loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 48
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 16:33


کِشْمیر ناحیه‌ای بنا شده در شمال شبه‌مجموعه کشورها هند در دامنه کوه‌های هیمالیا میباشد که تا قبل از استقلال پاکستان، امیرنشینی ذیل‌الحمایه بریتانیا بود. در ۱۹۴۷م بعداز اینکه مهاراجه کشمیر از پیوستن به پاکستان دوری کرد، اختلاف بر رمز مالکیت کشمیر به زد خورد‌های دامنه‌داری میان دولت هند و پاکستان انجامید؛ درنتیجه نصیب‌هایی از شمال کشمیر دربرگیرنده کشمیر آزاد و گلگت-بلتستان پایین نگهبانی دولت پاکستان و حیطه جامو و کشمیر و لداخ در در اختیار گرفتن دولت هند درآمد. حوزه‌‌ای در شرق کشمیر نیز زیر سلطه چین میباشد که با تیتر «اقصای چین» شناخته تشریفات ترحیم مشهد می شود.

سوابق تاریخی حضور تشیع در کشمیر به سده هشتم بازمی‌شود. درین روزگار بعضی از صوفیان و علمای شیعه اهل ایران و گروهی از سادات به‌این حیطه سفر کردند. توسعه تشیع با تأسیس سلسله تحلیل‌ها در کشمیر به نقط ی اوج خویش رسید. بعداز ارزیابی‌ها بااینکه شیعه‌ها تا امروز از توان سیاسی دور بوده‌اند، همچنان به حیات اجتماعی خویش در کشمیر ادامه داده‌اند. امروزه شهرهای کارگل، سرینگر، بدگام و دره کشمیر در قسمت کشمیر زیر بررسی هند و بخشها بلتستان و گلگت در کشمیر زیر بررسی پاکستان، ازجمله مرکزها اصلی تشیع در کشمیر به شمار میایند.

تاریخ کشمیر
ایالت کشمیر (پیش از تقسیم) از پنج قسمت دره کشمیر، جامو، لداخ، بلتستان و گیلگت درست شده بود. جمعیت کشمیر در سال ۱۹۴۱میلادی/ ۱۳۲۰ش. ۴۰۲۱۶۱۶ نفر بود که از آن در میان ۷۷ درصد مسلمان، ۲۰ درصد هندو و ۳% سیک و اقلیت‌های دیگر بودند.[۱]

در سال ۱۸۴۶ مبتنی بر معاهده امرتسر، انگلستان حکومت کشمیر را به گلاب سینگ فروخت و وی سلسله دُگرا را درین حیطه تأسیس کرد. در زمان حکومت سلسله دگرا مسلمان‌ها به‌شدت سرکوب شدند و تبعیض شدیدی میان مسلمانها و هندو‌ها وجود داشت.[۲]

با اعلام استقلال پاکستان، تصمیم بر آن بود که امیران ایالاتی که پایین پژوهش بریتانیا حکومتی نصفه‌جداگانه داشتند، بر پایه ی سه واحد سنجش مذهب ساکنان ایالت، خواست عموم و حال و روز جغرافیایی، درباره پیوستن به پاکستان یا این که هند تصمیم گیرند.[۳] بر این محور ایالت کشمیر که بیشتر ساکنان آن مسلمان بودند بایستی به پاکستان می‌پیوست ولی مهاراجه هاری سینگ عشق داشت استقلال خویش را مراقبت نماید و از پیوستن به هند یا این که پاکستان جلوگیری کرد. مسلمانها پاکستان که از مدتی پیش علیه تبعیض‌ها و محدودیت‌های مو جود به اعتراض پرداخته بودند، از پیوستن به پاکستان مدد می‌کردند. در سال ۱۹۴۸ مهاراجه تصمیم گرفت به هند بپیوندد تا بتواند از یاری هند در سرکوب معارضان سود گیرد.[۴] این تصمیم شروع نبرد‌های پاکستان و هند بر رمز کشمیر بود و درنهایت تقسیم این ناحیه را فی مابین دو مرزوبوم پیرو داشت.[۵]

در اکتبر سال ۱۹۴۷م. در میان دو مرزو بوم هند و پاکستان جنگی صورت اعطا کرد که تا ژانویه سال ۱۹۴۹ ادامه داشت. سرنوشت با میانجیگری سازمان ملل متحد دو مرزوبوم با حریق‌بس موافقت کردند و قرار شد عاقبت کشمیر با مراجعه به آرای عموم آن مملکت رقم بخورد، ولی این کلیه‌پرسی هیچ وقت برگزار نشد. هنگام برقراری حریق‌بس سال ۱۹۴۹، حدود یک سوم از مرزو بوم کشمیر - که پاکستان آن را کشمیر آزاد می‌نامد - در تصرف پاکستان باقی ماند و هند نیز در سال ۱۹۵۴ انضمام قانونی نصیب زیر در دست گرفتن خویش - موسوم به جامو و کشمیر - را به خاک خویش بیان کرد. در سال ۱۹۶۵ نبرد دیگری در بین دو مرزوبوم استارت شد که عاقبت با میانجیگری روسیه در ژانویه ۱۹۶۶ خاتمه یافت. مبارزه سوم، در سال ۱۹۷۱ و در ادامه مدد هند از کودتا استقلال‌طلبان پاکستان شرقی استارت شد که نهایتاً به تشکیل مرزو بوم غیروابسته بنگلادش منتهی شد؛ حریق‌بس سال ۱۹۷۲ و شناسایی بنگلادش به وسیله پاکستان در سال ۱۹۷۴، به‌این چالش خاتمه بخشید.[۶]

دولتمردان پاکستان اعلام می‌نمایند که کشمیر می بایست در سال ۱۹۴۷ به پاکستان می‌پیوست چراکه بیشتر ساکنان آن مسلمان‌ها‌اند. البته دولتمردان هند لحاظ دیگری دارا هستند و معتقدند که کشمیر بخشی از هند میباشد.[۷]


کِشْمیر ناحیه‌ای بنا شده در شمال شبه‌مجموعه کشورها هند در دامنه کوه‌های هیمالیا میباشد که تا قبل از استقلال پاکستان، امیرنشینی ذیل‌الحمایه بریتانیا بود. در ۱۹۴۷م بعداز اینکه مهاراجه کشمیر از پیوستن به پاکستان دوری کرد، اختلاف بر رمز مالکیت کشمیر به زد خورد‌های دامنه‌داری میان دولت هند و پاکستان انجامید؛ درنتیجه نصیب‌هایی از شمال کشمیر دربرگیرنده کشمیر آزاد و گلگت-بلتستان پایین نگهبانی دولت پاکستان و حیطه جامو و کشمیر و لداخ در در اختیار گرفتن دولت هند درآمد. حوزه‌‌ای در شرق کشمیر نیز زیر سلطه چین میباشد که با تیتر «اقصای چین» شناخته تشریفات ترحیم مشهد می شود.

سوابق تاریخی حضور تشیع در کشمیر به سده هشتم بازمی‌شود. درین روزگار بعضی از صوفیان و علمای شیعه اهل ایران و گروهی از سادات به‌این حیطه سفر کردند. توسعه تشیع با تأسیس سلسله تحلیل‌ها در کشمیر به نقط ی اوج خویش رسید. بعداز ارزیابی‌ها بااینکه شیعه‌ها تا امروز از توان سیاسی دور بوده‌اند، همچنان به حیات اجتماعی خویش در کشمیر ادامه داده‌اند. امروزه شهرهای کارگل، سرینگر، بدگام و دره کشمیر در قسمت کشمیر زیر بررسی هند و بخشها بلتستان و گلگت در کشمیر زیر بررسی پاکستان، ازجمله مرکزها اصلی تشیع در کشمیر به شمار میایند.

تاریخ کشمیر
ایالت کشمیر (پیش از تقسیم) از پنج قسمت دره کشمیر، جامو، لداخ، بلتستان و گیلگت درست شده بود. جمعیت کشمیر در سال ۱۹۴۱میلادی/ ۱۳۲۰ش. ۴۰۲۱۶۱۶ نفر بود که از آن در میان ۷۷ درصد مسلمان، ۲۰ درصد هندو و ۳% سیک و اقلیت‌های دیگر بودند.[۱]

در سال ۱۸۴۶ مبتنی بر معاهده امرتسر، انگلستان حکومت کشمیر را به گلاب سینگ فروخت و وی سلسله دُگرا را درین حیطه تأسیس کرد. در زمان حکومت سلسله دگرا مسلمان‌ها به‌شدت سرکوب شدند و تبعیض شدیدی میان مسلمانها و هندو‌ها وجود داشت.[۲]

با اعلام استقلال پاکستان، تصمیم بر آن بود که امیران ایالاتی که پایین پژوهش بریتانیا حکومتی نصفه‌جداگانه داشتند، بر پایه ی سه واحد سنجش مذهب ساکنان ایالت، خواست عموم و حال و روز جغرافیایی، درباره پیوستن به پاکستان یا این که هند تصمیم گیرند.[۳] بر این محور ایالت کشمیر که بیشتر ساکنان آن مسلمان بودند بایستی به پاکستان می‌پیوست ولی مهاراجه هاری سینگ عشق داشت استقلال خویش را مراقبت نماید و از پیوستن به هند یا این که پاکستان جلوگیری کرد. مسلمانها پاکستان که از مدتی پیش علیه تبعیض‌ها و محدودیت‌های مو جود به اعتراض پرداخته بودند، از پیوستن به پاکستان مدد می‌کردند. در سال ۱۹۴۸ مهاراجه تصمیم گرفت به هند بپیوندد تا بتواند از یاری هند در سرکوب معارضان سود گیرد.[۴] این تصمیم شروع نبرد‌های پاکستان و هند بر رمز کشمیر بود و درنهایت تقسیم این ناحیه را فی مابین دو مرزوبوم پیرو داشت.[۵]

در اکتبر سال ۱۹۴۷م. در میان دو مرزو بوم هند و پاکستان جنگی صورت اعطا کرد که تا ژانویه سال ۱۹۴۹ ادامه داشت. سرنوشت با میانجیگری سازمان ملل متحد دو مرزوبوم با حریق‌بس موافقت کردند و قرار شد عاقبت کشمیر با مراجعه به آرای عموم آن مملکت رقم بخورد، ولی این کلیه‌پرسی هیچ وقت برگزار نشد. هنگام برقراری حریق‌بس سال ۱۹۴۹، حدود یک سوم از مرزو بوم کشمیر - که پاکستان آن را کشمیر آزاد می‌نامد - در تصرف پاکستان باقی ماند و هند نیز در سال ۱۹۵۴ انضمام قانونی نصیب زیر در دست گرفتن خویش - موسوم به جامو و کشمیر - را به خاک خویش بیان کرد. در سال ۱۹۶۵ نبرد دیگری در بین دو مرزوبوم استارت شد که عاقبت با میانجیگری روسیه در ژانویه ۱۹۶۶ خاتمه یافت. مبارزه سوم، در سال ۱۹۷۱ و در ادامه مدد هند از کودتا استقلال‌طلبان پاکستان شرقی استارت شد که نهایتاً به تشکیل مرزو بوم غیروابسته بنگلادش منتهی شد؛ حریق‌بس سال ۱۹۷۲ و شناسایی بنگلادش به وسیله پاکستان در سال ۱۹۷۴، به‌این چالش خاتمه بخشید.[۶]

دولتمردان پاکستان اعلام می‌نمایند که کشمیر می بایست در سال ۱۹۴۷ به پاکستان می‌پیوست چراکه بیشتر ساکنان آن مسلمان‌ها‌اند. البته دولتمردان هند لحاظ دیگری دارا هستند و معتقدند که کشمیر بخشی از هند میباشد.[۷]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 71
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 221
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 294
  • بازدید ماه : 294
  • بازدید سال : 1822
  • بازدید کلی : 30585
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی