تقارن دو پاراگراف "الست اولین بکم اینجانب انفسکم" و گزاره "اینجانب کنت مولاه"
دراین حدیث، فرستاده (ص) بر حق تقدم خود بر مؤمنین نسبت به خودشان تصریح می فرماید. این صحبت، مبتنی بر آیه شریفه «النبی اولین بالمؤمنین اینجانب انفسهم»[۱۱۲] میباشد. اولویتی که دراین آیه شریفه مطرح گردیدهاست، به معنای حق تقدم در سرپرستی کارهاِ مرتبط با معاش مؤمنان و همینطور حق تقدم در حکمکردن دربارهٔ آنها نسبت به خودشان میباشد. وقتی که حق تقدم وجود داشته باشد، یعنی قبول و اطاعت از حکم فردی که نسبت به ما حق تقدم داراست، برای ما نیز مورد نیاز میباشد.[۱۱۳] بر پایه ی لحاظ بعضی مفسران، حق تقدم دراین آیه، آحاد کارها مربوط به آئین و دنیای مسلمان ها را مشمول میگردد؛[۱۱۴][۱۱۵]به دلیل آن که نبی (ص) مؤمنان را صرفا به چیزی وامیدارااست که مصلحت آئین و دنیای آن ها را به دنبال تشریفات ترحیم مشهد داشته باشد.[۱۱۶]
بدین ترتیب، تقارن این گزاره-که به معنای حق تقدم در تصرف میباشد- با اعلام ولایت حضرت علی (ع) در گزاره اینجانب کنت مولاه…، علامت میدهد که منظور از مولی در فراز دوم نیز ذکر حق تقدم علی (ع) در تصرف میباشد.[۱۱۷]در منابع اهل سنت نیز از قسم قدمت بن خطاب نقل میباشد که فورا بعداز این اقراری که فرستاده (ص) در غدیر خم از مردمان گرفت و علی را تحت عنوان اماّ معرفی کرد قدمت به امام علی این سیرتکامل خطاب کرد و تهنیت اظهار کرد: بخٍّ بخٍّ لک یا این که علیّ ابن أبی طالب أصبحتَ مولای و مولی آحادّ مؤمن «آفرین، آفرین به تو ای فرزند ابو طالب! تو با این حرف نبی (ص) مولای اینجانب و مولای هر مؤمنی شدی.»[۱۱۸]
جملهها ابتدایی خطبه
فرستاده (ص) نخست خطابه خویش، از وفات خود خبر میدهد و بعد از توحید می پرسد و اینکه آیا به رسالت خود فعالیت کرده است.[۱۱۹] اینها کلیه علامت این میباشند که حضرت درپی راه حلجویی و ارائه خط مش حلی برای زمانه بعداز خود میباشند تا امت، بیسرپرست نماند و زحمات حوصلهفرسایی که درین سالها کشیده بودند، به هدر نرود. گویی میخواهند جانشینی انتخاب نمایند تا زمام کارها را بعد از رحلت وی به دست گیرد.[۱۲۰] آیه تبلیغ نیز قرینهای بر این مدعی میباشد.
قرائن فرنگی
نوشتهی علمیٔ اساسی: حدیث تبریک
شعر حسان بن اثبات در امر روز غدیر
یُنادیهِمُ یَومَ الغَدیرِ نَبِیُّهُم
بِخُمٍّ فَأَسمِع بِالرَّسولِ مُنادِیا این که
وقالَ فَمَن مَولاکُم ووَلِیُّکُم
فَقالوا ولَم یُبدوا هُناکَ التَّعامِیا این که
إلهُکَ مَولانا و أنتَ وَلِیُّنا
وما لَکَ مِنّا فِی الوِلایَةِ عاصِیا این که
فقال له قم یا این که علی فإننی
رضیتک اینجانب آتی إماما و هادیا
فمن کنت مولاه فهذا ولیه
فکونوا له انصار صحت موالیا
هناک دعا اللهم وال ولیه
و کن للذی معمولی علیا معادیا
ترجمه: رسول، در روز غدیر به مسلمانها ندا کرد و اظهار کرد: رسول و مولای شما چه کسی است؟ سوای هیچگونه درنگی گفتند: آفریدگار مولای ماست و تو نبی مائی. و از ما در این مورد نافرمانی نخواهی رویت کرد پیغمبر به علی فرمود: بلند شو که تو بعداز اینجانب پیشوای این خلقی. هر کس اینجانب مولای اویم، علی مولای اوست و بر شماست که به حقیقت در ادامه وی باشید. در اینجا فرستاده دعا کرد که خداوندا! دوست دوستدار وی و معاند دشمنانش باش. سید رضی، ص۴۳.
شادباش و تبریک قدمت بن خطاب و ابوبکر:
در برخی نقلهای حدیث غدیر، اورده شده میباشد که بعداز نقطه نهایی خطبه، خلیفه نخستین و دوم نزد امام علی(ع) آمدند و ولایت را به وی تهنیت گفتند.[۱۲۱] قدمت بن خطاب به وی اظهارکرد:
«بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یا این که ابنَ أبی طالب، أصبَحتَ مَولای و مَالبته کُلِّ مُسلمٍ» :ای اباالحسن، گوارا باد بر تو، مولای اینجانب و هر (مرد و زن) مؤمن شدی.[۱۲۲][۱۲۳] [یادداشت ۳]
این نوع تهنیتبیان کردن علامت میدهد که صحابه و مسلمانهاِ صدر اسلام، از واژه و کلمه مولی، معنای خلافت و حق تقدم در تصرف فهمیده بودند.[۱۲۴]
شعر شاعران صدر اسلام
تنی چند از مسلمان ها این اتفاق را به شعر درآوردهاند. اولین آنان، حسان بن اثبات بود. وی که در آن جای حضور داشت، از نبی پروردگار(ص) اذن گرفت و در وصف این اتفاق تعدادی بیت سرود. دراین ابیات، از این رخداد تحت عنوان نصبشدن حضرت علی (ع) تحت عنوان امام و هادی امت، خاطر شدهاست.[۱۲۵][۱۲۶]
بعد از آن، و در سالهای سپس عمرو عاص، قیس بن سعد بن عباده،[۱۲۷][۱۲۸] کمیت بن زید اسدی،[۱۲۹] محمد بن عبدالله حمیری،[۱۳۰] سید بن محمد بن حمیری،[۱۳۱]این رخداد را در پوسته شعر ذکر کردند.
حضرت علی (ع) نیز در یکسری بیت بدین موضوع اشاره داراست.[۱۳۲]
عبدالحسین امینی اسم یکسری شعر سرا از صحابه و تابعین و شاعران مسلمان تا قرن نهم را نقل مینماید.[۱۳۳] محتوای آحاد این ابیات و شعرها نشانه میدهد ادراک آنها از واژه و کلمه مولی، حق تقدم و خلافت بوده میباشد.
امام علی(ع):
فأوجبَ لی ولایتَهُ علیکمْ
پیامبرُ الله یومَ غدیرِ خُمّ
فویلٌ ثمّ ویلٌ ثمّ ویلٌ
لِاینجانب یَلقی الإلهَ غداً بظلمی
و نبی معبود، در روز غدیر خم، به فرمان خداوند ولایتم را بر شما واجب نمود
پس وای، وای، وای بر آنکه در روز بازپسین به ملاقات معبود برسد در حالیکه به اینجانب ظلم کردهباشد.
روضه خوان موءثر، الفصول، ص۲۸۰.
احتجاج و برهان اهل بیت بهاین حدیث
امام علی (ع) در یک سری شرایط بهاین حدیث استناد کرده است تا حقانیت (حق تقدم) خود در خلافت و امامت را نماد دهند. احتجاج با طلحه در مبارزه جمل،[۱۳۴] احتجاج در تراس مسجد کوفه،[۱۳۵] ضمنا یکسری بیت شعر که در طومارای به معاویه نوشت[۱۳۶] و احتجاج در نزاع صفین[۱۳۷] برای مثال این موردها میباشد. فاطمه زهرا (س) نیز در قبال معارضان خلافت علی (ع)، بهاین حدیث احتجاج نمود.[۱۳۸]
ابتلا پیدا کردن بعضی از صحابه که منکر این حدیث بودند به بیماریهای لاعلاج
نقل مینمایند که برخی از صحابه که شاهد ماجرای غدیر بودند و از شهیدشدندادن به آن جلوگیری کردند، به نفرین اهل بیت مبتلا و مریض شدند. برای مثال، انس بن صاحب به بیماری بَرَص دچار شد؛[۱۳۹][۱۴۰] زید بن ارقم[۱۴۱] و اشعث بن قیس[۱۴۲] نابینا شدند. این مقاله نماد دهنده این میباشد که جریان آن اتفاق موضوعای اصلیخیس از اعلام دوستی و امداد حضرت علی (ع) بوده میباشد که هم آن ها انکار میکردند و هم اهل بیت (ع) آن ها را مستحق نفرین خویش میدانستند.[۱۴۳]
تقارن دو پاراگراف "الست اولین بکم اینجانب انفسکم" و گزاره "اینجانب کنت مولاه"
دراین حدیث، فرستاده (ص) بر حق تقدم خود بر مؤمنین نسبت به خودشان تصریح می فرماید. این صحبت، مبتنی بر آیه شریفه «النبی اولین بالمؤمنین اینجانب انفسهم»[۱۱۲] میباشد. اولویتی که دراین آیه شریفه مطرح گردیدهاست، به معنای حق تقدم در سرپرستی کارهاِ مرتبط با معاش مؤمنان و همینطور حق تقدم در حکمکردن دربارهٔ آنها نسبت به خودشان میباشد. وقتی که حق تقدم وجود داشته باشد، یعنی قبول و اطاعت از حکم فردی که نسبت به ما حق تقدم داراست، برای ما نیز مورد نیاز میباشد.[۱۱۳] بر پایه ی لحاظ بعضی مفسران، حق تقدم دراین آیه، آحاد کارها مربوط به آئین و دنیای مسلمان ها را مشمول میگردد؛[۱۱۴][۱۱۵]به دلیل آن که نبی (ص) مؤمنان را صرفا به چیزی وامیدارااست که مصلحت آئین و دنیای آن ها را به دنبال تشریفات ترحیم مشهد داشته باشد.[۱۱۶]
بدین ترتیب، تقارن این گزاره-که به معنای حق تقدم در تصرف میباشد- با اعلام ولایت حضرت علی (ع) در گزاره اینجانب کنت مولاه…، علامت میدهد که منظور از مولی در فراز دوم نیز ذکر حق تقدم علی (ع) در تصرف میباشد.[۱۱۷]در منابع اهل سنت نیز از قسم قدمت بن خطاب نقل میباشد که فورا بعداز این اقراری که فرستاده (ص) در غدیر خم از مردمان گرفت و علی را تحت عنوان اماّ معرفی کرد قدمت به امام علی این سیرتکامل خطاب کرد و تهنیت اظهار کرد: بخٍّ بخٍّ لک یا این که علیّ ابن أبی طالب أصبحتَ مولای و مولی آحادّ مؤمن «آفرین، آفرین به تو ای فرزند ابو طالب! تو با این حرف نبی (ص) مولای اینجانب و مولای هر مؤمنی شدی.»[۱۱۸]
جملهها ابتدایی خطبه
فرستاده (ص) نخست خطابه خویش، از وفات خود خبر میدهد و بعد از توحید می پرسد و اینکه آیا به رسالت خود فعالیت کرده است.[۱۱۹] اینها کلیه علامت این میباشند که حضرت درپی راه حلجویی و ارائه خط مش حلی برای زمانه بعداز خود میباشند تا امت، بیسرپرست نماند و زحمات حوصلهفرسایی که درین سالها کشیده بودند، به هدر نرود. گویی میخواهند جانشینی انتخاب نمایند تا زمام کارها را بعد از رحلت وی به دست گیرد.[۱۲۰] آیه تبلیغ نیز قرینهای بر این مدعی میباشد.
قرائن فرنگی
نوشتهی علمیٔ اساسی: حدیث تبریک
شعر حسان بن اثبات در امر روز غدیر
یُنادیهِمُ یَومَ الغَدیرِ نَبِیُّهُم
بِخُمٍّ فَأَسمِع بِالرَّسولِ مُنادِیا این که
وقالَ فَمَن مَولاکُم ووَلِیُّکُم
فَقالوا ولَم یُبدوا هُناکَ التَّعامِیا این که
إلهُکَ مَولانا و أنتَ وَلِیُّنا
وما لَکَ مِنّا فِی الوِلایَةِ عاصِیا این که
فقال له قم یا این که علی فإننی
رضیتک اینجانب آتی إماما و هادیا
فمن کنت مولاه فهذا ولیه
فکونوا له انصار صحت موالیا
هناک دعا اللهم وال ولیه
و کن للذی معمولی علیا معادیا
ترجمه: رسول، در روز غدیر به مسلمانها ندا کرد و اظهار کرد: رسول و مولای شما چه کسی است؟ سوای هیچگونه درنگی گفتند: آفریدگار مولای ماست و تو نبی مائی. و از ما در این مورد نافرمانی نخواهی رویت کرد پیغمبر به علی فرمود: بلند شو که تو بعداز اینجانب پیشوای این خلقی. هر کس اینجانب مولای اویم، علی مولای اوست و بر شماست که به حقیقت در ادامه وی باشید. در اینجا فرستاده دعا کرد که خداوندا! دوست دوستدار وی و معاند دشمنانش باش. سید رضی، ص۴۳.
شادباش و تبریک قدمت بن خطاب و ابوبکر:
در برخی نقلهای حدیث غدیر، اورده شده میباشد که بعداز نقطه نهایی خطبه، خلیفه نخستین و دوم نزد امام علی(ع) آمدند و ولایت را به وی تهنیت گفتند.[۱۲۱] قدمت بن خطاب به وی اظهارکرد:
«بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یا این که ابنَ أبی طالب، أصبَحتَ مَولای و مَالبته کُلِّ مُسلمٍ» :ای اباالحسن، گوارا باد بر تو، مولای اینجانب و هر (مرد و زن) مؤمن شدی.[۱۲۲][۱۲۳] [یادداشت ۳]
این نوع تهنیتبیان کردن علامت میدهد که صحابه و مسلمانهاِ صدر اسلام، از واژه و کلمه مولی، معنای خلافت و حق تقدم در تصرف فهمیده بودند.[۱۲۴]
شعر شاعران صدر اسلام
تنی چند از مسلمان ها این اتفاق را به شعر درآوردهاند. اولین آنان، حسان بن اثبات بود. وی که در آن جای حضور داشت، از نبی پروردگار(ص) اذن گرفت و در وصف این اتفاق تعدادی بیت سرود. دراین ابیات، از این رخداد تحت عنوان نصبشدن حضرت علی (ع) تحت عنوان امام و هادی امت، خاطر شدهاست.[۱۲۵][۱۲۶]
بعد از آن، و در سالهای سپس عمرو عاص، قیس بن سعد بن عباده،[۱۲۷][۱۲۸] کمیت بن زید اسدی،[۱۲۹] محمد بن عبدالله حمیری،[۱۳۰] سید بن محمد بن حمیری،[۱۳۱]این رخداد را در پوسته شعر ذکر کردند.
حضرت علی (ع) نیز در یکسری بیت بدین موضوع اشاره داراست.[۱۳۲]
عبدالحسین امینی اسم یکسری شعر سرا از صحابه و تابعین و شاعران مسلمان تا قرن نهم را نقل مینماید.[۱۳۳] محتوای آحاد این ابیات و شعرها نشانه میدهد ادراک آنها از واژه و کلمه مولی، حق تقدم و خلافت بوده میباشد.
امام علی(ع):
فأوجبَ لی ولایتَهُ علیکمْ
پیامبرُ الله یومَ غدیرِ خُمّ
فویلٌ ثمّ ویلٌ ثمّ ویلٌ
لِاینجانب یَلقی الإلهَ غداً بظلمی
و نبی معبود، در روز غدیر خم، به فرمان خداوند ولایتم را بر شما واجب نمود
پس وای، وای، وای بر آنکه در روز بازپسین به ملاقات معبود برسد در حالیکه به اینجانب ظلم کردهباشد.
روضه خوان موءثر، الفصول، ص۲۸۰.
احتجاج و برهان اهل بیت بهاین حدیث
امام علی (ع) در یک سری شرایط بهاین حدیث استناد کرده است تا حقانیت (حق تقدم) خود در خلافت و امامت را نماد دهند. احتجاج با طلحه در مبارزه جمل،[۱۳۴] احتجاج در تراس مسجد کوفه،[۱۳۵] ضمنا یکسری بیت شعر که در طومارای به معاویه نوشت[۱۳۶] و احتجاج در نزاع صفین[۱۳۷] برای مثال این موردها میباشد. فاطمه زهرا (س) نیز در قبال معارضان خلافت علی (ع)، بهاین حدیث احتجاج نمود.[۱۳۸]
ابتلا پیدا کردن بعضی از صحابه که منکر این حدیث بودند به بیماریهای لاعلاج
نقل مینمایند که برخی از صحابه که شاهد ماجرای غدیر بودند و از شهیدشدندادن به آن جلوگیری کردند، به نفرین اهل بیت مبتلا و مریض شدند. برای مثال، انس بن صاحب به بیماری بَرَص دچار شد؛[۱۳۹][۱۴۰] زید بن ارقم[۱۴۱] و اشعث بن قیس[۱۴۲] نابینا شدند. این مقاله نماد دهنده این میباشد که جریان آن اتفاق موضوعای اصلیخیس از اعلام دوستی و امداد حضرت علی (ع) بوده میباشد که هم آن ها انکار میکردند و هم اهل بیت (ع) آن ها را مستحق نفرین خویش میدانستند.[۱۴۳]

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم