عامل جنبش
نوشتهیعلمیٔ اساسی: دلیل جنبش
عامل تکان یا این که ادله مُحَرِّک اولیه (Proof of the prime mover) سابقترین تشریفات ترحیم مشهد عامل عالمشناختی[یادداشت ۱] ثابت وجود خداوند میباشد،[۱۴] که اولینتوشه به وسیله ارسطو به طور استدلال ارائه شد.[۱۵] در فلسفه اسلامی عامل تکان در فلسفه مَشّاء، براساس جنبش در اعراض[یادداشت ۲] تقریر میشد؛ چون آنان جنبش در جوهر را قبول نداشتند؛ البته ملاصدرا با طرح جنبش در جوهر، آن را براساس تکان جوهری تقریر کرد.[۱۶]
تقریرهای مختلفی از دلیل جنبش ارائه گردیدهاست. برخی از این تقریرات، براساس مطلق جنبش (فارغ از پیش بینی تکان خاص) و برخی براساس تکانهای خاص مانند جنبش نفوس، جنبش آسمان ها و تکان جوهری شکلبندی شدهاست.[۱۷] محتوای کلی این استدلال اینگونه میباشد: دنیا دارنده جنبش میباشد. هر مُتحرِّکی مستلزم مُحرِّکی(جنبشدهنده) میباشد (اصل علیت). تسلسل در انگیزهها محال میباشد. پس سلسله حرکات بایستی منتهی شوند به تکاندهندهای که خویش اثبات بوده و دارنده جنبش وجود ندارد (مُحرِّک اسمُتحرِّک نخستین).[۱۸] از نگاه بعضا استدلال جنبش، بضاعت ثابت خداوند و صفات اورا ندارد و با آن صرفا میاقتدار ماوراء طبیعت (مُحَرِّک اسمُتَحَرِّک مجرد) را ثابت کرد.[۱۹]
عامل حدوث
نوشتهی علمیٔ مهم: عامل حدوث
ادله حدوث یا این که ادله حدوث که در بین متکلمان دوستداران بیشتری دارااست، بر این خصوصیت مشترک موجودهای فقید توکل دارااست که کلیه آن ها به غیر از یک مو جود، وقتی نبودهاند و آن گاه بوجود آمدهاند و حادث میباشند. دراین ادله، حادث، موجودی میباشد که هنگامی نبودهاند و هرمورد در یک وقتی مختص به خویش بودجود آمدهاند. [۲۰]
این ادله از این قرار میباشد: تک تک موجودهایی که در فقیه مشاهده میگردد، حادث می باشند.[۲۱] مطابق اصل علیت و فسخ بودن به دور و تسلسل، هر موجودی که وقتی نبوده و آن گاه به وجود آمده میباشد، نیاز به خالقی داراست که خودش حادث وجود ندارد.[۲۲] براین اساس، خداوند تحت عنوان موجودی که مدام بوده میباشد و سایر موجودها را در حین بوجود آورده میباشد، اثبات میگردد.
دلیل قابلیت و امکان و وجوب
نوشتهی علمیٔ اساسی: ادله قابلیت و وجوب
عامل قابلیت و وجوب، از ابتکارات[۲۳] و افتخارات فلسفه اسلامی[۲۴] و از استوارترین براهین عقلی شمرده شدهاست.[۲۵] بعضی مبدع این ادله را ابن سینا[۲۶] و برخی فارابی دانستهاند.[۲۷]
تقریرهای زیادی از این عامل ارائه گردیدهاست.[۲۸] ابن سینا این استدلال را به طور مختصر اینسیرتکامل ذکر نموده است: شکی وجود ندارد که چیزی وجود دارااست. جان دار یا این که واجب الوجود میباشد یا این که ممکن الوجود. چنانچه واجب باشد مناسب اثبات میباشد و در حالتی که ممکن باشد، می بایست در غایت به واجب الوجود منجر گردد.[۲۹] خواجه نصیرالدین طوسی با توضیحات خویش آن را اینگونه تقریر نموده است:
هر موجودی که فرض گردد، یا این که ممکن الوجود میباشد یا این که واجب الوجود.
وجود هر ممکن الوجودی از غیرش میباشد؛ چون ممکن الوجود برای وجود یافتن، مستلزم علتی غیر از خودش میباشد.
آن انگیزه یا این که واجب الوجود میباشد یا این که ممکن الوجود. در صورتیکه آن انگیزه، واجب الوجود باشد، مناسب (ثابت واجب الوجود) اثبات میباشد؛ در شرایطیکه ممکن الوجود باشد، برای مو جود شدن مستلزم به علتی غیر از خویش میباشد. درباره انگیزه دوم نیز دو مورد واجب الوجود و ممکن الوجود بودن تکرار می شود.
به این ترتیب سلسله ممکن الوجودها بایستی به واجب الوجود منجر گردد یا این که بدور یا این که تسلسل منتهی میگردد.
بدور و تسلسل هر دو محالند.
به این ترتیب سلسله ممکن الوجودها بایستی به واجب الوجود منجر گردد.[۳۰]
عامل علیت
نوشتهی علمیٔ مهم: عامل علیت
عامل علیت (The Causal Argument) به عنوان مثال دلیلهای دنیاشناختی و از سابقترین و مشهورترین آنها میباشد[۳۱] که بوسیله ارسطو ارائه شد.[۳۲] محتوای کلی این استدلال که بر پایه ی اصل علیت میباشد،[۳۳] اینسیرتکامل آورده شده میباشد: عالم علیل میباشد. هر معلولی مستلزم علتی میباشد. تسلسل در انگیزهها محال میباشد. پس عالم مستلزم علتی میباشد که علیل نباشد (انگیزه العلل یا این که انگیزه اولین).[۳۴]
از حیث عبدالله جوادی آملی، با صرف لحاظ از اموری همانند قابلیت و امکان، حدوث و تکان، استدلال علیت را نمیقدرت ادله جدا فلسفی دانست.[۳۵] او بر آن میباشد دلیل علیت بر فرض استقلال و تمامیت، تنها وجود مبدأ در آغاز دنیا را ثابت مینماید و برای ثابت واجب الوجود و صفات وی مستلزم براهین دیگر میباشد.[۳۶]
عامل نظم
نوشته ی علمیٔ اساسی: ادله نظم
استدلال نظم، استدلالی که صبغه شرعی نیز داراست و در متنها فقهی نیز به آن اشاره گردیدهاست. ولی از نگرش فلاسفه، فقط تحت عنوان مویدی برای وجود معبود قادر است باشد.
این برهان، با مشاهده نظم و نظام خاصی که بر عالم حکم کننده، به وجود سازنده و نظم دهندهای پی برده میشود. خصوصیت این عامل این میباشد که فهم و شعور آن برای عوام مردم نسبت به بقیه دلیل هایی که برای ثابت معبود ارائه گردیدهاست، سهل وآسانخیس میباشد. شکل مشترک این استدلال، مشمول دو پیشگفتار میباشد:
مقدمه۱. دنیا طبیعت در بردارنده پدیدههای منظم میباشد؛
مقدمه۲. هر نظمی مستلزم دانایی و راهکاراندیشی فاعلی نظم آفرین میباشد؛
فیض: دنیا آفرینش، ناظم و سازندهای داراست که آنرا نظم می بخشد. [۳۷]
استدلال صدیقین
نوشتهیعلمیٔ مهم: ادله صدیقین
درین تیم از دلیلها که به عامل صدیقین پر اسم و رسم میباشد، از منش اصل هستی و اینکه اصل هستی و واقعیت آن، قابل انکار و تشکیک وجود ندارد، وجود آفریدگار ثابت می شود.
تقریر توسعه یافته و تکامل یافته این دلیل را ملاصدرا (متولد ۱۰۵۱ق / ۱۶۴۱م) ارائه نموده است [۳۸] و بعداز وی، این دلیل به وسیله فلاسفه دیگر، به طورهای دیگری نیز گفته شده میباشد. محمد حسین طباطبایی شکل خاصی از این استدلال اقامه مینماید که به لحاظ او، نیاز به هیچ زمینه فلسفی ندارد و هر کسی قادر است آنرا قبول نماید. این تقریر بهاین شکل میباشد.
مقدمه۱. اصل وجود( که غیر قابل شک و تردید میباشد)، عدم را نمیپذیرد؛
مقدمه2. آنچه امکان عدم ندارد و عدم نمیپذیرد، واجب الوجود میباشد؛
سود: اصل هستی، واجب الوجود میباشد.
با اعتنا بهاین که اصل هستی، قضیهای هویدا میباشد و هر کسی آنرا قبول داراست، وجود واجب الوجود بالذات که به عبارتی خدای ادیان میباشد، نیز امری مبرهن میباشد و نیازی به ثابت ندارد و با کوچکترین توجهی میاقتدار به آن رسید.[۳۹]
عامل جنبش
نوشتهیعلمیٔ اساسی: دلیل جنبش
عامل تکان یا این که ادله مُحَرِّک اولیه (Proof of the prime mover) سابقترین تشریفات ترحیم مشهد عامل عالمشناختی[یادداشت ۱] ثابت وجود خداوند میباشد،[۱۴] که اولینتوشه به وسیله ارسطو به طور استدلال ارائه شد.[۱۵] در فلسفه اسلامی عامل تکان در فلسفه مَشّاء، براساس جنبش در اعراض[یادداشت ۲] تقریر میشد؛ چون آنان جنبش در جوهر را قبول نداشتند؛ البته ملاصدرا با طرح جنبش در جوهر، آن را براساس تکان جوهری تقریر کرد.[۱۶]
تقریرهای مختلفی از دلیل جنبش ارائه گردیدهاست. برخی از این تقریرات، براساس مطلق جنبش (فارغ از پیش بینی تکان خاص) و برخی براساس تکانهای خاص مانند جنبش نفوس، جنبش آسمان ها و تکان جوهری شکلبندی شدهاست.[۱۷] محتوای کلی این استدلال اینگونه میباشد: دنیا دارنده جنبش میباشد. هر مُتحرِّکی مستلزم مُحرِّکی(جنبشدهنده) میباشد (اصل علیت). تسلسل در انگیزهها محال میباشد. پس سلسله حرکات بایستی منتهی شوند به تکاندهندهای که خویش اثبات بوده و دارنده جنبش وجود ندارد (مُحرِّک اسمُتحرِّک نخستین).[۱۸] از نگاه بعضا استدلال جنبش، بضاعت ثابت خداوند و صفات اورا ندارد و با آن صرفا میاقتدار ماوراء طبیعت (مُحَرِّک اسمُتَحَرِّک مجرد) را ثابت کرد.[۱۹]
عامل حدوث
نوشتهی علمیٔ مهم: عامل حدوث
ادله حدوث یا این که ادله حدوث که در بین متکلمان دوستداران بیشتری دارااست، بر این خصوصیت مشترک موجودهای فقید توکل دارااست که کلیه آن ها به غیر از یک مو جود، وقتی نبودهاند و آن گاه بوجود آمدهاند و حادث میباشند. دراین ادله، حادث، موجودی میباشد که هنگامی نبودهاند و هرمورد در یک وقتی مختص به خویش بودجود آمدهاند. [۲۰]
این ادله از این قرار میباشد: تک تک موجودهایی که در فقیه مشاهده میگردد، حادث می باشند.[۲۱] مطابق اصل علیت و فسخ بودن به دور و تسلسل، هر موجودی که وقتی نبوده و آن گاه به وجود آمده میباشد، نیاز به خالقی داراست که خودش حادث وجود ندارد.[۲۲] براین اساس، خداوند تحت عنوان موجودی که مدام بوده میباشد و سایر موجودها را در حین بوجود آورده میباشد، اثبات میگردد.
دلیل قابلیت و امکان و وجوب
نوشتهی علمیٔ اساسی: ادله قابلیت و وجوب
عامل قابلیت و وجوب، از ابتکارات[۲۳] و افتخارات فلسفه اسلامی[۲۴] و از استوارترین براهین عقلی شمرده شدهاست.[۲۵] بعضی مبدع این ادله را ابن سینا[۲۶] و برخی فارابی دانستهاند.[۲۷]
تقریرهای زیادی از این عامل ارائه گردیدهاست.[۲۸] ابن سینا این استدلال را به طور مختصر اینسیرتکامل ذکر نموده است: شکی وجود ندارد که چیزی وجود دارااست. جان دار یا این که واجب الوجود میباشد یا این که ممکن الوجود. چنانچه واجب باشد مناسب اثبات میباشد و در حالتی که ممکن باشد، می بایست در غایت به واجب الوجود منجر گردد.[۲۹] خواجه نصیرالدین طوسی با توضیحات خویش آن را اینگونه تقریر نموده است:
هر موجودی که فرض گردد، یا این که ممکن الوجود میباشد یا این که واجب الوجود.
وجود هر ممکن الوجودی از غیرش میباشد؛ چون ممکن الوجود برای وجود یافتن، مستلزم علتی غیر از خودش میباشد.
آن انگیزه یا این که واجب الوجود میباشد یا این که ممکن الوجود. در صورتیکه آن انگیزه، واجب الوجود باشد، مناسب (ثابت واجب الوجود) اثبات میباشد؛ در شرایطیکه ممکن الوجود باشد، برای مو جود شدن مستلزم به علتی غیر از خویش میباشد. درباره انگیزه دوم نیز دو مورد واجب الوجود و ممکن الوجود بودن تکرار می شود.
به این ترتیب سلسله ممکن الوجودها بایستی به واجب الوجود منجر گردد یا این که بدور یا این که تسلسل منتهی میگردد.
بدور و تسلسل هر دو محالند.
به این ترتیب سلسله ممکن الوجودها بایستی به واجب الوجود منجر گردد.[۳۰]
عامل علیت
نوشتهی علمیٔ مهم: عامل علیت
عامل علیت (The Causal Argument) به عنوان مثال دلیلهای دنیاشناختی و از سابقترین و مشهورترین آنها میباشد[۳۱] که بوسیله ارسطو ارائه شد.[۳۲] محتوای کلی این استدلال که بر پایه ی اصل علیت میباشد،[۳۳] اینسیرتکامل آورده شده میباشد: عالم علیل میباشد. هر معلولی مستلزم علتی میباشد. تسلسل در انگیزهها محال میباشد. پس عالم مستلزم علتی میباشد که علیل نباشد (انگیزه العلل یا این که انگیزه اولین).[۳۴]
از حیث عبدالله جوادی آملی، با صرف لحاظ از اموری همانند قابلیت و امکان، حدوث و تکان، استدلال علیت را نمیقدرت ادله جدا فلسفی دانست.[۳۵] او بر آن میباشد دلیل علیت بر فرض استقلال و تمامیت، تنها وجود مبدأ در آغاز دنیا را ثابت مینماید و برای ثابت واجب الوجود و صفات وی مستلزم براهین دیگر میباشد.[۳۶]
عامل نظم
نوشته ی علمیٔ اساسی: ادله نظم
استدلال نظم، استدلالی که صبغه شرعی نیز داراست و در متنها فقهی نیز به آن اشاره گردیدهاست. ولی از نگرش فلاسفه، فقط تحت عنوان مویدی برای وجود معبود قادر است باشد.
این برهان، با مشاهده نظم و نظام خاصی که بر عالم حکم کننده، به وجود سازنده و نظم دهندهای پی برده میشود. خصوصیت این عامل این میباشد که فهم و شعور آن برای عوام مردم نسبت به بقیه دلیل هایی که برای ثابت معبود ارائه گردیدهاست، سهل وآسانخیس میباشد. شکل مشترک این استدلال، مشمول دو پیشگفتار میباشد:
مقدمه۱. دنیا طبیعت در بردارنده پدیدههای منظم میباشد؛
مقدمه۲. هر نظمی مستلزم دانایی و راهکاراندیشی فاعلی نظم آفرین میباشد؛
فیض: دنیا آفرینش، ناظم و سازندهای داراست که آنرا نظم می بخشد. [۳۷]
استدلال صدیقین
نوشتهیعلمیٔ مهم: ادله صدیقین
درین تیم از دلیلها که به عامل صدیقین پر اسم و رسم میباشد، از منش اصل هستی و اینکه اصل هستی و واقعیت آن، قابل انکار و تشکیک وجود ندارد، وجود آفریدگار ثابت می شود.
تقریر توسعه یافته و تکامل یافته این دلیل را ملاصدرا (متولد ۱۰۵۱ق / ۱۶۴۱م) ارائه نموده است [۳۸] و بعداز وی، این دلیل به وسیله فلاسفه دیگر، به طورهای دیگری نیز گفته شده میباشد. محمد حسین طباطبایی شکل خاصی از این استدلال اقامه مینماید که به لحاظ او، نیاز به هیچ زمینه فلسفی ندارد و هر کسی قادر است آنرا قبول نماید. این تقریر بهاین شکل میباشد.
مقدمه۱. اصل وجود( که غیر قابل شک و تردید میباشد)، عدم را نمیپذیرد؛
مقدمه2. آنچه امکان عدم ندارد و عدم نمیپذیرد، واجب الوجود میباشد؛
سود: اصل هستی، واجب الوجود میباشد.
با اعتنا بهاین که اصل هستی، قضیهای هویدا میباشد و هر کسی آنرا قبول داراست، وجود واجب الوجود بالذات که به عبارتی خدای ادیان میباشد، نیز امری مبرهن میباشد و نیازی به ثابت ندارد و با کوچکترین توجهی میاقتدار به آن رسید.[۳۹]

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم