تسلط بدون نقص به دانش تأویل قرآن
بعضا از عالمان شیعه، احادیث نبرد خاصفالنعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر تسلط بدون نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] میدانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب پروردگار سوای امام کفایت نمینماید و صحبت عده ای که قرآن را کافی می دانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیه ها رد مینمایند، بیاعتبار تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۴۶]
حقانیت امام علی(ع) در مبارزههای مجال وی
عده ای از عالمان گفتهاند کلام فرستاده اکرم(ص)، پیشبینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در نزاعهایی میباشد که در حین خلافتش با سه تیم ناکثین، قاسطین و مارقین ایفا اعطا کرد.[۴۷] تودهای این تفسیر را نماد از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیدهاند، دانستهاند. [۴۸]
ماجرا پیکار با مشرکان
به نقل از حکم کننده نیشابوری، محدث شافعیمذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو بههم پا تعدادی نفر از سران مشرکان، به حضور نبی(ص) آمدند و یک کدام از وضعیت صلحطومار را اینگونه ذکر کردند: «درصورتی که کسی از اشخاص ما، بهسوی تو آمد، اورا به ما برگردان.» نبی(ص) از این کلام اندوهگین شد و جواب اعطا کرد: «لَتَنْتَهُنَّ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ ای تیم قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را بهسوی شما میفرستم که معبود قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردنهای شمارا به خیال آیین خداوند بزند؛ از نبی پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می باشند؟ فرستاده(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش منرا پینه می زند.» درین هنگام عموم امام علی(ع) را درگیر پینهزدن کفش رسول دیدند.[۴۹]
سید هاشم بحرانی این ماجرا را در ارعاب قوم ثقیف[۵۰] و نسائی در انذار «بنووَلیعه» قوم و قبیلهای در کنده یا این که حَضرَموت دانستهاند.[۵۱]
ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نشانهدهنده امامت امام علی(ع) دانستهاند. اینان گفتهاند مقاتله با مشرکان و گردنزدن آن ها بهدستور آفریدگار بود و خاصفالنعلی که به تعبیروتفسیر قصه، «قلبش بهوسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد سزاوار امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]
قصه بیان کندهٔ جانشینان رسول
حُرّ عامِلی محدث و عالم شیعه، روایتی از نبی اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصفالنعل حافظه گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح شدهاست.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده فرستاده(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصفالنعل نامید، درحالیکه علی(ع) سرگرم پینهزدن کفش نبی بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل گردیدهاست.[۵۵]
ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمینالمعارف گزارشی آورده میباشد که رسول اکرم(ص) در یک کدام از سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت می خواهد بر خاصفالنعل بهتیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالیکه امام علی(ع) درگیر وصلهکردن کفشهای نبی بود.[۵۶]
ماجرا هادی امت
خزاز تالیف کننده کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، رسول اسلام(ص) در تعبیروتفسیر واژه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصفالنعل معرفی کرد که در آن مجال در کنارهای به پینهزدن کفش نبی سرگرم بود و بعد به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنیاسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آن ها دانست.[۵۷]
تسلط بدون نقص به دانش تأویل قرآن
بعضا از عالمان شیعه، احادیث نبرد خاصفالنعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر تسلط بدون نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] میدانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب پروردگار سوای امام کفایت نمینماید و صحبت عده ای که قرآن را کافی می دانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیه ها رد مینمایند، بیاعتبار تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۴۶]
حقانیت امام علی(ع) در مبارزههای مجال وی
عده ای از عالمان گفتهاند کلام فرستاده اکرم(ص)، پیشبینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در نزاعهایی میباشد که در حین خلافتش با سه تیم ناکثین، قاسطین و مارقین ایفا اعطا کرد.[۴۷] تودهای این تفسیر را نماد از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیدهاند، دانستهاند. [۴۸]
ماجرا پیکار با مشرکان
به نقل از حکم کننده نیشابوری، محدث شافعیمذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو بههم پا تعدادی نفر از سران مشرکان، به حضور نبی(ص) آمدند و یک کدام از وضعیت صلحطومار را اینگونه ذکر کردند: «درصورتی که کسی از اشخاص ما، بهسوی تو آمد، اورا به ما برگردان.» نبی(ص) از این کلام اندوهگین شد و جواب اعطا کرد: «لَتَنْتَهُنَّ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ ای تیم قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را بهسوی شما میفرستم که معبود قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردنهای شمارا به خیال آیین خداوند بزند؛ از نبی پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می باشند؟ فرستاده(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش منرا پینه می زند.» درین هنگام عموم امام علی(ع) را درگیر پینهزدن کفش رسول دیدند.[۴۹]
سید هاشم بحرانی این ماجرا را در ارعاب قوم ثقیف[۵۰] و نسائی در انذار «بنووَلیعه» قوم و قبیلهای در کنده یا این که حَضرَموت دانستهاند.[۵۱]
ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نشانهدهنده امامت امام علی(ع) دانستهاند. اینان گفتهاند مقاتله با مشرکان و گردنزدن آن ها بهدستور آفریدگار بود و خاصفالنعلی که به تعبیروتفسیر قصه، «قلبش بهوسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد سزاوار امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]
قصه بیان کندهٔ جانشینان رسول
حُرّ عامِلی محدث و عالم شیعه، روایتی از نبی اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصفالنعل حافظه گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح شدهاست.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده فرستاده(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصفالنعل نامید، درحالیکه علی(ع) سرگرم پینهزدن کفش نبی بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل گردیدهاست.[۵۵]
ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمینالمعارف گزارشی آورده میباشد که رسول اکرم(ص) در یک کدام از سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت می خواهد بر خاصفالنعل بهتیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالیکه امام علی(ع) درگیر وصلهکردن کفشهای نبی بود.[۵۶]
ماجرا هادی امت
خزاز تالیف کننده کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، رسول اسلام(ص) در تعبیروتفسیر واژه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصفالنعل معرفی کرد که در آن مجال در کنارهای به پینهزدن کفش نبی سرگرم بود و بعد به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنیاسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آن ها دانست.[۵۷]

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم