loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 32
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 13:40

در معنای صاحبان اراده که به پنج بدن از پیامبران صاحب و مالک شریعت (نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد) گفته می شود. تعبیر و تفسیر اولوالعزم یک توشه در قرآن در سوره احقاف به شغل رفته میباشد. در اینکه اولوالعزم آیا دارنده رسالت جهانی میباشند یا این که رسالت وی محصور بوده، طریقه‌های مختلفی ارائه شد‌ه‌است.هدف از اولوالعزم:«اولو» به معنای صاحبان و «اراده» در لغت به معنای ارادۀ سفت و پایدار میباشد. به گفته راغب اصفهانی در مفردات، اراده به معنای تصمیم به چنگ آوردن بر اجرا کاری تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۱]

درباره این‌که غرض از اولوالعزم چیست و انبیای اولوالعزم چه عده ای میباشند سه عقیده مطرح شد‌ه‌است:

صاحبان طاقت
بعضی اراده را به معنای شکیبایی دانسته‌اند و پیامبران اولوالعزم را به پیامبران دارنده شکیبایی و تحمل در مقابل رنج‌ها و خطاها تبلیغ احکام الهی تعبیروتفسیر نموده‌اند، به دلیل آن که در آیۀ اولوالعزم از بین صفات، صفت طاقت تحت عنوان یک صفت پر رنگ برای پیامبران اولوالعزم مطرح گردیده‌است.[۲][یادداشت ۱]

صاحبان قول
برخی از مفسرین با استناد به بعضا از آیه‌ها و احادیث، اراده در واژه اولوالعزم را به معنای پیمان دانسته و این معنی را از برخی نشانه‌ها قرآن همانند آیه ۷ سوره احزاب برداشت کرده‌اند؛ درین آیه آمده میباشد «وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا» در‌این آیه به مسئلۀ تصاحب کردن قول و میثاق از انبیا بزرگی زیرا نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، و محمد علیهم السلام اشاره گردیده است. بعضی از مفسرین معتقدند که خواسته از میثاق درین آیه میثاقی خاص پیامبران میباشد که به مساله نبوت آنان رابطه بدون واسطه داراست و ادله بیان اسم این ۵ نبی شأن و جایگاه رفیع آنان به واسطه اولوالعزم و صاحب و مالک شریعت‌ بودن‌شان هست[۳][یادداشت ۲]

براین اساس که اراده به معنای عهد و پیمان و میثاق باشد[۴] مراد از اولوالعزم پیامبرانی میباشند که معبود از آن‌ها بر عبودیت و اطاعت تامه خود[۵] یا این که بر ولایت فرستاده خاتم و اهل بیت وی و حضرت مهدی(ع) و سیره وی [۶] قسم گرفته میباشد.[یادداشت ۳]

صاحبان شریعت
گردآوری دیگری از مفسرین با اعتنا به بعضا از آیه‌ها و احادیث، انبیای اولوالعزم را به انبیا دارنده کتاب و شریعت تعبیر کرده‌اند.[۷]

یکی مهم‌ترین آیه ها دراین مورد آیه ۱۳ سوره شوری میباشد که معبود درین آیه اسم این پیامبران را تحت عنوان پیامبران صاحب و مالک شریعت آورده میباشد «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ».علامه طباطبایی در تعبیروتفسیر این آیه که اسم این پیامبران بیان شده این نظر را دارد که «شرایع الهی و آن ادیانی که مستند به وحی می باشند صرفا همین شرایع نام برده در آیه‌اند، یعنی شریعت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (صلوات اللّه علیهم)، زیرا در صورتی‌که شریعت دیگری می‌بود بایستی درین رده که جایگاه ذکر جامعیت شریعت اسلام میباشد مذکور میشد»[۸] این مضمون‌ همینطور در احادیث نیز پذیرش گردیده‌است تحت عنوان مثال در روایتی از امام رضا علیه‌السلام سؤال شد که چرا برخی انبیا اولوالعزم شدند حضرت فرمود: چون نوح یار با کتاب و شریعت مبعوث شد و هر که بعداز وی آمد طبق کتاب و شریعت و نحوه وی فعالیت کرد تا این که ابراهیم با کتاب و صُحُف تازه آمد و هر پیامبری پس از وی آمد طبق شریعت حضرت ابراهیم فعالیت کرد، بعد از آن جناب موسی آمد و تورات را که کتاب جدیدی بود آورد و آنگاه هم مسیح با انجیل که شریعت جدیدی بود آمد و تا مجال رسول اسلام تمامی طبق شریعت حضرت عیسی شغل می‌کردند، فرستاده اسلام با قرآن و شریعت جدیدی آمد که حرام و حلال آن تا روز قیامت به به عبارتی شکل باقی خواهد ماند.[۹] برخی انبیای الهی در‌حالتی که چه دارنده کتاب آسمانی بودند البته کتابشان کتاب احکام و شریعت غیروابسته و جدیدی عدم وجود، چنان که حضرت انسان، شیث، ادریس و داود(ع) هم دارنده کتاب بودند اما اولوالعزم نبودند.[۱۰]

تعداد انبیای اولوالعزم
درخصوص تعداد و مصادیق پیامبران اولوالعزم دربین مفسرین اختلافاتی وجود دارااست:

تمامی رسولان الهی
گروهی از مفسران براین باوراند که واژۀ «مِن» در آیه «اولوالعزمِ مِنَ الرُّسل» بیانی میباشد (یعنی هدفِ از عبارتِ پیش از خویش را بدیهی می‌نماید) بنابر این اولوالعزم به عبارتی رسل می‌باشند در سود شکیبایی و پایداری و گزینه تست الهی قرار دریافت کردن‌، خصوصیت همه رسولان الهی میباشد.[۱۱]

برخی از رسولان الهی
بیشتر مفسران برآنند که واژۀ «مِن» در آیۀ بالا برای تبعیض میباشد و به این ترتیب فقط مجموعه ویژه‌ای از رسولان اولوالعزم به شمار می آیند.[۱۲]

بعضا اولوالعزم را هجده رسولی دانسته‌اند که نامشان در آیه ها ۸۲ تا ۹۰ سوره انعام آمده میباشد، پروردگار پس از اسم این انبیا فرموده میباشد: «فَبِهُداهُمُ اقتَدِه»: پس به هدایت آن ها اقتدا کن. و بعضی بر پایه ی برخی احادیث، انبیای اولوالعزم را ۹ نفر دانسته و برخی دیگر آنان‌را ۶ یا این که ۷ نفر معرفی کرده‌اند.[۱۳][یادداشت ۴]

علامه طباطبایی و بعضا دیگر از مفسران اولوالعزم را پنج فرستاده صاحب و مالک شریعت، یعنی نوح، ابراهیم، موسی، عیسی ومحمد دانسته‌اند[۱۵] و معتقدند احادیث نشانه بر این مقاله در‌حد مستفیض میباشد.[۱۶] البته در مقابل، بعضا دیگر معتقدند چرا که این احادیث به حد تواتر نمیرسد اعتقاد و باور آور وجود ندارد و از آیه‌ها قرآن دلالتی قطعی بر انحصار پیامبران مالک شریعت در پنج نفر در اختیار وجود ندارد.[۱۷][۱۸]

پیامبران اولوالعزم و رسالت جهانی
به این ترتیب که هدف از انبیای اولوالعزم انبیای دارنده شریعت باشد این مسأله مطرح گردیده‌است که آیا رسالت وی جهانی بوده یا این که آن که هرکدام به سوی خاندان خاصی مبعوث گردیده‌اند؟ اما در امر جهانی بودن رسالت رسول اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) شک و تردید و اختلافی نیست ولی در خصوص دیگر انبیای اولوالعزم سه عقیده مطرح شد‌ه‌است:

رسالت جهانی تمامی
بعضا مانند علامه طباطبایی معتقدند رسالت انبیای اولوالعزم جهانی بوده میباشد. وی برای ثابت مدعای فوق شواهدی از نشانه‌ها ارائه کرده‌[۱۹] و توضیح داده‌اند که انبیای اولوالعزم و صاحب و مالک کتاب دوگونه دعوت داشته‌اند یکی‌از دعوت به خداپرستی، توحید و نفی کفر، و دیگری دعوت به احکام و شرایع خاص. دعوت در آغاز جهانی بوده میباشد مغایر دعوت دوم که به خویشان خاصی تخصیص داشته میباشد و آن فامیل موظف می‌شدند به آن احکام کار نمایند.[۲۰]

بازدید : 26
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 13:32


از علمای گرانقدر شیخیه و محصل و مفسر آراء روضه خوان احمد احسائی مؤسس طریقۀ شیخیه میباشد. وی بعداز احسائی کرسی درس دادن را به دست گرفت و دو‌مین رهبر مدرسه شیخیه بود. بعداز او تعدادی بدن شاگردان و پیروانش ادعای نیابت کردند برای مثال محمد کریم و مهربان‌خان و ملاحسن میرزای گوهر و نیز علی‌محمد باب مؤسس بابیه اشاره نمود.[۱]معاش‌طومار,سید کاظم رشتی (رشت ۱۲۰۵-کربلا ۱۲۵۹ق) فرزند سید قاسم رشتی حائری از علمای معرف شیخیه میباشد.[۲] او در رشت متولد شد. بعضی به دنیاآمدن او را ۱۲۱۲ق. گفته‌اند که با دقت به جایگاهش در طول احسائی اشتباه به لحاظ تشریفات ترحیم مشهد می رسد.[۳]

جد سیدکاظم، سیداحمد از علمای مدینه بود که در‌پی سرایت طاعون به رشت هجرت کرده بود. سید کاظم در محل تولد خویش، رشت، درس را شروع کرد. برای کامل شدن درس‌ها قصد مسافرت داشت که با مخالفت خانواده مواجه شد. در‌پی رؤیایی، نزد احمد احسائی به یزد رفت و در درس او حضور یافت.[۴] تاریخ این هجرت به روشنی مشخص و معلوم وجود ندارد البته در اطراف سال ۱۲۲۹ میباشد.[۵]

سید کاظم رشتی در سفرهای احسائی، همراه او بود. اگرچه ملازمت وی با روضه خوان در هجرت طهران[۶]، تردیدآمیز میباشد. روضه خوان احمد بعداز آنکه محمدتقی برغانی در قزوین او‌را تکفیر کرد،[۷] به عتبات عالیات رفت و درین هجرت، سید کاظم را به اقامت در کربلا امرکرد.[۸] سید کاظم در‌این زمان به رشت مهاجرت کرد و رسالة السلوک را در ۱۲۳۸ در آنجا نوشت.[۹] بعد از درگذشت روضه خوان احمد احسائی، سید کاظم نایب و جانشین او شد و نزد شیخیه مرجعیت بلاعزل یافت.

تکفیر احسائی
اقامت سید کاظم در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ صورت‌گیری مدرسه شیخیه و رواج تعالیم آن در عراق و کشور‌ایران به شمار می‌رود. درین فرصت به‌دنبال تکفیر روحانی احمد، به‌تدریج برخی از علمای شیعه در مقابل ترویج پاره‌ای از فکر‌های او، که آن را بزرگنمایی و انحراف تلقی می‌کردند، عکس العمل آرم دادند.[۱۰] بیان کننده در همین مجال به درخواست علی کشف کننده الغطاء، سید کاظم اعتقاداتش را مکتوب ایجاد کرد و بین عموم پخش کرد و در روزها عرفه و بعد از آن در دفعه‌های معینی بالای منبر میرفت و عقاید خویش و استادش را به فارسی و عربی بازگو می کرد.[۱۱] به گفته رشتی[۱۲] در مجلسی با حضور سید مهدی طباطبایی فرزند سید علی طباطبایی و عالمانی زیرا محمدشریف مازندرانی و ملامحمد استرآبادی، طباطبایی از سید کاظم درباره عباراتی از کتاب روضه خوان که کفرآمیز می‌نمود، توضیح خواست. سید کاظم در جواب اذعان کرد اگرچه این لغات، به حسب فهم و شعور عوام، شرک میباشد، آنان را تأویلی میباشد که منظور روضه خوان به عبارتی تأویل بوده میباشد. آن ها از سید کاظم خواستند که کفرآمیز بودن این کلمات را مکتوب و تأیید نماید و وی اینگونه کرد. به این سان، سید مهدی حکم به تکفیر روحانی و رهروان وی بخشید، اما رشتی گشوده به حفاظت از احسائی و گلایه از مخالفت پرداخت.[۱۳]

از آن پس، به رغم برخورداری رشتی از تأیید برخی عالمان و فقیهان[۱۴] و نیز همت‌های او برای مصالحه[۱۵] همهمه بر رمز عقاید وی ارتقاء یافت. درین فی مابین، سازه به گزارشی که در منابع بابی و بهائی آمده میباشد. سید کاظم با صادر کردن ملاحسین بشرویه‌ای نزد علمای اصفهان و خراسان، کوشید تا حیث مساعد وی را جلب نماید.[۱۶] در نجف نیز فشار معارضان برای تکفیر او منجر شد که با وجود امتناع علی کشف کننده الغطاء از اظهارنظر مصرح دراین مورد، از محمدحسن نجفی (صاحب و مالک جواهر)، بر ضد وی حکم بگیرند.[۱۷] عکس العمل با سید کاظم و پیروانش به خشونت‌هایی سبب شد.[۱۸] چنانکه زمانی کلیددار کربلا در مواجهه با رشتی قصد کشتن وی کرد، فقطً دعوت کشف کننده الغطاء به احتیاط بود که او را از خطر رهانید.[۱۹] سید کاظم بعد از این تکفیر شیوه خویش را در درس دادن و گفتار تغییر و تحول بخشید. او در ضلع شرقی صحن مطهر آستانۀ حسینی سالن و حسینیه بزرگی برای درس دادن خویش سازه کرد. البته حلقۀ دوم درسش را در حسینیۀ خانه خویش برای خاصیت اصحاب خود به طور سری ایجاد کرد.

رشتی کتاب عامل المتحیرین را در گزارش این مبارزه‌ها نگاشته و در آن به تندی از معارضان خود نقد نموده است. این کتاب به روشنی حکایت می‌نماید که در آن فرصت بیشتر علمای شیعه و عموم کربلا و نجف و برخی شهرهای کشور‌ایران بر ضد او و پیروانش موضع واحدی داشتند. به احتمال بسیار، به دنبال این مخالفتها، سبب ساز شد تا سید کاظم در‌پی مدد امرای عثمانی قاضی بر عراق باشد. او در همین زمانه، قصیده پاشا عبدالباقی افندی، از والیان عثمانی عراق، را تفصیل و تعبیر و تفسیر و به او نثار کرد. آن طور که پیداست، همین دست اندرکاران سبب ساز این تامل گردیده بود که او دراصل کشیشی مسیحی بوده و حکومت روسیه اورا مأمور نموده است تا در بلاد اسلامی در بین مسلمان‌ها تفرقه بیاندازد

بازدید : 23
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 17:04


اتفاق ها عصر خلافت
براساس بعضی گزارش‌های تاریخی در روزهای نخستینی که عثمان خلیفه گردیده بود روز آدینه‌ای بالای منبر رفت. چشمش که به جمعیت زمین‌خورد زبانش حایل آمد. نتوانست سخنی بگوید و ذیل آمد. هنگامی ذیل آمد این پاراگراف را بیان کرد: «أَنْتُمْ إلی‏ امامٍ عادِلٍ أَحْوَجُ مِنْمعدودْ الی‏ إمامٍ خَطیب» شما به یک پیشوای عادل بیشتر احتیاج تشریفات ترحیم مشهد دارید

تا به یک پیشوای سخنور. مروان حکم اذعان کرد: در صورتی همین دو واژه و کلمه را بالای منبر گفته بودی خیلی خطیب نیکی بودی. [۲۹] گزارش‌های تاریخی از اولیه اقدامات عثمان هنگام وصال به خلافت حاکی از آن میباشد که وی بخش اعظمی از والیان و مقامات دستگاه خلافت را برکنار و خاندان خود را به‌مکان آن ها نصب کرد.[۳۰] برای مثال، در کوفه به‌مکان عمار بن یاسر، اخوی ناتنی خویش ولید بن عقبه و به‌مکان ابوموسی اشعری در بصره، عبدالله بن عامر پسرخاله نادر سن و سال خود را نصب کرد. عثمان، عمرو بن عاص را به‌تیتر فرمانده فتوحات و پیکار‌های شمال آفریقا منصوب نمود و اخوی رضاعی خویش عبدالله بن ابی‌سَرْح را مسئول کارها مالی (خراج و غنائم) فتوحات آن حیطه کرد؛ اما آنگاه عمرو عاص را برکنار و عبدالله را به‌مکان وی نشاند.[۳۱]


حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق).
فتوحات
در طی عثمان بر مرزو بوم‌های فتح گردیده مسلمانها افزوده شد. برای مثال بعضا از شهرهای ناحیه عجم به دست عرب به زمین خورد که فرماندهی این فتح با عثمان بن ابی‌العاص بود. همینطور در سال ۲۹ قمری مناطقی از شمال آفریقا به فرماندهی عبدالله بن ابی‌سرح و جزیره قبرس به فرماندهی معاویة بن ابی سفیان فتح شد.[۳۲]

برخی بخشها، مانند شهرهای ناحیه عجم کشور ایران نیز درین زمان کودتا کردند و کوشیدند استقلال خویش را بازیابند؛ اما سرکوب شدند.[۳۳] کشته شدن یزدگرد سوم واپسین شاه ساسانی در حین عثمان اتفاق افتاد. به نقل منابع، یزدگرد واپسین توشه در شهر استخر با سپاه عرب رو‌به‌رو شد و عثمان بن ابی‌العاص و عبدالله بن عاص که فرماندهان عرب در آن ناحیه بودند، با وی تقابل کردند. یزدگرد باخت خورد و به مرو گریخت و در ماجرایی که منابع نقل کرده‌اند، در آنجا، در خواب، به دست آسیابانی در مرو کشته شد.[۳۴]

یکسان‌سازی مصحف‌ها
نوشته ی علمیٔ اساسی: مصحف عثمانی
در طی خلافت عثمان، با وجود مصحف‌های صحابه که در بعض مفاد با یکدیگر اختلاف داشته و با فتوحات اسلامی و رفتن قرآن به میهن‌های نو باز، اختلافات و اشتباهات اکثری در تلاوت کلمه ها قرآن پیش آمد. با فرمان عثمان بر مبنای صحیفه‌های بازمانده از نبی(ص) و ورژن‌های منحصربه‌فرد به عنوان مثال ورژن حفصه و ورژن زید بن اثبات و با توکل بر نگهداری حافظان و شهیدشدن شاهدان، در مسافت چهار پنج سال از ۲۴ق تا پیش از ۳۰ق، آخر و عاقبت یافت و از روی آن ۵ یا این که ۶ ورژن عیناً استنساخ شد. دو ورژن در مکه و مدینه نگه داشته شد و ۳ یا این که ۴ ورژن دیگر همپا با یک حافظ قرآن که نقش استاد و راهنمای صحیح‌خوانی را داشت، به مرکزها اصلی عالم اسلام یعنی بصره، کوفه، شام و بحرین ابلاغ شد. آنگاه عثمان امر کرد کل نوشته‌ها و ورژن‌های قبلی را از دربین ببرند تا ریشه جنگ و اختلاف به‌کلی از در بین برود.[۳۵]

بازدید : 25
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:31

خویشان عاد خدایان متفاوت را می‌پرستیدند،[۲۵] آنان در هر مرحله‌ای برای خویش بتی تحت عنوان سرگرمی می‌ساختند و در ذیل زمین مخزن‌های آب صحیح می‌کردند به آرزو اینکه جاودانه خواهند بود.[۲۶] حضرت هود برای هدایت آن‌ها مبعوث شد.[۲۷] قرآن از هود(ع) تفسیر به اخوی فامیل عاد می‌نماید.[۲۸] انگیزه این تعبیر و تفسیر این میباشد که حضرت هود از فامیل عاد بود.[۲۹] علامه طباطبایی این نظر را دارد که احتمال دارااست که خاندان عاد غیر از هود(ع)، پیغمبران دیگری نیز داشته‌اند که پیش از هود و پس از جناب نوح(ع) بین آن ها مبعوث گردیده باشد البته قرآن کریم ومهربان اسم آن‌ها‌را نبرده باشد و لیکن اسلوب آیه‌ها با این احتمال مساعد وجود تشریفات ترحیم مشهد ندارد.[۳۰]

مفسران معتقدند بر طبق آیه «وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ تمامِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ»[۳۱] می‌اقتدار سود گرفت که قبیله عاد گرفتار سه خصلتِ انکار آیه ها الهی، نافرمانی انبیاء و اطاعت کردن از جباران بودند. در واقع آن ها از دستورها هر جبار و زورگوی عنیدی تاسی می‌کردند و همین گوش به امر جباران بودن، آنها‌را از تاسی هود(ع) و پذیرفتن دعوتش گشوده داشت. آفریدگار در‌پی تعریف خویشاوندان عاد در آیه آن گاه تیتر نموده است «وَ أُتْبِعُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا این که لَعْنَةً وَ یوْمَ الْقِیامَةِ»[۳۲] یعنی به خیال و خاطر آن سه خصلت نکوهیده، لعنت در همین جهان و در قیامت دنبال‌شان کرد و از عفو وبخشش معبود بدور شدند، مصداق این لعن به عبارتی، عذابی بود که آن قدر تعقیب‌شان کرد تا به آنان رسید و نابودشان کرد.[۳۳]

عذاب الهی
قرآن در تحت آیه ها زیادی گفتگوهای دربین حضرت هود و خویشان عاد را نقل می‌نماید.[۳۴] خویشاوندان عاد در گیر خشکسالی گشته و برای مقطع زمان بر بر آنان باران نبارید.[۳۵] حضرت هود، به آنان وعده بخشید که در صورتیکه توبه نمایند خشکسالی از در بین خواهد رفت و حتی بر اقتدار آنها نیز افزوده گردد.[۳۶] با این اکنون، فامیل عاد، دعوت هود را نپذیرفت.[۳۷]

عموم عاد ابر بزرگی را از بدور در افق دیدند و گمان کردند ابری باران‌زا میباشد در حالی که ابر عذاب بود.[۳۸] در غایت هفت شب و هشت روز پشت سرهم بر قوم و قبیله عاد عذاب نازل شد.[۳۹]

بعد از هلاکت قبیله عاد، هود به یاروهمدم دیگر مومنان مملکت خویش را سوراخ کرده و به مکه رفتند.[۴۰]

بازدید : 10
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:44

حدود ۳۰ آیه از قرآن کریم و مهربان، درباره استغفار انبیاست.[۱۹] با این هم اکنون علامه طباطبایی، با اشاره به طهارت پیامبران، ارتکاب معصیت بوسیله آن‌ها را بر خلاف با وظایف تبلیغی آن‌ها دانسته و احتمال داده میباشد که پیامبران، جاری ساختن مباح خویش را گناه شمرده و برای آن استغفار می‌کرده‌اند.[۲۰] این نکته مضمون گزاره «حسنات الابرار سیئات المقربین» میباشد که خیر فقط شغل های مباح بعضا برای بعضی دیگر گناه میباشد که می‌تواند شغل های نیک بعضی مانند( ابرار) برای برخی(مقربان) گناه محسوب خواهد تشریفات ترحیم مشهد شد. [۲۱]

در آیه‌ها قرآن و همینطور سخنان نقل‌گردیده از معصومان(ع)، بعضی از اثرها استغفار نقل شده میباشد؛ مثلا: در تامین ماندن از عذاب الهی،[۲۲] آمرزش گناهان،[۲۳] ارتقا روزی و فرزندان،[۲۴] و همینطور قدمت وقتگیر.[۲۵]

قال نبی الله صلی الله علیه وآله:
«طُوبى لمَن وُجِدَ في صَحيفَةِ عَمَلِهِ يَومَ القِيامَةِ تَحتَ كُلِّ ذَنبٍ : أستَغفِرُ اللّه َ »
پيامبرخدا صلى الله عليه و آله : خوشا به حالا كسى كه روزقيامت در طومار اعمالش، زير هر گناهی پاراگراف «استغفر اللّه » يافت خواهد شد.

منبع: ری شهری، معیار الحکمه، ج۳، ص۲۲۷۴

احکام
استغفار، مستحب میباشد؛ ولی ممکن میباشد به دلایلی، واجب یا این که حرام باشد.

استغفار مستحب: استغفار، شایسته ترین دعا و عبادت به شمار رفته و در همۀ اوضاع، مستحب دانسته گردیده است؛ مثلا:[۲۶] فی مابین دو سجده نماز،[۲۷] پس از تسبیحات اربعه،[۲۸] در قنوت به خصوص قنوت نماز وتر،[۲۹] هنگام سحر،[۳۰] و در ماه رمضان.[۳۱]
استغفار واجب: استغفار در مواقعی واجب میباشد؛ به عنوان مثال تحت عنوان کفّارۀ مُحرِمی که یک یا این که دو توشه، مرتکب جدال خواهد شد.[۳۲]
استغفار حرام: بنابر قرآن، استغفار مؤمنان برای مشرکان روا وجود ندارد.[۳۳]در باره ریزه کاری استغفار ابراهیم در حق پدرش( یا این که جدّ مادری‌اش یا این که عمویش) با این که از مشرکان بود بین مفسران اختلاف میباشد. [۳۴] البته بر طبق نشانه‌ها قرآن ابراهیم زیرا وعده‌ای به پدرش آزر داده بود برایش استغفار کرد البته زیرا فهمید که وی ایمان نیاورده از وی بیزاری جست و دیگر برایش استغفار نکرد. قرآن در آیه ۱۱۴ سوره توبه بدین زمینه اشاره نموده است وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ ۚ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ «و طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش جز براى وعده‌اى كه به وی داده بود، عدم وجود. و[لى‌] هنگامى كه براى وی پر‌نور شد كه وى معاند خداست، از وی بيزارى جست. راستى، ابراهيم، دلسوزى شکیبا بود».
آداب
در احادیث نقل‌گردیده از امامان معصوم، آدابی برای استغفار مذکور میباشد؛ برای مثال امام علی(ع)، خطاب به مردی که در درحال حاضر استغفار بود، شش خصوصیت برای واقعیت استغفار ذکر نموده است که عبارتند از: پشیمانی از قبلی، تصمیم بدون شوخی بر بازنگشتن به گناه، ادای دستمزد عموم، جاری ساختن واجبات ضایع گردیده، همت برای آب کردن گوشتی که از حرام روییده و چشاندن سختی طاعت به جسم.[۳۵]

استغفار، گرچه محصور به فرصت و جای خاصی وجود ندارد؛ البته در قرآن، بر استغفار در وقت سَحر تأکید گردیده و آن را در آیه‌ها ۱۵تا ۱۸ سوره ذاریات از خصوصیت‌های پرهیزکاران برشمرده میباشد.(وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ)[۳۶]

گونه های استغفار
استغفار از نگاه کیفیت و مسئله گناه به سه نوع تقسیم گردیده است:

استغفار از گناه فردی و ظلم بر نفس (گناهان فردی)
استغفار از گناه و تعدّی نسبت به حقوق و دستمزد اشخاص دیگر (گناهان اشخاص نسبت به یکدیگر)
استغفار از گناهان اجتماعی (گناهان مدیران و سیاستمداران و رهبران جامعه).[۳۷]

بازدید : 14
شنبه 21 تير 1404 زمان : 13:43

شهید مفتح در طهران مسجد الجواد را راءس شغل‌های خود قرار اعطا کرد، و در کلاس‌ها مباحث اسلامی را باطرح نوین و صورت تازه مطرح می کرد که آیتم استقبال جوان ها قرار می‌گرفت. کلاس‌های اسلام‌شناسی به خصوص تعبیروتفسیر قرآن او یکی مباحث جالب و قابل به کارگیری برای جوان ها و دیگر قشرها جامعه بود. بعداز اینکه مسجد الجواد به وسیله رژیم پهلوی بسته شد در سال ۵۲ شهید مفتح در مسجد جاوید کار خود را شروع کرد و به تشکیل کلاس‌های عقاید، دعوت از خطبا و وعاظ تبارک، تشکیل کتابخانه، برگزاری کلاس‌های اسلام شناسی، جامعه شناسی، تاریخ ادیان، اقتصاد، فلسفه، تعبیر و تفسیر قرآن و نهج البلاغه مبادرت نمود که آیتم استقبال طبقات گوناگون قرار گرفت. در سوم آذر ۵۳ بعداز سخنرانی آیت الله خامنه‌ای در‌این مسجد، ساواک، مسجد را تعطیل نموده و آیت الله خامنه‌ای و محمد مفتح را بازداشت و زندانی تشریفات ترحیم مشهد کرد.[۱۸]

مسجد قبا
بعداز آزادی شهید مفتح از زندان در سال ۵۴، امامت مسجد قبا -که به پیمان شهید بهشتی «قرار بود یک امام فعال و پرجوش بایستی در آنجا باشد»- به ذمه ­ وی گذارده شد. او در این سال در سفری به سرزمین مصر خلال بازدید از دانشکده الازهر، از دو شخصیت کارشناس و پررنگ اقتصاد اسلامی دانشکده الازهر برای بهره برداری صندوق قرض الحسنه مسجد قبا دعوت کرد که ساواک بازدارنده آن شوید.[۱۹]

مسائل عالم اسلام و به خصوص موضوع فلسطین و قدس برای مفتح از عنایت متعددی منتفع بود. او بعداز آزادی از زندان امداد‌های عموم طهران برای شیعه‌ها لبنان را گردآوری‌آوری و برای تحقیق بر توزیع آن شخصا به لبنان رفت.[۲۰] در سال ۵۶ مسجد قبا را تحت عنوان یک مقر توانمند در پایتخت قرار بخشید و در یکی سخنرانی‌های خویش اعلام‌کرد: «این ملت بپا خاسته و با خبر ما دیگر فریب نمی خورد و عالم به روح نهضت، و به حقیقت نهضت اسلامی ملت جمهوری اسلامی ایران پی برده میباشد».

نماز عید فطر

نماز عید فطر به امامت محمد مفتح در طهران در ۱۳۵۷ش

شهید مفتح در کنار امام خمینی در پردیس زهرا.
مفتح در سال ۱۳۵۷ش. مبارزاتش را پیشرفت بخشید و مسجد قبا را تحت عنوان سنگر مبارزاتی فراهم کرده بود و در ساماندهی و صورت‌دهی مبارزات عموم نقش انتخاب کننده داشت. در ماه رمضان به عبارتی سال جلسات باشکوهی در مسجد قبا برگزار شوید. در عید فطر نماز عید به امامت محمد مفتح در تپه‌های قیطریه برگزار شد که به راهپیمایی بزرگی انجامید که مفتح و شماری از روحانیون انقلابی و اهل نبرد پیشاپیش آن در تکان بودند.[۲۱]

شغل‌های بعداز انقلاب
او به هنگام انقلاب اسلامی کشور‌ایران از سوی امام خمینی به عضویت شورای انقلاب در آمد[۲۲] و مدیر ستاد استقبال از امام خمینی را نیز پذیرفت. وی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و از نهاد‌گزاران جامعه روحانیت جنگ جو طهران بود و تحت عنوان دبیر آن گزینش گردیده بود.[۲۳] بعد از برد انقلاب اسلامی عضو شورای توسعه و گسترش یادگرفتن بهتر سرزمین و عضو هیأت علمی دانشکده طهران شد، و سرپرستی دانشگاه الهیات کالج طهران را عهده دار شد. وی برای جانبداری از دستاوردهای انقلاب با همیاری آیت الله مهدوی کنی و شهیدان بهشتی و مطهری طرح کمیته انقلاب اسلامی را ارائه نمود و خویش مسئولیت کمیته حوزه‌ ۴ طهران را ذمه ‌دار شد.

وحدت حوزه و دانش گاه
مفتح بر این اطمینان بود که در صورتی‌که چه حوزه و دانش گاه هر مورد هدف ها، نرم‌افزار‌ها و کارکردهای خویش را دارا هستند اما میتوانند با نگرشی توأم با احترام و پشت گرمی متقابل، با یکدیگر رابطه داشته باشند، و به مکان نفی و طرد و کینه دوزی و بدبینی، به شعور متقابل که پر از روح اعتقاد و باور میباشد کوشش کنند. هر دو آموزش و پرورش میتوانند تقویت کننده و مکمل هم باشند و لازمه تحقق این نرم‌افزار آن میباشد که با یکدیگر ارتباط علمی و آموزشی داشته باشند و در مباحث فکری و فرهنگی و رفع مشکلات اجتماعی از پیش همفکری و هم اندیشی کنند.[۲۴]

شهیدشدن
گروهک فرقان در راستای ترور مخالفین فکری علی شریعتی اشخاصی زیرا مرتضی مطهری، حاج مهدی عراقی، قاسم اسلامی(۱۳۵۹ش) و محمد مفتح را ترور کرد. برخی معتقدند مفتح اذن نداده بود فرقانی‌ها در مسجد قبا شغل نمایند و از مفتح کینه به دل گرفته بودند، نکته‌ای که فرزند وی رد نموده است.[۲۵] مفتح در ۲۷ آذر سال ۱۳۵۸، ساعت خیر صبح در کالج الهیات به دست سه نفر از اعضای گروهک فرقان ترور شد و در یکی‌از حجره‌های بقاع حضرت معصومه(س) دفن شد.[۲۶] امام خمینی با صدور پیامی شهید شدن او‌را تسلیت بیان کرد.[۲۷]

بازدید : 34
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:40


اُم‌سعید دختر عُروَة بن مسعود از همسران امام علی(ع) بود[۱] که پدرش از اصحاب نبی(ص) و از بزرگان بستگان ثقیف به شمار میرفت[۲] و در رویکرد تبلیغ اسلام به شهیدشدن تشریفات ترحیم مشهد رسید.[۳]

به گفته روضه خوان موثر، ام‌سعید از امام علی(ع) دو فرزند به اسم‌های اُم‌حسن و رمله به‌عالم آورد.[۴] طبق نقل مُنتهی‌الآمال ام‌حسن همسر جَعْدة بن هُبَیره فرزند اُم‌هانی خواهر امام علی(ع) بود و بعد از درگذشت جعده به همسری جعفر بن عقیل درآمد[۵] و بعد از شهید شدن جعفر در اتفاق کربلا، همسر عبدالله بن زُبیر شد.[۶] رمله نیز با ابی‌الحاج عبدالله ابی‌سفیان بن الحارث بن عبدالمطلب وصلت کرد.[۷] با این درحال حاضر ابن‌شهرآشوب، از محدثان شیعه در قرن ششم، فرزندان امام علی(ع) از ام‌سعید را به اسم‌های نفیسه، زینب صغری، رقیه صغری بیان کرده و ام‌حسن و رمله را دختران امام از ام‌شعیب مخزومیه برشمرده میباشد.[۸] سازه به نقل از کتاب اعیان الشیعه، ام‌سعید با اسم ام‌سعد نیز شناخته می شود و ام‌کلثوم صغری فرزند وی از امام علی(ع) میباشد.[۹]

نبو
تبارنامه امام علی(ع)
حضرت فاطمه
امام حسن مجتبی امام حسین حضرت زینب ام کلثوم محسن
ام‌البنین
حضرت عباس جعفر عثمان عبدالله
خوله
محمد حنفیه
امامه
(همسر)
محمد اوسط فاطمه بنت اسد
ام‌حبیب امام علی
قدمت رقیه ابوطالب عبدالمطلب
لیلی
ابوبکر عبیدالله
اسماء
یحیی
ام‌سعید
ام الحسن رمله
از دیگر همسران
أم هانی خدیجه جمانه زینب صغری امامه
(دختر) رقیه صغری
نفیسه ام‌سلمه أم الکرام میمونه فاطمه
پانویس
موسوی، تاریخ امام حسین(ع)، ۱۳۷۸ش، ج۹، ص۹۷؛ سپهر کاشانی، ناسخ التواریخ، ۱۳۹۴ش، ج۴، ص۳۳۵.
قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۱۸۷.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۳، ص۹۷.
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۱۴؛ موثر، الارشاد، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۳۴۲؛مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۶۷.
بلاذری، انساب الاشراف، دارالمعارف، ج۲، ص۱۹۳.
بلاذری، انساب الاشراف، دارالمعارف، ج۲، ص۱۹۳.
قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۳۶۱.
ابن‌شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۳۰۴.
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۲۱ق، ج۷، ص۱۳۶.

بازدید : 12
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 22:16


موضع ها سیاسی
میگویند سید محمدکاظم یزدی، نسبت دیگر مراجع هم‌عصرش، همانند آخوند خراسانی کنش سیاسی کمتری داشت و کار سیاسی وی غالباً در پوسته صدور تلگراف و تایپ کردن بیانیه بود؛ ولی به‌جهت جایگاهش تحت عنوان مرجعی پررنگ، همین مقدار عمل، بسیار دارای اهمیت تشریفات ترحیم مشهد بود.[۴۴]

بعضی از شغل‌های سیاسی سید محمدکاظم یزدی به تفصیل پایین میباشد:

نگهبانی از کمپانی اسلامیه
در سال ۱۳۱۶ق بعضا از متدینان برای جنگ با نفوذ اقتصادی بیگانگان، کمپانی اسلامیه را در اصفهان تأسیس کردند.[۴۵] سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی همپا با دیگر علما زیرا آخوند خراسانی، میرزا حسین نوری، شریعت اصفهانی و سید اسماعیل صدر با تایپ کردن تقریظ بر کتاب جامه‌التقوی که در حفاظت از این موسسه و ترغیب عموم به خرید تولیدات داخلی درج شده بود، آن را تأیید کردند.[۴۶]

فتوا علیه استعمار ایتالیا، روس و انگلیس
به‌دنبال اشغال مملکت لیبی بوسیله قوای ایتالیایی و نیز هجوم قوای روس و انگلیس به کشور‌ایران، سید کاظم یزدی در سال ۱۳۲۹ق فتوایی صادر کرد و در آن شایستگی همگی مسلمان‌ها «از عرب و اهل ایران» را برای «عقب‌ راندن کفار از ممالک اسلامی» واجب شمرد.[۴۷]

اعلان جهاد علیه انگلیس

روحانیون نجف در مقابله با ارتش انگلیس

روحانیون نجف در کاظمین در مقابله با ارتش انگلیس
در مبارزه جهانی اولیه و با اشغال عراق به دست نیروهای انگلیسی، سیدمحمدکاظم یزدی، یاور عالمانی زیرا محمدتقی شیرازی و روحانی‌الشریعه اصفهانی برضد انگلیس اِعلان جهاد بخشید.[۴۸] در‌این جهاد بر ضد انگلیسی‌ها، فرزندش سید محمد به شهیدشدن رسید.[۴۹]

مشروطه
سید یزدی در نهضت مشروطه، با روضه خوان ادب‌الله نوری همسو بود و دفاع از مجلس را منوط به تطابق بدون نقص مصوبات آن با موازین دینی می‌شمرد. هنگامی روضه خوان ادب‌الله در بقاع عبدالعظیم حسنی متحصن شد، به‌شدت از وی نگهبانی کرد.[۵۰]

بعداز به توپ بستن مجلس و هنگامی که آخوند خراسانی برای بازگشت مشروطه بسیار میکوشید، سید یزدی برای خودداری از برگشتن مشروطه، فتوای حرمت مشروطه را صادر کرد.[۵۱]

سرویس ها اجتماعی

نمایی از مکتب سید یزدی در نجف
گفته‌اند سید محمدکاظم یزدی، به عمران شهرها و روستاها اعتنا داشته و مساجد، خزینه‌ها و کاروانسراهایی سازه نموده است. وی همینطور به ایجاد کرد بناهای علمی اهتمام داشت. مشهورترین مکتب علمیه نجف، که اینک به اسم مکتب سید شناخته میگردد، به کوشش وی ایجاد شده است.[۵۲]

او همینطور در محله العماره نجف مکانی برای اسکان زائران تأسیس کرد به اسم «خانُ‌الزائرین» که در سال ۱۳۸۴ق به مکتب تبدیل شد.[۵۳]

مختصات اخلاقی
سید موسی شبیری زنجانی، از مراجع تبعیت شیعه نقل می‌نماید سید احمد خوانساری که خویش در زهدو تقوا زبانزد بود، به تقوای سیدِ یزدی اطمینان داشت.[۵۴] همینطور می گوید سید محمدکاظم یزدی، بسیار اهل احتیاط بود؛ به‌اندازه‌ای که زمانی از عالم رفت، شش هزار نماز و روزه نیابی نزدش ما‌نده بود؛ چون نسبت به افراد اعتقاد و باور پیدا نمی کرد.[۵۵]

بزرگداشت
در ۲۴ اسفند سال ۱۳۹۱ش، به‌خواسته بزرگداشت شخصیت سیدمحمدکاظم یزدی، همایشی با تیتر «کنگره در میان‌المللی مالکْ‌عروه» در قم برگزار شد. در‌این همایش، بعضا از علما و شخصیت‌ها از جمهوری اسلامی ایران و عراق و دیگر کشورها کمپانی کردند.[۵۶]

تک‌نگاری
در آلبوم ویکی‌شیعه پرونده‌هایی دربارهٔ سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مو جود میباشد.
کتاب بالاتر از طریق «امتحان‌وخطا»، نوشته علی ابوالحسنی؛[۵۷]
کتاب السید محمدکاظم الیزدی، تألیف بی نقص سلمان الجبوری، مولف عراقی. در‌این کتاب به کار‌های اجتماعی سید محمدکاظم یزدی در عراق اعتنا گردیده است؛[۵۸]
کتاب سید محمدکاظم یزدی دانا دوراندیش، تاثیر مرتضی بذرافشان؛[۵۹]
شکوه پارسایی و پایداری. این کتاب را فرمانداری یزد درباره مبارزات و اثر ها سیدِ یزدی تکثیر داده میباشد.[۶۰

بازدید : 40
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 15:23


بوالقاسم گُرجی (۱۳۰۰-۱۳۸۹ش) عالم، تالیف کننده و معلم فقه و دستمزد دانش گاه طهران. گرجی نزد استادانی مثلا محمدرضا تنکابنی، سید عبدالهادی شیرازی، محمدحسین کشف کننده الغطاء شاگردی کرد. او همینطور از شاگردان سیدابوالقاسم خویی بود و از وی اذن اجتهاد اخذ تشریفات ترحیم مشهد کرد.

مناصب او در دانش کده طهران، رئیس دانشگاه فقه و مبانی حقوق و دستمزد اسلامی و دانش گاه فلسفه و حکمت اسلامی و نیز سر گروهی بر این کالج بوده میباشد. گرجی تالیف کننده‌ای فعال بود و اثرها فراوانی مانند کتاب تاریخ فقه و فقها و ده‌ها نوشته‌ی‌علمی علمی را از خویش به یادگار گذاشت. او در سال ۱۳۸۱ش رخ به یادماندنی علم ها انسانی شناخته شد.

از مدرسه‌منزل تا حوزه علمیه
ابوالقاسم گرجی در ۲ فروددین ماه ۱۳۰۰ش، در طهران دیده به جهان گشود. پدرش محمدحسن گرجی، از کاسبان بازار طهران و شخصی متدین بود و همانند بیشتر متدینانِ آن زمان، به مدرسه ها نو تأسیس گردیده پشت گرمی نداشت. به همین جهت ابوالقاسم را به مدرسه‌منزل ارسال کرد.[۱]

گاهشمار معاش ابوالقاسم گرجی[۲]
۱۳۰۰ به دنیاآمدن در طهران
۱۳۲۲ مهاجرت به نجف اشرف برای کامل شدن تحصیلات حوزوی
۱۳۳۰ استخراج جايگاه اجتهاد از آیت الله خویی، برگشت به طهران و درس دادن سطح ها خوب حوزه و بیرون در مدرسه های طهران
۱۳۳۱ قبولی با درجه ممتاز در آزمون «‌تصدیق مدرسی‌»
۱۳۳۲ ورود به کالج در مدت کارشناسی در حرفه منقول (فقه و مبانی دستمزد اسلامی)
۱۳۳۵ قبولی در فن سنجیده (فلسفه و حکمت اسلامی) در زمان دکتری
۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ وصلت؛ درس دادن ادبیات عرب در دانش کده الهیات دانش کده طهران
۱۳۳۸ کتابت رساله دکتری
۱۳۴۲ استارت درس دادن در کالج با جايگاه استادیاری
۱۳۴۶ ارتقا به رتبه دانشیاری در دانش گاه
۱۳۴۶-۱۳۴۸ تصحیح کتاب «‌الذریعة الی اصول الشریعة »، تألیف دانش الهدی
۱۳۵۰ حصول کرسی استادی در کالج طهران
۱۳۶۱ سر کردگی کالج طهران
۱۳۶۲ برگزیدۀ «تاثیر تحقیقی سال» به خیال دو تاثیر «‌تصحیح تعبیروتفسیر دولت ها الجامع‌» و «‌تاریخ نبی اسلام(ص)‌»
۱۳۶۷ برگزیدۀ «کتاب ممتاز ده سالۀ اولیه انقلاب» به دلیل کتابت کتاب تحقیقی «‌تصحیح جامعه ها الجامع‌»
۱۳۶۸ و ۱۳۶۹ دستیابی درجۀ استادی ممتاز در دانش گاه طهران و گزینش تحت عنوان مدرس نابغه از طرف بنیان سر گروهی جمهوری
۱۳۷۰ تعیین تحت عنوان مدرس نمونۀ دانش گاه‌ها از طرف وزارت فرهنگ وتمدن و فراگیری خوب؛ عضویت در فرهنگستان علم ها
۱۳۷۵ اخذ آرم مرتبه یک علم از رییس جمهور وقت
۱۳۸۱ برگزیده نصیب علم ها انسانی در همایش رخ‌های به یاد ماندنی
۱۳۸۹ درگذشت
نبو
ابوالقاسم بعداز گذراندن تحصیلات مقدماتی در مدرسه‌منزل، وارد حوزه علمیه طهران شد و علم ها متفاوت حوزوی برای مثال صرف و نحو، منطق، معانی و ذکر، فلسفه، فقه و اصول را تا سطح ها بهتر، از استادان نام دار آن بعد از ظهر، آموخت. از استادان او در طهران می‌قدرت بدین اسامی اشاره نمود:[۳]

سید محمد قصیر
محمدحسین بروجردی
محمدعلی پادشاه آبادی
ابراهیم امامزاده زیدی
محمدرضا تنکابنی
او در کلاس درس سری محمدرضا تنکابنی، دروس مقررات، رسائل، مکاسب و کفایه را به همپا میرزا علی فلسفی (فرزند آیت الله تنکابنی) آموخت.[۴]

مسافرت به نجف
در سال ۱۳۲۲ش با پیشنهاد آیت الله تنکابنی، برای ادامه علم آموزی به نجف رفت.[۵] بعضا از استادان او در حوزه علمیه نجف، عبارتند از:[۶]

محمدعلی کاظمینی
ابوالقاسم خویی
سید عبدالهادی شیرازی
محمدکاظم شیرازی
محمدحسین کشف کننده الغطاء
شاگردی نزد این استادان، گرجی را به جايگاه اجتهاد رساند. وی از بعضی استادانش مثلا آیت الله خویی و کشف کننده الغطاء، اذن اجتهاد اخذ کرد.[۷] او در طی زمان علم آموزی در طهران و نجف دروس خویش را با میرزا علی فلسفی مباحثه می کرد.[۸]

درس دادن
گرجی به موازات علم آموزی در نجف، به درس دادن دروس سطح حوزه همانند رسائل، مکاسب و کفایه سرگرم شد.[۹]

اذن اجتهاد
گرجی در علم آموزی علم ها فقاهتی در نجف جدیت فراوان داشته میباشد. خویش وی نقل نموده است:

می‌پنداشتم در عالم هیچ چیز جز علم آموزی، درس دادن و بازرسی نیست. شب تا صبح می‌خواندم و می‌نوشتم. واپسین چراغی که سکوت میشد، لامپ اتاق این جانب بود و سوای مبالغه مجاورت بود خواب را فراموش کنم. از این رو مرحوم معلم شدیدا نسبت بدین جانب لطف و محبت می‌کردند.
روزی از این جانب تقریر درس خویش را برای مراعات خواستند، زیرا رسیدگی کردند، فرمودند: فیه الکفایه و به الکفایه. بعداز رجوع و برگشت به طهران، من را به سند اجتهاد بی‌شائبه‌ای مفتخر داشتند و بعداز دور اندیشی از تصمیم من به عدم برگشت به حوزه، به بایستگی برگشت، حکم صادر فرمودند.[۱۰]
وی در نجف، گزینه دقت آیت الله خویی بوده میباشد؛ به‌سیرتکامل‌ای که مقرری ماهانهٔ جدا‌ای از سوی مدرس برای او نبی میشد.[۱۱]

برگشت به طهران
ابوالقاسم گرجی بعداز طی روند علمی و اخذ اذن اجتهاد، در سال ۱۳۳۰ش به طهران رجوع و با درخواست عده ای از اهل فضل و ادب، در مکتب حاج ابوالفتح، به درس دادن سطح ها خوب حوزه سرگرم شد. با رونق‌تصاحب کردن درس او، به مکتب فیروزآبادی و سرنوشت مکتب مروی رفت و در آنجا به درس دادن درس بیرون درگیر شد. وی در سال ۱۳۳۶ش تزویج کرد و صاحب و مالک دو فرزند پسر و یک دختر شد.[۱۲]

بازدید : 25
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 12:34

عامِر بنِ فُهَیرَه صحابی پیامبر خداوند(ص) و از سابقین در اسلام میباشد. او که به دست نبی اسلام(ص) یا این که ابوبکر از بردگی طفیل بن عبدالله و شکنجه مشرکان آزاد گشت، همسفر پیامبر معبود در سفر به مدینه بود و به آن حضرت و یار او سرویس می کرد. عامر در غزوات بدر و احد حاضر بود و درباره کیفیت و مجال شهید شدن او اختلاف گردیده‌است. شماری شهیدشدن اورا در سریه بئر معونه دانسته‌اند، اما گردآوری‌ای با دقت به حضور او در جیش العسره این گفته را درست تشریفات ترحیم مشهد ندانسته‌اند.

معاش‌طومار
ابو عمرو عامر بن فهیره ازدی حدود بیست سال پیش از بعثت نبی اسلام(ص)، در خویشان ازد چشم به جهان گشود.[۱] وی در سنین کودکی به بردگی طفیل بن عبدالله، اخوی مادری عایشه و عبدالرحمن فرزندان ابوبکر، درآمد.[۲]
عامر را از سابقین در اسلام دانسته‌اند. او پیش از اینکه فرستاده(ص) وارد منزل ابن ابی‌ارقم خواهد شد و دعوت خویش را علنی نماید، در حالی که هنوز برده بود به اسلام گروید.[۳] پس از ایمان آوردن به فرستاده(ص)، عامر بسیار شکنجه شد تا از آئین اسلام بازگردد البته استقامت کرد تا ابوبکر او‌را خرید[۴] و از بردگی آزاد نمود. عامر بعد از آزادی چوبانی گوسفندان ابوبکر را تا فرصت مسافرت برعهده گرفت.[۵] بعضی معتقدند نبی(ص) خویش عامر را خریداری و آزاد نموده است.[۶] سید جعفر مرتضی عاملی ایمان آوردن ابوبکر را در سال پنجم بعثت می داند و این نظر را دارد با اعتنا به اینکه عامر بن فهیره پیش از سال سوم بعثت ایمان آورد، نبی خداوند(ص) اورا از ابوبکر خریداری و آزاد نمود.[۷]

ملازمت و همراهی با نبی(ص) در مسافرت به مدینه
به هنگام مهاجرت نبی اسلام(ص) به مدینه، عامر بن فهیره یار با ابوبکر همسفر پیامبر پروردگار بود و به آن ها سرویس میکرد.[۸] در گزارشات تاریخی آمده میباشد پس از خروج رسول(ص) از مکه و رفتن وی به غار ثور ابوبکر از عامر خواست تا گوسفندان ابوبکر را به سمت غار جنبش دهد. عامر هنگام شب گوسفندان را به سمت غار جنبش بخشید و روز سپس که عبدالله فرزند ابوبکر از ملاقات با فرستاده(ص) و پدرش رجوع با یار و همدم کردن گوسفندان مکان پای اورا محو کرد تا مشرکان مکه مسیر آنها‌را پیدا نکنند.[۹]

حضور در مدینه
وقتی که عامر یار نبی(ص) به مدینه رسید در منزل سعد بن خثیمه سکونت کرد. در ماجرای عقد اخوت که حضرت محمد(ص) در بین انصار و مهاجرین برقرار کرد، این عقد دربین عامر بن فهیره و حارث بن اوس بن معاذ بسته شد و در نزاع‌های بدر و احد حاضر بود.[۱۰]

شهیدشدن
بخش اعظمی از منابع تاریخی، شهید شدن عامر بن فهیره را همدم با تعدادی نفر از صحابی در سریه بئر معونه دانسته‌اند. این سریه در سال چهارم مسافرت اتفاق افتاد و طی آن چند بدن از صحابه رسول اسلام(ص) به فرماندهی منذر بن عمرو که برای تبلیغ آئین اسلام همپا ابو براء عامر بن صاحب و مالک به حوزه‌ نجد نزد قبائل بنی‌سلیم رفته بودند، به دست عامر بن طفیل و جمع‌ای از اشخاص خویشاوندان بنی‌سلیم به شهید شدن رسیدند.[۱۱] در مقابل بعضی به جهت وجود استناداتی از حضور عامر در جیش العسره در غزوه تبوک، شهیدشدن اورا در سریه بئر معونه درست نمی‌دانند.[۱۲]
در شماری از منابع تاریخی درباره روش شهیدشدن عامر آمده میباشد که بعداز ضربت میل کردن به دست عامر بن طفیل در سریه بئر معونه به عرش رفت و ملائکه اورا دفن کردند.[۱۳] سید جعفر مرتضی عاملی با دقت به وجود بعضی استنادات درباره حضور عامر در نزاع تبوک، این فضیلت‌سازی برای عامر را در جهت مقصود دیگری که ابراز ارادت به خلیفه اولیه میباشد، بررسی نموده است.[۱۴]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 279
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 497
  • بازدید ماه : 604
  • بازدید سال : 3079
  • بازدید کلی : 31842
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی