علم ها عقلی، در قبال علم ها نقلی گروهی از علمهای اسلامی میباشند که طرز استیناف در آن ها طریق عقلی میباشد. دراین علمها وصال از مقدمات به حاصل، متکی بر ادلههای عقلی میباشد. به گفته دانشمندانی زیرا طباطبائی و مطهری شیعه ها به تقلید از امامان شیعه جزو پیشتازان علم ها عقلی در دنیا اسلام تشریفات ترحیم مشهد بودهاند.
منطق، فلسفه، صحبت عقلی، خلق و خوی نظری، و فلسفههای مضاف مثل فلسفه خلق و خوی و فلسفه حقوق و دستمزد جزو علمهای عقلی میباشند. ریاضی ها و طبیعیات قدیم نیز جزو علمهای عقلی بودهاند که امروز با اعتنا به بسط علمهای تجربی بخش اعظمی از آنها از دایره علم ها عقلی کنار نهاده گردیدهاند.
علم ها عقلی چیست
علم ها عقلی در قبال علم ها نقلی تعریف و تمجید می شود[۱] و به هر حرفه علمی گفته میگردد که طرز ثابت مسائل آن، عقلی میباشد خیر نقلی و تجربی.[۲] مسلمانها به علم ها عقلی، علم ها اوایل، علم ها قدما، و علم ها قدیمه نیز گفتهاند تا تمایز آن با علم ها فقاهتی و نقلی که پس از اسلام ساخته شده است پرنور خواهد شد.[۳]
به گفته ویلیام چیتیک فیلسوف و اسلامشناسی آمریکایی، هر یکسری علم ها عقلی بر شالوده علم ها نقلی سازه گردیدهاند،[۴] اما برای آشنایی بی نقص اسلام فارغ از علم ها نقلی نمیاقتدار کاری از پیش پیروزی. و هر تعدادی برای مراقبت اسلام هر دو مجموعه از دانش ضروری میباشند اما معرفت گرانقدر متعلق به علم ها عقلی میباشد.[۵] و هیچ فقهی فارغ از سنت عقلی زنده کار کشته به ادامه حیات وجود ندارد.[۶]
منطق، و فلسفه با کلیه شاخههای آن (هستیشناسی، معرفتشناسی، فلسفه دانش، فلسفه کردار، فلسفه سیاست، فلسفه حقوق و دستمزد، فلسفه هنر، فلسفه آئین و...) و ریاضی ها با همگی شاخههای آن (اکانت، هندسه، تحلیل و...)، حرف فلسفی و عرفان نظری را جزو علم ها عقلی دانستهاند.[۷]
در علم ها عقلی، پر رنگترین نقش از آنِ عقل میباشد، قبول یا این که رد جملهها و عقیدهها صرفا مبنی بر عامل عقلی شکل می گیرد و تنها با طریق منطقی، یعنی استلال عقلی که از مقدمات واضح یا این که نظری از پیش ثابت گردیده، پیش میرود. استیناف درین علم ها، هم از لحاظ شکل و صورت، و هم از نگاه ماده و محتوا صرفا بر عقل و درک عقلی پایدار میباشد.[۸] البته در علم ها نقلی، برای آرم دادن صحیح یا این که اشتباه بودن یک عقیده، به متن ها شرعی مانند قرآن و حدیث استناد میگردد.[۹]
شیعه و علم ها عقلی
بیان شده شیعه ها بیش از سایر فرقههای مسلمان به علم ها عقلی مداقه دادهاند. چون از دید وی میان علم ها عقلی و متن ها شرعی سازش وجود دارااست.[۱۰] چنانکه ملاصدرا فیلسوف معروف شیعه فلسفهی ناسازگار با متنها شرعی را لایق هلاکت میداند.[۱۱] مطهری فیلسوف و اسلامشناس شیعه اعتقاد دارد اولیه هر که در مسائل عقلی اسلامی به تجزیه و چک پرداخته، امام علی(ع) میباشد و بههمین استدلال، شیعهها که رهروان وی میباشند مدام در علم ها عقلی پیشتازتر از غیرشیعیان بودهاند.[۱۲] طباطبائی دیگر فیلسوف شیعه می گوید در میان عالمان دو قرن اولیه اسلام، صرفا امامان شیعه بهویژه امام اولیه و امام هشتم می باشند که درباره مسائل عقلی و فلسفی، مطالبی را به شاگردان خویش فراگیری دادهاند.[۱۳] بهگفته وی، همین برهان سبب ساز بقای تامل فلسفی دربین شیعهها میباشد؛[۱۴] در همین راستا طباطبائی خویش کتابی با اسم علی و الفلسفة الالهیة(علی و فلسفه الهی) نگاشته[۱۵] و شاگردش جوادی آملی نیز کتاب علی بن موسی الرضا و الفلسفة الالهیة را نوشته میباشد.[۱۶] در حالی که فلسفه بعداز زمان ابنپرورش (درگذشته ۵۹۵ق) دربین اهلسنت از فی مابین رفته میباشد.[۱۷]
تقسیم علم ها عقلی
بهنقل فتحالهی، شمسالدین آملی (درگذشته ۷۵۳ق) علم ها عقلی را اختصاصی در دانش سخن دانسته که و آن را در چهار شاخه مجموعهبندی نموده است؛ آشنایی ذات معبود، آشنایی صفات آفریدگار، آشنایی افعال معبود و آشنایی نبوت و امامت. چنان که قطبالدین شیرازی نیز قبل از وی علم ها عقلی فقاهتی را به عبارتی دانش صحبت معرفی نموده است. محرمی در کتاب امامان شیعه و علم ها اسلامی، چهار علم صحبت اسلامی، فلسفه، عرفان نظری و خلق و خوی را در قسمت علم ها عقلی قرار داده میباشد.[۱۸]
به نقل از مطهری، مسلمانها در یک اصطلاح به کلیه علم ها عقلی، اسم فلسفه داده بودند و آن را در دو شاخه نظری و عملی تقسیم کردهبودند. شاخه نظری به الاهیات یا این که فلسفه عُلیا، ریاضی ها و طبیعیات تقسیم گردیده بود و حکمت عملی نیز به سه قسمت خوی، سیاست مُدُن و دور اندیشیِ خانه.[۱۹] فلسفه علیا یا این که به عبارتی الاهیات به معنای عام خویش به دو قسمت کارها عامه و الهیّات به معنای خاص تقسیم شدهاست. و ریاضی ها نیز در چهار علم اکانت، هندسه، هیئت و موسیقی تیمعبد و بنده گردیده بود.[۲۰]
با گذر فرصت و توسعه و گسترش و بسط علم ها متفاوت، علمهایی مانند فیزیک، شیمی و سیاست از دایره علم ها عقلی بیرون گردیده و جزوی از علم ها تجربی شدند.[۲۱] البته از سوی دیگر با پیدایش فلسفههای مضاف مثل فلسفه دانش و فلسفه دستمزد و مانند آن بر تعداد علم ها عقلی افزوده شد.[۲۲]
نویسندگان طرح کتابشناسی علم ها عقلی، رسیدگی خویش را بر هفت دانش زیر سازه کردهاند؛
فلسفه (معرفتشناسی، متافیزیک و تاریخ فلسفه)،
منطق،
صحبت (نصیب عقلی)،
عرفان نظری،
طبیعیات قدیم (کمی که با فلسفه یونان و اسلام مرتبط باشد)،
خوی نظری
فلسفه علم ها.[۲۳]
علم ها عقلی، در قبال علم ها نقلی گروهی از علمهای اسلامی میباشند که طرز استیناف در آن ها طریق عقلی میباشد. دراین علمها وصال از مقدمات به حاصل، متکی بر ادلههای عقلی میباشد. به گفته دانشمندانی زیرا طباطبائی و مطهری شیعه ها به تقلید از امامان شیعه جزو پیشتازان علم ها عقلی در دنیا اسلام تشریفات ترحیم مشهد بودهاند.
منطق، فلسفه، صحبت عقلی، خلق و خوی نظری، و فلسفههای مضاف مثل فلسفه خلق و خوی و فلسفه حقوق و دستمزد جزو علمهای عقلی میباشند. ریاضی ها و طبیعیات قدیم نیز جزو علمهای عقلی بودهاند که امروز با اعتنا به بسط علمهای تجربی بخش اعظمی از آنها از دایره علم ها عقلی کنار نهاده گردیدهاند.
علم ها عقلی چیست
علم ها عقلی در قبال علم ها نقلی تعریف و تمجید می شود[۱] و به هر حرفه علمی گفته میگردد که طرز ثابت مسائل آن، عقلی میباشد خیر نقلی و تجربی.[۲] مسلمانها به علم ها عقلی، علم ها اوایل، علم ها قدما، و علم ها قدیمه نیز گفتهاند تا تمایز آن با علم ها فقاهتی و نقلی که پس از اسلام ساخته شده است پرنور خواهد شد.[۳]
به گفته ویلیام چیتیک فیلسوف و اسلامشناسی آمریکایی، هر یکسری علم ها عقلی بر شالوده علم ها نقلی سازه گردیدهاند،[۴] اما برای آشنایی بی نقص اسلام فارغ از علم ها نقلی نمیاقتدار کاری از پیش پیروزی. و هر تعدادی برای مراقبت اسلام هر دو مجموعه از دانش ضروری میباشند اما معرفت گرانقدر متعلق به علم ها عقلی میباشد.[۵] و هیچ فقهی فارغ از سنت عقلی زنده کار کشته به ادامه حیات وجود ندارد.[۶]
منطق، و فلسفه با کلیه شاخههای آن (هستیشناسی، معرفتشناسی، فلسفه دانش، فلسفه کردار، فلسفه سیاست، فلسفه حقوق و دستمزد، فلسفه هنر، فلسفه آئین و...) و ریاضی ها با همگی شاخههای آن (اکانت، هندسه، تحلیل و...)، حرف فلسفی و عرفان نظری را جزو علم ها عقلی دانستهاند.[۷]
در علم ها عقلی، پر رنگترین نقش از آنِ عقل میباشد، قبول یا این که رد جملهها و عقیدهها صرفا مبنی بر عامل عقلی شکل می گیرد و تنها با طریق منطقی، یعنی استلال عقلی که از مقدمات واضح یا این که نظری از پیش ثابت گردیده، پیش میرود. استیناف درین علم ها، هم از لحاظ شکل و صورت، و هم از نگاه ماده و محتوا صرفا بر عقل و درک عقلی پایدار میباشد.[۸] البته در علم ها نقلی، برای آرم دادن صحیح یا این که اشتباه بودن یک عقیده، به متن ها شرعی مانند قرآن و حدیث استناد میگردد.[۹]
شیعه و علم ها عقلی
بیان شده شیعه ها بیش از سایر فرقههای مسلمان به علم ها عقلی مداقه دادهاند. چون از دید وی میان علم ها عقلی و متن ها شرعی سازش وجود دارااست.[۱۰] چنانکه ملاصدرا فیلسوف معروف شیعه فلسفهی ناسازگار با متنها شرعی را لایق هلاکت میداند.[۱۱] مطهری فیلسوف و اسلامشناس شیعه اعتقاد دارد اولیه هر که در مسائل عقلی اسلامی به تجزیه و چک پرداخته، امام علی(ع) میباشد و بههمین استدلال، شیعهها که رهروان وی میباشند مدام در علم ها عقلی پیشتازتر از غیرشیعیان بودهاند.[۱۲] طباطبائی دیگر فیلسوف شیعه می گوید در میان عالمان دو قرن اولیه اسلام، صرفا امامان شیعه بهویژه امام اولیه و امام هشتم می باشند که درباره مسائل عقلی و فلسفی، مطالبی را به شاگردان خویش فراگیری دادهاند.[۱۳] بهگفته وی، همین برهان سبب ساز بقای تامل فلسفی دربین شیعهها میباشد؛[۱۴] در همین راستا طباطبائی خویش کتابی با اسم علی و الفلسفة الالهیة(علی و فلسفه الهی) نگاشته[۱۵] و شاگردش جوادی آملی نیز کتاب علی بن موسی الرضا و الفلسفة الالهیة را نوشته میباشد.[۱۶] در حالی که فلسفه بعداز زمان ابنپرورش (درگذشته ۵۹۵ق) دربین اهلسنت از فی مابین رفته میباشد.[۱۷]
تقسیم علم ها عقلی
بهنقل فتحالهی، شمسالدین آملی (درگذشته ۷۵۳ق) علم ها عقلی را اختصاصی در دانش سخن دانسته که و آن را در چهار شاخه مجموعهبندی نموده است؛ آشنایی ذات معبود، آشنایی صفات آفریدگار، آشنایی افعال معبود و آشنایی نبوت و امامت. چنان که قطبالدین شیرازی نیز قبل از وی علم ها عقلی فقاهتی را به عبارتی دانش صحبت معرفی نموده است. محرمی در کتاب امامان شیعه و علم ها اسلامی، چهار علم صحبت اسلامی، فلسفه، عرفان نظری و خلق و خوی را در قسمت علم ها عقلی قرار داده میباشد.[۱۸]
به نقل از مطهری، مسلمانها در یک اصطلاح به کلیه علم ها عقلی، اسم فلسفه داده بودند و آن را در دو شاخه نظری و عملی تقسیم کردهبودند. شاخه نظری به الاهیات یا این که فلسفه عُلیا، ریاضی ها و طبیعیات تقسیم گردیده بود و حکمت عملی نیز به سه قسمت خوی، سیاست مُدُن و دور اندیشیِ خانه.[۱۹] فلسفه علیا یا این که به عبارتی الاهیات به معنای عام خویش به دو قسمت کارها عامه و الهیّات به معنای خاص تقسیم شدهاست. و ریاضی ها نیز در چهار علم اکانت، هندسه، هیئت و موسیقی تیمعبد و بنده گردیده بود.[۲۰]
با گذر فرصت و توسعه و گسترش و بسط علم ها متفاوت، علمهایی مانند فیزیک، شیمی و سیاست از دایره علم ها عقلی بیرون گردیده و جزوی از علم ها تجربی شدند.[۲۱] البته از سوی دیگر با پیدایش فلسفههای مضاف مثل فلسفه دانش و فلسفه دستمزد و مانند آن بر تعداد علم ها عقلی افزوده شد.[۲۲]
نویسندگان طرح کتابشناسی علم ها عقلی، رسیدگی خویش را بر هفت دانش زیر سازه کردهاند؛
فلسفه (معرفتشناسی، متافیزیک و تاریخ فلسفه)،
منطق،
صحبت (نصیب عقلی)،
عرفان نظری،
طبیعیات قدیم (کمی که با فلسفه یونان و اسلام مرتبط باشد)،
خوی نظری
فلسفه علم ها.[۲۳]

خدمات صفر تا صد تشریفات ترحیم مشهد؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم