جلسات خانگی و روزنامه الاضواء
بنتالهدی، از التفات نقش زنان در عملهای شرعی مطلع بود از اینرو جلساتی را در منزل خویش و دیگرافراد برای تبلیغ کارها فقاهتی تشکیل میبخشید.[۸] آمنه، در «روزنامه الاضواء» برای دختران عراقی و عرب مقاله مینوشت. نوشتههای وی درین روزنامه حول التزام زنان به آموزههای فقاهتی و رد الگوها و شعارهای تشریفات ترحیم مشهد غربی برای آنها، بدور میزد.[۹]
سرپرستی مدرسه ها الزهراء
مدرسه های الزهراء، تیم مکتبهای متعلق به صندوق خیریه اسلامی (جمعیة صندوق الخیری الاسلامی) بودند. این مکتبها به مقصود تقویت فرهنگ وتمدن شرعی در خردسالان در شهرهای بصره، دیوانیه، حله، نجف، کاظمین و بغداد تأسیس شدند. مرکزیت این مکتبها با مکتب بغداد بود. شهیده بنتالهدی دو ماده درسی را -خلال دروس مرسوم آموزشی- درین مدرسه ها مکان اعطا کرد و از معلمانی به کار گیری میکرد که به شئون اسلامی اهتمام خاصی داشتند.[۱۰]
در ۱۹۶۷ م. بنتالهدی، سرپرست این شرکت در نجف و کاظمین شد. وی دراین فرصت سرپرست یک مکتب فقاهتی دیگر در نجف هم بود. از اینرو هفتهاش را تقسیم کرده بود، نیمی از هفته را در نجف بود و نیم دیگر در کاظمین. وی پس از ساعت اداری مکتب، به استادها یادگرفتنهای تربیتی میبخشید و بعدازظهرها را به پاسخگویی به سؤالات دانشجو یان میگذراند. در ۱۹۷۲ م. بخشنامهای بر طبق بایستگی الحاق این مدرسه ها به وزارت آموختن و تربیت عراق از سوی دولت صادر شد. با صدور این بخشنامه بنتالهدی از مسئولیت این مدرسه ها گوشهگرفت و دعوت قانونی دولت طی طومارای از وی بر ادامه همیاری درین مدرسه های نیز نافع نیفتاد.[۱۱] وی در جواب به پرسش از باعث رخنه همیاری دراین مکتبها میاذعان کرد:
لم یکن الهدف اینجانب وجودی فی المدرسه الا نوال مرضاة الله و لما انتفعت الغایة اینجانب المدرسة بتأمیمها فما هو جدوی وجودی آنگاه ذلک؟!
اینجانب به غرض علم آموزی رضای معبود دراین مکتبها شغل می کردم. با ملی شدن (پایین رسیدگی دولت بعث در داخل شدن) این مدرسه ها، ماندن اینجانب درینجا چه توجیهی خواهد داشت؟
— بنتالهدی صدر، الحسون، اعلام النساء المؤمنات، ۱۴۱۱ق، ص۷۸-۷۹ به گزارش ملحق صحیفه الجهاد الصادر بتاریخ ۲۰ جمادی الثانیه ۱۴۰۳ ق. نیسان ۱۹۸۳ م.
قصه نویسی و شعر
«رجعیه» إن قیل عنک! فلا تبالی واصمدی
قولی: أنا بنت الرسالة، اینجانب هداها اهتدی
لم یثننی خجلی عن العلیا و لم یغلل یدی
کلا و لا هذا الحجاب یعیقنی عن مقصدی
فغد لنا اختاه فامضی فی طریقک و اصعدی
و الحق یا این که اختاه یعلو فوق کید المعتدی[۱۲]
بنتالهدی به قصد اینکه دایره مخاطبان بیشتری برای سخنانش داشته باشد رو به تایپ کردن آورد؛ زنان بخش اعظمی از کشورهای عربی و اسلامی میتوانستند از روش تلاوت کتابهای وی بهتفکرهای اسلامی دست پیدا نمایند.[۱۳] مباحث خانوادگی، عمل اسلامی، رنجهای زنان شاغل، شماتت و انتقاد مضحککردن و تحریف رخ زن مسلمان، زیبایی، پیرایشکردن، عفاف و... از محورهای روایتهای وی می باشند.[۱۴] وی به همین مقصود شعر هم میذکر کرد. بیشتر شعرهای شهیده صدر دارنده پیام معنوی و فقاهتی میباشد. کتابهای پایین از اوست:
تیتر کتاب تیتر ترجمه فارسی ترجمه کننده
الفضیلة تنتصر ندای ایمان فرزاد میرزائی
لیتنی کنت أعلم ای کاش میدانستم لطیف راشدی
امرأتان و رجل دو زن و یک مرد
سرنوشت دو خواهر جمالالدین حکیمیزاده
مرتضی تقاو
صراع مع واقع الحیاة نزاع با معاش مهدی سرحدی
لقاء فی المستشفی دیدار در بیمارستان
ملاقات در بیمارستان رضازاده
محسن عابدی
الخالة الضائعة - -
الباحثة عن الحقیقة در جستجوی واقعیت
در جستجوی واقعیت
در جستجاو خوشبختی
سندس؛ دختری در جستجاو حقیقت
عشق سوزان
نفسی که خود را بازیافت مهدی سرحدی
حسین علیانصاری
لطیف راشدی
محسن عابدی
اشرف محمدی
فاخرابرویکردیم محمد
کلمة و دعوة - -
ذکریات علی تلال مکة بر بلندیهای مکه مهدی سرحدی
بطولة المرأة المسلمة شخصیت زن مسلمان احمد صادقیاردستانی
المرأة مع النبی(ص) رده زن در اسلام
زن در زندگی پیامبر اکحافظه موقت (ص) مهدی سرحدی
محمود شریفی
ظلال تحت الشمس سایههایی در پی خورشید محمود شریفی
الظلم ستیز لطیف راشدی
المجموعه القصصیه الکامله - -
جلسات خانگی و روزنامه الاضواء
بنتالهدی، از التفات نقش زنان در عملهای شرعی مطلع بود از اینرو جلساتی را در منزل خویش و دیگرافراد برای تبلیغ کارها فقاهتی تشکیل میبخشید.[۸] آمنه، در «روزنامه الاضواء» برای دختران عراقی و عرب مقاله مینوشت. نوشتههای وی درین روزنامه حول التزام زنان به آموزههای فقاهتی و رد الگوها و شعارهای تشریفات ترحیم مشهد غربی برای آنها، بدور میزد.[۹]
سرپرستی مدرسه ها الزهراء
مدرسه های الزهراء، تیم مکتبهای متعلق به صندوق خیریه اسلامی (جمعیة صندوق الخیری الاسلامی) بودند. این مکتبها به مقصود تقویت فرهنگ وتمدن شرعی در خردسالان در شهرهای بصره، دیوانیه، حله، نجف، کاظمین و بغداد تأسیس شدند. مرکزیت این مکتبها با مکتب بغداد بود. شهیده بنتالهدی دو ماده درسی را -خلال دروس مرسوم آموزشی- درین مدرسه ها مکان اعطا کرد و از معلمانی به کار گیری میکرد که به شئون اسلامی اهتمام خاصی داشتند.[۱۰]
در ۱۹۶۷ م. بنتالهدی، سرپرست این شرکت در نجف و کاظمین شد. وی دراین فرصت سرپرست یک مکتب فقاهتی دیگر در نجف هم بود. از اینرو هفتهاش را تقسیم کرده بود، نیمی از هفته را در نجف بود و نیم دیگر در کاظمین. وی پس از ساعت اداری مکتب، به استادها یادگرفتنهای تربیتی میبخشید و بعدازظهرها را به پاسخگویی به سؤالات دانشجو یان میگذراند. در ۱۹۷۲ م. بخشنامهای بر طبق بایستگی الحاق این مدرسه ها به وزارت آموختن و تربیت عراق از سوی دولت صادر شد. با صدور این بخشنامه بنتالهدی از مسئولیت این مدرسه ها گوشهگرفت و دعوت قانونی دولت طی طومارای از وی بر ادامه همیاری درین مدرسه های نیز نافع نیفتاد.[۱۱] وی در جواب به پرسش از باعث رخنه همیاری دراین مکتبها میاذعان کرد:
لم یکن الهدف اینجانب وجودی فی المدرسه الا نوال مرضاة الله و لما انتفعت الغایة اینجانب المدرسة بتأمیمها فما هو جدوی وجودی آنگاه ذلک؟!
اینجانب به غرض علم آموزی رضای معبود دراین مکتبها شغل می کردم. با ملی شدن (پایین رسیدگی دولت بعث در داخل شدن) این مدرسه ها، ماندن اینجانب درینجا چه توجیهی خواهد داشت؟
— بنتالهدی صدر، الحسون، اعلام النساء المؤمنات، ۱۴۱۱ق، ص۷۸-۷۹ به گزارش ملحق صحیفه الجهاد الصادر بتاریخ ۲۰ جمادی الثانیه ۱۴۰۳ ق. نیسان ۱۹۸۳ م.
قصه نویسی و شعر
«رجعیه» إن قیل عنک! فلا تبالی واصمدی
قولی: أنا بنت الرسالة، اینجانب هداها اهتدی
لم یثننی خجلی عن العلیا و لم یغلل یدی
کلا و لا هذا الحجاب یعیقنی عن مقصدی
فغد لنا اختاه فامضی فی طریقک و اصعدی
و الحق یا این که اختاه یعلو فوق کید المعتدی[۱۲]
بنتالهدی به قصد اینکه دایره مخاطبان بیشتری برای سخنانش داشته باشد رو به تایپ کردن آورد؛ زنان بخش اعظمی از کشورهای عربی و اسلامی میتوانستند از روش تلاوت کتابهای وی بهتفکرهای اسلامی دست پیدا نمایند.[۱۳] مباحث خانوادگی، عمل اسلامی، رنجهای زنان شاغل، شماتت و انتقاد مضحککردن و تحریف رخ زن مسلمان، زیبایی، پیرایشکردن، عفاف و... از محورهای روایتهای وی می باشند.[۱۴] وی به همین مقصود شعر هم میذکر کرد. بیشتر شعرهای شهیده صدر دارنده پیام معنوی و فقاهتی میباشد. کتابهای پایین از اوست:
تیتر کتاب تیتر ترجمه فارسی ترجمه کننده
الفضیلة تنتصر ندای ایمان فرزاد میرزائی
لیتنی کنت أعلم ای کاش میدانستم لطیف راشدی
امرأتان و رجل دو زن و یک مرد
سرنوشت دو خواهر جمالالدین حکیمیزاده
مرتضی تقاو
صراع مع واقع الحیاة نزاع با معاش مهدی سرحدی
لقاء فی المستشفی دیدار در بیمارستان
ملاقات در بیمارستان رضازاده
محسن عابدی
الخالة الضائعة - -
الباحثة عن الحقیقة در جستجوی واقعیت
در جستجوی واقعیت
در جستجاو خوشبختی
سندس؛ دختری در جستجاو حقیقت
عشق سوزان
نفسی که خود را بازیافت مهدی سرحدی
حسین علیانصاری
لطیف راشدی
محسن عابدی
اشرف محمدی
فاخرابرویکردیم محمد
کلمة و دعوة - -
ذکریات علی تلال مکة بر بلندیهای مکه مهدی سرحدی
بطولة المرأة المسلمة شخصیت زن مسلمان احمد صادقیاردستانی
المرأة مع النبی(ص) رده زن در اسلام
زن در زندگی پیامبر اکحافظه موقت (ص) مهدی سرحدی
محمود شریفی
ظلال تحت الشمس سایههایی در پی خورشید محمود شریفی
الظلم ستیز لطیف راشدی
المجموعه القصصیه الکامله - -

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم