loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 58
پنجشنبه 6 دی 1403 زمان : 10:34


حکایت نخستین:

در تاریخ ملل و نحل مثال های فراوان مشاهده می شود از جملهً(معاویه دوم) را تمامی می‌شناسند. بابا وی یزید آدم کش حضرت اباعبداللّه علیه السّلام میباشد که عمری را در می گساری و خرابی بسر برده و مادرش از زنان بدنام خیمه نشین خاندان بود که عمری در سرویس فحشاء و خرابی می زیست و در رأس دودمان بنی امیه، چه جنایت ها که نکردند، فرآیند قبلی تربیتی و دست اندرکاران گذشته کلیه فاسد و وخیم و آلوده و کثیف بوده اند جدش ابوسفیان دارای شهرت میباشد که همواره با فرستاده پروردگار و مسلمان ها در نزاع بوده و بابا بزرگش معاویه، که در شرارت و قساوت و خرابی معاش همچون نداشت، البته مدرس و آموزگار مثال، معاویه دوم را عوض کرد، خط بخشید، جهت اعطا کرد که بعد از مرگ یزید در مسجد شام راءس خیانت گران تاریخ و راهزنان رویکرد معبود به منبر رفت، و بعد که تمامی آمده بودند تا با وی برای خلافت بیعت نمایند، بعد از ستایش و ثنای پروردگار، به پیامبر اکرم صلی اللهّ علیه و آله و اهل بیتش سلام ارسال کرد و بعد از آن علی علیه السّلام و خاندانش را به خیر و خوبی خاطر کرد، آنهم در شام و میان عموم آنجا، که آوردن اسم علی علیه السّلام جرم بود و سالها ممنوع گردیده بود و همگی عموم علی علیه السّلام را به پلیدی خاطر می کردند . سپس خاطرنشان کرد :ای عموم جدم معاویه و پدرم یزید، غاصب حق خلافت بودند و بر اینجانب طاقت فرسا و ناراحت کننده میباشد که می‌دانم آن‌ها الآن به عذاب الهی دچارند، عموم، خلافت حق علی علیه السّلام و فرزندان اوست بروید و امام حق را بشناسید.بعداز بررسیهای فروان فهمیدند که معلم وی از شیعه‌ها اهل بیت علیهم السّلام بوده، میبینید که نقش معلم آحاد آن نقش ها و حالات کم عقل و اخلاقی پیشین و استدلال اطراف و خانواده و دلیل وراثت همگی را از در میان برده میباشد و نقش دیگر، و رنگی مثال به خویش زد.[17]

درین ارتباط فرستاده اکرم صلّی اللّه علیه و آله می‌فرمایند: السعید قدیشقی و الشقی قد یسعد"یعنی گاهی بر تاثیر کارداران مؤثر دیگر، سعید و باتقوا، شقی و بدبخت میگردد و شقی و متهم سعید و رستگار می‌شود.

همین طور ممکن میباشد کودکی مجموع پروسه پیشین را به سالم طی نماید البته دلیل مدرس و آموزگار اورا به خرابی و تباهی و رکود بکشاند .

از این رو مسئولیت اجتماعی دیگری به اسم گزینش معلم عالی و باتقوا دامنگیر تشریفات ترحیم مشهد پدران و ما‌درها و نظام قاضی بر جامعه میباشد

حکایت دوم:

مرحوم سید مرتضی علم ها اکثری را درس دادن می‌کرد و به شاگردان خود درآمد ماهانه ای هم می اعطا کرد، تا به سالی، قحط سالی شدید فرا رسید مردی یهودی برای بدست آوردن قوت روزمره مکر ای اندیشید و به مجلس سیّد آمد و اذن خواست که نزد او نجوم بخواند سید او را اجازت بخشید و امرکرد جیره او را روزمره دهند مرد مدتی اینگونه بود و آخر و عاقبت نزد سیّد اسلام آورد.[18]

2) دیگر عامل ها زخم زا در تربیت شرعی

1) بدعت و انحراف در محتوای معارف فقهی

یکی‌از دیگر از کارداران مؤثر در زخم‌رسانی به تربیت شرعی ، برداشت‌های ناصحیح ، غیر منطقی و سست و ارائه غلط آن به جامعه و یاددادن و تربیت نسل نوجوان و جوان میباشد . برداشت‌ها و تعبیروتفسیر‌های نادرست،گاه از جانب کسانی میباشد که سوای داشتن تخصص و اهلیت ما یحتاج در فهم درست آیین ، در جامعه به ارائه طریقه‌ها و تفاسیر فقهی مبادرت می‌نمایند و به عمد ویا سهو در فهم و شعور و ادراک معارف حقه آئین ، ساخت‌و‌ساز خلل می‌نمایند در پاره‌ای مواقع ، اینچنین تلقی ناصحیح از آئین رنگ و صبغه سیاسی داشته و با انگشت اشاره بدون واسطه وغیر‌بدون واسطه معاندین شکل می‌پذیرد و عموماً مخاطبین این ارائه اشتباه سیاسی و هدفدار از معارف فقهی ، قشر حساس و غیر‌باخبر نوجوان وجوان جامعه میباشد . از سوی دیگر گاهی برداشت و ارائه ناصحیح معارف فقاهتی از جانب اصحاب آئین و کانونهای فقاهتی میباشد که بدلیل برخی فکر‌ها و تفکرات کم آب وغیر‌سنجیده از آیین در چنبره احتیاطهای غیر‌ضرور و سنتهای خطا گرفتارند و با عدم فهم مقتضیات مجال و جمود فکری ، برداشت‌های غیر‌حقیقی وواقعی از آئین عرضه می‌نمایند که واقعیت آئین با آن بیگانه و ناسازگار میباشد و فیض آن چیزی جز طلاق اشخاص خصوصاً جوان ها از آئین و دیانت نخواهد بود .[19]

2) عدم ذکر درست معارف فقاهتی که باعث به ظواهر سازی و ریاودورویی کاری در متربی می گردد

یک کدام از زخم‌های مسلم در تربیت فقهی ، ظاهرسازی و ریاکاری میباشد که در حوزه مرتبط با نظام آموزشی قانونی‌در سود ضعف در آن گاه عملی و ادراک درست معرفت فقاهتی در گروه فعالیتهای آموزشگاهی و متن‌ها درسی فقهی و قرآن ، آماده میشود و باعث به خریدن قضیه ظواهر‌سازی در تربیت شرعی شود‌. عدم آشنایی درست آموزگار و دست‌ اندرکاران بی واسطه در زمینه‌ی تربیت فقاهتی منجر شود که متربی سوای معرفت عمیق ، صرفا به یادگیری ظاهری و طوطی‌وار و اجرا مناسک و آداب فقاهتی سطحی متبوع آموزگار مبادرت کند‌. پس یکی عامل ها بستر‌سازی دورویی وتظاهر ، در تربیت فقاهتی به ضعف و نقص در معرفت شرعی مربوط می گردد‌. الزام، تحمیل وفشارهای اجتماعی از سایر عامل ها این انحراف محسوب می‌شود‌. روح آئین وتربیت فقاهتی بر آزادی فعالیت پایدار میباشد و تاکید مسلم آیین به استحصال ایمان توام با کار با تقوا میباشد‌. پس تحمیل واکراه نمی‌تواند سبب ساز به ایمان و تربیت فقاهتی خواهد شد‌. الزام ، زور واکراه زیرا دارنده نتیجه ها فوری و برخیً رضایت‌ قسمت برای مربیان میباشد و به رغم آن‌ها متربیان و علم‌آموزان شرعا از حیث ظاهری مطلوب میایند می تواند مورد انحراف در تربیت فقهی را مهیا کند‌. اعتقاد و باور فقهی و خوی فقاهتی می‌بایست جان و روح شخص را فرا بگیرد و اساسا ، ایمان شرعی به دل و روح آدم بر‌می شود ، لذا هرگونه رفتاری که خالی از ادراک درست معرفت فقاهتی باشد نمی‌تواند گزینه تائید آیین باشد‌. اجباری نمودن آداب و مناسک فقهی زیرا نماز جماعت ، الزام و زور خیمه و فشارهائی از این قبیل که برخیً نیز با امتیازهای ویژه اجتماعی یار می شود ، شخص را بدین پندار سوق میدهد که برای بدست آوردن امتیازهای ویژه در ازای جاری ساختن آداب و مناسک فقهی ، اقدام به انجام گزینه تایید آموزگار اقدامی نماید ودر فیض مسئله تظاهر و استعمال ابزاری از آیین آماده میگردد‌. پس تشویق‌هایی که به طور انحصاری بر ایفا آداب ومناسک شکل گیرد و شعور وبینش شخص نسبت به آن‌ها نظر نگردد ، یکی جراحت‌های معلوم و مشخص و معلوم در تربیت فقهی و نظام آموختن و تربیت قانونی‌ما تحت عنوان لباس شرعی به حساب میآید. در شرایطی‌که راجع‌به تربیت شرعی ، به آداب و مناسک فقاهتی التفات اولیه و اصلی داده خواهد شد و معرفت و طریقه سطحی عرضه گردد ، شخص با اینگونه ضعف معرفتی ، علت عمیق و درونی متقنی برای ایفا احکام وآداب فقهی نخواهد داشت و به دورویی و تظاهر کشانده شود لذا اکتفا نمودن صرف به پشتیبانی شکل ظواهر در مناسک فقاهتی ؛ تربیت فقاهتی محسوب نمیگردد‌. همانگونه که در فصول قبل اشاره شوید ، ایمان بیشتر با قلب ، داخل و شم مرتبط میباشد بدیهی میباشد که در تربیت فقهی ، می‌بایست آداب و معارف فقاهتی ، بر روح و قلب متربی چنگ زده و از باطن شخص را به دگرگونی بکشاند‌. پس در تربیت شرعی می بایست بستر برای جذبه عاطفی ، قلبی و درونی شخص نسبت به آئین آماده گردد و درین راستا و ناظر به همین دگرگونی درونی میباشد که شخص با تفویض و تدبیر مایحتاج ، به رفتارهای آشکار بیرونی وعمل با تقوا اقدام می‌ورزد : {لازم به توضیح است همانگونه که در فصل سوم در ارتباط با مفهوم تربیت و شبه تربیت ذکر گردید ، این نکته به منزله نفی قطعی روشهایی چون عادت ، تلقین ، تشویق ، … در کودک و نوجوان برای انجام عمل مطلوب و پسندیده نیست . نظر این نیست که فلسفه اعمال ، آداب و احکام دینی را تمام و کمال در ابتدای امر به کودک و نوجوان فهماند . بلکه باید در حد فهم و توان ، پاسخ‌ها و دلایل رفتارهای مطلوب بیان گردد و زمینه بصیرت و تعمیق رفتارهای دینی را در کودک استوار نمود. اما باید توجه داشت که عادت ، تلقین ، تشویش ، تنبیه و تحمیل در تربیت حتی تربیت دینی به صورت یک تاکتیک موقت و نه استراتژی دائم پذیرفته شده است .} تکرار لفظ ایمان و شغل پارسا در نشانه‌ها الهی ناظر به آن میباشد که هرکدام سوای دیگری ناقص و نا تمام میباشد‌. تربیت فقاهتی در صورت درست و تندرست آن ، می بایست درپی آن باشد که ایمان و فعالیت در لینک با یکدیگر از شخص صادر گردد و با ساخت معرفت مطلوب نسبت به آموزه‌های فقاهتی ، مورد تبلور تعیین و عزم آزاد را در شخص مهیا کند به دلیل آنکه در غیر این شکل بکار بردن لفظ ایمان برای اجرا آداب ظاهری و فارغ از معرفت ، درست وجود ندارد و آفریدگار متعال در قرآن مهربان این واقعیت را به مدعیان متذکر می‌شود : و واقعیت ایمان قلبی را از لفظ اسلام جداگانه میداند ( قالت الا‌عراب آمنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم) اعراب گفتند که ما ایمان آوردیم ای فرستاده معبود به آنها بگو که شما ایمان نیاوردید بلکه بگویید اسلام آوردیم و هیچ گاه ایمان در قلوب شما وارد نگردیده میباشد.[20]

3) عدم سرمشق دهی مطلوب و مهیا نبودن قضیه های عاطفی

آیین معاش ما‌را هواخواهی مى‏نماید. ما این را اطمینان داریم و می بایست این اعتقاد و باور را به‎ ‎فرزندان و جوان ها‏مان منتقل کنیم که با آئین‏دارى حقیقی وواقعی، استعدادهاى ما ‏شکوفا‎ ‎مى‏خواهد شد. با آیین دارى مى‏توانیم در ارتباط ها خانوادگی، عالی تفاهم و ‏سازگارى داشته‎ ‎باشیم. در صورتیکه دیندار خوبى باشیم، در عالم هم به ما ‏خیلى خوش مى‏گذرد. عبد بارها در‎ ‎حرف‏هایم به پسران و دختران جوان ‏گفته‏ام که در اصول کافی، در یکى از مناظره‏هایى‎ ‎که منسوب به امام ‏رضا علیه‏السلام با یکى از دهریون میباشد، در دعوا قیامت که آن فرد‎ ‎منکر میباشد، امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید: در حالتی‌که قیامتى نباشد ـ که ‏می‌باشد ـ اینجانب چه ضررى‎ ‎مى‏کنم؟ این برهانِ یک بشر دیندار میباشد؛ یعنی ‏دنیایِ اینجانبِ دیندار، از دنیاى تو‎ ‎چیزى نادر ندارد. ‏این پاراگراف‏ی زیبای امام رضا علیه‏السلام بایستی‎ ‎لامپ پر‌نور منش ما باشد. با ‏فردى که آئین ندارد یا این که آئین را قبول ندارد، بایستی طورى‎ ‎زندگى کنیم که در ‏تربیت، تندرست، هنر و در واکنش با فرزندان و همسران‏مان غالب‎ ‎باشیم ‏تا به وی بگوییم: ببین شما آیین را قبول ندارید، ولی اینجانب دارم، در حالی که ‏اینجانب‎ ‎در هیچ قضیه‏اى از تو نادر‏خیس نیستم، بلکه فراتر هم هستم‎.‎ خلل ما در تبلیغ آئین ـ هم در کشورهاى اسلامى و هم دربین عموم ‏متدین ـ این‎ ‎بوده میباشد که‌این سیرتکامل که امام رضا علیه‏السلام عکس العمل کرده ‏میباشد، واکنش نکرده‏ایم‎. ‎ما به جوان ها‏مان یک دنیاى صحیح و تندرست، آباد و ‏شادى را در سایه‏ى آئین نشانه‎ ‎نداده‏ایم. ما به صورت فردى و اجتماعى و ‏سیاسى و حکومتی، دلیل نبوده‏ایم.[21]


حکایت نخستین:

در تاریخ ملل و نحل مثال های فراوان مشاهده می شود از جملهً(معاویه دوم) را تمامی می‌شناسند. بابا وی یزید آدم کش حضرت اباعبداللّه علیه السّلام میباشد که عمری را در می گساری و خرابی بسر برده و مادرش از زنان بدنام خیمه نشین خاندان بود که عمری در سرویس فحشاء و خرابی می زیست و در رأس دودمان بنی امیه، چه جنایت ها که نکردند، فرآیند قبلی تربیتی و دست اندرکاران گذشته کلیه فاسد و وخیم و آلوده و کثیف بوده اند جدش ابوسفیان دارای شهرت میباشد که همواره با فرستاده پروردگار و مسلمان ها در نزاع بوده و بابا بزرگش معاویه، که در شرارت و قساوت و خرابی معاش همچون نداشت، البته مدرس و آموزگار مثال، معاویه دوم را عوض کرد، خط بخشید، جهت اعطا کرد که بعد از مرگ یزید در مسجد شام راءس خیانت گران تاریخ و راهزنان رویکرد معبود به منبر رفت، و بعد که تمامی آمده بودند تا با وی برای خلافت بیعت نمایند، بعد از ستایش و ثنای پروردگار، به پیامبر اکرم صلی اللهّ علیه و آله و اهل بیتش سلام ارسال کرد و بعد از آن علی علیه السّلام و خاندانش را به خیر و خوبی خاطر کرد، آنهم در شام و میان عموم آنجا، که آوردن اسم علی علیه السّلام جرم بود و سالها ممنوع گردیده بود و همگی عموم علی علیه السّلام را به پلیدی خاطر می کردند . سپس خاطرنشان کرد :ای عموم جدم معاویه و پدرم یزید، غاصب حق خلافت بودند و بر اینجانب طاقت فرسا و ناراحت کننده میباشد که می‌دانم آن‌ها الآن به عذاب الهی دچارند، عموم، خلافت حق علی علیه السّلام و فرزندان اوست بروید و امام حق را بشناسید.بعداز بررسیهای فروان فهمیدند که معلم وی از شیعه‌ها اهل بیت علیهم السّلام بوده، میبینید که نقش معلم آحاد آن نقش ها و حالات کم عقل و اخلاقی پیشین و استدلال اطراف و خانواده و دلیل وراثت همگی را از در میان برده میباشد و نقش دیگر، و رنگی مثال به خویش زد.[17]

درین ارتباط فرستاده اکرم صلّی اللّه علیه و آله می‌فرمایند: السعید قدیشقی و الشقی قد یسعد"یعنی گاهی بر تاثیر کارداران مؤثر دیگر، سعید و باتقوا، شقی و بدبخت میگردد و شقی و متهم سعید و رستگار می‌شود.

همین طور ممکن میباشد کودکی مجموع پروسه پیشین را به سالم طی نماید البته دلیل مدرس و آموزگار اورا به خرابی و تباهی و رکود بکشاند .

از این رو مسئولیت اجتماعی دیگری به اسم گزینش معلم عالی و باتقوا دامنگیر تشریفات ترحیم مشهد پدران و ما‌درها و نظام قاضی بر جامعه میباشد

حکایت دوم:

مرحوم سید مرتضی علم ها اکثری را درس دادن می‌کرد و به شاگردان خود درآمد ماهانه ای هم می اعطا کرد، تا به سالی، قحط سالی شدید فرا رسید مردی یهودی برای بدست آوردن قوت روزمره مکر ای اندیشید و به مجلس سیّد آمد و اذن خواست که نزد او نجوم بخواند سید او را اجازت بخشید و امرکرد جیره او را روزمره دهند مرد مدتی اینگونه بود و آخر و عاقبت نزد سیّد اسلام آورد.[18]

2) دیگر عامل ها زخم زا در تربیت شرعی

1) بدعت و انحراف در محتوای معارف فقهی

یکی‌از دیگر از کارداران مؤثر در زخم‌رسانی به تربیت شرعی ، برداشت‌های ناصحیح ، غیر منطقی و سست و ارائه غلط آن به جامعه و یاددادن و تربیت نسل نوجوان و جوان میباشد . برداشت‌ها و تعبیروتفسیر‌های نادرست،گاه از جانب کسانی میباشد که سوای داشتن تخصص و اهلیت ما یحتاج در فهم درست آیین ، در جامعه به ارائه طریقه‌ها و تفاسیر فقهی مبادرت می‌نمایند و به عمد ویا سهو در فهم و شعور و ادراک معارف حقه آئین ، ساخت‌و‌ساز خلل می‌نمایند در پاره‌ای مواقع ، اینچنین تلقی ناصحیح از آئین رنگ و صبغه سیاسی داشته و با انگشت اشاره بدون واسطه وغیر‌بدون واسطه معاندین شکل می‌پذیرد و عموماً مخاطبین این ارائه اشتباه سیاسی و هدفدار از معارف فقهی ، قشر حساس و غیر‌باخبر نوجوان وجوان جامعه میباشد . از سوی دیگر گاهی برداشت و ارائه ناصحیح معارف فقاهتی از جانب اصحاب آئین و کانونهای فقاهتی میباشد که بدلیل برخی فکر‌ها و تفکرات کم آب وغیر‌سنجیده از آیین در چنبره احتیاطهای غیر‌ضرور و سنتهای خطا گرفتارند و با عدم فهم مقتضیات مجال و جمود فکری ، برداشت‌های غیر‌حقیقی وواقعی از آئین عرضه می‌نمایند که واقعیت آئین با آن بیگانه و ناسازگار میباشد و فیض آن چیزی جز طلاق اشخاص خصوصاً جوان ها از آئین و دیانت نخواهد بود .[19]

2) عدم ذکر درست معارف فقاهتی که باعث به ظواهر سازی و ریاودورویی کاری در متربی می گردد

یک کدام از زخم‌های مسلم در تربیت فقهی ، ظاهرسازی و ریاکاری میباشد که در حوزه مرتبط با نظام آموزشی قانونی‌در سود ضعف در آن گاه عملی و ادراک درست معرفت فقاهتی در گروه فعالیتهای آموزشگاهی و متن‌ها درسی فقهی و قرآن ، آماده میشود و باعث به خریدن قضیه ظواهر‌سازی در تربیت شرعی شود‌. عدم آشنایی درست آموزگار و دست‌ اندرکاران بی واسطه در زمینه‌ی تربیت فقاهتی منجر شود که متربی سوای معرفت عمیق ، صرفا به یادگیری ظاهری و طوطی‌وار و اجرا مناسک و آداب فقاهتی سطحی متبوع آموزگار مبادرت کند‌. پس یکی عامل ها بستر‌سازی دورویی وتظاهر ، در تربیت فقاهتی به ضعف و نقص در معرفت شرعی مربوط می گردد‌. الزام، تحمیل وفشارهای اجتماعی از سایر عامل ها این انحراف محسوب می‌شود‌. روح آئین وتربیت فقاهتی بر آزادی فعالیت پایدار میباشد و تاکید مسلم آیین به استحصال ایمان توام با کار با تقوا میباشد‌. پس تحمیل واکراه نمی‌تواند سبب ساز به ایمان و تربیت فقاهتی خواهد شد‌. الزام ، زور واکراه زیرا دارنده نتیجه ها فوری و برخیً رضایت‌ قسمت برای مربیان میباشد و به رغم آن‌ها متربیان و علم‌آموزان شرعا از حیث ظاهری مطلوب میایند می تواند مورد انحراف در تربیت فقهی را مهیا کند‌. اعتقاد و باور فقهی و خوی فقاهتی می‌بایست جان و روح شخص را فرا بگیرد و اساسا ، ایمان شرعی به دل و روح آدم بر‌می شود ، لذا هرگونه رفتاری که خالی از ادراک درست معرفت فقاهتی باشد نمی‌تواند گزینه تائید آیین باشد‌. اجباری نمودن آداب و مناسک فقهی زیرا نماز جماعت ، الزام و زور خیمه و فشارهائی از این قبیل که برخیً نیز با امتیازهای ویژه اجتماعی یار می شود ، شخص را بدین پندار سوق میدهد که برای بدست آوردن امتیازهای ویژه در ازای جاری ساختن آداب و مناسک فقهی ، اقدام به انجام گزینه تایید آموزگار اقدامی نماید ودر فیض مسئله تظاهر و استعمال ابزاری از آیین آماده میگردد‌. پس تشویق‌هایی که به طور انحصاری بر ایفا آداب ومناسک شکل گیرد و شعور وبینش شخص نسبت به آن‌ها نظر نگردد ، یکی جراحت‌های معلوم و مشخص و معلوم در تربیت فقهی و نظام آموختن و تربیت قانونی‌ما تحت عنوان لباس شرعی به حساب میآید. در شرایطی‌که راجع‌به تربیت شرعی ، به آداب و مناسک فقاهتی التفات اولیه و اصلی داده خواهد شد و معرفت و طریقه سطحی عرضه گردد ، شخص با اینگونه ضعف معرفتی ، علت عمیق و درونی متقنی برای ایفا احکام وآداب فقهی نخواهد داشت و به دورویی و تظاهر کشانده شود لذا اکتفا نمودن صرف به پشتیبانی شکل ظواهر در مناسک فقاهتی ؛ تربیت فقاهتی محسوب نمیگردد‌. همانگونه که در فصول قبل اشاره شوید ، ایمان بیشتر با قلب ، داخل و شم مرتبط میباشد بدیهی میباشد که در تربیت فقهی ، می‌بایست آداب و معارف فقاهتی ، بر روح و قلب متربی چنگ زده و از باطن شخص را به دگرگونی بکشاند‌. پس در تربیت شرعی می بایست بستر برای جذبه عاطفی ، قلبی و درونی شخص نسبت به آئین آماده گردد و درین راستا و ناظر به همین دگرگونی درونی میباشد که شخص با تفویض و تدبیر مایحتاج ، به رفتارهای آشکار بیرونی وعمل با تقوا اقدام می‌ورزد : {لازم به توضیح است همانگونه که در فصل سوم در ارتباط با مفهوم تربیت و شبه تربیت ذکر گردید ، این نکته به منزله نفی قطعی روشهایی چون عادت ، تلقین ، تشویق ، … در کودک و نوجوان برای انجام عمل مطلوب و پسندیده نیست . نظر این نیست که فلسفه اعمال ، آداب و احکام دینی را تمام و کمال در ابتدای امر به کودک و نوجوان فهماند . بلکه باید در حد فهم و توان ، پاسخ‌ها و دلایل رفتارهای مطلوب بیان گردد و زمینه بصیرت و تعمیق رفتارهای دینی را در کودک استوار نمود. اما باید توجه داشت که عادت ، تلقین ، تشویش ، تنبیه و تحمیل در تربیت حتی تربیت دینی به صورت یک تاکتیک موقت و نه استراتژی دائم پذیرفته شده است .} تکرار لفظ ایمان و شغل پارسا در نشانه‌ها الهی ناظر به آن میباشد که هرکدام سوای دیگری ناقص و نا تمام میباشد‌. تربیت فقاهتی در صورت درست و تندرست آن ، می بایست درپی آن باشد که ایمان و فعالیت در لینک با یکدیگر از شخص صادر گردد و با ساخت معرفت مطلوب نسبت به آموزه‌های فقاهتی ، مورد تبلور تعیین و عزم آزاد را در شخص مهیا کند به دلیل آنکه در غیر این شکل بکار بردن لفظ ایمان برای اجرا آداب ظاهری و فارغ از معرفت ، درست وجود ندارد و آفریدگار متعال در قرآن مهربان این واقعیت را به مدعیان متذکر می‌شود : و واقعیت ایمان قلبی را از لفظ اسلام جداگانه میداند ( قالت الا‌عراب آمنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم) اعراب گفتند که ما ایمان آوردیم ای فرستاده معبود به آنها بگو که شما ایمان نیاوردید بلکه بگویید اسلام آوردیم و هیچ گاه ایمان در قلوب شما وارد نگردیده میباشد.[20]

3) عدم سرمشق دهی مطلوب و مهیا نبودن قضیه های عاطفی

آیین معاش ما‌را هواخواهی مى‏نماید. ما این را اطمینان داریم و می بایست این اعتقاد و باور را به‎ ‎فرزندان و جوان ها‏مان منتقل کنیم که با آئین‏دارى حقیقی وواقعی، استعدادهاى ما ‏شکوفا‎ ‎مى‏خواهد شد. با آیین دارى مى‏توانیم در ارتباط ها خانوادگی، عالی تفاهم و ‏سازگارى داشته‎ ‎باشیم. در صورتیکه دیندار خوبى باشیم، در عالم هم به ما ‏خیلى خوش مى‏گذرد. عبد بارها در‎ ‎حرف‏هایم به پسران و دختران جوان ‏گفته‏ام که در اصول کافی، در یکى از مناظره‏هایى‎ ‎که منسوب به امام ‏رضا علیه‏السلام با یکى از دهریون میباشد، در دعوا قیامت که آن فرد‎ ‎منکر میباشد، امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید: در حالتی‌که قیامتى نباشد ـ که ‏می‌باشد ـ اینجانب چه ضررى‎ ‎مى‏کنم؟ این برهانِ یک بشر دیندار میباشد؛ یعنی ‏دنیایِ اینجانبِ دیندار، از دنیاى تو‎ ‎چیزى نادر ندارد. ‏این پاراگراف‏ی زیبای امام رضا علیه‏السلام بایستی‎ ‎لامپ پر‌نور منش ما باشد. با ‏فردى که آئین ندارد یا این که آئین را قبول ندارد، بایستی طورى‎ ‎زندگى کنیم که در ‏تربیت، تندرست، هنر و در واکنش با فرزندان و همسران‏مان غالب‎ ‎باشیم ‏تا به وی بگوییم: ببین شما آیین را قبول ندارید، ولی اینجانب دارم، در حالی که ‏اینجانب‎ ‎در هیچ قضیه‏اى از تو نادر‏خیس نیستم، بلکه فراتر هم هستم‎.‎ خلل ما در تبلیغ آئین ـ هم در کشورهاى اسلامى و هم دربین عموم ‏متدین ـ این‎ ‎بوده میباشد که‌این سیرتکامل که امام رضا علیه‏السلام عکس العمل کرده ‏میباشد، واکنش نکرده‏ایم‎. ‎ما به جوان ها‏مان یک دنیاى صحیح و تندرست، آباد و ‏شادى را در سایه‏ى آئین نشانه‎ ‎نداده‏ایم. ما به صورت فردى و اجتماعى و ‏سیاسى و حکومتی، دلیل نبوده‏ایم.[21]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 141
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 142
  • بازدید ماه : 142
  • بازدید سال : 1670
  • بازدید کلی : 30433
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی