حضور در غزوات
بنابر نقل منابع تاریخی صفیه در ۳ شوال سال ۳ هجری در غزوه احد کمپانی داشت [۱۸] و بعداز آنکه مسلمان ها جناح را رها میکردند، صفیه با نیزهای که به دست گرفته بود، جلو اشخاص را میگرفت، و عده ای که فرستاده اکرم(ص) را رخنه میکردند، سرزنش تشریفات ترحیم مشهد مینمود.[۱۹]
بعد از شهیدشدن حمزه و مثله شدن لاشهاش بوسیله هند (همسر ابوسفیان) صفیه تصمیم گرفت بر رمز لاشه برادرش حاضر گردد و با دو لباسی که بر دست داشت، برادرش را کفن کند.[۲۰] رسول(ص) به پسرش زبیر بن عوام دستورداد تا مامان را بازگرداند تا لاشه مثله گردیده اخوی را نبیند. زبیر زمانی به مادرش صفیه ذکر کرد نبی(ص) فرمان داده که شما به مدینه بازگردید، صفیه ذکر کرد: «چرا؟ به اینجانب گفتند حمزه مثله گردیده است، و این در راه و روش آفریدگار بوده میباشد. از این رو بسیار راضی و تسلیم رضای اوییم. اینجانب شکیبا و ان شاءاللّهخویشتندار خواهم بود». فرستاده الله(ص) از آنچه اتفاق افتاده بود باخبر شد و به زبیر فرمود: «اورا به درحال حاضر خویش بگذار» صفیه نزد لاشه حمزه آمد و برای وی طلب آمرزش کرد. آنگاه فرستاده(ص) امرکرد تا حمزه دفن گردد.[۲۱]
در غزوه خندق، صفیه عمه رسول(ص) به یار و همدم گروهی از زنان، کودک ها و نیز حسان بن اثبات شعر سرا مشهور بعدازظهر فرستاده(ص) در قلعه فارع بودند. صفیه میگوید: مردی از یهود به ما مجاورت شد و پیرامون قلعه میگشت. پیامبر معبود و مسلمانها هم چنان گرفتار معاند بودند که نمیتوانستند به سوی ما بازنگرند، به این جهت به حسان گفتم: اینجانب به خداوند عهد، از این مرد یهودی ایمن نیستم، پس فرود آی و اورا بکش. حسان اذعان کرد:ای دختر عبدالمطلب! خدای تورا بیامرزد، به خداوند عهدوپیمان تو خویش میدانی که اینجانب اهل این فعالیت نیستم. صفیه میگوید: زیرا حسان پاسخ منرا این طور بخشید، خویش دربین بستم و گرزی برداشتم و اورا کشتم و زیرا از وی خارج از گشتم، به سوی قلعه رفتم و گفتم:ای احساسّان! اینک فرود بیا و سلاح و لباس او را بردار. حسان ذکر کرد:ای دختر عبدالمطلب! منرا به سلاح و لباس وی نیازی وجود ندارد.[۲۲] بعضا مورخین گفتهاند که صفیه اولین زنی میباشد که مردی یهودی (خبر چین) از معاندان فرستاده(ص) را در مبارزه خندق کشته میباشد.[۲۳] نبی(ص) بعد از نقطه پايان غزوه احزاب و غزوه بنی قریظه برای صفیه و بعضی دیگر از زنان که درین غزوه حضور داشتند، سهم فیء خاصی قرار بخشید.[۲۴]
صفیه به همپا برخی زنان در غزوه خیبر نیز حضور داشت[۲۵] و رسول(ص) سهمی از غنایم برای زنان حاضر قرار نداد و از فیء برای وی سهمی قرار بخشید.[۲۶]
اشعار
او اشعاری درباره حفر چاه زمزم به وسیله خاندانش[۲۷]، رثای پدرش عبدالمطلب[۲۸]، برادرش حمزه بعد از غزوه احد[۲۹]، برادرش زبیر بن عبدالمطلب و پسرش سائب داراست. همینطور او اشعاری را نیز در رثای رسول(ص) سروده میباشد. مانند این شعر صفیه که حضرت فاطمه(س) آن شعر را نزد قبر پدرش میخواند:
قد کان بعدک أنباء و هَینَمة
لو کنت فرمان رواِدَها لم تکثر الخطب[۳۰]
إنّ یوما أتی علیک لیوم
کوّرت شمسه و کان مضیئا[۳۱]
همینطور این اشعار را نیز در رثای فرستاده(ص) سروده میباشد:
یا این که عین جودی بدمع منک منحدر
و لا تملّی و بکی سید البشر
بکی فرستاده الله فقد هدت مصیبته
جمیع قومی و أهل البدو و الحضر
و لا تملی بکاءک الدهر معولة
علیه ما غرد القمری بالسحر
ألا یا این که نبی الله کنت رجائیا
و کنت سازه برّا و لم تک جافیا
کان علی قلبی لذکر محمد
و ما خفت اینجانب سپس النبی المکاویا
أفاطم حی الله رب محمد
علی جدث أمسی بیثرب ثاویا
فدی لرسول الله نفسی و خالتی
و أمّی و عمی قصرة و عیالیا
فلو أن رب الناس أبقاک بیننا
سعدنا و لکنّ أمره کان ماضیا
علیک اینجانب الله السلام تحیة
و أدخلت جنات اینجانب العدن راضیا[۳۲]
[یادداشت ۲]
بعد از نبی
مقام قبر صفیه بنت عبدالمطلب در بقیع
درباره معاش او در بعدازظهر خلفای اولیه مقاله چندانی بیان نشده میباشد. جز اینکه قدمت بن خطاب بعداز تغییر تحول شیوه تقسیم مال همه مردم در میان مسلمین، برای صفیه تحت عنوان عمه نبی(ص) و از زنان بنیهاشم، ۶ هزار درهم مقرری انتخاب کرد.[۳۳]
صفیه بن بنده المطلب در سال ۲۰ هجری و در روز ها خلافت قدمت بن خطاب وفات یافت و در بقیع دفن شوید.[۳۴] و اسماء بنت عمیس او را غسل اعطا کرد.[۳۵]
حضور در غزوات
بنابر نقل منابع تاریخی صفیه در ۳ شوال سال ۳ هجری در غزوه احد کمپانی داشت [۱۸] و بعداز آنکه مسلمان ها جناح را رها میکردند، صفیه با نیزهای که به دست گرفته بود، جلو اشخاص را میگرفت، و عده ای که فرستاده اکرم(ص) را رخنه میکردند، سرزنش تشریفات ترحیم مشهد مینمود.[۱۹]
بعد از شهیدشدن حمزه و مثله شدن لاشهاش بوسیله هند (همسر ابوسفیان) صفیه تصمیم گرفت بر رمز لاشه برادرش حاضر گردد و با دو لباسی که بر دست داشت، برادرش را کفن کند.[۲۰] رسول(ص) به پسرش زبیر بن عوام دستورداد تا مامان را بازگرداند تا لاشه مثله گردیده اخوی را نبیند. زبیر زمانی به مادرش صفیه ذکر کرد نبی(ص) فرمان داده که شما به مدینه بازگردید، صفیه ذکر کرد: «چرا؟ به اینجانب گفتند حمزه مثله گردیده است، و این در راه و روش آفریدگار بوده میباشد. از این رو بسیار راضی و تسلیم رضای اوییم. اینجانب شکیبا و ان شاءاللّهخویشتندار خواهم بود». فرستاده الله(ص) از آنچه اتفاق افتاده بود باخبر شد و به زبیر فرمود: «اورا به درحال حاضر خویش بگذار» صفیه نزد لاشه حمزه آمد و برای وی طلب آمرزش کرد. آنگاه فرستاده(ص) امرکرد تا حمزه دفن گردد.[۲۱]
در غزوه خندق، صفیه عمه رسول(ص) به یار و همدم گروهی از زنان، کودک ها و نیز حسان بن اثبات شعر سرا مشهور بعدازظهر فرستاده(ص) در قلعه فارع بودند. صفیه میگوید: مردی از یهود به ما مجاورت شد و پیرامون قلعه میگشت. پیامبر معبود و مسلمانها هم چنان گرفتار معاند بودند که نمیتوانستند به سوی ما بازنگرند، به این جهت به حسان گفتم: اینجانب به خداوند عهد، از این مرد یهودی ایمن نیستم، پس فرود آی و اورا بکش. حسان اذعان کرد:ای دختر عبدالمطلب! خدای تورا بیامرزد، به خداوند عهدوپیمان تو خویش میدانی که اینجانب اهل این فعالیت نیستم. صفیه میگوید: زیرا حسان پاسخ منرا این طور بخشید، خویش دربین بستم و گرزی برداشتم و اورا کشتم و زیرا از وی خارج از گشتم، به سوی قلعه رفتم و گفتم:ای احساسّان! اینک فرود بیا و سلاح و لباس او را بردار. حسان ذکر کرد:ای دختر عبدالمطلب! منرا به سلاح و لباس وی نیازی وجود ندارد.[۲۲] بعضا مورخین گفتهاند که صفیه اولین زنی میباشد که مردی یهودی (خبر چین) از معاندان فرستاده(ص) را در مبارزه خندق کشته میباشد.[۲۳] نبی(ص) بعد از نقطه پايان غزوه احزاب و غزوه بنی قریظه برای صفیه و بعضی دیگر از زنان که درین غزوه حضور داشتند، سهم فیء خاصی قرار بخشید.[۲۴]
صفیه به همپا برخی زنان در غزوه خیبر نیز حضور داشت[۲۵] و رسول(ص) سهمی از غنایم برای زنان حاضر قرار نداد و از فیء برای وی سهمی قرار بخشید.[۲۶]
اشعار
او اشعاری درباره حفر چاه زمزم به وسیله خاندانش[۲۷]، رثای پدرش عبدالمطلب[۲۸]، برادرش حمزه بعد از غزوه احد[۲۹]، برادرش زبیر بن عبدالمطلب و پسرش سائب داراست. همینطور او اشعاری را نیز در رثای رسول(ص) سروده میباشد. مانند این شعر صفیه که حضرت فاطمه(س) آن شعر را نزد قبر پدرش میخواند:
قد کان بعدک أنباء و هَینَمة
لو کنت فرمان رواِدَها لم تکثر الخطب[۳۰]
إنّ یوما أتی علیک لیوم
کوّرت شمسه و کان مضیئا[۳۱]
همینطور این اشعار را نیز در رثای فرستاده(ص) سروده میباشد:
یا این که عین جودی بدمع منک منحدر
و لا تملّی و بکی سید البشر
بکی فرستاده الله فقد هدت مصیبته
جمیع قومی و أهل البدو و الحضر
و لا تملی بکاءک الدهر معولة
علیه ما غرد القمری بالسحر
ألا یا این که نبی الله کنت رجائیا
و کنت سازه برّا و لم تک جافیا
کان علی قلبی لذکر محمد
و ما خفت اینجانب سپس النبی المکاویا
أفاطم حی الله رب محمد
علی جدث أمسی بیثرب ثاویا
فدی لرسول الله نفسی و خالتی
و أمّی و عمی قصرة و عیالیا
فلو أن رب الناس أبقاک بیننا
سعدنا و لکنّ أمره کان ماضیا
علیک اینجانب الله السلام تحیة
و أدخلت جنات اینجانب العدن راضیا[۳۲]
[یادداشت ۲]
بعد از نبی
مقام قبر صفیه بنت عبدالمطلب در بقیع
درباره معاش او در بعدازظهر خلفای اولیه مقاله چندانی بیان نشده میباشد. جز اینکه قدمت بن خطاب بعداز تغییر تحول شیوه تقسیم مال همه مردم در میان مسلمین، برای صفیه تحت عنوان عمه نبی(ص) و از زنان بنیهاشم، ۶ هزار درهم مقرری انتخاب کرد.[۳۳]
صفیه بن بنده المطلب در سال ۲۰ هجری و در روز ها خلافت قدمت بن خطاب وفات یافت و در بقیع دفن شوید.[۳۴] و اسماء بنت عمیس او را غسل اعطا کرد.[۳۵]

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم