loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 40
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:49


میرزاحسین خلیلی تهرانی (۱۲۳۰ق ـ ۱۳۲۶ق) عالم و مرجع تبعیت شیعه در قرن سیزدهم هجری قمری و قرن چهاردهم هجری قمری و از رهبران شیخ حمایت کننده نهضت مشروطه بود. میرزا حسین در نجف در درس فقهایی مانند صاحب و مالک جواهر و روضه خوان مرتضی انصاری کمپانی کرد تا اینکه خویش به رده مرجعیت رسید. آقاضیاء عراقی و آقاحسین نجم آبادی نیز ازجمله شاگردان وی بودند. او اثراتی در موضوع‌های فقه، اصول فقه و رجال به کتابت تشریفات ترحیم مشهد درآورد.

میرزا حسین خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی کشور ایران با آلرژی ویژه مینگریست و در موردها زیاد بدین مسایل عکس العمل نشانه می‌بخشید. وی در برکنار امین السلطان (صدر اعظم وقت کشور‌ایران) نقش داست و در جریان نهضت مشروطه، یاروهمدم با آخوند خراسانی و ملا عبدالله مازندرانی همت‌های فراوانی ایفا بخشید. تنفیذ قانون اساسی کشور مشروطه و نبرد با استبداد محمدعلی پادشاه قاجار بعد از به توپ بستن مجلس ازجمله اقدامات وی در این مورد بود.

میرزا حسین علاوه بر اینکه شخصی صالح بود و زمان ها زیاد را در مسجد کوفه و مسجد سهله به عبادت میگذراند، به [[اخلاق خوب| خوش اخلاقی] ، خوش‌سخنی و رئوف بودن پر اسم و رسم بود. وی یک زائرسرا، دو مکتب علمیه و قنات در نجف تاسیس و برای مردم وقف کرد. میرزا حسین در شوال ۱۳۲۶ق در مسجد سهله درگذشت و پیکرش تا نجف تشییع و در آنجا، کنار مکتب‌ای که سازه گذاشته بود دفن شد.

به دنیا آمدن و تحصیلات
میرزا حسین، در سال ۱۲۳۰ق در قم [۱] یا این که نجف چشم به جهان گشود.[۲]

اساتید و مشایخ وی به این قرار میباشد:

پدرش حاج میرزا خلیل؛
برادرش حاج ملا علی تهرانی؛
محمد حسن نجفی (مالک جواهر، متوفای ۱۲۶۶ق.)؛
روحانی مرتضی انصاری (متوفای ۱۲۸۱ق.)؛
مولی زین العابدین گلپایگانی؛(۱۲۰۹یا۱۲۱۸-۱۲۸۹ق.)
سيد اسد اللّه بيدآبادى‏؛
ملا محمد تقى گلپايگانى‏؛[۳]
میرزا خلیل از این اساتید خویش اذن ماجرا گرفت.[۴] آنگاه در نجف به درس دادن فقه پرداخت. تسلط وی بر فروع فقاهتی و همینطور تسلطش در درس دادن، حمد گردیده و اورده شده که از آرای بلند و اقتدار ذکر فوق‌العاده منتفع بوده میباشد.[۵]

مرجعیت
میرزا حسین خلیلی تهرانی، بعداز وفات روحانی محمدحسین کاظمی (۱۳۰۸ق.) و رحلت میرزای شیرازی (۱۳۱۲ق.)، از مراجع پیروی مجال خویش به شمار می‌آمد و مقلدانی در کشور‌ایران، هند، عراق و دیگر بلاد اسلام داشت.[۶]

شاگردان
در رینگ درس وی فقهای نامداری کمپانی می‌کرده‌اند. او شاگردان فراوانی تربیت کرد که از آن گزاره‌اند:

آقا ضیاء عراقی
آقاحسین نجم آبادی
سید علی حکم کننده طباطبایی
محمدباقر قائنی بیرجندی
سید میرزاآقا دولت آبادی
سید محمد لواسانی
مرتضی آشتیانی[۷]
نیز سيّد فخر الدّين قمى‏،[۸]آقابزرگ تهرانی،[۹] علی اکبر همدانی[۱۰]، محمد طالقانی[۱۱] و محمد حسین کشف کننده الغطاء[۱۲]، از وی اذن داستان گرفته‌اند.

اعتنا به کارها سیاسی و اجتماعی
اعتراض به سیاست‌های امین السلطان
خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی کشور‌ایران حساس بود. او در ۱۳۲۱ق، در‌پی حال و روز نابسامان اقتصادی و اجتماعی کشور ایران و نارضایتی عموم از شغل های امین السلطان (صدراعظم ناصرالدین پاد شاه قاجار)، هم پا با آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (متوفی ۱۳۲۹ق.) به علمای جمهوری اسلامی ایران طومار نوشت و ناخشنودی خویش را از سیاست‌های اشتباه امین السلطان آرم بخشید و حتی گفته‌اند که اورا تکفیر کرد. این اقدامات بسیار مؤثر زمین خورد و موجب برکنار امین السلطان شد.[۱۳]

بازدید : 41
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:37


عباس بن محمدرضا قُمی (۱۲۹۴ق-۱۳۵۹ق) پر اسم و رسم به روضه خوان عباس قمی و محدّث قمی فقیه شیعه در |قرن چهارده هجری قمری میباشد. وی محدث، مورخ و خطیب بود و تحصیلات و شغل های علمی خود را در سه حوزه قم، مشهد و نجف طی کرد و کتاب‌های پرشماری نگاشت. مفاتیح الجنان، سفینة البحار، نفس المهموم و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات روحانی عباس قمی به‌شمار می‌رود. محدث قمی در سال ۱۳۱۹ش در نجف درگذشت و در بقعه علی بن ابیطالب(ع) تشریفات ترحیم مشهد دفن شد.

معاش‌طومار
روحانی عباس در سال ۱۲۹۴ق در قم دیده به جهان گشود.[۱] پدرش محمدرضا قمی شخصی متدین و مرجع عموم برای درایت از وظایف دینی بود[۲] و مادرش، بانو زینت از زنان متدین و صالح بود.[۳]

روضه خوان عباس قمی درباره مامان خود اینچنین ذکر می دارد که:

«اینجانب هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم میباشد؛ چون وی کارایی داشت مدام منرا با عصمت بدون نقص شیر دهد».[۴]

روحانی عباس در رجوع و برگشت از نجف به قم، وصلت کرد. او دختر سید زکریا قزوینی از علمای قم را به همسری برگزید؛ البته این ازدواج بعداز چندی به طلاق انجامید.[۵] محدث قمی زمانی که در مشهد اقامت داشت، با دختر سید احمد طباطبایی (۱۲۷۰-۱۳۳۴ق) تزویج کرد.[۶] فرزندان او به اسم میرزا علی، میرزا محسن، فاطمه و نجمه از این بانو متولد شدند.[۷]

محدث قمی در شب ۲۲ ذی‌الحجه سال ۱۳۵۹ق موازی با ۱ بهمن ۱۳۱۹ش[۸] در ۶۵ سالگی در نجف درگذشت. سید ابوالحسن اصفهانی در مقبره امام علی(ع) بر وی نماز خواند و پیکرش در کنار استادش میرزا حسین نوری در بقاع دفن شوید. بنابر نقل سید محسن امین سه مجلس بزرگداشت برای او در نجف، کربلا و کاظمین برگزار شد.[۹]

رده و التفات
سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه، او را تحت عنوان دانا، فاضل، محدث، واعظ، عبادت کننده و مومن خاطر نموده است.[۱۰] علامه امینی در کتاب الغدیر به مناسبت بیان کتاب سود القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر او را از نوابغ و از بزرگان دانش حدیث معرفی می‌نماید.[۱۱] شعرانی در کتاب دمع السجوم او را ادیبی بارع، محدثی خبیر و باخبر و در ضبط مطالب ظریف و پیشوای دهر معرفی می‌کند[۱۲] امام خمینی در گستردن چهل حدیث او‌را این سیرتکامل تعریف نموده است:«الشّيخ العالم الجليل المُتَعَبِّد الثّقة الثَّبت» روحانی دانشمند پای‌سد به آئین و اهل تعبد و قابل اتکا ودارای خطای معدود و پاک از لاف. [۱۳] کنگره بزرگداشت روضه خوان عباس قمی، پنج‌شنبه ۱۱ آذر سال ۱۳۸۹ش در راءس فقاهتی ائمه اطهار(ع) در قم برگزار شد.[۱۴]

تحصیلات و سرویس ها علمی

تمبر یادبود محدث قمی به مناسبت هفتادمین سالگرد
محدث قمی برای کامل شدن علم ها و معارف سفرهایی را به بلاد اسلامی داشته و به همین انگیزه در سه حوزه علمیه قم، نجف و مشهد اساتیدی داشته میباشد. روضه خوان عباس تحصیلات روزگار کودکی و نوجوانی را در قم طی کرد. بعضا اساتید او در‌این شهر عبارتند از:

محمد ارباب قمی[۱۵]
روحانی ابوالقاسم قمی[۱۶]
سید احمد طباطبایی قمی (درگذشت:۱۳۳۴ق)پدرخانم محدث قمی
روحانی محمد حسین قمی مدرس خط نستعلیق.[۱۷]
مهاجرت به نجف
روضه خوان عباس قمی در سال ۱۳۱۶ق و ۲۲ سالگی وارد نجف شد. بعضا از اساتید وی در‌این شهر عبارتند از:

سید محمد کاظم طباطبائی یزدی صاحب و مالک العروة الوثقی
میرزا حسین نوری مالک کتاب المستدرک
محمدتقی شیرازی پر اسم و رسم به میرزای دوم
سید حسن صدر کاظمی
سید ابوالحسن نقوی لکنهوئی.[۱۸]
رجوع به کشور‌ایران
محدث قمی بعداز درگذشت میرزا حسین نوری در سال ۱۳۲۲ق نجف را سوراخ کرد و به جمهوری اسلامی ایران رجوع و برگشت. او در بازه اقامت در کشور‌ایران، چند دفعه به زیارت عتبات عالیات رفت و مجددا به حج مشرف شد.[۱۹]
روحانی عباس قمی آدینه ۱ ربیع‌الثانی ۱۳۳۲ق به قصد اقامت وارد مشهد شد. انگیزه اقامت او در مشهد به تقاضای آقا حسین قمی بود و تا سال ۱۳۵۴ق در آنجا سکونت داشت.[۲۰] او در پیشگفتار کتاب الفوائد الرضویة می‌نویسد: به دلیل شدت ابتلا و دغدغه و کثرت هموم و غموم که بر این داعی رویداد و تفصیل آن زمانبر میباشد به خاطرم رسید که نگهبانی برم به امام اتقیا و حفاظت غربا حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع).[۲۱]

برخی اساتید او در مشهد عبارتند از:

آقا والا حکیم شهیدی(درگذشت:۱۳۱۵ش)
میرزا محمد خراسانی فرزند آخوند خراسانی
روضه خوان مرتضی آشتیانی(درگذشت:۱۳۲۵ش)
آقا حسین قمی
عبدالجواد ادیب نیشابوری.
او در بازه زمانی اقامت ۲۲ ساله خویش در مشهد، به تألیفات متفاوت درگیر شوید و مجالس وعظ و خطابه فراوانی داشت که زبانزد عام و خاص شوید.[۲۲] او همینطور در‌این منابر به افشاگری علیه آمریکایی‌ها و روشنگری عموم می‌پرداخت که از سوی کمیته مجازات حزب دموکرات مشهد انذار به مرگ شد.[۲۳]

رجوع به نجف

محل دفن روحانی عباس قمی درکنار استادش میرزا حسین نوری در مقبره امیرالمومنین
روضه خوان عباس قمی بعد از حادثه مسجد گوهرشاد و قتل عام عموم و تبعید آقا حسین قمی در سال ۱۳۵۴ق به نجف برگشت و تا نقطه پايان قدمت در آن باز ماند.[۲۴]

شاگردان و راویان
برخی از شاگردان محدث قمی عبارتند از:

آقا گران قدر طهرانی
سید احمد موسوی مستنبط
سید احمد معروف به سید آقا تستری جزائری
روحانی حسین مقدس مشهدی
حیدرقلی سردار کابلی
سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی
عبدالحسین فقیهی رشتی
ملا علی واعظ خیابانی تبریزی
سید علی‌حفاظت قائنی خراسانی
سید علی‌نقی نتیجه‌الاسلام
روحانی محمدتقی مقدس طهرانی
روحانی محمدصادق صدر الشریعة تنکابنی
روحانی محمدعلی اردوبادی
روحانی محمدمهدی شرف الدین واعظی تستری
سید محمدهادی میلانی
سید مصطفی صفایی خوانساری
سید میرزا مهدی شیرازی
روحانی یوسف بیارجمندی حائری
روحانی یوسف بن عبدعل

بازدید : 21
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 11:19


اخراج و تبعید

مفتح در زندان
مفتح در سال ۱۳۴۷ به جهت انتشار درنگ انقلابی و جابجایی آن به علم آموزان از نظام آموزشی اخراج و به استانهای جنوبی تبعید شد.[۱۴] در روز ها تبعید، به شهرهای زاهدان، آبادان، اهواز، خرمشهر، دزفول، اصفهان، یزد، کرمان، شیراز، بندرعباس، زاهدان، همدان، کرمانشاه سفرهای تبلیغ تشریفات ترحیم مشهد کرد.[۱۵]

اپلیکیشن‌ریزی برای اصلاح حوزه
یکی شغل های مفتح طرح اپلیکیشن‌ریزی برای حوزه علمیه قم و ارائه طریق نوین در درس دادن و اپلیکیشن‌های درسی حوزه بود، که‌این طرح را با همیاری شهیدان بهشتی، قدوسی و سعیدی تعقیب می‌نمود. این طرح‌ها سبب به تأسیس نسل تازه مدرسه ها در حوزه شوید.[۱۶] بعداز سپری شدن زمانه تبعید از سوی رژیم بدون چاره به اقامت در طهران شوید. مفتح در طهران نیز شغل‌های انقلابی خود را توسعه و گسترش داد و از اعضای شیخ و فکری جمعیت مؤتلفه به شمار میرفت که در آن شهیدان مطهری و بهشتی، ربانی شیرازی و محمدجواد باهنر نیز عضویت داشتند.[۱۷]

مسجد الجواد
شهید مفتح در طهران مسجد الجواد را راءس شغل‌های خود قرار اعطا کرد، و در کلاس‌ها مباحث اسلامی را باطرح نوین و صورت تازه مطرح میکرد که آیتم استقبال جوان ها قرار می‌گرفت. کلاس‌های اسلام‌شناسی به خصوص تعبیر و تفسیر قرآن او یک کدام از مباحث دیدنی و قابل به کارگیری برای جوان ها و دیگر قشرها جامعه بود. بعداز اینکه مسجد الجواد به وسیله رژیم پهلوی بسته شد در سال ۵۲ شهید مفتح در مسجد جاوید عمل خود را شروع کرد و به تشکیل کلاس‌های عقاید، دعوت از خطبا و وعاظ گران قدر، تشکیل کتابخانه، برگزاری کلاس‌های اسلام شناسی، جامعه شناسی، تاریخ ادیان، اقتصاد، فلسفه، تعبیر و تفسیر قرآن و نهج البلاغه مبادرت نمود که گزینه استقبال طبقات متفاوت قرار گرفت. در سوم آذر ۵۳ پس از سخنرانی آیت الله خامنه‌ای در‌این مسجد، ساواک، مسجد را تعطیل نموده و آیت الله خامنه‌ای و محمد مفتح را بازداشت و زندانی کرد.[۱۸]

مسجد قبا
بعداز آزادی شهید مفتح از زندان در سال ۵۴، امامت مسجد قبا -که به عهد شهید بهشتی «قرار بود یک امام فعال و پرجوش می بایست در آنجا باشد»- به ذمه ­ وی نهاده شد. او در این سال در سفری به مرزوبوم مصر خلال بازدید از کالج الازهر، از دو شخصیت کارشناس و پررنگ اقتصاد اسلامی دانش کده الازهر برای بهره برداری صندوق قرض الحسنه مسجد قبا دعوت کرد که ساواک بازدارنده آن شوید.[۱۹]

مسائل عالم اسلام و به خصوص مورد فلسطین و قدس برای مفتح از عنایت متعددی بهره مند بود. او پس از آزادی از زندان یاری‌های عموم طهران برای شیعه ها لبنان را توده‌آوری و برای بررسی بر توزیع آن شخصا به لبنان رفت.[۲۰] در سال ۵۶ مسجد قبا را تحت عنوان یک مقر قدرتمند در پایتخت قرار اعطا کرد و در یکی سخنرانی‌های خویش ذکر کرد: «این ملت بپا خاسته و باخبر ما دیگر فریب نمی خورد و جهان به روح نهضت، و به حقیقت نهضت اسلامی ملت کشور‌ایران پی برده میباشد».

نماز عید فطر

نماز عید فطر به امامت محمد مفتح در طهران در ۱۳۵۷ش

شهید مفتح در کنار امام خمینی در فردوس زهرا.
مفتح در سال ۱۳۵۷ش. مبارزاتش را توسعه و گسترش بخشید و مسجد قبا را تحت عنوان سنگر مبارزاتی مهیا کرده بود و در ساماندهی و صورت‌دهی مبارزات عموم نقش انتخاب کننده داشت. در ماه رمضان به عبارتی سال جلسات باشکوهی در مسجد قبا برگزار شوید. در عید فطر نماز عید به امامت محمد مفتح در تپه‌های قیطریه برگزار شد که به راهپیمایی بزرگی انجامید که مفتح و شماری از روحانیون انقلابی و اهل مبارزه پیشاپیش آن در تکان بودند.[۲۱]

بازدید : 18
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:42


نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضا گزارش‌ها، ابن‌میثم به ضروری بودن آشنایی معبود اعتقادوباور داشته میباشد. همۀ معارف و به عنوان مثال معرفت الهی، از طریقه علی بن اسماعیل، اضطراری‌اند و وجود صانع را از روش ادله نظم(نهایت‌مندی) ثابت نموده است.[۲۴] هم‌اینگونه اورده شده میباشد که وی صفات خداوند را عین ذات وی تشریفات ترحیم مشهد میداند.[۲۵]

نبوت
منابع گزارش کرده‌اند که علی‌بن‌اسماعیل منزلت فرستاده را ویژه ‌دانسته که از جانب آفریدگار انتخاب می گردد؛[۲۶]وی دانش رسول را دانش معمولی نمی‌داند و بر این یقین میباشد که دانش آن حضرت از سوی پروردگار به فرستاده داده گردیده‌است.[۲۷]

امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی ‌دانسته که نبی آن را گزینش نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، تحلیل ها و مناظره‌های زیادی را از او تصویب و ضبط کرده‌اند. وی امام را، عالِم به کل کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به لهجه‌های متعدد هر حیطه صحبت میگوید.[۳۱]

ابن‌میثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته می شوند در ارتباط با این اصطلاح و وجه‌تسمیه آن آورده‌اند این تیتر اساسا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان باران‌خورده» گرفته‌گردیده‌است، سبب ساز نامیده شدن آنها بدین کنیه، این میباشد که روزی علی‌بن‌اسماعیل میثمی و یونس بن مخلوق الرحمن، با بعضی از فرقه واقفه در ارتباط امامت پس از امام کاظم ع مناظره کرده‌اند و زیرا کلام آن‌ها شدیدشد و آنها از قبول دلیل راز گشوده زدند، علی‌بن‌اسماعیل رو به آنها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابن‌میثم به این‌جهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش می‌رفتند لجاجت بیشتری می‌کردند و گویی از جهت فکری بسیار بد بو‌خیس می‌شدند مانند سگی که هر چه بیشتر باران‌خورده گندیده‌خیس گردیده‌است.

نسبت‌ها
گزارش‌های جان دار درخصوص با علی بن میثم دو مجموعه‌اند:
در بعضا منابع به علی بن میثم و استادش هشام بن حکم نسبت‌هایی مانند تشبیه و تجسیم، توحید، قدر، رجعت، نسبت بزرگ نمایی، تحریف قرآن، وارد کردن اثرها یهودیان در اسلام، انحراف در دعوا عزم آفریدگار، وارد کردن عقیده پاکی و نص داده گردیده‌است.[۳۳]

البته در مقابل، بعضا از منابع و شخصیت‌هایی مانند نجاشی، روحانی طوسی، علامه حلی[۳۴] و هم‌اینگونه شخصیت‌هایی زیرا مامقانی، تستری، سید ابوالقاسم خویی، مطهری این نسبت‌ها را اثبات ندانسته‌اند[۳۵] و او‌را گزینه متکی بودن معرفی کرده‌اند.

پانویس
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۵۵۵.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۲۳۹.
اشعری، المقالات و القرق، ۱۳۶۰ ش، ص۲۳۹. ؛ نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ ش، ص۲۵۱.
ابن‌داود، رجال، ۱۳۴۲ ش، ص۱۸۶.؛ طوسی‌، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۱۶۰.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۸۳ ؛ طبری آملی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص‌۲۵۶.
علیپور، ۱۳۹۴ش، شخصیت و آرای کلامی علی بن اسماعیل میثمی، ص۲۷.
صدوق، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴.
ابن‌ندیم، فهرست، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۳.
اشعری، المقالات، ۱۳۶۰ش، ص۱۴۱.
طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۱۶۰.
علامه حلی، خلاصة الاقوال، ۱۴۱۱ق، ص۹۳.
نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۵۱.
اثر گذار، الفصول المختاره، ۱۴۱۳ق، ص۲۳، ص۲۴، ص۲۹‌.

بازدید : 25
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:57


احتجاج با امام سجاد(ع)
محمد حنفیه بنابر روایتی بعد از شهید شدن امام حسین(ع)، به امام سجاد(ع) طومار‌ای نوشت و از وی خواست امامتش را بپذیرد. عامل ابن حنفیه این بود که امام حسین(ع) خلاف امامان پیشینش به امام پس از خویش توصیه نکرده، همینطور محمد حنفیه فرزند بلافصل علی(ع) بوده و از جهت سن و کثرت قصه بر زین العابدین(ع) برتری داراست.[۲۸] امام سجاد در جواب به عمویش اورا به خداوند ترسی و هجران از جهالت خواند و برایش نوشت:::«پدرم پیش از این که قصد عراق نماید به امامت اینجانب توصیه کرده و ساعتی پیش از شهادتش هم از اینجان ب تشریفات ترحیم مشهد قسم گرفت.»

امام سجاد(ع) از ابن حنفیه دعوت کرد پیش حجرالاسود رفته و قضیه را آنجا مطرح نمایند، حَجَر به امامت هرکه شهیدشدن بخشید وی امام میباشد. آنجا، آغاز محمد بعد از نیایش باایمان از سنگ خواست بر امامتش شهید شدن دهد، البته این رخداد نیفتاد. آنگاه امام سجاد(ع) به نیایش پرداخته و به سنگ بیان کرد بر امامتش شهید شدن دهد و سنگ به حرف درآمده و بر امامت علی بن حسین، پس از حسین بن علی شهید شدن اعطا کرد و محمد حنفیه نیز امامت آن حضرت را به عهده گرفت.[یادداشت ۳] [۲۹] برخی از علماء احتمال صوری بودن این منازعه را داده‌اند که ضعفای شیعه به او متمایل نشوند.[۳۰]

کثّیر عزّه که ابن حنفیه را مهدی می‌دانست. پس از دعوت عبدالملک از محمد حنفیه، در مسیر تکان به شام این شعر را سرود:

هدیت یا این که مهدینا ابن المهتدی
انت الذی نرضی به و نرتجی
انت ابن نه الناس سپس النبی
انت امام الحق لسنا نمتری
یا این که بن علی راز و اینجانب مثل علی
نوبختی، ترجمه فرق الشیعه، ۱۳۵۳ش، ص۸۶.

در روایتی از امام راست گو(ع) آمده میباشد که محمد حنفیه پیش از وفات به امامت امام سجاد(ع) ایمان داشت.[۳۱] و قطب الدین راوندی روایتی از ابوخالد کابلی که خادم ابن حنفیه بوده نقل می‌نماید که در آن ابوخالد از محمد حنفیه درباره امامتش پرسش می‌نماید و محمد در جواب به وی می گوید: «امام اینجانب و تو و بقیه مسلمانها، علی بن الحسین(ع) میباشد.»[۳۲]

مخالفت با ابن‌زبیر
مختار بعداز احاطه بر کوفه عموم را به محمد حنفیه دعوت کرد. عبد و بنده اللّه بن زبیر که بر مکه و مدینه اشراف داشت از خوف این که مبادا عموم به محمد بن حنفیه بگرایند، وی و عبدالله بن عباس را به بیعت با خویش دعوت کرد و آنان نپذیرفتند. ازاین رو ابن زبیر آنان را در حجره زمزم زندانی و انذار به قتل کرد. محمد حنفیه و عبدالله بن عباس به مختار، طومار نوشتند و از وی امداد خواستند. مختار، بعداز دیدن طومار، ظبیان بن عماره را با چهارصد نفر و چهارصد هزار درهم به مکه ارسال کرد و آن‌ها را آزاد کرد.[۳۳] محمد به «درۀ علی» رفت و تا کشته شدن مختار در همانجا معاش می کرد.[۳۴]

کیسانیه
به درنگ کیسانیه، محمد بن حنفیه بعداز کشته شدن حسین بن علی، مختار را بر عِراقَیْن (کوفه و بصره) فرمانروایی بخشید و از وی خواست که از قاتلان آن حضرت خونخواهی نماید. کیسانیه، مدتی بعد از شهید شدن امام حسین قیام کردند و قائل به امامت محمد بن حنفیه شدند. آن ها معتقدند که او اسرار آئین و دانش تأویل و علم ها باطنی را از امام حسن و امام حسین فرا گرفت. برخی از وی عنصرها شریعت مانند نماز و روزه را تاویل کردند و قائل به تناسخ و حلول بودند، کلیه فرقه‌های کیسانی درباره امامت محمد بن حنفیه و جایز بودن بداء بر پروردگار هم نظریه‌اند. این فرقه را مختاریه نیز خوانده‌اند.[۳۵]

بازدید : 20
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 18:03


ایلخانان، جانشینان هلاکو خان، شاخه‌ای از فرمانروایان مغولی‌اند که از سال ۶۵۱ هجری قمری به بازه حدود یک سده بر مرزوبوم‌های اسلامی از آسیای اواسط و افغانستان تا جمهوری اسلامی ایران و عراق و قسمت‌هایی از شام و آسیای صغیر حکومت کردند. آنها ابتدا، تابع خان تعالی مغول بودند البته بعداز مدتی به صورت غیر وابسته حکومت کردند و با تایید آیین اسلام با خان مغول جدا ارتباط کردند و به حکومتی اسلامی تبدیل تشریفات ترحیم مشهد شدند.

زمانه حکومت ایلخانان در افغانستان و کشور‌ایران به پرورش اجتماعی مذهب تشیع در‌این مرزو بوم امداد رساند. از فی مابین رفتن خلافت عباسی، سلطه سیاسی اهل سنت بر شیعه‌ها را خاتمه بخشید و شیعه ها توانستند در زمان سلطنت ایلخانان که تعصب مذهبی خاصی نسبت به فرق مذهبی نداشتند، به کار آزادانه‌تری بپردازند. شیعه‌ها همینطور با‌گاز به رده‌های بلندی در حکومت ایلخانان دست یافتند و بعضا از وزرای ایلخانان، شیعه بودند و نیز بعضا از علمای شیعی با ایلخانان ارتباط ها از صمیم قلب داشتند.

غازان خان، فرمان روا مقتدر ایلخان که اسلام را آئین قانونی ایلخانان کرد به تشیع گرایش داشت و پسر و جانشینش اولجایتو در سال ۷۰۹ هجری به طور رسمیً شیعه شد. در زمان اولجایتو گروهی از علمای شیعه به کشور ایران آمدند و مدرسه های شیعی در کشور‌ایران رونق گرفت و شعائر مذهبی شیعه‌ها اشاعه یافت. اولجایتو سعی کرد تشیع را در کشور‌ایران طلبه نماید البته با مخالفت‌هایی از سوی عموم و علمای سنی مذهب روبرو شد و از این غرض دست کشید. دانشمندان معمولا حکومت ایلخانی را دیباچه سیر بسط اجتماعی تشیع در افغانستان و کشور ایران به شمار می آورند؛ سیری که مدتی آن گاه به سربرآوردن حکومت‌های شیعی مانند سربداران و در قرن دهم به تشکیل حکومت صفوی و یادگرفتن تشیع در کشور ایران انجامید.

نگاهی به تاریخ سیاسی بعدازظهر ایلخانان
هلاکوخان مغول به فرمان خان تبارک مغول منگو قاآن در سال ۶۵۱ به جمهوری اسلامی ایران لشکر کشید. از هدف ها یورش هلاکو به جمهوری اسلامی ایران، از بین بردن قلعه‌های اسماعیلیه و خلافت عباسی بود. اسماعیلیان در سال ۶۵۴ تماما از ایلخانان ناکامی خوردند. هلاکو در سال ۶۵۶ با تصرف بغداد خلافت عباسی را از در میان برداشت و واپسین خلیفه عباسی را به قتل رساند.[۱] با اینکه مغولان نصیب‌های متعددی از شام را به تصرف در آوردند و دمشق را در سال ۶۵۷ تصرف کردند، از دست‌یابی به سواحل مدیترانه گشوده ماندند و در مسیر فتوحات خویش به سوی مصر، با حکومت ممالیک روبرو شدند و در سال ۶۵۸ هجری در نزاع عین جالوت از ممالیک مصر ناکامی خوردند.[۲] از آن پس تا بازه زمانی‌ها نزاع با ممالیک برای دست‌یابی به مصر بخشی از نرم‌افزار نظامی ایلخانان را تشکیل می‌اعطا کرد.

گاه‌شمار حکومت‌های جمهوری اسلامی ایران بعداز اسلام
حکومت‌های جمهوری اسلامی ایران بعداز اسلام
اسم حکومت نهاد‌گذار زمانٔ حکومت
خلفای راشدین ابوبکر ۱۶ - ۴۰
بنی‌امیه معاویه ۴۱ - ۱۳۰
بنی‌عباس سفاح ۱۳۱ - ۲۰۵
طاهریان طاهر ذوالیمینین ۲۰۵ - ۲۵۹ق
صفاریان یعقوب لیث ۲۴۷ - ۲۸۷ق
علویان طبرستان داعی وسیع ۲۵۰ - ۳۱۶ق
سامانیان نصر نخستین ۲۶۱ - ۳۸۹ق
زیاریان مرداویج پسر زیار ۳۱۵ - ۴۶۲ق
آل بویه عمادالدوله علی ۳۲۰ - ۴۴۰ق
غزنویان پاد شاه محمود ۳۸۸ - ۵۵۵ق
سلجوقیان طغرل بیک ۴۲۹ - ۵۹۰
خوارزمشاهیان انوشتکین غرجه ۴۷۰ - ۶۱۷ق
ایلخانان هولاکو خان ۶۵۴ - ۷۳۶ق
تیموریان تیمور گورکانی ۷۷۱ - ۹۰۳ق
صفویان پادشاه اسماعیل نخستین ۹۰۷ - ۱۱۳۳ق
افغانان محمود افغان ۱۱۳۳ - ۱۱۴۲
افشار نادرشاه ۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ق
زند کریم ومهربان خان زند ۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق
قاجار آقامحمدخان ۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ق
پهلوی رضا پاد شاه ۱۳۴۵ق (۱۳۰۴ش)- ۱۳۵۷ش
جمهوری اسلامی امام خمینی ۱۳۵۷ش- ...
نبو
ایلخانان
سلاطین
تیتر زمانٔ سلطنت
هلاکوخان ۶۶۳-۶۵۱
باقاخان ۶۶۳-۶۸۰
احمد تکودار ۶۸۳-۶۸۱
ارغون ۶۹۰-۶۸۳
گیخاتو ۶۹۴-۶۹۰
بایدو ۶۹۴-۶۹۴
غازان‌خان ۷۰۳-۶۹۴
اولجایتو ۷۱۶-۷۰۳
ابوسعید ۷۳۶-۷۱۶
وزیر ها و امرای سرشناس
خواجه نصیر الدین طوسی
شمس الدین محمد جوینی
خواجه صدرالدین احمد
خواجه رشیدالدین فضل و ادب الله
صورت‌های سرشناس هم‌بعدازظهر
خواجه نصیر الدین طوسی
علامه حلی
...
رویدادهای اساسی
ناکامی اسماعیلیان
سقوط خلافت عباسی
...
نبو
هلاکو از سوی خان مغول فرمانده مجموع متصرفات غربی امپراتوری مغولان شد و کنیه ایلخان گرفت و از آن پس حکومت کشور ایران و عراق و نصیب‌هایی از شام و آسیای صغیر بین فرزندان هلاکو ارثی شد. ایلخانان بعد از مدتی رابطه خویش را با خان تبارک مغول گسستند و به استقلال در جمهوری اسلامی ایران حکومت کردند.

اولیه سلاطین ایلخان، مسلمان نبودند. درین زمان ادیان غیر از اسلام به خصوص آئین بودایی آزادی یافتند. بعضا سلاطین ایلخان از آیین بودایی پشتیبانی کردند و معابد بودایی در کشور ایران ساخته شد.[۳] دو‌مین جانشین هلاکو احمد تکودار که از سال ۶۸۳ تا ۶۹۰ حکومت کرد اولیه ایلخانی بود که مسلمان شد[۴] ولی جانشینان وی مسلمان نبودند تا اینکه غازان‌خان در سال ۶۹۴ به سلطنت رسید و اعلام مسلمانی کرد و معابد بودایی و کلیساها را تخریب کرد و از آن پس دست اندرکاران حکومت ایلخانان مسلمان شدند. غازان خان به واسطه آگاهی و اصلاحاتی که اجرا بخشید مشهورترین ایلخان مغول میباشد. وی به اصلاح قانون ها و اصلاحات اقتصادی دست زد و به آبادانی و تشکیل داد بناهای عام المنفعه پرداخت.[۵]

حکومت ایلخانان با مرگ ابوسعید بهادر خان در سال ۷۳۶ به دست حکام محلی و فرماندهان نظامی به زمین خورد و به نصیب‌های متعدد تجزیه شد.

بازدید : 15
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:56


مختار خون‌خواه اهل‌بیت بود
باقر شریف قرشی اعتقاد دارد که قیام مختار برای جاه‌طلبی و سر گروهی نبوده و وی برای خون‌خواهی اهل‌بیت نبی(ص) و انتقام از قاتلان آنان قیام نموده است.[۶۸] نجم‌الدین طبسی هم طلب عفو وبخشش امام باقر(ع) برای مختار را نوعی تأیید اقدامات وی در ازای قتل قاتلان امام حسین‌(ع) دانسته میباشد.[۶۹] ابن‌نما حلی بر این نظریه میباشد دعای نه امام سجاد(ع) بر‌ای مختار دلیلی میباشد بر اینکه وی نزد امام سجاد(ع) از پاکان و خوبان به شمار تشریفات ترحیم مشهد می‌آمده میباشد.[۷۰]

عبدالله مامقانی مختار را شیعه امامی دانسته، البته گفته وثاقتش ثابت نشده میباشد.[۷۱] به گفته وی، علامه حلی نیز در بخش نخستین کتاب خویش، از مختار خاطر نموده است و وی کسی را که غیرامامی باشد، حتی در حالتی‌که از نگاه وثاقت و مدح به سرحد کمال رسیده باشد، در کتابش نیاورده میباشد.[۷۲]

مختار توان‌طلب بود
برخی معتقدند از تیم قرائن به‌دست میاید که قیام مختار برای دستیابی توان و حکومت بوده میباشد[۷۳] مبنی بر این نگرش، مختار از اهل‌بیت استعمال ابزاری کرده و قصد داشته از روش آن‌ها به هدف ها خویش رسد.[۷۴] به‌اعتقادوباور پیامبر جعفریان، این سخنان، خطا و فیض تبلیغات جوِّ ضدمختاریِ امویان و زبیریان میباشد.[۷۵]

دوری از قضاوت درباره مختار
گروهی از عالمان شیعه از اظهار قطعی حیث درباره مختار پرهیز کرده‌اند؛ در کتاب جامع الرواة، به میرزا محمد استرآبادی منسوب شده که نباید از مختار به بدی حافظه کرد؛ با این درحال حاضر، احادیث او را قابل پشت گرمی نمی‌‎داند و درباره‌ی وی توقف نموده است.[۷۶] علامه مجلسی ایمان مختار را بدون نقص ندانسته و اقدامات او را سوای اذن امامِ معصوم دانسته میباشد. با وجود این، این نظر را دارد به‌انگیزه آنکه مختار شغل های نیک متعددی اجرا داده میباشد، سرانجام به‌نه گردیده است. ولی وی نیز درباره مختار توقف نموده است.[۷۷]شعرانی در دمع السجوم بر این اعتقاد و باور میباشد که مختار از هوشمندان و شجاعان عرب میباشد و ادعای وجود خبر ها متناقض درباره اورا نمی‌پذیرد و می گوید که اکانت بندگان در قیامت با خداست، مختار هم مانند بیشتر عموم، عمل نیک و زشت به هم آمیخته داشته میباشد.[۷۸]

طریقه علمای اهل‌سنت
در بعضا از منابع اهل سنت، نسبت‌هایی همانند ناصبی و دروغگو به مختار داده گردیده است. روایتی به رسول(ص) منسوب میباشد که از ثقیف کَذّاب و جنایتکاری ایجاد خواهد شد. این داستان را اسماء دختر ابوبکر مامان عبدالله بن زبیر داستان نموده است.[۷۹] نقل شده مراد از کذّاب درین ماجرا، مختار میباشد.[۸۰] در انواع به‌این حرف، گفته‌اند درین ماجرا اسم مختار نیامده میباشد و اسم وی بوسیله راوی اضافه شد‌ه‌است. همینطور با احادیث دیگری که در آن ها اشخاص دیگری مصداق دروغگو و مجرم معرفی گردیده، تعارض داراست.[۸۱] سازه بر گزارشی، حجاج بن یوسف عموم را به لعن حضرت علی(ع) و مختار فرمان می کرد.[۸۲]مقریزی نیز مختار را جزء خوارج می داند.[۸۳]

همسر و فرزندان
مختار ثقفی چهار همسر داشت: ام‌‌اثبات دختر سمرة بن جندب،[۸۴]عمره دختر نعمان بن بشیر ‌(اولی زنی که در اسلام گردنش زده شد)،[۸۵] ام‌زید الصغری دختر سعید بن زید بن عمرو[۸۶] و ام‌ولید دختر عمیر بن رباح.[۸۷] ام‌اثبات برای وی محمد و اسحاق[۸۸] و ام‌ولید، ام‌سلمه را[۸۹] به عالم آوردند. ام‌سلمه به تزویج عبدالله بن عبدالله بن قدمت بن خطاب درآمد.[۹۰]

ابوالحکم،[۹۱]جبر،[۹۲]امیة،[۹۳] بلال[۹۴] و قدمت (والی ری به وسیله ابومسلم خراسانی)[۹۵]دیگر فرزندان او بودند.

درگذشت و آرامگاه
مختار بعد از ۱۸ ماه حکومت، در ۱۴ رمضان[۹۶] سال۶۷ق، در ۶۷سالگی به دست مصعب بن زبیر کشته شد.[۹۷] به فرمان مصعب، دست مختار را بریدند و به دیوار مسجد کوفه کوبیدند. وقتی که حجاج بن یوسف ثقفی بر کوفه مسلط شد، امر کرد آن را دفن کردند.[۹۸] مزار مختار در کنار مسجد کوفه میباشد و در کتاب المزار شهید اولیه زیارتنامه‌ای برای وی نام برده میباشد.[۹۹]

اثرها درباره مختار
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست کتاب‌های درباره مختار ثقفی
درباره مختار اثراتی مندرج میباشد. در‌این کتاب‌ها شخصیت و غرض وی از قیام آیتم نظارت قرار گرفته میباشد. آقابزرگ تهرانی در الذریعه بیشتراز ۳۷ کتاب درباره مختار مذکور میباشد.[۱۰۰] برخی از آنان عبارت‌اند از:

تفصیل الثار فی حال و روز المختار نوشته ابن‌نما حلی:[۱۰۱] علامه مجلسی این کتاب را در جلد ۴۵ بحارالانوار آورده میباشد.[۱۰۲]
روضة المجاهدین، به گویش فارسی: این کتاب مشمول گزارش‌هایی از نزاع‌ها و رشادت‌های مختار میباشد که از وضعیت منظوم و روایی، به طور منثور و حماسی درآمده میباشد. این تاثیر نوشته واعظ هروی، (قرن ۱۰ق) میباشد که در ماه محرم بر منبر برای عموم داستان می‌نموده است. خواندن این کتاب بازه زمانی‌ها در مجالس نوحه‌خوانی اشاعه داشته میباشد. انتشارات ققنوس این کتاب را در ۵۲۰ برگه منتشر نموده است.
سریال مختارنامه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: مختارنامه (تیم تلویزیونی)
مختارنامه، تیم‌ای تلویزیونی درباره معاش و قیام مختار ثقفی به کارگردانی داود میرباقری میباشد. این سریال در چهل بخش شصت دقیقه‌ای در سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ش از صدا و سیمای کشور ایران پخش شوید.[۱۰۳] در‌این سریال فریبرز عرب‌نیا نقش مختار را بازی نموده است.

نگارخانه

بازدید : 16
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 15:00


حضور در غزوات
بنابر نقل منابع تاریخی صفیه در ۳ شوال سال ۳ هجری در غزوه احد کمپانی داشت [۱۸] و بعداز آنکه مسلمان ها جناح را رها می‌کردند، صفیه با نیزه‎‌ای که به دست گرفته بود، جلو اشخاص را می‌گرفت، و عده ای که فرستاده اکرم(ص) را رخنه‌ می‎‌کردند، سرزنش تشریفات ترحیم مشهد می‎‌نمود.[۱۹]

بعد از شهیدشدن حمزه و مثله شدن لاشه‌اش بوسیله هند (همسر ابوسفیان) صفیه تصمیم گرفت بر رمز لاشه برادرش حاضر گردد و با دو لباسی که بر دست داشت، برادرش را کفن کند.[۲۰] رسول(ص) به پسرش زبیر بن عوام دستورداد تا مامان را بازگرداند تا لاشه مثله گردیده اخوی را نبیند. زبیر زمانی به مادرش صفیه ذکر کرد نبی(ص) فرمان داده که شما به مدینه بازگردید، صفیه ذکر کرد: «چرا؟ به اینجانب گفتند حمزه مثله گردیده است، و این در راه و روش آفریدگار بوده میباشد. از این رو بسیار راضی و تسلیم رضای اوییم. اینجانب شکیبا و ان شاءاللّهخویشتندار خواهم بود». فرستاده الله(ص) از آنچه اتفاق افتاده بود باخبر شد و به زبیر فرمود: «اورا به درحال حاضر خویش بگذار» صفیه نزد لاشه حمزه آمد و برای وی طلب آمرزش کرد. آن‌گاه فرستاده(ص) امرکرد تا حمزه دفن گردد.[۲۱]

در غزوه خندق، صفیه عمه رسول(ص) به یار و همدم گروهی از زنان، کودک ها و نیز حسان بن اثبات شعر سرا مشهور بعدازظهر فرستاده(ص) در قلعه فارع بودند. صفیه میگوید: مردی از یهود به ما مجاورت شد و پیرامون قلعه می‎گشت. پیامبر معبود و مسلمانها هم چنان گرفتار معاند بودند که نمی‌‎توانستند به سوی ما بازنگرند، به این جهت به حسان گفتم: اینجانب به خداوند عهد، از این مرد یهودی ایمن نیستم، پس فرود آی و او‌را بکش. حسان اذعان کرد:‌ای دختر عبدالمطلب! خدای تو‌را بیامرزد، به خداوند عهدوپیمان تو خویش می‎دانی که اینجانب اهل این فعالیت نیستم. صفیه می‎گوید: زیرا حسان پاسخ من‌را این طور بخشید، خویش دربین بستم و گرزی برداشتم و اورا کشتم و زیرا از وی خارج از گشتم، به سوی قلعه رفتم و گفتم:‌ای احساسّان! اینک فرود بیا و سلاح و لباس او را بردار. حسان ذکر کرد:‌ای دختر عبدالمطلب! من‌را به سلاح و لباس وی نیازی وجود ندارد.[۲۲] بعضا مورخین گفته‎‌اند که صفیه او‌لین زنی میباشد که مردی یهودی (خبر چین) از معاندان فرستاده(ص) را در مبارزه خندق کشته میباشد.[۲۳] نبی(ص) بعد از نقطه پايان غزوه احزاب و غزوه بنی قریظه برای صفیه و بعضی دیگر از زنان که درین غزوه حضور داشتند، سهم فیء خاصی قرار بخشید.[۲۴]


صفیه به همپا برخی زنان در غزوه خیبر نیز حضور داشت[۲۵] و رسول(ص) سهمی از غنایم برای زنان حاضر قرار نداد و از فیء برای وی سهمی قرار بخشید.[۲۶]

اشعار
او اشعاری درباره حفر چاه زمزم به وسیله خاندانش[۲۷]، رثای پدرش عبدالمطلب[۲۸]، برادرش حمزه بعد از غزوه احد[۲۹]، برادرش زبیر بن عبدالمطلب و پسرش سائب داراست. همینطور او اشعاری را نیز در رثای رسول(ص) سروده میباشد. مانند این شعر صفیه که حضرت فاطمه(س) آن شعر را نزد قبر پدرش می‎خواند:

قد کان بعدک أنباء و هَینَمة
لو کنت فرمان رواِدَها لم تکثر الخطب‏[۳۰]
إنّ یوما أتی علیک لیوم
کوّرت شمسه و کان مضیئا[۳۱]
همینطور این اشعار را نیز در رثای فرستاده(ص) سروده میباشد:

یا این که عین جودی بدمع منک منحدر
و لا تملّی و بکی سید البشر
بکی فرستاده الله فقد هدت مصیبته
جمیع قومی و أهل البدو و الحضر
و لا تملی بکاءک الدهر معولة
علیه ما غرد القمری بالسحر
ألا یا این که نبی الله کنت رجائیا
و کنت سازه برّا و لم تک جافیا
کان علی قلبی لذکر محمد
و ما خفت اینجانب سپس النبی المکاویا
أفاطم حی الله رب محمد
علی جدث أمسی بیثرب ثاویا
فدی لرسول الله نفسی و خالتی
و أمّی و عمی قصرة و عیالیا
فلو أن رب الناس أبقاک بیننا
سعدنا و لکنّ أمره کان ماضیا
علیک اینجانب الله السلام تحیة
و أدخلت جنات اینجانب العدن راضیا[۳۲]
[یادداشت ۲]

بعد از نبی

مقام قبر صفیه بنت عبدالمطلب در بقیع
درباره معاش او در بعدازظهر خلفای اولیه مقاله چندانی بیان نشده میباشد. جز اینکه قدمت بن خطاب بعداز تغییر تحول شیوه تقسیم مال همه مردم در میان مسلمین، برای صفیه تحت عنوان عمه نبی(ص) و از زنان بنی‌هاشم، ۶ هزار درهم مقرری انتخاب کرد.[۳۳]

صفیه بن بنده المطلب در سال ۲۰ هجری و در روز ها خلافت قدمت بن خطاب وفات یافت و در بقیع دفن شوید.[۳۴] و اسماء بنت عمیس او را غسل اعطا کرد.[۳۵]

بازدید : 15
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:50


خلفای سه‌گانه، اشاره به ابوبکر، عُمر و عُثمان دارااست که بعد از نبی(ص) خلافت را به دست گرفتند. شیعه ها، خلافت این سه خلیفه را مغایر امرها فرستاده(ص) و غاصبانه میدانند که سبب ساز بروز اتفاقاتی مانند شهید شدن فاطمه(س) شد‌ه‌است. همینطور خلافت خلفای سه‌گانه را مبنا صورت‌گیری درنگ سیاسی اهل‌سنت درباره حکومت تشریفات ترحیم مشهد میدانند.

امام علی(ع)، خلافت این خلفا را غیرمشروع و غصب حق خویش می‌دانست؛ با این وجود به جهت مصالح جامعه اسلامی، با آن ها همیاری می‌نموده است.

خلفای سه‌گانه برای مشروعیت‌بخشی به خلافت خویش، به دلائلی ازجمله اجماع اهل حل و عقد، نصب به وسیله خلیفه قبل و تعیین مبنی بر شورای منتخب استناد کرده‌اند. آن‌ها همینطور به اوصافی برای خلیفه زیرا مسن‌خیس بودن، قریشی بودن، مهاجربودن و اینکه خلافت و نبوت نباید در یک فامیل توده خواهد شد، برای اقناع عموم تمسک می‌کردند.

معنا‌شناسی و منزلت
خلفای سه‌گانه، کلمه و واژه‌ای میباشد که در تنی چند از کتاب‌های شیعه برای اشاره به سه خلیفه نخستین یعنی ابوبکر بن ابی‌قحافه، قدمت بن خطاب و عثمان بن عفان به عمل رفته که منصب خلافت را بعداز رحلت رسول(ص) به دست گرفتند.[۱]

شیعه ها، خلافت این سه خلیفه را خلاف دستورها رسول می دانند؛ آن‌ها بر این باورند که فرستاده(ص) قبل از رحلتش، امام علی(ع) را به‌تیتر خلیفه خویش منصوب کرد،[۲] البته این سه نفر خلافت را غصب کردند.[۳] دلائل شیعه‌ها برای این مدعی، اشاره به سعی‌های رسول(ص) در روزهای آخری عمرش ازجمله اعلام ولایت علی در غدیر،[۴] تکرار حدیث ثقلین[۵] و صادر کردن بعضی صحابه با سپاه اسامه به فارغ مدینه[۶] میباشد. شیعه‌ها همینطور خلافت این سه نفر را قضیه‌ساز اتفاقاتی زیرا شهید شدن فاطمه دختر رسول،[۷] غصب فدک[۸] و حادثه کربلا[۹] می دانند.

خلافت خلفای سه‌گانه و تحولات سیاسی و اجتماعی روزگار آن ها را از نهاد‌های صورت‌گیری عقیده سیاسی اهل‌سنت درباره حکومت در اسلام دانسته‌اند. این عقیده در کتاب‌های اهل‌سنت با اسم عقیده خلافت یا این که عقیده امامت مذکور میگردد. طبق این عقیده بیان شده، خلافت در اولِ زمان خلفای سه‌گانه صرفا پژوهش بر کارها دینی عموم محسوب میشد؛ البته به‌تدریج کارها حکومتی و اجرایی نیز به وظایف خلیفه اضافه شد و خلافت را متساوی با امارت قلمداد می‌کردند.[۱۰]

خلفای سه‌گانه
اسم عصرٔ خلافت روشٔ گزینش رویدادها اساسی
ابوبکر ۱۱-۱۳ق بیعت در سقیفه نبرد‌های منزلت، شهیدشدن حضرت زهرا(س)
قدمت بن خطاب ۱۳-۲۳ق وصیت ابوبکر فتح کشور‌ایران، فتح شام، فتح مصر
عثمان بن عفان ۲۳-۳۵ق شورای شش نفره یکسان‌سازی مصحف‌ها، تبعید ابوذر، کودتا علیه خلیفه


موضع امام علی(ع) در قبال خلفای سه‌گانه
اورده شده امام علی(ع) هیچ‌گاه خلافت خلفای سه‌گانه را مشروع نمی‌دانست و آن را غصب حق خویش اعلام می کرد؛[۱۱] اگر در خطبه شقشقیه بر آن تأکید نموده است.[۱۲] دلائل این نارضایتی امام را در مواقعی زیرا ابراز نارضایتی درباره ماجرای گزینش خلیفه در سقیفه بنی‌ساعده و ملازمت نکردن با آن،[۱۳] عدم بیعت در ایام یا این که ماه‌ها اولیه بعد از خلافت ابوبکر و یا این که بیعت از روی جبر با خلفا[۱۴] و ابراز نارضایتی از مراحل تعیین خلیفه در شورای شش‌نفره را از نشان‌های مخالفت امام با خلافتِ خلفای سه‌گانه دانسته‌اند.[۱۵]

از روزگار معاش امام علی، هم‌زمان با خلافتِ خلفای سه‌گانه به روزگار خاموش ۲۵ ساله مذکور گردیده[۱۶] که یاور با رنج‌ها و تلخی‌های متعددی برای امام بود و از آن به تقیه مداراتی مذکور گردیده است.[۱۷] با این وجود، اورده شده امام به جهت مراقبت مصالح مسلمان‌ها از حق خویش دیده‌پوشی کرد[۱۸] و هر مجال وحدت[۱۹] و نام‌و‌نشان جامعه اسلامی به خطر می‌به‌زمین‌خورد یا این که مصلحت اسلام میان بود، همیاری‌هایی همچون مشورت کردن سیاسی، اقتصادی،[۲۰] نظامی[۲۱] و دینی[۲۲] با خلفا داشت.[۲۳]

مبانی خلفای سه‌گانه برای مشروعیت‌بخشی به خلافت خویش
خلفای سه‌گانه مطابق دو تیتر کلی کیفیت گزینش و اوصاف خلیفه و همینطور با تأکید بر عدم گردآوری نبوت و خلافت در یک خویشان، به مشروعیت‌بخشیِ خلافت خویش می‌پرداختند.

کیفیت گزینش
خلفای سه‌گانه بر طبق سه طریق گزینش به وسیله جمع‌ای از عموم با تیتر اجماع اهل حل و عقد، انتصاب بوسیله خلیفه قبلی و گزینش از در میان شورای محصور شش‌نفره به خلافت برگزیده شدند.[۲۴] به گفته تنی چند از محققان فقهی، این سه طریق خیر با مبانی مقبول تشیع که گزینش خلیفه نبی(ص) را بر پایه ی طهارت و نص الهی می دانند، سازگار میباشد[۲۵] و خیر جایگاهی برای شرکت کردن عموم در گزینش خلیفه باقی نهاده میباشد.[۲۶]

طبق نقل دینوری در کتاب الامامة و السیاسة، بعداز ماجرای سقیفه، ابوبکر برای یاروهمدم کردن عموم با خویش، خطاب به عباس بن عبدالمطلب، این مقاله را نقل می‌نماید که نبی آفریدگار(ص) شغل عموم را خویش عموم واگذاشته میباشد و آن‌ها هم او‌را به‌تیتر خلیفه نخستین برگزیدند؛ بدین ترتیب کسی حق مخالفت با او‌را ندارد. ابوبکر با این ادله از عباس خواست که با وی بیعت نماید.[۲۷] اهل‌سنت طبق این گفته ابوبکر معتقدند که رسول اسلام(ص) فارغ از انتخاب جانشین از جهان رفت و رهروان وی طبق طرز اجماع، خلیفه را گزینش کردند.[۲۸]

نصب بر خلافت بوسیله خلیفه قبل، مبنای مشروعیت خلیفه دوم شناخته گردیده‌است. مطابق آنچه در منابع تاریخی آمده، ابوبکر به هنگام مرگ، با تایپ کردن وصیت، خلافت بعداز خویش را به قدمت واگذار کرد و انتصاب خلیفه آینده را از وظایف خویش می‌دانست تا امت بی‌سرپرست نمانند.[۲۹] این‌شیوه تعیین را نادیده انگاشتن طرز به خلافت وصال خلیفه اولیه می دانند که خویش خلیفه اولیه بر آن تأکید داشت.[۳۰]

واپسین مبنای مشروعیت‌بخشی به خلافت خلفای سه‌گانه، گزینش مبنی بر شورای محصور شش نفره بود که خلیفه دوم برای انتخاب خلیفه سوم مشخص و معلوم کرد. قدمت در هنگام مرگ، زمانی از وی خواستند که خلیفه آتی را گزینش نماید خاطرنشان کرد، در‌صورتی‌که تعیین نکنم به شیوه شایسته ترین رفتار یعنی رسول(ص) رفتم و در حالتی که تعیین کنم گشوده هم به نحوه شایسته ترین یعنی ابوبکر.[۳۱] وی به همین استدلال طرز جدیدی برای گزینش خلیفه ابتکار عمل کرد و آن را به ذمه شش نفر از صحابه قرار اعطا کرد که سود این شورا انتخاب عثمان به‌تیتر خلیفه سوم بود.[۳۲]

بازدید : 14
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:47


شُرَحْبیل بن حَسَخیر یا این که شرحبیل بن عبداللّه (درگذشت ۱۸ق)، از اولیه صحابه نبی(ص) بود. شرحبیل در غزوات صدر اسلام کمپانی کرد. از وی در شمار کاتبان نبی(ص) حافظه گردیده است و وی کاتب طومار رسول(ص) به عموم مرز و بوم ایله بود. شرحبیل در حین ابوبکر و قدمت، به‌تیتر فرمانده در اکثر مبارزه‌ها و فتوحات کمپانی تشریفات ترحیم مشهد داشت.

لقب و نسب
لقب شرحبیل، ابوعبداللّه، یا این که ابوعبدالرحمان، یا این که ابووائله بود.[۱] بابا او، عبداللّه بن مُطاع، از قوم و قبیله بنی غَوث بن مُرّ یا این که از قوم و قبیله کنده یا این که بنی جُمَح یا این که تَمیم بود و مادرش، حَسَخیر، از قبیلۀ بنی عَدی و به قولی، اهل شهر عَدَاما در بحرین بود و به روش وِلاء، به مَعْمَر بن حبیب بن وَهْب بن حُذافه جُمَحی منتسب بود.[۲] شرحبیل با انتساب به مادرش، به شرحبیل بن حسنه آوازه یافته میباشد.[۳]

به گزارش ابن اسحاق، حسنه ابتدا زن عبدالله بن مُطاع بود. زیرا عبدالله درگذشت، سُفیان (فرزندخواندۀ معمر بن حبیب و مردی از انصار از طایفۀ بنی زُرَیق بن عامر) حسنه را به زنی گرفت و از وی صاحب و مالک دو پسر به اسم‌های خالد (یا این که جابر) و جُناده شد.[۴] بعداز آن، سفیان، شرحبیل را به فرزندخواندگی عهده دار شد،[۵] براین اساس از شرحبیل نیز همانند سفیان بن معمر جمحی، در زمرۀ بنی جُمَح خاطر می شد،[۶] البته به گزارش محمد بن قدمت واقدی، سفیان بن معمر اخوی مادری شرحبیل بن حسنه بوده و حسنه مامان سفیان و شرحبیل بوده میباشد، خیر زن سفیان.[۷]

قوم
ابن حبیب بغدادی[۸] حسنه را از قبیلۀ اشعریین دانسته و مسعودی[۹] نیز شرحبیل بن حسنه را نسبت طابِخی خاطر کرده و از خویشاوندان خِنْدِف (هم‌عهد و پیمان قریش) دانسته میباشد. بلاذری، به گزارش هَیثم بن عَدی، شرحبیل را از فامیل حِمْیر دانسته میباشد.[۱۰] پس از مرگ سفیان بن معمر و پسران وی در طی خلافت قدمت بن خطاب، شرحبیل بن حسنه با قبیلۀ بنی زهره هم‌عهدوپیمان شد.[۱۱]

از مسلمان ها اولیه
شرحبیل و دو برادرش (خالد و جناده) از اول افرادی بودند که مسلمان شدند.[۱۲] در دومی مسافرت مسلمان ها به حبشه، شرحبیل بن حسنه به یار و همدم سفیان بن مُعَمَّر و مامان و برادرانش به آنجا مسافرت کرد،[۱۳] ولی موسی بن عقبه[۱۴] شرحبیل و برادرانش را جزو مهاجران به حبشه بیان نکرده میباشد.[۱۵]

در بعدازظهر نبی(ص)
به روایتی، در سال ۷ هجری قمری، نجاشی (فرمانروا حبشه) امّ حبیبه را که به همسری فرستاده(ص) درآمده بود، همپا شرحبیل به مدینه ارسال کرد.[۱۶] شرحبیل بعد از مسافرت به مدینه، نزد خویشاوندان خویش، بنی زُرَیق، اقامت کرد.[۱۷] در طی فرستاده اکرم، شرحبیل در غزوات کمپانی کرد.[۱۸] از او در شمار کاتبان رسول(ص) حافظه گردیده‌است[۱۹] و وی کاتب طومار نبی(ص) به عموم مرز و بوم ایله بود.[۲۰]

در بعدازظهر خلیفه اولیه
شرحبیل بن حسنه در حین ابوبکر و قدمت، تحت عنوان فرمانده در اکثر جنگها و فتوحات کمپانی داشت. وی در مبارزه‌های رِدّه، که فورا بعد از رحلت نبی فیس بخشید، برای مثال در سرکوب مرتدان قُضاعه و عمان و نیز مدعیان پیامبری، همانند مُسَیلَمه کذّاب در یمامه، از فرماندهان لشکر ابوبکر بود.[۲۱] ابوبکر فورا بعداز سرکوبی اهل ردّه، برای مبارزه با رومیان فراهم شد و شرحبیل بن حسنه یکی چهار فرمانده زیر فرمان خالد بن ولید و بعد ابوعبیدة بن جراح بود که از سوی ابوبکر به شام اعزام شدند.[۲۲] شرحبیل با هفت هزار سپاهی روانه شام شد و در اردن، و به قولی در بُصری، اردو زد.[۲۳]

در بعد از ظهر خلیفه دوم

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 40
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 41
  • بازدید ماه : 41
  • بازدید سال : 1569
  • بازدید کلی : 30332
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی