loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 55
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 16:30


جانبداری‌طومار شمر ذی‌الجوشن
شب نهم محرم، شمر مقابل اصحاب حسین(ع) ایستاد و اظهار‌کرد: پسران خواهرم کجایند؟! عباس، جعفر و عثمان از چادر خارج آمده و گفتند: چه می خواهی؟ شمر ذکر کرد: شما در پناه می‌باشید. آنان گفتند: در صورتی تو خان دایی ما هستی معبود تو و پشتیبانی‌طومار‌ات را لعنت نماید. فقط برای ما پشتیبانی‌طومار آوردی و پسر نبی را رها تشریفات ترحیم مشهد کردی![۶۶]

ابن اعثم (درگذشت ۳۱۴ق) در گزارشی این‌سیرتکامل نقل نموده است: هنگامی شمر پسران ام‌البنین را صدا زد، حسین به برادرانش اذعان کرد: پاسخ او‌را بدهید، هر چندین گناهکار باشد، چون وی از خالو‌های شماست. حضرت عباس و برادرانش به شمر گفتند: چه میگویی؟ شمر اعلام کرد: ای فرزندان خواهرم! شما در امانید. خودتان را با حسین به کشتن ندهید و از امیرالمؤمنین یزید اطاعت نمائید. در‌این هنگام عباس بن علی ذکر کرد: مرگ بر تو ای شمر! خداوند تو و حمایت‌طومار‌ات را لعنت نماید؛ ای معاند معبود! آیا به ما میگویی از معاند اطاعت کنیم و دست از امداد برادرمان برداریم؟![۶۷]

گزارشی دیگر به وسیله ابن کثیر (درگذشت ۷۷۴ق) برخلاف بخش اعظمی از متن ها دیرین، این‌سیرتکامل نقل گردیده‌است: برادران حسین به شمر گفتند: در‌حالتی که به ما و برادرمان حسین نگهبانی می دهی، ما نیز نگهبانی‌طومارٔ تورا قبول میکنیم و گرنه ما نیازی به حفاظت‌طومار‌ات نداریم.[۶۸] البته ظاهراً گزارش‌های ابن کثیر و ابن اعثم به‌خیال تأخر وقتی و محتوای آن، قابل تأمل و برخلاف گزارش کتاب ها سابق میباشد.[۶۹]

شهیدشدن برادران عباس

بارگاه حضرت عباس که در ۱۳۹۵ش نصب شد.
بر پایه ی گزارش‌های تاریخی، نتیجه ها تزویج امام علی(ع) با ام‌البنین، چهار پسر به اسم‌های عباس، جعفر، عبدالله و عثمان بود.[۷۰] و حضرت عباس بعد از ظهر عاشورا برادران خویش را تشویق به نزاع کرد.

در گزارشی که روحانی اثرگذار (درگذشت ۴۱۳ق)، طبرسی (درگذشت ۵۴۸ق)، ابن‌نما (درگذشت ۶۴۵ق) و ابن‌حاتم (درگذشت ۶۶۴ق) نقل کردند: عباس به برادران مادری خویش عبدالله، جعفر و عثمان خاطرنشان کرد: ای فرزندان مادرم! به میدان بروید تا اینجانب شما‌را مشاهده کنم [چه‌گونه در رویه خداوند به شهید شدن میرسید]؛ اینجانب شما‌را برای خداوند و رسولش اندرز کردم، به دلیل آنکه شما فرزندی ندارید.[۷۱] به گفته محمدعلی اُردوبادی انگیزه اینکه حضرت عباس برادرانش را زودتر به میدان ارسال کرد شاید آن باشد که ثواب تجهیز آنها برای جهاد و همینطور ثواب صابران بر شهید شدن اخوی را پیروز شود.[۷۲]

مبتنی بر گزارش دیگری که ابومخنف (درگذشت ۱۵۷ق) و طبری (درگذشت ۳۱۰ق) نقل کرده‌اند حضرت عباس بعدازظهر عاشورا به برادران مادری‌اش ذکر کرد: ای فرزندان مادرم به میدان بروید تا اینجانب از شما ارث ببرم، چون شما فرزندی ندارید، آن‌ها نیز اینگونه کرده و به شهید شدن رسیدند.[۷۳] ولی این گزارش را اشتباه می دانند، چون در آن شرایط عباس می‌دانست که کشته می‌گردد و ارث خواستن معنی ندارد.[۷۴] همینطور این گزارش با ضابطه ارث نیز ناسازگار میباشد، چون با وجود ام‌البنین و اینکه برادران حضرت عباس زن و فرزندی نداشتند، ارث به حضرت عباس نمی‌رسید، بلکه ام‌البنین وارث فرزندان خویش میشد.[۷۵]

بازدید : 62
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:44


نگرش عالمان مسلمان
عالمان مسلمان درباره انجیل‌های جان دار دو احتمال داده‌اند:

احتمال در آغاز: بخش اعظمی از بخش‌های انجیل مهم بوسیله نویسندگان آینده اناجیل حذف گردیده و خرافات متعددی به آن افروده گردیده‌است؛
احتمال دوم: انجیل مهم به‌کلی فراموش و کنار گذارده گردیده و به مکان آن، کتاب‌های دیگری مندرج میباشد.[۲۱]
بعضا از پژوهشگران معتقدند آنچه در احادیث شیعه درباره محتوای انجیل آمده، اشتراکاتی با محتوای انجیل‌های چهارگانه (مَتّی، مَرْقُس، لوقا و یُوحَنّا) داراست که نماد این میباشد که انجیل‌های جانور مشترکات متعددی با انجیلی دارا‌هستند که ائمه(ع) یا این که اصحاب آن‌ها از آن صحبت گفته‌اند.[۲۲] بعضی از مشترکات اینگونه آورده شده میباشد: نهی از عیب‌جویی، ذَمِّ ریاکار، دوری از لاف‌گویان، حق تقدم حق‌الناس بر حق الله، جواب‌گویی در قیامت و سفارش تشریفات ترحیم مشهد به مدارا.[۲۳]


«انجیل رسولان» دیرین‌ترین ورژن خطی مو جود از اناجیل که به لهجه سریانی قدیم (آشوری) بر روی پوست ماهی درج شده و در کتابخانه مرکزی تبریز حفظ می‌گردد.[۲۴]
انجیل نزد مسیحیان
در مسیحیت، انجیل به هر کدام از چهار کتاب اولیه قسم نو[یادداشت ۱] گفته میشود که عبارت‌اند از: مَتّی، مَرْقُس،[یادداشت ۲] لوقا و یوحَنّا.[۲۵] در کتاب‌های تاریخ ادیان به‌‌ویژه مسیحیت، انجیل به کتاب‌هایی گفته می گردد که در سده‌های در آغاز مسیحیت، برای تصویب اتفاق ها معاش، سخنان، معجزات و رفتارهای عیسی(ع) کتابت شدند.[۲۶]

براساس نگرش مسیحیان، عیسی(ع)‌ هیچوقت کتابی به اسم انجیل نیاورد. از بینش آن ها، آوردن وحی مانند آنچه مسلمان‌ها درباره قرآن و نبی(ص) براین باوراند، در مسیحیت جایی ندارد. مسیحیان، عیسی(ع) را تجسّم و عین وحی و پیام الهی می دانند، خیر آورنده آن.[۲۷] مسیحیان معتقدند چهار انجیل صرفا معاش‌طومار و سخنان حضرت عیسی(ع) را گزارش می‌نمایند و هیچ زمان چیزی از معارف و آموزه‌های خویش را به پیام بدون واسطه الهی نسبت نمی‌دهند، مغایر یهودیان که معتقدند تورات بی واسطه از طرف خداوند نازل گردیده است.[۲۸]

مسیحیان فقط به چهار انجیل متّی، مرقس، لوقا و یوحنّا اعتقاددارند و آن‌ها را درست میدانند؛ چون مسیحیان اولیه، آنان را از جانب آفریدگار می‌دانستند.[۲۹] به گفته توماس میشل، کشیش و متکلم مسیحی (متولد ۱۹۴۱م)، مسیحیان هیچ تناقضی در مطالب اناجیل چهارگانه نمی‌بینند و از حیث آن‌ها هر چهار انجیل از سکو اعتبار و عنایت یکسانی برخوردارند.[۳۰] از نگاه آن‌ها، دست برداشتن از هرکدام از انجیل‌ها موجب نقص ایمان گردد.[۳۱] در پیشگفتار قول نو آمده میباشد که مسیحیان به طور تقریبً از سال ۱۵۰ میلادی، در اجتماعات یک شنبه در کلیسا، نصیب‌هایی از چهار انجیل را می‌خواندند و آنها‌را به منزله اثرها رسولان می‌شمردند و برای آن‌ها همچون کتاب مقدس حجیت قائل بودند.[۳۲]

معنا‌شناسی
مپندارید که آمده‌ام تا شریعت یا این که کتاب‌های پیامبران را منسوخ کنم؛ نیامده‌ام تا منسوخ کنم، بلکه آمده‌ام تا بی نقص گردانم.

انجیل متّی، باب ۵، آیه ۱۷.

انجیل کلمه‌ای یونانی به‌معنای مژده و بشارت میباشد؛[۳۳] که در آن به فرارسیدن ملکوت عرش یا این که پیمانی نو مژده می دهد.[۳۴] به همین استدلال انجیل‌های چهارگانه زیرا مشتمل بر بشارت به ملکوت خداوند یا این که پیمانی نو می باشند، آن ها را انجیل می‌نامند.[۳۵] اورده شده این بشارت نخست ظهور حضرت عیسی(ع) به معنای بشارت بخشایش و ظهور ملکوت خدا به فعالیت میرفت؛ ولی در بعدازظهر حواریون (شاگردان عیسی) که انجیل‌ها به کتابت درآمد، به معنای مژده ظهور پسر پروردگار و رستاخیز وی به عمل رفت.[۳۶]

بازدید : 21
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:18


سید عبدالله بهبهانی

سیدعبدالله بهبهانی (۱۲۵۶ ـ ۱۳۲۸ق) از رهبران نهضت مشروطیت کشور‌ایران و از علمای طهران بود. او پس از برد حرکت مشروطه نماینده مجلس شد. در روزگار استبداد صغیر به عتبات تبعید و بعد از فتح طهران بوسیله مشروطه‌خواستار، فی مابین استقبال عموم وارد طهران شد. در‌این روزگار بهبهانی سمت قانونی در مجلس نداشت؛ البته از کار‌های سیاسی گوشه نگرفت. بهبهانی در ۸ رجب ۱۳۲۸ق، در منزل خویش به دست ۴ نفر دارای سلاح به قتل رسید. سید محمد بهبهانی فرزن تشریفات ترحیم مشهد د اوست.

معاش طومار
سیدعبدالله بهبهانی در نجف چشم به جهان گشود، ولی درباره تاریخ به دنیاآمدن وی حیث واحدی نیست. بعضی تاریخ میلاد او‌را ۱۲۵۶ یا این که ۱۲۵۷ق،[۱] بعضی ۱۲۶۲ق[۲] و برخی حدود ۱۲۶۰ق دانسته‌اند.[۳]

سیدعبدالله بهبهانی، فرزند سید اسماعیل بن سید نصرالله بلادی بود. جد اعلای سید اسماعیل، سید عبدالله بلادی غُریفی، از مشاهیر علمای بعد از ظهر خود و به عنوان مثال مجتهدان امامیه، در روستای غُریفه بحرین معاش میکرد و اعقابش به آل بلادی و آل غُریفی مشهورند. سیدعبدالله ابعاد به نجف سفر کرد و فرزندان و نواده‌هایش در عراق و جمهوری اسلامی ایران مثلا شهر بهبهان متفرق شدند.[۴]

سیدعبدالله در نجف بعداز گذراندن زمان مقدمات به حوزه درس استادان نامداری همانند سید حسین کوه کمری، روحانی راضی نجفی و به‎ ویژه میرزای شیرازی، روش یافت.[۵] وی بعداز کامل شدن تحصیلات خویش به جمهوری اسلامی ایران آمد و پس از درگذشت پدرش جانشین و وارث مناصب فقاهتی و نفوذ او شد.[۶]

به لحاظ برخی، با اینکه سیدعبدالله هم ‎ستون علمای والا طهران عدم وجود، مناسبات مجاورت وی با اولیای دولت، منجر ورود او به کارها سیاسی شد و در ستون علمای طراز نخستین طهران قرار گرفت.[۷] در مقابل، بعضی نیز بر مراتب علمی وی، به عنوان مثال تألیف ۲۵ رساله فقاهتی، تأکید ورزیده‌اند.[۸]

اقدامات و موضع‌ها سیاسی
عدم ملازمت با نهضت تنباکو.[۹]

ملک زاده، بهبهانی را محور گذار حکومت ملی دانسته و شجاعت او را تحسین می‌نماید و تقی زاده نیز که بیشترین تعریف را از بهبهانی نموده است، این نظر را دارد: «‌در شرایطی‌که آقا سیدعبدالله عدم وجود، مشروطیت خلا ».

ملک‌زاده، ج۶، صص۱۳۳۳ـ۱۳۳۵؛ تقی زاده، ص۳۲۱ـ۳۲۵

نارضایتی از تعیین عین الدوله تحت عنوان صدر اعظم.[۱۰]
اعتراض به تکثیر عکس مسیو نوز بلژیکی(وزیر گمرکات در بعد از ظهر مظفرالدین سلطان )در محرم ۱۳۲۳.[۱۱] در‌این عکس مسیو نوز در یک میهمانی خاص، جامه روحانیون کشور‌ایران را پوشیده و عمامه به‌راز داشت.
منعقد عهد همبستگی با سید محمد طباطبایی جهت پیکار‌ای کل عیار با حکومت استبدادی (۲۵ رمضان ۱۳۲۳).
عنایت این عهد و پیمان به حدی بود که سید احمد کسروی آن را شروع تکان مشروطه خوانده میباشد.[۱۲][یادداشت ۱]
هجرت به ری و تحصن در بقعه حضرت عبدالعظیم در اعتراض به گران شدن قند و تنبیه تاجران(۱۶ شوال ۱۳۲۳ق.).
در سود این تحصن، مظفرالدین سلطان موافقت خویش را با تقاضاهای مهاجران به عنوان مثال ساخت‌و‌ساز عدالتخانه اعلام‌کرد و آن ها در ۱۶ ذیقعده ۱۳۲۳به طهران بازگشتند.[۱۴]
تأسیس مجمعی به اسم «‌حوزه اسلامی‌» برای رویارویی با حیله‌های عین الدوله در قبال تأسیس عدالتخانه.[۱۵]
تحصن در مسجد سلطان در‌پی امتناع حکومت از تأسیس عدالتخانه(۲۰ جمادی الاولی ۱۳۲۴).[۱۶]
مسافرت به قم در اعتراض به عملی نشدن تقاضاهای‌شان( ۲۳ جمادی الاولی ۱۳۲۴ق).
این مهاجرت، به «‌مهاجرت کبری‌» معروف میباشد.[۱۷] وی در قم ماند و هنگامی مظفرالدین فرمان روا در ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴، دستور مشروطه را صادر کرد، در بیست و چهارم به عبارتی ماه به طهران رجوع و برگشت.[۱۸]
نمایندگی اقلیت یهود و ارامنه در مجلس اولیه. [۱۹]
توان بهبهانی درین زمان ارتقاء یافت و بخش اعظمی از شغل های مرزو بوم در خانه وی حل و فصل میشد. اکثر وقت ها نمایندگان مجلس پایین نفوذ و تأثیر سخن وی بودند و موافقت یا این که مخالفت وی برای ثبات یا این که تزلزل دولت‌ها گزینش کننده بود.[۲۰]
کوشش برای گزینش امین السلطان اتابک، به رغم مخالفت‌های شدید، به مکان مشیرالدوله به سمت صدراعظمی (۱۳۲۵ق).
مخالفت با موضع ها روحانی فضل و ادب الله نوری در امر مجلس و ارسال طومار‌هایی درین خصوص برای مراجع والا آن زمان.[۲۱]
کوشش برای پیشگیری از ثبت قانون ها مُبایِن با شریعت اسلامی در مجلس و واگذاری رسمیِ محاکمات و کارها قضایی و تدوین ضابطه عدلیّه به علما.[۲۲]
اعتراض به مبادرت محمدعلی پاد شاه در به توپ بستن مجلس.
بهبهانی به خیال این اعتراض آیتم ضرب و شتم قرار گرفت با این درحال حاضر زمانی فرمان روا با او به خشونت و توهین صحبت ذکر کرد، وی با شجاعت به پادشاه هشدار اعطا کرد که مؤدبانه صحبت بگوید. در غایت، فرمان روا بهبهانی را به عتبات تبعید کرد.[۲۳]
اما حکم دهنده خانقین با ورود بهبهانی به خاک عثمانی مخالفت کرد. در فیض سید به کرمانشاه رجوع و زمان هشت ماه در روستای بِزِهرود [یادداشت ۲] ذیل حیث قرار گرفت، آنگاه با اذن دولت به عتبات رفت.
بهبهانی تا ۱۳۲۷ق در عتبات بود و بعداز فتح طهران بوسیله مشروطه خواستار و سقوط محمدعلی سلطان، یک دیروز از بهره برداری مجلس دوم در ذیقعده ۱۳۲۷ق، وارد طهران شد.[۲۴]
اعتراض به اعدام روحانی ادب الله.[۲۵]

بازدید : 20
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 12:02


طرق راحت‌کردن قبض روح
بعضا از احادیث برای ریلکس جان دادن مؤمن، پیشنهاد کرده‌اند او‌را به جایی که نماز می‌گزارده منتقل نمایند.[۳۳] در برخی دیگر نیز تلاوت سوره صافات و یس پیشنهاد تشریفات ترحیم مشهد گردیده‌است.[۳۴]

هم اینگونه طبق روایتی از فرستاده خداوند(ص) قرائت دو رکعت نماز در شب آدینه در هر رکعت سوره ثنا و ۵۰ توشه سوره توحید و قرائت این دعا بعداز نماز «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَي النَّبيِّ العَرَبِيِّ وَ آلِهِ» [۳۵]
ونیز صله رحم در گفتگوی موسی با خدا متعال یکی‌از دست اندرکاران تأخیر مرگ (قدمت زمان بر) و سهل و آسان شدن رنج‌های مرگ شمرده گردیده‌است. [۳۶][یادداشت ۱]
خیر و خوبی به بابا مامان. [۳۷]
انفاق در رویکرد پروردگار.[۳۸]
مداومت برخواندن سوره توحید بعداز نماز به فرموده رسول(ص) نیز دارنده اثراتی میباشد که نچشیدن مشقت‌های مرگ به عنوان مثال آنهاست.[۳۹]
تصاحب کردن روزه ماه رمضان به خیال ایفا فرمان معبود نیز در روایتی از نبی(ص) سبب ساز سهل وآسان شدن جان دادن دانسته گردیده است. [۴۰]
جستارهای متعلق
روح
مرگ
تجرد نفس
پانویس
فرهنگ و تمدن دهخدا، تحت کلمه قبض روح.
سوره زمر، آیه۴۲؛ سوره سجده، آیه۱۱؛ سوره انعام، آیه۶۱.
طهرانی، معادشناسی، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۲۱۲.
مکارم شیرازی، پیام قران، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۴۵.
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ج۲۳، ص۲۷۹.
نهج البلاغة، ورژن و تصحیح محمد عبده، خطبه۱۰۷، ج۱، ص۲۱۲؛ محمدی ری شهری، ترازو الحکمه، ۱۳۸۹ش، ج۱۱، ص۱۲۴.
مکارم شیرازی، پیام قران، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۴۵.
طباطبایی، تعبیر و تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ۱۳۷۴ش، ج۸، ص۱۷۰؛ آشتیانی و درایتی، گروه رسائل در گستردن احادیثی از کافی، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۵۰.
آشتیانی و درایتی، گروه رسائل در تفصیل احادیثی از کافی، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۵۰.
ابن شهرآشوب، ج۳، ص۱۱۶؛ مجلسی، ج۲۲، ص۵۲۷-۵۲۸، به گزارش ثنا، «گفتگوی فرشتگان با حضرت فاطمه(س)»، ص۲۰.
دانش الیقین، سود کاشانی، ج۲، ص۸۵۱، به گزارش سلیمانی آشتیانی و درایتی، دسته رسائل در تفصیل احادیثی از کافی، ۱۳۸۸ش، ص۱۴۹.
محمدی ری شهری، واحد سنجش الحکمه، ۱۳۸۹ش، ج۱۱، ص۴۷۵.
دانش الیقین، نتیجه کاشانی، ج۲، ص۵۸۲، به گزارش سلیمانی آشتیانی و درایتی، دسته رسائل در گستردن احادیثی از کافی، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۰.
طهرانی، معادشناسی، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۲۳۶.
سوره نحل، آیه۳۲.
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ۱۳۷۴ش، ج۸، ص۱۷۰.
محمدی ری شهری، واحد سنجش الحکمه، ۱۳۸۹ش، ج۱۱، ص۱۳۰.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶، ص۱۶۰-۱۶۱.
رستمی وآل‌بویه، سیری در اسرار ملائکه، ۱۳۹۳ش، ص۴۵۳.
سوره انعام، آیه۹۳؛ سوره انفال، آیه۵۰.
رستمی وآل‌بویه، سیری در اسرار ملائکه، ۱۳۹۳ش، ص۴۵۳.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶، ص۱۵۳.
سوره سجده، آیه۱۱؛ سوره زمر، آیه۴۲؛ سوره انعام، آیه۶۳؛ سوره نساء، آیه۹۷.
سوره زمر، آیه۴۲.
سوره سجده، آیه۱۱.
سوره انعام، آیه۶۳؛ سوره نساء، آیه۹۷.
طباطبایی، ترجمه تعبیر و تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۴۱۸؛ محسنی دایکندی، برزخ و معاد از طریقه قرآن و احادیث، انتشارات مجمع جهانی شیعه شناسی، ص۱۰۷-۱۱۱.

بازدید : 61
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:59


تک نگاری
کتاب‌هایی بنام حق الیقین نگاشته گردیده که بعضا درباره ی ظریف با معنی حق الیقین میباشد و بعضی تنها حق الیقین اسم گرفته‌اند. مولف الذریعه اسم ۱۱ کتاب را با تیتر الحق الیقین بیان نموده است. [۱۷] برخی از این کتاب ها تشریفات ترحیم مشهد عبارتند از:

الحق الیقین فی معرفة رب العالمین، نوشته روضه خوان محمود شبستری. کتاب دارنده هشت باب میباشد و هر بابش حاوی حقایق، دقایق و لطائف عرفانی میباشد. او‌لین پاراگراف کتاب این میباشد [اى پيداتر از هر پيدايى و اى آشكارتر از هر هويدايى‌] [۱۸]
حق الیقین، محمدباقر مجلسی واپسین نوشته علامه مجلسی بتاریخ ۱۱۰۹ق. به گویش فارسی و درباره ضروریات آیین و تعداد گناهان کبیره میباشد . شروع کتاب این میباشد:[الحمد لله الواحد الأحد، الفرد الصمد، العليم القدير الذي ليس كمثله شي‌ء] [۱۹]
الحق الیقین، نوشته روضه خوان علی بن مولى محمد جعفر شریعتمدار استرآبادی طهرانی(درگذشت:۱۳۱۵ق) [۲۰]
الحق الیقین ، نوشته سید خلف بن عبد و بنده المطلب بن حيدر الموسوی المشعشعی الحويزی (درگذشت:۱۰۷۴ق) درباره آداب سیر و سلوک و کردار.[۲۱]
جستارهای متعلق
اعتقاد و باور
دانش الیقین
عین الیقین
پانویس
فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۲۲۰.
مطهری، بیست گفتار، ۱۳۸۹ش، ص۳۵۷
انصاریان، عرفان اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۸۵؛ مکارم شیرازی، تعبیر و تفسیر مثال، ۱۳۷۱ش، ج۲۷، ص۲۸۵.
مطهری، بیست گفتار، ۱۳۸۹ش، ص۳۵۷
سوره حاقه، آیه ۵۱
مطهری، گروه اثر ها، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، صص۷۹۲-۷۹۳.
سوره تکاثر، آیات۵و۷
انصاریان، عرفان اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۸۵.
ابن عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۳۱ به گزارش رضایی، «نام و نشان‌شناسی اعتقادوباور»، ۱۳۸۳ش، ص۴۱.
ابن عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۳۱ به گزارش رضایی، «نام و نشان شناسی باور»، ۱۳۸۳ش، ص۴۱.
بهرام پور، باد‌ملایم حیات، تعبیر قرآن کریم و مهربان، ج۳۰، ص۳۲۴.
طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۴ق،‌ ج۶، ص۲۰۰.
طباطبایی، المیزان،‌ منشورات اسماعیلیان، ج۲، ص۳۷۴.
سبزواری، کتاب اشعار، غزلیات، شماره ۲۰.
هجویری، کشف المحجوب، باب آدابهم فی التزویج و التجرید.
میبدی، کشف الاسرار، ۴۷
آقابزرگ طهرانی،الذریعه الی تصانیف الشیعه، ۱۴۰۸ق، ج۷، صص ۴۰-۴۲.
آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیع

بازدید : 22
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 15:32


اقامت در مشهد
وی بعداز ماجرای دستگیری در قصر شیرین و جابجایی به طهران، مستقیماً از طهران به سوی مشهد تکان کرد و دوران ۸ماه در مشهد اقامت داشت. به درخواست آیت‌الله محمد کفائی (فرزند آخوند خراسانی) و آیت‌الله سید حسین طباطبایی قمی، شب‌ها در مسجد گوهرشاد، نماز جماعت اقامه تشریفات ترحیم مشهد می کرد. [۱۴]

آیت‌الله بروجردی پس از ۸ ماه تصمیم گرفت به بروجرد برگردد که در منش رجوع در قم توقف کرد و عبدالکریم حائری یزدی، از وی خواست در قم بماند و درس دادن نماید. [۱۵]

رجوع و برگشت به بروجرد
سماجت طبقات گوناگون بروجرد و درخواست‌های مکرر از آیت‌الله بروجردی برای رجوع به بروجرد، سبب شد وی تمایل به برگشت بگیرد.

سید حسین بروجردی در سال ۱۳۶۴ق برای درمان از بروجرد به طهران آمد. درین هنگام یک سری نفر از فقهای سرشناس حوزه علمیه قم خصوصاً امام خمینی از آیت‌الله بروجردی جهت اقامت در قم و قبول مرجعیت شیعه و رئیس حوزه دعوت کردند.[۱۶]

اقامت در قم
سرنوشت وی در ۲۶ صفر ۱۳۶۴ق (۹ دی ۱۳۲۳ش)[۱۷]به-قم وارد قم گردیده و برخی علماء برای مثال امام خمینی، سید محمد پژوهشگر داماد و مرتضی حائری برای نشانه دادن التفات دروس وی و تشویق فضلا به حضور درآن دروس، یار و همدم با شاگردان خویش در مجالس درس وی حضور می یافتند.[۱۸]

همینطور سید صدرالدین صدر که در صحن بقعه حضرت معصومه(س) اقامه نماز جماعت می‌کرد، مقام نماز خویش را به آیت‌الله بروجردی واگذار کرد. سید محمد حجت کوه‌کمری، رده درس دادن خویش را در چنگ او قرار بخشید. سید محمدتقی خوانساری نیز برای احترام در درس وی کمپانی می کرد.[۱۹]

اثر ها علمی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست اثر ها آیت‌الله بروجردی

کتاب جامع روایات الشیعه
گروه تألیفات آیت‌الله بروجردی در دو نصیب به گویش عربی و فارسی به بیشتراز بیست جلد می رسد و در چهار فن رجال، حدیث، فقه و اصول فقه بوده و در فلسفه، منطق، عقائد و شعر هم، اثراتی به او منسوب شده میباشد.[۲۰] مشهورترین تاثیر وی جامع الاحادیث میباشد که با رسیدگی آیت‌الله بروجردی و همیاری بیست بدن از شاگردان وی کتابت یافته میباشد.[۲۱] فیش‌برداری کتاب بعد از هفت سال تمام شد و اسماعیل معزی ملایری، علی‌امان اشتهاردی و محمد واعظ‌زاده خراسانی آن را بازبینی کردند. باب‌بندی کتاب هم به وسیله اسماعیل معزی ملایری شکل گرفت.[۲۲]

بازدید : 23
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 15:18


حوزه علمیه نجف
حوزه علمیه نجف تیم مرکز ها علم آموزی و درس دادن علم ها فقاهتی شیعه در شهر نجف میباشد. فقیهان و عالمانی مانند روضه خوان طوسی، علامه حلی، روحانی انصاری و در زمانه آن گاه، سید ابوالقاسم خویی و سید علی حسینی سیستانی درین حوزه رویش یافته‌اند. امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، مدتی بعداز تبعید از کشور‌ایران به نجف رفت و در آنجا به درس دادن پرداخت و پیکار با حکومت سلطان و مباحث و تایپ کردن اثراتی مانند حکومت اسلامی را در آنجا پی تشریفات ترحیم مشهد گرفت.

تاریخچه
مرکزیت ناحیههای علمیه
 حوزه علمیه   عصرٔ مرجعیت
حوزه علمیه قم قرن سوم و چهارم
حوزه علمیه بغداد قرن چهارم و پنجم
حوزه علمیه نجف قرن پنجم و ششم
حوزه علمیه حله قرن هفتم تا نهم
حوزه علمیه نجف قرن دهم
حوزه علمیه اصفهان قرن یازدهم و دوازدهم
حوزه علمیه نجف سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم
حوزه علمیه قم چهاردهم و پانزدهم
ناحیههای علمیه کشور‌ایران • حیطههای علمیه عراق • حیطههای علمیه لبنان
درباره تأسیس حوزه علمیه نجف دو حیث مهم وجود داراست. تیم ابتدا بر این باورند که بعد از سفر روضه خوان طوسی در ۴۴۸ق از بغداد به نجف، او حوزه علمیه را سازه بنیان. شماری دیگر معتقدند قبل از داخل شدن روحانی، در نجف رینگ‌های مشاجره و درس در مجاورت بقاع حضرت علی(ع) برقرار و حوزه علمیه صورت گرفته بوده میباشد.[۱] این جمع شواهدی در ثابت مدعای خویش بیان می‌نمایند؛ برای مثال:

بنابه گزارش ابن طاووس،[۲] به هنگام دیدار عضدالدوله دیلمی از نجف در سال ۳۷۱ق، ۱۷۰۰ عالم درین شهر بوده‌اند.
نجاشی[۳] به ملاقات خویش با محققان شیعه، مثلا محدّث گران قدر، هبة الله بن احمد کاتب، دارای اسم و رسم به ابن برنِیة، اشاره نموده است. او[۴] همینطور اظهار کرده که در سال ۴۰۰ق در نجف از ابن خُمری کوفی اذن داستان اخذ داشته میباشد.
نجاشی[۵] در تفصیل درحال حاضر ابوالحسین اسحاق بن حسن عقرائی تمار گفته که اورا معتکف در کوفه چشم که کتاب کلینی را از خویش او قصه می‌نموده است.
حضور شخصیت‌های فقهی و علمی دیگر در نجف، همانند روضه خوان صدوق و شنیدن حدیث از محمد بن علی بن ادب دهقان[۶] و نیز اقامت بعضا نقبای شیعه‌ها همچون ابن سدره، و اسکان تنی چند از قبیله‌های اهل دانش، مثل آل طحّان، در نجف[۷] در زمره مستندات وجود جنبش علمی در نجف، قبل از روضه خوان الطائفه طوسی، مذکور میباشد.[۸]
حوزه علمیه نجف بعد از ورود روضه خوان طوسی تاریخ با فراز و نشیبی را سپری نموده است که فرایند آن عبارت‌اند از:

عصر شکل گیری و ثبت
این زمان با حضور روضه خوان طوسی در نجف (۴۴۸ـ۴۶۰ق) مقارن میباشد. وی که از شاگردان روحانی اثر گذار و سید مرتضی دانش الهدی بود، بعداز فوت دانش الهدی سر کردگی علمی شیعه‌ها بغداد را برعهده گرفت. اندکی بعداز ورود طغرل سلجوقی به بغداد، ۴۴۹ منزل و کتابخانه اورا در حالی که خودش تا قبل از این به نجف مسافرت کرده بود حریق زدند. مدتی آنگاه، روضه خوان عمل علمی خویش را درین شهر شروع کرد و حوزه نجف با عملکرد‌های وی پاگرفت. روحانی توانست حال و روز تحصیلی نجف را نظم بیشتر دهد و رینگ‌های درسی را تشکیل دهد. جمع‌ای اندک از افرادی که هم پا روضه خوان از بغداد به نجف رفته یا این که شهرتش را شنیده بودند، به وی پیوستند. کتاب امالی یا این که المجالس روحانی گواهِ انضباطی میباشد که وی در حوزه تازه تأسیس نجف در جابجایی علم ها به شاگردانش برقرار کرده بود.[۹] طوسی همینطور علما و شاگردان را به فقه استدلالی و اجتهادی جهت اعطا کرد.

عصر پیروی و رکود
این زمان زمان بر با وفات روحانی طوسی شروع شد و تا اوایل قرن دهم ادامه یافت. عامل ها زیادی در ساخت و ساز رکود بعد از روضه خوان دخیل بودند.

ابتدا آنکه به رغم ابتکارات شگرف وی در حوزه اصول، فقه و دفاعش از فقه تفریعی در حوزه شریعت و توفیقش در اشاعه و تحکیم طریق‌های عامل و استنباط[۱۰] آرا و اظهار نظر او تا برهه زمانی‌ها به جهت عظمت شخصیت وی در مجامع علمی شیعه فارغ از معارض و نقدناپذیر ترویج یافت و پیروانش بیش تر از یک قرن درصدد خرده‌گیری و عیب گیری و پژوهش نظریاتش برنیامدند. به تعبیر و تفسیر شهید ثانی[۱۱] و صاحب و مالک معالم، ابن شهید ثانی[۱۲] همگی فقها فقط ناقل گفته‌های وی بودند.
ادله دیگر این ایستایی، جوانی حوزه نجف بود که نمی‌توانست همپای مراکزی همانند حوزه علمیه بغداد، در واکنش با آرای متعدد، پویایی داشته باشد، مخصوصاً آنکه هنگام مسافرت روحانی از بغداد به نجف، فقط یک سری نادر شمار او‌را ملازمت کرده بودند.[۱۳]
از فی مابین رفتن اقتدار آل بویه که پیوسته مرکز ها و شخصیت‌های علمی شیعه را پایین پشتیبانی خویش داشتند، استدلال موثر دیگری بر رکود بود و مخصوصاً از به عبارتی استارت تصرف عراق به دست سلجوقیان، شیعه زیر فشارهای روزافزون قرار گرفت.
ظهور محمدبن ادریس حلّی (متوفی ۵۹۸ق) در حلّه رونق حوزه علمیه این شهر را به یاور داشت البته همین موضوع به رکود حوزه علمیه نجف عجله بیشتری اعطا کرد. او توانست به روحیه تبعیت بی‌زیرا و چرای مشایخ امامیه که در قبال آرا و فتاوای روضه خوان طوسی تسلیم و منقاد بودند، نقطه پایان دهد و با نقادی آرا و برخی نحوه‌های روضه خوان، روح بازرسی و عیب گیری و تجدیدنظر را به محافل علمی شیعه گشوده آوَرَد.

بازدید : 20
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 13:16


مستندات حجیت این قاعده،
هرچند که در حجیت این قاعده، در میان فقها اختلاف لحاظ وجود داراست؛ ولی علاقه مندان حجیت آن، به آیاتی از قرآن، روایات، اطلاق برهان، استصحاب، سیره عقلاء و اجماع فقها،‌ برهان کرده‌اند.

آیه‌ها قرآن
فقهای شیعه برای ثابت این قاعده به نشانه‌ها زیادی استناد کرده‌اند؛ مثلا در آیه ۱۲۹ سوره نساء که معبود رعایت عدل و داد را شرط تعدد زوجات دانسته میباشد؛‌ البته از ظواهر قید: «فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ؛ پس به يك طرف يكسره تمايل نورزيد تا آن زن ديگر را سرگشته رها كنيد» استعمال می شود که در‌حالتی که نمی‌توانید به طور بدون نقص عدل و داد را برقرار فرمایید، دستکم تک تک علایق و محبت خویش را صرف یکی‌از آنها نکنید.[۱۴] و یا این که بر پایه ی آیه ۱۸۵سوره بقره هرکس در ماه رمضان مسافر و یا این که بیمار باشد، قادر است در حین‌های دیگر قضای آن را به مکان بیاورد. فرموده معبود در انتها آیه: «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ؛ پروردگار براى شما آسانى مى‌خواهد و خیر دشواری»، قادر است ادله بر قاعده المیسور در بخش اعظمی از ابواب فقه باشد. محمدجواد فاضل لنکرانی نشانه‌ها دیگری را نیز برای ثابت این قاعده آورده و به گستردن دلالت آنها را پژوهش تشریفات ترحیم مشهد نموده است.[۱۵]

روایات
ابن ابی‌جمهور احسایی (۸۸۰ق) در کتاب عوالی اللئالی برای اولیه توشه سه ماجرا به طور مرسل نقل نموده است که بعد از او، فقهای شیعه به‌این احادیث برای ثابت این قاعده ادله کرده‌اند:

وقال النبي (ص): «لا يترك الميسور بالمعسور، چیزی که مقدور میباشد، به خیال چیزی ممکن میباشد، رخنه‌ نمیشود».
وقال (ع): «إذا أمرتم بأمر فأتوا منه بما استطعتم؛ هنگامی شما‌را به چیزی دستور کردم، به اندازه‌ای که می توانید آن را اجرا دهید».
وقال (ع): «مالا يدرك كله لا يترك كله؛ چیزی که تمامش شدنی وجود ندارد، تمامش شکاف نمی شود».[۱۶] تکلیفی که موظف نمی‌تواند کل آن را اجرا دهد، نمی‌تواند تک تک آن را شکاف نماید؛ بلکه هر آن‌چه را که میتواند، بایستی ایفا بدهد.
در بعضی از منابع ماجرا نخستین به نبی آفریدگار(ص) و دو داستان آتی به امام علی(ع) منسوب شده میباشد.[۱۷] هرچند که از متن کتاب عوالی اللئالی اینگونه چیزی به کار گیری نمیشود. قبل از ابن أبی جمهور این سه ماجرا در منابع دارای اعتبار و سابق شیعه یافت نمی شود. این احادیث در بعضی از منابع اهل‌سنت نیز نقل گردیده است.[۱۸] طرف داران حجیت این قاعده برای جبران ضعف سندی این احادیث، به «تلقی به قبول احادیث بوسیله فقها»، «آوازه روایی» و «آوازه فتوایی» توکل کرده‌اند. فقهای شیعه در کتاب‌های استدلالی به مدرک این احادیث گونه های نگرفته‌اند و به سیرتکامل‌ای به‌این احادیث دلیل کرده‌اند که انگار پذیرفته‌اند (تلقی به قبول کرده‌اند).[۱۹] به گفته حسینی مراغی آحاد فقها در تکالیف مرکب بر پایه ی این قاعده فتوا داده‌اند و مستند آنها نیز فقط همین احادیث میباشد. به این ترتیب ضعف سندی این احادیث جبران میشود. [۲۰]

تیم‌ای از فقها و علمای اصول که «آوازه روائی و فتوائی» را جابر ضعف گواهی نمی‌دانند، استناد بدین احادیث را نپذیرفته‌اند؛ مثلا: سید ابوالقاسم خویی.[۲۱] چون خویش آوازه حجت وجود ندارد؛ «رب دارای اسم و رسم لا أصل له؛ چه بسا مشهوری که هیچ ریشه‌ای ندارد»، در حالتی که هم جابر ضعف مدرک باشد، می بایست سندی باشد که ضعف آن را جبران نماید. احادیث نام برده، مرسل می باشند و به هیچ عنوان سندی ندارند که جبران شوند، پس سالبه به انتفاع مسئله میباشد.[۲۲]

بازدید : 88
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 16:36


با وجود آن‌که‌این شعر به گویش عربی میباشد؛ البته سرودن شعر عربی بی آلایش به وسیله فارسی‌زبانان را امری متداول دانسته‌اند.[۵] کلمه و واژه دُجیٰ در لغت به‌معنای ظلمت[۶] و یا این که ظلمات‌ها[۷] آمده میباشد. دهخدا مصرع دوم را برطرف‌شدن ظلمات با جمال حضرت محمد(ص) معنی نموده است.[۸] ولی برخی دیگر، دُجی را به‌معنا پرده دانسته و عبارت را اینگونه مضمون‌ نموده‌اند که پرده زیبایی با جمال حضرت محمد(ص) تشریفات ترحیم مشهد باز شد.[۹]

شعر سرا
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: سعدی
شعر بلغ العلی یک کدام از اشعار شاخص سعدی[۱۰] و علامتٔ عشق و علاقه وی به پیامبر آفریدگار(ص) قلمداد شده است؛[۱۱] تا جایی که بعضا این دو بیت را یکی بی‌نظیرترین اشعار عالَم در ثنا حضرت محمد(ص) دانسته‌اند.[۱۲] بعضا از محققان بابیان آیه‌ها و احادیث مرتبط، معتقدند که سعدی در‌این شعر، رسول اسلام(ص) را به شایسته ترین صورت و کوتاه‌ترین لغات معرفی کرده است.[۱۳] سعدی در آخر از خویشاوندان حضرت محمد(ع) خاطر می‌نماید که در دیگر اشعار وی نیز دیده میشود.[۱۴] جمع‌ای این مسأله را آرم‌ای از تمایل‌های شیعی او میدانند.[۱۵]


خوشنویسی بلغ العلی تاثیر حبیب‌الله فضائلی
مقام و رفلکس‌ها
شعر بلغ العلی در اثرها دیگرافراد بسیار آیتم دقت بوده میباشد و تأثیر آن را در پوسته سه مجموعه متن ها، اثر ها هنری و ادبیات عامه می‌قدرت دید:

در متن ها
این شعر بارها در بعضا از قصاید شاعران و نویسندگان اهل ایران همانند اشعار ریحان‌الله نخعی گلپایگانی (۱۳۱۸–۱۴۱۲ق)[۱۶] و سروده‌های محمدتقی کرمانی ملقب به مظفر و یا این که مولوی کرمانی (متوفای ۱۲۱۵ق)[۱۷] به‌شغل رفته میباشد. بعضا از نویسندگان فرنگی مانند ظفرعلی‌خان (۱۸۷۳–۱۹۵۶م) از صورت‌های پاکستان نیز از این شعر در سروده‌های خویش سود کرده‌اند.[۱۸] دیگر افراد نیز با به کارگیری از مدل شعری سعدی، به سرودن اشعاری شبیه در وصف پیامبر پروردگار(ص) پرداخته[۱۹] و به نظیرگویی‌[یادداشت ۱] نسبت به شعر بلغ العلی پرداخته‌اند.[۲۰] این شعر در متن‌ها نثر نیز در تعریف فرستاده اسلام(ص)[۲۱] و ائمه(ع)[۲۲] به‌شغل رفته میباشد. بعضا از نویسندگان تاثیر خویش را تحت عنوان «بلغ العلی بکماله» اسم‌گذاری کرده‌اند.[۲۳]

در اثرها هنری
شعر بلغ العلی در اثر ها هنری نیز نمود یافته، به‌سیرتکامل‌ای که نقاشان و خوشنویسان به ساخت‌و‌ساز اثراتی با قضیه همین شعر دست زده‌اند و می‌قدرت به خوشنویسی بلغ العلی از میرزا محمدرضا کلهر در سال ۱۲۹۸ق[۲۴] و تاثیر خط-نگارگری از اسماعیل جلایر[۲۵] اشاره نمود؛ چنانکه این شعر گاه به‌شکل خوشنویسی نستعلیق بر روی قالی‌کوچک‌ها نیز بافته گردیده و در مسابقات ادبی به مناسبت استارت قرن پانزدهم قمری عرضه گردیده است.[۲۶] همینطور شعر بلغ العلی بر دیوار بعضا اثر ها تاریخی نیز نقش بسته میباشد.[۲۷]

در ادبیات عامه
شعر بلغ العلی در ادبیات عامه نیز وارداتی میباشد؛[۲۸] این شعر در روزها میلاد پیامبر آفریدگار(ص)[۲۹] و حتی‌در روضه‌های روزها محرم[۳۰] در بعضا از نقاط مرزوبوم خوانده می شود. ضمن عموم، دراویش هم به صورت خاص، این شعر سعدی را بسیار به‌عمل می‌بردند.[۳۱] دایره تأثیر شعر فوق از کشور ایران هم بالاتر رفته تا جایی که گفته‌اند شعر بلغ العلی زبانزد عموم کشمیر بوده و در مساجد با آواز بلند خوانده می‌گردد.[۳۲]

بازدید : 41
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 16:52


احکام
در اسلام، فرزندخواندگی به طریق نا‌آگاهی و پیش بینی کل اثر ها فرزند حقیقی، نفی شد. قرآن با صراحت آن را در آیه چهارم سوره احزاب رد می‌نماید: «و آفریدگار فرزندخواندگانتان را فرزندانتان نساخت. اینها چیزهایی میباشد که به لهجه می گویید». این آیه با کلمه «اَدعیاء» (گردآوری «دَعی») از فرزندخواندگی حافظه و ذکر می‌نماید که ارتباط فرزند با والدین، ارتباط‌ای حقیقی و واقعی و طبیعی میباشد خیر تشریفاتی و قراردادی.[۱۳] همینطور در آیه آتی نیز تأکید می‌نماید که فرزندان را به اسم پدرانشان بخوانید که‌این نزد معبود منصفانه‌خیس میباشد و چنانچه پدرانشان را نمی‌شناسید آن‌ها را موالی و برادران فقاهتی خویش تشریفات ترحیم مشهد بدانید.

رسول اسلام، پیش از بعثت، زید بن حارثه را که هشت سال داشت فرزندخوانده خویش برگزید و این فرزندخواندگی سی سال زمان بر شد.[۱۴] ولی بعداز آن که قرآن فرزندخواندگی را فسخ گفت، فرستاده برای نفی این سنت، [یادداشت ۱]با همسر پسرخوانده‌اش بعداز آن که زید از وی (زینب دختر جحش) جدایی گرفت تزویج کرد.[۱۵] قرآن در نشانه‌ها ۳۶ تا ۴۰ سوره احزاب به ماجرای این وصلت اشاره می‌نماید. همینطور برای جواب به‌این اعتراض که چرا رسول با همسر پسرش تزویج کرد، در آیه چهلم تأکید می‌نماید که محمد بابا تکوینی و طبیعی (زیستی) هیچ یک از مردان شما وجود ندارد، بلکه وی فرستاده آفریدگار و خاتم پیامبران میباشد.[۱۶]

قرآن، سه تاثیر مرسوم فرزندخواندگی، یعنی نَسَب، مَحرَمیت و ارث را نفی می‌نماید:

نسب
در آیه ۴ سوره احزاب، ارتباط نَسَبی فرزندخواندگی و اسم‌گذاری فرزندخوانده به غیرپدر حقیقی وواقعی رد می شود. در احادیث نیز به عدم ثبوت نسبت در بین فرزندخوانده و فرزندپذیر تصریح گردیده است.[۱۷] در کتاب ها دینی برای ارتباط نَسبی بین فرزند و خویشان نسبی‌اش، اثر ها زیادی نقل شده میباشد البته بعضا معتقدند که در اسلام صرفا برخی از این اثر ها (محرمیت، ارث و وصلت) پذیرفته نشده ولی اثر ها دیگر (مانند حضانت، ولایت فقاهتی، نفقه در میان پدر و مادر و فرزندادن، ربا دربین بابا و فرزند و...) برقرار میباشد.[۱۸]

محرمیت
نوشته ی علمیٔ اساسی: محرمیت
در اسلام، سه استدلال نَسَب (ارتباط نسبی فرزند با پدر و مادر)، سَبَب (مانند سببیت تزویج در مَحرمیت عروس یا این که آمیزش در محرمیت ربیبه) و رضاع (شیردهی طبق مقررات فقهی) موجب محرمیت می گردد که هرکدام وضعیت و قوانین خاصی دارا‌هستند.[۱۹] نشانه‌ها ۳۶-۴۰ سوره احزاب بر عدم محرمیت همسر فرزندخوانده بر فرزندپذیر و حلال بودن تزویج با وی بعد از طلاق دلالت داراست. بعضا از فقهای معاصر، به محرمیت فرزندخوانده فتوا داده‌اند که نقد ها و تامین‌هایی را درپی داشته میباشد.[۲۰]

برای حل ایراد محرمیت فی مابین فرزندخوانده و فرزندپذیر، برای برخی مفاد راهکار‌های فقهی با شیردهی و وصلت اورده شده میباشد. به این‌شیوه‌حل‌ها، در کتاب ها دینی در احکام رضاع و نکاح یا این که در استفتائات از مراجع تاسی اشاره گردیده‌است.[۲۱]

ارث
در ترسیم فرزندخواندگی، فرزندخوانده مانند فرزند حقیقی وواقعی خانواده ارث میبرد. با نزول آیه ها ۴ و ۴۰ سوره احزاب که در آن ها فرزند حقیقی وواقعی بودن پسرخوانده نفی شد، اثر ها آن مثلا توارث نیز فسخ شد.[۲۲] همینطور نشانه‌ها ارث، برای مثال آیه ۱۱ سوره نساء که در آن ارث پدر و مادر و فرزندان اورده شده میباشد، بر ارتباط طبیعی و حقیقی در بین آن ها دلالت داراست.[مستلزم منبع]

تزویج سرپرست با فرزندخوانده
در سال ۱۳۹۲ش برنامه ای برای ممنوعیت وصلت سرپرست با فرزندخوانده در راستای ضابطه جانبداری از خردسال ها بی‌سرپرست در مجلس شورای اسلامی کشور‌ایران ارائه شد که به جهت تضادومغایرت با شرع بوسیله شورای دربان تعدیل شد. مبتنی بر این مصوبه تزویج سرپرست با فرزندخوانده فقط در شکل صلاحدید دادگاه روا شمرده شد.[۲۳] ولی این مصوبه مخالفت‌های متعددی را از سوی جامعه‌شناسان، دستمزد‌دانان و فعالان دستمزد خردسال ها به‌دنبال داشت.[۲۴] در سال ۱۳۹۶ش مقامات دولتی از طرح حذف این تبصره و رجوع و برگشت به ضابطه پیشین که در آن قضیه وصلت سرپرست با فرزندخوانده مسکوت بود، خبر دادند.[۲۵]

همینطور آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تاسی وصلت با فرزندخوانده را به منجر آنکه بیشتر زمان ها به مصلحت فرزندخوانده وجود ندارد روا ندانسته میباشد.[۲۶] همینطور بعضا با استناد به آیه محارم و گسترش مفهومی استدلال حرمت وصلت (تربیت دردامن شوهر زن)با ربیبه (دختر همسر از شوهر پیشین) وصلت با فرزندخوانده را حرام دانسته‌اند.[۲۷]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 89
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 299
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 612
  • بازدید ماه : 612
  • بازدید سال : 2140
  • بازدید کلی : 30903
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی