اعتبار احادیث
به گفته روضه خوان طوسی در کتاب العدة، در شرایطیکه راوی از فرق شیعه مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه بود و در ودیعه گزینه یقین بود، در صورتیکه که روایتی برخلاف روایتش نباشد و امامیه برخلاف آن فعالیت نکرده باشد، بایستی به روایاتش شغل گردد و به همین جهت میباشد که امامیه به احادیث عبدالله بن بکیر و.. از فطحیه و احادیث سماعة بن مهران، علی بن ابیحمزه، عثمان بن عیسی رواسی و... از واقفه و نیز احادیث بنی فضال و.. فعالیت تشریفات ترحیم مشهد مینمایند.[۳۱]
اقوال طوایف متعدد واقفیه
معتقدین به رجعت
با شهیدشدن موسی بن جعفر(ع) به جز شیعهها قطعیه که به درگذشت آن حضرت اعتقاد و باور داشتند و به امامت علی بن موسی الرضا(ع) اعتراف کردند، گروهی از واقفیان هم درگذشت امام هفتم(ع) را پذیرفتند البته زیرا نظریه داشتند او به عبارتی قیام کننده اهل بیت (قائم آل محمد) میباشد؛ لذا اظهار داشتند که وی رجعتی خواهد داشت و در آن علیه ظلم و ستم قیام خواهد کرد. این مجموعه خویش، به دو گروه تقسیم میشوند:
گروهی معتقد بودند امام هفتم(ع) به شهید شدن رسیده و از عالم رفته میباشد البته وی به عبارتی مهدی قائم امت میباشد و زیرا وقت قیام وی فرا رسد رجعت خواهد کرد و زمین را که از ظلم و جور لبریز شده از عدالت سرشار سازد. آن ها بهاین حرف منسوب به امام درستگو(ع) که درباره او فرموده بود: وی شباهتی به عیسی بن مریم دارااست و به دست بنی عباس کشته گردد، [۳۲] برهان میکردند.
امّا مجموعه دیگری از این واقفیان شهیدشدن آن حضرت را انکار میکردند و نظریه داشتند وی به مرگ خویش درگذشته و خدا او را به افقها برده میباشد و به هنگام قیامش اورا به زمین فرود خواهد آورد.[۳۳] بنابراین در چگونگی وفات و رجعت آن حضرت با دسته در آغاز اختلاف داشتند.
معتقدان به غایب بودن
تیم دیگری از واقفیان از به عبارتی آغاز و فرصت شهید شدن موسی بن جعفر(ع) مسأله وفات آن حضرت را انکار کردند و اظهار داشتند او از جهان نرفته و زنده میباشد. این دسته نیز دربین خویش درباره کیفیت غایب بودن و مسأله امامت شیعهها مبتلا اختلاف شدند.[مستلزم منبع]
یک تیم میگفتند موسی بن جعفر(ع) زنده میباشد، از عالم نرفته و نخواهد رفت تا این که تمامی شرق و غرب زمین را ذیل سیطره خویش درآورد و عدالت را بر آنان حکمفرما سازد و وی به عبارتی مهدی و قائم آل محمد میباشد. آنها میپنداشتند که حضرت مخفیانه، به سیرتکاملای که کسی او را ندید از زندان بیرون شوید و آنگاه از دیدگان عموم غائب گشته و نهفته شد امّا پادشاه و درباریان داعیه کردند که وی در پیشین و عموم را به توهم انداختند. آنها در این مورد به روایتی از امام درست گو(ع) استناد میکردند که فرموده بود: وی مهدی قائم امت میباشد و حتی در شرایطی که راز بریدهاش را از بالای کوه به پائین بیاندازند نباید اعتقاد و باور کرد چون وی قیام کننده اهل بیت میباشد.[۳۴]
مجموعه دیگری از همین تیم که وفات امام هفتم(ع) را انکار کردند نظریه داشتند که او حتی زندانی هم نشد بلکه در به عبارتی روزها غائب شوید و اکنون زنده میباشد و مهدی موعود و قائم آل محمد اوست. به نظریه آن ها موسی بن جعفر(ع) به هنگام غیبتش یکیاز اصحابش به اسم محمد بن بشیر را جانشین خویش در کارهایش قرار بخشید و اورا وصی خویش نموده و انگشتریش را به او داد و آن چه را عموم بدان احتیاج پیدا مینمایند به محمّد بن بشیر یادگرفت و امور را به وی واگذار کرد. محمد بن بشیر هم به مکان خویش در هنگام مرگش، پسرش سمیع بن محمد را معرفی کرد و وی پیشوای عموم بود و آنگاه کسی که را که سمیع معرفی نماید پیشوا خواهد بود و این شرایط همچنان ادامه خواهد داشت تا موسی بن جعفر(ع) ظهور کند و قیام نماید.[۳۵] این تیم که رهروان عقاید محمد بن بشیر بودند به اسم بشیریه هم شناخته میشوند.[۳۶]
لا اَدْریّون
دسته سوم آراءِ معتدلتری ارائه دادند، آن ها اظهار میداشتند با اعتنا به خبر ها بسیار درباره اینکه موسی بن جعفر(ع) مهدی و قائم میباشد و نمیتوانیم آن ها را تکذیب کنیم از یک سو، و از سوی دیگر اخباری که درباره درگذشت بابا و نیاکان آن حضرت یعنی امامان پیشین به دست رسیده و همه تائیدی بر صحّت خبر وفات موسی بن جعفر(ع) می باشند و اینها را هم نمیتوانیم تکذیب کنیم، از این رو نمیدانیم که آیا او از عالم رفته یا این که زنده میباشد و نمیتوانیم بر هیچ یک تأکید کنیم و نمیتوانیم از امامت وی هم بالاتر برویم پس بر این فرمان توقف می کنیم تا در طی قیام وی این فرمان برای ما آشکار خواهد شد.[۳۷] به لحاظ میرسد کهاین تیم واقع بینانهخیس با موضوع واکنش کردهاند. اما می بایست اعتنا داشت که استناد وی به داستان وارده درباره قائمیت امام هفتم(ع) با طیف وسیعی از احادیث درست و پشت سر هم راجعبه مهدویت در تعارض میباشد، بدین ترتیب عامل آنانرا فسخ میسازد. این مجموعه به باعث این که دراین مسأله اظهار بیاطلاعی میکردند و میگفتند: «ما نمیدانیم» (لا ندری) به فرقه «لا اَدریّون» دارای شهرت شدند.[۳۸]
اعتبار احادیث
به گفته روضه خوان طوسی در کتاب العدة، در شرایطیکه راوی از فرق شیعه مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه بود و در ودیعه گزینه یقین بود، در صورتیکه که روایتی برخلاف روایتش نباشد و امامیه برخلاف آن فعالیت نکرده باشد، بایستی به روایاتش شغل گردد و به همین جهت میباشد که امامیه به احادیث عبدالله بن بکیر و.. از فطحیه و احادیث سماعة بن مهران، علی بن ابیحمزه، عثمان بن عیسی رواسی و... از واقفه و نیز احادیث بنی فضال و.. فعالیت تشریفات ترحیم مشهد مینمایند.[۳۱]
اقوال طوایف متعدد واقفیه
معتقدین به رجعت
با شهیدشدن موسی بن جعفر(ع) به جز شیعهها قطعیه که به درگذشت آن حضرت اعتقاد و باور داشتند و به امامت علی بن موسی الرضا(ع) اعتراف کردند، گروهی از واقفیان هم درگذشت امام هفتم(ع) را پذیرفتند البته زیرا نظریه داشتند او به عبارتی قیام کننده اهل بیت (قائم آل محمد) میباشد؛ لذا اظهار داشتند که وی رجعتی خواهد داشت و در آن علیه ظلم و ستم قیام خواهد کرد. این مجموعه خویش، به دو گروه تقسیم میشوند:
گروهی معتقد بودند امام هفتم(ع) به شهید شدن رسیده و از عالم رفته میباشد البته وی به عبارتی مهدی قائم امت میباشد و زیرا وقت قیام وی فرا رسد رجعت خواهد کرد و زمین را که از ظلم و جور لبریز شده از عدالت سرشار سازد. آن ها بهاین حرف منسوب به امام درستگو(ع) که درباره او فرموده بود: وی شباهتی به عیسی بن مریم دارااست و به دست بنی عباس کشته گردد، [۳۲] برهان میکردند.
امّا مجموعه دیگری از این واقفیان شهیدشدن آن حضرت را انکار میکردند و نظریه داشتند وی به مرگ خویش درگذشته و خدا او را به افقها برده میباشد و به هنگام قیامش اورا به زمین فرود خواهد آورد.[۳۳] بنابراین در چگونگی وفات و رجعت آن حضرت با دسته در آغاز اختلاف داشتند.
معتقدان به غایب بودن
تیم دیگری از واقفیان از به عبارتی آغاز و فرصت شهید شدن موسی بن جعفر(ع) مسأله وفات آن حضرت را انکار کردند و اظهار داشتند او از جهان نرفته و زنده میباشد. این دسته نیز دربین خویش درباره کیفیت غایب بودن و مسأله امامت شیعهها مبتلا اختلاف شدند.[مستلزم منبع]
یک تیم میگفتند موسی بن جعفر(ع) زنده میباشد، از عالم نرفته و نخواهد رفت تا این که تمامی شرق و غرب زمین را ذیل سیطره خویش درآورد و عدالت را بر آنان حکمفرما سازد و وی به عبارتی مهدی و قائم آل محمد میباشد. آنها میپنداشتند که حضرت مخفیانه، به سیرتکاملای که کسی او را ندید از زندان بیرون شوید و آنگاه از دیدگان عموم غائب گشته و نهفته شد امّا پادشاه و درباریان داعیه کردند که وی در پیشین و عموم را به توهم انداختند. آنها در این مورد به روایتی از امام درست گو(ع) استناد میکردند که فرموده بود: وی مهدی قائم امت میباشد و حتی در شرایطی که راز بریدهاش را از بالای کوه به پائین بیاندازند نباید اعتقاد و باور کرد چون وی قیام کننده اهل بیت میباشد.[۳۴]
مجموعه دیگری از همین تیم که وفات امام هفتم(ع) را انکار کردند نظریه داشتند که او حتی زندانی هم نشد بلکه در به عبارتی روزها غائب شوید و اکنون زنده میباشد و مهدی موعود و قائم آل محمد اوست. به نظریه آن ها موسی بن جعفر(ع) به هنگام غیبتش یکیاز اصحابش به اسم محمد بن بشیر را جانشین خویش در کارهایش قرار بخشید و اورا وصی خویش نموده و انگشتریش را به او داد و آن چه را عموم بدان احتیاج پیدا مینمایند به محمّد بن بشیر یادگرفت و امور را به وی واگذار کرد. محمد بن بشیر هم به مکان خویش در هنگام مرگش، پسرش سمیع بن محمد را معرفی کرد و وی پیشوای عموم بود و آنگاه کسی که را که سمیع معرفی نماید پیشوا خواهد بود و این شرایط همچنان ادامه خواهد داشت تا موسی بن جعفر(ع) ظهور کند و قیام نماید.[۳۵] این تیم که رهروان عقاید محمد بن بشیر بودند به اسم بشیریه هم شناخته میشوند.[۳۶]
لا اَدْریّون
دسته سوم آراءِ معتدلتری ارائه دادند، آن ها اظهار میداشتند با اعتنا به خبر ها بسیار درباره اینکه موسی بن جعفر(ع) مهدی و قائم میباشد و نمیتوانیم آن ها را تکذیب کنیم از یک سو، و از سوی دیگر اخباری که درباره درگذشت بابا و نیاکان آن حضرت یعنی امامان پیشین به دست رسیده و همه تائیدی بر صحّت خبر وفات موسی بن جعفر(ع) می باشند و اینها را هم نمیتوانیم تکذیب کنیم، از این رو نمیدانیم که آیا او از عالم رفته یا این که زنده میباشد و نمیتوانیم بر هیچ یک تأکید کنیم و نمیتوانیم از امامت وی هم بالاتر برویم پس بر این فرمان توقف می کنیم تا در طی قیام وی این فرمان برای ما آشکار خواهد شد.[۳۷] به لحاظ میرسد کهاین تیم واقع بینانهخیس با موضوع واکنش کردهاند. اما می بایست اعتنا داشت که استناد وی به داستان وارده درباره قائمیت امام هفتم(ع) با طیف وسیعی از احادیث درست و پشت سر هم راجعبه مهدویت در تعارض میباشد، بدین ترتیب عامل آنانرا فسخ میسازد. این مجموعه به باعث این که دراین مسأله اظهار بیاطلاعی میکردند و میگفتند: «ما نمیدانیم» (لا ندری) به فرقه «لا اَدریّون» دارای شهرت شدند.[۳۸]

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم