القاب
در احادیث، جبرئیل با لقب ها طاووس الملائکه، افضل الملائکه، ناموس اکبر (به معنای صاحب و مالک خبر نه، در مقابل خبرچین به معنای مالک خبر شر) حافظه گردیده است.[۷۵] جبرئیل در شمار چهار فرشتۀ برگزیده و مقرب الهی میباشد که وظیفۀ دوراندیشی فقید را برعهده دارا هستند؛[۷۶] جبرئیل آورندۀ وحی، میکائیل موکَّل بر رزق و باران، اسرافیل دمنده در صور و عزرائیل فرشتۀ تشریفات ترحیم مشهد مرگ میباشد.
برتری بر ملائکه
در برخی احادیث علامتهایی از برتری سه فرشته مقرب دیگر بر جبرئیل وجود دارااست، چنانکه گاهی به جهت پادرمیانی میکائیل و اسرافیل در نزول وحی یا این که به جهت بزرگی میکائیل یا این که به سبب ساز میراندن جبرئیل به واسطۀ عزرائیل در روز حشر، این سه ملک بلندتر از جبرئیل شمرده گردیدهاند؛[۷۷] ولی، به برتری جبرئیل اشارات مصرحتری میباشد.[۷۸]
در سنّت یهودی - مسیحی
واژة عبری Gaḇrīēl که در یونانی Gabriel تلفظ گردیده لفظاً به معنای «معبود می تواند» یا این که مرد آفریدگار و قهرمان خداست.[۷۹] اسم جبرئیل چهار توشه در عهدین آمده میباشد:
دوبار در کتاب دانیال رسول:
در کتاب دانیال فرستاده،[۸۰] جبرئیل به طور انسانی بر دانیال پدیدار می گردد تا معنای رؤیای اورا برایش گشوده گوید. حضور جبرئیل با جذبهای یار میباشد که دانیال از آن مدهوش میگردد.
در مکان دیگری از کتاب دانیال پیامبر،[۸۱] جبرئیل در هنگامی که دانیال سرگرم دعا و قربانی میباشد، پروازکنان نزد او میاید تا اسراری را برایش آشکار نماید. دراین مورد ها جبرئیل فرشته نامیده نشده، بلکه فقطً موجودی آسمانی میباشد که میاقتدار اورا پیامآورِ معبود دانست و حضورش با جذبه و قدرتی الهی یاروهمدم میباشد.[۸۲]
دوبار در انجیل لوقا:
آورنده مژدۀ میلاد یحیی(ع) برای زکریا(ع)[۸۳]
آورنده مژدۀ به دنیاآمدن عیسی(ع) برای مریم[۸۴]
آورده شده میباشد حضور جبرئیل در عهدوپیمان قدیم فقطً آرم دهندۀ اقتدار الهی میباشد البته حضور وی در پیمان تازه، افزون بر آن، وقار قسمت و اعتقاد آفرین نیز است.[۸۵] همینطور اورده شده میباشد که هر چهار توشه حضور جبرئیل در کتاب مقدّس به گونه ای ناظر به وعدۀ الهی به ظهور مسیح میباشد.[۸۶]
اثرها غیر رسمی
جبرئیل در اثرها غیر قانونی فی مابین تورات و انجیل[۸۷] و آن گاه حضور پر رنگای دارااست و در توان ملکی مقرب افزایش یافته میباشد. در ترجمه و تعبیروتفسیر آرامی تورات، نقش جبرئیل بیشتر گردیده و به وی کارهایی منسوب شده که در عصرهای اولیۀ پیمان عتیق پیش آمده میباشد، به عنوان مثالً اوست که یوسف(ع) را موعظه مینماید[۸۸] یا این که در دفن موسی(ع) کمپانی دارااست.[۸۹]
همینطور در نوشتههای یهودی، جبرئیل که تصور میگردد از حریق تشکیل شده، در کنار میکائیل، اوریل و رافائل جزو چهار فرشتهای میباشد که در نزدیکی آسماناند. به علاوه، وی در زمره ملائکه ملاقات کننده با ابراهیم(ع) و نیز ویران کننده سَدوم (از شهرهای خاندان لوط) دانسته گردیدهاست.[۹۰]
جايگاه دربین ملائکه
هر یکسری جبرئیل هم در سنّت یهودی و هم در سنّت مسیحی، به گذر زمان مجال، عنایت و ارج و قرب بیشتری یافته و حتی تصویر وی به طور فرشتهای بالدار به اثرها هنری رویکرد پیدا نموده است، خیر در سنّت یهودی (که در آن میکائیل مدافع دائمی خاندان یهود تلقی میگردیدهاست) و خیر در سنّت مسیحی، جبرئیل هیچگاه بهاندازه میکائیل مداقه نیافته و مدام سکوای ثانوی داشته میباشد.[۹۱]
در فلسفه
نوشتهعلمیٔ مهم: عقل فعال
در متنها فلسفی و عرفانی، جبرئیل با مفاهیم و اصطلاحاتی همانند عقل و روح لینک و پیوند داراست.
ابن سینا
ابن سینا بابیان اینکه مراد از عقول، ملائکۀ مقرباند، در تبیین چگونگی وحی، معتقد به اتصال فرستاده اکرم(ص) به عقل فَعّال و اخذ معارف از این نحوه میباشد.[۹۲] وی فرشتۀ نازلکنندۀ وحی را روح القُدُس می خواند و آن را شریفترین ارواح و نفس قدسی یا این که واسطه بین واجب الوجود و عقل نخستین معرفی مینماید.[۹۳]
روضه خوان اشراق
شهاب الدین سهروردی[۹۴] نیز جبرئیل را در سیر روبه پایین عقول و کلمه ها الهی، واپسین واژه و عقل دهم دانسته میباشد. در اصطلاح فلسفۀ اشراق، جبرئیل از جملۀ انوار قاهره و از والاترین آنها و صاحب و مالک طلسم نوع انسانی میباشد.[۹۵] سهروردی پیدایش فقیه عنصری و محسوس و نیز ارواح آدمیان را عقب افتاده جسمی فعل جبرئیل دانسته[۹۶] و خلال عفو حیات، اعطای دانش و فضیلت را نیز به وی نسبت داده میباشد.[۹۷]
به حیث سهروردی[۹۸] جبرئیل یا این که روح القدس، نفوس انسانی را از قوه به فعل میاورد و درصورتیکه آدمها شایستگی مایحتاج را در خویش مهیا آورند، می توانند به وی متصل شوند و از گنجینۀ دانش و فضائل وی فایدهمند گردند. دراین طریقه، نسبتی که جبرائیل با نفوس انسانی دارااست، به نسبت خورشید با دیده یا این که مداد با لوح تمثیل گردیده است. بنابراین، جبرئیل واسطۀ وجود و منشأ معرفت نفوس انسانی میباشد.
ملاصدرا
ملاصدرا[۹۹] جبرئیل و روح القدس و عقل فَعّال را یکی از دانسته میباشد. از حیث وی[۱۰۰] جبرئیل فرشتۀ هدایت میباشد و بین ملائکه، نقش پر رنگای در کامل شدن نفوس داراست و به واسطه وی علم ها به نفوس و وحی به انبیا افاضه میگردد. از لحاظ ملاصدرا،[۱۰۱] جبرئیل در افاضۀ دانش به بشرها، کلیه را موازی می داند و مرتبه و معیار استحصال علم ها و معارف، به تفاوت استعدادها و قابلیتهای نفوس که موردساز رابطه با جبرئیل یا این که عقل فعال میباشد بستگی دارااست. به حیث ملاصدرا،[۱۰۲] جبرئیل دو مَقام داراست که به تناسب آنان دو کنیه به وی داده گردیده است : مادامی که از عرشِ تجرد و قرب، نزول نیافته، لایق کنیه «روح القدس» میباشد و وقتی که از آن رده تنزل بیابد و در صورتیکه متناسب، متمثل خواهد شد، تفسیر «روح» برای وی به فعالیت میرود.
اسماعیلیه
ابویعقوب سجستانی (متوفای ۳۵۳ق)، از اندیشمندان اسماعیلیه، علاوه بر توضیحِ سه اصطلاح «جَدّ»، «فتح» و «خاطر» و تطبیق آنها بر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، «جدّ» را به عبارتی «بخت» و استدلال انتخاب کننده به روزی و بدبختی آدمها دانسته میباشد که در شرایطی که نفسی منزه را آیتم اعتنا قرار دهد، آن شخص آموزگار بعد از ظهر خویش می شود و عموم را به رضوان الهی رهنمون میگردد. انوار ملکوتی از روش جدّ بدین شخص میرسد و هرگاه این پیامها مجمل و غیر قابل فهم باشند، فتح (میکائیل) آن ها را خواهد گشود.[۱۰۳]
ناصرخسرو (متوفی ۴۸۱) نیز که درپی به عبارتی عقاید و آرای فکری بوده میباشد، جبرئیل، میکائیل و اسرافیل را با سه کنیه «جدّ» «فتح» و «خاطر»، در زمره هفت نوروروشنایی ازلی و بعد از عقل و نفس ذکر شده میباشد.[۱۰۴]
متن ها عرفانی
در متن ها عرفانی، جبرئیل مبدأ حیات، مظهر دانش حق تبارک، شکل متمثلۀ عقل، موکَّل بر علم آموزی علم ها و دور اندیشی زندگی و معلم رسل خوانده گردیدهاست.[۱۰۵] وی یکیاز چهار فرشتهای میباشد که پیش از قیامت، و نیز یکی هشت حاملی میباشد که در هنگام قیامت، آسمان الهی را حمل مینمایند.[۱۰۶]
به گفته فناری،[۱۰۷] مُقام جبرئیل در سدرة المنتهی میباشد و آن رده، برزخی فی مابین فقیه طبیعتِ عنصری و فقیه طبیعتِ کلی اثبات میباشد که مختص میباشد به فقید نمونه و افق و کرسی و آنچه مشمول آنهاست؛ از این رو، شکل جبرئیل که در آن جایگاه ظواهر گردیده مشمول خاصیت چیزهایی میباشد که فوق سدره و مادون آن میباشد. جبرئیل ناقل کلمۀ الهی میباشد:[۱۰۸]
فعلی: جابجایی واژه و کلمه الهی به حضرت مریم(س) و به دنیاآمدن عیسی(ع) از نوع اولیه میباشد و به همین اعتبار به وی روح القدس گفته میگردد.
قولی: روح الامین، کنیه وی به اعتبار دوم (قولی) میباشد.
سید حیدر آملی[۱۰۹] به اعتباری جبرئیل را به عبارتی عقل اولیه دانسته میباشد البته به باور جیلی[۱۱۰] پروردگار جبرئیل را از عقل اولیه که به عبارتی روحانیت حضرت محمد(ص) میباشد، در ازل اخلاق و رفتار کرد و بهاین باعث، نبی اکرم(ص) بابا جبرئیل و اصلِ همۀ فقید میباشد. به همین عامل در شب معراج، جبرئیل که فروتر از پیامبر اکرم میباشد، از ادامه عروج به مراتب فراتر عقب ماند.
وی اعتقاد دارد که «واقعیت محمدیه» یا این که «روح»، اشرف ملائکه و برگزیدگانِ موجودات میباشد و اکثری از ملائک و مثلا جبرئیل، صورتی از او و عبد اویند.[۱۱۱] روح القدس و روح الامین نیز نزد جیلی، کنیه ویژه جبرئیل وجود ندارد و به حیث وی اینکه جبرئیل را روح الامین نامیدهاند از باب تسمیه فرع (جبرئیل) به اعتبار اصلش (یعنی عقل نخستین) میباشد.[۱۱۲] در اصطلاح اهل تصوف، به جبرئیل، روح القاء (واسطه القای دانش غیب بر قلوب) نیز آورده شده میباشد.[۱۱۳]
القاب
در احادیث، جبرئیل با لقب ها طاووس الملائکه، افضل الملائکه، ناموس اکبر (به معنای صاحب و مالک خبر نه، در مقابل خبرچین به معنای مالک خبر شر) حافظه گردیده است.[۷۵] جبرئیل در شمار چهار فرشتۀ برگزیده و مقرب الهی میباشد که وظیفۀ دوراندیشی فقید را برعهده دارا هستند؛[۷۶] جبرئیل آورندۀ وحی، میکائیل موکَّل بر رزق و باران، اسرافیل دمنده در صور و عزرائیل فرشتۀ تشریفات ترحیم مشهد مرگ میباشد.
برتری بر ملائکه
در برخی احادیث علامتهایی از برتری سه فرشته مقرب دیگر بر جبرئیل وجود دارااست، چنانکه گاهی به جهت پادرمیانی میکائیل و اسرافیل در نزول وحی یا این که به جهت بزرگی میکائیل یا این که به سبب ساز میراندن جبرئیل به واسطۀ عزرائیل در روز حشر، این سه ملک بلندتر از جبرئیل شمرده گردیدهاند؛[۷۷] ولی، به برتری جبرئیل اشارات مصرحتری میباشد.[۷۸]
در سنّت یهودی - مسیحی
واژة عبری Gaḇrīēl که در یونانی Gabriel تلفظ گردیده لفظاً به معنای «معبود می تواند» یا این که مرد آفریدگار و قهرمان خداست.[۷۹] اسم جبرئیل چهار توشه در عهدین آمده میباشد:
دوبار در کتاب دانیال رسول:
در کتاب دانیال فرستاده،[۸۰] جبرئیل به طور انسانی بر دانیال پدیدار می گردد تا معنای رؤیای اورا برایش گشوده گوید. حضور جبرئیل با جذبهای یار میباشد که دانیال از آن مدهوش میگردد.
در مکان دیگری از کتاب دانیال پیامبر،[۸۱] جبرئیل در هنگامی که دانیال سرگرم دعا و قربانی میباشد، پروازکنان نزد او میاید تا اسراری را برایش آشکار نماید. دراین مورد ها جبرئیل فرشته نامیده نشده، بلکه فقطً موجودی آسمانی میباشد که میاقتدار اورا پیامآورِ معبود دانست و حضورش با جذبه و قدرتی الهی یاروهمدم میباشد.[۸۲]
دوبار در انجیل لوقا:
آورنده مژدۀ میلاد یحیی(ع) برای زکریا(ع)[۸۳]
آورنده مژدۀ به دنیاآمدن عیسی(ع) برای مریم[۸۴]
آورده شده میباشد حضور جبرئیل در عهدوپیمان قدیم فقطً آرم دهندۀ اقتدار الهی میباشد البته حضور وی در پیمان تازه، افزون بر آن، وقار قسمت و اعتقاد آفرین نیز است.[۸۵] همینطور اورده شده میباشد که هر چهار توشه حضور جبرئیل در کتاب مقدّس به گونه ای ناظر به وعدۀ الهی به ظهور مسیح میباشد.[۸۶]
اثرها غیر رسمی
جبرئیل در اثرها غیر قانونی فی مابین تورات و انجیل[۸۷] و آن گاه حضور پر رنگای دارااست و در توان ملکی مقرب افزایش یافته میباشد. در ترجمه و تعبیروتفسیر آرامی تورات، نقش جبرئیل بیشتر گردیده و به وی کارهایی منسوب شده که در عصرهای اولیۀ پیمان عتیق پیش آمده میباشد، به عنوان مثالً اوست که یوسف(ع) را موعظه مینماید[۸۸] یا این که در دفن موسی(ع) کمپانی دارااست.[۸۹]
همینطور در نوشتههای یهودی، جبرئیل که تصور میگردد از حریق تشکیل شده، در کنار میکائیل، اوریل و رافائل جزو چهار فرشتهای میباشد که در نزدیکی آسماناند. به علاوه، وی در زمره ملائکه ملاقات کننده با ابراهیم(ع) و نیز ویران کننده سَدوم (از شهرهای خاندان لوط) دانسته گردیدهاست.[۹۰]
جايگاه دربین ملائکه
هر یکسری جبرئیل هم در سنّت یهودی و هم در سنّت مسیحی، به گذر زمان مجال، عنایت و ارج و قرب بیشتری یافته و حتی تصویر وی به طور فرشتهای بالدار به اثرها هنری رویکرد پیدا نموده است، خیر در سنّت یهودی (که در آن میکائیل مدافع دائمی خاندان یهود تلقی میگردیدهاست) و خیر در سنّت مسیحی، جبرئیل هیچگاه بهاندازه میکائیل مداقه نیافته و مدام سکوای ثانوی داشته میباشد.[۹۱]
در فلسفه
نوشتهعلمیٔ مهم: عقل فعال
در متنها فلسفی و عرفانی، جبرئیل با مفاهیم و اصطلاحاتی همانند عقل و روح لینک و پیوند داراست.
ابن سینا
ابن سینا بابیان اینکه مراد از عقول، ملائکۀ مقرباند، در تبیین چگونگی وحی، معتقد به اتصال فرستاده اکرم(ص) به عقل فَعّال و اخذ معارف از این نحوه میباشد.[۹۲] وی فرشتۀ نازلکنندۀ وحی را روح القُدُس می خواند و آن را شریفترین ارواح و نفس قدسی یا این که واسطه بین واجب الوجود و عقل نخستین معرفی مینماید.[۹۳]
روضه خوان اشراق
شهاب الدین سهروردی[۹۴] نیز جبرئیل را در سیر روبه پایین عقول و کلمه ها الهی، واپسین واژه و عقل دهم دانسته میباشد. در اصطلاح فلسفۀ اشراق، جبرئیل از جملۀ انوار قاهره و از والاترین آنها و صاحب و مالک طلسم نوع انسانی میباشد.[۹۵] سهروردی پیدایش فقیه عنصری و محسوس و نیز ارواح آدمیان را عقب افتاده جسمی فعل جبرئیل دانسته[۹۶] و خلال عفو حیات، اعطای دانش و فضیلت را نیز به وی نسبت داده میباشد.[۹۷]
به حیث سهروردی[۹۸] جبرئیل یا این که روح القدس، نفوس انسانی را از قوه به فعل میاورد و درصورتیکه آدمها شایستگی مایحتاج را در خویش مهیا آورند، می توانند به وی متصل شوند و از گنجینۀ دانش و فضائل وی فایدهمند گردند. دراین طریقه، نسبتی که جبرائیل با نفوس انسانی دارااست، به نسبت خورشید با دیده یا این که مداد با لوح تمثیل گردیده است. بنابراین، جبرئیل واسطۀ وجود و منشأ معرفت نفوس انسانی میباشد.
ملاصدرا
ملاصدرا[۹۹] جبرئیل و روح القدس و عقل فَعّال را یکی از دانسته میباشد. از حیث وی[۱۰۰] جبرئیل فرشتۀ هدایت میباشد و بین ملائکه، نقش پر رنگای در کامل شدن نفوس داراست و به واسطه وی علم ها به نفوس و وحی به انبیا افاضه میگردد. از لحاظ ملاصدرا،[۱۰۱] جبرئیل در افاضۀ دانش به بشرها، کلیه را موازی می داند و مرتبه و معیار استحصال علم ها و معارف، به تفاوت استعدادها و قابلیتهای نفوس که موردساز رابطه با جبرئیل یا این که عقل فعال میباشد بستگی دارااست. به حیث ملاصدرا،[۱۰۲] جبرئیل دو مَقام داراست که به تناسب آنان دو کنیه به وی داده گردیده است : مادامی که از عرشِ تجرد و قرب، نزول نیافته، لایق کنیه «روح القدس» میباشد و وقتی که از آن رده تنزل بیابد و در صورتیکه متناسب، متمثل خواهد شد، تفسیر «روح» برای وی به فعالیت میرود.
اسماعیلیه
ابویعقوب سجستانی (متوفای ۳۵۳ق)، از اندیشمندان اسماعیلیه، علاوه بر توضیحِ سه اصطلاح «جَدّ»، «فتح» و «خاطر» و تطبیق آنها بر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، «جدّ» را به عبارتی «بخت» و استدلال انتخاب کننده به روزی و بدبختی آدمها دانسته میباشد که در شرایطی که نفسی منزه را آیتم اعتنا قرار دهد، آن شخص آموزگار بعد از ظهر خویش می شود و عموم را به رضوان الهی رهنمون میگردد. انوار ملکوتی از روش جدّ بدین شخص میرسد و هرگاه این پیامها مجمل و غیر قابل فهم باشند، فتح (میکائیل) آن ها را خواهد گشود.[۱۰۳]
ناصرخسرو (متوفی ۴۸۱) نیز که درپی به عبارتی عقاید و آرای فکری بوده میباشد، جبرئیل، میکائیل و اسرافیل را با سه کنیه «جدّ» «فتح» و «خاطر»، در زمره هفت نوروروشنایی ازلی و بعد از عقل و نفس ذکر شده میباشد.[۱۰۴]
متن ها عرفانی
در متن ها عرفانی، جبرئیل مبدأ حیات، مظهر دانش حق تبارک، شکل متمثلۀ عقل، موکَّل بر علم آموزی علم ها و دور اندیشی زندگی و معلم رسل خوانده گردیدهاست.[۱۰۵] وی یکیاز چهار فرشتهای میباشد که پیش از قیامت، و نیز یکی هشت حاملی میباشد که در هنگام قیامت، آسمان الهی را حمل مینمایند.[۱۰۶]
به گفته فناری،[۱۰۷] مُقام جبرئیل در سدرة المنتهی میباشد و آن رده، برزخی فی مابین فقیه طبیعتِ عنصری و فقیه طبیعتِ کلی اثبات میباشد که مختص میباشد به فقید نمونه و افق و کرسی و آنچه مشمول آنهاست؛ از این رو، شکل جبرئیل که در آن جایگاه ظواهر گردیده مشمول خاصیت چیزهایی میباشد که فوق سدره و مادون آن میباشد. جبرئیل ناقل کلمۀ الهی میباشد:[۱۰۸]
فعلی: جابجایی واژه و کلمه الهی به حضرت مریم(س) و به دنیاآمدن عیسی(ع) از نوع اولیه میباشد و به همین اعتبار به وی روح القدس گفته میگردد.
قولی: روح الامین، کنیه وی به اعتبار دوم (قولی) میباشد.
سید حیدر آملی[۱۰۹] به اعتباری جبرئیل را به عبارتی عقل اولیه دانسته میباشد البته به باور جیلی[۱۱۰] پروردگار جبرئیل را از عقل اولیه که به عبارتی روحانیت حضرت محمد(ص) میباشد، در ازل اخلاق و رفتار کرد و بهاین باعث، نبی اکرم(ص) بابا جبرئیل و اصلِ همۀ فقید میباشد. به همین عامل در شب معراج، جبرئیل که فروتر از پیامبر اکرم میباشد، از ادامه عروج به مراتب فراتر عقب ماند.
وی اعتقاد دارد که «واقعیت محمدیه» یا این که «روح»، اشرف ملائکه و برگزیدگانِ موجودات میباشد و اکثری از ملائک و مثلا جبرئیل، صورتی از او و عبد اویند.[۱۱۱] روح القدس و روح الامین نیز نزد جیلی، کنیه ویژه جبرئیل وجود ندارد و به حیث وی اینکه جبرئیل را روح الامین نامیدهاند از باب تسمیه فرع (جبرئیل) به اعتبار اصلش (یعنی عقل نخستین) میباشد.[۱۱۲] در اصطلاح اهل تصوف، به جبرئیل، روح القاء (واسطه القای دانش غیب بر قلوب) نیز آورده شده میباشد.[۱۱۳]

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم