اسمهای پروردگار در قرآن
اسماءالله، بخط ممتاز سچکین دوردو (Mümtaz Seçkin Durdu)، خوشنویس معاصر ترکیهای.
نوشتهعلمیٔ اساسی: اسمهای معبود در قرآن در قرآن غیر از لفظ جلاله «اللّه» که سازه بر پر اسم و رسم نام خاص ذات متعالی خداست، ۱۴۳[۲۶]نام دیگر وارداتی که دارنده معنای وصفی میباشد و هر یک به نوعی، از کمال آفریدگار حکایت مینماید. از این اسامی ۱۰ گزینه به طور غیر مصرح تشریفات ترحیم مشهد نام بردهاند.
اسماء الحسنی
نوشتهعلمیٔ مهم: اسماء الحسنی
در چهار آیه از قرآن کریم و مهربان نیکوترین اسمها به آفریدگار تخصیص دارااست: (للّه الأسماء الحسنی).[۲۷] این تفسیر در احادیث نیز به شغل رفته میباشد. از نگرش بیشتر مفسران، اسماء الحسنی اسمایی میباشند که دارنده معانی کمال بوده و جز بر ذات معبود متعال دلالت نمی کنند و نیز معنای وصفی حُسن در آنان حیث گردیده و دارنده دو خصوصیت باشد: ۱. بینیازی ذات آفریدگار از همگی در آن صفات.۲. نیازمندی دیگرافراد به ذات تمیز وی در آن صفات.[۲۸]
تقسیمبندی صفات
صفات الهی را از جهات متعدد به تعدادی قول تقسیم کردهاند:
۱. صفات جمال (ثبوتی) و جلال (سلبی)
نوشتهعلمیٔ اساسی: صفات جمال و جلال الهی
«صفات جمال یا این که صفات ثبوتی» صفاتیاند که بر وجود کمالی در معبود دلالت مینمایند مانند عالِم و دانش، توان و کار کشته، کردار و آفریننده، رزق و رازق و غیره. و «صفات جلال یا این که صفات سلبی» صفاتیاند که یا این که بر سلب نقص از خدا دلالت مینمایند مانند بی نیاز و جسم نبودن.
۲- صفات ذات و صفات فعل
نوشتهی علمیهای اساسی: صفات ذاتی خداوند و صفات فعلی پروردگار
هرگاه برای انتزاع صفتی از حق والا تصور ذات کافی بوده و تصور فاعلیت پروردگار موردنیاز نباشد، آن صفت، صفت ذات یا این که ذاتی خواهد بود. مانند صفت حیات و حی. و هرگاه تصور فاعلیت آفریدگار مایحتاج باشد، آن را صفت فعل یا این که فاعل گویند، مانند خوی و سازنده.
۳- صفات نفسی و مازاد
«صفات نفسی» آن تیم از اوصافاند که مفاهیم آن ها دربرگیرنده اضافه و نسبت به غیر پروردگار وجود ندارد، مانند «حیات». البته «صفت مازاد» به حیث مفهومی مشمول نوعی اضافه به غیر اوست، مانند «دانش»، «اقتدار» و «عزم» چون معنی دانش دربرگیرنده اضافه به چیز دیگر یعنی «مشخص و معلوم» و معنی «اقتدار» و «عزم» اضافه به «مقدور» و «منظور» میباشد.[۲۹]
۴- صفات خبری(تشبیهی) و تنزیهی
نوشته ی علمیٔ اساسی: صفات خبری
این تقسیم از اهل حدیث نقل گردیدهاست. صفات خبری(یا این که تشبیهی) صفاتیاند که در خبر آسمانی (کتاب و سنت) وارداتیاند و در حالتیکه در خبر آسمانی نیامده بودند، به مقتضای عقل برای خدا ثابت نمیشدند، از سویی در حالتی که به موارد ظاهری آنان قایل شویم، «تشبیه» خدا به مخلوقات و «تجسیم» موردنیاز خواهد آمد.
به عبارت دیگر این تیم از صفات در آیهها و احادیث متشابه در ارتباط صفات الهی وارداتیاند. مانند وجه، ید، استوا، مجیء که بر حسب ظواهر، معبود را دارنده جوارح و اعضا مانند رخ، دست و پا و دیده معرفی مینمایند.(سوره فتح/۱۰، سوره طه/۵، سوره فجر/۲۲ و...)[۳۰] ولی چنان که گفته شد، زیرا به مقتضای عقل ثابت آنان به معنای ظاهریشان برای پروردگار محال میباشد، مفسران ومتکلمان این صفات را به معنایی که اطلاق آن بر آفریدگار درست باشد تأویل کرده و برای مثال دست خداوند را به معنای اقتدار وی مضمون کردهاند، البته ظاهرگرایان و اهل حدیث آن ها را به به عبارتی معنای ظاهریشان گرفتهاند.
صفات تنزیهی صفاتی میباشند که بیان کنده تنزیه و پیراستن آفریدگار متعال از صفات اجسام و مختصات ممکنات میباشند مانند: لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ
اسمهای پروردگار در قرآن
اسماءالله، بخط ممتاز سچکین دوردو (Mümtaz Seçkin Durdu)، خوشنویس معاصر ترکیهای.
نوشتهعلمیٔ اساسی: اسمهای معبود در قرآن در قرآن غیر از لفظ جلاله «اللّه» که سازه بر پر اسم و رسم نام خاص ذات متعالی خداست، ۱۴۳[۲۶]نام دیگر وارداتی که دارنده معنای وصفی میباشد و هر یک به نوعی، از کمال آفریدگار حکایت مینماید. از این اسامی ۱۰ گزینه به طور غیر مصرح تشریفات ترحیم مشهد نام بردهاند.
اسماء الحسنی
نوشتهعلمیٔ مهم: اسماء الحسنی
در چهار آیه از قرآن کریم و مهربان نیکوترین اسمها به آفریدگار تخصیص دارااست: (للّه الأسماء الحسنی).[۲۷] این تفسیر در احادیث نیز به شغل رفته میباشد. از نگرش بیشتر مفسران، اسماء الحسنی اسمایی میباشند که دارنده معانی کمال بوده و جز بر ذات معبود متعال دلالت نمی کنند و نیز معنای وصفی حُسن در آنان حیث گردیده و دارنده دو خصوصیت باشد: ۱. بینیازی ذات آفریدگار از همگی در آن صفات.۲. نیازمندی دیگرافراد به ذات تمیز وی در آن صفات.[۲۸]
تقسیمبندی صفات
صفات الهی را از جهات متعدد به تعدادی قول تقسیم کردهاند:
۱. صفات جمال (ثبوتی) و جلال (سلبی)
نوشتهعلمیٔ اساسی: صفات جمال و جلال الهی
«صفات جمال یا این که صفات ثبوتی» صفاتیاند که بر وجود کمالی در معبود دلالت مینمایند مانند عالِم و دانش، توان و کار کشته، کردار و آفریننده، رزق و رازق و غیره. و «صفات جلال یا این که صفات سلبی» صفاتیاند که یا این که بر سلب نقص از خدا دلالت مینمایند مانند بی نیاز و جسم نبودن.
۲- صفات ذات و صفات فعل
نوشتهی علمیهای اساسی: صفات ذاتی خداوند و صفات فعلی پروردگار
هرگاه برای انتزاع صفتی از حق والا تصور ذات کافی بوده و تصور فاعلیت پروردگار موردنیاز نباشد، آن صفت، صفت ذات یا این که ذاتی خواهد بود. مانند صفت حیات و حی. و هرگاه تصور فاعلیت آفریدگار مایحتاج باشد، آن را صفت فعل یا این که فاعل گویند، مانند خوی و سازنده.
۳- صفات نفسی و مازاد
«صفات نفسی» آن تیم از اوصافاند که مفاهیم آن ها دربرگیرنده اضافه و نسبت به غیر پروردگار وجود ندارد، مانند «حیات». البته «صفت مازاد» به حیث مفهومی مشمول نوعی اضافه به غیر اوست، مانند «دانش»، «اقتدار» و «عزم» چون معنی دانش دربرگیرنده اضافه به چیز دیگر یعنی «مشخص و معلوم» و معنی «اقتدار» و «عزم» اضافه به «مقدور» و «منظور» میباشد.[۲۹]
۴- صفات خبری(تشبیهی) و تنزیهی
نوشته ی علمیٔ اساسی: صفات خبری
این تقسیم از اهل حدیث نقل گردیدهاست. صفات خبری(یا این که تشبیهی) صفاتیاند که در خبر آسمانی (کتاب و سنت) وارداتیاند و در حالتیکه در خبر آسمانی نیامده بودند، به مقتضای عقل برای خدا ثابت نمیشدند، از سویی در حالتی که به موارد ظاهری آنان قایل شویم، «تشبیه» خدا به مخلوقات و «تجسیم» موردنیاز خواهد آمد.
به عبارت دیگر این تیم از صفات در آیهها و احادیث متشابه در ارتباط صفات الهی وارداتیاند. مانند وجه، ید، استوا، مجیء که بر حسب ظواهر، معبود را دارنده جوارح و اعضا مانند رخ، دست و پا و دیده معرفی مینمایند.(سوره فتح/۱۰، سوره طه/۵، سوره فجر/۲۲ و...)[۳۰] ولی چنان که گفته شد، زیرا به مقتضای عقل ثابت آنان به معنای ظاهریشان برای پروردگار محال میباشد، مفسران ومتکلمان این صفات را به معنایی که اطلاق آن بر آفریدگار درست باشد تأویل کرده و برای مثال دست خداوند را به معنای اقتدار وی مضمون کردهاند، البته ظاهرگرایان و اهل حدیث آن ها را به به عبارتی معنای ظاهریشان گرفتهاند.
صفات تنزیهی صفاتی میباشند که بیان کنده تنزیه و پیراستن آفریدگار متعال از صفات اجسام و مختصات ممکنات میباشند مانند: لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم