حضور در رخداد کربلا
بر طبق گزارشهای جان دار در مقاتل، سکینه در حادثه کربلا حضور داشته میباشد. بنابر نقل این منابع، در روز عاشورا، امام حسین(ع) برای واپسین وداع، از میدان پیکار به سوی اهل بیت خویش رجوع و برگشت و با آنها وداع کرد آن گاه نزد دختر خویش سکینه رفت که در کنارهای نشسته و میگریست. امام حسین(ع)اورا به صبوری دعوت کرد و بغل کرد، اشک از چشمان وی تمیز کرد و درضمن اشعاری به سکینه تشریفات ترحیم مشهد اذعان کرد:
سَيَطُولُ بَعْدِى يَا سُكَيْنَةُ فَاعْلَمِى
مِنْكِ الْبُكَاءُ إذَا الْحَمَامُ دَهَانِى
لاَ تُحْرِقِى قَلْبِى بِدَمْعِكِ حَسْرَةً
مَا دَامَ مِنِّى الرُّوحُ فِى جُثْمَانِى
فَإذَا قُتِلْتُ فَأنْتِ أوْلَى بِالَّذِى
تَبْكِيَخیرُ يَا خَيْرَةَ النِّسْوَانِ[۲۲]
ترجمه: ای سکینه! بدان که بعد از اینجانب، ناله تو زمان بر خواهد بود.
تا هنگامی که جان در تن دارم منرا با اشک حسرت توشه خویش مسوزان.
ای شایسته ترین زنان! آن گاه که اینجانب کشته شدم، تو برای فغان سزاوارتری. همینطور بیان شده که در روز یازدهم محرم به هنگام وداع اهل بیت(ع) با شهدا سکینه بعداز سخنان عمهاش زینب(س) پیش رفت و لاشه بابا را در آغوش گرفت امالشکریان قدمت بن سعد اورا به اجبار از تن پدرش غیروابسته کردند.[۲۳]
روزها اسارت
بعداز حادثه عاشورا، سکینه همپا دیگر اسیران کربلا به کوفه و شام برده شدند. از آسان بن سعد ساعدی صحابه رسول اسلام(ص) ماجرا گردیده که روز ورود اسرا به شام در دروازه ساعتها دختری را دیدم که بر شتری بیمحمل سوار بود؛ وی خویش را سکینه دختر امام حسین(ع) معرفی کرد و از اینجانب خواست برای مراقبت حرمت خویشاوندان فرستاده معبود(ص) کاری کنم که نیزهداران سرهای شهدای کربلا را از گوشه و کنار اسیران به دور نمایند. راحت می گوید اینجانب با پرداخت پاره ای دینار توانستم منظور اورا برآورده کنم.[۲۴] در بعضا از منابع تاریخی نیز خوابی از سکینه در دمشق آورده شده که در آن فرستاده اسلام(ص) یاروهمدم بعضا از پیامبران و فاطمه زهراء(س) با ملازمت جمعای از زنان بهشتی در حالی که تیشرت خونی امام حسین(ع) در چنگ مادرش بود به سمت کربلا میروند.[۲۵]
خصوصیتهای اجتماعی، علمی و معنوی
سکینه دختر امام حسین(ع) را از زرنگترین، زیباترین، خوشاخلاقترین، باتقواترین و بلندمرتبه زنان زمان خود دانستهاند.[۲۶] امام حسین(ع) سکینه را مخلوقای غرق در ذات الهی معرفی کرده که نماد دهنده ادب و کمال اوست.[۲۷]
سخاوت سکینه نیز در کتاب ها تاریخی گزینه اشاره قرار گرفته میباشد. وی هزینه هجرت حج برادرش امام سجاد(ع) را پرداخته میباشد.[۲۸]
در کتابهای رجالی از سکینه تحت عنوان یکی راویان حدیث خاطر گردیده که کوفیان از وی قصه کردهاند.[۲۹] سکینه یار و همدم خواهر خویش فاطمه از راویان حدیث بابا خویش امام حسین(ع) به شمار میایند[۳۰] و راویانی همانند عبیدالله بن ابیارفع، فائد مدنی، سکینه دختر اسماعیل بن ابیخالد و سکینه دختر حکم کننده ابیذر از وی داستان نقل کردهاند.[۳۱]
همینطور از احاطه بر ادبیات و شعر عرب و شیوایی و شیوایی سکینه صحبت به فی مابین آمده میباشد. گزارشهای وی از حادثه کربلا در پوسته شعر، اشعار و قصاید وی در رثای پدرش امام حسین(ع) دارای اسم و رسم میباشد. شعر پایین مثلا این اشعار میباشد:
لا تعذلیه شعور قاطع طرقه
فعینه بدموع ذرف غدقه
ان الحسین غداة الطف یرشقه
ریب المنون فما ان یخطئ الحدقه
بکف شر عبادالله کلهم
نسل البغایا و جیش المرق الفسقه
یا این که امة السوء هاتوا ما احتجاجکم
غدا و جلکم بالسیف قد صفقه
ترجمه: «اورا نکوهش نکن؛ چراکه آنها شیوه را بر وی بستند. و وی از چشمانش اشک فراوان میبارد. در روز طف (عاشورا) تیری به سوی امام حسین(ع) پرتاب شد که غلط نمیرود و از حدقه دیده وی به دور نمیشود. این شغل به دست عده ای اعمال شد که بدترین عموم و از نسل ظالمان و از سپاهیان گناه کار بودند.ای بدترین امت! ادلههایتان را در رستاخیز اقامه نمایید. شما برهانی ندارید؛ چون تمامی شما اورا با شمشیرتان زدید.»[۳۲]
مبنی بر گزارشات تاریخی اشراف سکینه بر ادبیات عرب سبب شد بعضا از شاعران مانند فرزدق، جریر، کثیر، قسمت و جمیل برای تحلیل و سنجش اشعار خویش، آنها را به سکینه ارائه میدادند تا آیتم داوری قرار بگیرد.[۳۳]
در بعضی منابع اهل سنت و کتابهای تاریخی مطالبی درباره سکینه دختر امام حسین(ع) مطرح گردیده که از طرف دیگر مورخان گزینه مناقشه قرار گرفته گردیده است. ابوالفرج اصفهانی مدعا گردیده سکینه اهل تغزل و شعرگویی بوده میباشد.[۳۴]
ابوالفرج اصفهانی این داستان را از زبیر بن بکار که دشمنی وی با بنیهاشم پر اسم و رسم بوده، نقل نموده است.[۳۵] همینطور در سلسله گواهی این احادیث، قدمت بن ابیدیده نشده مؤملی وجود دارااست که احادیث وی از لحاظ علمای اهل سنت مخدوش و ضعیف میباشد.[۳۶]ابوالفرج اصفهانی بهاین دستور نیز اشاره کرده که مانند مجالسی که به سکینه بنت الحسین(ع) منتسب گردیده، به وسیله زنی اموی نیز برپا شدهاست.[۳۷]
درباره بخش اعظمی از اشعار منتسب به سکینه بنت الحسین(ع) بیان شده، این اشعار وابسته به سکینه بنت خالد بن مصعب زبیر میباشد که ملاقاتها و مغازلاتش با قدمت بن ابیربیعه شعر سرا، دارای اسم و رسم میباشد و همانندی اسمی سکینه بنت الحسین(ع) با سکینه بنت خالد بن مصعب همسر قدمت بن ابیربیعه سبب اینگونه نسبتهایی به سکینه دختر امام حسین(ع) شدهاست. از طرف دیگر اکثری از اشعار و اجتماعاتی که منسوب به سکینه میباشد، اشعار و اجتماعاتی میباشد که بوسیله عائشه دختر طلحة بن عبیدالله همسر مصعب بن زبیر برگزار گردیدهاست.[۳۸]
از سایر تاثیرگذاریهای اجتماعی سکینه میقدرت به حمایت وی از اهل بیت(ع) اشاره نمود. برای مثال ابوالفرج اصفهانی درباره نقل می نماید که او در مجلس عزایی بود ودختر عثمان هم در آن مجلس بود و میذکر کرد اینجانب شهید زادهام. سکینه بی سروصدا بود تا این که موذن بانگ برداشت و خاطرنشان کرد: (اشهد ان محمداً نبی الله.) سکینه ذکر کرد: این بابا اینجانب میباشد یا این که تو؟ دختر عثمان اعلامکرد: اینجانب دیگر هیچ گاه بر شما فخر نمی فروشم. [۳۹]
مثال دیگر آنکه روزی خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه(امارت: ۱۱۴-۱۱۸ق) طبق عادتش، بر فراز منبر، امام علی(ع) را دشنام بیان کرد، سکینه که به همپا کنیزانش در مجلس حضور داشت، رویا رویی به مثل کرد و که ماموران حکومتی، کنیزانش را آیتم ضرب و شتم قرار دادند.[۴۰]
حضور در رخداد کربلا
بر طبق گزارشهای جان دار در مقاتل، سکینه در حادثه کربلا حضور داشته میباشد. بنابر نقل این منابع، در روز عاشورا، امام حسین(ع) برای واپسین وداع، از میدان پیکار به سوی اهل بیت خویش رجوع و برگشت و با آنها وداع کرد آن گاه نزد دختر خویش سکینه رفت که در کنارهای نشسته و میگریست. امام حسین(ع)اورا به صبوری دعوت کرد و بغل کرد، اشک از چشمان وی تمیز کرد و درضمن اشعاری به سکینه تشریفات ترحیم مشهد اذعان کرد:
سَيَطُولُ بَعْدِى يَا سُكَيْنَةُ فَاعْلَمِى
مِنْكِ الْبُكَاءُ إذَا الْحَمَامُ دَهَانِى
لاَ تُحْرِقِى قَلْبِى بِدَمْعِكِ حَسْرَةً
مَا دَامَ مِنِّى الرُّوحُ فِى جُثْمَانِى
فَإذَا قُتِلْتُ فَأنْتِ أوْلَى بِالَّذِى
تَبْكِيَخیرُ يَا خَيْرَةَ النِّسْوَانِ[۲۲]
ترجمه: ای سکینه! بدان که بعد از اینجانب، ناله تو زمان بر خواهد بود.
تا هنگامی که جان در تن دارم منرا با اشک حسرت توشه خویش مسوزان.
ای شایسته ترین زنان! آن گاه که اینجانب کشته شدم، تو برای فغان سزاوارتری. همینطور بیان شده که در روز یازدهم محرم به هنگام وداع اهل بیت(ع) با شهدا سکینه بعداز سخنان عمهاش زینب(س) پیش رفت و لاشه بابا را در آغوش گرفت امالشکریان قدمت بن سعد اورا به اجبار از تن پدرش غیروابسته کردند.[۲۳]
روزها اسارت
بعداز حادثه عاشورا، سکینه همپا دیگر اسیران کربلا به کوفه و شام برده شدند. از آسان بن سعد ساعدی صحابه رسول اسلام(ص) ماجرا گردیده که روز ورود اسرا به شام در دروازه ساعتها دختری را دیدم که بر شتری بیمحمل سوار بود؛ وی خویش را سکینه دختر امام حسین(ع) معرفی کرد و از اینجانب خواست برای مراقبت حرمت خویشاوندان فرستاده معبود(ص) کاری کنم که نیزهداران سرهای شهدای کربلا را از گوشه و کنار اسیران به دور نمایند. راحت می گوید اینجانب با پرداخت پاره ای دینار توانستم منظور اورا برآورده کنم.[۲۴] در بعضا از منابع تاریخی نیز خوابی از سکینه در دمشق آورده شده که در آن فرستاده اسلام(ص) یاروهمدم بعضا از پیامبران و فاطمه زهراء(س) با ملازمت جمعای از زنان بهشتی در حالی که تیشرت خونی امام حسین(ع) در چنگ مادرش بود به سمت کربلا میروند.[۲۵]
خصوصیتهای اجتماعی، علمی و معنوی
سکینه دختر امام حسین(ع) را از زرنگترین، زیباترین، خوشاخلاقترین، باتقواترین و بلندمرتبه زنان زمان خود دانستهاند.[۲۶] امام حسین(ع) سکینه را مخلوقای غرق در ذات الهی معرفی کرده که نماد دهنده ادب و کمال اوست.[۲۷]
سخاوت سکینه نیز در کتاب ها تاریخی گزینه اشاره قرار گرفته میباشد. وی هزینه هجرت حج برادرش امام سجاد(ع) را پرداخته میباشد.[۲۸]
در کتابهای رجالی از سکینه تحت عنوان یکی راویان حدیث خاطر گردیده که کوفیان از وی قصه کردهاند.[۲۹] سکینه یار و همدم خواهر خویش فاطمه از راویان حدیث بابا خویش امام حسین(ع) به شمار میایند[۳۰] و راویانی همانند عبیدالله بن ابیارفع، فائد مدنی، سکینه دختر اسماعیل بن ابیخالد و سکینه دختر حکم کننده ابیذر از وی داستان نقل کردهاند.[۳۱]
همینطور از احاطه بر ادبیات و شعر عرب و شیوایی و شیوایی سکینه صحبت به فی مابین آمده میباشد. گزارشهای وی از حادثه کربلا در پوسته شعر، اشعار و قصاید وی در رثای پدرش امام حسین(ع) دارای اسم و رسم میباشد. شعر پایین مثلا این اشعار میباشد:
لا تعذلیه شعور قاطع طرقه
فعینه بدموع ذرف غدقه
ان الحسین غداة الطف یرشقه
ریب المنون فما ان یخطئ الحدقه
بکف شر عبادالله کلهم
نسل البغایا و جیش المرق الفسقه
یا این که امة السوء هاتوا ما احتجاجکم
غدا و جلکم بالسیف قد صفقه
ترجمه: «اورا نکوهش نکن؛ چراکه آنها شیوه را بر وی بستند. و وی از چشمانش اشک فراوان میبارد. در روز طف (عاشورا) تیری به سوی امام حسین(ع) پرتاب شد که غلط نمیرود و از حدقه دیده وی به دور نمیشود. این شغل به دست عده ای اعمال شد که بدترین عموم و از نسل ظالمان و از سپاهیان گناه کار بودند.ای بدترین امت! ادلههایتان را در رستاخیز اقامه نمایید. شما برهانی ندارید؛ چون تمامی شما اورا با شمشیرتان زدید.»[۳۲]
مبنی بر گزارشات تاریخی اشراف سکینه بر ادبیات عرب سبب شد بعضا از شاعران مانند فرزدق، جریر، کثیر، قسمت و جمیل برای تحلیل و سنجش اشعار خویش، آنها را به سکینه ارائه میدادند تا آیتم داوری قرار بگیرد.[۳۳]
در بعضی منابع اهل سنت و کتابهای تاریخی مطالبی درباره سکینه دختر امام حسین(ع) مطرح گردیده که از طرف دیگر مورخان گزینه مناقشه قرار گرفته گردیده است. ابوالفرج اصفهانی مدعا گردیده سکینه اهل تغزل و شعرگویی بوده میباشد.[۳۴]
ابوالفرج اصفهانی این داستان را از زبیر بن بکار که دشمنی وی با بنیهاشم پر اسم و رسم بوده، نقل نموده است.[۳۵] همینطور در سلسله گواهی این احادیث، قدمت بن ابیدیده نشده مؤملی وجود دارااست که احادیث وی از لحاظ علمای اهل سنت مخدوش و ضعیف میباشد.[۳۶]ابوالفرج اصفهانی بهاین دستور نیز اشاره کرده که مانند مجالسی که به سکینه بنت الحسین(ع) منتسب گردیده، به وسیله زنی اموی نیز برپا شدهاست.[۳۷]
درباره بخش اعظمی از اشعار منتسب به سکینه بنت الحسین(ع) بیان شده، این اشعار وابسته به سکینه بنت خالد بن مصعب زبیر میباشد که ملاقاتها و مغازلاتش با قدمت بن ابیربیعه شعر سرا، دارای اسم و رسم میباشد و همانندی اسمی سکینه بنت الحسین(ع) با سکینه بنت خالد بن مصعب همسر قدمت بن ابیربیعه سبب اینگونه نسبتهایی به سکینه دختر امام حسین(ع) شدهاست. از طرف دیگر اکثری از اشعار و اجتماعاتی که منسوب به سکینه میباشد، اشعار و اجتماعاتی میباشد که بوسیله عائشه دختر طلحة بن عبیدالله همسر مصعب بن زبیر برگزار گردیدهاست.[۳۸]
از سایر تاثیرگذاریهای اجتماعی سکینه میقدرت به حمایت وی از اهل بیت(ع) اشاره نمود. برای مثال ابوالفرج اصفهانی درباره نقل می نماید که او در مجلس عزایی بود ودختر عثمان هم در آن مجلس بود و میذکر کرد اینجانب شهید زادهام. سکینه بی سروصدا بود تا این که موذن بانگ برداشت و خاطرنشان کرد: (اشهد ان محمداً نبی الله.) سکینه ذکر کرد: این بابا اینجانب میباشد یا این که تو؟ دختر عثمان اعلامکرد: اینجانب دیگر هیچ گاه بر شما فخر نمی فروشم. [۳۹]
مثال دیگر آنکه روزی خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه(امارت: ۱۱۴-۱۱۸ق) طبق عادتش، بر فراز منبر، امام علی(ع) را دشنام بیان کرد، سکینه که به همپا کنیزانش در مجلس حضور داشت، رویا رویی به مثل کرد و که ماموران حکومتی، کنیزانش را آیتم ضرب و شتم قرار دادند.[۴۰]

خدمات صفر تا صد تشریفات ترحیم مشهد؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم