loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 18
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:34


امام آدینه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: امام آدینه
مناصب دینی
نبی
امام
حکم کننده
حکم دهنده شرع
امام آدینه
امام جماعت
اما عالم
مرجع تاسی
امیر الحاج
نایب خاص
نایب عام
امام آدینه ضمن داشتن شروط ما یحتاج برای امام جماعت[۶۳] بایستی دارای شرایط دیگری نیز باشد مثلا سود‌مند بودن از گفتار رسا، شجاعت و صراحت در ذکر مطالب و شناخت با مصالح اسلام و مسلمانها. همینطور خوب میباشد امام آدینه از در میان فقیه‌ترین و شریف‌ترین اشخاص برگزیده گردد.[۶۴] پژوهشگر حلی دانا شیعی در قرن هفتم هجری قمری در شرایع کمال عقل را در کنار ایمان و عدل و داد از موقعیت امام آدینه برشمرده میباشد.[۶۵] و ازآنجاکه نماز آدینه با حضور زنان تشکیل نمی شود در هیچ قوانینی برای زن امامتِ آدینه روا وجود تشریفات ترحیم مشهد ندارد. [۶۶]

شیعه ها و فقهای بیشتر مذهبها اهل‌سنّت برای درستی نماز آدینه (مانند دیگر عبادات بدنی) حضور یا این که اذن حکم کننده وقت را شرط نکرده‌اند و به امامت علی(ع) در نماز آدینه وقتی که عثمان در محاصره معارضان بود، استناد کرده‌اند.[۶۷] با این تمامی، در حین تاریخ اسلام امامت آدینه همواره منصبی حکومتی بوده میباشد.[۶۸]

امام آدینه‌های دارای اسم و رسم
در کشور ایران بعد از استقرار جمهوری اسلامی و پیشرفت برگزاری نماز آدینه، شخصیت‌های شناخته‌گردیده‌ای به اقامه نماز آدینه پرداختند که مشهورترین آن ها سید محمود طالقانی،[۶۹] و سید علی خامنه‌ای می باشند که از سوی امام خمینی برای امامت آدینه طهران نصب شدند.[۷۰] علی مشکینی اردبیلی،[۷۱] عبدالله جوادی آملی،[۷۲] نیز از روحانیان نامداری می‌باشند که نماز آدینه قم را برپا می‌کردند. در عراق عبدالمهدی کربلائی و سید احمد صافی پس از سقوط نظام بعثی، دو امام آدینه کربلا شدند و نماینده آیت‌الله سید علی سیستانی مرجع پیروی بومی عراق محسوب میگردند.[۷۳]

چندین امام آدینه نیز در سال‌های اولیه دهه ۱۳۶۰ش در کشور‌ایران در تاثیر رویدادها تروریستی به شهیدشدن رسیدند که به شهدای محراب دارای اسم و رسم شدند.[۷۴] در عراق سید محمدباقر حکیم در سال ۱۳۸۲ش بعداز اقامه نماز آدینه در بقعه امام علی در یک انفجار تروریستی به شهید شدن رسید.[۷۵] قبل از وی سید محمد صدر (درگذشت:۱۳۷۷ش) در روزگار حکومت صدام حسین در شهر کوفه در عراق نماز آدینه برپا میکرد[۷۶] و در یک حمله تروریستی شهید شد.[۷۷]غلامحسین جمی نیز از امام آدینه‌های دارای شهرت کشور ایران میباشد که در زمان هواخواهی مقدس و نبرد جمهوری اسلامی ایران و عراق نماز آدینه را در آبادان اقامه می‌کرد.[۷۸]

پیشینه برگزاری نماز آدینه
نماز آدینه پیش از سفر و در سال دوازدهم بعثت در مکه تشریع شد. در امسال فرستاده اکرم(ص) که قابلیت برگزار کردن نماز آدینه در مکه را نداشت، در طومار‌ای از مُصعَب بن عُمَیر خواست که نماز آدینه را در مدینه اقامه نماید[۷۹] مطابقِ گزارشی دیگر[۸۰] اولیه نماز آدینه را اَسعَد بن زُرارَه در مدینه اقامه کرد.

با ورود رسول به مدینه، نماز آدینه به امامت وی برگزار شد.[۸۱] بعداز شهر مدینه او‌لین مکانی که در آن نماز آدینه برگزار شد روستای عبدالقیس در بحرین بود.[۸۲]

بعداز بعد از ظهر نبوی بر پایه ی گزارش‌های تاریخی اقامه نماز آدینه در عصر خلفای اولیه و نیز در زمان حکومت حضرت علی(ع) (سال ۳۵-۴۰ق) و امام حسن(ع) (سال ۴۰) متداول بود.[۸۳] بعضی از احادیث شیعه مانند خطبه شعبانیه نبی اکرم(ص) و پاره‌ای از خطبه‌های نهج البلاغه یادگار این نمازها می باشند.

در زمانه امویان (۴۱-۱۳۲ق) و عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق) نیز نماز آدینه را خلفا یا این که کارگزاران آن ها اقامه می‌کردند[۸۴] خلفا امامان آدینه راس خلافت را منصوب می‌کردند[۸۵] و گزینش خطبای آدینه بقیه شهرها برعهده امیران و والیان همانجا بود.[۸۶]

کمپانی ائمه در نماز آدینه
از نگرش شیعه، حاکمان جور و امامان آدینه و جماعت منصوب از طرف آنان مشروعیت نداشته و نمی‌اقتدار به امامت آن‌ها نماز خواند. با این اکنون، بر محور برخی روایات، امامان شیعه و رهروان وی از باب تقیه یا این که به دلایلی دیگر گاه در مراسم نماز آدینه کمپانی می‌کردند.[۸۷] همینطور گاهی معارضان حکومت‌ها برای ابراز مخالفت خویش از مشارکت در نماز آدینه جلوگیری می‌نمودند.[۸۸] حاضر نشدن در نماز آدینه سوابق‌ای نامطلوب برای افراد به شمار میرفت.[۸۹]

اقامه نماز آدینه‌های شیعه
نقل شده در زمان غایب بودن کبرا فقیهان شیعه که اقتدار نداشتند خیر خویش نماز آدینه برپا می‌کردند و خیر کمپانی در نماز آدینه متعلق به سلاطین جور را صلاح می‌دانستند. با این هم اکنون مورد ها محدودی مثل زمان آل بویه یا این که حمدانیان از برپایی نماز آدینه از سوی شیعه‌ها گزارش شد‌ه‌است.[۹۰]

به عنوان مثال کهن‌ترین گزارش‌های جانور درباره نماز آدینه در جامعه ها شیعی اقامه نماز آدینه در مسجد بَراثا (مسجد شیعه ها در بغداد) در ۳۲۹ق به امامت احمد بن ادب هاشمی بود[۹۱] و حتی‌د‌ر فتنه سال ۳۴۹ق که نماز آدینه بغداد تعطیل شد وقفه‌ای در اقامه نماز آدینه در براثا پیش نیامد،[۹۲] البته در سال ۴۲۰ق با انتصاب خطیبی سنّی‌مذهب از جانب خلیفه مدتی اقامه نماز توقیف شد.[۹۳] همینطور نماز آدینه در جامع ابن‌طولون در ۳۵۹ق و جامع ازهر در ۳۶۱ق برگزار میشد.[۹۴] قرائنی نیز بر اقامه نماز آدینه در قرنها اول هجری درین شهرها دلالت دارااست.[۹۵] رونق نماز آدینه در میان شیعه ها از شروع حکومت شیعی صفویه در کشور‌ایران میباشد.[۹۶]

نماز آدینه در جمهوری اسلامی ایران
نوشته‌ی‌علمی‌های اساسی: نماز آدینه طهران و نماز آدینه اصفهان
عبدالجلیل قزوینی تالیف کننده شیعی در قرن ششم قمری گزارش نموده است که نماز آدینه در کلیه شهرهای شیعه‌نشین بر پا میگردد و برای مثال شهرهای قم، آوه، کاشان، ورامین و دیار مازندران را ذکر شده میباشد.[۹۷]

زمان صفویه
نماز آدینه از عصر حکومت پادشاه اسماعیل اولیه صفوی (۹۰۵-۹۳۰) به‌تدریج در جامعه شیعی کشور ایران بسط یافت. انگیزه این دستور از یک سو نقد حکومت عثمانی از شیعه‌ها به باعث برگزارنکردن نماز آدینه و از سوی دیگر همت علمای شیعه، به ویژه متفحص کرکی، برای رواج نماز آدینه در کشور‌ایران بود.[۹۸] از‌آن‌جا‌که سنّت اقامه نماز آدینه میان شیعه ها چندان رایج عدم وجود و در بین علما معارضان جدّی داشت[۹۹] رسمیت بخشیدن به آن در جامعه شیعی کشور‌ایران به‌تدریج شکل گرفت.[۱۰۰] دعوا و مناقشه درباره حکم نماز آدینه در طول غایب بودن امام معصوم و وجوب و حرمت آن در قسم پادشاه سلیمان نخستین صفوی (حکومت: ۱۰۷۷ یا این که ۱۰۷۸-۱۱۰۵) به جایی رسید که او مجلسی از فقها را با حضور وزیر اعظم خویش ترتیب اعطا کرد تا درباره حکم نماز آدینه به سود‌ای واحد برسند.[۱۰۱]

بازدید : 34
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 14:03

ساره اولیه همسر ابراهیم(ع) و مامان اسحاق(ع). بنابر آنچه در دو سوره از قرآن مهربان آمده، ملائکه در ۹۰ سالگی به وی بشارت ولادت فرزندی دادند که اسحاق اسم گرفت. ساره، از‌آنجا که ملائکه با وی حرف گفته‌اند، مانند حضرت مریم و حضرت فاطمه(س)، محدَّثه خوانده تشریفات ترحیم مشهد میشود.

ساره سال‌ها قبل از ولادت اسحاق، کنیز خویش هاجر را به ابراهیم داد تا از وی فرزنددار گردد. روضه خوان صدوق، روایاتی نقل نموده است که به حسادت ساره بعداز ولادت اسماعیل اشاره دارااست. با این درحال حاضر برخی پژوهشگران در دلالت و مدرک روایات ذکر شده تشکیک کرده‌اند.

معاش
امین‌الاسلام طَبْرسی[۱] و ابوالفتوح رازی،[۲] مفسران شیعه قرن ششم قمری، معتقدند ساره فرزند هاران بن یاحور و دخترعموی ابراهیم(ع) میباشد؛ اما در بعضا احادیث منابع شیعه، ساره فرزند لاحِج فرستاده و دخترخاله ابراهیم شمرده گردیده است.[۳] در منابع تاریخی اقوال دیگری مانند ساره دختر بتوایل بن ناحور،[۴] دختر لابن بن بثویل بن ناحور[۵] و دختر ملک حَرّان[۶] نیز، نقل گردیده است.

ابن قُتَیبَه آئینَوَری تاریخ‌نگار اهل‌سنت قرن سوم از تورات نقل کرده که ساره برادرزاده ابراهیم میباشد. مبتنی بر نقل او، ساره و لوط(ع) اخوی و خواهرِ پدری و فرزندان هاران، اخوی ابراهیم‌ می‌باشند.[۷] ابن کثیر، مورخ اهل‌سنت (درگذشت ۷۷۴ق)، این عهدوپیمان را رد کرده و قسم دارای شهرت را این دانسته که ساره دخترعموی ابراهیم بوده میباشد.[۸] عبدالصاحب حسینی عاملی مولف کتاب «الانبیاءُ حیاتُهُم، قِصَصُهُم» اعتقاد دارد، لوط اخویِ مادری ساره میباشد، خیر اخویِ پدری وی؛ به این ترتیب ساره برادرزاده ابراهیم وجود ندارد. به گفته وی، ساره دخترعمو و دخترخاله ابراهیم بوده میباشد.[۹][یادداشت ۱]

ساره به همپا لوط، به ابراهیم ایمان آورد و یکتاپرست شد.[۱۰] وی همینطور با حضرت ابراهیم(ع) وصلت کرد.[۱۱] ساره، یکی زیباترین زنان عصر خویش معرفی گردیده است.[۱۲] وی زمین‌های کشاورزی و دام‌های فراوان داشته و همگی میزان دارایی‌اش را در مشت ابراهیم قرار داده میباشد.[۱۳]

مسافرت به مصر
بعداز دعوت ابراهیم به یکتاپرستی در ارتباطِل، جمع‌ پاره ای به وی ایمان آوردند، و ابراهیم به همین استدلال به یاروهمدم ساره و لوط، به شام مهاجرت کرد، ‌ولی با سرایت قحطی و بیماری، ساره به یار همسرش ابراهیم(ع)، رهسپار مصر شد.[۱۴] بنابر احادیث تاریخی، فرمان روا مصر از زیبایی ساره آگاه شد[۱۵] و ابراهیم در جواب به اینکه چه نسبتی با ساره دارااست، اورا خواهر خویش معرفی کرد.[۱۶] چنانکه ابن اثیر گفته، ابراهیم از‌آنجا که می‌دانسته در حالتی که ساره را همسر خویش معرفی نماید، سلطان فرمان قتل او‌را صادر خواهد کرد تا ساره را تصاحب نماید، واقعیت را نهفته نموده است.[۱۷] پاد شاه مصر، ساره را احضار می‌نماید و عملکرد می‌نماید او‌را تصاحب نماید، ولی در همین حین، دستش کم آب می گردد.[۱۸] سلطان از ساره میخواهد دعا نماید که دستش مجدد سلامت گردد، تا او‌را رها نماید، ولی بعداز دعای ساره و سالم دست پاد شاه، وی مجدد عملکرد می‌نماید به ساره مجاورت گردد و این واقعه سه توشه چهره میدهد.[۱۹] سلطان بعداز آن، از کردهٔ خویش منصرف می‌گردد، کنیزی به اسم هاجر، و هدایایی به ساره می بخشد و او‌را آزاد می‌نماید.[۲۰]

به گفته علامه طباطبایی اینکه ابراهیم ساره را خواهر خویش معرفی کرده‌با‌شد با جایگاه نبوت سازگار وجود ندارد و از تناقاضات تورات کنونی میباشد که در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت وارداتی میباشد.[۲۱] همینطور مبنی بر روایتی که علامه طباطبایی از الکافی نقل کرده ابراهیم در‌این داستان ساره را همسر خویش معرفی کرد و هر توشه که دست فرمان روا کم آب میشد به دعای ابراهیم بود که دست وی به شرایط قبلی برمی‌گشت.[۲۲]

بشارت فرزند در ۹۰ سالگی
چنانکه در منابع تاریخی آمده، ملائکه الهی در ۹۰ سالگی ساره، به وی بشارت میلاد فرزندی دادند.[۲۳] وی از رمز ناباوری خندید و اظهار‌کرد که چطور ممکن میباشد زنی سالخورده باردار خواهد شد؟[۲۴] وی بعد از مدتی حامله شد. اسحاق، فرزند وی و ابراهیم میباشد.[۲۵] در دو سوره از قرآن مهربان، به بشارت ملائکه و برخورد ساره به فرزنددار شدن خویش اشاره گردیده است.[۲۶]

ساره قبل از بشارت به بارداری، از‌آن‌جا‌که نازا بود، کنیز خویش، هاجر را به همسرش ابراهیم میبخشد تا از وی مالک فرزند گردد و بعد از آن،‌ اسماعیل، فرزند ابراهیم و هاجر متولد میگردد.[۲۷]

بازدید : 35
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 13:30

محمد بن فَرَج رُخَجی از اصحاب و راویان امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) دانسته گردیده که رجالیان شیعه همانند روضه خوان طوسی و علامه حلی او‌را ثقه معرفی کرده‌اند. در کتاب‌های رجالی و تاریخی از وی مدح گردیده و نام برده که او از بزرگان شیعه بوده که رؤسای شیعه برای استیناف دربارهٔ امامت حضرت هادی(ع) به وی مراجعه تشریفات ترحیم مشهد کردند.

از بینش دانشمندان تاریخ اسلامی، رخجی از محدثان شیعه در سال ۲۳۳ق زنده بود و در سال ۲۴۱ق در سامرا دار فانی را وداع کرد. وی از علی بن محل عبادت بغدادی ماجرا کرد و علی بن محمد نوفلی و محمد بن علی بن دوست داستنی قمی نیز از وی قصه کرده‌اند. بابا و پسرش نیز از اصحاب ائمه(ع) و برادرش قدمت بن فرج از معاندان اهل‌بیت(ع) بود که آیتم لعن امام جواد(ع) نیز قرار گرفت.

محمد بن فرج، همینطور نماینده قانونی امام جواد(ع) و امام هادی(ع) نیز بود. در بعضی احادیث نام برده که به‌جهت اعتمادی که امام جواد(ع) به وی داشت، اورا مأمور خرید کنیزی با حالت خاص کرد که آن کنیز یعنی سمانه مغربیه، بعد ها مامان امام هادی(ع) شد. سید ابوالقاسم خویی، از رجالیان شیعه، گرچه احادیث دربارهٔ محمد بن فرج را ضعیف میداند؛ البته دلالت این احادیث بر بزرگی و رده محمد بن فرج نزد شیعه‌ها و امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را می‌پذیرد. از کتابی به اسم «مسائل» به‌تیتر تاثیر وی ذکر شده گردیده است.

رده و التفات
محمد بن فرج رخجی از اصحاب و راویان امام رضا(ع)، [۱] امام جواد(ع)[۲] و امام هادی(ع)[۳] دانسته شده است. برخی دیگر او‌را جزو اصحاب و راویان امام کاظم(ع) هم معرفی کرده‌اند.[۴] رجالیان شیعه همانند روضه خوان طوسی (متوفی ۴۶۰ق)، [۵] علامه حلی (متوفی ۷۲۶ق)[۶] و ابن‌داود حلی (متوفی بعداز ۷۰۷ق)[۷] او‌را ثقه خوانده‌اند و بعضا از وی به‌تیتر نماینده قانونی امام جواد(ع) و امام هادی(ع) نیز ذکر شده‌اند.[۸]

در کتاب‌های رجالی، روایی و تاریخی از محمد بن فرج مدح گردیده و نام برده که او از بزرگان شیعه بوده که رؤسای شیعه برای تفحص دربارهٔ امامت حضرت هادی(ع) به وی مراجعه کردند.[۹] کلینی (متوفی ۳۲۹ق) نیز این قصه را در کتاب کافی نقل کرده‌میباشد.[۱۰] به اطمینان علامه مامقانی (متوفی ۱۳۵۱ق) از رجالیان شیعه، در کتاب تنقیح المقال نیز این احادیث، کشف از بزرگی، رده و مقام وی در میان بزرگان شیعه داراست.[۱۱] طبری صغیر از محدثان شیعی در کتاب دلائل الامامة بیان می‌نماید که محمد بن فرج آیتم پشت گرمی امام جواد(ع) بود به‌صورتی که امام به رخجی پولی پول بخشید تا به بازار رود و کنیزی با قوانینی خاص برای وی بخرد که آن کنیز یعنی سمانه مغربیه، ابعاد مامان امام هادی(ع) شد.[۱۲]

معرفی
محمد بن فَرَج رُخَّجی[۱۳] یا این که رُخَجی[۱۴] از محدثان شیعه قرن سوم قمری دانسته گردیده که با اعتنا به طومار‌نگاری با امام هادی(ع)، در سال ۲۳۳ق زنده بود.[۱۵] «رخج» اسم یکی قسمت‌های کابل یا این که یکی‌از بخشها بغداد میباشد.[۱۶] برخی نیز این حیطه را از سیستان[۱۷] یا این که کرمان[۱۸] از شهرهای جمهوری اسلامی ایران می دانند. جعفر سبحانی (متولد ۱۳۰۸ش) از مراجع و پژوهشگران شیعه، بیان کرده که رخجی از علی بن محل پرستش بغدادی قصه کرده‌میباشد و علی بن محمد نوفلی و محمد بن علی بن دوستداشتنی قمی نیز از وی داستان کرده‌اند.[۱۹] نجاشی (متوفی ۴۵۰ق یا این که ۴۶۳ق) رجالی شیعه، از کتابی به اسم مسائل، به‌تیتر تاثیر وی اسم می برد.[۲۰] ابن‌رُسْته اصفهانی از جغرافی‌نگاران مسلمان در قرن سوم هجری، محمد بن فرج را کسی میداند که در طی خلافت معتصم عباسی در سال ۲۲۰ق، بر بالای چاه زمزم، گنبدی ایجاد کرد و درون گنبد را نیز زینت‌کاری کرد.[۲۱]

بابا و پسر محمد بن فرج رخجی از اصحاب ائمه(ع) بودند.[۲۲] روضه خوان صدوق (متوفی ۳۸۱ق) نیز پسر رخجی، ابراهیم را از اصحاب و راویان امام حسن عسکری(ع) دانسته و بیان کرد‌وگوی وی با امام فرصت(عج) را در کتابش تصویب کرده‌میباشد.[۲۳] محمد بن جعفر از نوادگان رخجی، نقل می‌نماید که محمد بن فرج، برادری به اسم قدمت بن فرج داشت که برخلاف وی به‌شدت با شیعه‌ها و اهل‌بیت(ع) مخالفت میکرد.[۲۴] روحانی طوسی، عُمر بن فرج را وزیر متوکل عباسی معرفی می‌نماید که در مقطعی به امر خلیفه عباسی، قبر امام حسین(ع) را نیز تخریب کرد.[۲۵] و به جهت توهین به امام جواد(ع)، گزینه لعن وی قرار گرفت.[۲۶]

بازدید : 25
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:22


موضوع‌های صورت‌گیری اذهان
برخی از دانشمندان معتقدند که خاستگاه ابن‌تیمیه در صورت‌گیری پندار‌های انحرافی وی مؤثر بوده میباشد؛ چنانکه حادثه ها مختلف و اشتباهات اجتماعی و سیاسی، برای مثال ضعیف شدن مسلمانها در پیکار‌های صلیبی، حمله مغول و برچیده شدن خلافت عباسیان به‌تیتر مثال آرمانی حکومت برای اهل‌سنت و صورت‌گیری جریان‌های گم راه، قضیه را برای تقابل و بروز تفکر‌های ابن‌تیمیه مهیا تشریفات ترحیم مشهد کرد.[۷۹]

در نگاه سایر افراد
اکثری از علما و نویسندگان اهل سنت دربارهٔ ابن‌تیمیه کلام گفته‌اند و نظرها متفاوتی درباره وی دارا‌هستند. بعضی اورا بر امامان مذهب‌ها چهارگانه اهل سنت برتری داده، القابی مانند روضه خوان الاسلام، یگانه روزگار، علامه، فقید، مفسر[۸۰]، باخبر‌ترین فرد فرصت خود به علم ها آئین[۸۱] و وسیع ترین علماء[۸۲] به ابن‌تیمیه داده‌اند.[یادداشت ۱]

ابن‌کثیر دمشقی که از شاگردان ابن‌تیمیه میباشد اورا از والا‌ترین علما دانسته میباشد وی در البدایة و النهایة از سال به دنیا آمدن تا وفات ابن‌تیمیه در اولِ ذکر اتفاق ها هر سال، شغل های ابن‌تیمیه را توضیح می دهد. «بن گشوده» نیز درباره وی گوید: و به دلیل آنچه گفته شد بزرگان آن مجال بالاتفاق اورا روضه خوان الاسلام نامیدند و با القابی مانند «بحرالعلوم» و «ترجمان القرآن» و «یگانه مجتهدین» اورا ستودند.[۸۳]

در مقابل توده متعددی از فقها و قضات مذهبها چهارگانه اهل سنت به دلیل عقاید، فتاوای شاذ و اذهان ابن‌تیمیه، صریحاً نسبت بی دینی، ضلالت و بدعت به وی داده‌اند؛ برای مثال ۱۸ نفر از قضات اهل سنت حکم کرده‌اند که زیرا ابن‌تیمیه تنقیص انبیا نموده، کافر گردیده است.[۸۴] شوکانی در «البدر الطالع» گوید: محمد بخاری (درگذشته ۸۴۱) از علمای حنفی خلال حکم به تکفیر ابن‌تیمیه، یقین داشت کسی که ابن‌تیمیه را روحانی الاسلام بداند نیز کافر میباشد.[۸۵] بعضا از علمای اهل سنت نیز او‌را شخصی معدود‌عقل و هوسران نامیده‌اند.[۸۶]

نویسندگان تندخویی، خشونت، توهین نمودن به مخاطبان، رعایت ننمودن آرامش گفت و گو و مناظره و نسبت خطادادن به پیشینیان بوسیله ابن‌تیمیه را درین داوری‌ها بی‌تأثیر ندانسته‌ و آن را موجب تنفّر علمای دیگر مذهبها از فکر‌ها و شخصیت ابن‌تیمیه دانسته‌اند؛[۸۷] عاملی که سبب حکم به زندانی کردن وی بوسیله قضات مذهبها اربعه شد و اورا از دادن فتوا بازداشتند.[۸۸]

کتاب‌هایی در عیب گیری ابن‌تیمیه
ابن‌تیمیه به جهت صدور فتاوا و آرای شاذ و کم گزینه عیب گیری اکثری از علمای مذهبها اربعه و علمای شیعه شوید و کتاب‌هایی در انتقاد وی تدوین شد. برخی از مهم‌ترین کتاب‌های انتقاد ذهن ها وی عبارتند از:

الدرة المضیئة فی الرد علی ابن‌تیمیه نوشته تقی‌الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
شفاء السقام فی زیارة نه الانام نوشته تقی‌الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
عیب گیری الاجتماع والافتراق فی مسائل الایمان والطلاق نوشته تقی‌الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
النظر المحقّق فی الحلف بالطلاق المعلّق نوشته تقی‌الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
الاعتبار ببقاء الجنّه والنار نوشته تقی‌الدین علی بن عبدالکافی سبکی متوفای ۷۵۶ق.
منهاج الشریعه فی الرد علی ابن‌تیمیه، از محمدمهدی کاظمی قزوینی.
اعتراضات علی ابن‌تیمیه فی دانش الکلام، حکم دهنده القضاه مصر احمد بن ابراهیم حنفی.
رساله فی الرد علی ابن‌تیمیه فی مسأله الطلاق، محمد بن علی مازنی دمشقی متوفای ۷۲۱ق.
رساله فی الرد علی ابن‌تیمیه فی مسأله الزیاره، محمد بن علی مازنی.
نصیحه الذهبی الی ابن‌تیمیه، محمد بن ذهبی.
التحفه المختاره فی الرد علی منکر الزیاره، قدمت بن الیمن مالکی متوفای ۷۳۴ق.
الابحاث الجلیله فی الرد علی ابن‌تیمیه، احمد بن عثمان ترکمانی حنفی متوفای ۷۴۴ق.
الرد علی ابن‌تیمیه فی الاعتقادات، محمد بن احمد فرغانی دمشقی حنفی متوفای ۸۶۷ق.
الجوهر المنظم فی زیاره القبر المعظّم، ابن‌حجر هیثمی متوفی ۹۷۴ق.
نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة این کتاب سه جلد از کتاب الغدیر علامه امینی میباشد که به شبهه ها ابن‌تیمیه در کتاب منهاج السنه پرداخته و به طور جدا با این تیتر چاپ شد‌ه‌است.
کنگره‌ها و گردهمایی‌های علمی
در سال ۱۴۰۸ق در دانش کده سلفی بنارس هندوستان کنگره‌ای در بزرگداشت ابن‌تیمیه برگزار شوید که در آن حدود ۵۰ نوشته‌ی‌علمی در معرفی و تعریف و تمجید از ابن‌تیمیه ارائه و در تیم‌ای به اسم «بحوث الندوه العالیه عن روضه خوان الاسلام ابن‌تیمیه و اعماله الخالده» چاپ شد. در رد ایده ها متعدد ابن‌تیمیه نیز گرد‌همایی‌ها [۸۹] و کرسی‌های علمی[۹۰] گوناگونی برگزار گردیده‌است.

بازدید : 18
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:54

بر پایه ی نگرش رایج مسلمان ها، از نقطه حیث اعتقادی و کلامی زیارت قبور بزرگان و تبرک به اثرها منسوب به وی امری نیکو میباشد. به گفته متکلمان مسلمان، برکت و مغفرت الهی به واسطه برخی افراد به عنوان مثال انبیا و اولیا و اشیای مقدس مانند کعبه نازل می گردد.[۳۳] درین پروسه، واسطه‌ها از جانب پروردگار قرار داده گردیده‌اند و منشأ اساسی برکت، پروردگار میباشد[۳۴] و کارها مقدسی که مسلمانها از آن برکت می‌طلبند، شأنی جدا از آفریدگار نداشته و تبرک کشف کردن به آنان تلازمی با بی دینی تشریفات ترحیم مشهد ندارد.[۳۵]

شیعه‌ها
در فقه شیعه، طلب برکت از آنچه از دید شرع، دارنده قداست و احترام میباشد، روا و بلکه راجح و مستحب میباشد. برای مثال، تبرک یافت کردن به اسم ائمه با تایپ کردن این اسم‌ها بر کفن و جریدتین (دو تکه چوب جدید)،[۳۶] و نامگذاری فرزندان به اسم وی،[۳۷]، تبرک به مشاهد مشرفه و تربت قبور معصومین، و قرار دادن تربت در قبر به قصد تبرک،[۳۸] تبرک به قرآن با تایپ کردن آیه‌ها قرآنی بر کفن[۳۹] و مسّ عبارات و حروف آن[۴۰] مستحب میباشد.

مستند(مجوّز) حکم دینی تبرک، قرآن کریم ومهربان، سنت فرستاده الله (ص) و سیره مسلمان ها میباشد. به علاوه، اصل اباحه و تایید صلاحیت بر مواقعی که تبرک جویی مشکوک میباشد و ادله قطعی بر ممنوعیت جانور وجود ندارد، حکم کننده میباشد.

مذهب‌ها چهارگانه اهل سنت
فقهای اهل سنت، در میان استحباب و کراهت تبرک به قبر حضرت نبی اختلاف حیث دارا‌هستند. از سخنان آن‌ها بر می آید که حکم به کراهت، عللی مانند احتمال بی احترامی به قبر شریف به باعث چسباندن تن به آن داراست.[۴۱]

احمد بن حنبل، تبرک به منبر و قبر رسول(ص) و بوسیدن آن[۴۲] و نیز شهاب الدین خفاجی حنفی از علمای حنفی دست کشیدن، بوسیدن و چسباندن سینه به قبر نبی(ص) را روا میداند. ولی خَفاجی این فعالیت را مکروه شمرده میباشد.[۴۳]

بعضا از ‌فقهای شافعی همچون رملی شافعی، لمس قبر پیامبر، البته یا این که فقید فقهی و نیز سردرهای ورودی قبر اولیا و بوسیدن آن را به قصد تبرک بی گونه های دانسته‌اند. محب الدین طبری شافعی نیز مَسِّ قبر و بوسیدن آن را روا و موافق با سیره علما و صالحان شمرده میباشد.[۴۴] علامه امینی در الغدیر، به گزارش شيخ بنده الباسط بن الشيخ علي الفاخوري عالم شافعی مذهب (درگذشت:۱۳۲۴ق) مفتی بيروت در کتاب «الكفاية لذوي العناية» نقل کرده که در مستحب میباشد در مسجدالنبی که به ردیف‌های هشتگانه (ردیف حنانه، ردیف حرس، ردیف توبه)مسجد تبرک جست(... ويستحب التبرك بالاسطوانات التي لها ادب وشرف وهي ثمانية : اسطوانة محلّ صلاته (صلى الله عليه وسلم)...واسطوانة عليٍّ رضي الله عنه....) [۴۵] زرقانی مالکی این نظر را دارد بوسیدن قبر نبی اکرم به قصد تبرک ایرادی ندارد.[۴۶]

دلایل قرآنی
حرف نگفتن قرآن مهربان از حرمت تبرک: قرآن ضمنا تعدادی آیه از تبرک حرف گفته و هیچ اشاره‌ای به حرمت آن و بی دینی‌آمیز بودنش نکرده میباشد. افزون بر این، در برخی نشانه‌ها به کار تبرک به وسیله پیامبران یا این که جاری ساختن دادن آن در محضر وی اشاره گردیده که‌این بر تایید صلاحیت تبرک مدرک میدهد.
تبرک حضرت یعقوب به تی شرت فرزندش یوسف: هنگامی که یوسف به برادرانش اعلام کرد پیراهنش را بر چشمان پدرشان بیفکنند:[یادداشت ۲] عفو پروردگار از بلیز یوسف بر چشمان یعقوب رسول سرازیر شد و او با برکت کشف کردن از آن خرقه[۴۷] بصیرت چشمان خویش را بازیافت.
تبرک بنی اسرائیل به تابوت عهدوپیمان: تابوت عهد و پیمان صندوقی بود که در آن اشیای وابسته به خویشاوندان موسی و هارون و الواح مقدسی که بر حضرت موسی(ع) نازل گردیده بود، قرار داشت و حضرت موسی آنان را به یوشع بن نون امانت بود.[۴۸] بنی اسرائیل این صندوق را بسیار مقدس می‌شمردند و در پیکار با بت پرستان آن را با خویش حمل می‌نمودند. صندوق مایه متانت آن ها بود:[۴۹][یادداشت ۳] و به آن تبرک می‌جستند.[۵۰] بعضی متکلمان شیعه معتقدند که حمل این تابوت به ویژه در حین نبرد، جز به دلیل تبرک و امداد تصاحب کردن از آن وجهی نداشته میباشد.[۵۱]
مصلی قرار به دست آوردن رده ابراهیم[یادداشت ۴]: جایگاه ابراهیم در کنار منزل کعبه میباشد و به همین سبب ساز محل نماز عموم قرار داده گردیده‌است:[۵۲] و مسلمانها به واسطه تماس آن سنگ با پای حضرت ابراهیم، به آن تبرک میجویند.[۵۳] از این روی تبرک به محل نشستن و نماز نبی اسلام نیز مجاز میباشد.[۵۴] در روایتی، محل فی مابین حجر الاسود و رده ابراهیم، محل دفن شماری از پیامبران معرفی گردیده‌است و به همین منجر خجسته میباشد.[۵۵]

بازدید : 19
شنبه 7 تير 1404 زمان : 11:15

تاریخچه بسط اسلام‌هراسی در غرب به‌گفتهٔ محققان سیاسی، صورت‌گیری تکان‌های اسلامی در دهه‌های ۵۰ تا ۷۰ قرن بیستم میلادی با هدف ها استعمارستیزانه و طرح ایدهٔ حکومت جهانی[۱۵] و همینطور معرفی اسلام تحت عنوان مهم ترین جریان ضدغرب بعد از فروپاشی شوروی[۱۶] منجر شد توان‌های مسلط جهانی برای تضعیف و بیرون‌کردن اسلام از معادلات اقتدار، از راهبردهایی زیرا پروژهٔ اسلام‌هراسی در مقابل دستور کار «دعوت اسلامی» به کار گیری تشریفات ترحیم مشهد نمایند.[۱۷]

همینطور نقل شده عقیده‌پردازان سیاسی غربی نظیر ساموئل هانتینگتون و برناد لوئیس، با سود‌گیری از مفاهیمی زیرا اسلام‌گرایی، بنیادگرایی و سنت‌گرایی، به‌دنبالِ القای اسلام‌هراسی برآمده‌اند. این سعی، با وجود برخی از مسئله‌ها در کشورهای اسلامی، مانند عمل‌های خشونت‌توشه مجموعه‌های تندرو، با توفیق یار بوده میباشد.[۱۸]

قضیه‌ها و عامل ها
ادوارد سعید:
سه دستور سبب ساز گردیده که حتی بی آلایش‌ترین تصور راجع‌به عرب‌ها و اسلام
به طور یک مورد تماماً سیاسی و نسبتاًً ناهنجار درآید:
اولیه: تاریخچهٔ تعصب عمومی و معروف ضدعرب و ضداسلام در غرب؛
دوم: منازعه فی مابین اعراب و صهیونیسم اسرائیلی و تأثیر آن بر فرهنگ وتمدن لیبرالی
و همگانی غرب؛
سوم: فقدان بی نقص هرگونه موضوع و وضعیت فرهنگی که از روش آن بتوان با
عرب‌ها و اسلام، شم عمومی نموده یا این که سوای هیچ‌سیرتکامل شم منفی،
آن‌ها‌را آیتم مشاجره قرار اعطا کرد.[۱۹]

توسعه و گسترش اسلام‌هراسی، به‌ویژه در کشورهای غربی را عقب افتاده جسمی موضوع‌ها و مناسبات تاریخی در میان مسلمان‌ها و کشورهای غربی و ذیل تأثیر عامل ها گوناگون فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میدانند.[۲۰]

کارداران زیادی را در بسط اسلام‌هراسی مؤثر دانسته‌اند؛ ازجمله: تعارض منافع و خاستگاه‌های ارزشی متعدد دنیا اسلام و غرب، اقدامات خشونت‌توشه دسته‌های تندروی اسلامی، پیکار‌های تاریخیِ اسرائیلی‌ـ‌عربی، جهل و عدم آشنایی به اسلام و مسلمان‌ها، واهمه غربیان از انذار جمعیتی و فرهنگی مسلمان‌ها، و فضاسازی و صورت‌دهی به ذهن ها همگانی بوسیله رسانه‌های غربی.[۲۱]

قضیه‌های تاریخی
اکثری از اندیشمندان موضوع‌های واهمه و تنفر غرب از اسلام را خیر به اتفاقات و رویدادها روزگار معاصر، بلکه به ناسازگاری‌های تاریخی فی مابین دولت‌های اسلامی و غربی و تناقض‌های جان دار در قیمت‌های اروپایی و اسلامی گشوده‌می‌گردانند.[۲۲] این مجموعه به سیر معلوم و مداومی از ناسازگاری‌ها مانند ظهور اسلام و رویا رویی با امپراتوری روم و مسیحیت،[۲۳] فتح اندلس، پیکار‌های صلیبی در قرنها وسطا،[۲۴] تضارب‌های امپراتوری عثمانی با اروپاییان و استعمارگری ملل اروپایی در قرنها ۱۸ و ۱۹ میلادی در عالم اسلام اشاره می‌نمایند.[۲۵]

ضعف‌های درونی عالم اسلام
وجود نقاط ضعف متعددی در دنیا اسلام از مهمترین قضیه‌ها در راستای تقویت پروژهٔ اسلام‌هراسی محسوب گردیده است؛ مانند انشقاق مذهبی و ضعف انسجام در میان کشورهای اسلامی، بسط‌نیافتگی و فقر، ضعف عموم‌سالاری و عدم مشروعیت حکومت در اکثری از کشورهای اسلامی، وجود خشونت‌های قوم و قبیله‌ای و قومی، ضعف دستمزد آدم و تضییع دستمزد زنان و همینطور ضعف فناوری‌های رسانه‌ای در دنیا اسلام در مقایسه با دنیا غرب.[۲۶]

دور اندیشی‌نداشتن غربیان از ماهیت اسلام
ادوارد سعید:
آنچه آخر و عاقبت عدم وضوح بیشتری پیدا می‌نماید
به عبارتی جهل و عدم استحضار مغرب‌زمین نسبت
به اسلام میباشد و خیر گروه‌ای از معرفت مثبت
که بر وسعت و توجه آن افزوده گردد.[۲۷]

ناآگاهی به ماهیت اسلام و مسلمانها را از مهم ترین دست اندرکاران اسلام‌هراسی معرفی کرده‌اند.[۲۸] به‌گفتهٔ دانشمندان، این ناآگاهی به‌اندازه‌ای میباشد که بخش اعظمی از غربیان گمان می‌نمایند تمامیٔ مسلمان ها عرب می باشند. همینطور آورده شده در اعتقادوباور غربیان، هیچ واژه و کلمه‌ای بیش تر از واژه و کلمه جهاد، با اسم اسلام گره نخورده میباشد؛ کلمه و واژه‌ای که در اطمینان آنان، نشان خشونت و ترور میباشد.[۲۹]

واهمه از اسلام در غرب
از سایر دلایل احساسات منفی به مسلمانها را به واهمه ریشه‌ای از اسلام در غرب بازگردانده‌اند. این واهمه را به دو مجموعهٔ «هراس تاریخی» و «واهمه معاصر» تیم‌بندی کرده‌اند. خوف تاریخی یا این که تلقی اسلام به‌تیتر خطر مذهبی را مبلغان مسیحی دربارهٔ زمانه رقابت دو آیین مسیحیت و اسلام در فتح کشور‌های متفاوت از منظر دینی مطرح می‌کردند. خوف معاصر یا این که تلقی اسلام به‌تیتر خطر سیاسی، به امکان تبدیل‌شدن اسلام به یک اقتدار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در مقابل هِژِمونی اشاره دارااست. این راه و روش به اسلام به وسیله سیاست‌مداران غربی اشاعه یافته میباشد.[۳۰]

بازدید : 14
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 12:00


طومار آیت‌الله خویی درباره ملاقات با فرح
سید ابوالقاسم خویی در یادداشتی خطاب به روضه خوان درباره ناگهانی و ناخواسته بودن ملاقات فرح دیبا با خویی می‌نویسد: «شدیداً نسبت به حادثه ها ناراحت کننده و فجایعی که در کشور ایران فیس داده و خوی ظالمانه فرمانروا را به‌تیتر اعتراض با وی مطرح کردم و وی هم با اندوه خیلی زود از خانه تشریفات ترحیم مشهد بیرون شد.» [۲۹]

طومار‌ای درباره فلسطین
سید محمدصادق روضه خوان در سال ۱۳۵۲ش طومار‌ای خطاب به انور سادات و حافظ اسد درباره مورد فلسطین و بایستگی اتحاد و یکپارچگی مسلمان‌ها در قبال اسرائیل نوشت.[۳۰]

اثرها و تألیفات
سید محمدصادق روضه خوان، دارنده ۲۶ تاثیر به لهجه عربی و ۲۱ تاثیر به گویش فارسی میباشد.[۳۱] این اثر ها در موضوعات متفاوت مثلا فقه، اصول فقه و اعتقادات نگاشته گردیده‌اند؛ مثلا مهم ترین اثرها او:


فقه الصادق
فقه الصادق
کتاب فقه الصادق، آغاز در زمان ۲۶ جلدی چاپ [۳۲] و در زمان آنگاه در ۴۱ جلد به چاپ میرسد.[۳۳] این کتاب گستردن تبصرة المتعلمین تاثیر علامه حلی میباشد[۳۴] و مرجع و دایرة المعارفی در آحاد ابواب فقه میباشد.[۳۵] آورده شده که آیت‌الله بروجردی دوبار کتاب فقه الصادق را یاروهمدم خویش به گرد هم آیی درس دادن‏ برده و تحت عنوان گواهی از آن نقل عهدوپیمان و به آن استناد می‌نماید.[۳۶] همینطور به گزارش ابوالقاسم خویی میگویند: وی کتاب فقه الصادق را نزد محمدحسین کشف کننده الغطاء برده و نزد وی از کتاب فقه الصادق تجلیل نموده است.[۳۷] درباره همین تاثیر نیز تجلیلی از مدیر کالج الازهر نقل کرده‌اند. [۳۸]

منهاج الفقاهة
منهاج الفقاهة لبه‌ای میباشد بر مکاسب روضه خوان انصاری که به طرز ای گوناگون همه مورد ها ارائه گردیده را گفت و گو و نظارت نموده است. این کتاب در ۶ جلد و به گویش عربی درج شده میباشد.[۳۹]

نظام حکومت در اسلام
روضه خوان در سال ۱۳۵۵ش این کتاب را نوشته و در آن، مشاجره دولت اسلامی به سر کردگی فقها یا این که همان تشکیل حکومت اسلامی زیر رهبری اما دانا را تشریح نموده است. این کتاب تا دی ماه ۱۳۵۷ش سه توشه تجدید چاپ گردیده است.[۴۰]

کتاب طومار‌های تاریخی
این کتاب تیم‌ای از طومار‌هایی میباشد که بین سید محمدصادق شیخ و بعضی شخصیت‌ها نگاشته گردیده و دارنده چهار فصل میباشد، فصل اولیه گروه طومار‌های آیت‌الله خویی، فصل دوم، طومار‌های برخی مراجع و علما، فصل سوم، طومار‌های شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و فصل پایان دربرگیرنده دسته تلگراف‌ها میباشد.[۴۱]

زبدة الاصول
زبدة الاصول کتابی به لهجه عربی و زمان بدون نقص اصول فقه در ۶ جلد، که به طور گفت و گو استدلالی ارائه شد‌ه‌است. [۴۲]

دیگر تاثیر او، المسائل المستحدثه میباشد، این کتاب، دربرگیرنده ارائه مسائل نو و آیتم ابتلا با بیان دلایل و مستندات فقاهتی، روایی و قرآنی میباشد.[۴۳]

پانویس
«زندگینامه سید درست گو شیخ»، مقر آگهی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
روضه خوان، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۹.
«زندگینامه سید درستگو شیخ»، مقر آگهی محل کار سید محمدصادق شیخ.
«زندگینامه سید درست گو روضه خوان»، مقر استحضار‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق روضه خوان.
«زندگینامه سید درست گو شیخ»، مقر استحضار‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق روضه خوان.
«زندگینامه سید راستگو شیخ»، مقر آگهی محل کار سید محمدصادق روضه خوان.
«آیت‌الله شیخ درگذشت»، خبرگزاری ایسنا.
پیکر آیت‌الله سید درست گو روضه خوان در قم تشییع و به خاک ودیعه شد، خبرگزاری ایرنا.
«زندگینامه سید راست گو شیخ»، مقر اگاهی‌رسانی محل کار سید محمدصادق شیخ.
«زندگینامه سید درست گو شیخ»، مقر اگاهی‌رسانی محل کار سید محمدصادق شیخ.
«زندگینامه سید درست گو روضه خوان»، مقر اگاهی‌رسانی محل کار سید محمدصادق روضه خوان.
«زندگینامه سید درستگو روضه خوان»، مقر استحضار‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
موسوی‌تبریزی، خاطرات، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۴۲۶.
موسوی‌تبریزی، خاطرات، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۴۲۶.
«عدم مجوز بقای بر پیروی میت»، مقر استحضار‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
«وصلت دختره باکره فارغ از اجازه بابا»،مقر استحضار‌رسانی محل کار سید محمدصادق شیخ.
«حکم لطمه زدن به طور و قمه زدن»، مقر استحضار‌رسانی محل کار سید محمدصادق شیخ.
موسوی‌تبریزی، خاطرات، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص ۲۱۰.
«صدور اعلامیه علیه حمله نظامیان فرمانروا به مکتب فیضیه»، مقر استحضار‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
«تحریم انتخابات زمان ۲۱ مجلس شورای ملی»، مقر استحضار‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
«متن اعلامیه‌ای در مخالفت با ثبت لایحه کاپیتولاسیون«، مقر استحضار‌رسانی محل کار سید محمدصادق شیخ.
«تحریم پای کوبی‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی»، مقر آگهی محل کار سید محمدصادق روضه خوان.
«اعلامیه‌ای درباره فاجعه‌ی ۱۹ دی قم»، مقر اگاهی‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق روضه خوان.
«صدور اعلامیه‌ای در سال ۵۶ش درباره سالگرد کشف عفاف»، مقر اگاهی‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
«اطلاعیه‌ای به مناسبت کشتار عموم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۵۶ش»، مقر اگاهی‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
منتظری، خاطرات، ورژن وبسایت منتظری، ص۴۸۱؛ «حصر آیت الله محمد راستگو شیخ»، وب سایت پاسخکده.
منتظری، خاطرات، ورژن وب سایت منتظری، ص۴۸۱.
«سابقۀ حصر بعضی شخصیت ها از اولِ انقلاب اسلامی تا به امروز»، وبسایت بولتن‌نیوز.
«یادداشت آیت‌الله خویی به سید راستگو شیخ»، وب سایت مباحثات.
شیخ، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۷.
«دسته اثرها سید محمدصادق شیخ»، مقر اگاهی‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
روضه خوان، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۱۰.
«زمان ۴۱ جلدی فقه الصادق»، مقر آگهی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
روضه خوان، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج ۱، ص ۷.
روضه خوان، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۱۰.
«زندگینامه سید درست گو شیخ»، مقر آگهی محل کار سید محمدصادق شیخ.
«زندگینامه سید راست گو روضه خوان»، مقر آگهی دفتر کار سید محمدصادق روضه خوان.
«زندگینامه سید راستگو شیخ»، مقر آگهی محل کار سید محمدصادق شیخ.
روضه خوان، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۱۰.
روضه خوان، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۸.
خسروشاهی، طومار‌های تاریخی، ۱۳۹۲ش، ص۵.
روضه خوان، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۱۰.
شیخ، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۱۰.
منابع
«آیت‌الله شیخ درگذشت»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ نشر: ۲۵ آذر ۱۴۰۱ش.
پیکر آیت‌الله سید درست گو شیخ در قم تشییع و به خاک ودیعت شد، خبرگزاری ایرنا، تاریخ تکثیر: ۲۷ آذر ۱۴۰۱ش.
خسروشاهی، محمود، طومار‌های تاریخی، قم، تکثیر کلبه شروق، چاپ اولیه، ۱۳۹۲ش.
روضه خوان، سید محمدصادق، فقه الصادق، تکثیر دارالکتب، قم، ۱۴۱۲ق، ج ۱، ص ۷.
روضه خوان، سید محمدصادق، نظام حکومت در اسلام، قم، نشر دهنده :موسسه انتشاراتی امام بعدازظهر (عج)، ۱۳۸۶ش.
«زندگینامه سید راستگو روضه خوان»، مقر آگهی آیت الله سید درست گو شیخ،‌ تاریخ بازدید: ۱۹ دی ۱۳۹۷ش.
موسوی‌تبریزی، سیدحسین، ‏خاطرات، طهران، تکثیر عروج، چاپ دوم، ۱۳۸۷ش.

بازدید : 19
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 12:01


محمدباقر قائنی مجتهد بیرجَندی (۱۲۷۶-۱۳۵۲ق)، دارای اسم و رسم به محمدباقر آیتی و محدث بیرجندی، فقید، رجالی و متکلم شیعه در قرن ۱۴ هجری قمری میباشد. بیرجندی مدتی در زادگاهش به امامت آدینه و جماعت می‌پرداخت و منصب قضاوت را نیز بر ذمه داشت. در حدود ۷۰ تاثیر به وی نسبت داده‌اند که کبریت احمر از مشهورترین تشریفات ترحیم مشهد آن‌هاست.

معاش‌طومار
محمدباقر قائنی در ربیع الاول ۱۲۷۶ق در روستای گازار از روستاهای بیرجند چشم به جهان گشود. پدرش محمدحسن قائنی از بزرگان بیرجند و مادرش دختر ملا محمدحسین بن اما الله عسکری قائنی میباشد. جدش ملا علی محمدشریف فاطمی دارای اسم و رسم به اشرف الشرفاء متوفای ۱۲۴۹ق و جد اعلای وی ملا محمدباقر از معاصرین مجلسی و حر عاملی میباشد. برادرش هم روحانی محمدتقی قائنی میباشد که فاضل، ادیب و شعر سرا بود و در شعر به شعله تخلص داشت. او تحصیلاتش را در قائن، مشهد، نجف و سامرا سپری کرد و بعد از نقطه پايان علم آموزی به بیرجند برگشت و به تربیت دانش آموز و تألیف سرگرم شد. [۱]

وفات
بیرجندی در شب آدینه ۱۴ ذی‌الحجه سال ۱۳۵۲ق در ۷۶ سالگی درگذشت. پیکر اورا در مکتب علمیه معصومیه بیرجند غسل دادند و در بقعه اختصاصی خود به‌خاک سپردند.[۲]

تحصیلات علم ها فقهی
تحصیلات حوزوی و رده علمی بیرجندی در دو حوزه نشأت می گیرد:

حوزه خراسان
محمدباقر، ادبیات و علم ها شیوایی را نزد پدرش فرا گرفت و در ۱۲ سالگی به قائن رفت و در مکتب جعفریه سکنی گزید و نزد برادرش ملا محمدعلی و اساتیدی همانند سید ابوطالب قائنی ادبیات و معانی و ذکر را کامل شدن نمود.[۳]

اورده شده روزی خانلرخان اعتصام الملک - که برای تعدیل مالیات قائنات و سیستان از طرف دولت مأمور گردیده بود - به مکتب جعفریه رفت و از طلاب مکتب سوال‌هایی نمود و جماعت طلاب از پاسخگویی عاجز شدند. درین در بین صرفا روحانی محمدباقر از ذمه پاسخ برآمد و لحاظ خانلرخان را به سوی خویش جلب کرد و لذا اورا به مشهد اعزام نمود.[۴]

بیرجندی در ۱۴ سالگی به مکتب میرزا جعفر رفت و در استاد ابوالحسن میرزا قاجار برخی از کتاب ها شرعی و اصولی نظیر معالم، مقررات و تفصیل لمعه را نزد جماعتی از فضلا مانند میرزا هدایت ­الله معلم ابهری یادگرفت. او همینطور کتاب‌های رسائل و مکاسب را نزد سید بنده­الصمد شوشتری، روحانی محمدتقی بجنوردی، روحانی علی یزدی و سید مرتضی یزدی قائنی خواند.[۵]

محدث بیرجندی علم ها عقلیه را نزد میرزا علی­رضا معلم سبزواری سپری کرد و علم ها تجوید و تلاوت را در محضر ملاعلی مزینانی فرا گرفت.[۶]

مدرس او، میرزا هدایت­ الله ابهری بارها گفته بود:

اینجانب درس را صرفا برای وی میگویم، چون که روحانی بهایی در فقید رؤیا توصیه اورا به اینجانب فرموده میباشد و اظهار کرد: "وی در آجل به مقاماتی بهتر خواهد رسید".[۷]
حوزه عراق
محمدباقر بیرجندی در ۲۰ سالگی ۱۲۹۶ق به نجف مهاجرت کرد. و در درس اصول فقه میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی و در درس بیرون فقه محمد فاضل ایروانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی و در درس درایه و رجال خلیلی تهرانی که در شب‌های ماه رمضان برقرار بود، کمپانی می کرد. او در سال ۱۳۰۰ق به سامرا رفت و از دروس میرزای شیرازی و هم‌زمان در دانش حدیث و رجال از محضر میرزا حسین نوری صاحب و مالک مستدرک الوسائل بهره مند شد.[۸]

استادان
محمدباقر بیرجندی از این اساتید هم بهره مند شد:

روحانی فضل و ادب الله نوری
سید صدرالدین اصفهانی
سید اسماعیل صدر
سید حسن صدر
علی أصغر بن محمدحسن قائنی بیرجندی
لطف الله لاریجانی مازندرانی
روضه خوان جعفر تستری
محمد استرآبادی
محمدحسن مامقانی
سید محمدهاشم خوانساری
محمدابراهیم قائنی
آقا محمدرضا بن محمدباقر شریف کمیلی
محمدحسن بن علی
ملا عبدالجواد بن محمدتقی رازی اصفهانی
محمدباقر آقا نجفی اصفهانی
هادی تهرانی.[۹]
شاگردان
محمدباقر بیرجندی در زمانه حیات خود شاگردانی را تربیت کرد که بعضا از آن ها عبارتند از:

آقا محمدرضا شریف کمیلی
آقا جلال الدین محمد بن أبی تراب شیرازی
سید علی تامین موسوی قائنی
میرزا ابوالحسن مشکینی
سید علی نقی نقوی لکهنوی
سید شهاب الدین مرعشی نجفی
سید ابوالقاسم عالم شیرازی ارسنجانی
آقا علاءالدین کرمانشاهی آل وحید بهبهانی
روحانی محمدحسین شیرازی اصطهباناتی از فرزندان صاحب و مالک الحدائق
ملا علی خیابانی مالک کتاب علماء معاصرین
روضه خوان محمدحسین ضیائی بیرجندی، فرزند محدث بیرجندی
روضه خوان محمدعلی اردوبادی
سید حسن آل طه یزدی.[۱۰]
مرجعیت علمی
روحانی محمدباقر در ۳۰ سالگی عازم حج شد و در رجوع و برگشت، به محل تولد خود رفت. وی در بیرجند بعداز وصلت، به تألیف، درس دادن علم ها فقهی و تربیت شاگردان، فتوا و پاسخگویی به سوال‌های عموم و اقامه نماز آدینه و جماعت پرداخت. وی همینطور ذمه ‌دار قضاوت در بین عموم شد و تحت عنوان حکم کننده شرع به اجرای احکام آیین درگیر شوید.[۱۱]


کتاب کبریت احمر
در روزهای ابتدا ورود بیرجندی به زادگاهش، در مجلس امیر عَلَم (قاضی بیرجند) میان وی و ملا ابراهیم حنفی - که از بزرگان اهل سنت بود و بر صحبت و جدل اشراف داشت - در مسأله امامت و موضوعاتی دیگر، بحثی در گرفت و به برد او بر ملا ابراهیم انجامید. این اتفاق، باعث آوازه او نزد اهل دانش و عموم شد. تمامی عموم حوزه‌ قائن و بیرجند و بخش ها مرزی افغانستان - از سنی (حنفی) و شیعه - در مسائل مذهبی، به وی مراجعه می‌کردند و وی بر حسب هرکدام از مذهب ها فتوا صادر می کرد و در خطابات قانونی از سوی علمای هرات و دولت افغانستان، از وی به «مُفتی الفریقین» (فتوا دهنده شیعه و سنی) تفسیر می شد.[۱۲]

اثر ها و تألیفات
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: فهرست اثرها محدث بیرجندی
محدث بیرجندی در حدود ۷۰ تاثیر در موضوعات متعدد تألیف نموده است. الکبریت الأحمر فی شرائط المنبر، که در کشور‌ایران و هند بارها چاپ و به گویش اردو هم ترجمه گردیده، یک کدام از اثر ها اوست.[۱۳]

بازدید : 18
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:39


رده
این کتاب از معتبرترین تیم‌های روایی شیعه به شمار میاید و هر عالم و مجتهدی هنگام استنباط احکام فقهی بایستی به احادیث این کتاب دقت داشته باشد.

کتاب استبصار یکی‌از کتاب ها اربعه و در ستون کتاب کافی روحانی کلینی و کتاب اینجانب لایحضره الفقیه روضه خوان صدوق و تهذیب الاحکام، کتاب دیگر روحانی طوسی، میباشد و روضه خوان این کتاب را پس از کتاب تهذیب الاحکام نگاشته میباشد. تهرانی در الذریعه استبصار را از کتاب‌هایی دانسته که از فرصت تألیف تا کنون مدار استنباط در نزد فقیهان امامیه بوده میباشد. [۸] با دقت به عنایت و قیمت کتاب استبصار اسم آن پیوسته در فهرست کتاب‌ها بوده و علما و فقهای شیعه ماجرا آن را به یکدیگر اذن می‌داده‌اند. مکارم شیرازی براین اعتقاد و باور میباشد که بعضی علمای امامیه کل احادیث جانور در کتاب ها اربعه مثلا استبصار همگی را درست و غنی از استیناف رجالی برشمرده‌اند مانند اخباریان برای مثال ملاامین استرآبادی اما در مقابل این تیم ، پر اسم و رسم علمای شیعه قطعی بودن صدور احادیث جانور در کتاب اربعه را نپذیرفته‌اند و مراجعه به دانش رجال برای تشخیص روایات درست، ضعیف، حسن و موثق را ما یحتاج تشریفات ترحیم مشهد دانسته‌اند. [۹]

چاپ و تکثیر
این کتاب، بوسیله انتشارات دارالکتب الاسلامیه، در طهران در ۴ جلد، به انقطاع وزیری و در سال ۱۳۹۰ق چاپ و منتشر گردیده است.

الاستبصار یک توشه در ۱۳۰۷ق در ۳ جلد در لکهنو (هند) به چاپ سنگی رسید و توشه دیگر در سال‌های ۱۳۱۵-۱۳۱۷ق در طهران تجدید چاپ شد.

چاپ تحقیقی آن به عملکرد حسن موسوی خرسان و به اهتمام محمد آخوندی در نجف (۱۳۷۵-۱۳۷۶ق) در ۴ مجلد (جزء سوم در ۲ مجلد) منتشر شد و بارها تجدید چاپ شوید.

نسخه ها دیرین
درباره نسخه ها سابق الاستبصار، در آغاز می بایست از ورژن‌ای ناقص حافظه کرد که به نقل از آقابزرگ تهرانی[۱۰] در کتابخانه سیدهادی کشف کننده الغطاء در نجف به خط جعفر بن علی مشهدی وجود داشته میباشد. برپایه این گزارش، ورژن حافظه گردیده با دستخط روضه خوان طوسی رویارویی گردیده، و تاریخ فراغ از آن ۵۷۳ق بوده میباشد.

آنگاه بایستی به ورژن‌ای محفوظ در کتابخانه مرعشی اشاره نمود که در قرن هشتم قمری نگارش گردیده است.[۱۱]

شروح و تعلیقات
تألیف اثراتی تحت عنوان تفصیل، تعلیقه یا این که کناره بر الاستبصار از اواخر قرن دهم قمری به‌طور شاخص چشم می شود، از مهم ترین آن می‌قدرت به مورد ها تحت اشاره نمود:

کناره‌ای از محمدبن علی بن حسین عاملی، مالک مدارک الاحکام (د ۱۰۰۹ق) که به‌هم پا متن الاستبصار در ورژن روضاتی محفوظ باقی مانده میباشد.[۱۲]
لبه‌ای از حسن بن زین الدین عاملی، مالک معالم الدین (درگذشت: ۱۰۱۱ق) که افندی در ریاض العلماء از آن خاطر نموده است.[۱۳]
کناره‌ای از محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی مالک منهج المقال (درگذشت: ۱۰۲۸ق) که نسخه ها آن در نجف و مشهد نشانه داده شد‌ه‌است.[۱۴]
استقصاء الاعتبار، که شرحی میباشد از ابوجعفر محمد بن حسن بن زین الدین عاملی (درگذشت: ۱۰۳۰ق) و آقابزرگ تهرانی چندین ین ورژن از آن را معرفی نموده است.[۱۵]
مناهج الاخبار، که شرحی میباشد از کمال الدین (یا این که نظام الدین) احمد بن زین العابدین عاملی.[۱۶]
شرحی از ملا محمدامین استرآبادی (درگذشت: ۱۰۳۶ق)[۱۷]
تعلیقه‌ای از میرمحمدباقر استرآبادی، پر اسم و رسم به میرداماد (درگذشت:۱۰۴۰ یا این که ۱۰۴۱ق)، که گاه از آن به تفصیل نیز تعبیروتفسیر شد‌ه‌است. ورژن‌هایی از آن در کتابخانه سپهسالار طهران و کتابخانه چستربیتی در دوبلین[یادداشت ۱]جانور میباشد.[۱۸]
جامع الأخبار فی ایضاح الاستبصار، که شرحی میباشد از روضه خوان عبداللطیف بن علی بن احمد بن ابی جامع حارثی (درگذشت: ۱۰۵۰ق) طلبه روحانی بهایی.[۱۹]
کشف الاسرار فی تفصیل الاستبصار، که شرحی میباشد از الاستبصار تألیف سید نعمت الله جزایری (درگذشت: ۱۱۱۲ق) و ورژن‌های خطی زیادی از آن را آقابزرگ تهرانی نشانه داده میباشد.[۲۰]
نکت الارشاد در تفصیل استبصار، نوشته شهید اولیه محمد بن مکی.
تفصیل استبصار، نوشته سید میرزا حسن بن عبدالرسول حسینی زنوزی.
تفصیل استبصار، نوشته امیر محمد بن امیر عبدالواسع خاتون آبادی، داماد علامه مجلسی.[۲۱]
تعلیقه بر استبصار به وسیله سید حسن خرسان، تکثیر : طهران : دار الكتب الاسلاميه ، ۱۳۶۳ش.[۲۲]
پانویس
طوسی، الاستبصار، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۴۳.
بجنوردی،دائرة المعارف والا اسلامی، ج۸، ص۳۲۹۶، زیر مدخل
حلی، رجال، نجف، ج۱، ص۲۷۶؛ علم پژوه، نشریه کتابخانه مرکزی کالج طهران، طهران، انتشارات دانش کده طهران، ۱۳۶۲ش،ج۳، ص۱۰۸۶-۱۰۸۷
طوسی، استبصار، الناشردار الكتب الإسلاميّة ، ج۱، ص۳.
طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۴۰
نجاشی، الرجال، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۰۳
مطهری، تیم اثرها، ۱۳۸۹ش، ج۱۴، ص۴۱۶.
تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۱۳.
مکارم شیرازی،دائرة المعارف فقه مقارن، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص

بازدید : 19
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 14:00


پیراستگی شیعه از پیمان به تحریف از لحاظ عالمان اهل‌سنت
بعضا عالمان اهل‌سنت به پیراستگی شیعه از قسم به تحریف قرآن تصریح کرده‌اند.[۵۱] برای مثال ابوالحسن اشعری (درگذشت: ۳۲۴ق) در مقاله‌ها‌الاسلامیّین، عهد و پیمان به نقصان قرآن را صرفا به فرقه‌ای از شیعه نسبت داده و گفته میباشد بعضا دیگر از شیعه که به امامت معتقدند (امامیه) بر این نظرند که در قرآن، خیر زیادت خط مش یافته میباشد و خیر تشریفات ترحیم مشهد نقصان.[۵۲]

عفو و بخشش‌الله دهلوی (درگذشت: ۱۳۰۸ق)، فقید اهل‌سنت و اهل هندوستان، در کتاب «اظهار الحق» گفته میباشد قرآن نزد بیشتر علمای شیعه امامیه از هرگونه تغییر‌و تحول و تبدل محفوظ ما‌نده و فقط گردآوری اندکی حرف از کاستی به فی مابین آورده‌اند که نظرشان نزد آنها مردود میباشد.[۵۳]

محمد عبدالله دَسر (درگذشت: ۱۳۳۷ش)، فقیه و مفسر مصری، در کتابش با تیتر «مدخلً الی القرآنِ الکریم» با بیان نگرش روحانی صدوق در عدم تحریف قرآن اظهار نموده است امامیه بر این باورند که در قرآن مو جود نزد مسلمانها، هیچ تحریفی از جهت زیادت و کاستی واقع نشده میباشد.[۵۴] محمد محمد المدنی (درگذشت: ۱۳۸۸ق)، فقیه مصری و از اساتید کالج الازهر، ضمنا نوشته‌علمی‌ای که در خبر نامه «رسالة‌الاسلام» چاپ گردیده، نوشته میباشد از پژوهشگران شیعه امامیه و اهل‌سنت، کسی به تحریف قرآن معتقد وجود ندارد.[۵۵]

کتابشناسی

کتاب صیانه القران اینجانب التحریف تاثیر محمدهادی معرفت
«کتابشناسی عدم تحریف قرآن»، تیتر کتابی در ۲۷۵ کاغذ و شامل بیش تر از ۵۰۰ تاثیر، پیرامون مورد عدم تحریف قرآن میباشد که به وسیله کاظم استادی تهیه و تنظیم گردیده و در سال ۱۳۹۲ش، از سوی سازمان حج و زیارت تکثیر یافته میباشد.[۵۶] بعضی از مهم ترین اثراتی که از سوی عالمان شیعه در زمینه تحریف‌ناپذیری قرآن نگاشته گردیده به تفصیل تحت میباشد:

کَشف الاِرتیاب عن تحریف الکتاب، نوشته روحانی محمود تهرانی: گفته میشود او‌لین اثری میباشد که بعد از تکثیر فصل‌الخطاب و در ردّ آن نوشته شد.[۵۷] آقابزرگ تهرانی گفته میباشد زمانی مؤلف کتاب فصل‌الخطاب (میرزا حسین نوری) این تاثیر را بازرسی کرد، رساله‌ای به فارسی در ردّ آن نوشت و توصیه کرد که با کتاب فصل‌الخطاب چاپ گردد.[۵۸] وی در‌این رساله گفته منظورش از تحریف این وجود ندارد که به قرآن جانور نزد مسلمان‌ها که در حین عثمان عده گردیده، چیزی اضافه یا این که معدود گردیده‌است؛ بلکه مراد این میباشد که قسمتی از وحی الهی که بر رسول(ص) نازل گردیده، ساقط گشته و در قرآن، جانور، تصویب نشده میباشد.[۵۹]
دلیل پر‌نور؛ البرهانُ علی عدمِ تحریفِ القرآن، تألیف میرزا مهدی بروجردی: تالیف کننده، درین کتاب، دلایلی بر ردّ تحریف قرآن ارائه نموده است.[۶۰] وی همینطور روایاتی که در کتاب فصل‌الخطاب برای ثابت نقصان قرآن به آن استناد گردیده را از حیث مدرک و دلالت آیتم انتقاد و نظارت قرار داده میباشد.[۶۱] تالیف کننده بینشِ بیشتراز ۴۰ نفر از مفسران، فقیهان و قرآن‌پژوهان شیعه در ردّ تحریف قرآن به زیادت و کاستی را در‌این کتاب ذکر نموده است.[۶۲]
صیانة القرآن مِنَ التحریف، تألیف محمدهادی معرفت: این کتاب دربرگیرنده هشت فصل و حاوی این مباحث میباشد: تعریف و تمجید لغوی و اصطلاحی «تحریف»، دلایل عدم تحریف قرآن، طریقه بعضا عالمان شیعه در موافقت با عدم تحریف قرآن، سند بعضی مالک‌نظران اهل‌سنت به پیراستگی شیعه از قسم به تحریف قرآن، تحریفی که در کتاب ها عهدین واقع گردیده، تحریف نزد فرقه حشویه، تحریف نزد اخباریان و عیب گیری و نظارت نگرش تالیف کننده فصل‌الخطاب.[۶۳] این کتاب بوسیله علی نصیری گیلانی به فارسی ترجمه شد و از سوی انتشارات سَمت، در تاریخ ۱۳۷۹ش، با تیتر «تحریف‌ناپذیری قرآن» چاپ شوید.[۶۴]
جستارهای متعلق
تحریف کتاب‌های آسمانی
پانویس
معلوم، فرهنگ وتمدن مشخص و معلوم، زیر کلمه «تحریف».
برای مثال نگاه نمائید به خویی، البرهان فی تعبیر القرآن، مؤسسة إحیاء اثر ها الامام الخوئی، ص۱۹۷-۲۰۰؛ معرفت، صیانة القرآن اینجانب التحریف، ۱۴۲۸ق، ص۱۹-۲۳.
رشیدرضا، تعبیروتفسیر المنار، ج۵، ص۱۱۴.
خویی، البرهان فی تعبیروتفسیر القرآن، مؤسسة إحیاء اثر ها الامام الخوئی، ص۲۰۰.
خویی، البیان فی تعبیروتفسیر القرآن، مؤسسة إحیاء اثر ها الامام الخوئی، ص۲۰۰.
نصیری، «پیشگفتار»، بر تحریف ناپذیری قرآن، تألیف محمدهادی معرفت، ص۴.
معرفت، صیانة القرآن اینجانب التحریف، ۱۴۲۸ق، ص۲۰؛ رشیدرضا، تعبیر المنار، ۱۹۹۰م، ج۵، ص۱۱۴.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 190
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 279
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 686
  • بازدید ماه : 793
  • بازدید سال : 3268
  • بازدید کلی : 32031
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی