اصل دوراندیشی بخشی
یادگرفتن بر طبق بینایی و دوراندیشی فراگیر از اصول مهم آموزش و پرورش اسلام میباشد. در منابع اسلامی، آیه ها و احادیث فراوانی وجود داراست که دانش و دانایی را می ستاید و عموم را به سوی آن میخواند و تشویق می نماید و از جمود و تاسی کورکورانه و سوای تفکّر و تعقّل بر حذر داشته و به شدت سرزنش می کند؛ از جمله، کریمه 108 سوره «یوسف» میفرماید: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا الیَ اللّهِ عَلی بَصیرة أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنی وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ تشریفات ترحیم مشهد مااَنَا مِنَ الْمُشرِکین.»(32) درین آیه، آفریدگار از بشر ها میخواهد مطابق بینایی و دانایی خلق کنند و آیین حق را بپذیرند، و طریق دعوت فرستاده صلی الله علیه و آله نیز بر طبق درایت میباشد.
از این رو، در آموزش و پرورش اسلام دیگر جایی برای اجبار نظریه و القائات و به تبع آن، پیروی کورکورانه باقی نمی ماند؛ به دلیل آنکه اساساً این مفاهیم با مضمون تایید مبنی بر بینایی و دوراندیشی، به هیچ عنوان سازگار وجود ندارد. در بعضی از احادیث نیز بر این نکته تأکید گردیده که فراگیری در شرایطیکه بر پایه ی درک و تدبیر نباشد، چندان سودمند و استوار نخواهد بود.
قصه علوی ذیل مثال ای از این احادیث میباشد: «اَلا لا خَیْرَ فی عِلْم لَیْسَ فیه تَفَهّم، اَلا لاخَیْرَ فی قراءة لَیْسَ فیه تَدَبّرٌ...»؛(33) هان! بدانید دانشی که مبتنی بر پندار و دانایی فرا گرفته نشود، خیری ندارد، و یادگیری که در آن تدبر نباشد نیز خیری نخواهد داشت.»
همان طور که رهروان عقیده گشتالت، یادگیری را عبارت از استخراج طریقه دانسته و نظریه داراهستند در صورتیکه شاگرد آنچه را که در مکتب میاموزد حقیقتا بفهمد و نسبت به آن بینایی نتایج نماید به سادگی قادر است به وضعیت های نو جابجایی دهد، صاحب و مالک نظران یاد دادن و تربیت اسلامی نیز به یادگرفتن بر پایه ی فهم و شعور و تدبیر بخشی تأکید می نمایند، بلکه بعضا با تمایز دربین معنی درک و بینایی با مراقبت کردن و به خیال تفویض، معتقدند ادراک یا این که بینایی مبنا و محور یادگیری را تشکیل میدهد.(34) از بینش شهید مطهری، غرض در یاد دادن و تربیت اسلامی بایستی دادن پرورش فکری به فراگیر باشد.(35) از طریقه بعضی دیگر، پرورش و تبارک نوپا در روند نظام آموزشی به عمق و معرفت درونی متعلق میباشد خیر ارتقاء وسعت داده ها.(36)
بدین ترتیب، آنچه می بایست در جریان فراگیری مفاهیم شرعی به کودک ها، آیتم دقت معلمان قرار گیرد، تأکید بر فهم و شعور و درایت مفاهیم میباشد، خلال این که محافظت و تکرار و تلقین شرط مایحتاج فراگیری در سنین کودکی میباشد اما کفایت نمیکند. این واقعیت را می اقتدار در حرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام یافت که میفرماید: «فَضْلُ فِکْر وَ تَفَهّم اَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تِکْرار وَ دِمرکزَة»؛(37) یادگیری ای که مبتنی بر تفکّر و عمل فکری فراگیر باشد، به مراتب سودمندتر از تکرار و مرور آن میباشد.»
اصل تفاوت های شخصی
تفاوت های شخصی از اصول پذیرفته گردیده در سرازیر شناسی، یاددادن و تربیت و معارف فقاهتی میباشد، و بدین معناست که همگی آدم ها با یکدیگر همانندی هایی دارا هستند، اما آن ها از نظر خصوصیت های شناختی، عاطفی، انگیزشی، منفعت هوشی، تأثیر و تأثرات محیطی و صفات شخصیتی از همدیگر متفاوتند. همین فرمان موجب میگردد که هر انسانی، جان دار جدا، تام و شخصی خاص باشد. به همین عامل، یک کدام از عمده ترین مسائل سرازیر شناسی، مسأله تفاوت های شخصی و کارداران آنها است و حتی برخی از سرازیر شناسان میگویند: «سرازیر شناسی غیر از تفاوت های شخصی قضیه دیگری برای گفت و گو ندارد.»(38) بر این پایه؛ اصل تفاوت های شخصی از طریقه پژوهشگران آموختن و تربیت نیز آیتم اعتنا قرار گرفته میباشد. به عنوان مثال، شهید ثانی بر این اعتقادوباور میباشد که استاد بایستی با هر مورد از علم آموزان با دقت به ترازو فهم و شعور و شایستگی آن ها حرف گوید، و گزینه خطاب قرار دهد.(39) خواجه نصیرالدین طوسی ترجیح میدهد که استاد می بایست قبل از هر مبادرت آموزشی، شایستگی و قابلیت و امکان های طفل را با تمرکز و فراست شناسایی و بعد از آن علم ها و صنعت های متناسب را به وی بیاموزد.(40) مرحوم محمدتقی جعفری، استاد و علم آموزان را به باغبان و گل ها و درختان یک گلشن تشبیه می نماید که هر مورد از درختان و گل ها، خصوصیات و نیازهای متفاوتی دارا هستند. نیاز هر مورد به آب و هوا و فروغ و کود متعدد میباشد. این باغبان میباشد که می بایست با تمرکز بی نقص نیاز هر کدام از آنها را بشناسد، به مقدار مورد نیاز آنهارا آبیاری نموده، و در معرض نوروفروغ و هوا قرار دهد. معلّم نیز بایستی خصوصیت های شناختی و عاطفی هرمورد از علم آموزان را بشناسد تا بتواند متناسب با آنان خلق و خوی خاصی در پیش گیرد.(41)
خلاصه آن که، دقت به تفاوت های شخصی در فراگیری یکی اصولی میباشد که استاد می بایست با آن آشنا باشد وآموزش خویش را با آن همگام سازد؛ چون «مداقه دادن به تفاوت های شخصی در فراگیری، اثربخشی آموزشی را بیمه می نماید.»(42) بر این مبنا، رعایت تفاوت های شخصی در فراگیری مفاهیم فقاهتی کودک ها دبستانی از التفات متعددی شامل است، به ویژه در تعیین و استعمال از طریق های آموزشی، معلّمان بایستی انعطاف بیش تری داشته باشند و در یادگرفتن مفاهیم فقهی به خردسال ها به صورت یکسان کار ننمایند، بلکه متناسب با خصوصیت های شناختی، عاطفی، انگیزشی، سابقه خانوادگی و محیطی آن ها، از طریق های متفاوت و مؤثر استعمال کنند. تحت عنوان مثال، معلّمان باید بدانند برای بعضی از خردسال ها، یادگرفتن مفاهیم شرعی با به کارگیری از طریق شعر و ماجرا سودمند میباشد و برای بعضا از شیوه سوال و جواب. بعضا مفاهیم فقاهتی را زودتر میفهمند و بعضا دیگر نیاز به نمونه و توضیح بیش تری دارا هستند.
نحوه های یادگرفتن مفاهیم شرعی
غرض از طریق های یادگرفتن مفاهیم فقاهتی به خردسال ها، فوت و فن، روش ها و شیوه نامه های جزئی میباشد که هدف ها و اصول یادگرفتن مفاهیم شرعی را به ثمر میرساند و به آنها عینیت میبخشد. در واقع، قسمت کاربردی روند یادگرفتن مفاهیم فقهی، طریق ها و طریق های آن میباشد. همان، مهمترین و سخت ترین مرحله از پروسه فراگیری، گزینش و تشخیص نحوه های فراگیری مفاهیم شرعی و به کار گیری و استعمال درست و مطلوب آن، به ویژه برای خردسالان است. از این رو، دراین قسمت، با توجّه به خصوصیت های شناختی، عاطفی و انگیزشی کودک ها دبستانی، به نظارت این نحوه ها خواهیم پرداخت.
نحوه به کارگیری از نمونه
یک کدام از نحوه های اساسی و مؤثر در فراگیری مفاهیم فقاهتی به خردسال ها دبستانی، استعمال از نمونه میباشد. به کارگیری از نمونه های متنوع، شعور مسائل انتزاعی را برای علم آموزانی که از حیث پرورش شناختی و دگرگونی کم عقل ضعیف و یا این که در سطح پایینی میباشند، آسوده می نماید. همان، در ذکر مطالب علمی و عقلی، به کارگیری از نمونه شایسته ترین شیوه برای هر چه بیش خیس آشکار ساختن مطالب، تفهیم بی آلایش خیس و در فیض، شعور عالی و سریع خیس آن هاست. از این رو، به کار گیری از نمونه یک طرز قرآنی میباشد. قرآن کریم و مهربان با به کار گیری از این طرز، حقایق و مفاهیم عقلی و غیر محسوس را در پوسته حکایات و نمونه های سودمند، به طوری در ذهن کاربر ملموس و مجسم می سازد تا بنابراین ماهیت فرمان برای عموم پرنور و آشکار خواهد شد و آنها به خیر و خوبی به واقعیت مورد پی ببرند.(43) نبی مکّحافظه موقت اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام نیز در بخش اعظمی از مورد ها برای القا و تفهیم آموزه های خوب فقاهتی و تبیین مطالب عقلی، از نمونه آوری سود کرده اند.(44)
اگرچه اطمینان به خداوند و آیین در خردسال ها فطری میباشد و نیازی به ثابت ندارد، ولی حتیدر کودکی نباید از تقویت زیربنای اعتقادی غافل ماند، و در سنین مدرسه ابتدایی می اقتدار آنهارا به زبانی معمولی مطرح کرد. بدین ترتیب، به کارگیری از نمونه یکی شیوه های مطلوب در فراگیری مفاهیم فقهی و اصول اعتقادی به خردسال ها میباشد؛ چون گاه می قدرت با بیان یک نمونه مطلوب و هماهنگ با غرض، مقاله و معنی عمیق فقهی را آسوده و برای خردسالان قابل ادراک و فهم نمود. از این رو، آموزگارّان و معلّمان میتوانند با به کارگیری از این شیوه مفاهیم اعتقادی اسلام را در پرتو نمونه هایی بی آلایش و محسوس و ملموس درحد اقتدار خردسال ها برای آن ها یادگرفتن دهند.
اصل دوراندیشی بخشی
یادگرفتن بر طبق بینایی و دوراندیشی فراگیر از اصول مهم آموزش و پرورش اسلام میباشد. در منابع اسلامی، آیه ها و احادیث فراوانی وجود داراست که دانش و دانایی را می ستاید و عموم را به سوی آن میخواند و تشویق می نماید و از جمود و تاسی کورکورانه و سوای تفکّر و تعقّل بر حذر داشته و به شدت سرزنش می کند؛ از جمله، کریمه 108 سوره «یوسف» میفرماید: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا الیَ اللّهِ عَلی بَصیرة أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنی وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ تشریفات ترحیم مشهد مااَنَا مِنَ الْمُشرِکین.»(32) درین آیه، آفریدگار از بشر ها میخواهد مطابق بینایی و دانایی خلق کنند و آیین حق را بپذیرند، و طریق دعوت فرستاده صلی الله علیه و آله نیز بر طبق درایت میباشد.
از این رو، در آموزش و پرورش اسلام دیگر جایی برای اجبار نظریه و القائات و به تبع آن، پیروی کورکورانه باقی نمی ماند؛ به دلیل آنکه اساساً این مفاهیم با مضمون تایید مبنی بر بینایی و دوراندیشی، به هیچ عنوان سازگار وجود ندارد. در بعضی از احادیث نیز بر این نکته تأکید گردیده که فراگیری در شرایطیکه بر پایه ی درک و تدبیر نباشد، چندان سودمند و استوار نخواهد بود.
قصه علوی ذیل مثال ای از این احادیث میباشد: «اَلا لا خَیْرَ فی عِلْم لَیْسَ فیه تَفَهّم، اَلا لاخَیْرَ فی قراءة لَیْسَ فیه تَدَبّرٌ...»؛(33) هان! بدانید دانشی که مبتنی بر پندار و دانایی فرا گرفته نشود، خیری ندارد، و یادگیری که در آن تدبر نباشد نیز خیری نخواهد داشت.»
همان طور که رهروان عقیده گشتالت، یادگیری را عبارت از استخراج طریقه دانسته و نظریه داراهستند در صورتیکه شاگرد آنچه را که در مکتب میاموزد حقیقتا بفهمد و نسبت به آن بینایی نتایج نماید به سادگی قادر است به وضعیت های نو جابجایی دهد، صاحب و مالک نظران یاد دادن و تربیت اسلامی نیز به یادگرفتن بر پایه ی فهم و شعور و تدبیر بخشی تأکید می نمایند، بلکه بعضا با تمایز دربین معنی درک و بینایی با مراقبت کردن و به خیال تفویض، معتقدند ادراک یا این که بینایی مبنا و محور یادگیری را تشکیل میدهد.(34) از بینش شهید مطهری، غرض در یاد دادن و تربیت اسلامی بایستی دادن پرورش فکری به فراگیر باشد.(35) از طریقه بعضی دیگر، پرورش و تبارک نوپا در روند نظام آموزشی به عمق و معرفت درونی متعلق میباشد خیر ارتقاء وسعت داده ها.(36)
بدین ترتیب، آنچه می بایست در جریان فراگیری مفاهیم شرعی به کودک ها، آیتم دقت معلمان قرار گیرد، تأکید بر فهم و شعور و درایت مفاهیم میباشد، خلال این که محافظت و تکرار و تلقین شرط مایحتاج فراگیری در سنین کودکی میباشد اما کفایت نمیکند. این واقعیت را می اقتدار در حرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام یافت که میفرماید: «فَضْلُ فِکْر وَ تَفَهّم اَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تِکْرار وَ دِمرکزَة»؛(37) یادگیری ای که مبتنی بر تفکّر و عمل فکری فراگیر باشد، به مراتب سودمندتر از تکرار و مرور آن میباشد.»
اصل تفاوت های شخصی
تفاوت های شخصی از اصول پذیرفته گردیده در سرازیر شناسی، یاددادن و تربیت و معارف فقاهتی میباشد، و بدین معناست که همگی آدم ها با یکدیگر همانندی هایی دارا هستند، اما آن ها از نظر خصوصیت های شناختی، عاطفی، انگیزشی، منفعت هوشی، تأثیر و تأثرات محیطی و صفات شخصیتی از همدیگر متفاوتند. همین فرمان موجب میگردد که هر انسانی، جان دار جدا، تام و شخصی خاص باشد. به همین عامل، یک کدام از عمده ترین مسائل سرازیر شناسی، مسأله تفاوت های شخصی و کارداران آنها است و حتی برخی از سرازیر شناسان میگویند: «سرازیر شناسی غیر از تفاوت های شخصی قضیه دیگری برای گفت و گو ندارد.»(38) بر این پایه؛ اصل تفاوت های شخصی از طریقه پژوهشگران آموختن و تربیت نیز آیتم اعتنا قرار گرفته میباشد. به عنوان مثال، شهید ثانی بر این اعتقادوباور میباشد که استاد بایستی با هر مورد از علم آموزان با دقت به ترازو فهم و شعور و شایستگی آن ها حرف گوید، و گزینه خطاب قرار دهد.(39) خواجه نصیرالدین طوسی ترجیح میدهد که استاد می بایست قبل از هر مبادرت آموزشی، شایستگی و قابلیت و امکان های طفل را با تمرکز و فراست شناسایی و بعد از آن علم ها و صنعت های متناسب را به وی بیاموزد.(40) مرحوم محمدتقی جعفری، استاد و علم آموزان را به باغبان و گل ها و درختان یک گلشن تشبیه می نماید که هر مورد از درختان و گل ها، خصوصیات و نیازهای متفاوتی دارا هستند. نیاز هر مورد به آب و هوا و فروغ و کود متعدد میباشد. این باغبان میباشد که می بایست با تمرکز بی نقص نیاز هر کدام از آنها را بشناسد، به مقدار مورد نیاز آنهارا آبیاری نموده، و در معرض نوروفروغ و هوا قرار دهد. معلّم نیز بایستی خصوصیت های شناختی و عاطفی هرمورد از علم آموزان را بشناسد تا بتواند متناسب با آنان خلق و خوی خاصی در پیش گیرد.(41)
خلاصه آن که، دقت به تفاوت های شخصی در فراگیری یکی اصولی میباشد که استاد می بایست با آن آشنا باشد وآموزش خویش را با آن همگام سازد؛ چون «مداقه دادن به تفاوت های شخصی در فراگیری، اثربخشی آموزشی را بیمه می نماید.»(42) بر این مبنا، رعایت تفاوت های شخصی در فراگیری مفاهیم فقاهتی کودک ها دبستانی از التفات متعددی شامل است، به ویژه در تعیین و استعمال از طریق های آموزشی، معلّمان بایستی انعطاف بیش تری داشته باشند و در یادگرفتن مفاهیم فقهی به خردسال ها به صورت یکسان کار ننمایند، بلکه متناسب با خصوصیت های شناختی، عاطفی، انگیزشی، سابقه خانوادگی و محیطی آن ها، از طریق های متفاوت و مؤثر استعمال کنند. تحت عنوان مثال، معلّمان باید بدانند برای بعضی از خردسال ها، یادگرفتن مفاهیم شرعی با به کارگیری از طریق شعر و ماجرا سودمند میباشد و برای بعضا از شیوه سوال و جواب. بعضا مفاهیم فقاهتی را زودتر میفهمند و بعضا دیگر نیاز به نمونه و توضیح بیش تری دارا هستند.
نحوه های یادگرفتن مفاهیم شرعی
غرض از طریق های یادگرفتن مفاهیم فقاهتی به خردسال ها، فوت و فن، روش ها و شیوه نامه های جزئی میباشد که هدف ها و اصول یادگرفتن مفاهیم شرعی را به ثمر میرساند و به آنها عینیت میبخشد. در واقع، قسمت کاربردی روند یادگرفتن مفاهیم فقهی، طریق ها و طریق های آن میباشد. همان، مهمترین و سخت ترین مرحله از پروسه فراگیری، گزینش و تشخیص نحوه های فراگیری مفاهیم شرعی و به کار گیری و استعمال درست و مطلوب آن، به ویژه برای خردسالان است. از این رو، دراین قسمت، با توجّه به خصوصیت های شناختی، عاطفی و انگیزشی کودک ها دبستانی، به نظارت این نحوه ها خواهیم پرداخت.
نحوه به کارگیری از نمونه
یک کدام از نحوه های اساسی و مؤثر در فراگیری مفاهیم فقاهتی به خردسال ها دبستانی، استعمال از نمونه میباشد. به کارگیری از نمونه های متنوع، شعور مسائل انتزاعی را برای علم آموزانی که از حیث پرورش شناختی و دگرگونی کم عقل ضعیف و یا این که در سطح پایینی میباشند، آسوده می نماید. همان، در ذکر مطالب علمی و عقلی، به کارگیری از نمونه شایسته ترین شیوه برای هر چه بیش خیس آشکار ساختن مطالب، تفهیم بی آلایش خیس و در فیض، شعور عالی و سریع خیس آن هاست. از این رو، به کار گیری از نمونه یک طرز قرآنی میباشد. قرآن کریم و مهربان با به کار گیری از این طرز، حقایق و مفاهیم عقلی و غیر محسوس را در پوسته حکایات و نمونه های سودمند، به طوری در ذهن کاربر ملموس و مجسم می سازد تا بنابراین ماهیت فرمان برای عموم پرنور و آشکار خواهد شد و آنها به خیر و خوبی به واقعیت مورد پی ببرند.(43) نبی مکّحافظه موقت اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام نیز در بخش اعظمی از مورد ها برای القا و تفهیم آموزه های خوب فقاهتی و تبیین مطالب عقلی، از نمونه آوری سود کرده اند.(44)
اگرچه اطمینان به خداوند و آیین در خردسال ها فطری میباشد و نیازی به ثابت ندارد، ولی حتیدر کودکی نباید از تقویت زیربنای اعتقادی غافل ماند، و در سنین مدرسه ابتدایی می اقتدار آنهارا به زبانی معمولی مطرح کرد. بدین ترتیب، به کارگیری از نمونه یکی شیوه های مطلوب در فراگیری مفاهیم فقهی و اصول اعتقادی به خردسال ها میباشد؛ چون گاه می قدرت با بیان یک نمونه مطلوب و هماهنگ با غرض، مقاله و معنی عمیق فقهی را آسوده و برای خردسالان قابل ادراک و فهم نمود. از این رو، آموزگارّان و معلّمان میتوانند با به کارگیری از این شیوه مفاهیم اعتقادی اسلام را در پرتو نمونه هایی بی آلایش و محسوس و ملموس درحد اقتدار خردسال ها برای آن ها یادگرفتن دهند.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم