loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 16
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:47


شُرَحْبیل بن حَسَخیر یا این که شرحبیل بن عبداللّه (درگذشت ۱۸ق)، از اولیه صحابه نبی(ص) بود. شرحبیل در غزوات صدر اسلام کمپانی کرد. از وی در شمار کاتبان نبی(ص) حافظه گردیده است و وی کاتب طومار رسول(ص) به عموم مرز و بوم ایله بود. شرحبیل در حین ابوبکر و قدمت، به‌تیتر فرمانده در اکثر مبارزه‌ها و فتوحات کمپانی تشریفات ترحیم مشهد داشت.

لقب و نسب
لقب شرحبیل، ابوعبداللّه، یا این که ابوعبدالرحمان، یا این که ابووائله بود.[۱] بابا او، عبداللّه بن مُطاع، از قوم و قبیله بنی غَوث بن مُرّ یا این که از قوم و قبیله کنده یا این که بنی جُمَح یا این که تَمیم بود و مادرش، حَسَخیر، از قبیلۀ بنی عَدی و به قولی، اهل شهر عَدَاما در بحرین بود و به روش وِلاء، به مَعْمَر بن حبیب بن وَهْب بن حُذافه جُمَحی منتسب بود.[۲] شرحبیل با انتساب به مادرش، به شرحبیل بن حسنه آوازه یافته میباشد.[۳]

به گزارش ابن اسحاق، حسنه ابتدا زن عبدالله بن مُطاع بود. زیرا عبدالله درگذشت، سُفیان (فرزندخواندۀ معمر بن حبیب و مردی از انصار از طایفۀ بنی زُرَیق بن عامر) حسنه را به زنی گرفت و از وی صاحب و مالک دو پسر به اسم‌های خالد (یا این که جابر) و جُناده شد.[۴] بعداز آن، سفیان، شرحبیل را به فرزندخواندگی عهده دار شد،[۵] براین اساس از شرحبیل نیز همانند سفیان بن معمر جمحی، در زمرۀ بنی جُمَح خاطر می شد،[۶] البته به گزارش محمد بن قدمت واقدی، سفیان بن معمر اخوی مادری شرحبیل بن حسنه بوده و حسنه مامان سفیان و شرحبیل بوده میباشد، خیر زن سفیان.[۷]

قوم
ابن حبیب بغدادی[۸] حسنه را از قبیلۀ اشعریین دانسته و مسعودی[۹] نیز شرحبیل بن حسنه را نسبت طابِخی خاطر کرده و از خویشاوندان خِنْدِف (هم‌عهد و پیمان قریش) دانسته میباشد. بلاذری، به گزارش هَیثم بن عَدی، شرحبیل را از فامیل حِمْیر دانسته میباشد.[۱۰] پس از مرگ سفیان بن معمر و پسران وی در طی خلافت قدمت بن خطاب، شرحبیل بن حسنه با قبیلۀ بنی زهره هم‌عهدوپیمان شد.[۱۱]

از مسلمان ها اولیه
شرحبیل و دو برادرش (خالد و جناده) از اول افرادی بودند که مسلمان شدند.[۱۲] در دومی مسافرت مسلمان ها به حبشه، شرحبیل بن حسنه به یار و همدم سفیان بن مُعَمَّر و مامان و برادرانش به آنجا مسافرت کرد،[۱۳] ولی موسی بن عقبه[۱۴] شرحبیل و برادرانش را جزو مهاجران به حبشه بیان نکرده میباشد.[۱۵]

در بعدازظهر نبی(ص)
به روایتی، در سال ۷ هجری قمری، نجاشی (فرمانروا حبشه) امّ حبیبه را که به همسری فرستاده(ص) درآمده بود، همپا شرحبیل به مدینه ارسال کرد.[۱۶] شرحبیل بعد از مسافرت به مدینه، نزد خویشاوندان خویش، بنی زُرَیق، اقامت کرد.[۱۷] در طی فرستاده اکرم، شرحبیل در غزوات کمپانی کرد.[۱۸] از او در شمار کاتبان رسول(ص) حافظه گردیده‌است[۱۹] و وی کاتب طومار نبی(ص) به عموم مرز و بوم ایله بود.[۲۰]

در بعدازظهر خلیفه اولیه
شرحبیل بن حسنه در حین ابوبکر و قدمت، تحت عنوان فرمانده در اکثر جنگها و فتوحات کمپانی داشت. وی در مبارزه‌های رِدّه، که فورا بعد از رحلت نبی فیس بخشید، برای مثال در سرکوب مرتدان قُضاعه و عمان و نیز مدعیان پیامبری، همانند مُسَیلَمه کذّاب در یمامه، از فرماندهان لشکر ابوبکر بود.[۲۱] ابوبکر فورا بعداز سرکوبی اهل ردّه، برای مبارزه با رومیان فراهم شد و شرحبیل بن حسنه یکی چهار فرمانده زیر فرمان خالد بن ولید و بعد ابوعبیدة بن جراح بود که از سوی ابوبکر به شام اعزام شدند.[۲۲] شرحبیل با هفت هزار سپاهی روانه شام شد و در اردن، و به قولی در بُصری، اردو زد.[۲۳]

در بعد از ظهر خلیفه دوم

بازدید : 50
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:50


سید عبدالکریم موسوی اردبیلی (۱۳۰۴ –۱۳۹۵ش) از مراجع تاسی شیعه در قم بود. او از مبارزان علیه حکومت پهلوی و از یاران امام خمینی و بنیانگذار موسساتی مانند مدرسه امیرالمؤمنین، مدرسه توحید و مدرسه های اثر گذار بود و پس از انقلاب، دانشکده موءثر را در قم تأسیس تشریفات ترحیم مشهد کرد.

عضویت در شورای انقلاب، مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگی زمان نخستین مجلس خبرگان رهبری، امام آدینه موقت طهران، دادگستری مجموع مرز و بوم، سر گروهی دیوان بهتر سرزمین، عضویت در شورای بهتر قضایی و شورای بازنگری قانون اساسی ایران و مسئولیت اجرای دستور شش ماده‌ای امام خمینی، مثلا سمت‌های وی بود.

کتاب‌های مختلف فقاهتی به گویش عربی مانند فقه القضاء، فقه الحدود والتعزیرات، فقه الدیات، فقه القصاص، فقه الشرکة والتأمین، فقه المضاربة و فقه الشهادات از اثرها اوست. او در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش درگذشت و در بقعه حضرت معصومه(س)، دفن شد.

معاش طومار
میرکریم موسوی کریمی، مشهور به سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، در ۱۳ رجب ۱۳۴۴ق، موازی با ۸ بهمن سال ۱۳۰۴ش در اردبیل چشم به جهان گشود. پدرش سید عبدالرحیم و مادرش سیده خدیجه اسم داشت. در دو سالگی مادرش را از دست بخشید. پدرش شیخ و از معارضان حکومت پهلوی بود. سیاست‌های حکومت وقت در محصور کردن پوشش خرقه روحانیت، او‌را پایین فشار بیشتر قرار بخشید. در ادامهِ فضای امنیتی آن عصر، رفت و آمد عموم نیز با خانواده وی محصور گردیده بود. سود این پیش‌آمدها، فقر و تهی‌دستی روزافزون خانواده بود. در سال۱۳۲۰ش با خروج رضاخان از جمهوری اسلامی ایران موقعیت سید عبدالرحیم مقداری عالی شد.[۱] موسوی اردبیلی از شش سالگی علم آموزی را استارت کرد و در اردبیل، قم (۲ سال)، نجف (۳ سال) و آنگاه قم (۱۲ سال) به علم آموزی و درس دادن سرگرم شد. وی از سال ۱۳۳۹ش مستقر اردبیل شد و در سال ۱۳۴۷ش به طهران رفت. عمده عمل وی درس دادن، امامت جماعت و اداره مسجد و کانون توحید بود. اردبیلی در سال جاری‌ها با حکومت پهلوی جنگ میکرد.

از سال ۱۳۵۷ش که انقلاب اسلامی کشور‌ایران غالب شد، وی از اعضای شورای انقلاب بود. بعدتر به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی کشور گزینش شد و آن‌گاه به زمان ده سال شغل وی در قوه قضائیه کشور‌ایران متمرکز بود. وی آغاز دادستان تک تک میهن بود و بعداز شهید شدن بهشتی تحت عنوان مدیریت دیوان خوب مرزوبوم جایگزین وی شد که بالاترین رده قضائی در نظام جمهوری اسلامی به اکانت می‌آمد. اردبیلی هم‌اینگونه تحت عنوان نماینده زمان نخستین مجلس خبرگان رهبری گزینش شد. وی درین زمان عضو حزب جمهوری اسلامی و از مؤسسان و اعضای بهتر‌مرتبه آن بود.

در سال ۱۳۶۸ش بعد از درگذشت امام خمینی از مسئولیت قضائی کنار رفت و بومی قم شد. وی تا نقطه نهایی قدمت در قم درگیر درس دادن درس بیرون فقه بود. اردبیلی هم‌اینگونه تا سال ۱۳۷۳ش امام آدینه موقت طهران بود. وی از سال‌های آغازین دهه ۱۳۷۰ش و با درگذشت مراجع تقلیدی مثل گلپایگانی و اراکی توضیح المسائل منتشر کرد و خویش را در معرض مرجعیت قرار اعطا کرد.

درگذشت
آیت‌الله اردبیلی در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش مصادف با ۲۳ صفر سال ۱۴۳۸ق درگذشت.[۲] به دنبال درگذشت او، دو روز عزای همگانی در کشور ایران اعلام شد و در آدینه ۵ آذر ۱۳۹۵ش در قم، تشییع و آیت‌الله شبیری زنجانی بر پیکر وی نماز خواند و در مقبره حضرت معصومه(س) دفن شد.[۳]

زیست‌طومار علمی
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی تحصیلات را از شش سالگی با ورود به مدرسه‌منزل شروع کرد و قرآن کریم و مهربان، گلستان، تنبیه الغافلین، نِصابُ الصِذکر، گلزار فصل بهار، ابواب الجنان، مَجالِس المُتَقین، تاریخ معجم، دُرّه نادری، تاریخ وَصّاف، اکانت فارسی و برخی کتاب‌های دیگر را نزد معلمان خویش یادگرفت. وی در سال ۱۳۱۸ش آموزش دروس عربی را استارت کرد و در سال ۱۳۱۹ش به قصد ادامه علم آموزی در دروس حوزوی، وارد مکتب علمیه ملاابراهیم در اردبیل شد و دروس جامع المقدمات، سیوطی، جامی، مُطَوَّل، کناره ملاعبدالله، شمسیه، مَعالِم و شرایع را تا سال ۱۳۲۲ش درهمان مکتب به اتمام رساند و درس دادن دروس مقدماتی علم ها حوزوی یعنی صرف، نحو و منطق را شروع کرد.[۴]

علم آموزی در قم و نجف
موسوی اردبیلی در ۱۳۲۲ش به قم رفت و بخشی از کتاب مکاسب مُحَرَّمه، کفایة الاصول بیع مکاسب و جلد دوم کفایه و گستردن هدایه میبدی رسائل، منظومه، اسفار را خواند. او به طور همزمان به درس دادن معالم، لُمعه دمشقیه و مقررات سرگرم بود.[۵]

اردبیلی در ۱۶ آبان ۱۳۲۴ش برای ادامه علم آموزی به نجف رفت و حدود دو سال بومی این شهر بود و علم آموزی اصول فقه، فقه و فلسفه را با اساتید دارای شهرت آن فرصت مثل خوئی، حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، میلانی، و صدرای بادکوبی خاطر نشان کرد. در سال ۱۳۲۷ش به جهت بیماری پدرش به کشور‌ایران رجوع. در جمهوری اسلامی ایران و در حوزه علمیه قم خلال ادامه علم آموزی و کمپانی در درس‌های سید حسین بروجردی، سید محمد داماد، علامه طباطبائی و دروس فقه سری سید محمدرضا گلپایگانی و مرتضی حائری یزدی و سید احمد خوانساری خویش نیز به درس دادن رسائل، مکاسب، کفایة الاصول، منظومه سرگرم شد. وی بعد ها به طور محرمانه در مرحله بیرون فقه و اصول نیز درس دادن کرد.[۶]

وی یکبار دیگر در سال ۱۳۶۸ش و بعد از گوشه‌گیری از قوه قضائیه به قم رجوع تا در روزهای نهایی قدمت خویش، درگیر درس دادن درس بیرون فقه و تألیف یک سری کتاب دینی خواهد شد.

بازدید : 21
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:46


فضیلت ها قرآنی
فضیلت ها قرآنی، آیاتی از قرآن می‌باشند که درباره امام علی(ع)، نازل گردیده‌اند یا این که امام علی(ع) مصداق آن ها معرفی شد‌ه‌است. از ابن‌عباس نقل گردیده‌است آن مقدار از قرآن كه درباره على(ع) نازل گردیده، درباره هيچ‌كس نازل نشده میباشد.[۶] همینطور ابن‌عباس از پیامبر پروردگار(ص) نقل کرده پروردگار آیه‌ای را نازل نکرد که در آن «یا این که أیها الذین آمنوا» باشد، مگر آنکه علی در رأس مؤمنان و امیر آن ها میباشد.[۷] وی نزول بیش تر از ۳۰۰ آیه را در مدح علی(ع) دانسته میباشد.[۸] به گفته سید مرتضی عسکری (درگذشت ۱۳۸۶ش)، سیره‌نگار شیعه، عامل اینکه با وجود این تمامی فضیلت ها قرآنی، به اسم حضرت علی(ع) در قرآن تصریح نشده این میباشد که قرآن بوسیله حاکمان ستمگر و عده ای که آن را تیرباران کردند از تحریف محفوظ بماند؛ به دلیل آنکه بیان جزئیات در تورات و انجیل از اسباب و اثاث اصلی در تحریف‌های این دو کتاب میباشد.[۹] برخی از فضیلت ها قرآنی امام علی(ع) تشریفات ترحیم مشهد عبارت‌اند از:

آیه ولایت: آیه ۵۵ سوره مائده که می گوید آفریدگار، رسول(ص) و افرادی که نماز را برپا می‌دارا‌هستند و در اکنون رکوع زکات می دهند، بر عموم ولایت دارا هستند.[۱۰] مفسران شیعه و سنی، شأن نزول این آيه را ماجرای خاتم‌بخشی حضرت علی(ع) دانسته‌اند که در هم اکنون رکوع، انگشتر خویش را به حاجتمند داد.[۱۱]
آیه شراء: آیه ۲۰۷ سوره بقره، افرادی را ستوده میباشد که حاضرند جان خویش را در قبال به‌دست‌آوردن رضایت آفریدگار فدا نمایند.[۱۲] به‌گفته ابن‌ابی‌الحدید فقیه معتزلی، تمامی مفسران بر این باورند که‌این آیه در فضیلت امام علی(ع) نازل گردیده است.[۱۳] علامه طباطبایی نوشته میباشد: که طبق احادیث این آیه درباره ماجرای لیلة المَبیت نازل شد‌ه‌است.[۱۴] در لیلة المبیت مشرکان قصد داشتند به منزل نبی اکرم(ص) در مکه حمله نمایند و اورا به قتل برسانند. درین شب، امام علی(ع) برای مراقبت جان رسول در بستر وی خوابید.[۱۵]
آیه تبلیغ: آیه ۶۷ سوره مائده میباشد که براساس آن، فرستاده اسلام(ص) ملزم شد پیامی را به عموم ابلاغ نماید که در شرایطی که در رساندن آن کوتاهی نماید، رسالت پیامبریِ خویش را به‌اعمال نرسانده میباشد.[۱۶] به‌گفته مفسران شیعه و سنی، آیه تبلیغ بعد از برگشت نبی از حَجّة‌ُالوداع در غدیر خم نازل شد‌ه‌است.[۱۷] در احادیث، شأن نزول آیه تبلیغ رخداد غدیر و اعلام جانشینی حضرت علی دانسته گردیده است.[۱۸]
نبی اکرم(ص) در خطبه غدیر
مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّ فَضائِلَ عَلِی بْنِ أَبی‌طالِبٍ عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ـ وَقَدْ أَنْزَلَها فِی الْقُرْآنِ ـ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَها فی مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَأَکُمْ بِها وَعَرَّفَها فَصَدِّقُوهُ‏؛
ای عموم، فضیلت ها علی بن ابی‌طالب نزد پروردگار ـ که در قرآن آن را نازل کرده ـ بیش تر از آن میباشد که کلیه را در یک مجلس بشمارم. پس هر که دربارهٔ آن ها به شما خبر بخشید و معرفت آن را داشت، او‌را تصدیق فرمایید.[۱۹]

آیه اِکمال: آیه ۳ سوره مائده میباشد که از بی نقص‌شدن آئین اسلام کلام می گوید.[۲۰] به‌گفته ناصر مکارم شیرازی، مفسر شیعه، در تفاسیر شیعه مراد از بدون نقص‌شدن آئین، اعلام ولایت و خلافت امام علی(ع) بر مسلمان ها دانسته گردیده و احادیث هم آن را تأیید می‌نماید.[۲۱] عالمان شیعه بر این باورند که آیه اکمال درباره اتفاق غدیر نازل گردیده است.[۲۲]
آیه صادقین: آیه ۱۱۹ سوره توبه میباشد که به مؤمنان امر میدهد یار صادقین باشند و از آنها تقلید نمایند.[۲۳] در احادیث شیعه، صادقین به اهل‌بیت(ع) تعبیروتفسیر شد‌ه‌است.[۲۴] خواجه نصیرالدین طوسی این آیه را از دلایل امامت علی(ع) دانسته میباشد.[۲۵]
آیه نه البریه: آیه هفتم سوره بینه میباشد که اشخاصی را که ایمان آورده و کار با تقوا ایفا داده‌اند، برگزیدگان آفريدگان معرفی می‌نماید.[۲۶] براساس احادیثِ شیعه و سنی، این مجموعه امام علی(ع) و شیعه‌ها وی می‌باشند.[۲۷]
آیه با تقوا‌المؤمنین: آیه ۴ سوره تحریم میباشد که در آن معبود علی(ع)، جبرئیل و دیگر ملائکه را، حمایت کننده رسول اسلام(ص) قرار داده میباشد. در تفاسیر با استناد به روایاتی از روش فریقین،[۲۸] صرفا مصداق پارسا‌المومنین امام علی(ع) معرفی گردیده است.[۲۹]
آیه انفاق:‌ آیه ۲۷۴ سوره بقره میباشد که طبق آن، محرک اشخاصی که در شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق می‌نمایند، نزد پروردگارشان دانسته شد‌ه‌است.[۳۰] به‌گفته مفسران، این آیه درباره على(ع) نازل گردیده که چهار درهم داشت و يكى را در شب انفاق كرد، يكى را در روز، يكى را در نهان و يكى را آشكارا.[۳۱]
آیه نجوا: آیه ۱۲ سوره مجادله میباشد که به مسلمان ها ثروتمند امر می دهد پیش از نجوا (گفتگوی رمزّی) با رسول اسلام(ص)، می بایست صدقه بدهند.[۳۲] به‌گفته طبرسی بیشتر مفسران شیعه وسنی امام علی(ع) را فقط کسی دانسته اند که بدین آیه فعالیت نموده است.[۳۳]
آیه وُدّ: آیه ۹۶ سوره مریم میباشد که طبق آن آفریدگار محبت مؤمنان را در دل سایرافراد قرار میدهد.[۳۴] برپایه بعضی احادیث، رسول(ص) از علی خواست بگوید؛ خدایا محبت مرا در دل مؤمنان قرار بده. پس از این درخواست، آیه وُدّ نازل شد.[۳۵]
آیه مباهله: آیه ۶۱ سوره آل‌عمران میباشد که ماجرای مباهله فرستاده(ص) با مسیحیان نجران را ذکر می‌نماید. بنابر تفاسیر، امام علی(ع) در‌این آیه به‌منزله نَفْس و جان رسول(ص) معرفی گردیده است.[۳۶]
آیه پاکسازی: بخشی از آیه ۳۳ سوره احزاب میباشد که در آن از عزم پروردگار بر عصمت اهل بیت(ع) از رجس و زشتی صحبت آمده میباشد. مفسران شیعه معتقدند این آیه در زمینه‌ی اصحاب کساء نازل گردیده‌است.[۳۷]
آیه اولین‌الامر: آیه ۵۹ سوره نساء میباشد که مؤمنان را به اطاعت از خداوند و نبی آفریدگار(ص) و اولین‌الامر امر می دهد.[۳۸] از دید مفسران شیعه و سنی آیه نام برده بر طهارت اولوالامر دلالت داراست.[۳۹] در احادیث خواسته از اولین‌‎الامر امامان شیعه معرفی شد‌ه‌است.[۴۰]
آیه مودت: آیه ۲۳ سوره شوری میباشد. در‌این آیه، مودت و محبتِ «اَلْقُرْبیٰ» به‌تیتر مزد رسالت نبی بر مسلمان‌ها واجب گردیده‌است.[۴۱] از ابن‌عباس بیان شده که رسول خواسته از القربی را علی، فاطمه، حسن و حسین دانسته میباشد.[۴۲]
آیه اطعام: این آیه نیکوکاران را عده ای معرفی می‌نماید که با آنکه خودشان به خوراک نیاز دارا‌هستند آن را به‌خیال خداوند به مسکین، یتیم و اسیر میدهند.[۴۳] بنابر احادیث این آیه، درباره عفو وبخشش امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) نازل شد.[۴۴] طبق روایات، حضرت علی(ع)، فاطمه(س) به‌خیال و خاطر شفای حسنین سه روز روزه گرفتند و هر سه روز هنگام افطار با اینکه خویش گرسنه بودند، غذایشان را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند.[۴۵]
آیه اهل الذکر: آیه ۴۳ سوره نحل و آیه ۷ سوره انبیاء میباشد که بر پرسیدن سؤال از اهل بیان تأکید می‌نماید.[۴۶] بر مبنا بعضی احادیث، اهل بیان اختصاصی در اهل‌بیت رسول میباشد.[۴۷]
آیه نصر: آیه ۶۲ سوره انفال میباشد. به لحاظ آیت‌الله مکارم شیرازی، هر مؤمنی که فرستاده اکرم(ص) را امداد کرده، شامل این آیه میباشد اما تردیدی وجود ندارد که مصداق أکمل و شخص شاخص مؤمنان درین آیه، حضرت علی(ع) میباشد. [۴۸] وی در کتاب نشانه‌ها ولایت در قرآن تصریح نموده است که آيه نصر، يكى از آيات فضيلت امیرالمؤمنین(ع) میباشد.‏[۴۹]
صراط بدون واسطه: در احادیث زیادی علی(ع) و ولایت امام علی(ع) به عبارتی صراط بی واسطه در قرآن معرفی شد‌ه‌است.[۵۰]
فضیلت ها روایی

بازدید : 37
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:31


مطالعه‌های ناظر به جریان‌شناسی حوزه علمیه قم
فرستاده جعفریان در کتاب جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی کشور ایران که به رسیدگی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ داراست، به بعضی از جریان‌های اندیشگی در حوزه قم اشاره نموده است. عبدالوهاب فراتی تفحص‌گر حوزه فقه سیاسی در کتاب‌های روحانیت و تجدد،[۱۳۷] روحانیت و سیاست،[۱۳۸] روحانیت و دولت امروزی،[۱۳۹] و نیز سیرتکامل‌شناسی فکری-سیاسی حوزه علمیه قم[۱۴۰] از یک‌سری دیده‌انداز تفاوت‌های فکری روحانیان حوزه قم را پژوهش نموده است. کتاب‌های «جریان‌های فکری در حوزه معاصر قم»[۱۴۱]، و «سیرتکامل‌شناسی جریان‌های فکری حوزه و نسبت آن با فکر انقلاب اسلامی»[۱۴۲] هر دو نوشته سید محسن طباطبائی‌فر، کتاب «سیرتکامل‌شناسی اخلاق و رفتار سیاسی مراجع تاسی شیعه»[۱۴۳] نوشته سید حسن هاشمیان‌فر، هم‌اینگونه کتاب «فقیهان و انقلاب کشور‌ایران» به خودکار سید هادی طباطبایی[۱۴۴] از مثال تفحص‌هایی می باشند که مسئله اساسی آنها تفحص تفاوت مبانی نظری، رویکردها و طریق‌های سیرتکامل‌گون حوزویان به‌ویژه روحانیان حوزه علمیه تشریفات ترحیم مشهد قم میباشد.

حوزه علمیه قم و جریان‌های فکری حریف
عیب گیری و انکار درنگ‌های معارضان فقهی، مذهبی و دگراندیشان باطن‌مذهبی هم‌زیرا بقیه ناحیههای علمیه، در حوزه علمیه قم نیز جریان داشته میباشد.[۱۴۵] سابق‌ترین عمل علیه دگراندیشان از سوی حوزه علمیه قم را بایستی در جواب‌های گوناگون به نگاشته‌های احمد کسروی و بعد از آن کتاب اسرار هزار ساله نوشته علی‌ اکبر حکمی‌زاده کاوش کرد.[۱۴۶] کتابت کتاب کشف اسرار به خودکار سید روح الله خمینی در سال ۱۳۲۳شمسی کالا همین زمان میباشد.[۱۴۷]

بخشی از نیروی حوزه علمیه قم در دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۶۰ نیز صرف جنگ با بهائیت گردیده است.[۱۴۸] در یک آیتم به فرمان آیت‌الله بروجردی، فلسفی، سخنران دارای اسم و رسم یک ماه در رادیو علیه فرقه بهائیت سخنرانی کرد.[۱۴۹] هم‌اینگونه مراجع قم با صدور فتوا معامله با بهائیان را ممنوع اعلام کرده و با صدور اذن به کار گیری از وجوهات شرعیه انجمن حجیتیه را که علیه بهائیت کار میکرد تقویت کردند.[۱۵۰]

در همین راستا به جز عمل‌های شخصی و جمعی روحانیان حوزه علمیه قم، سازمان‌‌ها و مراکزی نیز برای این وظیفه تولید گردیده‌اند: پژوهشگاه علم ها و فرهنگ وتمدن اسلامی، پژوهشگاه تمدن و تامل اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشکده، راس مطالعات و جواب به شبهه ها و یک‌سری مؤسسه همگانی و محرمانه دیگر مثال‌های این مؤسسات می باشند.

نبرد با درنگ‌های مارکسیستی
نزاع با تفکرات الحادی و غیر فقهی که در حوزه علمیه قم در دهه ۱۳۳۰ در پوسته جنگ با مارکسیسم و کمونیسم خویش را نماد اعطا کرد. به نقل از فراتی، روحانیت مارکسیسم را از هر تامل‌ای حتی لیبرالیسم و سکولاریسم خطرناک‌خیس می‌دانست[۱۵۱] و به همین ادله حیطهها به ویژه حوزه علمیه قم تمرکز مهم خویش را بر عیب گیری و نزاع با مارکسیسم گذاشتند.[۱۵۲] طباطبایی، مطهری، و دیگر شاگردان طباطبایی مشهور‌ترین روحانیان فعال در عرصه عیب گیری تفکرات غیر فقهی محسوب میگردند. کتاب‌های اصول فلسفه و طرز رئالیسم نوشته طباطبایی با پاورقی‌های مطهری،[۱۵۳] فیلسوف‌نماها نوشته ناصر مکارم شیرازی اثر ها شناخته‌گردیده در‌این عرصه می‌باشند.[۱۵۴] مطهری نیز جلسات فراوانی در عیب گیری مارکسیسم برگزار کرد و این جلسات سال‌ها بعد از آن در پوسته کتاب نقدی بر مارکسیسم منتشر شد.[۱۵۵] در همین راستا کتاب پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک نوشته مصباح یزدی[۱۵۶] نیز در دهه ۱۳۵۰ نوشته و در سال ۱۳۶۰ منتشر شد.[۱۵۷]

بازدید : 28
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 14:46


انجیل‌های غیرقانونی
افزون بر انجیل‌های چهارگانه، انجیل‌های دیگری نیز وجود دارااست که به یاروهمدم بعضا کتاب‌های غیرقانونی دیگر، به «آپُوکْریفا» یا این که کتاب‌های جعلی قسم تازه آوازه دارا‌هستند و کلیسا آن‌ها‌را به رسمیت نمی‌شناسد.[۹۶] انجیل عبرانیان، انجیل مصریان، انجیل پطرس، انجیل توما، انجیل فیلپُّس (یا این که فیلیپوس) و انجیل کودکی برای مثال انجیل‌های غیر رسمی به شمار تشریفات ترحیم مشهد می روند.[۹۷]

انجیل بَرنابا:
به‌تفحص که پیغمبران، همگی وی آمدند، مگر فرستاده‌الله؛ آن‌که زود‌است پس از اینجانب بیاید؛ چون خدای میخواهد تا که اینجانب فراهم سازم شیوه اورا.

انجیل برنابا، باب ۳۶، آیه ۶.

انجیل بَرنابا
انجیل بَرْنابا، از اناجیل غیر قانونی میباشد که موردتوجه مسلمانها قرار گرفته میباشد؛ ولی مسیحیان آن را جعلی میدانند.[۹۸] می گویند این انجیل با سیصد انجیل دیگر در شورای نیقیه (اولیه شورای کلیسایی جهانی) در سال ۳۲۵م،[۹۹] غیر قانونی شناخته و از میان برده شد. بعد از آن نیز پاپ‌ها آن را جزو کتاب‌های ممنوعه اعلام کردند.[۱۰۰] انگیزه ممنوعیت و غیر قانونی بودن این انجیل، ناسازگاری محتوای آن با اعتقادات قانونی کلیسا دانسته شد‌ه‌است. همینطور در‌این کتاب، مخالفت‌هایی با پولُس فرستاده و اعتقادات او یافت میگردد.[۱۰۱]

انجیل برنابا در چندین گزینه با انجیل‌های چهارگانه متعدد میباشد:

الوهیت و پسر معبود بودن عیسی(ع) را رد نموده است.[۱۰۲]
در انجیل برنابا چندبار، از گویش عیسی(ع) به مسیح بودن حضرت محمد(ص) بشارت داده گردیده است.[۱۰۳]
براساس این انجیل، به مکان عیسی(ع)،‌ یک کدام از حواریون وی به اسم یهودای اسخریوطی که مشابه عیسی(ع) گردیده بود، به صلیب کشیده شد.[۱۰۴]
انجیل برنابا تعارض‌هایی با قرآن و باورهای مسلمان‌ها نیز دارااست. به عنوان مثال طبق آن، بشر‌ها فرزند خداوند و ذاتاً گناه‌کارند، پیامبران به‌جز عیسی(ع)، مانند ابراهیم، هارون و ایوب(ع) گناه و محبت کفر‌آمیز داشته‌اند.[۱۰۵]

دانشمندان مسیحی بر این باورند که‌این انجیل در هنگامی غیر از بعد از ظهر عیسی(ع) و در مکانی غیر از فلسطین کتابت یافته میباشد؛[۱۰۶] توماس میشل مسیحی گفته میباشد پژوهشگران براساس شواهد تاریخی و لفظی، مجال نگارش این انجیل را اواخر قرن شانزدهم میلادی دانسته‌اند.[۱۰۷] در مقابل، بعضا از دانشمندان مسلمان‌ها این انجیل را اصیل دانسته‌اند.[۱۰۸]

در ارتباط تالیف کننده این انجیل هم اختلاف وجود دارااست. برخی، بَرنابا را کنیه یک کدام از مبلغان مسیحی به اسم یوسف دانسته‌اند که اهل قبرس و از خانواده‌ای یهودی و از دودمان لاوی پسر یعقوب پیامبر بود[۱۰۹] که به دلیل همت فراوان در تبلیغ مسیحیت، او‌را برنابا به معنای مبلغ توانمند نامیدند.[۱۱۰] وی مورداعتماد حواریون[۱۱۱] و براساس قول تازه، فردی باتقوا و با ایمان بود.[۱۱۲] در مقابل، بعضا از متکلمان مسیحی، مولف این انجیل را یک مسیحی اسپانیولی در قرن شانزدهم میلادی می دانند که به اسلام گرویده بود.[۱۱۳]

نقدها به انجیل‌ها
منتقدان به انجیل‌های چهارگانه و در مجموع عهدوپیمان تازه انتقاداتی وارد کرده‌اند؛ به عنوان مثال:

فقدان اعتبار نویسندگان: گفته‌اند به تصریح تمامی مسیحیان، نویسندگان اناجیل فرستاده نبودند و از خطا و گناه مصونیت نداشتند؛ بلکه آن ها آدم‌های بی آلایش بودند که به عیسی(ع) ایمان داشتند. در اناجیل، به صراحت به بعضی از حواریون و شاگردان عیسی(ع)، بی‌ایمانی، انکار مسیح و سخنانش و ناسازگاری با یکدیگر منسوب شده میباشد. ازاین‌رو نمی‌اقتدار به‌این کتاب‌ها تحت عنوان منبع مهم آموزه‌های حضرت عیسی(ع) متکی بودن کرد.[۱۱۴] توماس میشل که از متکلمان مسیحی میباشد، تصریح نموده است که بخش اعظمی از مسیحیان پاکی لفظی کتاب مقدس را نمی‌پذیرند. همگی مسیحیان معتقدند که اصل پیام از طرف خداست؛ البته صورت و ساختار آن از طرف آدم میباشد که مانند دیگر عموم در معرض خطاست. ازاین‌رو ممکن میباشد تالیف کننده بشریِ این کتاب‌ها و پیام‌ها، دیدگاه ها خطا و نادرست خویش را در آن کتاب‌ها گنجانده و باقی‌مانده باشد.[۱۱۵]
تناقضات انجیل‌ها: برخی از تناقضات و ناسازگاری‌هایی که در انجیل‌ها وجود داراست، برهان بر دارای اعتبار نبودن آن‌ها دانسته گردیده‌است.[۱۱۶] برای مثال فی مابین انجیل متی و لوقا و مرقس در نسب‌طومار عیسی(ع) اختلاف شدید وجود دارااست. در انجیل متی[۱۱۷] و لوقا[۱۱۸] عیسی(ع) از نسل داوود معرفی گردیده؛ ولی در مرقس[۱۱۹] آورده شده داوود، عیسی را خدای خویش می‌دانست. پس چطور می شود عیسی پسر وی باشد؟ از سایر ناسازگاری‌های آورده شده، شیوه دستگیری عیسی(ع)، نماد محصل خیانتکار عیسی (یهودا اسخریوطی)، ماجرای زنده شدن عیسی و برخواستن وی از قبر میباشد.[۱۲۰]
ایرادات و خرافات اناجیل: آموزه تثلیث، آموزه فدا (عیسی(ع) با قربانی شدن خویش موجب نجات آدم و آمرزش گناهان شد)، آمرزنش گناهان بوسیله روحانیت کلیسا برای مثال خرافات انجیل‌ها شمرده گردیده است.[۱۲۱] اشتباهاتی نیز به انجیل‌ها منسوب شده میباشد.[۱۲۲]

بازدید : 43
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:27


اَسْماء بِنت عُمَیس (درگذشت بعداز ۳۸ق) صحابه رسول اکرم(ص) که در غسل دادن لاشه فاطمه(س) به امام علی(ع) امداد کرد. اسماء همسر جعفر بن ابی‌طالب بود که بعد از شهیدشدن جعفر، به وصلت ابوبکر بن ابی‌قُحافه درآمد و بعداز درگذشت ابوبکر با امام علی(ع) وصلت کرد. اسما مامان عبدالله بن جعفر (شوهر حضرت زینب(س)) و محمد بن ابی‌دیده نشده، کارگزار امام علی(ع) تشریفات ترحیم مشهد در مصر بود.

اسماء سازه بر وصیت حضرت فاطمه(س) به همپا امام علی(ع)، تن اورا غسل بخشید. همینطور وی اول تابوت در اسلام را برای فاطمه(س) ایجاد کرد تا تن وی نمایان نباشد و سازه بر روایتی در لحظات انتها قدمت فاطمه، در کنار وی بود و لحظات پایان قدمت وی و نیز مواجهه حسنین(ع) و حضرت علی(ع) با لاشه فاطمه(س) را گزارش نموده است.

اسما از اولیه مسلمان‌ها بود وی به هم پا همسرش جعفر به حبشه و مدینه هجرت کرد. وی احادیثی از رسول(ص) نقل نموده است.

معاش‌طومار
اسما دختر عُمَیس بن مَعَد بود. پدرش از فامیل خثعم و مادرش هند دختر عون بود.[۱] خواهران او عبارت‌اند از:

سلمی بنت عمیس، همسر حمزة بن عبدالمطلب
میمونه همسر فرستاده(ص) (خواهر مادری)[۲]
اسماء با جعفر بن ابی‌طالب اخوی امام علی(ع) وصلت کرد. وی جزو اول مسلمانها بود و پیش از ورود نبی(ص) به منزل اَرقم اسلام آورد.[۳] اسماء در سال پنجم بعثت[۴] یاور همسرش جعفر به حبشه مسافرت کرد[۵] و در سال هفتم قمری، به مدینه مسافرت کرد.[۶] بعداز آنکه در سال ۸ قمری جعفر در نزاع موته شهید شد،[۷] اسماء به همسری ابوبکر درآمد و بعد از درگذشت ابوبکر، همسر امام علی(ع) شد.[۸]

در روایتی از امام راستگو(ع)، اسماء از زنان بهشتی شمرده گردیده است.[۹]

ارتباط اسماء با حضرت فاطمه(س)
اسماء سازه بر وصیت فاطمه(س) به امداد علی بن ابی‌طالب(ع)، لاشه حضرت فاطمه(س) را غسل بخشید.[۱۰] برپایه حدیثی که در منابع روایی شیعه آورده شده اسماء اول تابوت را در اسلام برای حضرت فاطمه(س) ایجاد کرد. زمانی که فاطمه در بستر بیماری بود از اسماء خواست هنگامی که از عالم رفت لاشه اورا روی تابوتی که بدنش نمایان باشد قرار ندهد، ازاین‌رو اسما تابوتی را که در حبشه چشم بود برای وی تشکیل داد و فاطمه با دیدن آن خرسند شد.[۱۱] [یادداشت ۱] همینطور سازه بر روایتی وی در سا‌عتها آخری قدمت حضرت فاطمه در کنار بستر او بوده میباشد و آن لحظات و نیز کیفیت مواجهه حسنین(ع) و حضرت علی(ع) با لاشه فاطمه را گزارش نموده است.[۱۲] در مراسم‌های سوگواری که به‌مناسبت شهیدشدن حضرت فاطمه(س) برگزار می شود از اسماء و این گزارش وی کلام به بین میاید.[۱۳]

بر شالوده بعضی احادیث اسماء در مراسم تزویج امام علی(ع) با حضرت فاطمه(س) نیز حاضر بود.[۱۴] همینطور سازه بر روایتی هنگام وضع حمل حضرت فاطمه به فرمان نبی(ص) تحت عنوان قابله در کنار وی حاضر بوده میباشد.[۱۵] به گفته علی بن عیسی اِرْبِلی متکلم شیعه قرن هفتم قمری، در تصویب این احادیث در میان اسماء بنت یزید انصاری و اسماء بنت عمیس نادرست شد‌ه‌است؛ به دلیل آنکه تزویج فاطمه در سال ۲ یا این که ۳ قمری بوده و اسماء بنت عمیس تا فرصت فتح خیبر (سال ۷ قمری) در حبشه بوده میباشد.[۱۶] اِرْبِلی همینطور احتمال داده که در میان اسماء و سلمی بنت عمیس همسر حمزه نادرست چهره داده باشد؛ چون اسماء مشهورتر از سلمی بوده به همین جهت از وی داستان کرده‌اند و یا یک راوی در نقل عهدوپیمان خطا کرده و دیگر افراد هم از وی تبعیت کرده‌اند.[۱۷] [یادداشت ۲]

هم‌اینگونه اسماء به هنگام بیماری که سبب به رحلت نبی(ص) شد بر بالین وی حاضر بود.[۱۸]

بازدید : 29
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:58


برد اول، ناکامی آخری
سازه به نقل طبری، زید روز اولیه صفر سال ۱۲۲ قمری، دو نفر از یاران خویش را مأمور کرد تا به کوفه بروند و شروع قیام را به اگاهی عموم برسانند. البته این دو بدن در اطراف کوفه به دست مأموران حکم دهنده کشته شدند.[۲۶] از همین رو زید، شخص دیگری به اسم سعید بن خیثم که به داشتن صدای رسا معروف بود، برای این عمل ارسال کرد.[۲۷] سپاه زید بن علی گرچه در صدر جلو رفتن توفیق‌آمیزی داشت و کارایی کرد عمومِ زندانی‌گردیده در مسجد را نیز آزاد نماید[۲۸] و در پیکار در حوالی مسجد و بازار نیز به برد رسید،[۲۹] ولی در روز دوم، با اضافه شدن تیراندازان به سپاه یوسف بن قدمت، حکم کننده اموی عراق، بعضی از یاران مجاورت زید از پا درآمدند[۳۰] و خویش وی نیز به رنج زخمی تشریفات ترحیم مشهد شد[۳۱]

روز اولیه: برد
زد خورد بین نیروهای زید بن علی و سربازان والی کوفه، از اولیه صفر سال ۱۲۲ قمری شروع شد. زید، سپاه خویش را به سوی شهر جنبش بخشید و آنان‌را به نبرد تشویق می کرد. اولیه عکس العمل در حوالی کوفه در ناحیه صیادین (صائدین) اتفاق افتاد و به موفقیت یاران زید انجامید و بعد نبرد به کوفه کشیده شد.[۳۲] زید با مشاهده یاران اندک خویش، نگرانی از آنکه کوفیان اورا نیز مانند امام حسین(ع) فقط بگذارند، با یاران خویش مطرح کرد و نصر بن خزیمة، از جانفشانی خویش در رکاب زید بن علی اذعان کرد.[۳۳]

زید بن علی به یاروهمدم نصر بن خزیمة، معاویة بن اسحاق و چندین بدن از یاران خویش، به مسجد رفت تا عمومِ گرفتارشده در مسجد را از محاصره سربازان اموی نجات دهد. آنها گرچه توانستند خویش را به مسجد برسانند و درفش‌­ها و عَلم‌­های خویش را در مسجد به اهتزاز درآورند،[۳۴] البته مأموران اموی، بازدارنده جلو رفتن آن ها گردیده و با وصال لشکر نو‌نفس یوسف بن قدمت، مبارزه شدیدی در نزدیکی مسجد و بازار درگرفت. سرنوشت مبارزه و زد خورد به محله‌ای به اسم دارالرزق منتقل شد و به موفقیت زید و یارانش در روز نخستین مبارزه رسید.[۳۵]

روز دوم: باخت
در اولِ دو‌مین روز پیکار، نصر بن خزیمة به دست نایل بن فروه کشته شد.[۳۶] کشته شدن وی زید را به شدت متأثر کرد.[۳۷] با این حالا جنگ طاقت فرسا زید و یارانش در صبح این روز، با موفقیت به آخر رسید.[۳۸] یوسف بن قدمت لشکری دیگر تدارک رویت کرد تا به یاران زید حمله­‌ور گردد، البته زید و یارانش، سپاه یوسف بن قدمت را درهم شکستند. البته با اضافه شدن تیراندازان به سپاه یوسف بن قدمت، شغل بر سپاه زید طاقت فرسا شد و در همین درحال حاضر معاویة بن اسحاق، فرمانده دیگر زید نیز کشته شد. در غروب این روز، زید نیز بر تاثیر اصابت تیری به پیشانی‌اش به شدت آسیب دیده شد[۳۹] و آنگاه در روز سوم صفر سال۱۲۲ق، به شهیدشدن رسید.[۴۰]


بقاع منسوب به زید بن علی در کوفه
یاران زید برای آنکه جسد او به دست مأموران اموی نیفتد، مسیر جوی‌بار آبی رنگ را تغییر و تحول داده، جسد را دفن کردند و بعد از آن مجدد جوی‌بار را به مکان خویش بازگرداندند، ولی غلامی که یاور آن ها بود، حکم بن صلت را مطلع کرد.[۴۱] امویان جسد را خارج کشیدند، به امر یوسف بن قدمت، تن زید را به­ دار آویختند، و سرش را برای هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی فرستادند.[۴۲]

موضع امام راست گو(ع)
قیام زید بن علی، در عصر امامت امام راستگو(ع)، امام ششم شیعه ها، به وقوع پیوست، البته امام درستگو در قیام وی کمپانی نکرد.[۴۳] احادیث و اظهارنظرهای مختلفی درباره زید و قیام وی وجود دارااست، ولی از امام درستگو(ع) موضع صریحی درباره قیام وی گزارش نشده میباشد. مولف کتاب کفایة الاثر گزارش کرده که گروهی از شیعه ها، عدم ملازمت و همراهی امام درستگو با قیام زید‌ را از باب مخالفت با زید دانسته‌اند، ولی به اعتقادوباور تالیف کننده کتاب ذکر شده، عدم ملازمت و همراهی امام راستگو با قیام زید بن علی، خویش نوعی سیاست و آگاهی بوده میباشد.[۴۴]

بعضی از عالمان شیعه برای مثال شهید اولیه،[۴۵] آیت الله خوئی،[۴۶] و مامقانی[۴۷] معتقدند که زید بن علی از جانب امام راستگو اجازه داشته میباشد. همینطور بعضی از پژوهشگران ضمن گفته‌های سه فقیه نام برده، به روایتی از امام رضا استناد کرده‌اند و قیام زید را با اجازه امام راست گو دانسته‌اند.[۴۸] بر پایه ی قصه ذکر شده، زید بن علی با امام راستگو مشورت کردن کرده و امام ششم شیعه‌ها به وی گفته: «در شرایطی‌که می خواهی به عبارتی فردی باشی که در کناسه کوفه به دار آویخته می شود، شیوه همین میباشد».[۴۹] ولی بعضی دیگر از دانشمندان با استناد به همین ماجرا، گفته‌اند که هرچند زید در قیامش راست گو بوده و در شرایطی که چیره می شد خلافت را به اهلش واگذار می کرد، ولی امام راستگو اورا از قیام نهی کرد.[۵۰] علامه طهرانی نیز با استناد به ماجرا ابان بن عثمان از مؤمن طاق که در الکافی بیان شده[۵۱] قیام زید را فارغ از اجازه امام راستگو دانسته میباشد.[۵۲]

بر مبنا بعضی احادیث نقل‌گردیده از امام درست گو[۵۳] و نیز امام رضا،[۵۴] زید بن علی قصد داشته که در شکل برد، خلافت را به امام درستگو(ع) واگذار نماید. سازه به گفته روضه خوان اثرگذار، زید بن علی، الرضا اینجانب آل محمد را شعار خویش قرار داده بود و برخلاف اعتقادوباور عموم، خلافت را برای خویش نمی‌مراد، بلکه بعداز موفقیت آن را به اهلش واگذار می کرد.[۵۵] علامه مجلسی این نظریه را به بیشتر عالمان شیعه نسبت داده و تصریح کرده که عهدوپیمان دیگری از آن‌ها سراغ ندارد.[۵۶] به قصه روضه خوان اثرگذار، وقتی که امام درست گو از شهید شدن زید مطلع شد، به شدت متأثر شوید و امر کرد اموالی را در بین خانواده عده ای که در قیام وی به شهیدشدن رسیده بودند، تقسیم نمایند.[۵۷]

بازدید : 38
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:33


اهل‌سنت و تفاوتشان با شیعه
فقهای مذهبها چهارگانه اهل‌سنت ضمن قرآن، از سنت، اجماع و قیاس برای استنباط حکم فقاهتی به کارگیری می‌نمایند.[۱۹] سنت از لحاظ فقهای اهل‌سنت، اختصاصی در عهد، فعل و تقریر فرستاده(ص) میباشد؛[۲۰] در حالی که فقهای شیعه، پیمان، فعل و تقریر امامان معصوم(ع) را مانند سنت فرستاده(ص) حجت و دارای اعتبار می‌شمارند و آن‌ها‌را منبع معتبری چهت نیل به احکام فقاهتی پروردگار می دانند.[۲۱] فقیهان اهل‌سنت معتقدند اجماع فی‌نفسه حجت و منبع مستقلی برای کسب حکم فقهی میباشد؛[۲۲] ولی نزد فقهای شیعه، صرفا درصورتی که دارای اعتبار میباشد که کشف کننده از پیمان امام معصوم تشریفات ترحیم مشهد باشد.[۲۳]

اهل‌سنت همینطور به منابع فرعی دیگری نظیر استحسان، مصالح مُرسَله و حایل ذرایع برای استنباط حکم دینی تمسک می‌نمایند.[۲۴] اما محمد بن ادریس شافعی (مؤسس مدرسه شافعی در فقه اهل‌سنت)، از این‌سه، صرفا حایل ذرایع را می‌پذیرد.[۲۵] از دید فقهای شیعه، هیچ‌یک از این‌ها برای استنباط حکم فقاهتی اعتبار ندارند.[۲۶]

به‌گفته محمد ابوزهره (درگذشت ۱۳۹۵ق) دانا و مورخ اهل‌سنت، فقیهان زیدیه که از مذهبها شیعه میباشد، به‌تاسی از مذهب شرعی حنفیه، در استنباط برخی احکام از قیاس، استحسان و مصالح مرسله نیز به کارگیری می‌نمایند.[۲۷]

قلمرو علم فقه
فروع آئین
بخشی از احکام عملی و دینی


نماز
دیگر عبادت‌ها
احکام پاکی
احکام مدنی
احکام خانواده
احکام قضائی
احکام اقتصادی
احکام دیگر
بلوغفقهاحکام شرعیتوضیح المسائلواجبحراممستحبمباحمکروهنیتقصد قربتمسائل مستحدثه
نبو
به‌گفته مهدی مهریزی (ولادت ۱۳۴۱ش) فقه‌پژوه ایرانی، اختلافی درین وجود ندارد که فقه هم ایفا شخصی و هم انجام اجتماعی مکلفان را شامل میشود؛ ولی درین‌که آیا به کلیه کارها اجتماعی بشر لحاظ داراست و حکم آن را ذکر می‌نماید یا این که تنها به بعضی از آن ها می پردازد، اختلاف‌حیث وجود دارااست.[۲۸]

سازه به طریقه امام خمینی، احکام شرعی ناظر بر مجموع جنبه‌های معاش اجتماعی مکلفین میباشد. او حکومت را نماد‌دهنده جنبه عملی فقه در واکنش با همه مشکلات اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی می داند.[۲۹] همینطور در کتاب موسوعة الفقهیة الکویتیة (موسوعه‌ای در فقه اهل‌سنت در ۴۵ مجلد) داعیه شد‌ه‌است که دانش فقه برای تمامی ایرادات و مسائل بشری چاره داراست؛ چراکه هیچ فعلی از آدم صادر نمی شود، مگر آن‌که دارنده حکم فقاهتی میباشد و دانش فقه متکفل ذکر آن میباشد.[۳۰]

در مخالفت با این نگرش، بعضی از نواندیشان فقاهتی معاصر مانند عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری، منکر جواب‌گویی علم فقه به همگی نیازهای شخصی و اجتماعی معاش آدم گردیده‌اند.[۳۱] به‌باور سروش، صرفا بخشی از مسائل جامعه، از سنخ مسائل فقاهتی‌اند. مسائل دیگری مانند بخش اعظمی از مسائل مرتبط با سیاست و اقتصاد وجود دارااست که فقه برای حلشان نرم افزار‌ای ندارد و حل آن ها در جامعه، مستلزم به علومی میباشد که متاع عقلانیت و تجربیات بشرند.[۳۲]

مجتهد شبستری هم گفته میباشد متن‌ها فقهی راجع به سیاسات، یعنی کارها مرتبط با حدود، دیات، قصاص، قضاوت و... را می بایست با روش تاریخی تعبیروتفسیر کرد؛ چون بیشترشان ناظر به سوال‌هایی میباشد که در بعدازظهر صدور بوده و دلالت آنان به احکام بعد از ظهر حاضر، منتفی میباشد.[۳۳]

محدوده فقه راجع‌به موضوعات
موضوعاتی که حکم فقهی به آنان وابستگی می گیرد به دو پیمان کلی تقسیم می شوند:

موضوعات «صِرفه»: موضوعاتی که تشخیص آن ها مستلزم عامل وجود ندارد و به‌قدری بدیهی‌اند که هرکسی آن را می فهمد.[۳۴] مانند معنی آب که برای همگی پر‌نور میباشد و اجتهاد کمکی به ادراک آن نمی‌نماید.[۳۵] سازه به لحاظ تمامی فقهای مسلمان، تبیین این موضوعات فارغ ذمه دانا میباشد.[۳۶]
موضوعات مُستنبطه: موضوعاتی که برای همگان پر‌نور وجود ندارد و تشخیص مضمون‌ و شناسایی حدودشان مستلزم دلیل و عامل میباشد.[۳۷] این موضوعات خویش، به سه گروه تقسیم میشوند:
موضوعات دینی: موضوعاتی که شارع آنان‌را ساخت و ساز نموده است؛ مانند نماز، وضو، غسل و تیمم.[۳۸] سازه به حیث کلیه فقها، تبیین این مجموعه از موضوعات و حکم فقاهتی آن ها به ذمه فقید میباشد.[۳۹]
موضوعات عرفی: موضوعاتی که تشخیص معنا و شناسایی حدودشان به‌ذمه عرف میباشد.[۴۰]
موضوعات لغوی: موضوعاتی که شناسایی حدود آنها برای همگی میسر وجود ندارد و مستلزم رجوع و برگشت به قواعد لغوی و قانون ها مشخص و معلوم نزد اهل‌لهجه خاص میباشد.[۴۱]
درباره وظیفه فقید در باب شناسایی موضوعات مستنبطهٔ عرفی و لغوی، اختلاف‌حیث وجود داراست.[۴۲] فقهایی همانند میرزای قمی،[۴۳] محمدکاظم طباطبایی یزدی[۴۴] و مالکْ‌جواهر[۴۵] تبیین این موضوعات را سوا منطقه وظایف عالم دانسته‌اند. در مقابل، فقیهانی مانند سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی، بر نقش عالم در تبیین این‌سیرتکامل موضوعات تأکید کرده‌اند.[۴۶]

کشف کننده‌الغطاء موضوعات عرفی و لغویِ غامض را از موضوعات بسیط، تفکیک کرده و گفته میباشد عهد در آغاز جز با بازگشت به برهان فقهی، قابل‌تشخیص وجود ندارد. بدین ترتیب همانند موضوعات دینی، به‌ذمه عالم میباشد.[۴۷]

مکاتب دینی

بازدید : 34
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 12:47

حکم کننده حوزه‌ رُستمدار در غرب مازندران طی سال‌های ۸۰۷-۸۵۷ق بود که در اولِ حکومت خویش مذهب شیعه را تحت عنوان مذهب قانونی قلمروش بیان کرد.اورده شده این تغییر تحول مذهب برای نگهداری حکومت پادوسبانیان در رستمدار بوده که در میان دو حکومت شیعه گیلان و مازندران محدود بوده میباشد. بعضا نیز گفته‌اند ملک کیومرث به مذهب شیعه گروید تا به بسط این مذهب در شمال کشور‌ایران نقش مؤثری اجرا تشریفات ترحیم مشهد نماید.

کیومرث یکم، در راستای اشاعه مذهب شیعه، عبدالرحیم رستمداری را برای علم آموزی فقه شیعه به نجف ارسال کرد. عبدالرحیم کتاب نیل المرام فی مذهب الائمه را تألیف کرد تا فقه شیعه تحت عنوان واحد سنجش قضاوت در ناحیه رستمدار گزینه به کارگیری قرار گیرد.

در حکومت کیومرث، ارتباط ها رستمدار با مرعشیان آمل و آل کیا گیلان با فراز و نشیب‌هایی هم پا بود. با این اکنون، زمان حکومت وی عموماً با ادب و امنیت تعریف شد‌ه‌است. کیومرث به تشکیل داد جای ‌های مذهبی و قلعه‌ها دقت ویژه‌ای داشت

معرفی
کیومرث بن بیستون معروف به کیومرث یکم از حاکمان سلسله پادوسبانیان میباشد که از سال ۸۰۷ تا ۸۵۷ق در ناحیه رُستمدار (ناحیه غربی مازندران، در بین گیلان و آمل)[۱] حکومت کرد.[۲] او را واپسین مَلِک مقتدر این سلسله دانسته‌اند.[۳] محل دفنش در امامزاده طاهر نوشهر میباشد.[۴]

به توان‌وصال کیومرث یکم

کیومرث آغاز از سوی حکم دهنده وقت رستمدار تحت عنوان کوتوال (قلعه‌دار) قلعه نوروروشنایی منصوب شد.[۵] در جریان مبارزه در میان پادوسبانیان، مرعشیان و تیموریان، وی قلعه فروغ و روشنایی را از دست بخشید.[۶] و مدتی در شیراز حیران و زندانی بود. وی از زندان فراروگریز کرد و در جامه درویشی به قلعه نوروروشنایی برگشت.[۷] و کوتوال آنجا را به قتل رساند و توشه دیگر در دست گرفتن قلعه نوروروشنایی و حکومت رستمدار را به دست آورد.[۸]

تغییر تحول مذهب قانونی به تشیع
کیومرث بعداز وصال به توان، مذهب خویش را به شیعه امامیه تغییر و تحول بخشید و رستمدار را به مذهب امامی درآورد.[۹] عموم رستمدار قبلا بر مذهب تسنن بودند.[۱۰] اورده شده کیومرث احتمالاً ذیل تأثیر مرعشیان آمل، که با آن ها رابطه داشت، به تشیع تمایل پیدا کرد.[۱۱] همینطور، برخی معتقدند وی در زمان آوارگی خویش در شیراز نذر کرده بود که در شکل رجوع و برگشت به اقتدار، به مذهب امامیه درآید.[۱۲]

بعضی معتقدند کیومرث به مذهب شیعه گروید تا در توسعه و گسترش این مذهب در شمال جمهوری اسلامی ایران نقش داشته باشد.[۱۳] تغییر‌و تحول مذهب وی همینطور بازدارنده از لشکرکشی‌های مذهبی مرعشیان مازندران و آل کیا گیلان به رویان شد.[۱۴] رغبت سریع به تشیع وی بعد از به توان وصال را زیر تأثیر حالت سیاسی و مذهبی آن فرصت دانسته‌اند، چون رستمدار صرفا ناحیه‌ای بود که بر مذهب تسنن باقی‌مانده بود و در صورتی‌که کیومرث به تسنن پایبند میماند، در بین دو اقتدار شیعه‌گرای مازندران و گیلان محاصره می شد.[۱۵]

تحقیق کتیبه‌های عصر ملک کیومرث نشانه می دهد که وی شیعه‌مذهب بوده و برخی از این کتیبه‌ها را با غرض اشاعه مذهب شیعه ساخته میباشد.[۱۶] عباراتی مانند المعتصم بولایت علیّ المختار، مشخص امیرالمؤمنین و صلوات بزرگ چهارده معصوم که درین کتیبه‌ها تکرار گردیده‌اند، تحت عنوان سفت‌ترین شواهد برای شیعه‌گرایی وی شناخته می گردند.[۱۷]

اشاعه فقه امامی
کیومرث یکم، در راستای تغییر و تحول مذهب و اشاعه فقه شیعه، عبدالرحیم رستمداری را برای علم آموزی فقه به نجف ارسال کرد.[۱۸] بعد از ده سال، عبدالرحیم به رستمدار رجوع و برگشت و در سرویس کیومرث و پسرش کاووس قرار گرفت.[۱۹] وی کتاب نیل المرام فی مذهب الائمه را نوشت تا مبنی بر آن، شغل قاضیان آنالیز و تحقیق خواهد شد.[۲۰] این مبادرت کیومرث سبب ساز شد فقه شیعه تحت عنوان واحد سنجش قضاوت در رستمدار ثبت خواهد شد.[۲۱] و به تکثیر فقه شیعه در ناحیه یاری کرد.[۲۲]

زمان حکومت کیومرث
در زمانه کیومرث یکم ادب و امنیت بر رستمدار برقرار بود[۲۳] وی احتیاط و پیشبینی ها سیاسی و امنیتی را از اصول حکمرانی خویش قرار بخشید؛[۲۴] با این درحال حاضر دربین وی و مرعشیان مازندران و شیعه‌ها گیلان دشمنی‌هایی وجود داشت بود که سبب به زد خورد‌های متقابل شد.[۲۵] لشکرکشی در سال ۸۳۲ق شیعه ها گیلان با همدستی مرعشیان به رستمدار به ویرانی آنجا سبب شد.[۲۶]

عصر حکومت کیومرث یکم را نقطع ی عطف اقتدار سلسله پادوسبانیان شناخته می‌گردد.[۲۷] بعد از مرگ وی در سال ۸۵۷ق میان فرزندانش اختلاف زمین خورد و حکومت پادوسبانیان به دو شاخه اساسی تقسیم شد: ملک اسکندر در کجور، ملک کاوس در نور و روشنایی و ملک بهمن در لاریجان آمل.[۲۸]

ساختن بناهای مذهبی
کیومرث یکم نسبت به ساختن بناهای مذهبی عملکرد متعددی داشته میباشد.[۲۹] به عنوان مثال بناهای ساخته‌گردیده به وسیله وی امامزاده طاهر در روستای هزارخال در شهرستان نوشهر میباشد که در سال ۸۲۹ق سازه شد[۳۰] و در سال ۱۳۶۴ش تحت عنوان تاثیر ملی تصویب شد.[۳۱] همینطور حرم بالو پر اسم و رسم به آقابالو در روستای آهودشت (حیطه فروغ و روشنایی) از سایر اثرها بازمانده از اوست.[۳۲] کیومرث و فرزندانش، در مورد قلعه نیز تشکیل داد و سازهای فراوان داشتند

بازدید : 37
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 12:44

(شهیدشدن ۶۱ق)، از یاران امام علی(ع) که بعد از اتفاق کربلا به امر ابن‌زیاد کشته شد. وی در پیکار جَمَل دیده چپ و در مبارزه صِفَّین دیده راستش را در رکاب حضرت علی(ع) از دست اعطا کرد.[۱] وی بعد از حادثه کربلا، به سخنرانی ابن‌زیاد در ملامت اهل‌بیت(ع) در مسجد کوفه اعتراض کرد و در سود به امر ابن‌زیاد سرش را از بدن جداگانه نمودند. به نقل از تاریخ طبری، وقتی که ابن‌زیاد اعلام‌کرد: خدای را قدردانی که حق و اهلش را ظواهر کرد و یزید بن معاویه و حزبش را امداد کرد و دروغگو پسر دروغگو (حسین بن علی) را کشت.» عبدالله بن عفیف به سخنان وی اعتراض کرد و تشریفات ترحیم مشهد اذعان کرد:

اى پسر مرجانه! دروغگو پسر دروغگو، تو و پدرت هستيد و نيز كسى میباشد كه به تو حكومت بخشید و پدرش. اى ابن‌مرجانه! پسرانِ پيامبران را می‌‏كشيد و کلام صدّيقان را بر لهجه می‌‏آوريد؟![۲]
ابن‌زیاد دستورداد عبدالله را بازداشت نمایند.[۳] وی با رمز دادن شعار یا این که مبرور (یا این که مبرور؛ به معنای خوبی‌گردیده و جانبداری‌گردیده) که شعار طایفه‌اش بود،[۴] طایفه‌اش را به یاری فراخواند، بستگانش اورا از مجلس خارج بردند. شب‌هنگام دور و بری ها ابن‌زیاد منزل‌اش را محاصره کردند.[۵] عبدالله نابینا بود ولی دخترش صَفیه اورا به نبرد ارشاد می کرد.[۶] سربازان ابن‌زیاد او‌را بازداشت کرده و نزد عبیدالله بن زیاد بردند و به فرمان ابن‌زیاد گردنش را زدند و بدنش را در کُناسه کوفه به‌دار آویختند.[۷] وی پیش از شهید شدن به ابن‌زیاد گفته بود اینجانب قبل از به دنیاآمدن تو از خداوند در خواست کرده بودم که شهادتم را به دست لعنت شده‌ترین خلقش قرار دبدهد.[۸]

رجز عبدالله بن عفیف در قبال سربازان ابن‌زیاد
ترجمه: به خداوند قسم در حالتی که بینا بودم عرصه بر شما تنگ میشد[۹]
پانویس
بلاذری، انساب‌الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۱۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۵۸.
ابن‌کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۹۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۵۹.
ابن‌کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۹۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۵۹.
محدثی، فرهنگ وتمدن عاشورا، ص۴۸۰.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۵۹.
بلاذری، انساب‌الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۱۰.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۵۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۲۰.
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۲۰.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 485
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 39
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 214
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 255
  • بازدید ماه : 362
  • بازدید سال : 2837
  • بازدید کلی : 31600
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی