loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 20
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 9:16


عید فطر اولین روز ماه شوال و از مهمترین اعیاد مسلمان ها. بنابر روایاتی که از امامان شیعه گفته شده، عید فطر عید کسانی
افرادی تشریفات ترحیم مشهد
اشخاصی
عده ای
کسانی
می‌باشد که روزه و عبادات آنها پذیرفته شده و از آن رو عید قرار داده شده که مسلمان ها گرد هم آیند و معبود را حمد کنند. روزه به دست آوردن در عید فطر حرام و پرداخت زکات فطره بر مسلمانان واجب هست.

آداب و احکامی برای شب و روز عید فطر گفته شده می‌باشد؛ از جمله شب‌زنده‌داری، قرائت نماز و دعا، تلاوت قرآن، غسل و بیان کردن تکبیرهای خاص. کشورهای اسلامی به‌مناسبت عید فطر، دو روز یا بیشتر از آن را تعطیل اعلام می‌کنند. مسلمانان نماز عید فطر را به جماعت برگزار می‌کنند و طبق آداب و رسوم خود جشن میگیرند. شاعران فارسی‌زبانی از جمله سعدی شیرازی، عبدالرحمن جامی و قیصر امین‌پور، درباره عید فطر اشعاری سروده‌اند.

رده و اهمیت
عید فطر اولین روز ماه شوال می‌باشد و در روایات اسلامی، روزه مشوق‌های آفریدگار،[۱] روز پاداش نیکوکاران[۲] و روز آمرزش گناهان[۳] معرفی گردیده‌است. بنابر روایتی که از امام علی(ع) بیان شده، عید فطر عید کسی می باشد که خداوند روزه اورا پذیرفته و عبادتش را قبول کرده است.[۴] در ماجرا دیگری منقول از امام رضا(ع)، آورده شده که روز فطر عید قرار داده شده تا مسلمانان در آن روز گرد هم آیند و معبود را برای نعمت‌هایی که به آنها داده ستایش کنند، و از همین رو تکبیر در نماز آن بیشتراز روزهای دیگر قرار داده شد‌ه‌است.[۵]

نامگذاری
کلمه «فِطر» از ریشه فَطر، به‌معنای شکافتن، استارت و نوآوری، گرفته گردیده‌است.[۶] نقل شده که «عید فطر» نیز از همین ریشه می باشد، زیرا روزه‌دار دهانش را در روز عید فطر بر خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها باز می‌کند.[۷]

احکام

نماز عید فطر در مصلای تهران به امامت آیت‌الله خامنه‌ای (سال ۱۴۳۷ق) [۸]
زکات فطره: بنابر عهد و پیمان دارای اسم و رسم فقها، زمان وجوب زکات فطره، آغاز شب عید فطر می باشد، اما سید ابوالقاسم خویی، مجال آن را هنگام طلوع فجر روز عید دانسته می باشد.[۹] همچنین به‌فتوای مراجع تاسی، وقت پرداخت زکات فطره در روز عید فطر تا ظهر می‌باشد؛[۱۰] البته از این میان، سید موسی شبیری زنجانی تمام روز را مجال پرداخت زکات فطریه دانسته می باشد.[۱۱] با این هم اکنون گفته شده که اگر کسی نماز عید فطر می‌خواند، باید زکاتش را پیش از نماز پرداخت کند یا به‌فتوای بعضا، آن را از اموالش جداگانه کند.[۱۲]
نماز عید: قرائت نماز عید در زمان غیبت امام مهدی(عج) مستحب، و در بعد از ظهر حضور و حاکمیت امام(ع) واجب هست.[۱۳]
روزه تصاحب کردن در روز عید فطر حرام می‌باشد.[۱۴]
جاری ساختن و آداب
شب عید
در کتاب‌های ادعیه، جاری ساختن و آدابی برای شب عید فطر توصیه شده است؛ مثلا:

تلاوت دعا، نماز و تلاوت قرآن.[۱۵]
قرائت دعای استهلال به‌هنگام رؤیت هلال شوال.[۱۶]
زیارت امام حسین(ع).[۱۷]
غسل کردن: وقت غسل شب عید فطر، از اولیه مغرب تا اذان صبح می باشد.[۱۸]
قرائت این دعا پس از نماز مغرب و نافله آن: «یَا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، یَا ذَا الْجُودِ، یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ ناصِرَهُ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتابٍ مُبِینٍ؛ ای مالک نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمّد و ای یاور او، بر محمّد و قوم محمّد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‌اش و آن پیش تو در کتابی آشکار هست.» پس از آن باید سجده کند و صد بار در سجده بگوید: «أَتُوبُ إِلَی اللّٰهِ». بعد هر حاجتی که دارد از خدا بخواهد.[۱۹]
تکبیرهای اختصاصی: مستحب است بعداز نماز مغرب و عشای شب عید فطر این تکبیرها گفته گردد: «الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر، ولله الحمد، الحمدلله علی ما هدانا، وله الشکر علی ما اولانا.[۲۰][یادداشت ۱]
شب‌زنده‌داری: در روایتی که امام کاظم(ع) از امام علی(ع) نقل کرده، آمده می باشد: منرا خوشحال می‌سازد هر کسی که در زمان سالْ خودش را در چهار شب (برای عبادت) فارغ سازد: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و شب نخستین ماه رجب.[۲۱] همچنین از امام باقر(ع) گفته شده که علی بن حسین(ع) شب عید فطر را در مسجد می ماند و تا صبح نماز می‌خواند و شب‌زنده‌داری می کرد و می‌فرمود:‌ «این شب کمتر از شب قدر نیست».[۲۲]
روز عید
غسل: از مستحبات روز عید فطر غسل می‌باشد. آغاز زمان غسل از طلوع فجر هست، ولی در اینکه پایان وقت غسل، پیش از بیرون رفتن برای نماز عید است یا زوال خورشید (وقت نماز ظهر) و یا غروب آفتاب، نظرها مختلفی وجود دارد.[۲۳]
افطار: مستحب می‌باشد قبل از نماز عید، خوراکی‌ای به‌ویژه خرما خورده شود.[۲۴]
گفتن تکبیرات خاص،«الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر، ولله الحمد، الحمدلله علی ما هدانا، وله الشکر علی ما اولانا.» پس از نماز صبح، نماز عید[۲۵] و همچنین پس از نماز ظهر و بعدازظهر[۲۶] روز عید مستحب است.
تلاوت نماز عید فطر.
تلاوت دعای ندبه.[۲۷]
آداب و رسوم
عید فطر از عیدهای مهم مسلمانها هست که با آداب و رسوم خاصی برگزار می گردد و به همین مناسبت یکسری روز تعطیل اعلام می‌گردد.[۲۸] مسلمان ها در عید فطر نماز عید فطر می‌خوانند، شیرینی‌های محلی می‌پزند، جشن و پایکوبی می‌گیرند و به دیدوبازدید قوم و قبیله می‌روند

بازدید : 22
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 9:12


ایمان در دو مفهوم به شغل رفته میباشد:
۱. یقین به امامت و ولایت أئمۀ دوازده‌گانه. تشریفات ترحیم مشهد
۲. در عبارات فقها گاهی ایمان به معنای اسلام نیز آمده میباشد.[۱]
از ایمان به معنای اعتقاد و باور به ولایت امامان علیهم السّلام در فقه راجع‌به‌های اکثری مانند اجتهاد و پیروی، عصمت و طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم، اعتکاف، حج، وقف، نذر، قضاء و شهادات مشاجره شد‌ه‌است.

۲ - معانی لغوی ایمان
[دستکاری]
کلمه ایمان از ریشه«أمن» گرفته شد‌ه‌است که فعل ثلاثی مجرد آن «أمِنَ، یأمن وأمناً» به معنای متانت و یقین قلب و خلا خوف میباشد. فعل ثلاثی مزید آن «آمَن، یؤمن و ایماناً» میباشد، که در‌صورتی‌که متعدی به «با و لام» باشد به واقعه اهل لغت به معنای تصدیق کردن میباشد. وبه همین معناست آیه (وَما أَنْتَ بِمؤمن لَنا)[۲]ای: بمصدِّق.[۳][۴][۵][۶]
وامّا در حالتی‌که متعدی به ذات خویش باشد به معنای اعتقاد یافت کردن میباشد که در قبال ترسیدن و هراسان کردن میباشد و در این حالت با ثلاثی مجرد هم مفهوم میباشد.[۷]

۳ - معنای اصطلاحی ایمان
[دستکاری]
متکلمان عقیده های گوناگون را در زمینه ی معنای اصطلاحی ایمان ذکر کرده اند:

۴ - واقعیت ایمان از لحاظ امام خمینی
[بازنویسی]
امام خمینی واقعیت ایمان را علمی می دانند که به سکو قلب و وجدان رسیده و یار با اعتقاد، انقیاد و خشوع باشد.[۸] به یقین وی ایمان به عبارتی دانش درست عقلی و مبتنی بر با واقع میباشد که از سکو عقل و حوزه مفاهیم به منطقه قلب وارد می‌گردد، به سیرتکامل‌ای که افزون بر تصدیق عقل، قلب آدم نیز آن مقاله علمی و معتقد عقلی را می‌پذیرد و با آن متحد میشود.[۹] ایمان به معارف الهی وقتی متفحص میشود که حقایق را با فکر و ریاضت عقلی فهم نماید که‌این به منزله پیشگفتار‌ای برای ایمان میباشد؛ البته دانش به یک چیز با ایمان به آن چیز موازی وجود ندارد؛ بلکه دانش، تصدیق عقلی و ایمان، تسلیم قلبی به به عبارتی فرمان میباشد. ایمان از کمالات روحانیه‌ای میباشد که به واقعیت نوری آن کمتر کسی مطلع میباشد، تا آنجا که خویش مؤمن تا در‌این فقیه طبیعت میباشد، از نورانیت ایمان مطلق وجود ندارد.[۱۰]
امام خمینی فی مابین ایمان و اسلام قائل به تضادومغایرت میباشد و اعتقاد دارد اسلام یقین به الوهیت و وحدانیت معبود و رسالت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هست. وی اعتقاد به معاد را نیز در تحقق اسلام محتمل میداند؛ البته ایمان نوروفروغ هدایتی میباشد که در قلب جلوه می‌نماید، ولی صفت اسلام در شرایطی که در قلب درون نشود، ایمان نخواهد بود.

امام خمینی برای ایمان درجات و اقسامی قائل میباشد، مثلا:
۱- ایمان صوری و حقیقی و واقعی: ایمان صوری، که به عبارتی اعتقادوباور به شریعت رسول اسلام میباشد، ولی ایمان حقیقی وواقعی همراه با نوعی فروتنی میباشد.[۱۱]
۲- ساکن و مستودع: در صورتیکه ایمان در قلب به سیرتکامل‌ای جایگزین گردد که در روند مشقت‌ها زایل نشود، اینگونه ایمانی، ایمان ساکن میباشد، البته ایمان مستودع با‌ اندک مشقت و ترسی زایل می گردد و آدم به بیماری آلزایمر مبتلا میگردد.[۱۲]
۳- برهانی و قلبی: ایمانی که مبتنی بر علم ها عقلی و عامل نتایج گردیده باشد، ایمان برهانی میباشد و در‌حد دانش میباشد، البته در شرایطی‌که با ریاضت، اعتنا و خلوت، حقایقی ایمانی به قلب رسید، قلب نورانی و از تصرف شیطان بیرون میگردد.[۱۳] امام خمینی ایمان واقعی را ترقی از ایمان عقلی به ایمان قلبی میدانند و اعتقاد دارد در صورتی‌که این یقین به ایمان قلبی و تجلی شهودی سبب خواهد شد، توحید فعلی در قلب فرد تجلی می‌نماید و وی تمامی افعال را فعل حق می بینند. حضرت امام بی نقص‌ترین و بالاترین رتبه ایمان را اعتقادوباور می داند که فیض آن طهارت میباشد و در حالتی‌که سالک با قلب خویش حضور حق را فهم کرد دیگر قابلیت و امکان ندارد از وی گناه صادر خواهد شد.[۱۴]

۵ - ایمان، فعالیت قلب و شغل دل
[بازنویسی]
مطابق این نگرش ایمان به عبارتی تصدیق قلبی معبود، رسول و آنچه که نبی یقیناً آورده میباشد، است. مؤمن کسی میباشد که با قلب خویش بدان ها معتقد باشد و اقرار لهجه لزوم ندارد و فعالیت نیز خارج از ایمان و از اثاثیه آن میباشد. این تصدیق غیر از معرفت میباشد بلکه گرویدن قلبی و فعل ازروی اراده بر طبق معرفت میباشد. پر اسم و رسم اشاعره.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]
و برخی از امامیه، مانند ابن نوبخت، سید مرتضی، روحانی طوسی، ابن میثم بحرانی، فاضل مقداد و عبدالرزاق لاهیجی[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]
این عقیده را پذیرفته اند.
بعضا از برهان که در ثابت این نگرش بدانها دلیل گردیده اند، عبارت اند از:

۵.۱ - ضرورت پیروی لغت از اصطلاح
ایمان در لغت به معنای تصدیق میباشد پس در شرع نیز به همین معناست و گرنه اشتراک یا این که نقل مایحتاج میاید، که هر دو بر خلاف اصل میباشد و نمی اقتدار ازمعنای لغوی عدول کرد مگر اینکه ادله قطعی خلاف آن اثبات گردد.[۲۷][۲۸]

۵.۲ - نشانه‌ها نشانه بر این مضمون‌
آیاتی که دلالت بر این دارا هستند که مقام ایمان قلب میباشد، مانند (أُولئک کُتِبَ فِی قُلُاینترنتِهِمُ الإِیمان)؛ آنها عده ای می‌باشند که معبود ایمان را در دلهای شان نوشته میباشد[۲۹](ولَمّا یدخل الإِیمان فی قُلُوبکم)؛ ولی هنوز ایمان وارد قلب شما نشده میباشد[۳۰](وَقلبه مُطمئنٌ بِالإِیمان)؛ و قلبش به ایمان اعتقاد داراست[۳۱]

۵.۳ - فعالیت با تقوا در کنار ایمان در لسان قرآن
آیاتی که شغل با تقوا را در کنار ایمان قرار داده و دلالت می نماید که فعالیت با تقوا غیر از ایمان میباشد ودر واقعیت آن دخل ندارد. مانند (وَالّذینَ آمنُوا وَعملوا الصّالحات)؛ و اشخاصی که ایمان آورده و شغل های لایق کرده اند[۳۲][۳۳][۳۴]

۵.۴ - مؤمن قرائت بعضی گنهکاران در قرآن
آیاتی که به اشخاصی که بعضا از گناهان را مرتکب گردیده اند، مؤمن گفته میباشد (وإن طائفتان اینجانب المؤمنین اقتتلوا)؛ چنانچه دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند[۳۵]
و این دلالت می نماید که شغل در ایمان باطن وجود ندارد. دلالت این استدلال و عامل سوم بر این طریقه بدین جهت میباشد که اقوال عمده متکلمان درباره واقعیت ایمان از این بیرون وجود ندارد که ایمان کار فقط ویا فعالیت با تصدیق و یا این که تصدیق تنهاست و هنگامی شغل از واقعیت ایمان نفی شد، تصدیق اثبات می‌گردد.

۶ - ایمان، اقرار زبانی صرفا
[دستکاری]
یعنی درصورتی که بشر تنها به لهجه اقرار به شهادتین نماید سوای این که تصدیق قلبی و یا این که بقیه جاری ساختن را اجرا دهد، مؤمن حقیقی میباشد، و منافق در جهان مؤمن حقیقی وواقعی میباشد. این بینش کرامیه میباشد و به برخی از مرجئه نیز منسوب شده میباشد.[۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲]
دلیلی که در تأیید این عقیده بیان شده میباشد، این کلام فرستاده (صلی الله علیه وآله وسلم میباشد: أمرت أن أقاتل الناس حتی یقولوا لا إله إلاّ اللّه، محمّد فرستاده اللّه.[۴۳]

۶.۱ - انتقاد عقیده
بعضا از نقدهای این عقیده عبارت اند از:

۶.۱.۱ - خواسته در حدیث، اسلام میباشد
منظور درین حدیث، اسلام میباشد و آن غیر از ایمان میباشد.[۴۴]

۶.۱.۲ - رد عقیده با آیه قالت الأعراب
آیه (قالت الأعراب آمنّا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا أسلمنا)؛ عرب های بادیه نشین گفتند: ایمان آورده ایم، بگو: شما ایمان نیاورده اید، البته بگویید اسلام آورده ایم[۴۵] این طریقه را رد می نماید، چون با این که اعراب اقرار زبانی کرده بودند، امّا ایمان از آن‌ها سلب گردیده است.

۶.۱.۳ - طبق این عقیده منافق مؤمن میباشد
بر پایه ی این طریقه منافق می بایست مؤمن حقیقی وواقعی باشد، در حالی که از ضروریات آئین اسلام میباشد که منافق مؤمن وجود ندارد.

۷ - نگرش محمد حسن هردنگی
[دستکاری]
می گویم که ایمان ولایت و محبت بدون نقص میباشد از برای ائمه اطهار که درج شده میباشد در وی توحید و نبوت با توابع[۴۶]

۸ - ایمان، معرفت و آشنایی
[دستکاری]
در اینکه جهم بن صفوان به‌این نگرش معتقد بوده میباشد، واقعه وجود داراست. البته به بعضا دیگر مانند نجاریه، جمعی از قدریه، بعضا امامیه و ابوالحسن اشعری نیز منسوب شده میباشد.[۴۷][۴۸]
دلیلی که برای این عقیده بیان شده میباشد، حدیث «أوّل الدین معرفته»[۴۹] میباشد.

بازدید : 18
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 10:52


نماز نخواندن در مسجد، فساد مسجد میباشد، در مقابل، عمران و آبادی آن، به حضور فعال عموم برای عبادت و سیاست در مسجد میباشد. پس، عمارت مسجد گزینه دقت اسلام میباشد و «مسجد معمور» و آباد، مناسب آئین. البته چه مسجدی آباد میباشد و کدام مسجد، ویران؟ آبادی مسجد، به نقشه مهندسی و تشریفات ترحیم مشهد مصالح ساختمانی عالی و خرج زیاد و شکوه ظاهری وجود ندارد. بلکه به تاثیر بخشی آنست، به استعمال درست از مسجد میباشد. اساسی، شکوه معنوی و جلالت و عظمت عرفانی و الهی آنست، خیر کاشیهای معرق و درها و رواقهای بلند و سنگفرش‌های دقیق و قیمتی و در و پیکرهای منبت کاری گردیده!...
آبادی مسجد، به آنست که راءس معنویت و عبادت برای معبود و تولید ارتباط با سازنده باشد، اموزشگاه آئین و حکمت و کانون برپائی شعائر آیین باشد. مسجد، به مقر بودن برای کارها مسلمین و محل پرستش و مصلا بودن آباد میباشد، و به دانش و عبادت، به تواضع و عبودیت، به مرکزیت ‌حضور دینداران، به تدریسها و یاد دادن‌ها، به رینگ‌های آموزشی و درسی، به محافل ادبی و فصاحت و عیب گیری، و به مجمع‌های علمی و اخلاقی بودن، معمور میباشد.
آبادی مسجد، به نماز و به دعاست عمران او از عملکرد و اخلاص شماست
آباد کن از نماز، تو منزل حق شکرانه نعمت که خداوند داده تو راست
آبادی مسجد، به ذکر فقه و علم ها اهل‌بیت در آنان، به راهنمایی و فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منکر و دعوت به نه میباشد، خیر به کاشی و گنبد و تزئینات.

۳.۱ - قصه امام علی
امام علی (علیه‌السّلام) میفرماید: «یاتی علی الناس مجال لا یبقی فیهم اینجانب القرآن الا رسمه و اینجانب الاسلام الا اسمه، مساجد هم یومئذ عامرة اینجانب البناء حاد اینجانب الهدی؛[۶] هنگامی بر عموم میاید که در بین عموم، باقی نمی‌ماند از قرآن مگر علامت‌اش، و از اسلام، مگر نامش، در آنروزگار، مساجدشان از جهت ‌ساختمانی آباد میباشد اما از جهت هدایت، حاد میباشد‌».
پس، آبادی از دید معماری، در درحال حاضر حاد بودن محتوائی از جهت هدایت، فایده و ارزشی ندارد. آنروز که مسلمین به مساجد روی می‌آوردند تا پروردگار را عبادت نمایند و آداب اسلام را بیاموزند و آئین را فرا گیرند.

۳.۲ - مساجد امروز عالم اسلام
مساجد، خرد و معمولی بود با دیواری به طول قامت ‌یک آدم. مساجد مدرن در دنیا اسلام، گر چه هم از جنبه تعداد، ارتقاء یافته و هم آبادتر میباشد و خرج‌های زیاد و هزینه‌های بیشتر دارااست، البته‌ «مسجد رو» نادر میباشد و مساجد، کمتر در سرویس هدف ها کلان اسلامی هست. یکی دانشمندان می‌نویسد: «...مساجد، کاخهائی برای افتخار نیستند، بلکه برای خشوع و عبادت و ذکر آداب اسلامی و مناجات و نیایش‌اند. عظمت مساجد، به زنده نگهداشتن آن‌ها، با حافظه آفریدگار و دستور بمعروف و نهی از منکر و پند عموم براه بدون واسطه میباشد، خیر به دیوارهای بلند و قبه‌های رفیع و ردیف‌های برافراشته و گلدسته‌های رمز بفلک کشیده... از همینجاست که گرچه شکوه ظاهری و هنری و معماری مساجد ارتقاء یافته البته در جان بیننده، آن فرم و زیبائی و جلال را بر نمی‌انگیزد. مسجد فرستاده در بالا اسلام، با آن وضع و اوضاع معمولی‌ای که داشت، آن فرم و عظمت دارای شهرت را دارا بود، فارغ از اینکه آسانی، از قدر و جلال آن بکاهد. در عین اکنون، هنر و زیبائی و تزئینات و شکوه معماری و عظمت ‌بنای مساجد دیگر هم سبب ساز ‌بالا رفتن بها مساجد دیگر نشده میباشد...».[۷]
اما، نباید فراموش کرد: تقدس و محتوای مسجد بوده که سبب ساز می‌شد‌ه‌است تا مسلمین به صورت ظاهری آن هم مداقه داده و در بنای مساجد با شکوه جهت استعمال‌های عالی، عملکرد گمارند و چنانچه وخیم و فرسوده، یا این که تنگ و معدود گنجایش می شد، بازسازی و تعمیر نمایند یا این که بر وسعتش بیفزایند. خویش نظریه فقاهتی، بخصوص در موضوع ساختن و آباد کردن و بنای مساجد، نقش مهمی جاری ساختن نموده است.

۴ - تزئینات هنری در معماری مساجد
[دستکاری]
مسجد الحرام و کعبه‌ای را که حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) نهاد بنیان، نخست، معمولی بود و با سپری شد فرصت، به شرایط مدرن تبدیل گردیده است. مسجد قبا و مسجد النبی‌ هم که در طی حضرت محمد (صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ساخته شد، یک چهار دیواری بی آلایش، با ارتفاعی میانگین و حتی بی سایه‌بان بود آسانی از ویژگیهای مساجد اول بود و مسجدهای درست شده در مدینه و بصره و کوفه و مصر، از محراب‌های فرو رفته در دیوار، و از منبرها و ماذنه‌ها به شکلی که بعدا ترویج پیدا کرد خالی بود. مسجد النبی، با سپری شد فرصت، رفته رفته حجم پیدا کرد و نوسازی شد تا به طور فعلی در آمد. بساطت و آسانی در بنای مسجد، چیزی میباشد که از شروع آیتم اعتنا و تاکید اسلام بوده میباشد. علی (علیه‌السّلام) مسجدی را در کوفه روئت کرد که کنگره‌دار درست شده بود فرمود: بیان کننده این، کنیسه یهود میباشد!. و فرمود: «ان المساجد تبنی جما لا تشرف؛[۸] مساجد بصورت بی آلایش ساخته می شود خیر کنگره‌دار». کنگره‌دار بودن بنای مسجد در آن عصر، نسبت‌به موقعیت ‌ساختمان‌ها، نوعی تجمل و تزئین محسوب می‌گردیده است.
و نیز، در حدیث میباشد که: «امرنا ان تبنی المدائن شرفا و المساجد جما؛[۹] بما فرمان داده گردیده که شهرها، مزین و کنگره‌دار ساخته گردد اما مساجد، معمولی». حدیث دیگری میباشد که: «ابنوا المساجد و اجعلوها جما؛[۱۰] مساجد را بسازید و آنان را بی آلایش قرار دهید». و در روایات دیگری، از علائم آخرالزمان، تزئین و پیرایش مساجد اورده شده و آمده میباشد که: زمانی امام فرصت قیام نماید، مساجد کنگره‌دار را حاد می‌نماید.[۱۱] اما خواسته از تزئین و آرایش و پیرایش مسجد، که ممنوع میباشد، طلاکاری و زر‌اندود کردن میباشد، خیر معماری و کاشیکاری و بکار بردن توجه و هنر در بنای مساجد (آنگونه که در طی قرن ها در معماری مسلمین در مساجد معمول بوده و رایج میباشد).
مسجد، نباید به طور یک نمایشگاه عکس و نگارگری و موزه دکوری درآید. به دلیل آن که این، با روح عبادت خالص و قرب به حق، به مشقت سازگار می‌گردد. از امام راست گو (علیه‌السّلام) درباره مساجدی که در آنان تصویر میباشد، پرسش شد، حضرت جواب دادند که: «آنرا خوش نمی‌دارم، البته امروز، برای شما ضرر و زیان و اشکالی ندارد.»[۱۲] شاید اشاره به اشاعه و توسعه معماری و تصویرهای آن در مساجد باشد، که در آن عصر، توسعه و گسترش پیدا میکرد و امام حالت خاص آنروز را ذکر می‌نماید. هنگامی فرمان دائر باشد در بین رخنه‌ مساجد و خالی شدن آنان یا این که رفتن به مساجد با آن مختصات و شرائط مکروه، طبیعی میباشد که ائمه، راضی به شکاف مسجد و غربت از اجتماعات بخاطر یک مکروه نمی‌شدند. در عین درحال حاضر، در‌این حد که در مساجد، نقش و نگار و هنرهای ترسیمی و تجسمی بکار رود، گزینه نهی کردن اسلام وجود ندارد، بخصوص در صورتیکه در مورد آیه ها قرآن باشد.

بازدید : 21
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 11:54


«امام کیست؟و چه اثری در زندگی معنوی و مادی ما تواند داشته باشد؟» من به واقع نتوانم شناخت ولی توانم بیان آنکس را که به صدق و معرفت،تالی پیمبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بود و اشرف نوع بنی بشر، و وصی بلا فصل مسلم، امیر مؤمنان علی علیه السلام بود و رهبر عارفان کشش بخش دل و جان، و آرامش آموز انس و جان، خیال و خاطر نشانه و نقل به مضمون کنم،باشد که روانها را آشنایی دهد و برای روءیت کرد اهل بصیرت، نمایی تشریفات ترحیم مشهد روشن پیش آورد. امیر مؤمنان علیه السلام به طارق بن شهاب‏ «که شیوه عرش امامت می‏جست و پیش شهاب (۱) می‏گرفت تا مگرش موسی‏وار «بقبس من النار» رساند و از آن نار،ره به کوی نور الانوار یابد،فرمود:

«امام، کلمه خدائی هست، عامل الاهی می‌باشد، جهت معبود است (۲) و نماینده خواست پروردگار (۳).

امام،نور یزدان می‌باشد،و واسطه معرفی درست‏خلاق دانا (۴).

امام،آیت کردگار می‌باشد و نشان خاص خدا.

او‌را خدای بر می‏گزیند و از همگان برتر و خوب می‏داند،و آن علم و توفیق و کمال که لایق مقام امامت میباشد،در او می‏نهد و آنگاه‏«طاعت و ولایت وی‏»را بر همه آفریدگانش واجب میکند (زیرا خیرشان در اطاعت اوست و کمالشان وابسته قبول ولایت او.)

از آن پس،نماینده حق و ولی مطلق،در آسمانها و زمین‏«امام‏»می باشد.

آحاد بندگان خدای در فقیه تکوین و تشریع،پیمان‏دار آنند که از این‏«وجود عزیز»منفعت گیرند و از رهبری و هدایت او،به جان،استقبال کنند.

هر کس بر او پیشی گیرد و بی‏دستور وی،کاری اعمال دهد،نافرمانی خدای کرده و از مرز ایمان،به در رفته میباشد.

امام،هر چه را معبود خواهد،کند و همان که ایزد متعال خواهد،دلخواه او همانست.

بر بازویش به خط توان نوشته :«و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا» (۵)

آری،وجود امام،صدق محض است و عدل تام و تک تک (خواستار واقعیت و صدق باید یکسر به او دیده دوزد) و از ایفا و رفتارش دقیقا تاسی کند،و طالب بخشید و تندرست نفس،بایست در پی او رود و پای، جای پای او نهد تا بدان معیار، خود را سنجد و اعتدال بخشد،و اقامه قسط و عدل تواند.) (۶)

برای امام،ستونی روشن و نورانی نصب شده که محرمانه به عرش دارد و پائی بر زمین، و به‌این روشنی و فروغ و روشنایی،امام تواند باطنها را بیند و نهانیها را آگهی یابد و آنچه در فقیه است‏شناسد و کلیه موجودات ملکوتی و بلندتر از آنرا نیز مشاهده کند، و اصلی‏تر از تمامی، جاری ساختن بندگان خداوند را واقف گردد (و نظارتی که جایگاه امامت را شاید، بر فقیه و جهانیان داشته باشد، و به موقع و به جا،هدایت و دلالت‏خیر نماید.)

امام، صحبت طیوران هم داند،و سخن غیر آدمی نیز شناسد،و بدین سبب‏«ولایت‏بر آنان‏»هم مسلم اوست.

امام، وجودی میباشد که پروردگار،شایسته وحی خویش دانسته،و شایسته استحضار از مسائل غیب شناخته، و به واژه و کلمه خویش مؤیدش ساخته،و حکمت‏خاصه‏اش بدو تلقین فرموده،و دل اورا مقام ظهور شیت‏خویش نموده، و اورا سلطنت و چیرگی به فقید بخشیده، و امارت و فرمانروائی فقید داده، و همه را محکوم طاعت او گردانیده.

امامت، میراث انبیاست و جايگاه اصفیا،خلافت‏خدائی است و جانشینی به مجموع معنای رسولان الاهی.

و همین مقام می باشد که‏ «ولایت و سلطنت‏» از آن خیزد و «هدایت و طهارت‏» از آن تراود، و چنین رتبه‏ای، حقیقت‏نمای بی نقص دین است و از هر واحد سنجش و مکتبی،عالی و بهتر‏تر تواند رهبری جانهای کمال جوی کند.

امام، عامل راهروان طریق حق میباشد، و فروغ بخش هدایت طلبان.

امام، شیوه سالکان کوی خداست و خورشید نوروروشنایی افشان دلهای آشنا.

ولایت او مایه نجات است و طاعت او لازمه واقع حیات،و مددکار عالم بعد از ممات.

همین‏«ولایت‏»،مؤمنان را عزت دهد و گنهکاران را سبب ساز شفاعت شود،محبان را رهائی از بلا و عذاب بخشد و تابعان را به رستگاری و کامیابی رساند.

آری ‏«ولایت‏» شاخص‏ترین آرم اسلام می باشد، و برترین نشان استسلام،کمال ایمان بدان وابسته،و شناخت‏حدود و احکام، بدان مربوط، سنتها را هم او روشن کند و حرام از حلال، او به درست‏باز نماید.

و چنین جايگاه‏ای را (به نحو مطمئن و اعتماد نصیب) جز هر کس خدایش برگزیده و شایسته شناخته، حائز نگردد، و غیر آنکه پروردگارش مقدم داشته و امامت و حکمت‏بخشیده واجد نشود.

پس خواسته از «ولایت‏»، مراقبت مرزهای ‏«خوی و آیین و انسانیت‏» است و چاره‏سازی نیکو برای امور «دنیوی و اخروی‏» و زمان را چنان گذراندن که شایسته‏ «آدمیت و کمال‏» باشد.

امام، برای تشنگان، آب گواراست، و برای هدایت‏خواهان، عامل و راهنما.

نمودار عالی این مرتبت را وجود علی بن ابی طالب و یازده فرزند گرامیش علیهم السلام صورت بود اعطا کرد،از‌آن‌جا‌که به حق واقع،راس دایره ایمان بودند،و قطب حقیقی وواقعی وجود، و آسمان جود، و شرف موجود، آنها، اصل عز و مجد بودند، و مبدا و منشا بزرگی و جلال، و مضمون‌ و مبنای والا و کمال.

وه!که امام، چراغ مالامال نور و روشنایی هدایت می‌باشد و طریق روشن بهروزی.

امام، آب حیات بخشی است که پیاپی فرا رسد (۷) و دریائی هست که دمادم، فزونی گیرد و داد و فریاد کند (۸).

امام، ماه تابان می‌باشد و ابر پر باران.

آنگاه که مهالک،دیده‏ها را کور سازد،او طریق نماید و دست گیرد،و هنگامی که تارهای حیات،نومیدی فراهم سازد،او شمع به بین عده آورد و همگی را امید بخشد.

بحر وجود او‌را کرانه نیست، و شرافت ذاتش را تعریف‌و‌تمجید ممکن نی،و دست و دیده‏ها را وصول به دامن و جانش میسر نه (۹).

او چشمه جوشان میباشد و بوستان عظیم و بی‏کران (۱۰)، و فزاینده نشاط جان (۱۱).

وجود امام،سرا پا کار صالح است، و کالای رابح و راجح.

طرز بی واسطه، او نماید، و داروی درست،او دهد،و پدری، به مجموع، او کند، و در پیش آمدهای طاقت فرسا، او حمایت رساند.

حاکم،اوست و آمر به حق، او، و ناهی از خلاف هم،او،بر آفریدگان، از جانب پروردگار، او جانبداری کند و امین خداوند بر حقایق، هموست.

رهنمائی بندگان را به امر خدا، او عهده ‏دار می باشد، و تا هر جا که مرز حکومت‏خدائی وسعت‏یافته، مسند دار قضا و داوری (۱۲) ، اوست.

ظاهر وجودش را قدرتی (جز خدا) حکم دهنده نگردد،و باطن اورا هیچ درک و درکی، به درست نشناسد، مثل و مانندش، بعد از ظهر او بخود نبیند، و کس، مرتبه و مرتبت وی، هیچ زمان نیابد.

او پرتو جلال کبریاست و شرف ارض و سماء.

عقل را درنگ در مقامش، حیرت دهد، و مغز را توجه به کمالش، مبهوت کند.

(زیرا که درک را اساس، احساس می‌باشد و قیاس،و امام، هم ازاین مقدار برتر می باشد و هم از آن میزان،فراتر)» (۱۳)

بویژه،امام فرصت علیه السلام که خلاصه صفات و کمالات کلیه انبیا و اوصیای حق میباشد و مکتب وی، جامع جمیع درسهای بلندمرتبه و رویش.

آحاد پیمبران،مقدمه ظهور فرستاده خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بودند،و خط مش ادراک کتاب دانشگاهی اورا،هموار می‏کردند، و جانها را آماده ادراک آن می‏ساختند تا فراز آید و«آئین بی نقص‏»را به عالم و جهانیان اعلام دارد.

البته اینک رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و یازده امام و وصی او علیهم السلام چشم به راه آنند که‏ «حجت‏بالغه درانتظار» آید، و آن درسها که داده‏اند و آن تعلیمات که به هر مجال، اظهار نموده‏اند، صورت واقع و جامع دهد، و آن غرض بهتر و جامع که خدا،از نظام هدایت داشت، نمایان سازد.

آری، او، تحقق بخش مقصود انبیا و اوصیا میباشد،و هدف الاهی و خواسته خاص اوست، او برای اصلاح بی نقص فقید انسانی قیام خواهد کرد، و بساط اهریمنی و شر،به هم خواهد زد، و این همگی داد و فریاد جان و در حال حاضر، به رمز خواهد آورد.

ما نیز در پی همگی پیمبران و اوصیای او، با دلی شوریده،ایستاده و نگران راهیم تا کی آن ‏«دولت عدل و صلاح‏» شروع خواهد شد، و آن بعد از ظهر‏ «کمال و فلاح‏» فرا رسد، طالبان را جانی دیگر بخشد، و مشتاقان را توانی بیشتر دهد.

به آفریدگار که چنانچه می‏دانستیم عدم حضور امام، چه دردها به وجودمان داده؟
و چه زیانها به شعور و شعورمان رسانده؟

و چه اختلاف در میانمان افکنده؟

و چه بی‏سامانی،در اجتماعمان مهیا آورده؟و چقدر آشنایی نحوه حق را مشقت بار کرده؟

و چه شبهه‏ها تولید نموده؟

و چه اضطرابها و انحرافهائی را موجب گردیده؟

و به چه شکل مؤمنان، خوار گشته‏اند و فاسقان، عزت یافته‏اند؟

اهل آئین را پریشانی و دوری، سراپا گرفته، و خواستاران هدایت را همگی بال شکسته، به پروردگار که درصورتی که این همگی عقب ماندگی از صلاح و رشد را در می‏یافتیم، و آن تمامی نقص و عیب را ادراک می‏کردیم، و تاثیر امام را در اجتماع مسلمین می‏شناختیم، و راه‌حل همه بیچارگی‏ها را در حضور وی می‏دانستیم،از فراق او، فریاد می‏کشیدیم، و شب و روز به شیون از خدای، طلب ظهورش می‏کردیم، و لب به خنده نمی‏گشادیم و در غایب بودن وی به هیچ امری، خوشحال نبودیم.

اینک هم از خدای منان، استدعا می‏کنیم و به جان می‏خواهیم که امام مارا اذن ظهور بخشد و به یمن مقدم وی، ارواح ما را صفا و عصمت دهد و به عزت و تاثیر وجودی او، معاش ما‌را با عدل و ایمان و عمل باتقوا همراه نماید و به قدرت تعلیم وی،این در طریق ماندگان را به دانش و فهم و شعور و کمال رساند.

بازدید : 18
شنبه 12 آبان 1403 زمان : 10:53


ابزارهای رئیس اتفاق افتاد
تا اینجای نوشته‌ی علمی با معنی روی داد چیست آشنا شدید، درحال حاضر پرسش میباشد ابزارهای مدیر روی داد چیست؟ به طور طبیعی مواقعی که گفتیم به سادگی قابل اجرا و ایفا نمیباشد.

پس رئیس اتفاق افتاد با یاری ابزارهای رئیس اتفاق افتاد قادر است تشریفات ترحیم مشهد با تمرکز در اینگونه مسیری قدم بردارد و با ابتکار عمل رویدادهای فوق العاده‌ای را انجام کند. ابزارهای رئیس اتفاق افتاد مشتمل بر مورد ها نام برده در تصویر می شود:

مزایای به کار گیری از ابزارهای مدیر روی داد
به کار گیری از ابزارهای فوق برای رئیس یک اتفاق افتاد، به طور طبیعی دارنده مزایایی میباشند که مدیریت اتفاق افتاد به نیکی با آنها آشنا میباشد. گفتیم که استعمال از همین ابزارها، عمل را برای مدیریت اشکال روی داد سهل وآسان می‌نماید و سبب صرفه‌جویی فرصت میشود و یا این که حتی مدیریت روی داد می تواند با استعمال از همین ابزارها، هم‌زمان یک سری روی داد را مدیر نماید.

بهبود فرصت تشخیص اتفاق و فرصت جواب
کاهش و صرفه جویی در وقت
اتوماسیون سازی حادثه ها
تصمیم گیری و اقدامات از روش توزیع اتوماتیک گزارشات
روءیت کرد عمیق به چگونگی
ارائه کیفیت عالی سرویس ها IT
پس انداز هزینه عملیاتی
گونه های اتفاق افتاد با دقت به زمینه
دانستیم که اتفاق افتاد چیست و ایرادات رایج در برگزاری اتفاق افتاد به چه شکل هست. اکنون می خواهیم اشکال روی داد را اسم ببریم. انوع حوادث بر طبق زمینه و ساختاری که از آن برخوردارند، تقسیم‌بندی میگردند. اشکال اتفاق افتاد براساس موضوعی که انتخاب کرده‌اند به چهار مجموعه تقسیم می شود.

اجتماعی و علمی
ورزشی و تفریحی
سیاسی و مذهبی
مشارکتی
اجتماعی و علمی
او‌لین مجموعه‌بندی گونه های روی داد براساس موضوعی که برای رئیس اتفاق افتاد مشخص و معلوم گردیده، اجتماعی و علمی میباشد. اتفاق افتاد اجتماعی، به جلسه که کمپانی کنندگان آن، از مقام و شرایط اجتماعی بالایی برخوردارند.

زمینه مطالب ارائه گردیده در اتفاق افتاد، اجتماعی و علمی هست و بر موضوعات جامعه و کشف اسرار علمی اشاره دارااست. پس یک دورهمی می تواند اجتماعی و یا این که علمی باشد و غرض اتفاق افتاد میتواند یادگرفتن، یادگرفتن نرم‌افزار فروش و یا این که ارائه مطالب عملی و موضوعات روز جامعه باشد.

دانشسرا حسابداری فرداد

ورزشی و تفریحی
یکی‌از گونه های اتفاق افتاد چیست؟ یکی اشکال حادثه ها ورزشی و تفریحی میباشد. اپلیکیشن‌ریزی روی داد از بازی‌های المپیک گرفته تا مسابقات داخلی و فی مابین المللی، رویدادهای ورزشی و تفریحی اشخاص، اعمال و انجام میگردد.

مدیریت اتفاق افتاد در اتفاق افتاد ورزشی و تفریحی بنابر اشخاص حاضر و جای تعیین گردیده اپ‌ریزی روی داد را جاری ساختن میدهد و ابتکار عمل خویش را بر حسب اکران زیبایی‌های جای ، سنت‌های سرزمین و جای ‌های جذاب انجام می‌نماید.

سیاسی و مذهبی
یکی اشکال روی داد طبق زمینه سیاسی و مذهبی میباشد. جشنواره‌هایی میباشند که جهت گرامی‌ داشت یک مورد سیاسی و یا این که مذهبی اپلیکیشن‌ریزی و جاری ساختن میشوند. مانند جشن و پایکوبی، اعیاد مذهبی و یا این که بزرگداشت و رحلت اشخاص سیاسی. مشتریان در اینگونه موضوعی، اکثر اوقات مدیران روی داد را برای سازمان‌دهی ضیافت‌های تبارک با چند هزار کمپانی کننده و با نرم‌افزار‌ریزی باشکوه ملازمت می‌نمایند.

مشارکتی
مراسم‌هایی می باشند که نقش بسیار مهمی را در معاش ما دارا هستند، فرقی نمی‌نماید با چه موضوعی باشد، تجدید دیدار یا این که پای کوبی عروسی، سالگرد و … در هر شکل با هر موضوعی که باشد شما میتوانید با شرکت کردن رئیس اتفاق افتاد شایسته ترین اتفاق افتاد را رقم بزنید و یک خاطره به یادماندنی برای خویش و خانواده داشته باشید.

گفتیم که برای آن که بدانید روی داد چیست می بایست به مورد و مقصود آن اعتنا داشته باشید و فرقی نمی‌نماید که اتفاق افتاد سیاسی یا این که خنده رو نمودن خانواده باشد.

بازدید : 64
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 12:39


یكی از خصوصیت های ممتاز و منحصربه‌فرد حقایق قرآنی، عمق و ژرفای شگفت آور آن میباشد. قرآن، مانند یك چشمه جوشان میباشد كه مدام بر بشریت سرازیر میباشد. تاریخ نیز آرم داده میباشد كه رمز جاودانگی و ماندگاری قرآن در زمان فرصت، تازگی و طراوت دائمی آن برای افكار و درنگ‌ های آدم همین عمق و ژرفای تشریفات ترحیم مشهد حقایق آن میباشد كه هم زیرا دریای بی کران غواصان فكر و فهم و شعور را جذب خویش نموده و هیچوقت به نقطه پايان نمی‌رسد. قرآن كلام آفریدگار و تجلی نام جامع و اعظم الهی كه کلیه ی بشریت و فکر‌ های واقعیت جو را به تدبر در آن فرا میخواند، آن جا كه میفرماید: «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیكَ مُبَارَكٌ لِیدَّبَّرُوا نشانه‌هاِهِ وَلِیتَذَكَّرَ أُولُو الألْبَابِ »؛[1] این كتابی میباشد مالامال بركت كه بر تو نازل كرده ‌ایم تا در آیه ها آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند. قرآن اعجاز ی جاودان الهی میباشد كه منش و ترسیم معاش توحیدی و به روزی آفرین را به آدم میاموزد. «ای كسانی كه ایمان آورده ‌اید دعوت پروردگار و نبی را اجابت كنید، وقتی كه شما‌را به سوی چیزی میخواند كه شمارا حیات می‌بخشد».[2] قرآن تحت عنوان كتاب هدایت و راهنما برای آدم تمامی ی صحنه‌ های معاش دنیوی و معنوی او‌را در بر می‌گیرد.

شمای قلمروی معاش ظاهری و باطنی، شخصی و اجتماعی،‌اخلاقی و حقوقی، دنیایی و آخرتی وغیر آن را از شروع آفرینش و مبدأ شناسی تا مسیر و نرم‌افزار معاش و سرمنزل پایانی، تمامی گزینه دقت تشریع و تبیین الهی میباشد. فضای بی کران حقایق قرآن در راستای وصال آدم به كمال از جنین تا جنان و از ملك تا ملكوت و از ذره تا كهكشان را فرا می‌گیرد. در یك پاراگراف قرآن کلیه اثاثیه هدایت و تربیت بشر را در خویش مخفی[3] دارااست، لذا می فرماید: « وَنَزَّلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ تِبْیانًا لِكُلِّ شَیءٍ» و ما این كتاب را بر تو نازل كردیم كه ذکر گر همگی چیز میباشد.[4] در حدیثی آورده شده كه از امام رضا ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: «ما پر و بال القرآن لا یزید النشر و الدرسة الّا غضاضة؟»؛ چرا قرآن هر چه بیشتر تکثیر وتوسعه می‌یابد بر طراوت و تازگی آن افزوده می شود؟ حضرت فرمودند: «لانّه لَم ینزّل لزمانٍ دون مجالٍ و لا دون ناسٍ...»؛ خدا متعال قرآن را برای یك مجال مشخص و برای فامیل و عموم خاص قرار نداده میباشد. پس قرآن در هر وقتی تازه میباشد و برای هر قومی طراوت و تازگی داراست تا روز قیامت.[5]علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: خدای متعال قرآن را به طور نوری كه لامپ‌ هایش هیچ گاه سکوت نمیشود و مانند خورشید فروزنده ‌ای كه هیچ زمان از فروزش نمی افتد و مثل دریایی كه به قعر آن وصال برای هیچ كس میسر وجود ندارد بر رسول نازل فرمود.[6] و فرمود: «و نوراً لیس معه ظلمة؛ قرآن نوری میباشد كه با وجود آن تاریكی دوام نمی یابد».[7] چون این كتاب آسمانی نوروروشنایی افكن ‌هایی داراست كه از آن فروغ و روشنایی میگیرند و پیوسته رویه هدایت و روشن بختی را پر‌نور می نماید. راه و روش‌ ها و حالت آشنایی قرآن برای درك و فهم و شعور حقایق قرآنی،‌(هر یکسری درک کل ژرفای آن تخصیص به راسخان دانش یعنی اهلبیت پاکی ـ علیهم السّلام ـ دارااست) [8] قوانینی مورد نیاز میباشد كه بعضا از آن‌ها اشاره می‌گردد:

1. فکر در آیه‌ها الهی
قرآن تجلی خداست و کاربر آن فطرت زوال ناپذیر آدمی در هر بعدازظهر و نسل و نژاد، به‌این جهت پیام قرآن در بردارنده ی ژرف فرازمانی، و فرامكانی و دنیا شمول میباشد. به همین جهت همگی ی دانشمندان ژرف اندیش كه در محضر حقایق قرآن زانو بزنند و با جرأت و شهامت سؤالات شان را مطرح كنند، می‌توانند در خور خویش جواب اخذ كنند (منتهی با رعایت شرط آتی) و نباید به عذروبهانه‌ های زیرا تعبیر و تفسیر به رأی ممنوع میباشد (كه ممنوع میباشد) از تعبیروتفسیر قرآن و فهم و شعور و ارائه حقایق آسمانی آن پرهیز کنند. امام خمینی (ره) دراین مورد می‌گوید: «یكی از حجب و حیا كه بازدارنده به کارگیری از این صحیفه نورانیه میباشد؛ باور به آن میباشد كه جز آن كه مفسرین نوشته یا این که فهمیده ‌اند كسی را حق استعمال از قرآن وجود ندارد و تفكر و تدبر در نشانه‌ها شریفه را به تعبیر و تفسیر به رأی ـ كه ممنوع میباشد ـ نادرست نموده ‌اند و به واسطه این رأی فاسد و نظریه ی باطله، قرآن را از جمیع فوت و فن استعمال عاری نموده و آن را به كلی مهجور نموده ‌اند.[9]

2. قرب معنوی در درک و تعبیر و تفسیر قرآن
دوراندیشی به فوت‌و‌فن و قواعد تفسیری میباشد چون خورشید تابان را هم فقط دیده بینا میتواند ببیند، به علاوه معارف قرآن دارنده سطح های و مراتب مختلفی میباشد بخشی از معارف هزار لایه آن، آن قدر بلند و عمیق میباشد كه جز راسخان در دانش توان درك و درک آن را ندارند. در مقابل بخشی را همگان میفهمند و نیازی به تبیین ندارد. امّا نصیب عمده ‌ای از آن در سطح فراتر از فهم و شعور بشر ‌های ساده میباشد و مستلزم به تعبیر و تفسیر و تبیین میباشد و همین شم نیاز باعث تدوین تفاسیر زیادی در طی تاریخ شده است، نیاز به تعبیر ناشی از ضعف مؤلف یا این که عدم وضوح در تدوین و معماگویی وجود ندارد، بلكه ضعف و كمبود علم بشری، معانی اکثری زیاد لفظ ها متداول، آمیختگی و پراكندگی مطالب و نیز مسافت وقتگیر وقتی باعث نیاز به تعبیروتفسیر میباشد. و تعبیر و تفسیر نیاز دارااست كه به فوت و فن آن تدبیر ما یحتاج نتیجه ها گردیده باشد. جوادی آملی دراین قضیه می‌گوید: « برای پی بردن و برداشت كردن از قرآن احاطه بر مبنای، اصول‌، ‌قواعد، منابع نحوه‌ های تعبیروتفسیر و نیز علم ها موردنیاز مفسران امری الزامی میباشد، چون تعبیر راهی بر كشف معانی، مدلولات قرآن و ادراک آن میباشد، شرط انتساب سخنی به قرآن ـ كه لفظ و مضمون‌ هر دو از آن خداست ـ آن میباشد كه با پیش بینی مبانی و قواعد و با احاطه بر علم ها مایحتاج و با قرار دادن بقیه منابع در كنار قرآن كشف گردد و طرز ی استناد مطالب به متن نماد داده گردد. در صورتی چه قرآن با غرض شعور عموم مردم نازل گردیده است و كتابی در غایت بلاغت و شیوایی و فصاحت میباشد، در عین هم اکنون مشحون از كنایه، استعاره، تمثیل، تشبیه، اشاره سر، بدایع و نوآوریهاست، به علاوه معارف ویژه ‌ای در دنیا بینی توحیدی، اسمای حسنای الهی، صفات پروردگار، قضا و قدر، جبر و اختیار تفویض، تجرد روح، پاکی ملائکه و... داراست كه سوای تعبیر و تفسیر، پی بردن آن ها میسور وجود ندارد.[10] و معلم مصباح درباره ی فوق میگوید: «هویدا میباشد كه شعور قرآن و تعبیروتفسیر آن در صلاحیت هر كسی وجود ندارد، چنان كه شعور مطالب ظریف علمی در هر فن و قضیه ‌ای در صلاحیت هر كس وجود ندارد، فهم و شعور معادلات بغرنج ی ریاضی یا این که دقایق بقیه علم ها‌، صرفا در صلاحیت متخصصان آن علم ها میباشد و غیر متخصصان خیر صرفا از نظرها راجع به آن ها عاجزند و دیدگاه ها آنان فاقد هرگونه بها میباشد. در زمینه ی درک و تعبیروتفسیر قرآن نیز دیدگاه ها كسانی كه با علم ها و معارف فقاهتی آشنا نیستند، فاقد هر سیرتکامل قیمت و اعتباری میباشد. هر چندین قرآن به لسان بلیغ و آشكار نازل گردیده‌است تا عموم بفهمند و بدان فعالیت كنند، لكن چنان وجود ندارد كه عمق معارف آن برای همگان در یك سطح قابل ادراک باشد، آن چه ازقرآن برای عامه مردم قابل شعور میباشد، به عبارتی سطحی از معناست كه خویش قرآن می‌فرماید: ما با بیانی پر‌نور قرآن را نازل كردیم، یعنی قرآن به گونه ای نازل شد‌ه‌است كه هر كس با لهجه و اصول و قواعد و فرمان لهجه عربی آشنا باشد و روح بندگی بر وی حاكم باشد می‌تواند از قرآن به کار گیری كند و در توان فكر و معرفت خویش از آن فایده ‌مند گردد. امّا وصال به عمق معانی و معارف قرآن نیاز به مقدمات و وابستگی و تدبر دارااست.»[11]

دریای بیکران حقایق قرآن
قرآن كریم در مواقعی با رعایت اختصار و جلوگیری از هرگونه تطویل در عین ذکر غرض، یك ماجرا گرانقدر را در یك آیه ـ كه هر پاراگراف از آن گویای فراز وسیعی از آن قصه میباشد، مکان میدهد. در ماجرای گردباد نوح می‌فرماید: « وَقِیلَ یا این که أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَكِ وَیا این که سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِی الأمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِی وَقِیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»؛[12] و گفته شد: ای زمین! آبهایت را فرو بر و ای افق دوری كن، آب فرو گرد هم آیی و كار نقطه پایان یافت و كشتی در دامنه كوه جودی پهلو گرفت (و مشركان نابود شدند) و گفته شد به دور باد خویشان ستمگر. به گفته برخی از دانشمندان 23 نكته از صنعت های ادبی در آن گردآوری میباشد (استعاره، طباق، مجاز، حذف، اشاره، موازنه، جناس، تسهیم یا این که ارسال، تقسیم، تمثیل،...)[13]نمونه‌ های قرآنی یكی از شایسته ترین طرز‌ های ذکر حقایق میباشد، برای رسم چشم انداز دقیقی از حق و فسخ پروردگار میفرماید: معبود آبی رنگ از افق فرو رسول و از دره و رودخانه ‌ای به اندازه آن‌ها سیلابی سرازیرشد، آن‌گاه سیل (بر روی خویش) كفی حمل كرد و از آن چه در (كوره‌ ها) برای تهیه نمودن زینت آلات با وسایل معاش حریق بر آن میافروزند نیز كف‌هایی مانند آن به وجود میآید. این سیرتکامل خدا حق و فسخ را (نمونه) میزند. اما كف‌ ها به خارج پرتاب میشوند و به زودی از دربین میروند، امّا آن چه به عموم منفعت میرساند (آب یا این که فلز خالص) در زمین می‌ماند».[14] درین نمونه پرمعنی ـ آیه با لفظ ها و لغت ها موزونی ادا گردیده ـ چشم انداز حق و فسخ به شایسته ترین صورتی در آن رسم شده و حقایق مهمی در آن مخفی میباشد كه به برخی از آن‌ها اشاره میگردد:

بازدید : 58
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 15:39


عامل جنبش
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: دلیل جنبش
عامل تکان یا این که ادله مُحَرِّک اولیه (Proof of the prime mover) سابق‌ترین تشریفات ترحیم مشهد عامل عالم‌شناختی[یادداشت ۱] ثابت وجود خداوند میباشد،[۱۴] که او‌لین‌توشه به وسیله ارسطو به طور استدلال ارائه شد.[۱۵] در فلسفه اسلامی عامل تکان در فلسفه مَشّاء، براساس جنبش در اعراض[یادداشت ۲] تقریر میشد؛ چون آنان جنبش در جوهر را قبول نداشتند؛ البته ملاصدرا با طرح جنبش در جوهر، آن را براساس تکان جوهری تقریر کرد.[۱۶]

تقریرهای مختلفی از دلیل جنبش ارائه گردیده‌است. برخی از این تقریرات، براساس مطلق جنبش (فارغ از پیش بینی تکان خاص) و برخی براساس تکان‌های خاص مانند جنبش نفوس، جنبش آسمان ها و تکان جوهری شکل‌بندی شد‌ه‌است.[۱۷] محتوای کلی این استدلال اینگونه میباشد: دنیا دارنده جنبش میباشد. هر مُتحرِّکی مستلزم مُحرِّکی(جنبش‌دهنده) میباشد (اصل علیت). تسلسل در انگیزه‌ها محال میباشد. پس سلسله حرکات بایستی منتهی شوند به تکان‌دهنده‌ای که خویش اثبات بوده و دارنده جنبش وجود ندارد (مُحرِّک اسمُتحرِّک نخستین).[۱۸] از نگاه بعضا استدلال جنبش، بضاعت ثابت خداوند و صفات اورا ندارد و با آن صرفا می‌اقتدار ماوراء طبیعت (مُحَرِّک اسمُتَحَرِّک مجرد) را ثابت کرد.[۱۹]

عامل حدوث
نوشته‌ی علمیٔ مهم: عامل حدوث
ادله حدوث یا این که ادله حدوث که در بین متکلمان دوستداران بیشتری دارااست، بر این خصوصیت مشترک موجودهای فقید توکل دارااست که کلیه آن ها به غیر از یک مو جود، وقتی نبوده‌اند و آن گاه بوجود آمده‌اند و حادث می‌باشند. در‌این ادله، حادث، موجودی میباشد که هنگامی نبوده‌اند و هرمورد در یک وقتی مختص به خویش بودجود آمده‌اند. [۲۰]

این ادله از این قرار میباشد: تک تک موجودهایی که در فقیه مشاهده می‌گردد، حادث می باشند.[۲۱] مطابق اصل علیت و فسخ بودن به دور و تسلسل، هر موجودی که وقتی نبوده و آن گاه به وجود آمده میباشد، نیاز به خالقی داراست که خودش حادث وجود ندارد.[۲۲] براین اساس، خداوند تحت عنوان موجودی که مدام بوده میباشد و سایر موجودها را در حین بوجود آورده میباشد، اثبات میگردد.

دلیل قابلیت و امکان و وجوب
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: ادله قابلیت و وجوب
عامل قابلیت و وجوب، از ابتکارات[۲۳] و افتخارات فلسفه اسلامی[۲۴] و از استوارترین براهین عقلی شمرده شد‌ه‌است.[۲۵] بعضی مبدع این ادله را ابن سینا[۲۶] و برخی فارابی دانسته‌اند.[۲۷]

تقریرهای زیادی از این عامل ارائه گردیده‌است.[۲۸] ابن سینا این استدلال را به طور مختصر این‌سیرتکامل ذکر نموده است: شکی وجود ندارد که چیزی وجود دارااست. جان دار یا این که واجب الوجود میباشد یا این که ممکن الوجود. چنانچه واجب باشد مناسب اثبات میباشد و در حالتی که ممکن باشد، می بایست در غایت به واجب الوجود منجر گردد.[۲۹] خواجه نصیرالدین طوسی با توضیحات خویش آن را اینگونه تقریر نموده است:

هر موجودی که فرض گردد، یا این که ممکن الوجود میباشد یا این که واجب الوجود.
وجود هر ممکن الوجودی از غیرش میباشد؛ چون ممکن الوجود برای وجود یافتن، مستلزم علتی غیر از خودش میباشد.
آن انگیزه یا این که واجب الوجود میباشد یا این که ممکن الوجود. در صورتیکه آن انگیزه، واجب الوجود باشد، مناسب (ثابت واجب الوجود) اثبات میباشد؛ در شرایطی‌که ممکن الوجود باشد، برای مو جود شدن مستلزم به علتی غیر از خویش میباشد. درباره انگیزه دوم نیز دو مورد واجب الوجود و ممکن الوجود بودن تکرار می شود.
به این ترتیب سلسله ممکن الوجودها بایستی به واجب الوجود منجر گردد یا این که بدور یا این که تسلسل منتهی می‌گردد.
بدور و تسلسل هر دو محالند.
به این ترتیب سلسله ممکن الوجودها بایستی به واجب الوجود منجر گردد.[۳۰]
عامل علیت
نوشته‌ی علمیٔ مهم: عامل علیت
عامل علیت (The Causal Argument) به عنوان مثال دلیل‌های دنیا‌شناختی و از سابق‌ترین و مشهورترین آن‌ها میباشد[۳۱] که بوسیله ارسطو ارائه شد.[۳۲] محتوای کلی این استدلال که بر پایه ی اصل علیت میباشد،[۳۳] این‌سیرتکامل آورده شده میباشد: عالم علیل میباشد. هر معلولی مستلزم علتی میباشد. تسلسل در انگیزه‌ها محال میباشد. پس عالم مستلزم علتی میباشد که علیل نباشد (انگیزه العلل یا این که انگیزه اولین).[۳۴]

از حیث عبدالله جوادی آملی، با صرف لحاظ از اموری همانند قابلیت و امکان، حدوث و تکان، استدلال علیت را نمی‌قدرت ادله جدا فلسفی دانست.[۳۵] او بر آن میباشد دلیل علیت بر فرض استقلال و تمامیت، تنها وجود مبدأ در آغاز دنیا را ثابت می‌نماید و برای ثابت واجب الوجود و صفات وی مستلزم براهین دیگر میباشد.[۳۶]

عامل نظم
نوشته ی علمیٔ اساسی: ادله نظم
استدلال نظم، استدلالی که صبغه شرعی نیز داراست و در متن‌ها فقهی نیز به آن اشاره گردیده‌است. ولی از نگرش فلاسفه، فقط تحت عنوان مویدی برای وجود معبود قادر است باشد.

این برهان، با مشاهده نظم و نظام خاصی که بر عالم حکم کننده، به وجود سازنده و نظم دهنده‌ای پی برده میشود. خصوصیت این عامل این میباشد که فهم و شعور آن برای عوام مردم نسبت به بقیه دلیل هایی که برای ثابت معبود ارائه گردیده‌است، سهل وآسان‌خیس میباشد. شکل مشترک این استدلال، مشمول دو پیشگفتار میباشد:

مقدمه۱. دنیا طبیعت در بردارنده پدیده‌های منظم میباشد؛

مقدمه۲. هر نظمی مستلزم دانایی و راهکار‌اندیشی فاعلی نظم آفرین میباشد؛

فیض: دنیا آفرینش، ناظم و سازنده‌ای داراست که آنرا نظم می بخشد. [۳۷]

استدلال صدیقین
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: ادله صدیقین
درین تیم از دلیل‌ها که به عامل صدیقین پر اسم و رسم میباشد، از منش اصل هستی و اینکه اصل هستی و واقعیت آن، قابل انکار و تشکیک وجود ندارد، وجود آفریدگار ثابت می شود.

تقریر توسعه یافته و تکامل یافته این دلیل را ملاصدرا (متولد ۱۰۵۱ق / ۱۶۴۱م) ارائه نموده است [۳۸] و بعداز وی، این دلیل به وسیله فلاسفه دیگر، به طور‌های دیگری نیز گفته شده میباشد. محمد حسین طباطبایی شکل خاصی از این استدلال اقامه می‌نماید که به لحاظ او، نیاز به هیچ زمینه فلسفی ندارد و هر کسی قادر است آنرا قبول نماید. این تقریر به‌این شکل میباشد.

مقدمه۱. اصل وجود( که غیر قابل شک و تردید میباشد)، عدم را نمی‌پذیرد؛

مقدمه2. آنچه امکان عدم ندارد و عدم نمی‌پذیرد، واجب الوجود میباشد؛

سود: اصل هستی، واجب الوجود میباشد.

با اعتنا به‌این که اصل هستی، قضیه‌ای هویدا میباشد و هر کسی آنرا قبول داراست، وجود واجب الوجود بالذات که به عبارتی خدای ادیان میباشد، نیز امری مبرهن میباشد و نیازی به ثابت ندارد و با کوچکترین توجهی می‌اقتدار به آن رسید.[۳۹]

بازدید : 67
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 10:37


تفاوت میان عبادت انسانها با دیگر موجودات
همگی موجودات جهان به گویش خود، خدا یکتا را عبادت می نمایند، ولی تشریفات ترحیم مشهد دربین این عبادت تفاوت وجود داراست.

برای مثال فرشتگان صرفا در کلیه هم اکنون به عبادت پروردگار درگیر می باشند و جز این کاری ندارد، همینطور مجموع مخلوقات زمین که مشتمل بر جانداران و شی ءها می‌شوند نیز به نحوه منحصر خویش پروردگار را عبادت می نمایند، آدم نیز از این قائده مستنثنی وجود ندارد، ولی تفاوت بزرگی فی مابین عبادت پروردگار بوسیله بشر با بقیه موجودات وجود داراست.

این تفاوت اقتدار گزینش آدم میباشد، موجودات دیگر از روی غریزه آفریدگار را عبادت می نمایند ولی بشر آغاز تلاش می نماید آفریدگار خود را بشناسد و آن گاه اورا عبادت نماید.
خدا متعال این سپردن را به بشر داده میباشد تا عبادتش بوسیله بشر تنها از روی وظیفه نبوده بلکه از روی تعیین و آشنایی باشد و همین منزلت ویژه ای برای آدمی نزد پروردگار به وجود آورده میباشد.

همینطور عبادت آدم هم پا با معرفت میباشد و همین معرفت بها دو چندان به عبادت بشر میافزاید.

انسانی که به آشنایی پرودگار میرسد تلاش می نماید آحاد لحظه هایش راز شار از عبادت پروردگار باشد، و مجموع اپ های معاش اش را بر این مبنا می چیند.

این فرد در آحاد خلق و خوی و گفتار خویش آغاز معبود را در حیث میگیرد و مسیر معاش اش را در جهت عبادت و بندگی تولیدکننده قرار میدهد.
در واقع عبادت معبود به وسیله بشر نوعی سپاسگزاری از نعمت های بی شمار وی و یاد‌آوری آنان به خودش میباشد تا از این نعمت ها غافل نباشد.

بشر با عبادت به پروردگار مجاورت خیس میشود، مجاورت شدن به آفریدگار یعنی بدور شدن از شیطان و وسوسه های وی، به لهجه معمولی خیس یعنی هر چه قدر که در عبادت به خدا سختکوش باشیم از مشکلات و وسوسه های شیطانی بدور خوا هیم شد و در فیض معاش خوب و سلامت تری خوا‌هیم داشت.

چه تفاوتی میان عبادت بشر‌ها با دیگر موجودات وجود داراست؟
بشر از روی دوراندیشی و با عزم خویش عبادت می‌نماید البته دیگر موجودات بصورت غریزی عبادت می‌نمایند.

تفاوت فی مابین عبادت انسانها با دیگر موجودات چیست ؟

بازدید : 18
شنبه 5 آبان 1403 زمان : 10:30


هرجايي كه انديشه آدم فارغ از رابطه با وحي گسترش پيدا كرده قطعا اسطوره حضور داشته میباشد

در كشور ما اين جريان نماينده شاخص فكري نداشت، تشریفات ترحیم مشهد زيرا دين اسلام به سیرتکامل اي عرضه گردیده و مفاهيمي دارااست كه قابل اسطوره شدن نمي‌باشد؛ اسطوره مانند سيمرغ (پديده‌اي اسطوره‌اي) میباشد و آيا مي‌قدرت امام حسين (ع) را به سيمرغ تبديل كرد؟ امام درست گو (ع) كه4000 فراگیر داشته كه هر كدام هزاران حكمت اراائه داده‌اند را نمي‌اقتدار اسطوره پنداشت.

اسطوره قابل تقليل به دين نمي‌باشد؛ اسطوره‌هاي باستاني اساسا سبقه فرهنگي بيشتري دارا‌هستند ولي اسطوره در حین تاريخ از دانشِ مجزا از وحي غیروابسته نبوده میباشد؛ هرجايي كه انديشه آدم سوای رابطه با وحي توسعه پيدا كرده مسلما اسطوره حضور داشته میباشد برخلاف تقسيم بندي اگوست كنت كه اظهار‌کرد عالم سه برهه زمانی گرانقدر را پشت راز گذارده میباشد:

1- بازه رباني - اسطوره‌اي كه پيشا يوناني در قول هومر میباشد؛‌ كه عموم با اسطوره دنیا را درك مي‌كردند.

2- بازه زمانی عقلي - فلسفي در عهدوپیمان يونان باستان؛ كه عموم با عقل عالم را تفسير مي‌كردند.

3- بازه زمانی علمي- تجربي در عهد و پیمان امروزی؛ كه عموم با دانش دنیا را تفسير مي‌كردند.

الان در غرب صدها كتاب در خصوص ارتباط دانش با اسطوره درج شده میباشد؛ دانش در شرایطی که به وحي وصل نشود ناگزير از رابطه‌گيري با اسطوره میباشد؛ زيرا دانش پیاله تنگي براي پاسخگويي به کلیه نيازهاي آدم میباشد.

علامه دهر هم بشوي، حسين نداشته باشد گير مي‌كني؛ پزشك کارشناس هم باشي ولي در صورتیکه بيماري گرفتار شوي با کلیه متخصصين دنيا هم مرتبط باشي نمي‌تواني كاري كني مگر حسين به تو شفا دهد.

آن ها كه حسين ندارند به اسطوره مدد مي بردند؛ اسطوره بالاتر از آدم میباشد با اينكه ساخته آدم میباشد ولي بالاتر از اوست. حسن اسطوره اين میباشد كه غیر قابل فهم میباشد، سمبليك میباشد، رازوَش میباشد.

در مورد اسطوره‌ها مگر چقدر مي‌اقتدار صحبت زد نهايتا با 10 تا شعر مجموع مي‌خواهد شد ولي در زمینه‌ی حسين 15 قرن میباشد كه کلیه دانا صحبت مي‌زنند و هنوز در حسين کلام‌هايي میباشد كه گفته نشده میباشد،‌ اما اسطوره مصداقي مانند سيمرغ و رستم مراد اینجانب میباشد.

اسطوره هميشه افسانه نيست، گاهي قصه خارق‌العاده‌اي میباشد كه واقعيتي را بيان مي‌كند گاهي هم حقيقتي را بيان مي‌كند ولي واژگاني كه اين حقيقت را بيان مي‌كند، رابطه حقيقي ندارد.

ويژگي‌هاي اسطوره:

1- اسطوره رمزي میباشد؛ يعني در هر عصر‌اي مطلوب با فضاي آن بعدازظهر بايد درک خواهد شد؛ در صورتی‌که چيزي رمزي شد تاريخي درك مي‌گردد و حتي ممكن میباشد كاملا ضد هم باشد ولي از مجال كربلا تا حال تفسيري از كربلا كه ضد هم باشد يافت نشده میباشد.

در آحاد اين 15 قرن بیان شده میباشد كه حسين دنبال عدل و داد میباشد، ضد ظلم میباشد و اينها اثبات‌هاي ماجرا كربلا میباشد، اما ممكن میباشد فردي اين را كم گفته باشد و ديگري كامل ولي روح اصلي آن حاكم میباشد.

2- اسطوره خاستگاه تاريخي نامعلومي دارااست همين الان مشخص و معلوم نيست رستم براي چه قرني میباشد؟ گذشته اسلام يا آن‌گاه اسلام اگرچه وقتي خویش را تبيين مي‌كند تاريخي مطرح مي‌گردد ولي خاستگاه تاريخي نامعلومي دارااست؛ انگار اساسی هم نيست كه مجال آن معین خواهد شد بلكه پيامي دارااست كه آن اصلی میباشد.

واقعي يا غير واقعي بودن اسطوره اساسی نيست؛ شاهنامه فردوسي 74000 بيت میباشد و تمامی اينها نقل شده تا 16 بيت پایان را به عموم ايران بيان كند كه ايراني كه يك روز كشور داشتي و ديگران زير پاي تو بودند چه گردیده كه امروز تا اين اندازه اسير عرب‌ها گردیده‌اي؟ چرا الان لهجه اداري و رسمي شما عربي میباشد؟ فردوسي با پادشاه محمود غزنوي قول كرده بود كه وقتي شاهنامه را نوشت آن را در سراسر قلمرو ايران براي عموم بخوانند و وقتي در همگی جاي ايران شاهنامه را خواندند 6ماه آنگاه سلسله غزنويان سقوط كرد؛ شاهنامه يك پيامي دارااست.

حسين اسطوره نيست، حسين خاستگاه تاريخي دارااست؛ اتفاقات كربلا طبيعي میباشد؛‌ ما يك حسين مانند زورو صحیح نكرده‌ايم، ابالفضل هم زورو نيست كه به کلیه پهلواني‌شان جنگيده‌اند و جراحت ديده‌اند و شهيد گردیده‌اند.

بازدید : 20
پنجشنبه 3 آبان 1403 زمان : 11:13


مسجد روحانی لطف الله از قبلی تا به امروز
در روزگار صفویه، اصفهان به‌تیتر پایتخت سرزمین گزینش گردیده بود. تشریفات ترحیم مشهد اکثری از بناهای اصلی تاریخی مانند میدان نقش دنیا، مسجد امام اصفهان، خیابان چهارباغ و… که امروزه به‌تیتر جاهای جذاب اصفهان از آنها کلام میشود، در‌این زمانه و به فرمان فرمان روا عباس تشکیل‌شده‌ میباشد.

مسجد روضه خوان لطف الله
Mark Coote

مسجد روضه خوان لطف الله اصفهان نیز یک کدام از همین بناهای تاریخی به‌ شمار می‌رود. پاد شاه عباس در نصفه نخستین قرن ۱۱هجری فرمان ایجاد کرد مسجد روضه خوان لطف الله را صادر کرد. شاید اطمینان نکنید البته ایجاد کرد و کامل شدن این مسجد ۱۸ سال به درازا کشید. ولی در حالتی که مسجد را از مجاورت چشم باشید از شنیدن این عدد تعجب نخواهید کرد، آرتور پوپ، مورخ آمریکایی بی‌خللبودن سازه را در یک پاراگراف به‌خیر ذکر نموده است:

«به‌رنج می‌اقتدار این تاثیر را مال دست آدم دانست.»

پس با این اکانت، می‌قدرت حق بخشید که ایجاد کرد اینگونه بنایی این‌قدر فرصت غالب شود. مسجد روضه خوان لطف الله به وسیله معمار هنرمند، معلم محمدرضا اصفهانی ساخته شد. قبل از ایجاد کرد، در محل مسجد روحانی لطف الله مسجد دیگری وجود داشته که مسجد روحانی لطف الله روی خرابه‌های مسجد گذشته سازه گردیده‌است.

تور اصفهان
هتل اصفهان
بلیط هواپیما اصفهان
بلیط اتوبوس اصفهان
جاهای جالب اصفهاندر دروان پیشین به مرجع تاسی و مجتهد اعظم صدر یا این که صدرالعلما گفته‌ می شد، برای همین هم در زمان سالیان اسم این مسجد به مسجد صدر و مسجد ملا فتح الله تغییر و تحول کرد، البته امروز مجدد با به عبارتی اسم اول خطاب می‌گردد.

متاسفانه جزئییات دقیقی از آن‌چه بر این مسجد قبلی در ورقه ها تاریخی نیست و نمی‌توانم داده ها متعددی در دست شما قرار بدهم جز اینکه مسجد روحانی لطف الله، مسجد منحصر پادشاه و خانواده سلطنتی بوده و عموم معمولی اذن عبورومرور به آن را نداشتند.

شهر اصفهان از دارک تا دروازه شیراز شهر آبی‌رنگ رویاییپیشنهاد خواندنی: شهر اصفهان از دارک تا دروازه شیراز شهر آبی رنگ رویایی
طبق ورقه ها نوشته‌گردیده بوسیله آرتور پوپ، کشور ایران‌شناس آمریکایی، او در زمان پهلوی درخواست بازسازی بنای مسجد روحانی لطف الله را به رضا پادشاه خاطرنشان کرد. بعداز موافقت او، بنای مسجد، طرح اساسی، کاشی‌های سردر و گنبد مرمت شد. کتیبه‌ای در نمای فرنگی گنبد نصب گردیده‌است که در آن تجدید بنا سازه در سال ۱۳۱۵ به وسیله اداره باستان‌شناسی تصویب شد‌ه‌است.

مسجد روحانی لطف اللهشیخ لطف الله که می باشد؟
در زمانه صفوی، اکثری از علما به امر فرمان روا عباس از کشورهای گوناگون به کشور‌ایران سفر می‌کردند، روضه خوان لطف الله جبل عاملی نیز یکی علمای دارای شهرت مهاجر آن روزگار و از هم محلی جبل استدلال لبنان بود. وی در بالا مدتی در مشهد و بعد از آن در قزوین به پیشرفت علم ها فقهی پرداخت البته در غایت به اصفهان رفت و آنجا سکنی گزید.

روحانی لطف الله که می باشد؟اعتنا زیاد حکومت صفوی به آئین اسلام، مذهب و تشیع، منزلت علمای آن روزگار را بسیار بالا برده بود. به همین عامل هم سلطان عباس صفوی امر تشکیل داد مکتب و مسجدی به اسم روضه خوان لطف الله و در محل معاش روحانی صادر کرد. نماز آدینه به امامت روضه خوان لطف الله اقامه میشد و در مکتب به درس دادن علم ها فقاهتی می‌پرداخت. دیدنی میباشد بدانید روحانی لطف الله بابا همسر پادشاه عباس صفوی نیز بود.

جاهای جالب اصفهان؛ معرفی بی نقص فقط در یک‌سری دقیقهپیشنهاد خواندنی: جاهای جالب اصفهان؛ معرفی بدون نقص صرفا در تعدادی دقیقه
معماری شگفت‌انگیز مسجد
در صورتی بخواهم به شایسته ترین نحو ممکن درباره معماری شگفت‌انگیز مسجد روضه خوان لطف الله کلام کنم، عالی میباشد اولیه تعدادی گزاره‌ای که آرتور پوپ، مورخ آمریکایی و متفحص پر رنگ فرهنگ وتمدن و معماری اهل ایران، در ارتباط با معماری مسجد روحانی لطف الله اصفهان نوشته میباشد به شما بیان‌کنم:

«خرد‌ترین نقطه ضعفی در‌این سازه چشم نمیشود، اندازه‌ها بسیار مطلوب، نقشه طرح بسیار قدرتمند و خوشگل و به‌طورخلاصه توافقی میباشد در میان یک دنیای پر نمک و هیجان و خاموش و متانت باشکوهی که نماینده ذوق وسلیقه سرشار زیبایی‌شناسی بوده میباشد و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی‌تواند داشته باشد.»

معماری شگفت‌انگیز مسجدمسجد روحانی لطف الله اصفهان یکی‌از زیباترین مسجدهای عالم به‌ شمار می‌رود. معماری مسجد به روش اصفهانی میباشد که به وسیله معلم محمدرضا اصفهانی پیاده سازی و ایجاد شده است. اسم این معمار گرانقدر در محراب مسجد روی لوحه کوچکی تصویب گردیده است.

مسجد روضه خوان لطف الله خلال بها تاریخی و مذهبی خویش، از نگاه معماری زبانزد جهانیان میباشد. چیزی که‌این مسجد را از دیگر مساجد آن روزگار متمایز نموده است، پلان معماری گوناگون و کاشی‌کاری‌ها، معرق‌کاری‌ها و تزیینات منحصربه‌فردش میباشد. این مسجد صحن و مناره ندارد و بازی نور و روشنایی و رنگ در نمای داخلی و فرنگی گنبد شگفتی‌های متعددی در‌پی دارااست. جاذبه‌های مسجد روحانی لطف الله آن‌قدر برای خویش اینجانب دیدنی میباشد که ترجیح دادم که قسمت غیروابسته‌ای از نوشته‌ی‌علمی را به آنان تخصیص بدهم.

گلشن پرنده ها اصفهان؛ رنگی‌ترین پرنده ها در رنگی‌ترین شهرپیشنهاد خواندنی: گلشن پرنده ها اصفهان؛ رنگی‌ترین طیوران در رنگی‌ترین شهر
دانستنی‌های جذاب درباره مسجد
به عبارتی‌ طور که گفته بودم، یک کدام از نصیب‌های دلخواه اینجانب در ارتباط با معرفی مسجد روضه خوان لطف الله، توضیح شگفتی‌های آن میباشد، هنجارشکنی‌هایی که در پیاده سازی این مسجد به‌ شغل رفته میباشد آن را از دیگر مساجد زمانه صفوی و همه زمانه‌ها متمایز می‌نماید. پس این شما و این هم دانستنی‌های جذاب درباره این مسجد قشنگ:

مسجد روضه خوان لطف الله مناره ندارد
وجود مناره در کنار گنبد، یک کدام از عنصرها اساسی در معماری مساجد بود ولی برخلاف معماری رایج آن زمان، مسجد روحانی لطف الله سوای مناره تاسیس شده است! در ارتباط با انگیزه این فعالیت، کلام‌های متعددی وجود داراست که اکثرشان منبع معتبری ندارد.جاذبه های توریسم اصفهان

شاید منطقی‌ترین استدلال برای نداشتن مناره، فردی‌بودن این مسجد باشد. معمولا مناره نماد‌ای از مسجد و محل اقامه نماز برای عموم به‌ شمار می رفت ولی مسجد روحانی لطف الله، مسجد اختصاصی سلطان عباس و خانواده سلطنتی بود و هیچ‌وقت عموم معمولی از آن به کار گیری نمی‌کردند. برای همین هم می‌اقتدار اعلام کرد وجود داشتن یا این که نداشتن مناره در تشکیل داد این مسجد اهمیتی نداشته میباشد.

هتل عباسی اصفهان
هتل روحانی بهایی اصفهان
هتل برد اصفهان
هتل کوثر اصفهان
هتل بهتر قاپو اصفهان
هتل افق اصفهان
وجود پله به‌مکان شبستان
تجارب‌ای که اکثریت از ورودی مساجد داریم، یک شبستان ورودی (تراس) میباشد که ما‌را به ساختمان مسجد هدایت می‌نماید البته مسجد روحانی لطف الله از این قاعده تاسی نکرده و فاقد شبستان میباشد.

این سازه صحیح روبه‌روی عمارت خوب قاپو در میدان نقش دنیا ایجاد شده است و برای مراقبت تقارن ساختار میدان، قابلیت تشکیل داد صحن رو به‌ قبله وجود نداشته میباشد. برای همین هم ورودی مسجد روحانی لطف الله از یک‌سری پله ساخته شده میباشد که شما‌را راهی دالان ورودی و در غایت گنبد زیبای مسجد می‌نماید.

وجود پله به مکان شبستانراهروی زیرزمینی به مسجد
احتمالا فکرش را هم نمی‌کردید که در مسجد روحانی لطف الله اصفهان با یک خط مش پنهان زیرزمینی مواجه گردید! علی‌رغم شک و تردید و شبهه‌های باستان‌شناسان، شواهد جان دار نشانه‌دهنده وجود یک راهروی زیرزمینی از کاخ بهتر‌قاپو به مسجد روضه خوان لطف الله میباشد.

مسجد جامع اصفهان؛ مذهب و هنر در یک قابپیشنهاد خواندنی: مسجد جامع اصفهان؛ مذهب و هنر در یک کادر
در قبلی این راهرور برای زنان و درباریان بود تا چهت نیل به مسجد ناچار به عبور از اواسط میدان نقش‌دنیا نباشند. درباریان از این روش به‌راحتی خویش را به مسجد می‌رساندند تا سوالهای فقهی خویش را با روضه خوان لطف الله مطرح نمایند. اما می بایست بیان کنم که هیچ تصویری از این راهرو نیست و داعیه میشود ایجاد کرد آبگینه میدان نقش عالم موجب تخریب سقف راهروی زیرزمینی گردیده است.

راهروی زیرزمینی به مسجدنقش طاووس در گنبد روحانی لطف الله
یک کدام از دیگر از هنجارشکنی‌های مسجد روحانی لطف الله، وجود نقش طاووس در فضای داخلی گنبد میباشد. در قبلی پیاده سازی انواع حیوان ها در مسجد فعالیت مرسومی نبوده البته نقش طاووس در گنبد روحانی لطف الله با چنان ظرافتی ساخته شده است که آن را تبدیل به یکی‌از شگفتی‌های مسجد نموده است.

اولیه از کلیه می بایست بیان‌کنم که پرهای طاووس با نوری که از طاق مسجد وارد دور و اطراف گردیده، ساخت‌و‌ساز میشود و نباید توقع دیدن یک نقش بی نقص از طاووس حقیقی وواقعی در ذهنتان داشته باشید. باتوجه‌به عنایت فروغ و روشنایی در تشکیل این طرح، در هر ساعتی از روز قابلیت دیدن طاووس گنبد نیست.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 79
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 299
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 602
  • بازدید ماه : 602
  • بازدید سال : 2130
  • بازدید کلی : 30893
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی