فایده گیری از اصول فقهی برای تثیبت خلافت
معاویه برای ثبت خلافت خویش، از بعضا اصول فقهی نیز فایده می برد. او به اقتدار وصال خویش را از سوی پروردگار میدانست؛ چون همگی امور در مشت خدا میباشد.[۷۲] هنگامی دیگر معاویه اعلام کرد: این خلافت امری از فرمان خدا و قضایی از قضای الهی میباشد.[۷۳]معاویه در قبال مخالفت عایشه با ولایتعهدی یزید اظهارکرد: این فعالیت قضای الهی میباشد و در قضای الهی کسی را سپردن وجود ندارد.[۷۴] و طبق بعضی از نقلها عایشه را به قتل رساند.[۷۵]زیاد بن ابیه، حکم کننده معاویه در بصره و کوفه، خلال خطبه مشهور خویش اعلام کرد:ای عموم! ما سیاستمدار و مدافع شما هستیم و شمارا با سلطنتی که معبود به ما داده سیاست می کنیم.[۷۶] یزید نیز در اولی خطبه خویش اظهارکرد: پدرش مخلوقای از بندگان آفریدگار بود، پروردگار اورا اکرام کرده خلافت را به وی داد... و فعلا نیز معبود این حکومت را بر ذمه ما گذاشته میباشد.[۷۷] معاویه در قبال فرزند عثمان که به ولایتعهدی یزید اعتراض کرد و ذکر کرد تو به خیال و خاطر بابا ما رمز عمل آمدی، اذعان کرد: این ملکی میباشد که پروردگار آن را در چنگ ما قرار تشریفات ترحیم مشهد اعطا کرد.[۷۸]
معاویه از به فعالیت بردن کلمه و واژه مُلک درباره خویش خشنود بود. معاویه میاظهار کرد: انا اَوَّلُ الملوک.[۷۹] او نظام شاهی را تنهاً یک نظام سیاسی میرویت کرد و توضیح میبخشید که کاری به دینداری عموم ندارد. از وی نقل گردیدهاست که میخاطرنشان کرد: به خداوند قسم! مبارزه اینجانب برای برپایی نماز، روزه داری و حجگزاری و زکات دادن عدم وجود، اینها را شما ایفا میدادید، اینجانب با شما جنگیدم تا بر شما امارت یابم و خدا آن را به اینجانب اعطا کرد، در حالی که شما از آن ناخشنود بودید.[۸۰]
جعل حدیث
معاویه در جعل حدیث دو نحوه را پیش گرفت. طرز اولیه جعل احادیثی در مدح خویش[۸۱] و دیگر رقبای اهل البیت(ع) و دوم جعل حدیث در ذم اهل بیت.[۸۲] جعل حدیث در مدح معاویه آنقدر زیاد میباشد که ابن تیمیه نیز به آن اقرار دارااست. او در رد حدیث طیر مشوی می گوید:در باره فضائل معاویه روایات متعددی نقل کردهاند و کتابهای مستقلی نیز نوشتهاند، اهل علم حدیث، خیر آن را درست میدانند و خیر این را.[۸۳]
معاویه در حین خلافتش طی سه مرحله تهاجم خودش را علیه خویشان نبی و فرد امیر المؤمنین(ع) و شیعیانش استارت کرد در اولیه مرحله در طومارای به فرمانداران خود اینگونه نوشته که: اینجانب خویش را از افرادی که درباره فضیلت ابوتراب و خاندانش فضیلتی نقل نمایند بری الذمه نمودم و دفاع خویش را از او برداشتم.بعداز این بخشنامه خطبیان و گویندگان در تک تک نقاط عظیم میهن اسلامی در بالای منابر استارت به لعنت و تبری از علی(ع) نمودند و نسبت به او و خاندانش تهمتهای زیاد بسته و نسبتهای ناروا دادند. دومی بخشنامه معاویه جهت جعل فضائل برای خلفای نخستین و دوم صادر شد و در طومارای به استانداران خویش نوشت: «حدیث درباره عثمان زیاد شده و به حد کافی به تک تک نقاط مرزوبوم رسیده میباشد با وصال این بخشنامه عموم را دعوت فرمایید که درباره فضائل صحابه و دو خلیفه (ابوبکر و قدمت) حدیث نقل نمایند و هر حدیثی و فضیلتی که درباره ابوتراب نقل گردیدهاست حدیثی شبیه اورا درباره صحابه بیاورید و این فعالیت گزینه عشق و علاقه و منجر روشنی دیده اینجانب و کوبیدن شیوه ابوتراب و شیعهها اوست و این عمل برای شیعهها از نقل فضائل عثمان ناگوارخیس میباشد».
فایده گیری از اصول فقهی برای تثیبت خلافت
معاویه برای ثبت خلافت خویش، از بعضا اصول فقهی نیز فایده می برد. او به اقتدار وصال خویش را از سوی پروردگار میدانست؛ چون همگی امور در مشت خدا میباشد.[۷۲] هنگامی دیگر معاویه اعلام کرد: این خلافت امری از فرمان خدا و قضایی از قضای الهی میباشد.[۷۳]معاویه در قبال مخالفت عایشه با ولایتعهدی یزید اظهارکرد: این فعالیت قضای الهی میباشد و در قضای الهی کسی را سپردن وجود ندارد.[۷۴] و طبق بعضی از نقلها عایشه را به قتل رساند.[۷۵]زیاد بن ابیه، حکم کننده معاویه در بصره و کوفه، خلال خطبه مشهور خویش اعلام کرد:ای عموم! ما سیاستمدار و مدافع شما هستیم و شمارا با سلطنتی که معبود به ما داده سیاست می کنیم.[۷۶] یزید نیز در اولی خطبه خویش اظهارکرد: پدرش مخلوقای از بندگان آفریدگار بود، پروردگار اورا اکرام کرده خلافت را به وی داد... و فعلا نیز معبود این حکومت را بر ذمه ما گذاشته میباشد.[۷۷] معاویه در قبال فرزند عثمان که به ولایتعهدی یزید اعتراض کرد و ذکر کرد تو به خیال و خاطر بابا ما رمز عمل آمدی، اذعان کرد: این ملکی میباشد که پروردگار آن را در چنگ ما قرار تشریفات ترحیم مشهد اعطا کرد.[۷۸]
معاویه از به فعالیت بردن کلمه و واژه مُلک درباره خویش خشنود بود. معاویه میاظهار کرد: انا اَوَّلُ الملوک.[۷۹] او نظام شاهی را تنهاً یک نظام سیاسی میرویت کرد و توضیح میبخشید که کاری به دینداری عموم ندارد. از وی نقل گردیدهاست که میخاطرنشان کرد: به خداوند قسم! مبارزه اینجانب برای برپایی نماز، روزه داری و حجگزاری و زکات دادن عدم وجود، اینها را شما ایفا میدادید، اینجانب با شما جنگیدم تا بر شما امارت یابم و خدا آن را به اینجانب اعطا کرد، در حالی که شما از آن ناخشنود بودید.[۸۰]
جعل حدیث
معاویه در جعل حدیث دو نحوه را پیش گرفت. طرز اولیه جعل احادیثی در مدح خویش[۸۱] و دیگر رقبای اهل البیت(ع) و دوم جعل حدیث در ذم اهل بیت.[۸۲] جعل حدیث در مدح معاویه آنقدر زیاد میباشد که ابن تیمیه نیز به آن اقرار دارااست. او در رد حدیث طیر مشوی می گوید:در باره فضائل معاویه روایات متعددی نقل کردهاند و کتابهای مستقلی نیز نوشتهاند، اهل علم حدیث، خیر آن را درست میدانند و خیر این را.[۸۳]
معاویه در حین خلافتش طی سه مرحله تهاجم خودش را علیه خویشان نبی و فرد امیر المؤمنین(ع) و شیعیانش استارت کرد در اولیه مرحله در طومارای به فرمانداران خود اینگونه نوشته که: اینجانب خویش را از افرادی که درباره فضیلت ابوتراب و خاندانش فضیلتی نقل نمایند بری الذمه نمودم و دفاع خویش را از او برداشتم.بعداز این بخشنامه خطبیان و گویندگان در تک تک نقاط عظیم میهن اسلامی در بالای منابر استارت به لعنت و تبری از علی(ع) نمودند و نسبت به او و خاندانش تهمتهای زیاد بسته و نسبتهای ناروا دادند. دومی بخشنامه معاویه جهت جعل فضائل برای خلفای نخستین و دوم صادر شد و در طومارای به استانداران خویش نوشت: «حدیث درباره عثمان زیاد شده و به حد کافی به تک تک نقاط مرزوبوم رسیده میباشد با وصال این بخشنامه عموم را دعوت فرمایید که درباره فضائل صحابه و دو خلیفه (ابوبکر و قدمت) حدیث نقل نمایند و هر حدیثی و فضیلتی که درباره ابوتراب نقل گردیدهاست حدیثی شبیه اورا درباره صحابه بیاورید و این فعالیت گزینه عشق و علاقه و منجر روشنی دیده اینجانب و کوبیدن شیوه ابوتراب و شیعهها اوست و این عمل برای شیعهها از نقل فضائل عثمان ناگوارخیس میباشد».

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم