loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 37
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 20:22


تناسخ در فلسفه اسلامی
نوشته ی علمیٔ اساسی: تناسخ در فلسفه و عرفان
برخی دانشمندان معتقدند که در تاریخ فلسفه اسلامی وجود فیلسوفان معتقد یا این که متمایل به تناسخ موجب عمیق‌خیس شدن برهان موافقان تناسخ و به تبع آن عامل معارضان آن گردیده است.[۵۰] محمد بن زکریای رازی (۲۵۱ـ۳۱۳ق)[۵۱] را پررنگ‌ترین فیلسوف اسلامی معتقد به تناسخ دانسته‌اند.[۵۲] دربین دیگر فیلسوفان اسلامی، اخوان الصفاء و فارابی را نیز دارنده میل به تناسخ، با تفسیری خاص، به‌شمار تشریفات ترحیم مشهد برده‌اند.[۵۳]

ابن‌سینا اولیه فیلسوف اسلامی دانسته گردیده که به گستردن به تناسخ پرداخته میباشد.[۵۴] اورده شده که در بین فیلسوفان اسلامی، ابن‌سینا و رهروان وی، با فرض اینکه مبنا تناسخ باور به قدیم‌بودن نفس انسانی میباشد، برای رد تناسخ سعی کردند؛ تلاشی که معطوف به نفى قدیم‌بودن و ثابت حادث‌بودن نفس انسانی بوده میباشد.[۵۵] ابن‌سینا طی استدلالی عملکرد می‌نماید تا علامت دهد که لازمه تناسخ وابستگی دو نفس به یک تن خواهد بود و از محال‌بودن آن بطلان تناسخ را ثابت نماید.[۵۶] به نقل از بعضی دانشمندان، این برهان ابن‌سینا از سوی بقیه فیلسوفان مشائی آیتم استقبال قرار گرفت و در آثارشان تکرار شد.[۵۷]

حالت روحانی اشراق در عوض تناسخ را وضعیتی ناروشن قلمداد کرده‌اند:[۵۸] پژوهشگران معتقدند که وی با تقلید از فیلسوفان مشائی در بخش اعظمی از آثارش، زیرا پرتونامه، المطارحات و الواح عمادیه، تناسخ را فسخ دانسته میباشد.[۵۹] آن‌ها معتقدند که وی در مهم ترین اثرش، حکمة الاشراق، با شک وتردید در بعضا از دلایل امتناع تناسخ و ناکافی‌فهمیدن دلایل ثابت تناسخ به بعضا از وجوه تناسخ متمایل گردیده و نهایتاً از اظهارنظر آخری درباره تناسخ ناتوان باقی مانده میباشد.[۶۰]

از حیث برخی دانشمندان، ملاصدرا، بر مبناى عقیده جنبش جوهرى، روش تولید و بقاى نفس را به‌سیرتکامل‌اى تعریف و تمجید می‌نماید که ثابت تناسخ غیرممکن میشود.[۶۱] به نقل از منابع، طبق این عقیده نفس و تن در ابتداى پیدایش خویش امورى بالقوه و داراى تکان جوهرى ذاتى میباشند.[۶۲] آن‌ها با گذراندن حیات طبیعی از قوه بیرون میگردند و در جهت روشن بختی یا این که تیره بختی به فعلیت می‌رسند.[۶۳] از لحاظ ملاصدرا، تناسخ مانند رجوع و برگشت موجودی از وضعیت فعلیت به قوه میباشد که امری محال میباشد.[۶۴]

بازدید : 36
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:43


پاکی
نوشته ی علمیٔ اساسی: پاکی حضرت زهرا(س)
به گفته علامه مجلسی، شیعه ها اجماع قطعی بر عصمت و طهارت حضرت فاطمه(س) دارا‌هستند.[۱۳۸] آیه پاکسازی،[۱۳۹] حدیث بضعه و روایات گویا عصمت و طهارت اهل بیت(ع) از دلایل پاکی فاطمه(س) به‌شمار می روند.[۱۴۰] مبتنی بر آیه پاکسازی، پروردگار عزم نموده است اهل بیت(ع) تشریفات ترحیم مشهد را از هرگونه پلیدی

و زشتی منزه گرداند و بنابر اکثری از احادیث شیعه و اهل سنت، فاطمه یکی مصادیق اهل‌بیت میباشد.[۱۴۱] لازمه معصوم بودن حضرت زهرا(س) آن میباشد که از بعضا شئون پیامبران و امامان(ع)، مانند حجیت گفتار و اخلاق و تقریر و مرجعیت فقهی و صلاحیت تعبیروتفسیر و تبیین آیین منتفع بوده و سیره عملی و موضع‌گیرهای وی ملاک تشخیص حق از فسخ باشد و همینطور الگوی بدون نقص در عرصه‌های معاش به‌شمار می‌رود.[۱۴۲]

در منابع روایی و تاریخی اهل‌سنت نیز روایاتی گزارش گردیده که رسول(ص) با استشهاد به آیه پاکسازی، اهل بیت خویش یعنی فاطمه(س)، علی(ع)، حسن(ع) و حسین(ع) را از هرگونه گناه مبری دانسته میباشد.[۱۴۳]

عبادت
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: نماز حضرت فاطمه(س)
فاطمه زهرا(س) همچون نبی(ص) عشق متعددی به عبادت داشت و بخشی از زمان ها خویش را به نماز و مناجات میگذراند.[۱۴۴] در بعضی منابع گزارش‌هایی دربارهٔ یاری غیبی نسبت به فاطمه(س) وجود دارااست؛ برای مثال سلمان فارسی از اینکه زهرا(س) در کنار سنگ آسیاب در درحال حاضر تلاوت قرآن میباشد و سنگ آسیاب به خودی خویش می چرخد، تعجب کرد و مسئله را با نبی بین گذاشت. نبی در پاسخ فرمود: «... خدا جبرئیل را نبی میباشد تا آسیاب را برای وی بگرداند».[۱۴۵] زمانبر بودن نمازها، شب‌زنده‌داری، دعا برای دیگرافراد به عنوان مثال اهالی‌ها،[۱۴۶] روزه‌داری، زیارت قبور شهدا برای مثال خصوصیت‌های رفتاری فاطمه(س) میباشد که در سخنان اهل‌بیت، بعضی صحابه و تابعین بر آن تأکید گردیده است.[۱۴۷] بر همین پایه در کتاب‌های دعا و مناجات بعضی از نمازها، دعاها و تسبیحات به فاطمه(س) منسوب میباشد.[۱۴۸]

بازدید : 42
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:42


اَنَس بن حارِث کاهِلی از اصحاب فرستاده(ص)، اهل کوفه و از شهدای کربلا. پدرش حارث بن نبیه جزو اصحابِ صُفِّه بود. وی راوی حدیثی از فرستاده درباره کشته شدن امام حسین(ع) در کربلا میباشد. او در روز عاشورا رجزی خواند و آل علی را رهروان خدای رحمان و آل حرب (بنی سفیان) را رهروان شیطان تشریفات ترحیم مشهد نامید.

صحابی نبی
انس از اصحاب نبی(ص) بود و گفته‌اند در پیکار بدر و نزاع حُنَین کمپانی داشته میباشد.[۱] برخى اسم او‌را صاحب و مالک بن انس کاهلی دانسته‌اند.[۲] انس پیرمرد سالخورده‌ای[۳] از طایفه بستگان بنی‌اسد بود.[۴]براساس برخی گزارش‌ها او به باعث کهولت سن هنگام نزاع ابروان خویش را با دستاری به پیشانی بسته و کمر خویش را با عمامه سفت کرده بود. امام با دیدنش به وی فرمود:«تردیدّر الله لک یاشیخ» پروردگار اجرت دهد ای روحانی. [۵] بابا وی حارث بن نبیه نیز از اصحاب فرستاده و جزو اصحاب صفه بوده میباشد.[۶]

« انس بن حارث از رسول(ص) نقل کرده:
«إنَّ ابنی هذا -یَعنی الحُسین- یُقْتَل بِأرضٍ یقالُ لَها كَربلاء فَمَنْ شَهِدَ ذلك مِنْكُم فَلْیَنْصُرْهُ»

«این پسرم (یعنی حسین) در سرزمینی که به آن کربلا گفته می‌گردد، کشته می‌گردد. پس هر کدام از شما آن را ادراک کرد، اورا کمک نماید.»[۷]

»
[یادداشت ۱]

پیوستن به امام حسین(ع)
به گفته بَلاذُری، اَنَس که در کوفه معاش می کرد، برای جلوگیری از آمدن در پیکار، از کوفه بیرون شد. وی در منزلگاه قصر بنی مقاتل گفتگوی امام حسین(ع) با عبیدالله بن حر جعفی (که وی نیز با همین قصد از کوفه بیرون گردیده بود) را شنید و بعد از آن نزد امام آمد و خاطرنشان کرد:

«به خداوند قسم و سوگند از کوفه بیرون نشدم جز بدین منجر که همچون عبیدالله بن حر، جنگیدن با تو یا این که جنگیدن در کنار تو‌را ناخوش داشتم، البته خدا امداد تو‌را در دلم انداخت و به ملازمت و همراهی با تو برانگیخت.»[۹]
اما به نقل بعضی دیگر از منابع وی در کربلا به امام حسین(ع) پیوست.[۱۰]

در رخداد کربلا
سازه بر نقل برخی منابع، اَنَس پیش از عاشورا به خواست امام حسین(ع) نزد قدمت سعد رفت تا او‌را ارشاد نماید. زمانی بر قدمت سعد وارد شد، بر وی درود نکرد. قدمت اظهار کرد: چرا بر اینجانب درود نکردی؟ مگر اینجانب مسلمان نیستم؟ انس اظهار‌کرد: به معبود قسم تو مسلمان نابودی، زیرا میخواهی پسر فرستاده معبود(ص) را بکشی. قدمت راز به پایین انداخت و بیان کرد به خداوند قسم می دانم آدم کش حسین در حریق میباشد، البته گریزی از اجرای دستور امیر عبیدالله بن زیاد وجود ندارد.

انس نزد امام حسین(ع) رجوع و برگشت و وی را از صحبت قدمت سعد با خبر کرد.[۱۱]

انس در روز عاشورا از امام حسین(ع) اذن گرفت و به میدان رفت و اینگونه رجز خواند:

قَدْ عَلِمَتْ كَاهِلُهَا وَ دُودَان‏ُ‏
وَ الْخِنْدِفِیونَ وَ قَیسُ عَیلَانَ
بِأَنَّ قَوْمِی قُصَمُ الْأَقْرَانِ
یا این که قَوْمِ كُونُوا كَأُسُودِ الْجَانِ
آلُ عَلِی شِیعَةُ الرَّحْمَنِ
وَ آلُ حَرْبٍ شِیعَةُ الشَّیطَان
ترجمه: قبایل کاهل و دودان و خندف و قیس عیلان همگی میدانند
که قوم و قبیله اینجانب نابود کننده هماوردان میباشد؛ ای یاران همانند شیر خروشان باشید
همانا آل علی در ادامه خدای رحمان می باشند و آل حرب (بنی سفیان) در‌پی شیطانند.[۱۲][یادداشت ۲] وی بعداز کشتن هیجده نفر به شهیدشدن رسید.[۱۴] اسم وی در زیارت منطقه مقدسه (غیر معروفه) با این عبارت(اَلسَّلَامُ عَلَی أَنَسِ بْنِ کاهِلٍ الْأَسَدِی) آمده میباشد.[۱۵]

جستارهای متعلق

بازدید : 25
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 12:00


روضه خوان محمدتقی رازی آقا نجفی (۱۲۶۲–۱۳۳۲ق/۱۸۴۶–۱۹۱۴م)، فرزند محمد باقر آقا نجفی اصفهانی و نوه محمد تقی رازی از مجتهدان اصفهان در زمان ناصرالدین فرمان روا. او بعداز دریافت اجتهاد از علمای نجف به اصفهان رجوع و مرجعیت عام یافت. آقا نجفی با ظل السلطان حکم دهنده اصفهان ارتباط خیر و خوبی نداشت. از وی اثرها علمی اکثری بر مکان باقی مانده تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

معرفی و خویشاوندان
آقانجفی در ۲۲ ربیع‌الثانی ۱۲۶۲ق/۱۹ مارس ۱۸۴۶م در اصفهان زاده شد. پدرش محمد باقر آقا نجفی اصفهانی و جد او محمدتقی رازی اصفهانی تالیف کننده هدایة المسترشدین از مجتهدین بودند. نیاکان آقانجفی از ایوانکی سمنان بودند. جدش ابتدا جوانی به عراق رفت و بعد از سال‌ها علم آموزی دانش، اصفهان را برای سکونت و کار‌های فقهی برگزید و در آنجا حوزه درسی دایر کرد. او در ۱۱ شعبان ۱۳۳۲ق/۵ ژوئیه ۱۹۱۴م در اصفهان درگذشت.[۱] و در مجاورت مرقد امام‌زاده احمد، به خاک ودیعه شد.

تحصیلات
مقدمات علم ها را در محضر پدرش فرا گرفت و بعد از آن به نجف رفت و درآنجا به علم آموزی دانش افزود. از محضر میرزا محمد حسن شیرازی که وقتی در اصفهان از شاگردان جدّ خویش وی بود و نیز روضه خوان مهدی کشف کننده الغطاء و روحانی راضی نجفی منفعت گرفت تا به رده اجتهاد رسید.

رجوع به اصفهان
آقانجفی بعد از کامل شدن علم آموزی خویش در نجف، به اصفهان رجوع و هم در حین حیات بابا مرجعیت عام یافت و صاحب و مالک نفوذ و اقتدار معنوی فراوان شد. او‌را تحت عنوان «جامع علم ها سنجیده و منقول» شناخته و به قوّت خاطر، حضور ذهن، نکته گویی، سخاوت و شجاعت ستوده‌اند.

نبو
فامیل نجفی اصفهانی
جعفر کشف کننده‌الغطاء
محمدرحیم
؟ محمدتقی رازی محمدحسین حائری
سید صدرالدین عاملی
زمزم بیگم محمدباقر آقانجفی اصفهانی
محمدتقی آقانجفی اصفهانی نورالله نجفی محمدحسین نجفی جمال‌الدین نجفی اسماعیل نجفی محمدعلی نجفی
موسی نجفی محمدرضا نجفی اصفهانی
اعتنا به کارها اجتماعی
طی زمان مرجعیت و حکومت فقاهتی و عرفی خویش در اصفهان، در یاری به عموم، رفع ستم از وی و تأمین وسایل آسایش آن ها کوشا و سخت کوش بود، حدود دینی را انجام می کرد و نسبت به حُسن جریان زندگانی و علم آموزی طلاب علم هاِ فقهی اهتمام می‌ورزید.

نزاع با ظلم و ستم

بازدید : 23
چهارشنبه 12 شهريور 1404 زمان : 22:27


کِتابُ علی یا این که الجامِعَه کتابی حدیثی میباشد که به‌املای رسول(ص) و به‌مداد امام علی(ع) مندرج میباشد. این کتاب از ودایع امامت میباشد که بر امام‌‌بودن صاحب و مالک آن دلالت داراست. براساس روایات، در الجامعه همه احکام فقهی، حتی جزئی‌ترین آنان، اورده شده میباشد. خلق، عقاید، قصص انبیا و احادیث باطنی از سایر مباحث این کتاب دانسته تشریفات ترحیم مشهد گردیده‌است.

در احادیث آمده که‌این کتاب را افرادی غیر از اهل‌بیت هم چشم‌اند؛ ازجمله محمد بن مسلم، زُراره بن اَعْین و منصور عباسی. مهدی مهریزی کتابی به‌اسم «کتاب علی» با مسئله الجامعه نوشته میباشد.

معرفی و عنایت
بر پایه ی روایات شیعه، کتاب الجامعه، کتابی میباشد که به‌املای نبی(ص) و به دست امام علی(ع) درج شده میباشد.[۱] در احادیث‌، تیتر‌های دیگری مانند «صحیفه»[۲] و «کتاب علی»[۳] به شغل رفته که بعضا محققان معتقدند همه مرتبط با یک کتاب‌اند؛ چراکه درین قصه‌ها، خصوصیت‌های یکسانی برای این عنوان ها مذکور‌ میباشد.[۴] در مقابل، آقابزرگ تهرانی (۱۲۹۳-۱۳۸۹ق) اعتقاد دارد کتابُ علی با الجامعه تفاوت دارااست.[۵]

الجامعه، آرم امام
برپایه برخی احادیث، الجامعه مثلأ ودایع امامت میباشد که بر امام‌‌بودن دارای آن دلالت داراست.[۶] آقا گران قدر تهرانی بر این اعتقاد و باور میباشد که کتاب علی(ع) همانند دیگر ودایع امامت، نزد امامان شیعه دست‌به‌دست می‌گشته و اینک نزد امام مهدی(عج) میباشد‌.[۷]

محتوای کتاب
براساس احادیث متفاوت، کلیه احکام مرتبط با حلال‌ها و حرام‌ها، حتی کارها جزئی مانند دیه خراش، در کتاب جامعه نام برده میباشد.[۸] بعضی از دانشمندان احتمال داده‌اند که‌این کتاب به جهت آموزشِ آحاد احکام، «الجامعه» نامیده شد‌ه‌است.[۹] سید حسین مدرسی طباطبایی، از دانشمندان شیعه در قرن پانزدهم، در کتاب ارثیه مکتوب شیعه با استناد به قصه‌های متفاوت، محتوای کتاب علی را مشمول مباحث زیر دانسته میباشد: احکام فروع آئین (مشمول نماز، حج، جهاد، نکاح و جدایی، قضا و شهادات، حدود و دیات) کردار، عقاید و فضیلت ها، قصص انبیا و احادیث باطنی.[۱۰]

خصوصیت‌ها
در داستان‌هایی، اندازه کتاب علی(ع) این چنین نقل شده که ارتفاع آن هفتاد ذِراع (به طور تقریبً ۳۵ متر)[۱۱] و پهنا آن به‌ضخامت ران شتر میباشد[۱۲] که از گستردگی و وسعت زیاد آن حکایت دارااست؛[۱۳] البته در برخی از ماجرا‌ها آمده میباشد که‌این کتاب خرد بوده و در غلاف خنجر مکان می‌گرفته میباشد.[۱۴] برخی از دانشمندان با استناد به قصه‌های دیگر، این کتاب خرد را، خیر کلیه کتاب، که بخشی از کتاب دانسته‌اند.[۱۵] سیدمحمدکاظم طباطبایی (متولد ۱۳۴۴ش)، این نظر را دارد این کتاب خرد، کتاب دیگری غیر از کتاب علی(ع) بوده میباشد.[۱۶]

بازدید : 29
سه شنبه 11 شهريور 1404 زمان : 23:56


معنای ضروری آیین
روضه خوان طوسی در کتاب الاقتصاد، ضروری آئین را اموری میداند که بدیهی‌بودن آن به‌اندازه روشنی و وضوح مسئله «یک والا‌خیس از دو وجود ندارد» و «وجب خرد‌خیس از ذراع میباشد» باشد.[۴] در بعضا اثرها، معیارهایی از قبیل بدیهی و تمامی فهم و شعور بودن، واضح‌بودن که انکارش راهی جز تکفیر باقی تشریفات ترحیم مشهد نمی‌گذارد

[۵] و آنچه هر مسلمانی آن را می شناسید، از سوی برخی از فقها برای ضروری آئین ارائه گردیده‌است.[۶] مقدس اردبیلی در مجمع الفائدة و البرهان ضروری آئین را اموری معرفی می‌نماید که یقینا در اسلام باشند، حتی در شرایطی که با برهان و استدلال اثبات گردیده باشد و اجماعی هم نباشد.[۷][یادداشت ۱]

مصداق ضروری آئین
عده و شمارش مورد ها ضروری آئین، نسبتاً غیر ممکن میباشد؛ به این دلیل‌که فقها هیچ‌گاه در صدد ذکر تمامی موردها آن نبوده‌اند.،[۸] در اثر ها و منابع شرعی، ضروری آیین بیشتر در موضوعاتی از قبیل ارتداد و انکار ضروری آیین طرح گردیده و کمتر به مصادیق آن اشاره شد‌ه‌است. مصادیق نقل شده در اثرها شرعی را می‌اقتدار به دو مجموعه احکام و عقاید ضروری تقسیم کرد.

احکام ضروری
اکثر فقیهان شیعه، مواقعی از قبیل وجوب نماز[۹] روزه،[۱۰] و زکات[۱۱] و همینطور حرمت قربت با حائض،[۱۲] یا این که حرمت خروج بر امام[۱۳] را مصداق ضروری آیین دانسته‌اند.

از برخی گفتارهای پژوهشگر همدانی اینگونه بر می آید که تک تک احکام دینی، مصداق ضروری آئین میباشند.[۱۴] بعضا از سایر فقیهان نیز مواقعی را ضروری آیین دانسته‌اند که ضروری بودن‌شان آیتم واقعه وجود ندارد یا این که از سوی بخش اعظمی از فقها به آن تصریح نشده میباشد. اذان و اقامه[۱۵] استحباب مسجد رفتن،[۱۶][۱۷] وجوب وضو،[۱۸] و حتی اعتبار استصحاب[۱۹] مثلا مسائلی می‌باشند که از سوی بعضا از فقها ضروری آیین قلمداد گردیده‌است.

اعتقادات ضروری
به حیث فقیهانی همانند امام خمینی انکار دو اصل توحید و نبوت به صورت انقطاع موجب خروج از اسلام میباشد.[۲۰] به گفتۀ سید موسی شبیری، فقیهان شیعه فقطً اطمینان به توحید و نبوت را جزو ضروریات آئین برشمرده‌اند؛ ولی سخنی از معاد به در میان نیاورده‌اند. سید ابوالقاسم خویی، معاد را به فهرست اعتقادات ضروری افزوده میباشد؛ زیرا انکار معاد نیازمند انکار رسالت رسول(ص) نیز میباشد. در مقابل، سید موسی شبیری اعتقاد دارد که فقیهان شیعه دلیلی قطعی بر این نیافته‌اند که انکار معاد ضرورتاً نیازمند انکار رسالت فرستاده(ص) باشد و به همین استدلال صرفا انکار توحید و نبوت را مایۀ ارتداد دانسته‌اند.[۲۱]

همینطور دانشمندان معتقدند که اکثر فقیهان شیعه، اصول مذهب تشیع (عدل و امامت) را جزو ضروریات آیین اسلام نمی‌دانند.[۲۲]

بازدید : 19
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 16:20


عامل گزینش قم
در باره چرایی سکونت اشعریان در قم، اورده شده قم را جدشان صاحب بن عامر فتح کرده بود و با عموم این حوزه‌ اخلاق و رفتار نیکی داشته و حتی اشرار طبرستان و دیلم را از آن حیطه دفع کرده بود.[۳۳] او زمانی به کوفه بازگشت، جریان دیلیمان و همسایه طخرود را با فرزندان خویش بین گذاشت، همین فرمان سبب ساز عزیمت آن‌ها به‌این نواحی شد و گزینه استقبال عموم این شهر نیز قرار تشریفات ترحیم مشهد گرفتند.[۳۴]

مبتنی بر بعضا گزارش‌ها مقصد اشعریان قم عدم وجود و اشعریان قصد هجرت به بخش ها دیگر مثلا اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ البته به جهت تلفاتی که بر تاثیر سرایت وبا در ماه بصره (مراد شهرهای همدان، نهاوند و قم میباشد که عرب‌ها آن را ماه بصره می‌خواندند) به سوی راءس کشور ایران تکان کرده و در سال ۹۴ قمری به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به صورت موقت اقامت کردند. در همین فرصت دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به امداد تسلط محلی آمده و دیلمیان را باخت دادند. بعداز این رخداد بومیان خواهان سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۵]

اشعریان در قم
با ارتقا جمعیت اشعریان و در‌پی آن ارتقا نفوذ و اقتدار اشعریان در قم، اختلافاتی در بین آن‌ها و بومیان شهر تولید شد. تالیف کننده تاریخ قم برهان این اختلافات را بدرفتاری و نقض عهد و پیمان بومیان دانسته میباشد. اشعریان بر بومیان غلبه کرده و بزرگان آن ها را کشتند.[۳۶]

اشعریان در توسعه و گسترش و آبادانی قم نقش مهمی داشتند و قم را که متشکل از روستاهای دور از هم بود به شهری اسلامی تبدیل کردند.[۳۷] از همین روست که بعضا منابع بنای شهر قم را به اینان نسبت میدهند.[۳۸][۳۹] البته مسلم میباشد که اشعریان قم را با‌گاز بسط دادند، و آن را از اصفهان غیر وابسته نموده و به طور شهری جداگانه در آوردند و بر مداقه آنها اضافه کردند،[۴۰] ورود اشعریان به قم منجر نفوذ و پیشرفت اسلام و عقاید شیعی شد.

اقتدار و سیطره نفوذ
با سعی اشعریان، قم که آغاز از توابع اصفهان بود به جایی رسید که از حاکمان اصفهان خراج می‌گرفت، و دایره نفوذش تا همدان پیش رفت.[۴۱] قمی‌ها با اعتنا بدین که مذهب شیعه داشتند، از ورود کارگزاران حکومت بنی عباس به درون شهر قم پرهیز می‌کردند،و خویش از بین خویش قاضیانی برای قضاوت برمی‌گزیدند.[۴۲] زمانی حسین بن حمدان شیعی مذهب از سوی خلیفه تحت عنوان حکم دهنده به سوی آن‌ها آمد، عموم به استقبال وی رفتند و حکومتش را پذیرفتند.[۴۳] اشعریان افزون بر قم، آوه، ساوه، تفرش و کاشان را نیز ذیل سیطره خویش در آورده بودند.[۴۴] و حتی برخی قزوین را هم جزء ناحیه پایین نفوذ آن ها دانسته‌اند.[۴۵]

بازدید : 33
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 16:22


دِعْبِل بْن عَلی خُزاعی (۱۴۸-۲۴۵ق) از شاعران و اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بود. وی به‌باعث سرودن قصیدۀ تائیّه آوازه داراست. او این قصیده را اول‌توشه برای امام رضا(ع) در مَرْو خواند که مورداستقبال امام و شیعه‌ها قرار تشریفات ترحیم مشهد گرفت.

دعبل احادیثی را نیز از امامان نقل کرده که به عنوان مثال آن‌ها می‌اقتدار به خُطبۀ شِقشِقیّه اشاره نمود. دعبل در شعرهای خویش، معاندان اهل‌بیت(ع) را هجو میکرد. وی در سال ۲۴۵ق به خیال و خاطر هجو یک کدام از حاکمان بنی‌عباس کشته و در شهر شوش دفن شد.

معرفی و مقام
دِعْبِل بْن عَلی خُزاعی از شاعران و راویان روایات اهل‌بیت(ع) در قرن دوم و سوم هجری قمری بود.[۱] قصیدۀ تائیّه که شعری دارای اسم و رسم درباره سرگذشت اهل‌بیت(ع) و ستم‌هایی میباشد که بر آن‌ها رفته، سروده او میباشد. وی این قصیده را اول‌توشه در مرو برای امام رضا(ع) خواند که بسیار آیتم اعتنا امام و شیعه ها قرار گرفت.[۲]

دعبل اشعار زیادی در مدح و رثای اهل‌بیت(ع) سروده میباشد.[۳] وی با شنیدن خبر شهیدشدن امام رضا(ع)، قصیده رائیه را در رثایش سرود.[۴] به‌گفته برخی دانشمندان، دعبل مقام ویژه‌ای در شعر داشته میباشد.[۵] «طبقات الشعرا» و دیوان شعر وی، از اثرها دعبل به شمار آمده میباشد.[۶] به گفته سید محسن امین، مؤلف کتاب أعیانُ‌الشیعه کتاب شعر وی تا قرن ۱۳ق وجود داشت؛ ولی بعد از آن، مدتی نابودشد.[۷] برخی نویسندگان کارایی کرده‌اند شعر‌های اورا که در کتاب‌های گوناگون بیان شده، عده‌آوری نمایند.[۸]

بخشی از تائیه دعبل. دو بیت پایان را امام رضا(ع) به شعر افزوده میباشد:

أَ فَاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَيْنَ مُجَدَّلا
وَ قَدْ مَاتَ عَطْشَاناً بِشَطِّ فُرَات‏
إِذاً لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فَاطِمُ عِنْدَه‏
وَ أَجْرَيْتِ دَمْعَ الْعَيْنِ فِي الْوَجَنَات
أَ فَاطِمُ قُومِي يَا ابْنَةَ الْخَيْرِ فَانْدُبِي
نُجُومُ سَمَویَاتٍ بِأَرْضِ فَلَاة
قُبُورٌ بِكُوفَانَ وَ أُخْرَى بِطَيْبَة
وَ أُخْرَى بِفَخٍّ نَالَهَا صَلَوَات‏
وَ أُخْرَى بِأَرْضِ الْجَوْزَجَانِ مَحَلُّهَا
وَ قَبْرٌ بِبَاخَمْرَى لَدَى الْغُرُبَات‏
وَ قَبْرٌ بِبَغْدَادٍ لِنَفْسٍ زَكِيَّة
تَضَمَّنَهَا الرَّحْمَنُ فِي الْغُرُفَات‏
وَ قَبْرٌ بِطُوسٍ يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍ
أَلَحَّتْ عَلَى الْأَحْشَاءِ بِالزَّفَرَاتِ‏
إِلَى الْحَشْرِ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ قَائِماً
يُفَرِّجُ عَنَّا الْغَمَّ وَ الْكُرُبَات
اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۳۱۸-۳۲۷.


بخشی از کتیبه رائیه، نصب‌گردیده در بقاع امام رضا(ع) که در آن مندرج میباشد:
قَبْرَانِ فِي طُوسَ خَيْرُ النَّاسِ كُلِّهِمْ
وَ قَبْرُ شَرِّهِمْ هَذَا مِنَ الْعِبَرِ
مَا يَنْفَعُ الرِّجْسُ مِنْ قُرْبِ الزَّكِيِّ وَ لَا
عَلَى الزَّكِيِّ بِقُرْبِ الرِّجْسِ مِنْ ضَرَر.
اسم دعبل، را حسن، عبدالرحمن یا این که محمد دانسته‌اند؛ اما وی به کنیه «دعبل» آوازه داراست.[۹] لقب‌اش ابوعلی[۱۰] یا این که ابوجعفر[۱۱] میباشد. او در سال ۱۴۸ق دیده به جهان گشود.[۱۲] دعبل اهل کوفه بود و به شهرهای مختلفی هجرت میکرد.[۱۳] نَسَب دعبل به قوم خُزاعه، یکی بستگان‌های یَمَن میرسد.[۱۴] بُدَیل بن ورقاء و پسرش عبدالله بن بُدَیل، دو بدن از اجداد دعبل، صحابی رسول(ص) بودند.[۱۵] عبدالله بن بُدَیل از یاران امام علی(ع) نیز بود که با خویشاوندان خزاعه در نزاع صِفّین علیه مُعاویة بن ابی‌سُفیان جنگید و به شهیدشدن رسید.[۱۶] اما در بعضی منابع دیگر، نسَب او‌را به سیرتکامل دیگری تصویب کرده‌اند.[۱۷]

بازدید : 35
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:45


کشته‌ها
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست کشتارهای اسرائیل
اسرائیل در زمان اشغال فلسطین بارها به عموم فلسطین حمله کرده و کشتارهای زیادی به راه و روش انداخته میباشد برای مثال کشتار عموم دِیْر یاسین، خان یونس، کَفَرقاسم و کشتار عموم غزه.[۱۴۸] براساس آمارها، در زمان مبارزه ۱۹۴۸م (مبارزه نکبت)، ۱۵ هزار نفر فلسطینی[۱۴۹] کشته شدند. همینطور تهاجم ها اسرائیل به نوار غزه که به دنبال گردباد الاقصی در ۱۵ مهر سال ۱۴۰۲ش/ ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳م شروع شد،‌ بیشتراز ۱۸ هزار کشته تشریفات ترحیم مشهد برجای گذاشت.[۱۵۰]

براساس گزارش راس اگاهی‌رسانی فلسطین، از ۱۹۴۸م تا ۲۰۲۳م/۱۴۰۲ش، بیش تر از ۱۰۰ هزار فلسطینی مقتول‌اند.[۱۵۱]

آواره‌ها
داده های عددی آواره‌های فلسطینی‌ها بعداز نبرد ۱۹۴۸م، ۵۰۰ هزار،[۱۵۲] ۷۵۰ هزار[۱۵۳] و ۹۰۰ هزار نفر[۱۵۴] و در مبارزه ۱۹۶۷م، بیش تر از ۴۰۰ هزار نفر[۱۵۵] اعلام گردیده است. برخی آوارگان نزاع ۱۹۶۷ را تا یک میلیون نفر گفته‌اند.[۱۵۶] همینطور در حمله اسرائیل به لبنان در ۱۹۷۸م، ۶۵ هزار فلسطینی پناهنده در آن جنوب لبنان، آواره شدند.[۱۵۷] در حمله اسرائیل به لبنان در ۱۹۸۲م (عملیات سالم جلیل) نیز که سبب به نقطه پايان یافتن حضور مسلحانه سازمان آزادی‌قسمت فلسطین در لبنان شد، ۱۵ هزار بدن آواره شدند.[۱۵۸]

براساس گزارش خبرگزاری آناتولی ترکیه از ماشین کرایه ای امدادرسانی و شغل یابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (آنروا)، پیرو تهاجم ها اسرائیل به نوار غزه در سال ۲۰۲۳م/۱۴۰۲ش حدود ۱.۹ میلیون فلسطینی (۸۵٪ جمعیت نوار غزه) آواره شدند.[۱۵۹]

راءس استحضار‌رسانی فلسطین به گزارش ماشین کرایه ای آنروا، تعداد آوارگان فلسطینی تا سال ۲۰۲۰م را ۶.۴ میلیون نفر اعلام کرده که در اردوگاه‌های متعدد در اردن،‌ سوریه، لبنان، کرانه باختری و نوار غزه بومی می‌باشند؛ اما راءس استحضار‌رسانی فلسطین داده های عددی حقیقی آوارگان را بیشتر از این تعداد دانسته میباشد؛ چون اسامی آوارگان متعددی در لیست آنروا تصویب نشده میباشد.[۱۶۰]

قیام و انتفاضه عموم فلسطین
از مجال اشغال فلسطین به ویژه اشغال قدس در ۱۹۶۷م، عموم فلسطین بارها علیه اسرائیل، قیام و نزاع کردند برای مثال خیزش قدس و قیام روز زمین در ۱۹۷۶م و خیزش تونل در ۱۹۹۶م.[۱۶۱] در پی اعتراضات و مبارزات فلسطینی‌ها، سه انتفاضه در فلسطین پدید آمد. انتفاضه در آغاز (انتفاضه سنگ) در سال ۱۹۸۷م آغاز شد و با توافقنامه اسلو در ۱۹۹۳م نقطه پايان یافت. انتفاضه دوم (انتفاضة‌ الاَقْصی) از سپتامبر ۲۰۰۰م استارت و در ۲۰۰۵م با خروج اسرائیل از شهرک‌های نوار غزه به انتها رسید. انتفاضه سوم (انتفاضه قدس) نیز نخستین اکتبر ۲۰۱۵م شروع شد که همچنان ادامه دارااست.[۱۶۲]

صورت‌گیری شالوده مقاومت
نوشته ی علمی‌های اساسی: شالوده مقاومت، حرکت جهاد اسلامی فلسطین، حماس، و تکان امل
بعد از اشغال کشور‌های فلسطین، حرکت‌ها و سازمان‌های مختلفی همانند حرکت فتح (حرکت آزادی‌قسمت فلسطین)‌ در سال ۱۹۵۹م،[۱۶۳] سازمان آزادی‌قسمت فلسطین (ساف) در ۱۹۶۴م،[۱۶۴] تکان جهاد اسلامی در ۱۹۷۹م/۱۳۵۸ش،[۱۶۵] و تکان حماس (تکان مقاومت اسلامی) در سال ۱۹۸۷م/۱۳۶۶ش،[۱۶۶] با مقصود آزادسازی مرزوبوم‌های فلسطین از اشغال اسرائیل بوسیله دسته‌های متفاوت فلسطینی تشکیل شد.

بازدید : 37
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 23:02


صلح امام حسن(ع) تفاهم نامه صلحی در بین امام حسن(ع) و معاویه در سال ۴۱ هجری بود که بعد از وقوع نبرد در میان آن ها شکل گرفت و به گوشه‌گیری اجباری امام حسن(ع) از خلافت باعث شد. انگیزه این مبارزه عدم بیعت معاویه با امام حسن(ع) تحت عنوان خلیفه مسلمان ها ر تشریفات ترحیم مشهد بود


تاریخ‌پژوهان به عنوان مثال دلایل تایید صلح بوسیله امام حسن را این مورد ها بیان کرده‌اند: سستی یاران، حیله سرداران و خطر خوارج. به گفته مورخان شیعه، امام حسین(ع) به تاسی از امام حسن(ع)، عموم را به صلح دعوت کرد و التفات آن را بلندتر از پیکار می‌دانست.

مطابق منابع تاریخی، موارد تفاهم نامه صلح مشتمل بر شغل به کتاب خداوند و سنت پیامبر الله(ص)، عدم تعیین جانشین بعداز مرگ معاویه، سوراخ توهین به امام علی(ع) و مراقبت جان شیعه‌ها بوده میباشد.

بعداز صلح، گروهی از شیعه‌ها مانند سلیمان بن صُرَد و حُجر بن عَدِی حزن و نارضایتی خویش را ابراز کردند و برخی امام(ع) را «مُذِلُّ المؤمنین» (خوارکننده مؤمنان) نامیدند. به نقل از منابع تاریخی، معاویه به هیچ یک از موارد صلح‌طومار فعالیت نکرد و بخش اعظمی از شیعه ها را به قتل رساند. وی همینطور پسرش یزید را به ولایتعهدی خویش گماشت و از توهین به امام علی(ع) جلوگیری نکرد. اهل‌سنت با استناد به روایتی از پیش‌بینی نبی(ص) در اتحاد مسلمان‌ها به دست امام حسن(ع)، اورا شخصی صلح‌جو دانسته و به جهت تایید صلح و نقطه پایان‌دادن به پیکار داخلی او را ستوده‌اند.

عنایت و رده

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 485
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 111
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 85
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 112
  • بازدید ماه : 219
  • بازدید سال : 2694
  • بازدید کلی : 31457
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی