حدیث مضمر
حدیث مُضْمَر حدیثی که اسم معصوم در آن بیان نشده و به مکان آن راوی حدیث، از عباراتی مانند «سألتُه» یا این که «کتبتُ إلیه» استعمال نموده است. عدم بیان اسم معصوم بوسیله راوی، یا این که به خیال و خاطر وجود قرینه، تقیه و یا این که دوری از تکرار میباشد.
مضمونشناسی
مُضْمَر در لغت به معنای نهفته و مخفی میباشد[۱] و در اصطلاح دانش درایه به معنای حدیثی میباشد که ماجراکننده نخستین، اسم معصوم را نبرده و از آن با ضمیر غائب مانند سألتُه، سمعتُه یا این که کتبتُ الیه حافظه نموده است.[۲] در گروهبندی روایات، حدیث مضمر در تیم اتصال و عدم اتصال گواهی حدیث تشریفات ترحیم مشهد قرار می گیرد.[مستلزم منبع]
انگیزههای اضمار حدیث
راویان به سه انگیزه در حدیث به مکان به کارگیری از اسم معصوم از ضمیر به کارگیری مینمایند:
وجود قرینهای که مشخص مینماید از امام معصوم نقل گردیدهاست.
تقیه نقلکننده ماجرا به منجر خوف از حاکمان جور و ظلم.
اسم معصوم در اولِ حدیث(در نقل شفاهی یا این که در تایپ کردن) مذکور و پیرو از ضمیر مصرف شده میباشد.[۳]
حجیت
درباره حجیت یا این که عدم حجیت حدیث مضمر سه قسم وجود دارااست:[۴]
دارای اعتبار نبودن حدیث مضمر: خواه راوی آن فقیهی باشد که نقل داستان مینماید، مانند زراره، یا این که صرفا راوی باشد؛ به خیال و خاطر اینکه احتمال دارااست ضمیر به غیرمعصوم عطف گردد. برخی از فقها اِضمار را منجر ضعف حدیث دانستهاند.[۵]
اعتبار حدیث مضمر: مثل اینکه از بیان اسم معصوم در اولِ یک حدیث، در روایات آتی به مطرح شدن ضمیر اکتفا میکردند مانند مواقعی که راوی روایات مختلفی را درباره احکام متفاوت از یک امام نقل کرده و بیش تر از یک توشه اسم امام را نبرده میباشد.[۶]
شرح: فی مابین اعتبار روایاتی که نقلکنندگان آنها دانا و جلیلالقدر بوده مانند زراره و عدم اعتبار ماجراِ راویانی که جلیلالقدر نبودند.[۷]
پانویس
ابن خواسته، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، زیر واژه و کلمه المُضْمَر.
مامقانی، مقباس الهدایة، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۳۲.
الموسوی الغریفی، قواعد الحدیث، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۲۲؛ بقال، «پاورقی» در الرعایه فی دانش الدرایه، ۱۴۰۸ق، ص۸۳.
الموسوی الغریفی، قواعد الحدیث، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۱۷.
حدیث مضمر
حدیث مُضْمَر حدیثی که اسم معصوم در آن بیان نشده و به مکان آن راوی حدیث، از عباراتی مانند «سألتُه» یا این که «کتبتُ إلیه» استعمال نموده است. عدم بیان اسم معصوم بوسیله راوی، یا این که به خیال و خاطر وجود قرینه، تقیه و یا این که دوری از تکرار میباشد.
مضمونشناسی
مُضْمَر در لغت به معنای نهفته و مخفی میباشد[۱] و در اصطلاح دانش درایه به معنای حدیثی میباشد که ماجراکننده نخستین، اسم معصوم را نبرده و از آن با ضمیر غائب مانند سألتُه، سمعتُه یا این که کتبتُ الیه حافظه نموده است.[۲] در گروهبندی روایات، حدیث مضمر در تیم اتصال و عدم اتصال گواهی حدیث تشریفات ترحیم مشهد قرار می گیرد.[مستلزم منبع]
انگیزههای اضمار حدیث
راویان به سه انگیزه در حدیث به مکان به کارگیری از اسم معصوم از ضمیر به کارگیری مینمایند:
وجود قرینهای که مشخص مینماید از امام معصوم نقل گردیدهاست.
تقیه نقلکننده ماجرا به منجر خوف از حاکمان جور و ظلم.
اسم معصوم در اولِ حدیث(در نقل شفاهی یا این که در تایپ کردن) مذکور و پیرو از ضمیر مصرف شده میباشد.[۳]
حجیت
درباره حجیت یا این که عدم حجیت حدیث مضمر سه قسم وجود دارااست:[۴]
دارای اعتبار نبودن حدیث مضمر: خواه راوی آن فقیهی باشد که نقل داستان مینماید، مانند زراره، یا این که صرفا راوی باشد؛ به خیال و خاطر اینکه احتمال دارااست ضمیر به غیرمعصوم عطف گردد. برخی از فقها اِضمار را منجر ضعف حدیث دانستهاند.[۵]
اعتبار حدیث مضمر: مثل اینکه از بیان اسم معصوم در اولِ یک حدیث، در روایات آتی به مطرح شدن ضمیر اکتفا میکردند مانند مواقعی که راوی روایات مختلفی را درباره احکام متفاوت از یک امام نقل کرده و بیش تر از یک توشه اسم امام را نبرده میباشد.[۶]
شرح: فی مابین اعتبار روایاتی که نقلکنندگان آنها دانا و جلیلالقدر بوده مانند زراره و عدم اعتبار ماجراِ راویانی که جلیلالقدر نبودند.[۷]
پانویس
ابن خواسته، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، زیر واژه و کلمه المُضْمَر.
مامقانی، مقباس الهدایة، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۳۲.
الموسوی الغریفی، قواعد الحدیث، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۲۲؛ بقال، «پاورقی» در الرعایه فی دانش الدرایه، ۱۴۰۸ق، ص۸۳.
الموسوی الغریفی، قواعد الحدیث، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۱۷.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم