نجف را ندارند. وی در همین راستا تحریم انتخابات در عراق در حین ملک فیصل و نیز تحریم تنباکو به وسیله میرزای شیرازی را نمونه میزند.[۱۷] ساموئل بنجامین که رسول ایالات متحده به کشور‌ایران بود در جایی گفته میباشد مهمترین مجتهد طهران هرچند برای رفت و آمد از الاغ استعمال می‌نماید و یک خدمتکار بیشتر ندارد؛ اما با یک واژه و کلمه قادر است سلطان را از سلطنت ساقط نماید.[۱۸] دکتر معالج شریعتی (۱۳۱۲-۱۳۵۶ش.) مولف و جامعه شناس نیز در تامین و ثنا از روحانیت و موضع ها صحیح ناحیههای علمیه به مناسبتی می گوید: اینجانب بعنوان هر کس حرفه کارش تاریخ و مسائل اجتماعی میباشد، داعیه می‌کنم که در تک تک این دو قرن قبل، در پایین هیچ تفاهم نامه استعماری، امضاء یک آخوند نجف‌رفته وجود ندارد، در حالی‌که در ذیل تمامی این قراردادهای استعماری، امضای آقای پزشک معالج و آقای مهندس فرنگ‌رفته می باشد. [۱۹]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 154
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 279
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 650
  • بازدید ماه : 757
  • بازدید سال : 3232
  • بازدید کلی : 31995
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی