loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 16
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 13:51


اعتبار احادیث
به گفته روضه خوان طوسی در کتاب العدة، در شرایطی‌که راوی از فرق شیعه مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه بود و در ودیعه گزینه یقین بود، در صورتیکه که روایتی برخلاف روایتش نباشد و امامیه برخلاف آن فعالیت نکرده باشد، بایستی به روایاتش شغل گردد و به همین جهت میباشد که امامیه به احادیث عبدالله بن بکیر و.. از فطحیه و احادیث سماعة بن مهران، علی بن ابی‌حمزه، عثمان بن عیسی رواسی و... از واقفه و نیز احادیث بنی فضال و.. فعالیت تشریفات ترحیم مشهد می‌نمایند.[۳۱]

اقوال طوایف متعدد واقفیه
معتقدین به رجعت‏
با شهیدشدن موسی بن جعفر(ع) به جز شیعه‌ها قطعیه که به درگذشت آن حضرت اعتقاد و باور داشتند و به امامت علی بن موسی الرضا(ع) اعتراف کردند، گروهی از واقفیان هم درگذشت امام هفتم‏(ع) را پذیرفتند البته زیرا نظریه داشتند او به عبارتی قیام کننده اهل بیت (قائم آل محمد) میباشد؛ لذا اظهار داشتند که وی رجعتی خواهد داشت و در آن علیه ظلم و ستم قیام خواهد کرد. این مجموعه خویش، به دو گروه تقسیم می‏شوند:

گروهی معتقد بودند امام هفتم‏(ع) به شهید شدن رسیده و از عالم رفته میباشد البته وی به عبارتی مهدی قائم امت میباشد و زیرا وقت قیام وی فرا رسد رجعت خواهد کرد و زمین را که از ظلم و جور لبریز شده از عدالت سرشار سازد. آن ها به‌این حرف منسوب به امام درستگو‏(ع) که درباره او فرموده بود: وی شباهتی به عیسی بن مریم دارااست و به دست بنی ‏عباس کشته گردد، [۳۲] برهان می‌کردند.
امّا مجموعه دیگری از این واقفیان شهیدشدن آن حضرت را انکار می‌‏کردند و نظریه داشتند وی به مرگ خویش درگذشته و خدا او را به افق‏ها برده میباشد و به هنگام قیامش اورا به زمین فرود خواهد آورد.[۳۳] بنابراین در چگونگی وفات و رجعت آن حضرت با دسته در آغاز اختلاف داشتند.
معتقدان به غایب بودن‏
تیم دیگری از واقفیان از به عبارتی آغاز و فرصت شهید شدن موسی بن جعفر(ع) مسأله وفات آن حضرت را انکار کردند و اظهار داشتند او از جهان نرفته و زنده میباشد. این دسته نیز دربین خویش درباره کیفیت غایب بودن و مسأله امامت شیعه‌ها مبتلا اختلاف شدند.[مستلزم منبع]

یک تیم می‌گفتند موسی بن جعفر(ع) زنده میباشد، از عالم نرفته و نخواهد رفت تا این که تمامی شرق و غرب زمین را ذیل سیطره خویش درآورد و عدالت را بر آنان حکمفرما سازد و وی به عبارتی مهدی و قائم آل محمد میباشد. آن‌ها می‌‏پنداشتند که حضرت مخفیانه، به سیرتکامل‏‌ای که کسی او را ندید از زندان بیرون شوید و آن‌گاه از دیدگان عموم غائب گشته و نهفته شد امّا پادشاه و درباریان داعیه کردند که وی در پیشین و عموم را به توهم انداختند. آن‌ها در این مورد به روایتی از امام درست گو‏(ع) استناد می‌‏کردند که فرموده بود: وی مهدی قائم امت میباشد و حتی در شرایطی که راز بریده‌‏اش را از بالای کوه به پائین بیاندازند نباید اعتقاد و باور کرد چون وی قیام کننده اهل بیت میباشد.[۳۴]
مجموعه دیگری از همین تیم که وفات امام هفتم‏(ع) را انکار کردند نظریه داشتند که او حتی زندانی هم نشد بلکه در به عبارتی روزها غائب شوید و اکنون زنده میباشد و مهدی موعود و قائم آل محمد اوست. به نظریه آن ها موسی بن جعفر(ع) به هنگام غیبتش یکی‌از اصحابش به اسم محمد بن بشیر را جانشین خویش در کارهایش قرار بخشید و اورا وصی خویش نموده و انگشتریش را به او داد و آن چه را عموم بدان احتیاج پیدا می‌‏نمایند به محمّد بن بشیر یادگرفت و امور را به وی واگذار کرد. محمد بن بشیر هم به مکان خویش در هنگام مرگش، پسرش سمیع بن محمد را معرفی کرد و وی پیشوای عموم بود و آنگاه کسی که را که سمیع معرفی نماید پیشوا خواهد بود و این شرایط هم‏چنان ادامه خواهد داشت تا موسی بن جعفر(ع) ظهور کند و قیام نماید.[۳۵] این تیم که رهروان عقاید محمد بن بشیر بودند به اسم بشیریه هم شناخته می‏شوند.[۳۶]
لا اَدْریّون‏
دسته سوم آراءِ معتدل‏‌تری ارائه دادند، آن ها اظهار می‌‏داشتند با اعتنا به خبر ها بسیار درباره اینکه موسی بن جعفر(ع) مهدی و قائم میباشد و نمی‌‏توانیم آن ها را تکذیب کنیم از یک سو، و از سوی دیگر اخباری که درباره درگذشت بابا و نیاکان آن حضرت یعنی امامان پیشین به دست رسیده و همه تائیدی بر صحّت خبر وفات موسی بن جعفر(ع) می باشند و اینها را هم نمی‌‏توانیم تکذیب کنیم، از این رو نمی‌دانیم که آیا او از عالم رفته یا این که زنده میباشد و نمی‌‏توانیم بر هیچ یک تأکید کنیم و نمی‌توانیم از امامت وی هم بالاتر برویم پس بر این فرمان توقف می کنیم تا در طی قیام وی این فرمان برای ما آشکار خواهد شد.[۳۷] به لحاظ میرسد که‌این تیم واقع ‏بینانه‌‏خیس با موضوع واکنش کرده‌‏اند. اما می بایست اعتنا داشت که استناد وی به داستان وارده درباره قائمیت امام هفتم‏(ع) با طیف وسیعی از احادیث درست و پشت سر هم راجع‌به مهدویت در تعارض میباشد، بدین ترتیب عامل آنان‌را فسخ می‌‏سازد. این مجموعه به باعث این که در‌این مسأله اظهار بی‌اطلاعی می‌‏کردند و می‌گفتند: «‌ما نمی‌دانیم‌» (لا ندری) به فرقه «‌لا اَدریّون‌» دارای شهرت شدند.[۳۸]


اعتبار احادیث
به گفته روضه خوان طوسی در کتاب العدة، در شرایطی‌که راوی از فرق شیعه مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه بود و در ودیعه گزینه یقین بود، در صورتیکه که روایتی برخلاف روایتش نباشد و امامیه برخلاف آن فعالیت نکرده باشد، بایستی به روایاتش شغل گردد و به همین جهت میباشد که امامیه به احادیث عبدالله بن بکیر و.. از فطحیه و احادیث سماعة بن مهران، علی بن ابی‌حمزه، عثمان بن عیسی رواسی و... از واقفه و نیز احادیث بنی فضال و.. فعالیت تشریفات ترحیم مشهد می‌نمایند.[۳۱]

اقوال طوایف متعدد واقفیه
معتقدین به رجعت‏
با شهیدشدن موسی بن جعفر(ع) به جز شیعه‌ها قطعیه که به درگذشت آن حضرت اعتقاد و باور داشتند و به امامت علی بن موسی الرضا(ع) اعتراف کردند، گروهی از واقفیان هم درگذشت امام هفتم‏(ع) را پذیرفتند البته زیرا نظریه داشتند او به عبارتی قیام کننده اهل بیت (قائم آل محمد) میباشد؛ لذا اظهار داشتند که وی رجعتی خواهد داشت و در آن علیه ظلم و ستم قیام خواهد کرد. این مجموعه خویش، به دو گروه تقسیم می‏شوند:

گروهی معتقد بودند امام هفتم‏(ع) به شهید شدن رسیده و از عالم رفته میباشد البته وی به عبارتی مهدی قائم امت میباشد و زیرا وقت قیام وی فرا رسد رجعت خواهد کرد و زمین را که از ظلم و جور لبریز شده از عدالت سرشار سازد. آن ها به‌این حرف منسوب به امام درستگو‏(ع) که درباره او فرموده بود: وی شباهتی به عیسی بن مریم دارااست و به دست بنی ‏عباس کشته گردد، [۳۲] برهان می‌کردند.
امّا مجموعه دیگری از این واقفیان شهیدشدن آن حضرت را انکار می‌‏کردند و نظریه داشتند وی به مرگ خویش درگذشته و خدا او را به افق‏ها برده میباشد و به هنگام قیامش اورا به زمین فرود خواهد آورد.[۳۳] بنابراین در چگونگی وفات و رجعت آن حضرت با دسته در آغاز اختلاف داشتند.
معتقدان به غایب بودن‏
تیم دیگری از واقفیان از به عبارتی آغاز و فرصت شهید شدن موسی بن جعفر(ع) مسأله وفات آن حضرت را انکار کردند و اظهار داشتند او از جهان نرفته و زنده میباشد. این دسته نیز دربین خویش درباره کیفیت غایب بودن و مسأله امامت شیعه‌ها مبتلا اختلاف شدند.[مستلزم منبع]

یک تیم می‌گفتند موسی بن جعفر(ع) زنده میباشد، از عالم نرفته و نخواهد رفت تا این که تمامی شرق و غرب زمین را ذیل سیطره خویش درآورد و عدالت را بر آنان حکمفرما سازد و وی به عبارتی مهدی و قائم آل محمد میباشد. آن‌ها می‌‏پنداشتند که حضرت مخفیانه، به سیرتکامل‏‌ای که کسی او را ندید از زندان بیرون شوید و آن‌گاه از دیدگان عموم غائب گشته و نهفته شد امّا پادشاه و درباریان داعیه کردند که وی در پیشین و عموم را به توهم انداختند. آن‌ها در این مورد به روایتی از امام درست گو‏(ع) استناد می‌‏کردند که فرموده بود: وی مهدی قائم امت میباشد و حتی در شرایطی که راز بریده‌‏اش را از بالای کوه به پائین بیاندازند نباید اعتقاد و باور کرد چون وی قیام کننده اهل بیت میباشد.[۳۴]
مجموعه دیگری از همین تیم که وفات امام هفتم‏(ع) را انکار کردند نظریه داشتند که او حتی زندانی هم نشد بلکه در به عبارتی روزها غائب شوید و اکنون زنده میباشد و مهدی موعود و قائم آل محمد اوست. به نظریه آن ها موسی بن جعفر(ع) به هنگام غیبتش یکی‌از اصحابش به اسم محمد بن بشیر را جانشین خویش در کارهایش قرار بخشید و اورا وصی خویش نموده و انگشتریش را به او داد و آن چه را عموم بدان احتیاج پیدا می‌‏نمایند به محمّد بن بشیر یادگرفت و امور را به وی واگذار کرد. محمد بن بشیر هم به مکان خویش در هنگام مرگش، پسرش سمیع بن محمد را معرفی کرد و وی پیشوای عموم بود و آنگاه کسی که را که سمیع معرفی نماید پیشوا خواهد بود و این شرایط هم‏چنان ادامه خواهد داشت تا موسی بن جعفر(ع) ظهور کند و قیام نماید.[۳۵] این تیم که رهروان عقاید محمد بن بشیر بودند به اسم بشیریه هم شناخته می‏شوند.[۳۶]
لا اَدْریّون‏
دسته سوم آراءِ معتدل‏‌تری ارائه دادند، آن ها اظهار می‌‏داشتند با اعتنا به خبر ها بسیار درباره اینکه موسی بن جعفر(ع) مهدی و قائم میباشد و نمی‌‏توانیم آن ها را تکذیب کنیم از یک سو، و از سوی دیگر اخباری که درباره درگذشت بابا و نیاکان آن حضرت یعنی امامان پیشین به دست رسیده و همه تائیدی بر صحّت خبر وفات موسی بن جعفر(ع) می باشند و اینها را هم نمی‌‏توانیم تکذیب کنیم، از این رو نمی‌دانیم که آیا او از عالم رفته یا این که زنده میباشد و نمی‌‏توانیم بر هیچ یک تأکید کنیم و نمی‌توانیم از امامت وی هم بالاتر برویم پس بر این فرمان توقف می کنیم تا در طی قیام وی این فرمان برای ما آشکار خواهد شد.[۳۷] به لحاظ میرسد که‌این تیم واقع ‏بینانه‌‏خیس با موضوع واکنش کرده‌‏اند. اما می بایست اعتنا داشت که استناد وی به داستان وارده درباره قائمیت امام هفتم‏(ع) با طیف وسیعی از احادیث درست و پشت سر هم راجع‌به مهدویت در تعارض میباشد، بدین ترتیب عامل آنان‌را فسخ می‌‏سازد. این مجموعه به باعث این که در‌این مسأله اظهار بی‌اطلاعی می‌‏کردند و می‌گفتند: «‌ما نمی‌دانیم‌» (لا ندری) به فرقه «‌لا اَدریّون‌» دارای شهرت شدند.[۳۸]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 190
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 191
  • بازدید ماه : 191
  • بازدید سال : 1719
  • بازدید کلی : 30482
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی