نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضا گزارشها، ابنمیثم به ضروری بودن آشنایی معبود اعتقادوباور داشته میباشد. همۀ معارف و به عنوان مثال معرفت الهی، از طریقه علی بن اسماعیل، اضطراریاند و وجود صانع را از روش ادله نظم(نهایتمندی) ثابت نموده است.[۲۴] هماینگونه اورده شده میباشد که وی صفات خداوند را عین ذات وی تشریفات ترحیم مشهد میداند.[۲۵]
نبوت
منابع گزارش کردهاند که علیبناسماعیل منزلت فرستاده را ویژه دانسته که از جانب آفریدگار انتخاب می گردد؛[۲۶]وی دانش رسول را دانش معمولی نمیداند و بر این یقین میباشد که دانش آن حضرت از سوی پروردگار به فرستاده داده گردیدهاست.[۲۷]
امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی دانسته که نبی آن را گزینش نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، تحلیل ها و مناظرههای زیادی را از او تصویب و ضبط کردهاند. وی امام را، عالِم به کل کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به لهجههای متعدد هر حیطه صحبت میگوید.[۳۱]
ابنمیثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته می شوند در ارتباط با این اصطلاح و وجهتسمیه آن آوردهاند این تیتر اساسا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان بارانخورده» گرفتهگردیدهاست، سبب ساز نامیده شدن آنها بدین کنیه، این میباشد که روزی علیبناسماعیل میثمی و یونس بن مخلوق الرحمن، با بعضی از فرقه واقفه در ارتباط امامت پس از امام کاظم ع مناظره کردهاند و زیرا کلام آنها شدیدشد و آنها از قبول دلیل راز گشوده زدند، علیبناسماعیل رو به آنها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابنمیثم به اینجهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش میرفتند لجاجت بیشتری میکردند و گویی از جهت فکری بسیار بد بوخیس میشدند مانند سگی که هر چه بیشتر بارانخورده گندیدهخیس گردیدهاست.
نسبتها
گزارشهای جان دار درخصوص با علی بن میثم دو مجموعهاند:
در بعضا منابع به علی بن میثم و استادش هشام بن حکم نسبتهایی مانند تشبیه و تجسیم، توحید، قدر، رجعت، نسبت بزرگ نمایی، تحریف قرآن، وارد کردن اثرها یهودیان در اسلام، انحراف در دعوا عزم آفریدگار، وارد کردن عقیده پاکی و نص داده گردیدهاست.[۳۳]
البته در مقابل، بعضا از منابع و شخصیتهایی مانند نجاشی، روحانی طوسی، علامه حلی[۳۴] و هماینگونه شخصیتهایی زیرا مامقانی، تستری، سید ابوالقاسم خویی، مطهری این نسبتها را اثبات ندانستهاند[۳۵] و اورا گزینه متکی بودن معرفی کردهاند.
پانویس
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۵۵۵.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۲۳۹.
اشعری، المقالات و القرق، ۱۳۶۰ ش، ص۲۳۹. ؛ نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ ش، ص۲۵۱.
ابنداود، رجال، ۱۳۴۲ ش، ص۱۸۶.؛ طوسی، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۱۶۰.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۸۳ ؛ طبری آملی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۲۵۶.
علیپور، ۱۳۹۴ش، شخصیت و آرای کلامی علی بن اسماعیل میثمی، ص۲۷.
صدوق، عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴.
ابنندیم، فهرست، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۳.
اشعری، المقالات، ۱۳۶۰ش، ص۱۴۱.
طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۱۶۰.
علامه حلی، خلاصة الاقوال، ۱۴۱۱ق، ص۹۳.
نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۵۱.
اثر گذار، الفصول المختاره، ۱۴۱۳ق، ص۲۳، ص۲۴، ص۲۹.
نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضا گزارشها، ابنمیثم به ضروری بودن آشنایی معبود اعتقادوباور داشته میباشد. همۀ معارف و به عنوان مثال معرفت الهی، از طریقه علی بن اسماعیل، اضطراریاند و وجود صانع را از روش ادله نظم(نهایتمندی) ثابت نموده است.[۲۴] هماینگونه اورده شده میباشد که وی صفات خداوند را عین ذات وی تشریفات ترحیم مشهد میداند.[۲۵]
نبوت
منابع گزارش کردهاند که علیبناسماعیل منزلت فرستاده را ویژه دانسته که از جانب آفریدگار انتخاب می گردد؛[۲۶]وی دانش رسول را دانش معمولی نمیداند و بر این یقین میباشد که دانش آن حضرت از سوی پروردگار به فرستاده داده گردیدهاست.[۲۷]
امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی دانسته که نبی آن را گزینش نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، تحلیل ها و مناظرههای زیادی را از او تصویب و ضبط کردهاند. وی امام را، عالِم به کل کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به لهجههای متعدد هر حیطه صحبت میگوید.[۳۱]
ابنمیثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته می شوند در ارتباط با این اصطلاح و وجهتسمیه آن آوردهاند این تیتر اساسا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان بارانخورده» گرفتهگردیدهاست، سبب ساز نامیده شدن آنها بدین کنیه، این میباشد که روزی علیبناسماعیل میثمی و یونس بن مخلوق الرحمن، با بعضی از فرقه واقفه در ارتباط امامت پس از امام کاظم ع مناظره کردهاند و زیرا کلام آنها شدیدشد و آنها از قبول دلیل راز گشوده زدند، علیبناسماعیل رو به آنها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابنمیثم به اینجهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش میرفتند لجاجت بیشتری میکردند و گویی از جهت فکری بسیار بد بوخیس میشدند مانند سگی که هر چه بیشتر بارانخورده گندیدهخیس گردیدهاست.
نسبتها
گزارشهای جان دار درخصوص با علی بن میثم دو مجموعهاند:
در بعضا منابع به علی بن میثم و استادش هشام بن حکم نسبتهایی مانند تشبیه و تجسیم، توحید، قدر، رجعت، نسبت بزرگ نمایی، تحریف قرآن، وارد کردن اثرها یهودیان در اسلام، انحراف در دعوا عزم آفریدگار، وارد کردن عقیده پاکی و نص داده گردیدهاست.[۳۳]
البته در مقابل، بعضا از منابع و شخصیتهایی مانند نجاشی، روحانی طوسی، علامه حلی[۳۴] و هماینگونه شخصیتهایی زیرا مامقانی، تستری، سید ابوالقاسم خویی، مطهری این نسبتها را اثبات ندانستهاند[۳۵] و اورا گزینه متکی بودن معرفی کردهاند.
پانویس
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۵۵۵.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۲۳۹.
اشعری، المقالات و القرق، ۱۳۶۰ ش، ص۲۳۹. ؛ نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ ش، ص۲۵۱.
ابنداود، رجال، ۱۳۴۲ ش، ص۱۸۶.؛ طوسی، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۱۶۰.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۸۳ ؛ طبری آملی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۲۵۶.
علیپور، ۱۳۹۴ش، شخصیت و آرای کلامی علی بن اسماعیل میثمی، ص۲۷.
صدوق، عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴.
ابنندیم، فهرست، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۳.
اشعری، المقالات، ۱۳۶۰ش، ص۱۴۱.
طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۱۶۰.
علامه حلی، خلاصة الاقوال، ۱۴۱۱ق، ص۹۳.
نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۵۱.
اثر گذار، الفصول المختاره، ۱۴۱۳ق، ص۲۳، ص۲۴، ص۲۹.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم