و در مهرگان بیان کرد: هر روز را برای ما مهرگان نمائید!
۲) احادیث مخالف
الف. روایات شیعه
۱۲٫ قطب الدین راوندی (م۵۷۳) در کتاب «لبّ اللباب» آورده میباشد:
عن پیامبر اللّه(ص): أبدلکم بیومین یومین: بیوم النیروز و المهرجان، الفطر والأضحی. [۲۹]
دو روز را برای شما جانشین دو روز کردم: عید فطر و قربان را به مکان عید باستانی و مهرگان.
۱۳٫ ابن شهرآشوب (م۵۸۸ق) در کتاب «المناقب» داستان می نماید:
و حکی أن المنصور تقدّم إلی موسی بن جعفر(ع) بالجلوس للتهنئه فی یوم النیروز تشریفات ترحیم مشهد و قبض ما یحمل إلیه فقال (ع): «إنی قد فتشت الأخبار عن دور از شوخی نبی اللّه صلی اللّه علیه و آله فلم أجد لهذا العید خبراً وإنه سنه للفرس و محاها الإسلام، و معاذ اللّه أن نحیی ما محاه الإسلام». فقال المنصور: «إنما نفعل هذا سیاسهً للجند، فسألتک باللّه العظیم إلاّ جلست»؛ فجلس و دخلت علیه الملوک والأمراء والأجناد یهنؤونه، و یحملون إلیه الهدایا و التحف، و علی رأسه خادم المنصور یحصی ما یحمل، فدخل فی انتها الناس رجل روضه خوان بزرگ السنّ، فقال له: یا این که ابن بنت فرستاده اللّه! إننی رجل صعلوک لا جنس لی أتحفک ولکن أتحفک بثلاثه أبیات قالها جدّی فی جدّک الحسین بن علی(ع):
عجبت لمصقول علاک فرنده یوم الهیاج وقد علاک غبار
ولأسهم نفذتک دون حرائر یدعون جدّک والدموع غزار
ألاّ تغضغضت السهام وعاقها عن جسمک الإجلال والإکبار
قال: «قبلت هدیتک، اجلس بارک اللّه فیک»، و رفع رأسه إلی الخادم و قال: «امض إلی أمیرالمؤمنین و عرّفه بهذا المال، و ما یصنع به». فمضی الخادم وعاد وهو یقول: «کلها هبه منی له، یفعل به ما أراد». فقال موسی للشیخ: اقبض جمیع هذا المال فهو هبه منی لک. [۳۰]
آورده اند که منصور به امام کاظم(ع) سفارش کرد که عید باستانی را برای تهنیت و خنده رو باش و تصاحب کردن هدایا جلوس نمایند.
حضرت کاظم در پاسخ فرمود: اینجانب در بین قصه های جدّم نبی آفریدگار(ص) کاوش کردم و تأییدی برای این عید نیافتم. همانا این سنّت فارسیان میباشد که اسلام، آن را نابود ساخته میباشد و حمایت میبرم به خداوند که آنچه را اسلامْ نابود ساخته، زنده بدارم.
منصور اعلامکرد: «این فعالیت را جهت اداره نظامیان ایفا میدهیم و شمارا به آفریدگار قسم و سوگند می دهم که جلوس داشته باشید». آنگاه حضرت عهده دار شد و فرمانروایان و لشکریان، برای تهنیت آمدند و هدایایی با خویش آوردند. خدمتگزار منصور، بالای رمز حضرت ایستاده بود و هدایا را می شمرد. واپسین نفر، مردی سابق سال بود. به امام کاظم(ع) اظهار کرد: «ای فرزند دختر فرستاده آفریدگار! اینجانب مردی تهی دستم و مالی ندارم تا کادو دهم؛ البته چندین بیت شعر که جدّ اینجانب درباره جدّتان حسین(ع) سروده، به شما کادو میکنم».
حضرت فرمود: «کادوات را پذیرفتم. بنشین. آفریدگار به تو برکت دهد!».
بعد از آن حضرت، راز بلند کرد و به خدمتگزار منصور اظهار کرد که نزد منصور روانه گردد و این هدایا را برایش بازگو نماید. خدمتگزار رفت و گشوده گشت و اذعان کرد منصور گفته میباشد: «این هدایا از آنِ شماست. هر چه میخواهید با آنها جاری ساختن دهید». امام کاظم(ع) هم به پیرمرد فرمود: «این اموال را تحت عنوان کادو برای خودت بردار».
ب. روایات اهل سنّت
۱۴٫ بخاری (م۲۵۶ق) در «التاریخ الکبیر» آورده میباشد:
أیوب بن دینار، عن أبیه: «إنّ علیّاً لا یقبل کادو النیروز». حدّثنی ابراهیم بن موسی عن حفص بن غیاث، وقال أبو نعیم: حدّحمد أیوب بن دینار أبو سلیمان المکتب، سمع علیاً بهذا. [۳۱]
ایوب بن دینار گوید: علی(ع) کادو عید نوروز را نمی به عهده گرفت.
۱۵٫ آلوسی (م۱۳۴۲ق) در «بلوغ الارب» میگوید:
گام النبی(ص) المدینه ولهم یومان یلعبون فیهما، فقال: «ما هذا الیومان؟». فقالوا: «کنّا نلعب فیهما فی الجاهلیه. فقال: قد أبدلکم اللّه بلندمرتبه بهما خیراً منهما یوم الأضحی و یوم الفطر». قیل: هما النیروز والمهرجان. [۳۲]
نبی(ص) وارد مدینه شد. مردمان مدینه دو عید داشتند که در آنها به سرگرمی و خوشی می پرداختند. پیامبر پروردگار فرمود: «این دو روز چیست؟». گفتند دو یادگار نا آگاهی میباشد. فرمود: «پروردگار، عالی از آنهارا جایگزین نموده است: عید قربان و عید فطر». نقل شده که آن دو روز، عید نوروز و مهرگان بود.
تا این جا شانزده حدیث از مصادر متفاوت شیعه و سنّی در تأبید یا این که ردّ عید باستانی گرد آمد. عملکرد ما دراین نصیب، فحص بدون نقص و استقصای تمامی داستان ها بود و عملکرد شد قصه ها براساس تاریخ تصویب و نگارشْ تهیه و تنظیم خواهد شد؛ چنان که کوشیدیم هر ماجرا را مصدریابی کرده، به منابع گوناگونش ارجاع دهیم. هم اکنون، بعداز نقل قصه ها به ذکر طریقهها و تحلیل آخری رو میکنیم.
دو. نظرها
تردیدی وجود ندارد که داستان های مختلف، مسئله تکوین آرای گوناگون اند و کاوش در کتاب ها فقه و حدیث، این فرمان را پرنور می سازد.
پارهای از دانشوران، به عیب گیری ماجرا های عید نوروز پرداخته و با بیان معضلات و سستی هایی که در آنهاست، آنهارا قابل دقت و پشت گرمی نشمرده اند؛ چنان که در مقابل، بیشتر فقیهان به مضمون قصه های گروه ابتداْ فتوا داده و آدابی را برای عید نوروز در کتاب ها فقاهتی خود برشمرده اند. اینان علاوه بر فتوا دادن به محتوای احادیث، در رده پاسخگویی به ناقدان و منتقدان نیز برآمده اند.
فعلا مروری بر این دو بینش می افکنیم.
الف. معارضان
ناقدان و معارضان روایات عید نوروز، بسیار نیستند. اینان کوشیده اند نقص های جان دار در قصه های تیم در آغاز را برملا سازند و در فیض به محتوای تیم دوم از ماجرا ها ملتزم گردیده اند؛ گرچه عملکرد آن ها در تصحیح و تأیید مجموعه دوم متمرکز وجود ندارد.
اینان برای قصه های موافق، ضعف ها و کاستی هایی از این دست برشمردهاند:
۱٫ ضعف گواهی،
۲٫ تناقض و تهافت در ماجرا های معلّی،
۳٫ بیان نشدن قصه های معلّی در مصادر قدیمی،
۴٫ عدم تطبیق اتفاق ها نام برده در داستان ها با حقیقت های تاریخی،
۵٫ معین نبودن عید نوروز اهل ایران،
۶٫ رواج شعائر مجوس.
معارضان، بر مبنا این ایرادها، احادیث موافق را بی اعتبار میدانند و به هیچ رو گرامیداشت عید نوروز را جایز نمی انگارند. اینان بر این باورند که آداب و سنن مذکور دراین ماجرا ها قابل دریافت و کار وجود ندارد و نمی اقتدار با قاعده «تسامح در ادلّه سنن» از ضعف و سستی اینها دیده پوشید؛ به این دلیل که با محذور بزرگی زیرا اشاعه شعائر مجوسی روبه رور هستیم. دراین مکان پارهای از این نظرها را میاوریم:
آقا رضی قزوینی (در رساله ای که در سال ۱۰۶۲قمری نگاشته)، شاید اول کسی باشد که به گستردن، عید نوروز را عیب گیری کرد. او به صورت عمده منکر تطبیق عید باستانی رایج با عید باستانی خاطر گردیده در احادیث میباشد و از این نحوه بر قصه های مؤید، خرده میگیرد و بعداز نقل ماجرا معلّی می نویسد:
با دقت به استحباب جاری ساختن مذکوره در عید نوروز و این کهاین اجرا، موقته میباشد و در امثال این عبادات، در شرایطی که التزام وقت خاص نشود و در تایم ها دیگر به فعالیت آید، بدعت است، بدین ترتیب، تعبد بهاین کار [را ] مکلّفی تواند که لااقل ظن به انتخاب وقت نام برده علم آموزی کردهباشد. علم آموزی این ظن، لامحاله از امارات شرعیه و عرفیه تواند بود و زیرا در عرف به اعتبار اختلاف اصطلاحات حالیه عید باستانی متفاوت میباشد چنان که برخی از آن، پس از این نام برده میگردد و اشهریت برخی به برخی ازمنه اماره نمیشود و در ظواهر قرآنْ چیزی درین باب وجود ندارد، اماره آن از احادیث و خبرهاْ تتبّع می بایست نمود. [۳۳]
محمد اسماعیل خواجویی (م۱۱۷۳ق) تناقض های داستان های معلّی را برهان نا تمام بودن آن میداند و می نویسد:
حاجتمند بی توانایی گوید: به حسب ظاهری بین این حدیث و حدیث کهن تناقض میباشد؛ چه، در حدیث کهن نام برده میباشد که پیغمبر(ص) در روز عید باستانی، امیرالمؤمنین(ع) را به دوش خوشیمن برداشته تا بتان قریش را از فوق کعبه به ذیل انداخته، باخت و فانی ایجاد کرد، و این، بلاشبهه در سال فتح مکه معظمه بود، چنان که خبر ها بسیار از راههای خاصه و عامه دلالت بر این دارااست و فتح مکه معظمه در ماه خوش یمن رمضان سال هشتم مسافرت واقع شد، چنان که روحانی اثرگذار و نیز طبرسی و این شهرآشوب و دیگرانی ماجرا کرده اند، و روایات معتبره بر این دلالت نموده است، و اکثر برآن اند که در روز سیزدهم ماه بوده، و برخی بیستم هم گفته اند، و جنبش حضرت از مدینه در روز آدینه دوم ماه خوش یمن رمضان، پس از نماز بعدازظهر بوده، و روز غدیر خم در سال دهم سفر در حجه الوداع در روز هجدهم ذی الحجه الحرام بود. پس به چه شکل تواند بود که هر دو در روز، عید نوروز باشد؟ چه، عید باستانی، از قرار اکانت قبل، بعداز شش هفت سال از فتح مکه معظمه، بلکه بیشتر، به ذی الحجه خواهد رسید، خیر پس از یکسال، چنان که مقتضای این دو حدیث میباشد. [۳۴]
او ادامه میدهد:
و زیرا هر دو به یک طرز از معلّی منقول میباشد، پس ترجیح احدهما بر دیگری اینجانب نظر السند متصور وجود ندارد، و به این ترتیب، مضمون هیچ یک حجت نخواهد بود، و بر آن، اتکا نشاید کرد، و به وی ادله نتوان نمود؛ چه، تناقض در حرف معصومین(ع) غیر واقع میباشد. پس، از این جا فهمیده میشود کهاین دو حدیث، کلاهما وی احدهما از معصوم تلقی نگردیده، و زیرا از وی نباشد، حجیت را نشاید و گواهی فقهی نتواند بود. [۳۵]
معلم محمد تقی مصباح در لبه بر «بحارالأنوار»، تحت این ماجرا ها نگاشته میباشد:
راجعبه عید نوروز، دو تیم داستان متعدد داستان گردیدهاست. یکیاز را معلّی از امام درست گو(ع) آورده و بر عظمت و بها عید نوروز دلالت دارااست و دیگری حدیث امام کاظم(ع) میباشد که آن را از سنّت های پارسیان دانسته که اسلام، آن را از در بین برداشته میباشد.
بایستی دانست که هیچ یک از آن ها درست وجود ندارد و از اعتبار بهره مند نیست تا بتوان بر محور آن، حکم فقاهتی را ثابت کرد. قبلی از آن که ماجرا معلّی، ایرادهای دیگری داراست، از جهت تطبیق عید باستانی بر مناسبت های ماه های عربی. [۳۶]
و در مهرگان بیان کرد: هر روز را برای ما مهرگان نمائید!
۲) احادیث مخالف
الف. روایات شیعه
۱۲٫ قطب الدین راوندی (م۵۷۳) در کتاب «لبّ اللباب» آورده میباشد:
عن پیامبر اللّه(ص): أبدلکم بیومین یومین: بیوم النیروز و المهرجان، الفطر والأضحی. [۲۹]
دو روز را برای شما جانشین دو روز کردم: عید فطر و قربان را به مکان عید باستانی و مهرگان.
۱۳٫ ابن شهرآشوب (م۵۸۸ق) در کتاب «المناقب» داستان می نماید:
و حکی أن المنصور تقدّم إلی موسی بن جعفر(ع) بالجلوس للتهنئه فی یوم النیروز تشریفات ترحیم مشهد و قبض ما یحمل إلیه فقال (ع): «إنی قد فتشت الأخبار عن دور از شوخی نبی اللّه صلی اللّه علیه و آله فلم أجد لهذا العید خبراً وإنه سنه للفرس و محاها الإسلام، و معاذ اللّه أن نحیی ما محاه الإسلام». فقال المنصور: «إنما نفعل هذا سیاسهً للجند، فسألتک باللّه العظیم إلاّ جلست»؛ فجلس و دخلت علیه الملوک والأمراء والأجناد یهنؤونه، و یحملون إلیه الهدایا و التحف، و علی رأسه خادم المنصور یحصی ما یحمل، فدخل فی انتها الناس رجل روضه خوان بزرگ السنّ، فقال له: یا این که ابن بنت فرستاده اللّه! إننی رجل صعلوک لا جنس لی أتحفک ولکن أتحفک بثلاثه أبیات قالها جدّی فی جدّک الحسین بن علی(ع):
عجبت لمصقول علاک فرنده یوم الهیاج وقد علاک غبار
ولأسهم نفذتک دون حرائر یدعون جدّک والدموع غزار
ألاّ تغضغضت السهام وعاقها عن جسمک الإجلال والإکبار
قال: «قبلت هدیتک، اجلس بارک اللّه فیک»، و رفع رأسه إلی الخادم و قال: «امض إلی أمیرالمؤمنین و عرّفه بهذا المال، و ما یصنع به». فمضی الخادم وعاد وهو یقول: «کلها هبه منی له، یفعل به ما أراد». فقال موسی للشیخ: اقبض جمیع هذا المال فهو هبه منی لک. [۳۰]
آورده اند که منصور به امام کاظم(ع) سفارش کرد که عید باستانی را برای تهنیت و خنده رو باش و تصاحب کردن هدایا جلوس نمایند.
حضرت کاظم در پاسخ فرمود: اینجانب در بین قصه های جدّم نبی آفریدگار(ص) کاوش کردم و تأییدی برای این عید نیافتم. همانا این سنّت فارسیان میباشد که اسلام، آن را نابود ساخته میباشد و حمایت میبرم به خداوند که آنچه را اسلامْ نابود ساخته، زنده بدارم.
منصور اعلامکرد: «این فعالیت را جهت اداره نظامیان ایفا میدهیم و شمارا به آفریدگار قسم و سوگند می دهم که جلوس داشته باشید». آنگاه حضرت عهده دار شد و فرمانروایان و لشکریان، برای تهنیت آمدند و هدایایی با خویش آوردند. خدمتگزار منصور، بالای رمز حضرت ایستاده بود و هدایا را می شمرد. واپسین نفر، مردی سابق سال بود. به امام کاظم(ع) اظهار کرد: «ای فرزند دختر فرستاده آفریدگار! اینجانب مردی تهی دستم و مالی ندارم تا کادو دهم؛ البته چندین بیت شعر که جدّ اینجانب درباره جدّتان حسین(ع) سروده، به شما کادو میکنم».
حضرت فرمود: «کادوات را پذیرفتم. بنشین. آفریدگار به تو برکت دهد!».
بعد از آن حضرت، راز بلند کرد و به خدمتگزار منصور اظهار کرد که نزد منصور روانه گردد و این هدایا را برایش بازگو نماید. خدمتگزار رفت و گشوده گشت و اذعان کرد منصور گفته میباشد: «این هدایا از آنِ شماست. هر چه میخواهید با آنها جاری ساختن دهید». امام کاظم(ع) هم به پیرمرد فرمود: «این اموال را تحت عنوان کادو برای خودت بردار».
ب. روایات اهل سنّت
۱۴٫ بخاری (م۲۵۶ق) در «التاریخ الکبیر» آورده میباشد:
أیوب بن دینار، عن أبیه: «إنّ علیّاً لا یقبل کادو النیروز». حدّثنی ابراهیم بن موسی عن حفص بن غیاث، وقال أبو نعیم: حدّحمد أیوب بن دینار أبو سلیمان المکتب، سمع علیاً بهذا. [۳۱]
ایوب بن دینار گوید: علی(ع) کادو عید نوروز را نمی به عهده گرفت.
۱۵٫ آلوسی (م۱۳۴۲ق) در «بلوغ الارب» میگوید:
گام النبی(ص) المدینه ولهم یومان یلعبون فیهما، فقال: «ما هذا الیومان؟». فقالوا: «کنّا نلعب فیهما فی الجاهلیه. فقال: قد أبدلکم اللّه بلندمرتبه بهما خیراً منهما یوم الأضحی و یوم الفطر». قیل: هما النیروز والمهرجان. [۳۲]
نبی(ص) وارد مدینه شد. مردمان مدینه دو عید داشتند که در آنها به سرگرمی و خوشی می پرداختند. پیامبر پروردگار فرمود: «این دو روز چیست؟». گفتند دو یادگار نا آگاهی میباشد. فرمود: «پروردگار، عالی از آنهارا جایگزین نموده است: عید قربان و عید فطر». نقل شده که آن دو روز، عید نوروز و مهرگان بود.
تا این جا شانزده حدیث از مصادر متفاوت شیعه و سنّی در تأبید یا این که ردّ عید باستانی گرد آمد. عملکرد ما دراین نصیب، فحص بدون نقص و استقصای تمامی داستان ها بود و عملکرد شد قصه ها براساس تاریخ تصویب و نگارشْ تهیه و تنظیم خواهد شد؛ چنان که کوشیدیم هر ماجرا را مصدریابی کرده، به منابع گوناگونش ارجاع دهیم. هم اکنون، بعداز نقل قصه ها به ذکر طریقهها و تحلیل آخری رو میکنیم.
دو. نظرها
تردیدی وجود ندارد که داستان های مختلف، مسئله تکوین آرای گوناگون اند و کاوش در کتاب ها فقه و حدیث، این فرمان را پرنور می سازد.
پارهای از دانشوران، به عیب گیری ماجرا های عید نوروز پرداخته و با بیان معضلات و سستی هایی که در آنهاست، آنهارا قابل دقت و پشت گرمی نشمرده اند؛ چنان که در مقابل، بیشتر فقیهان به مضمون قصه های گروه ابتداْ فتوا داده و آدابی را برای عید نوروز در کتاب ها فقاهتی خود برشمرده اند. اینان علاوه بر فتوا دادن به محتوای احادیث، در رده پاسخگویی به ناقدان و منتقدان نیز برآمده اند.
فعلا مروری بر این دو بینش می افکنیم.
الف. معارضان
ناقدان و معارضان روایات عید نوروز، بسیار نیستند. اینان کوشیده اند نقص های جان دار در قصه های تیم در آغاز را برملا سازند و در فیض به محتوای تیم دوم از ماجرا ها ملتزم گردیده اند؛ گرچه عملکرد آن ها در تصحیح و تأیید مجموعه دوم متمرکز وجود ندارد.
اینان برای قصه های موافق، ضعف ها و کاستی هایی از این دست برشمردهاند:
۱٫ ضعف گواهی،
۲٫ تناقض و تهافت در ماجرا های معلّی،
۳٫ بیان نشدن قصه های معلّی در مصادر قدیمی،
۴٫ عدم تطبیق اتفاق ها نام برده در داستان ها با حقیقت های تاریخی،
۵٫ معین نبودن عید نوروز اهل ایران،
۶٫ رواج شعائر مجوس.
معارضان، بر مبنا این ایرادها، احادیث موافق را بی اعتبار میدانند و به هیچ رو گرامیداشت عید نوروز را جایز نمی انگارند. اینان بر این باورند که آداب و سنن مذکور دراین ماجرا ها قابل دریافت و کار وجود ندارد و نمی اقتدار با قاعده «تسامح در ادلّه سنن» از ضعف و سستی اینها دیده پوشید؛ به این دلیل که با محذور بزرگی زیرا اشاعه شعائر مجوسی روبه رور هستیم. دراین مکان پارهای از این نظرها را میاوریم:
آقا رضی قزوینی (در رساله ای که در سال ۱۰۶۲قمری نگاشته)، شاید اول کسی باشد که به گستردن، عید نوروز را عیب گیری کرد. او به صورت عمده منکر تطبیق عید باستانی رایج با عید باستانی خاطر گردیده در احادیث میباشد و از این نحوه بر قصه های مؤید، خرده میگیرد و بعداز نقل ماجرا معلّی می نویسد:
با دقت به استحباب جاری ساختن مذکوره در عید نوروز و این کهاین اجرا، موقته میباشد و در امثال این عبادات، در شرایطی که التزام وقت خاص نشود و در تایم ها دیگر به فعالیت آید، بدعت است، بدین ترتیب، تعبد بهاین کار [را ] مکلّفی تواند که لااقل ظن به انتخاب وقت نام برده علم آموزی کردهباشد. علم آموزی این ظن، لامحاله از امارات شرعیه و عرفیه تواند بود و زیرا در عرف به اعتبار اختلاف اصطلاحات حالیه عید باستانی متفاوت میباشد چنان که برخی از آن، پس از این نام برده میگردد و اشهریت برخی به برخی ازمنه اماره نمیشود و در ظواهر قرآنْ چیزی درین باب وجود ندارد، اماره آن از احادیث و خبرهاْ تتبّع می بایست نمود. [۳۳]
محمد اسماعیل خواجویی (م۱۱۷۳ق) تناقض های داستان های معلّی را برهان نا تمام بودن آن میداند و می نویسد:
حاجتمند بی توانایی گوید: به حسب ظاهری بین این حدیث و حدیث کهن تناقض میباشد؛ چه، در حدیث کهن نام برده میباشد که پیغمبر(ص) در روز عید باستانی، امیرالمؤمنین(ع) را به دوش خوشیمن برداشته تا بتان قریش را از فوق کعبه به ذیل انداخته، باخت و فانی ایجاد کرد، و این، بلاشبهه در سال فتح مکه معظمه بود، چنان که خبر ها بسیار از راههای خاصه و عامه دلالت بر این دارااست و فتح مکه معظمه در ماه خوش یمن رمضان سال هشتم مسافرت واقع شد، چنان که روحانی اثرگذار و نیز طبرسی و این شهرآشوب و دیگرانی ماجرا کرده اند، و روایات معتبره بر این دلالت نموده است، و اکثر برآن اند که در روز سیزدهم ماه بوده، و برخی بیستم هم گفته اند، و جنبش حضرت از مدینه در روز آدینه دوم ماه خوش یمن رمضان، پس از نماز بعدازظهر بوده، و روز غدیر خم در سال دهم سفر در حجه الوداع در روز هجدهم ذی الحجه الحرام بود. پس به چه شکل تواند بود که هر دو در روز، عید نوروز باشد؟ چه، عید باستانی، از قرار اکانت قبل، بعداز شش هفت سال از فتح مکه معظمه، بلکه بیشتر، به ذی الحجه خواهد رسید، خیر پس از یکسال، چنان که مقتضای این دو حدیث میباشد. [۳۴]
او ادامه میدهد:
و زیرا هر دو به یک طرز از معلّی منقول میباشد، پس ترجیح احدهما بر دیگری اینجانب نظر السند متصور وجود ندارد، و به این ترتیب، مضمون هیچ یک حجت نخواهد بود، و بر آن، اتکا نشاید کرد، و به وی ادله نتوان نمود؛ چه، تناقض در حرف معصومین(ع) غیر واقع میباشد. پس، از این جا فهمیده میشود کهاین دو حدیث، کلاهما وی احدهما از معصوم تلقی نگردیده، و زیرا از وی نباشد، حجیت را نشاید و گواهی فقهی نتواند بود. [۳۵]
معلم محمد تقی مصباح در لبه بر «بحارالأنوار»، تحت این ماجرا ها نگاشته میباشد:
راجعبه عید نوروز، دو تیم داستان متعدد داستان گردیدهاست. یکیاز را معلّی از امام درست گو(ع) آورده و بر عظمت و بها عید نوروز دلالت دارااست و دیگری حدیث امام کاظم(ع) میباشد که آن را از سنّت های پارسیان دانسته که اسلام، آن را از در بین برداشته میباشد.
بایستی دانست که هیچ یک از آن ها درست وجود ندارد و از اعتبار بهره مند نیست تا بتوان بر محور آن، حکم فقاهتی را ثابت کرد. قبلی از آن که ماجرا معلّی، ایرادهای دیگری داراست، از جهت تطبیق عید باستانی بر مناسبت های ماه های عربی. [۳۶]

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم