loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 33
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 14:38


صاحب و اهل‌بیت(ع)
صاحب و مالک بن انس روایاتی را در فضیلت ها امام علی(ع) نقل نموده است.[۲۹] یکی‌از آنان حدیث رایت میباشد که مطابق آن رسول(ص) بعداز عدم توفیق در روزهای ابتدایی نزاع خیبر به مسلمانها وعده اعطا کرد که فردا درفش را به دست کسی خواهد اعطا کرد که پروردگار و رسولش را دوست داراست، آنان نیز اورا دوست دارا‌هستند. وی کرار غیر فراروگریز میباشد. پروردگار توسط وی فتح را به سرنوشت میرساند، در حالی که جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ وی می‌باشند. بعد صبح فردا درفش را به دست امام علی(ع) تشریفات ترحیم مشهد اعطا کرد.[۳۰]

به گفته احمد پاکتچی، صاحب در ضمن نقل بعضی احادیث عیب گیری ضمنی به تلاش عثمان داشته میباشد.[۳۱] با این درحال حاضر بعضی معتقدند صاحب و مالک، عثمان را بر علی(ع) افضل می‌دانسته‏[۳۲] و با اهل‌بیت دشمنی داشته میباشد.[۳۳]

صاحب و مالک با استناد به بیعتی که در اواخر زمان بنی‌امیه برای محمد نفس زکیه گرفته گردیده بود و منصور عباسی نیز در آن حضور داشت امامت نفس زکیه را از امامت منصور عباسی درست‌خیس می‌دانست.[۳۴] همینطور او در حالی که به بیعت با منصور کنایه می‌زد، بیعت اجباری را درست نمی‌دانست.[۳۵]

صاحب و مالک همینطور برای صحابه فرستاده، مقام بالایی قائل بود و باور داشت در شرایطی که فردی نسبت به صحابه حتی‌در دل خویش کینه‌ای داشته باشد، از فیء هیچ سهمی نباید به وی داده خواهد شد.[۳۶]

امام راست گو(ع)
صاحب بن انس:

«سرویس امام راستگو ‏رسیدم... وی می‌فرمود: اى صاحب و مالک اینجانب تو‌را دوست دارم. اینجانب از این اظهار وی ذوق زده می‌شدم... وی (امام درستگو(ع)) مردى بود که مدام دستکم یکی این سه وضعیت را داشت؛ روزه ‏داشت یا این که نماز میخواند یا این که بیان می‌‏اذعان کرد. وی از بزرگان عابدان و زاهدان بود.»[۳۷]

صاحب برای مدتی فراگیر امام درست گو(ع) بود[۳۸] و از وی روایاتی را نیز نقل نموده است.[۳۹] محمدتقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی آورده که صاحب کتابی نوشته و در آن صرفا روایاتی را که از امام راست گو(ع) شنیده بود، نقل نموده است.[۴۰]

از صاحب و مالک گفته شده که رفیعتر از جعفر بن محمد (امام درستگو(ع)) در دانش، زهد و تقوا و ورع، خیر چشمی چشم، خیر موبایل شنیده و خیر به قلب شخصی خطور نموده است.[۴۱] همینطور صاحب و مالک نقل کرده که با امام راستگو(ع) به هجرت حج رفته بود. هنگامی که می‌خواست تلبیه بگوید صدا در گلوی وی انقطاع می شد و (از واهمه معبود) مجاورت بود که از مَرکب به زمین بیفتد.[۴۲] از صاحب و مالک گفتارهای دیگری راجع به امام درستگو(ع) اورده شده که بر فضیلت و جایگاه وی دلالت دارااست.[۴۳]

صاحب در کتاب‌های حدیثی شیعه
روضه خوان صدوق روایاتی از صاحب و مالک نقل نموده است.[۴۴] وی در کتاب‌های اَمالی[۴۵] خصال[۴۶] و اجر الأعمال و عقاب الأعمال[۴۷] از صاحب و مالک حدیث نقل نموده است. حکم دهنده نعمان از محققان شیعه اسماعیلی در قرن چهارم نیز از صاحب و مالک حدیث نقل نموده است.[۴۸] ابن شهر آشوب[۴۹] دانا قرن ششم و پژوهشگر اِربلی[۵۰] دانا قرن هفتم نیز از صاحب حدیث نقل کرده‌اند.

فقه مالکی و حدیث‌گرایی

گستره مذهب مالکی در کشورهای اسلامی
صاحب و مالک پر رنگ‌ترین نماینده فقه حدیث‌گرای مدینه بود.[۵۱] مدینه در سده دوم همواره نمادی برای تمایل‌های سنت گرایانه بود.[۵۲] صاحب پافشاری بخش اعظمی بر سنت داشت[۵۳] و معتقد بود سنت، شایسته ترین قسمت آئین میباشد.[۵۴] ابونعیم اصفهانی فقیه قرن پنجم از صاحب و مالک نقل کرده که می بایست از اصحاب رأی هجران کرد چراکه آن ها معاندان اهل‌سنت میباشند.[۵۵] بعضی نیز صاحب را از او‌لین کسانی دانسته‌اند که کار به رأی را بدعت می‌دانست.[۵۶]

صاحب و مالک در اعتقادات نیز به دنبال حدیث و ظاهر آن بود. هنگامی که از مسائل اعتقادی گزینه پرسش قرار می‌گرفت جواب‌های کوتاه می‌بخشید تا صرفا در آنچه نص وجود دارااست کلام گفته باشد.[۵۷]وی ایمان به اِستوای بر اسمان را واجب می‌دانست.[۵۸] صاحب و مالک براساس ظواهر قرآن معتقد بود که دیدن پروردگار در آخرت و خیر در عالم واقع شود.[۵۹] وی ادله بر این مقاله را ظواهر قرآن می‌دانست.[۶۰]


صاحب با وجود میل به حدیث،‌ پای‌بندی اکثری به ظواهر قرآن داشت و روایات مخالف ظواهر قرآن را رد می کرد.[۶۱] همینطور با برخی احادیث نیز مخالفت می کرد؛ وی سگ و خوک را منزه می‌دانست و نیم‌خورده این دو حیوان از آب را مکروه و از غیر آب را مباح بر می‌شمرد.[۶۲] وی در ارتباط حدیثی که ظرفی که سگ در آن آب خورده را می بایست هفت توشه شست، می گوید حدیثی دراین مورد آمده ولی نمی‌داند حقیقتش چیست.[۶۳] صاحب و مالک در خصوص فعالیت عمربن خطاب خلیفه دوم در کندن کَخیر از شتر در هم اکنون اِحرام اذعان کرد: اینجانب از این کار اکراه دارم.[۶۴] وی همینطور زمینه رضاع عظیم که از عایشه گفته شده بود را نمی‌عهده دار شد.[۶۵] پژوهشگران وجود این نوع مخالفت‌های صاحب بر احادیث را زیاد دانسته‌اند.[۶۶]


صاحب و اهل‌بیت(ع)
صاحب و مالک بن انس روایاتی را در فضیلت ها امام علی(ع) نقل نموده است.[۲۹] یکی‌از آنان حدیث رایت میباشد که مطابق آن رسول(ص) بعداز عدم توفیق در روزهای ابتدایی نزاع خیبر به مسلمانها وعده اعطا کرد که فردا درفش را به دست کسی خواهد اعطا کرد که پروردگار و رسولش را دوست داراست، آنان نیز اورا دوست دارا‌هستند. وی کرار غیر فراروگریز میباشد. پروردگار توسط وی فتح را به سرنوشت میرساند، در حالی که جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ وی می‌باشند. بعد صبح فردا درفش را به دست امام علی(ع) تشریفات ترحیم مشهد اعطا کرد.[۳۰]

به گفته احمد پاکتچی، صاحب در ضمن نقل بعضی احادیث عیب گیری ضمنی به تلاش عثمان داشته میباشد.[۳۱] با این درحال حاضر بعضی معتقدند صاحب و مالک، عثمان را بر علی(ع) افضل می‌دانسته‏[۳۲] و با اهل‌بیت دشمنی داشته میباشد.[۳۳]

صاحب و مالک با استناد به بیعتی که در اواخر زمان بنی‌امیه برای محمد نفس زکیه گرفته گردیده بود و منصور عباسی نیز در آن حضور داشت امامت نفس زکیه را از امامت منصور عباسی درست‌خیس می‌دانست.[۳۴] همینطور او در حالی که به بیعت با منصور کنایه می‌زد، بیعت اجباری را درست نمی‌دانست.[۳۵]

صاحب و مالک همینطور برای صحابه فرستاده، مقام بالایی قائل بود و باور داشت در شرایطی که فردی نسبت به صحابه حتی‌در دل خویش کینه‌ای داشته باشد، از فیء هیچ سهمی نباید به وی داده خواهد شد.[۳۶]

امام راست گو(ع)
صاحب بن انس:

«سرویس امام راستگو ‏رسیدم... وی می‌فرمود: اى صاحب و مالک اینجانب تو‌را دوست دارم. اینجانب از این اظهار وی ذوق زده می‌شدم... وی (امام درستگو(ع)) مردى بود که مدام دستکم یکی این سه وضعیت را داشت؛ روزه ‏داشت یا این که نماز میخواند یا این که بیان می‌‏اذعان کرد. وی از بزرگان عابدان و زاهدان بود.»[۳۷]

صاحب برای مدتی فراگیر امام درست گو(ع) بود[۳۸] و از وی روایاتی را نیز نقل نموده است.[۳۹] محمدتقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی آورده که صاحب کتابی نوشته و در آن صرفا روایاتی را که از امام راست گو(ع) شنیده بود، نقل نموده است.[۴۰]

از صاحب و مالک گفته شده که رفیعتر از جعفر بن محمد (امام درستگو(ع)) در دانش، زهد و تقوا و ورع، خیر چشمی چشم، خیر موبایل شنیده و خیر به قلب شخصی خطور نموده است.[۴۱] همینطور صاحب و مالک نقل کرده که با امام راستگو(ع) به هجرت حج رفته بود. هنگامی که می‌خواست تلبیه بگوید صدا در گلوی وی انقطاع می شد و (از واهمه معبود) مجاورت بود که از مَرکب به زمین بیفتد.[۴۲] از صاحب و مالک گفتارهای دیگری راجع به امام درستگو(ع) اورده شده که بر فضیلت و جایگاه وی دلالت دارااست.[۴۳]

صاحب در کتاب‌های حدیثی شیعه
روضه خوان صدوق روایاتی از صاحب و مالک نقل نموده است.[۴۴] وی در کتاب‌های اَمالی[۴۵] خصال[۴۶] و اجر الأعمال و عقاب الأعمال[۴۷] از صاحب و مالک حدیث نقل نموده است. حکم دهنده نعمان از محققان شیعه اسماعیلی در قرن چهارم نیز از صاحب و مالک حدیث نقل نموده است.[۴۸] ابن شهر آشوب[۴۹] دانا قرن ششم و پژوهشگر اِربلی[۵۰] دانا قرن هفتم نیز از صاحب حدیث نقل کرده‌اند.

فقه مالکی و حدیث‌گرایی

گستره مذهب مالکی در کشورهای اسلامی
صاحب و مالک پر رنگ‌ترین نماینده فقه حدیث‌گرای مدینه بود.[۵۱] مدینه در سده دوم همواره نمادی برای تمایل‌های سنت گرایانه بود.[۵۲] صاحب پافشاری بخش اعظمی بر سنت داشت[۵۳] و معتقد بود سنت، شایسته ترین قسمت آئین میباشد.[۵۴] ابونعیم اصفهانی فقیه قرن پنجم از صاحب و مالک نقل کرده که می بایست از اصحاب رأی هجران کرد چراکه آن ها معاندان اهل‌سنت میباشند.[۵۵] بعضی نیز صاحب را از او‌لین کسانی دانسته‌اند که کار به رأی را بدعت می‌دانست.[۵۶]

صاحب و مالک در اعتقادات نیز به دنبال حدیث و ظاهر آن بود. هنگامی که از مسائل اعتقادی گزینه پرسش قرار می‌گرفت جواب‌های کوتاه می‌بخشید تا صرفا در آنچه نص وجود دارااست کلام گفته باشد.[۵۷]وی ایمان به اِستوای بر اسمان را واجب می‌دانست.[۵۸] صاحب و مالک براساس ظواهر قرآن معتقد بود که دیدن پروردگار در آخرت و خیر در عالم واقع شود.[۵۹] وی ادله بر این مقاله را ظواهر قرآن می‌دانست.[۶۰]


صاحب با وجود میل به حدیث،‌ پای‌بندی اکثری به ظواهر قرآن داشت و روایات مخالف ظواهر قرآن را رد می کرد.[۶۱] همینطور با برخی احادیث نیز مخالفت می کرد؛ وی سگ و خوک را منزه می‌دانست و نیم‌خورده این دو حیوان از آب را مکروه و از غیر آب را مباح بر می‌شمرد.[۶۲] وی در ارتباط حدیثی که ظرفی که سگ در آن آب خورده را می بایست هفت توشه شست، می گوید حدیثی دراین مورد آمده ولی نمی‌داند حقیقتش چیست.[۶۳] صاحب و مالک در خصوص فعالیت عمربن خطاب خلیفه دوم در کندن کَخیر از شتر در هم اکنون اِحرام اذعان کرد: اینجانب از این کار اکراه دارم.[۶۴] وی همینطور زمینه رضاع عظیم که از عایشه گفته شده بود را نمی‌عهده دار شد.[۶۵] پژوهشگران وجود این نوع مخالفت‌های صاحب بر احادیث را زیاد دانسته‌اند.[۶۶]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 193
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 221
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 416
  • بازدید ماه : 416
  • بازدید سال : 1944
  • بازدید کلی : 30707
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی