مراتب و درجات
در منابع اخلاقی و عرفانی مراتبی برای تکیه نام برده میباشد. طبق این کتابها تکیه به حیث قوّت و ضعف سه سکو دارااست:[۲۵]
رتبه در آغاز: دراین سکو شخص بهسیرتکاملای به پروردگار پشت گرمی دارااست که به یک نماینده قانونی متکی بودن مینماید.[۲۶] ملا محمدمهدی نراقی این سکو را ضعیفترین رتبه تکیه تشریفات ترحیم مشهد دانسته میباشد.[۲۷]
جايگاه دوم: درین جايگاه هم اکنون متوکل نسبت به معبود مانند حالا بچه نسبت به مادرش میباشد که جز اورا نمیشناسد و به غیر وی پشتیبانی نمیموفقیت و جز وی به کسی متکی بودن نمینماید. تفاوت این مرحله از تکیه با مرحله اولیه این میباشد که اینجا متوکل صرفا به هر که بر وی تکیه کرده، دقت مینماید و حتی به خویشِ تکیه نیز اعتنا ندارد.[۲۸] علمای خوی دستیابی بهاین درجه از تکیه را منحصربهفرد خاصیت میدانند.[۲۹]
مرتبه سوم: به گفته علمای رفتار درین سکو، متوکل خویش را مردهای در چنگهای مردهشوی میبیند که از خویش ازروی اختیار ندارد و فقط به تفویض وی تکان مینماید.[۳۰] تفاوت این مرحله با مرحله دوم تکیه درین میباشد که در آن مرحله متوکل، دعا و تضرع را رخنه نمینماید؛ ولی در اینجا ممکن میباشد متوکل به سبب ساز پشت گرمی به التفات معبود، دعا و تضرع به درگاه اورا نیز سوراخ کند.[۳۱] نراقی این جايگاه از تکیه را بالاترین رتبه آن شمرده و دستیابی به آن را بسیار کم دانسته میباشد. به یقین او تکیه حضرت ابراهیم در ماجرای پرتاب وی به سوی حریق از این نوع بوده میباشد.[۳۲][یادداشت ۱]
به گفته نراقی در جامع السعادات، تکیه بشرها با هم تفاوت داراست و به جايگاه اعتقاد و توحید آن ها متعلق میباشد. هراندازه ایمان حاذقخیس باشد، سکو تکیه آدم هم فراتر میباشد.[۳۳]
روش وصال به رده تکیه
محمدمهدی نراقی، رویکرد بهدستآوردن تکیه را تقویت اعتقاد و باور آدم درباره توحید می داند؛ بهسیرتکاملای که تمامی کارها را از خداوند بداند و غیر اورا در هیچ کاری دخیل نبیند.[۳۴] وی تامل در خلقت خویش و تأمل در آیاتی از قرآن که درباره تکیه میباشد و تحقیق سرگذشت افرادی که به پروردگار تکیه کردهاند را نیز توصیه نموده است.[۳۵]
از دید نراقی، نشان تکیه این میباشد که ازدستدادن منافع و اموال یا این که به دستآوردن آنان تغییری در درحال حاضر آدم تولید نکند.[۳۶]
اثر ها تکیه
در بعضی از آیه ها قرآن و احادیث اثراتی برای تکیه نام برده میباشد. از جمله در آیه ۳ سوره جدایی آمده میباشد، هر که بر پروردگار تکیه مینماید، معبود اورا کفایت خواهد کرد. در برخی از روایات نیز با استناد بدین آیه، اینگونه اثری برای تکیه نقل شده میباشد.[۳۷] در حدیثی از امام علی(ع) آمده میباشد: هرکس به پروردگار تکیه نماید، مشقتها برایش راحت می گردد و اثاثیه برایش آماده میگردد.[۳۸]
علمای اخلاق و رفتار با استناد به آیه «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ؛هر فردی که بر معبود توكل كند [فارغ از ترديد پيروز می شود] زيرا آفریدگار تواناى شكستناپذير و حكيم میباشد»،[۳۹] بر این باورند که آدم متوکل در قبال سایر افراد شم ذلت نمینماید.[۴۰] همینطور بر محور روایتی از امام رضا(ع) کسی که که میخواهد توانمندترین عموم باشد، بایستی به آفریدگار تکیه نماید.[۴۱]
ارتباط تکیه با عمل و تلاش
به نقل از غزالی و محمدمهدی نراقی بعضی تکیه را به معنای دسترویدست گذاشتن و آزاد کردن عمل و سعی فکر می کنند.[۴۲] نتیجه کاشانی در گونه های بدین نگرش، گفته میباشد: در آیین اسلام، تکیه با فعالیت و همت منافات ندارد.[۴۳]
در تعبیر و تفسیر مثال آمده میباشد که متکی بودن بر اسباب و اثاث و انگیزههای ظاهری با توحید افعالی ناسازگاری ندارد؛ چون لوازم و انگیزههای ظاهری اقتدار غیروابسته ندارند و تأثیر آنان در دایره توان و مشیت پروردگار میباشد.[۴۴] در روایات نیز، توسل به لوازم طبیعی در کنار تکیه، توصیه شدهاست. برای مثال از نبی(ص) نقل گردیدهاست که زانوی شتر را ببند و آن گاه تکیه کن.[۴۵]
جلالالدین مولوی در مثنوی معنوی، این حدیث را در پوسته شعر درآورده میباشد:[۴۶]
اظهار کرد بله گر تکیه رهبرست
این منجر هم سنت پیغمبرست
اظهارکرد پیغمبر به آواز بلند
با تکیه زانوی اشتر ببند
راز الکاسب حبیب الله شنو
از تکیه در باعث کاهل مشو.[۴۷]
مراتب و درجات
در منابع اخلاقی و عرفانی مراتبی برای تکیه نام برده میباشد. طبق این کتابها تکیه به حیث قوّت و ضعف سه سکو دارااست:[۲۵]
رتبه در آغاز: دراین سکو شخص بهسیرتکاملای به پروردگار پشت گرمی دارااست که به یک نماینده قانونی متکی بودن مینماید.[۲۶] ملا محمدمهدی نراقی این سکو را ضعیفترین رتبه تکیه تشریفات ترحیم مشهد دانسته میباشد.[۲۷]
جايگاه دوم: درین جايگاه هم اکنون متوکل نسبت به معبود مانند حالا بچه نسبت به مادرش میباشد که جز اورا نمیشناسد و به غیر وی پشتیبانی نمیموفقیت و جز وی به کسی متکی بودن نمینماید. تفاوت این مرحله از تکیه با مرحله اولیه این میباشد که اینجا متوکل صرفا به هر که بر وی تکیه کرده، دقت مینماید و حتی به خویشِ تکیه نیز اعتنا ندارد.[۲۸] علمای خوی دستیابی بهاین درجه از تکیه را منحصربهفرد خاصیت میدانند.[۲۹]
مرتبه سوم: به گفته علمای رفتار درین سکو، متوکل خویش را مردهای در چنگهای مردهشوی میبیند که از خویش ازروی اختیار ندارد و فقط به تفویض وی تکان مینماید.[۳۰] تفاوت این مرحله با مرحله دوم تکیه درین میباشد که در آن مرحله متوکل، دعا و تضرع را رخنه نمینماید؛ ولی در اینجا ممکن میباشد متوکل به سبب ساز پشت گرمی به التفات معبود، دعا و تضرع به درگاه اورا نیز سوراخ کند.[۳۱] نراقی این جايگاه از تکیه را بالاترین رتبه آن شمرده و دستیابی به آن را بسیار کم دانسته میباشد. به یقین او تکیه حضرت ابراهیم در ماجرای پرتاب وی به سوی حریق از این نوع بوده میباشد.[۳۲][یادداشت ۱]
به گفته نراقی در جامع السعادات، تکیه بشرها با هم تفاوت داراست و به جايگاه اعتقاد و توحید آن ها متعلق میباشد. هراندازه ایمان حاذقخیس باشد، سکو تکیه آدم هم فراتر میباشد.[۳۳]
روش وصال به رده تکیه
محمدمهدی نراقی، رویکرد بهدستآوردن تکیه را تقویت اعتقاد و باور آدم درباره توحید می داند؛ بهسیرتکاملای که تمامی کارها را از خداوند بداند و غیر اورا در هیچ کاری دخیل نبیند.[۳۴] وی تامل در خلقت خویش و تأمل در آیاتی از قرآن که درباره تکیه میباشد و تحقیق سرگذشت افرادی که به پروردگار تکیه کردهاند را نیز توصیه نموده است.[۳۵]
از دید نراقی، نشان تکیه این میباشد که ازدستدادن منافع و اموال یا این که به دستآوردن آنان تغییری در درحال حاضر آدم تولید نکند.[۳۶]
اثر ها تکیه
در بعضی از آیه ها قرآن و احادیث اثراتی برای تکیه نام برده میباشد. از جمله در آیه ۳ سوره جدایی آمده میباشد، هر که بر پروردگار تکیه مینماید، معبود اورا کفایت خواهد کرد. در برخی از روایات نیز با استناد بدین آیه، اینگونه اثری برای تکیه نقل شده میباشد.[۳۷] در حدیثی از امام علی(ع) آمده میباشد: هرکس به پروردگار تکیه نماید، مشقتها برایش راحت می گردد و اثاثیه برایش آماده میگردد.[۳۸]
علمای اخلاق و رفتار با استناد به آیه «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ؛هر فردی که بر معبود توكل كند [فارغ از ترديد پيروز می شود] زيرا آفریدگار تواناى شكستناپذير و حكيم میباشد»،[۳۹] بر این باورند که آدم متوکل در قبال سایر افراد شم ذلت نمینماید.[۴۰] همینطور بر محور روایتی از امام رضا(ع) کسی که که میخواهد توانمندترین عموم باشد، بایستی به آفریدگار تکیه نماید.[۴۱]
ارتباط تکیه با عمل و تلاش
به نقل از غزالی و محمدمهدی نراقی بعضی تکیه را به معنای دسترویدست گذاشتن و آزاد کردن عمل و سعی فکر می کنند.[۴۲] نتیجه کاشانی در گونه های بدین نگرش، گفته میباشد: در آیین اسلام، تکیه با فعالیت و همت منافات ندارد.[۴۳]
در تعبیر و تفسیر مثال آمده میباشد که متکی بودن بر اسباب و اثاث و انگیزههای ظاهری با توحید افعالی ناسازگاری ندارد؛ چون لوازم و انگیزههای ظاهری اقتدار غیروابسته ندارند و تأثیر آنان در دایره توان و مشیت پروردگار میباشد.[۴۴] در روایات نیز، توسل به لوازم طبیعی در کنار تکیه، توصیه شدهاست. برای مثال از نبی(ص) نقل گردیدهاست که زانوی شتر را ببند و آن گاه تکیه کن.[۴۵]
جلالالدین مولوی در مثنوی معنوی، این حدیث را در پوسته شعر درآورده میباشد:[۴۶]
اظهار کرد بله گر تکیه رهبرست
این منجر هم سنت پیغمبرست
اظهارکرد پیغمبر به آواز بلند
با تکیه زانوی اشتر ببند
راز الکاسب حبیب الله شنو
از تکیه در باعث کاهل مشو.[۴۷]

خدمات صفر تا صد تشریفات ترحیم مشهد؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم