loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 60
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 10:06


معرفی شایسته ترین مجلات فرنگی isi و اسکوپوس تمایل آیین و رسانه
تعیین شایسته ترین مجلات فرنگی isi و اسکوپوس در هر حوزه ای، امری طاقت فرسا و نسبی میباشد. به دلیل آنکه معیارهای سنجش و درجه بندی مختلفی وجود داراست و حق تقدم ها و ذوق و سلیقه اشخاص نیز در‌این تعیین دخیل میباشد.

با این اکنون، با دقت به شاخص های زیادی مانند اعتبار علمی، چگونگی مقاله ها، تشریفات ترحیم مشهد داوری تخصصی، مراحل تکثیر و رفلکس در مجامع علمی، می اقتدار بعضی از مجلات فرنگی isi و اسکوپوس در تمایل آیین و رسانه را تحت عنوان پررنگ و رفیعتر معرفی کرد:

1. Journal of Communication (JOC): این خبر نامه که به وسیله انجمن ملی پیوندها (NCA) منتشر می‌شود، یک کدام از معتبرترین و پرمخاطب ترین مجلات در حوزه علم ها پیوندها میباشد. مقاله ها این خبر نامه به تحقیق موضوعات متفاوت مربوط به پیوندها مثلا آیین و رسانه میپردازد.
2. Media, Culture & Society (MCS): این خبر نامه که بوسیله انجمن مطالعات رسانه و فرهنگی (MSC) منتشر می گردد، به رسیدگی نقش رسانه ها در جامعه و فرهنگ وتمدن می‌پردازد. در‌این دربین، مقاله ها زیادی در‌این روزنامه به تاثیرات متقابل آیین و رسانه بر یکدیگر تخصیص یافته میباشد.
3. Religion and the Media : این خبر نامه که به وسیله انتشارات Routledge منتشر میشود، به صورت تخصصی به پژوهش ارتباط آیین و رسانه میپردازد. مقاله ها این خبر نامه طیف وسیعی از موضوعات مربوط به این حوزه را پوشش می‌دهد، مثلا اشاعه آئین در رسانه ها، بازنمایی آیین در رسانه ها، و تاثیرات رسانه ها بر باورها و جاری ساختن فقاهتی.
4. Journalism & Mass Communication Quarterly (JMCQ): این خبرنامه که به وسیله انجمن فراگیری مجله نگاری و پیوندها جمعی (AEJMC) منتشر می‌گردد، به رسیدگی موضوعات متعدد مربوط به خبر نامه نگاری و پیوندها جمعی می‌پردازد. در‌این در بین، مقاله ها زیادی درین روزنامه به نقش رسانه ها در پوشش خبر ها و رویدادهای مذهبی تخصیص یافته میباشد.
5. Communication Research : این خبر نامه که بوسیله انجمن ملی پیوندها (NCA) منتشر می‌گردد، به پژوهش موضوعات گوناگون مربوط به پژوهش ها ارتباطی می‌پردازد. در‌این بین، مقاله ها زیادی در‌این خبر نامه به تاثیرات متقابل آیین و رسانه بر cognitions، احساسات و خوی اشخاص تخصیص یافته میباشد.

مزایای تمایل آئین و رسانه برای ادامه علم آموزی و بازار شغل
رغبت آیین و رسانه مثلا حرفه‌های فی مابین حرفه‌ای دیدنی و پویا میباشد که در تقاطع آیین، رسانه و فرهنگ وتمدن جای‌دارد. این رغبت به جهت ماهیت خویش، مزایای مخصوص به شخصی را برای ادامه علم آموزی و بازار عمل به دانشجو ها ارائه میدهد که در زیر به بعضا از آن ها اشاره می‌شود:

1. مجال های شغلی متنوع:

خارج از التحصیلان میل آئین و رسانه میتوانند در طیف وسیعی از مشاغل مربوط به آئین و رسانه کار نمایند. بعضا از این مشاغل عبارتند از:

خبرنگاری و گزارشگری شرعی: پوشش خبر ها و رویدادهای مذهبی در رسانه های گوناگون
ویراستاری متن ها شرعی: ویراستاری و مهیا سازی متن‌ها مذهبی برای نشر
مدیر رسانه های شرعی: مدیر و راهبری رسانه های فقهی مانند تارنما ها، شبکه های تلویزیونی و رادیویی
متخصص کارها فرهنگی و فقهی: طراحی برنامه و اجرای نرم افزار های فرهنگی و شرعی در سازمان ها و نهاد های گوناگون
متفحص آئین و رسانه: اجرا رسیدگی در حوزه آئین و رسانه و ارائه یافته های آن به جامعه
معلم آیین و رسانه: درس دادن دروس مربوط به آئین و رسانه در دانشکده ها و مرکز ها آموزشی

بازدید : 17
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 14:29


اصل دوراندیشی بخشی
یادگرفتن بر طبق بینایی و دوراندیشی فراگیر از اصول مهم آموزش و پرورش اسلام میباشد. در منابع اسلامی، آیه ها و احادیث فراوانی وجود داراست که دانش و دانایی را می ستاید و عموم را به سوی آن می‌خواند و تشویق می نماید و از جمود و تاسی کورکورانه و سوای تفکّر و تعقّل بر حذر داشته و به شدت سرزنش می کند؛ از جمله، کریمه 108 سوره «یوسف» میفرماید: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا الیَ اللّهِ عَلی بَصیرة أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنی وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ تشریفات ترحیم مشهد مااَنَا مِنَ الْمُشرِکین.»(32) درین آیه، آفریدگار از بشر ها میخواهد مطابق بینایی و دانایی خلق کنند و آیین حق را بپذیرند، و طریق دعوت فرستاده صلی الله علیه و آله نیز بر طبق درایت میباشد.

از این رو، در آموزش و پرورش اسلام دیگر جایی برای اجبار نظریه و القائات و به تبع آن، پیروی کورکورانه باقی نمی ماند؛ به دلیل آنکه اساساً این مفاهیم با مضمون‌ تایید مبنی بر بینایی و دوراندیشی، به هیچ عنوان سازگار وجود ندارد. در بعضی از احادیث نیز بر این نکته تأکید گردیده که فراگیری در شرایطی‌که بر پایه ی درک و تدبیر نباشد، چندان سودمند و استوار نخواهد بود.

قصه علوی ذیل مثال ای از این احادیث میباشد: «اَلا لا خَیْرَ فی عِلْم لَیْسَ فیه تَفَهّم، اَلا لاخَیْرَ فی قراءة لَیْسَ فیه تَدَبّرٌ...»؛(33) هان! بدانید دانشی که مبتنی بر پندار و دانایی فرا گرفته نشود، خیری ندارد، و یادگیری که در آن تدبر نباشد نیز خیری نخواهد داشت.»

همان طور که رهروان عقیده گشتالت، یادگیری را عبارت از استخراج طریقه دانسته و نظریه دارا‌هستند در صورتی‌که شاگرد آنچه را که در مکتب میاموزد حقیقتا بفهمد و نسبت به آن بینایی نتایج نماید به سادگی قادر است به وضعیت های نو جابجایی دهد، صاحب و مالک نظران یاد دادن و تربیت اسلامی نیز به یادگرفتن بر پایه ی فهم و شعور و تدبیر بخشی تأکید می نمایند، بلکه بعضا با تمایز دربین معنی درک و بینایی با مراقبت کردن و به خیال تفویض، معتقدند ادراک یا این که بینایی مبنا و محور یادگیری را تشکیل میدهد.(34) از بینش شهید مطهری، غرض در یاد دادن و تربیت اسلامی بایستی دادن پرورش فکری به فراگیر باشد.(35) از طریقه بعضی دیگر، پرورش و تبارک نوپا در روند نظام آموزشی به عمق و معرفت درونی متعلق میباشد خیر ارتقاء وسعت داده ها.(36)

بدین ترتیب، آنچه می بایست در جریان فراگیری مفاهیم شرعی به کودک ها، آیتم دقت معلمان قرار گیرد، تأکید بر فهم و شعور و درایت مفاهیم میباشد، خلال این که محافظت و تکرار و تلقین شرط مایحتاج فراگیری در سنین کودکی میباشد اما کفایت نمیکند. این واقعیت را می اقتدار در حرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام یافت که می‌فرماید: «فَضْلُ فِکْر وَ تَفَهّم اَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تِکْرار وَ دِمرکزَة»؛(37) یادگیری ای که مبتنی بر تفکّر و عمل فکری فراگیر باشد، به مراتب سودمندتر از تکرار و مرور آن میباشد.»

اصل تفاوت های شخصی
تفاوت های شخصی از اصول پذیرفته گردیده در سرازیر شناسی، یاددادن و تربیت و معارف فقاهتی میباشد، و بدین معناست که همگی آدم ها با یکدیگر همانندی هایی دارا هستند، اما آن ها از نظر خصوصیت های شناختی، عاطفی، انگیزشی، منفعت هوشی، تأثیر و تأثرات محیطی و صفات شخصیتی از همدیگر متفاوتند. همین فرمان موجب می‌گردد که هر انسانی، جان دار جدا، تام و شخصی خاص باشد. به همین عامل، یک کدام از عمده ترین مسائل سرازیر شناسی، مسأله تفاوت های شخصی و کارداران آن‌ها است و حتی برخی از سرازیر شناسان میگویند: «سرازیر شناسی غیر از تفاوت های شخصی قضیه دیگری برای گفت و گو ندارد.»(38) بر این پایه؛ اصل تفاوت های شخصی از طریقه پژوهشگران آموختن و تربیت نیز آیتم اعتنا قرار گرفته میباشد. به عنوان مثال، شهید ثانی بر این اعتقادوباور میباشد که استاد بایستی با هر مورد از علم آموزان با دقت به ترازو فهم و شعور و شایستگی آن ها حرف گوید، و گزینه خطاب قرار دهد.(39) خواجه نصیرالدین طوسی ترجیح میدهد که استاد می بایست قبل از هر مبادرت آموزشی، شایستگی و قابلیت و امکان های طفل را با تمرکز و فراست شناسایی و بعد از آن علم ها و صنعت های متناسب را به وی بیاموزد.(40) مرحوم محمدتقی جعفری، استاد و علم آموزان را به باغبان و گل ها و درختان یک گلشن تشبیه می نماید که هر مورد از درختان و گل ها، خصوصیات و نیازهای متفاوتی دارا هستند. نیاز هر مورد به آب و هوا و فروغ و کود متعدد میباشد. این باغبان میباشد که می بایست با تمرکز بی نقص نیاز هر کدام از آنها را بشناسد، به مقدار مورد نیاز آن‌ها‌را آبیاری نموده، و در معرض نوروفروغ و هوا قرار دهد. معلّم نیز بایستی خصوصیت های شناختی و عاطفی هرمورد از علم آموزان را بشناسد تا بتواند متناسب با آنان خلق و خوی خاصی در پیش گیرد.(41)

خلاصه آن که، دقت به تفاوت های شخصی در فراگیری یکی اصولی میباشد که استاد می بایست با آن آشنا باشد وآموزش خویش را با آن همگام سازد؛ چون «مداقه دادن به تفاوت های شخصی در فراگیری، اثربخشی آموزشی را بیمه می نماید.»(42) بر این مبنا، رعایت تفاوت های شخصی در فراگیری مفاهیم فقاهتی کودک ها دبستانی از التفات متعددی شامل است، به ویژه در تعیین و استعمال از طریق های آموزشی، معلّمان بایستی انعطاف بیش تری داشته باشند و در یادگرفتن مفاهیم فقهی به خردسال ها به صورت یکسان کار ننمایند، بلکه متناسب با خصوصیت های شناختی، عاطفی، انگیزشی، سابقه خانوادگی و محیطی آن ها، از طریق های متفاوت و مؤثر استعمال کنند. تحت عنوان مثال، معلّمان باید بدانند برای بعضی از خردسال ها، یادگرفتن مفاهیم شرعی با به کارگیری از طریق شعر و ماجرا سودمند میباشد و برای بعضا از شیوه سوال و جواب. بعضا مفاهیم فقاهتی را زودتر میفهمند و بعضا دیگر نیاز به نمونه و توضیح بیش تری دارا هستند.

نحوه های یادگرفتن مفاهیم شرعی
غرض از طریق های یادگرفتن مفاهیم فقاهتی به خردسال ها، فوت و فن، روش ها و شیوه نامه های جزئی میباشد که هدف ها و اصول یادگرفتن مفاهیم شرعی را به ثمر میرساند و به آن‌ها عینیت میبخشد. در واقع، قسمت کاربردی روند یادگرفتن مفاهیم فقهی، طریق ها و طریق های آن میباشد. همان، مهم‌ترین و سخت ترین مرحله از پروسه فراگیری، گزینش و تشخیص نحوه های فراگیری مفاهیم شرعی و به کار گیری و استعمال درست و مطلوب آن، به ویژه برای خردسالان است. از این رو، در‌این قسمت، با توجّه به خصوصیت های شناختی، عاطفی و انگیزشی کودک ها دبستانی، به نظارت این نحوه ها خوا‌هیم پرداخت.

نحوه به کارگیری از نمونه
یک کدام از نحوه های اساسی و مؤثر در فراگیری مفاهیم فقاهتی به خردسال ها دبستانی، استعمال از نمونه میباشد. به کارگیری از نمونه های متنوع، شعور مسائل انتزاعی را برای علم آموزانی که از حیث پرورش شناختی و دگرگونی کم عقل ضعیف و یا این که در سطح پایینی میباشند، آسوده می نماید. همان، در ذکر مطالب علمی و عقلی، به کارگیری از نمونه شایسته ترین شیوه برای هر چه بیش خیس آشکار ساختن مطالب، تفهیم بی آلایش خیس و در فیض، شعور عالی و سریع خیس آن هاست. از این رو، به کار گیری از نمونه یک طرز قرآنی میباشد. قرآن کریم و مهربان با به کار گیری از این طرز، حقایق و مفاهیم عقلی و غیر محسوس را در پوسته حکایات و نمونه های سودمند، به طوری در ذهن کاربر ملموس و مجسم می سازد تا بنابراین ماهیت فرمان برای عموم پر‌نور و آشکار خواهد شد و آن‌ها به خیر و خوبی به واقعیت مورد پی ببرند.(43) نبی مکّحافظه موقت اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام نیز در بخش اعظمی از مورد ها برای القا و تفهیم آموزه های خوب فقاهتی و تبیین مطالب عقلی، از نمونه آوری سود کرده اند.(44)

اگرچه اطمینان به خداوند و آیین در خردسال ها فطری میباشد و نیازی به ثابت ندارد، ولی حتی‌در کودکی نباید از تقویت زیربنای اعتقادی غافل ماند، و در سنین مدرسه ابتدایی می اقتدار آنها‌را به زبانی معمولی مطرح کرد. بدین ترتیب، به کارگیری از نمونه یکی شیوه های مطلوب در فراگیری مفاهیم فقهی و اصول اعتقادی به خردسال ها میباشد؛ چون گاه می قدرت با بیان یک نمونه مطلوب و هماهنگ با غرض، مقاله و معنی عمیق فقهی را آسوده و برای خردسالان قابل ادراک و فهم نمود. از این رو، آموزگارّان و معلّمان میتوانند با به کارگیری از این شیوه مفاهیم اعتقادی اسلام را در پرتو نمونه هایی بی آلایش و محسوس و ملموس در‌حد اقتدار خردسال ها برای آن ها یادگرفتن دهند.

بازدید : 56
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 11:14


مولوی در این زمینه میگوید:
زیرا تجلّی کرد اوصاف قدیم
پس بسوزد وصفِ حادث را گلیم
در اینگونه مستی ملاحظه متانت تشریفات ترحیم مشهد
خویش نباشد، ور بُود، باشد عجب
اندر استغنا ملاحظه نیاز
توده ضدّین میباشد زیرا گِرد و دراز
نتایج اندر وصل زیرا زمین‌خورد مرد
گشت دلّاله به پیش مرد، سرد
زیرا به مطلوبت رسیدی ای ملیح
شد طلبکاری دانش اینک قبیح
زیرا شدی بر بام‌های افق
سرد باشد جستجوی نردبان
جز برای کمک و یاد دادن غیر
سرد باشد رویکرد نه از آنگاه نه
آن یک کدام از را همدم پیش خویش نشاند
طومار بر کنار کرد و پیش یار و همدم خواند
بیت‌ها در طومار و مدح و ستایش
گریه و مسکینی و بس لابه‌ها
بیان کرد معشوق این در صورتی‌که بهر اینجانب میباشد
گاه وصل این قدمت خراب کردن میباشد
اینجانب به پیشت حاضر و تو طومار‌خوان
وجود ندارد این باری علامت عاشقان (1375: دفتر کار سوم، ابیات 1401 ـ 1391)
قبل از آنکه به تمجید این سه کلمه و واژه بپردازیم، ذکر نکاتی را سودمند میدانیم: نکته اولیه: چندان پر‌نور وجود ندارد که اولی‌توشه چه کسی این اصطلاحات را به عمل گرفته میباشد؛ هر یک سری برخی صوفیان از احادیثی حرف می گویند که بر پایة آنان رسول اکرم(ص) به تعریف‌و‌تمجید این سه کلمه و واژه پرداخته، یا این که دستکم نامی از آن‌ها به دربین آورده میباشد؛ چنانکه در حکایتی آمده میباشد: پیامبر(ص) کفی نمک برداشت و بیان کرد: هذه الشریعة، و در قدح افکند. و کفی دیگر برداشت و اعلام کرد: هذه الطریقة، و در وِی افکند، و کفی دیگر برداشت و خاطرنشان کرد: هذه الحقیقة، و دَرو انداخت و به علی بخشید تا قدری گشوده خورد. (کاشانی، 1370: 12)
نکته دوم: شمار فرایند یادشده، گاه در سخن صوفیان افزوده یا این که کاسته میشود؛ به عنوان مثال، برخی صرفا شریعت و واقعیت را موازی یکدیگر می‌نهند و از طریقت سخنی نمی‌گویند (ر.ک: هجویری، 1336: 449) و گروهی نیز اصطلاح «معرفت» را افزوده (ر.ک: شیمل، 1374: 540) یا این که آن را جانشین «واقعیت» می سازند؛ (هجویری: 449) چنانکه گفته‌اند: در شریعت، محصول تو وابسته به تو و متاع اینجانب... وابسته به اینجانب میباشد. در طریقت، جنس تو وابسته به تو و کالا اینجانب هم وابسته به توست. در معرفت، اینجانب و تویی نیست. (شیمل: 183)
نکته سوم: بعضا از خاورشناسان، این سه اصطلاح را با آنچه در مسیحیت به اسم رویکرد تزکیه، راه و روش تدبّر و رویکرد تنویر خوانده می گردد، همچون می دانند. (به عبارتی:‌ 181) با این هم اکنون به حیث میاید که سه اصطلاح «تخلیه»، «تحلیه» و «تجلیه» در عرف خلق و خوی‌دانان مسلمان، با این سه واژه و کلمه لاتین مطابقت و همخوانی بیشتری دارااست.

تعریف و تمجید اصطلاحات سه‌گانه
تنوع تعاریفی که عارفان و صوفیان از سه اصطلاح شریعت، طریقت و واقعیت به‌دست داده‌اند، به‌سیرتکامل‌ای میباشد که به مشقت می‌قدرت اختلاف در بین آن ها را نادیده گرفت. در اینجا، بعضا از این تعاریف را از دید می گذرانیم:
1. از سخنان هُجویری (متوفی بعداز 465 ق) اینگونه بر می آید که بیان کننده شریعت به معنای گفتار زبانی میباشد و واقعیت به معنای تصدیق قلبی؛ یا این که حداقل، شریعت با گفتار زبانی لینک و پیوند می خورد و واقعیت با تایید درونی؛ چنانکه در ردّ حرف افرادی که هیچ‌سیرتکامل تفاوتی را دربین این دو نمی‌پذیرند، میگوید: عامل بر آنکه شریعت اندر حکم، از واقعیت جداست، آن میباشد که تصدیق از عهد و پیمان جداست

بازدید : 18
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 11:38


شناخت با كاربرد پارچه ترمه از پیشین تابه‌حالا
کاربرد ترمه فعلا نسبت به پیشین عوض شده میباشد. در قبلی، ترمه بسیار گران بود و به‌تیتر نمادی از گنج قارون شناخته می شد؛ از این رو بیشتر فی مابین تسلط و طبقه‌های پررنگ جامعه تشریفات ترحیم مشهد ترویج داشت. کاربردهای ترمه در قبلی مشتمل بر مورد ها ذیل بود:

مصارف دکوری: استعمال از ترمه به‌تیتر روتختی، رومیزی، پرده و بقیه اثاثیه تزئینی در منزل‌های اشخاص ثروتمند بسیار رایج بود.
پوشش احاطه: مهم‌ترین به کار گیری از ترمه، در دوخت خرقه‌های مجلل و زیبای احاطه‌زادگان بود.
در مسجدها: ترمه همینطور در ساخت‌و‌ساز سجاده‌های نماز در مسجدهای سابق کاربرد داشت.
خرید رومیزی ترمه از صفاهوم
تنوعی فراوان از رومیزی ترمه برای میز ناهارخوری و جلومبلی با بها مطلوب
خرید اینترنتی رومیزی طرح ترمه برای گونه های میز جلو مبلی، عسلی، میز خاطره و میز ناهارخوری در رنگ‌بندی‌های متنوع و بعد ها گوناگون از صفاهوم!

رومیزی ترمه
اکنون با تغییر تحول مدل معاش، کاربرد ترمه نیز دگرگون گردیده‌است. همینطور این پارچه دیگر برای دوخت جامه به کارگیری نمیشود؛ اما در مورد ها تحت همچنان علاقه مندان متعددی دارااست:

محصول ها امروزی: ترمه‌ها در تشکیل داد کیف‌های دستی، جلد کتاب‌ها و حتی اکسسوری‌های امروزی مثل کاورهای موبایل گوشی کاربرد دارا هستند.
چینش داخلی: امروزه از این پارچه اکثر زمان ها به‌تیتر رومیزی‌، کوسن‌های تزئینی و رانر رومیزی در چینش داخلی به کار گیری می‌گردد.
حالا که دانستید ترمه چیست و با طریق بافت و کاربرد آن آشنا گردیده‌اید، در نصیب آتی به معرفی 10 نوع متفاوت ترمه می پردازیم.

کیف ترمه؛ یک کدام از مهمترین کاربردهای پارچه ترمه
معرفی اشکال ترمه: 10 سبک ترمه با 10 خصوصیت خاص!
در کشور ایران گونه های پارچه ترمه، به دست هنرمندان حرفه‌ای در طرح‌ها و رنگ‌های گوناگون بافته میشود؛ هر مورد از این پارچه‌ها خصوصیت‌های منحصر به فرد خویش را دارا‌هستند و با طرح‌ها و نقش‌های کلاسیک جالب، طیف کلان‌ای از گزینش‌ها را برای عشق و علاقه‌مندان به‌این هنر ارائه میدهند. اشکال ترمه‌های اهل ایران و کشمیری مشمول موردها تحت می باشند:

شال چهرقدی: این شال به‌تیتر روسری یا این که بقچه گزینه‌به کارگیری قرار میگیرد. دو نوع از طرح‌های مرسوم برای شال چهرقدی عبارتند از لچک ترنج و گل‌دار.
شال شیوه‌رویه: شال‌های منش‌رویه در دو نوع پهن و باریک جانور میباشند. این تنوع به شما قابلیت تعیین یک کدام از آن ها بسته به ذوق وسلیقه و نیازتان را می دهد.
ترمه شال اتابکی: این نوع شال از پشم بسیار قابل انعطاف و لطیف کشمیری بافته می شود و به جهت باکیفیت و نرمی خاص آوازه داراست.
ترمه شال بندی: این شال با طرح آشیانه زنبوری خویش که در هر منزل‌ یک گل یا این که بته مکان می گیرد، محبوبیت خاصی بین عشق‌مندان به هنرهای سنتی با طرح‌های منظم و هندسی داراست.
ترمه شال محرمات: این شال که سیرتکامل‌ای از سبک منش‌روش میباشد، پهنای متفاوتی در رویه‌‌طرق خویش داراست. ادغام رنگ‌ها و طرح‌های متنوع در هر نوار، آن را به مورد‌ای مطلوب برای اشخاصی‌که پیرو تنوع در طرح‌های سنتی میباشند، تبدیل نموده است.
شال کشمیری: این شال‌ها که با اسم‌های بته‌جقه، شاخ گوزنی و درختی شناخته میشوند، نمادی از زیبایی‌های طبیعت کشمیر می‌باشند.
شال زمردی: این نوع شال مثال اعلا و لاکچری شال‌های کشمیری میباشد. این شال با موضوع‌ای نیلی، نقشه بته‌جقه به یاور رنگ‌های زنده، بخصوص سبز زمردی، جلوه‌ای چشمگیر دارااست.
شال کرمان: شال‌های بافت کرمان به‌برهان تنوع طرح و رنگ، آوازه فراوانی دارا هستند. این شال‌ها نشانه‌دهنده توجه و استادی بافندگان کرمانی در ساخت و ساز ترمه‌های کیفیت بالا و خوشگل می‌باشند.
شال امیری: شال‌های امیری که به‌‌تیتر شال‌های درباری و اعلا شناخته می گردند، معمولا با نقش‌های بته‌جقه و شاخ گوزنی تزیین گردیده‌اند.
شال یزدی: ترمه‌های یزدی که اکثر زمان ها به طور روش‌خط مش یا این که با نقش‌های فرمانروا عباسی بافته می گردند، به‌تیتر مثال‌هایی دیرین و کیمیا از ترمه‌های اهل ایران شناخته می شوند.
تنوع بی‌نظیر از اشکال پارچه ترمه، پاسخگوی همگی ذوق وسلیقه‌های اشخاص متعدد میباشد؛ این نقش‌های دیدنی، پارچه‌های ترمه را به شایسته ترین تعیین برای گونه های وسایل تزئینی منزل مانند رانر ترمه تبدیل می‌نمایند.

رومیزی ترمه سبز برای تزیین منزل
پارچه ترمه؛ شایسته ترین گزینش برای زیبایی چینش داخلی
ترمه به‌تیتر یک کدام از هنرهای دستی اهل ایران، نمادی از زیبایی و آرم‌دهنده فرهنگ و تمدن و تاریخ کشور ایران میباشد. این پارچه که با دست بافته می گردد و مواد نخستین آن از پشم و ابریشم با‌چگونگی میباشد، به‌عامل نرمی، دوام و پیاده سازی‌های بسیار زیبای خویش، مصارف فراوانی داراست.

درصورتی که شما هم با پرسش روی میز ناهار خوری چی بزارم؟ مواجه می‌باشید؛ جواب آن به کارگیری از یک رومیزی ترمه با پیاده سازی سنتی و قشنگ میباشد. به کارگیری از ترمه در تزیینات داخلی منازل، مخصوصا به‌تیتر رومیزی‌ و دیگر موادسازنده تزیینی، به دور و بر هر اتاقی جلوه‌ای خاص می بخشد. به حیث شما استدلال جاودانی پارچه ترمه از پیشین تا‌کنون چه بوده میباشد؟

بازدید : 106
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 10:21


5ـ اميرالمؤ منين ، حضرت علی (ع ) در عهدنامه مشهور خویش به مالك اشتر چنين می نويسد:
((هـذا مـا اَمـَرَ بـِهِ عـَبْدُاللّهِ عَلِّیٌ اَميرُالْمُؤْمِنينَ ما لِكَ بْنَ الْحارِثِ الاَْشْتَرَ فی عَهْدِهِ اِلَيْهِ، حينَ وَلاّهُ مِصْرَ: جِبايَةَ خَراجِها وَجِهادَ عَدُوِّها وَاسْتِصْلاحَ اَهْلِها وَ عِمارَةَ بِلادِها)).

ايـن دستوری میباشد كه مخلوق معبود علیّ اميرالمؤ منين به مالك اشتر پسر حارث د تشریفات ترحیم مشهد ر پيمان خویش با وی، امـر فـرموده ، وقتی كه اورا والی مصر گردانيده : تا خراج آنجا را گرد آورد، و با معاند آن بجنگد و به اصلاح هم اکنون عموم آن بپردازد، و شهرهای آنجا را آباد سازد.

6ـ حضرت علی (ع ) دربيان دلايل پذيرش حكومت فرمود:
((... وَما اَخَذَاللّهُ عَلَی الْعُلَماءِ اَنْ لا يُقارُّ واعَلی كِظَّةِ ظالِمٍ وَلا سَغَبِ مَظْلُومٍ...))
واگر عدم وجود عهدی كه خدای گران قدر از علما گرفته كه راضی نشوند بر سيری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم .

7ـ حضرت علی (ع ) فرمود:

((اَللّهـُمَّ اِنَّكَ تـَعـْلَمُ اَنَّهُ لَمْ يـَكـُنـِالَّذی كـانَ مـِنـّا مـُنافَسَةً فی سُلْطانٍ وَلاَ الِْتماسَ شَيْئیٍ مِنْ فـُضـُولِ الْحُطامِ وَلكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فی بِلادِكَ فَيَاءْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ تُقامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ))

بـار خـدايـا تـو مـی دانـی كـه آنـچـه ازمـا صـادر شـده ، نـه بـرای مـيـل و رغـبـت در سلطنت و خلافت بوده ، و خیر برای تهیه نمودن چيزی از فرآورده پست دنيا، بلكه بـرای ايـن بـود كـه نـشـانـه هـای ديـن تو‌را گشوده گردانيم و در شهرهای تو اصلاح و آسايش بـرقـرار كنيم تا بندگان ستم كشيده ات در امن و آسودگی باشند و احكام تو كه ضايع باقی مانده روان گردد.

8ـ حضرت علی (ع ):
((اَيُّهـَا النـّاسُ اِنَّ لی عـَلَيـْكـُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَیَّ حَقُّ، فَاَمّا حَقُّكُمْ عَلَیَّ قَالنَّثيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفيرُ فژيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْليمُكُمْ كَيْلا تَجْهَلوُا وَ تَاءْذيُبكُمْ كَيْما تُعَلِّمُوا))

ای مـردم ! مـن بر شما حقی دارم و شمار بر اینجانب حقی داريد، حق شما بر اینجانب خير خواهی كردن برای شـمـا و رسـانـدن غـنـيـمـت و حـقـوقتان از بيت المال به شماست و تعليم شما تا ابله نمانيد، و تربيت كردن شما تا بياموزيد.

9ـ حضرت علی (ع ) فرمود:
((... لَيـْسَ عـَلَی الاِْمـامِ اِلاّ مـا حـُمِّلَ مـِنْ اَمْرِ رَبِّهِ: اَلاِْبْلاغُ فِی الْمَوْعِظَةِ، وَالاِْجْتِهادُ فِی النَّصيحَةِ، وَالاِْحْياءُ لِلسُّنَّةِ وَ اِقامَةُ الْحُدُودِ عَلی مُسْتَحِقّيها،وَاِصْدارُ السُّهْمانِ عَلی اَهْلِها))

تكليفی بر امام نيست مگر قيام به آنچه پروردگارش به وی فرمان كرده : ابلاغ درموعظه ( و به صـورت رسـا و بـقـدر كـافـی مـوعظه كردن )، كوشش نمودن در خيرخواهی (تک تک کوشش خویش را بـرای خـيـرخواهی به كار دریافت کردن )، احيای سنت ، اجرای حدود بر آن كس كه لایق آن میباشد ، و رساندن سهام (بيت المال ) به اهلش .

از مـجـمـوعـه آيـات و روايات ياد گردیده و ديگر مواقعی كه در اين زمينه جان دار میباشد ، وظايف و مسؤ وليتهای حاكم اسلامی پر‌نور میگردد.

اختيارات حاكم اسلامی

از آنـچـه در درس گـذشـتـه ، درباره‌ی ((وظايف حاكم اسلامی )) ذكر شد، می اقتدار اختيارات حاكم اسـلامـی را نـتـيـجه گرفت ؛ يعنی هنگامی برای كسی وظيفه ای تعيين می كنند، بطور طبيعی می بـايـسـت ، حدّاقلّ، شرايط ایفا آن را برايش آماده كنند و توان رسمی برای اجرای وظايف ، واخـتـيـارات مـتـناسب با آن را به وی بدهند، هر چنداختيارات حاكم اسلامی مطلق بوده و به حدود و ظـائف وی مـحـدود نـمـی شـود.

بـرای مـثال ، هنگامی حاكم اسلامی ملزم میشود امنيت داخلی كشور را تـاءمـين كند، بايد آنچه كه لازمه نگهداری امنيت میباشد ، دراختيار داشته باشد و همين طوردر گزینه تامین از مـرزهـای كشور، و گرنه اختیار مسؤ وليت سوای دادن اختيارات موردنیاز كار کنسل و بی نتيجه ای میباشد .

اعـطـای اخـتـيـارات مـتـناسب با وظايف حاكم اسلامی ، يك حكم عقلی میباشد . آنچه گزینه گفت و گو و اختلاف نـظـر مـی بـاشـد، ايـن میباشد كه آيا در طی غيبت امام فرصت (عج ) فقهای جامع الشرايط تحت عنوان جـانـشـيـنـان امـام مـعـصـوم (ع )، دارنده وظايف ومسؤ وليتهای معين و مشخصی میباشند و در نتيجه اذن دخـالت و تـصـرّف آنـان نـيـز مـحدود به به عبارتی کارها خاص میباشد يا آنكه ((ولايت فقيه )) در همگی مـواردی كـه برای ائمه معصومين (ع ) اثبات گردیده ، نافذ بوده و فقيه دارنده ((ولايت مطلقه )) میباشد؟
اكنون ، به تحقیق اين دو نظريه می پردازيم :

ولايت محصور

بـرخی معتقدند ولايت فقيه مانند ولايت معصوم ، عام وهمه جانبه نيست ، بلكه فقيه تنها در ایفا آن تیم از كارهای اجتماعی كه مؤ منان عادل توانمند به جاری ساختن آن می‌باشند، دارنده ولايت بوده و در مرحله ویّل ، وظـيـفـه فـقـيـه اسـت . ايـن امـور، هـمـان ((امـور حـسـبـيـّه )) اسـت كـه درصـورت نـبـود مـؤ مـن عادل ، مسلمان گناهکار نيزمی تواندبه ایفا آن اقدام ورزد.(95)

((امـور حـسبيه )) به اموری اطلاق می‌گردد كه بايد ایفا گيرد و شارع مقدس راضی به ترك آنـهـا نـيـسـت ، اما بـرای انـجـام آن شـخـص خـاصـی مـشـخـص نـشـده ، مـثـل حـفـظ مـال يـتـيـم ، مـال مـجـهـول المـالك ، رسـيـدگـی بـه جنس غايب و قاصر، تجهيز و تدفين ميّتی كه البتهّ و وصی ندارد و ... .

عـده ای ديـگـر پـا را از ايـن حـدّ بالاتر گذاشته گفته اند: زیرا منزلت ((قضاوت )) برای فقيه جامع الشـرايـط، در طی غيبت كبری تثبيت گردیده ، اثاثیه قضاوت نيز اثبات میباشد ؛ يعنی اجرای حكم نيز بر ذمه فقيه میباشد .

کسانی ديگر معتقدند در طول غيبت ، حدود الهی نيز بوسیله فقيه جامع الشرايط بايد ایفا گردد، زيـرا اگـر فقيه صرفا به پند و نصيحت بسنده كند، در طی غيبت همه حدود الهی ، كه به عـنـوان مـجـازات مـرتـكـبـيـن اعـمـال خـلاف و حـرام نـظـيـر شـرابـخـواری ، زنـا، لواط، قـتـل ، دزدی و غـيـره تـعـيـيـن شـده ، تـعـطـيـل خـواهـد شـد و بـا وجـود احـتـمـال طـولانـی بـودن غـيـبـت حـضـرت البته عـصـر(عـج ) هـيـچ كـس نـمـی تـوانـد تـعـطـيـل شـدن حـدود الهی ، يا تبليغ و کار به قوانين غير اسلامی را تجويز كند، چرا كه هيچ سیرتکامل دليل وحجتی برای اجرای قوانين غيرالهی به خواسته جلوگيری از گناه ، خرابی و تجاوز به دستمزد اشخاص، نیست.

مـرحـوم صـاحـب جـواهـر در كـتـاب گران قدر خوش پس از تثبيت اينكه در طول غيبت ، حدود الهی را بـايـد اجـرا كـرد، نظريه تعطيل حدود را به برخی از كسانی نسبت میدهد كه خیر مزه فقه را چـشـيده و خیر لحن امام معصوم (ع ) را فهميده اند؛ كسانی كه رازی از رموز ديانت را درنيافته ، و از آنچه كه منظور ائمه (ع ) میباشد ، بی تاءمّل گذر كرده اند.

به هرحال ، بنابر نظريه اذن دخالت فقيه در ((کارها حسبيّه ))، فقيه در توانّ ديگر مؤ منان بوده و بـا وجـود بـرخـی از امـتـيـازات ، تـنـهـا حـق دخـالت در يـك سـلسله کارها محصور و خاصی داراست و بـنـابرنظر كسانی كه قضاوت و اثاثیه آن را برای فقيه ، اثبات دانسته و اجرای حدود و احكام را نـيز به ذمه وی گذاشته اند، هر یکسری دايره اختيارات و ولايت فقيه کلان خیس میباشد ، ولی بازهم معتقد به ((ولايت محصور)) میباشند.

ولايت مطلقه

نظريّه ديگر عقيده به ((ولايت مطلقه فقيه )) در طول غيبت امام مجال (عج ) میباشد ؛ يعنی ولايت فقيه در جميع مواقعی كه برای ائمه معصومين (ع ) اثبات گردیده ، نافذ میباشد. وتمام شؤ ون حكومتی كـه ائمـه اطهار(ع ) می توانستند تصدی آنرا به ذمه بگيرند، فقها نيز میتوانند متصدّی آن باشند، مگر مواقعی كه با دليل خاص استثنا شد‌ه‌است .

طـرفـداران ايـن نـظـريـّه ، مـنـصوب بودن فقها را برای رهبری جامعه اسلامی بطور مطلق ، از دلايل ولايت فقيه به کار گیری كرده و به ((ولايت مطلقه )) معتقد گردیده اند. امام خمينی (ره ) می فرمايد:

((ايـن تـوهـم كـه اخـتـيـارات حكومتی فرستاده اكرم (ص ) بيش از حضرت امير(ع ) بود يا اختيارات حـكـومـتی حضرت امير(ع ) بيش از فقيه میباشد ، فسخ و خطا میباشد ... ولايتی كه برای پيغمبر اكرم (ص ) و ائمـه (ع ) مـی بـاشـد، بـرای فـقـيـه هـم ثـابـت اسـت ، در ايـن مـطـلب هـيـچ شـكی نيست .))

همچنين می فرمايد:
((مـعقول نيست بين وُلات فرق قايل باشيم ، زيرا والی هر كس كه باشد (پيغمبر، امام و فقيه ) مـجـری احـكـام الهـی و اقـامـه كننده حدود خداوندی و گيرنده زكات و ماليات متصرف در آنان طبق مـصالح مسلمين میباشد ، به عنوان مثالً برای حدّ زنا، پيغمبر(ص ) صد تازيانه میزند، امام و فقيه نيز اين چنين می كند و در به دست آوردن ماليات نيز يكسان کار می كنند.))

بـنـابـرايـن ، مـواردی كـه حـاكـم و سرپرست امت اسلامی اذن دخالت و تصرّف درآنها را داراست، تخصیص به کارها خاص نداشته ، مشتمل بر همگی مواقعی كه درحوزه دخالت و تصرّف افراد يا جامعه جای دارد نيز میباشد و به عبارتی ولايت پيامبر(ص ) و ائمه (ع )، برای فقيه نيز اثبات میباشد ، مـگـر درمـواردی كـه دليـل خـاصـی داشته باشيم كه اثبات كند شاءنی از شؤ ون ، منحصر ‍ پيامبر(ص ) يا امام معصوم (ع ) میباشد و فقيه حق دخالت در آن را ندارد.

پس فقيه ، تحت عنوان حاكم اسلامی حق دخالت درامور سياسی ، نظامی ، فرهنگی ، اقتصادی ... جامعه اسلامی را داشته و می تـوانـد دسـتـورات ما یحتاج حـكـومـتـی را صـادر كـند، فرماندهان بهتر نيروهای نظامی و انتظامی را عـزل و نـصب كرده ، دستور نبرد يا صلح بدهد، متصدّی قضاوت گردد يا قضات را منصوب كند و با صدور حكم ، حدود الهی را ایفا كند و مجرمان را كيفر دهد، بادولتهای ديگر پيمانهای نظامی ، سـيـاسـی و فـرهـنـگـی بـبـنـدد، مـاليـات بـگـيـرد و درانـفـال و بـيـت المـال عـمـومـی تـصـرّف كـرده ، آنـهـا را بـه مـصـرف مایحتاج بـرسـانـد، و درامـور عـبـادی مـثـل اقـامـه نـمـاز عـيـد فـطـر و قـربـان و نـمـاز جـمـعـه ، حـكـم صـادر كـرده ، نـسبت به نصب و برکنار ائمه آدینه مبادرت كند.

امام خمينی (ره ) در جواب به طومار رئيس جمهور، پيرامون اختيارات حكومت اسلامی ، می فرمايد:
((اگـر اخـتـيـارات حـكـومـت در چهارچوب احكام فرعيّه الهيّه میباشد ، بايد پهنا حكومت الهيه و ولايت مـطـلقـه مـفـوّضـه بـه پیامبر اسلام صلّی الله عليه وآله و سلّم ، يك پديده بی معنی و بی محتوا باشد.

اشاره می كنم به پيامدهای آن كه هيچ كس نمی تواند ملتزم به آن‌ها باشد، برای مثالً خيابان كـشـی هـا كه نیازمند تصرّف در منزلی میباشد ياحريم آن میباشد در چارچوب احكام فرعيّه نيست ، نظام وظـيـفـه واعـزام الزامـی بـه جـبـهـه هـا و جـلوگـيـری از ورود و خـروج ارز و جلوگيری از گران فـروشـی ، قـيـمـت گـذاری ، و جـلوگـيـری از پـخـش مـواد مـخدر و ممانعت اعتياد به هر نحو، غير از مـشـروبـات الكـلی ، حـمـل اسـلحـه بـه هـر نـوع كـه بـاشـد و صـدهـا امـثـال آن كـه از اخـتـيـارات دولت اسـت ، بـنـابـر تـفـسـيـر شـمـا خـارج اسـت و صـدهـا امـثـال ايـنـهـا.

بـايـد عـرض كـنـم حـكـومـت كـه شـعـبـه ای از ولايـت مـطـلقـه پیامبر اللّه صلّی اللّه عليه و آله سلّم میباشد ، يكی از احكام اوليّه اسلام میباشد و مقدم برتمام احكام فرعيه ، حتی نماز و روزه و حج میباشد .

حاكم میتواند مسجد يامنزلی را كه در مسير خيابان میباشد خـراب كـنـد و پـول مـنـزل را بـه صـاحـبـش ردّ كـنـد، حـاكـم مـی تـوانـد مـساجد را در موقع ضرورت تـعـطـيل كند و مسجدی كه ضرار باشد در حالتی که كه رفع ، فارغ از تخريب نشود، حاد كند.

حـكـومـت مـی تـوانـد قـرار دادهـای فقهی راكه خویش بامردم بسته میباشد . در موقعی كه آن تفاهم نامه مـخـالف مـصالح كشور و اسلام باشد، يك جانبه کنسل كند و می‌تواند هر امری را چه عبادی و يا غير عبادی میباشد كه جريان آن مخالف مصالح اسلام میباشد ، از آن مادامی كه چنين میباشد جلوگيری كند. حـكـومـت می‌تواند ازحج كه از فرايض اساسی الهی میباشد درمواقعی كه مخالف صلاح كشور اسلامی دانست موقّتاً جلوگيری كند....))

بازدید : 18
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 12:04


فراگیری بی نقص نماز برای اهل سنت (مشتمل بر طرز نماز تلاوت هم پا با احکام)
نماز اهل سنت + مدرک : آورده شده هنگامی اسرای اهل ایران در قبال خلیفه قرار میگیرند، آنان تحت عنوان احترام به خلیفه مسلمین و یا این که تذلّل با گردن کج دست روی دست می گذاردند، خلیفه تشریفات ترحیم مشهد انگیزه را جویا می‌شود، در پاسخ می‌گویند که‌این‌ها عادت دارا‌هستند زمانی در قبال بزرگی قرار میگیرند، تحت عنوان تذلّل دست روی دست بگذارند.

یادگرفتن شیوه قرائت نماز اهل سنت
یکی قوانینی که نمازگزار می بایست داشته باشد وضو میباشد. وضو سبب عصمت و طهارت تن و صفای روح و روشنی دل میشود و پروسه ایفا آن به ترتیب زیر میباشد:

پیش از هر چیز به آرامی اَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیْمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیْمِ، می‌گوییم. یعنی از شرّ شیطان ترد شده به آفریدگار مدد می‌برم و با اسم آفریدگار بخشنده ی کریم استارت می کنم.

نیت: آن گاه چنین نیت میکنیم: نیت کردم وضو دریافت کردن را جهت تقرّب به درگاه الهی.
شستن دستها تا مچ: دستها را تا مچ میشوییم و توجه می کنیم که لای انگشتان نیز تماماً شسته شوند.
شستن شکل: آن گاه شکل را از بالای پیشانی از محلی که مو سر راز روئیده میباشد و از دو طرف تا گوش و از تحت تا پایین زنخدان سه توشه بدون نقص و ظریف میشوییم.
شستن دست راست: دست راست را از نوک انگشتان تا آرنج سه توشه میشوییم. بایستی دقت داشت که خویش آرنج نیز شسته خواهد شد
شستن دست چپ: دست چپ را نیز همچون دست راست سه توشه میشوییم .
مسح رمز: به دستها آب نو‌ای گرفته و تَر می کنیم. بعد رمز را با دستهای تر لمس می‌کنیم.
شستن پای راست: پای راست را از نوک انگشتان تا قوزک پا سه توشه میشوییم. می بایست اعتنا داشت که قوزک پا و لای انگشتان نیز تماماً شسته شوند.
شستن پای چپ: پای چپ را نیز همچون پای راست سه توشه تا قوزک پا میشوییم.
تیمم : در صورتی آب کافی برای وضو و یا این که برای غسل نبوده و فرد نیز دست‌کم 2 کیلومتر از محل آب مسافت داشته باشد و یا این که به انگیزه مریضی حاذق به استعمال از آب نباشد و یا این که به علّتهای دیگر … به مکان وضو یا این که غسل می بایست تیمم نمود. تیمم عبارت میباشد از زدن کف دستها بر خاک تمیز و کشیدن آنان ابتداء به طور و بعد از آن به دست راست و چپ.

یادگرفتن طرز و دیدگاه تیمم اهل سنت
نیت: پیش از هر چیز به قصد اطاعت از دستور پروردگار نیت می‌کنیم.
زدن کف دستها بر زمین جهت مسح شکل: دو کف دست را بر خاک منزه یعنی جایی که هیچگونه نجاستی در آن جا نبوده میباشد می زنیم. آن گاه آنان‌را بر مجموع شکل می‌کشیم طوریکه هیچ جایی از شکل مسح نشده باقی نماند.
زدن کف دستها بر زمین جهت مسح دو دست: مجدد دستها را بر زمین زده، ابتداء با دست چپ دست راست را تا آرنج مسح می کنیم. ولی خویش آرنج نیز می بایست مسح گردد. بعد از آن با دست راست دست چپ را نیز مسح می‌کنیم. ولی برای مسح دست چپ ما یحتاج وجود ندارد که مجدد دستها را بر زمین زد.
می بایست دقت داشت که هنگام زدن کف دستها بر زمین در‌صورتی‌که خاک و خاشاکی به دستها بچسبد میتوان برای یک توشه به دستها حرکت ملایمی داده و آن‌ها را به دور نمود.
از سایر قوانینی که نمازگزار بایستی داشته باشد تمیز بودن جامه و محل اقامه نماز میباشد؛ چون نماز در واقعیت رمز و نیاز کردن با خدا بوده و موجب تقرّب به درگاه الهی می گردد لذا مایحتاج میباشد جامه و محل اقامه نمازگزار از هرگونه نجاست و کثافات منزه باشد.

همینطور مورد نیاز میباشد نمازگزار به موقع و راز وقت نماز خویش را اداء کند. شایسته ترین وقتها برای قرائت نماز نخستین وقت هر نماز میباشد.

یادگرفتن قرائت نماز از بینش اهل سنت و مذهب حنفی

بازدید : 65
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 11:16


روحانی بهایی اندیشمند بعدازظهر صفویه به‌عامل هوشمندی بالا و تسلط بر علوم و معارف مجال خود، از صاحبان دانایی و کرامات بود.

اجاره خودرو
نسخه اولیه این نوشته‌ی‌علمی به وسیله علی گودرزی نوشته شده و در تاریخ ۱۴۰۰/۰۴/۲۸ توسط زهرا آذرنیوش به‌روزرسانی شد‌ه‌است.

«بهاءالدین محمد بن حسین عاملی» ملقب به «روضه خوان بهایی» از عالمان عصر صفویه است. وی به‌برهان احاطه بر علوم مختلفی چون فلسفه، عرفان، فقه، نجوم، ریاضی، ادبیات، منطق، تشریفات ترحیم مشهد مهندسی، اخلاق و رفتار و تاریخ، حکیم فرزانه مجال خود بود و آثار اکثری از او بر جای باقی‌مانده است. شیخ بهایی یکی از حکما و فیلسوفان بزرگ ایران می‌باشد؛ اما آنچه این حکیم و اندیشمند تبارک را از دیگر پژوهشگران کشور‌ایران متمایز می‌کند، خلال اشراف بر علوم، عجایب مهندسی و کرامات اسرارآمیزی می باشد که در زمینه ی این شیخ تبارک شنیده‌ایم.
شیخ بهایی چه کسی است؟
شیخ بهایی همان طور که از نامش پیدا می باشد، اصالتا ایرانی خلا. او در جبل‌ دلیل لبنان به دنیا آمد، فرصت کودکی را در آنجا طی کرد و در نوجوانی به‌هم پا خانواده‌اش به کشور ایران آمد. پدر شیخ بهایی مدتی را در شهر قزوین ماند و چون حال و روز علمی این شهر را مناسب روئت کرد، قزوین را برای سکونت گزینش کرد. روضه خوان بهایی در قزوین که کانون علمای آن فرصت بود، زیر نظر پدرش و دیگر اساتید، فراگیری دید و به‌برهان ذکاوت بالا، در وقتی کوتاه گوی سبقت را از دیگر هم‌عصران خود ربود. روضه خوان بهایی در بعد از ظهر صفویه به‌عنوان یک کدام از عالمان این بعدازظهر مطرح شد و توانست تحول‌های چشمگیری را در برخی علوم ساخت و ساز کند.

از شیخ بهایی اثرها و تالیفات مکتوب بسیاری برجای مانده که تحقیقات و نظریه‌های او در موضوع‌های متعدد علوم را در بر می‌گیرد. میرداماد یکی از علمای فرصت و از دوستان نزدیک شیخ بهایی بود که در اکثری از مواقع او‌را ملازمت میکرد.

شیخ بهایی علاوه بر تسلط بر علوم زمان، صاحب و مالک شاهکارهای مهندسی و معماری و صاحب کرامت نیز بود
روضه خوان بهایی علاوه بر اشراف بر علوم فلسفی، فقاهتی، نجوم و ریاضیات، مهندسی بی‌بدیل نیز بود. اثرها و بناهای بازمانده از عصر صفویه که طراحی و مهندسی تشکیل داد آنان را اجرا داده می‌باشد، نمونه‌هایی از شگفتی‌ها زمان می‌باشد. از جمله این اثر ها معماری می‌توان به منارجنبان و حمام روضه خوان بهایی در اصفهان اشاره کرد. این دو اثر جزو شاهکارهای مهندسی روضه خوان بهایی محسوب میشوند که تا به امروز مانند آن‌ها طراحی نشده است.

شیخ بهایی را صاحب و مالک کرامت دانسته‌اند و روایت‌های عجیبی از او بر رمز زبان‌ها می باشد. او در قضیه ادبیات نیز تبحر داشت و آثار وی علامت‌دهنده نبوغ ادبی این اندیشمند گرانقدر می‌باشد.

زندگی‌نامه روحانی بهایی
بهاءالدین محمد بن عزالدین حسین عاملی، متخلص به شیخ بهایی در سال ۹۵۳ هجری قمری در روستای «جبع» در جبل‌ادله چشم به جهان گشود. خانواده او بعداز یک‌سال از این روستا به شهر جبل عامل رفتند و در آنجا بومی شدند و شیخ بهایی تا ۱۰ سالگی به‌همراه خانواده‌اش در‌این شهر زندگی کرد. جبل‌ دلیل از مناطق شیعی‌نشین میهن لبنان محسوب می‌شد که با حضور «شهید ثانی» رونق علمی یافت و به‌تدریج تا قرن دوازدهم هجری یکی از بلندمرتبه‌ترین حیطههای علمیه شیعه شد.

عزالدین، پدر روحانی بهایی با شهید ثانی ارتباط نزدیک داشت. با کشته شدن شهید ثانی، عزالدین و خانواده‌اش امنیت ما یحتاج را نداشتند. با دقت به فشار دولت عثمانی بر شیعسان جبل دلیل و همچنین دعوت حکومت شیعی صفوی در سده‌های دهم و یازدهم هجری، پدر شیخ بهایی تصمیم گرفت جبل عامل را شکاف کنند و راهی کشور‌ایران شوند. در آن مجال، بسیاری از علمای جبل برهان به ایران مسافرت کردند. این خانواده در قزوین، پایتخت آن زمان ایران ساکن شدند.

شیخ بهایی به مقام شیخ الاسلام منصوب شد اما شوق و اشتیاق دیدار مکه و سفرهایی به قصد تکمیل دانش، سبب پشت کردن او به این منصب شد
عزالدین در قزوین به‌عنوان بالاترین مرجع فقاهتی در قلمرو صفوی، منصب «روضه خوان‌الاسلامی» را از شاه طهماسب صفوی دریافت کرد. روحانی بهایی زیر نظر پدر خود و دیگر اساتید بعدازظهر صفویه، تحصیل کرد و در حین کوتاهی از تمامی شاگردان هم زمان خود پیش زمین‌خورد. ذکاوت بالا و عملکرد‌های مستمر در استخراج علوم، منجر توفیق وی شد و توانست بر اکثر علوم زمان خود احاطه یابد و عنوان «حکیم» را از آن خود کند. عنوان حکیم برای محققان و اندیشمندانی به کار می‌رفت که بر تمامی علوم عصر خود، تسلط پیدا کرده و مالک لحاظ می‌شدند.
با تغییر‌و تحول پایتخت حکومت صفویان از قزوین به اصفهان، خانواده شیخ بهایی نیز به اصفهان رفته و در این شهر سکونت یافتند. شیخ بهایی در اصفهان به رده «روحانی الاسلامی» دست یافت؛ اما بعد از گذشت مدتی، تمایل خاصی به آن علامت نداد و از شوق و اشتیاق رفتن به مکه، این مقام را کنار نهاد و راهی سفر حج شد. هجرت وی به مکه، مقطع زمان زیادی زمان بر شد و به مرزو بوم‌های مصر و شام نیز مسافرت کرد. او درین سفرها درپی تکمیل دانش خود در ملاقات با پژوهشگران صوفی بود؛ بعداز مهاجرت به اصفهان رجوع و برگشت و تا نقطه پایان عمر در دربار پادشاه عباس صفوی باقی ماند.

روحانی بهایی در طول مدتی که در قزوین دانش یادگرفت، از محضر اساتید بزرگی بهره جست و در حین وقتی که استاد بود نیز شاگردان بسیاری را تربیت کرد که بعضی چون ملاصدرای شیرازی و ملاحسن حنیفی کاشانی، سرآمد عالمان فرصت خود شدند. روضه خوان بهایی علاوه بر دانش و نگرش والا، صاحب خلق و خوی و خویی بی‌پیرایه نیز بود و از فخرفروشی غربت می کرد.


آرامگاه شیخ بهایی کجاست؟
آدرس: مشهد، حرم مطهر امام رضا، ضلع شمالی صحن امام خمینی (ره) (مشاهده روی نقشه)
شیخ بهایی در اصفهان از فقیه رفت؛ اما مزار او در شهر مشهد جای دارد. شاید استدلال انتقال پیکر وی به مشهد، به خواست خود او بوده است. در منابع تاریخی از سفری که شیخ بهایی با پای پیاده در جوار شاه عباس صفوی به مشهد داشته، صحبت به میان آمده می‌باشد. به نظر می رسد ارادت روحانی بهایی به امام هشتم، منجر این مسافرت وی با پای پیاده به مشهد بوده می باشد.

بازدید : 60
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 10:00


صولاًُ می بایست دانست که در آیین اسلام، در هر موضوعی پروردگار حد اواسط را مراعات کرده و به آن دستور داده میباشد و لذا خیر افراط در آن چشم می شود و خیر تفریط و بهمین جهت، امت هم به امت میانه نامیده گردیده است. «و کذلک جعلناکم امّةَ وَسَطاً لتَکونوُا شُهَداءَ علَی النّاس؛ [۶۰]
یکی موضوعاتی که می‌اقتدار در آن حد اواسط را دید، انفاقات و صدقات میباشد؛ تشریفات ترحیم مشهد خدا بلندمرتبه اینگونه فرمان فرموده: خیر آن‌ اندازه انفاق کن که به سرزنش و حسرت بنشینی و خیر دست‌های خویش را به گردن‌بندی و هیچ انفاق ننمایی، بلکه اعتدال را پیشه خویش ساز. «و لا تجعل یدکَ مغلُولةً الی عُنقِکَ و لا تَبسطها تک تکَّ البَسطِ فَتَقعُدَ ملوُماً مَحسوراً.» [۶۱]
انگیزه نزول آیه آن‌طور که از امام درستگو (علیه‌السّلام) نقل شده این بود که قابلیت و امکان نداشت کسی شرفیاب حضور پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گردد و از وی چیزی درخواست کند و حضرت اورا رد سازد.
روزی زنی کودک خویش را نزد وی ارسال کرد و اعلام کرد: در صورتیکه آن حضرت فرمود: چیزی ندارم، بگو بلیز خویش را بده نوباوه نزد وی رفت، حضرت چیزی نداشت، آن نوباوه تی شرت او‌را گرفت آیه فرود آمد که میانروی را ملاحظه کن. [۶۲]

۱۲ - صدقه‌ مورد قبول
[دستکاری]
شکی وجود ندارد در اینکه در جهان، انفاقات روی اغراض شکل می گیرد؛ گاهی برای آوازه در بین عموم، وقتی، برای جبران کردن، و گاه برای متعددی هوادار، روزی بجهت کوبیدن رقیب، و ممکن میباشد برای علت‌های دیگر جاری ساختن گیرد، اما بسیار هم چشم گردیده که برای رضای آفریدگار و بجهت دستور معبود با عظمت و حکیم و داناست. و نیز انفاقات گاهی از متاع حلال و هنگامی از حرام و گاه از محصول شبهه‌ناک شکل می گیرد.
به این ترتیب بایستی کوشید که صدقه و انفاقی که آن‌اندازه ارزنده میباشد و دارنده خاصیت ها اکثری میباشد، با موانعی توام نگردد که مردود شناخته گردد و مقبول حضرت احدیت قرار نگیرد، بلکه تا بتواند می بایست با کوشش بسیار و توجه زیاد، آن را از جنس حلال تنظیم کرده، خالصانه برای علم آموزی خوشنودی خدای تعالی، در خفا و پنهانی، انفاق نموده تا فایده ها نام برده قسمت وی شود.
آفریدگار حالات فُسّاق را که ذکر می‌نماید اینگونه می فرماید: بگو (ای پیغمبر) شما با تمایل یا این که اکره انفاق نمایید، هیچ گاه از شما پذیرفته نخواهد شد؛ چون شما ملت فاسقی می باشید. «قل انفقوا طوعاً اَوْ کَرهاً لن یُتقَبَّلَ منکم اِنّکُم کُنتُم قوماً فاسقینَ.» [۶۳]
و یا این که درباره ریاکاران اینگونه می فرماید: و افرادی که اموال خویش را به دلیل خود نمایی و دیدن عموم انفاق می‌نمایند، و به خداوند و روز قیامت ایمان ندارند (آن‌ها مستکبر و خودستا بوده) و کسی که شیطان دوست وی باشد (مسلّم از وی شغل پذیرفته نخواهد شد) پس شیطان بد هم نشینی میباشد. «و الذین ینفقونَ اموالَهُم رئاءَ النّاس و لا یؤمنونَ باللهِ و لا بالیومِ الآخرِ‌و مَنْ یکُن الشَّیطانُ لَهُ قریناًُ فساءَ‌ قریناً.» [۶۴]
و درخصوص منت‌گذارندگان اینگونه میفرماید: ‌ای عده ای که ایمان دارید! صدقات خویش را با منت و آزار فسخ مسازید، مانند آن‌که متاع خویش را بجهت دیدن عموم انفاق نماید. «یا این که ایّها الّذین آمنوا لاتُبطلوا صدَقاتِنادر بالمن و الاذی کَالَّذی یُنفِقُ کالاَه رئاء النّاس.» [۶۵]
و در مورد شرائط دیگر اینگونه می فرماید: ‌ای گروندگان! از پاکیزه‌های آنچه استحصال کرده‌اید انفاق نمائید و از آن‌چه ما از برای شما از زمین می‌رویانیم و از پلید آن عزم انفاق نکنید، چنانچه که خودتان گیرنده آن نیستید، مگر آنکه از آن دیده‌پوشی فرمائید، و بدانید که آفریدگار بی‌نیاز نیکو میباشد. «یا این که ایها الذین آمنوا انفقوا اینجانب طیبات ما کسبتُم و ممّا اَخرجنا لکم مِنَ الارضِ و لا تیَمَّمُوا الْخبَیثَ منهُ تُنفقونَ و لستُم بآخذیهِ الا اَن تُغمضوا فیه و اعلموا انَّ الله بی نیازٌ حمیدٌ.» .[۶۶]

۱۳ - نحوه‌های پسندیده در صدقه از طریقه احادیث
[بازنویسی]
لحاظ به اینکه احادیث متمم آیه‌ها قرآنی و مبین آن‌هاست، در هر باب و در هر مورد که قرآن وارداتی، احادیث هم تذکراتی داراست و بهمین جهت در مورد صدقات، شیوه‌های نیکو‌ای را ذکر داشته‌اند که بسیار مطلوب میباشد ملت مسلمان در انفاقاتشان آن‌ها‌را ملاحظه کرده و بکار مارک:

۱۳.۱ - حلال بودن
یکی اصحاب امام درست گو (علیه‌السّلام) گوید: به آن حضرت پهنا کردم: اینجانب دو آیه از قرآن را آزمون کردم به سود نرسیده‌ام، حضرت فرمود: کدامند؟ گفتم: این آیه که آفریدگار فرموده: ‌من‌را بخوانید اینجانب دعای شما‌را اجابت می کنم. ادعونی اَستَجِب لکم. [۶۷]
ما اورا می خوانیم اجابت را نمی بینیم! فرمود: آیا اینگونه می‌بینی که پروردگار خلف وعده می‌نماید؟ گفتم: خیر. فرمود: پس چه طور میباشد؟ گفتم: نمی‌دانم، فرمود: اینجانب تورا از آن خبر می ‌دهم: هر کس آفریدگار را در آنچه به آن امر داده دستور پیروزی، سپس او‌را از جهت و حوزه‌ دعا بخواند، اجابت خواهد کرد. گفتم: جهت و منطقه دعا چیست؟ حضرت فرمود: ابتداء میکنی بنام خداوند، آنگاه اورا حمد می گویی و به بزرگی حافظه می کنی و نعمت‌های اورا که بر تو ارزانی داشته خاطر می نمایی، آن‌گاه اورا شکر میکنی، آن گاه بر فرستاده و آل وی سلام می‌فرستی، آن‌گاه گناهان خویش را متذکر می‌شوی، پس اقرار به آن می نمایی. بعد از آن پرسید: آیه دیگر کدام میباشد؟ گفتم: گفتار معبود: «و ما انفقتُم اینجانب شیءٍ فهوَ یخلِفهُ؛ [۶۸] آنچه انفاق میکنید از چیزی پس آفریدگار آن را عوض می دهد.» و اینجانب انفاق میکنم و بدل آن را نمیبینم!
حضرت فرمود: آیا خلف وعده را در وی می‌بینی؟ گفتم: خیر فرمود: پس چه طور میباشد؟ گفتم: نمی‌دانم. حضرت فرمود: چنانچه یکی شما فرآورده حلالی را استخراج نماید و در خط مش خداوند انفاق کند، هیچ درهمی را انفاق نمی‌نماید، مگر آنکه آفریدگار عوض آن را خواهد بخشید. «لو انّ احدکُمُ اکتسَبَ المالَ اینجانب حلّهِ و انفَقَ فی حقّهِ لَم یَنفق درهماً الا اخلف الله علیه.» [۶۹]

۱۳.۲ - انفاق فارغ از منت
از علی (علیه‌السّلام) داستان گردیده: پردیس بر سه طائفه حرام باشد: اینجانبّان (منت‌گذار) قتّات (حرف‌چین)، مدمن الخمر (هر که از میل کردن شراب باکی ندارد یا این که آنکه دایم می خورد). «تحرمُ الجنّة علی ثلاثةٍ، علی المنّانِ، و علی القتّاتِ و علی مدمِنِ الخَمرِ.» [۷۰]

۱۳.۳ - پنهانی صدقه دادن
شکی وجود ندارد درین‌که انفاق در پنهانی برای بشر، تندرست‌خیس میباشد تا آشکارا؛ چون آدمی بایستی خویش ساخته باشد که بتواند خویش را از ریاودورویی مراقبت نماید و از طرفی تصاحب کردن صدقه برای طرف نیز سهل و آسان‌خیس است، چون در انفاق آشکار، ممکن میباشد فرد حاجتمند شرمندگی بکشد.
و شاید بهمین جهت باشد که از فرستاده اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گفته شده: چهار چیز از ثروت‌های خوبی میباشد: کتمان حاجت، کتمان صدقه، کتمان مرض و کتمان مصیبت. «اربعة اینجانب کنوز البرِّ: کتمانُ الحاجة ِ و کتمانُ الصدقهِ و کتمان المرض، و کتمان المصیبةِ.» [۷۱]
و از امام درستگو (علیه‌السّلام) آورده شده: ‌آنچه را که آفریدگار بر تو واجب کرده، آشکار کردن آن خوب از نهفته نمودن آنست و آنچه مستحبی میباشد مخفی کردن آن از علنی کردن خوب میباشد و درصورتی که انسانی زکات مالش را بر گردنش حمل نماید و آشکارا تقسیم کند، این کار بسیار نیکوست. «تک تکّما فرضَ علیکَ فاعلانهُ افضل اینجانب اسراره و ما کان تطوعاً فاسرارهُ افضلُ اینجانب اعلانِهِ، و لو انّ رجلاً حمل زکات جنسِه علی عاتقیه فقسّمَها علانیةً، کان ذلک حسناً جمیلاً.» [۷۲]

۱۳.۴ - انفاق به قوم و قبیله
انفاق نسبت به خویشان و خویشاوندان، هم صدقه میباشد و هم لینک و پیوند خویشی، چنان‌که از فرستاده معبود (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ماجرا گردیده: صدقه بر مسکین صدقه میباشد و بر خویشاوند صدقه و صله میباشد. «الصدقة علی مسکینِ صدقةٌ، و هی علی ذی رحمٍ صدقةٌ وصلة.» [۷۳]
از حسین بن علی (علیهما‌السّلام) قصه گردیده که: از فرستاده خداوند (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که فرمود: به هر که متکفل کارها آنان هستی، ‌ابتداء کن؛ مادرت، پدرت، خواهرت و برادرت، بعد از آن پائین‌خیس آن گاه پائین‌خیس و فرموده: صدقه‌ای وجود ندارد در حالتی که که قوم و قبیله محتاج باشد. «سمعتُ فرستاده الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یقول: ابدَ بمن تعولُ امّکَ، و اباکَ، و اختَک، و اَخاکَ، ثمَّ اَدناکَ فاَدناکَ و قالَ: لا صدقةَ‌ و ذو رحمٍ محتاجٌ.»

بازدید : 62
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 10:57


حجّ در لغت در معنای تصمیم به شیء معظم میباشد و در شرع مقدس اسلام عزم و قصد ملزم به بیت الله الحرام با اوصاف منحصربه‌فرد در حین اختصاصی و با شرائط بالخصوص را هست. [۱]
گروهی از مفسرین اسلامی حج را ‹‹قصد منزل پروردگار کردن برای ایفا مناسک و اعمالی خاص در میهن منزل معبود›› تعریف‌و‌تمجید کرده اند و برخی دیگر حج را اسمی برای گروه مناسکی ‌اند که در مشاعری خاص ( منا، مشعر، عرفات) جاری ساختن می گردد و در واقع حج درین معنا فقط قصد منزل آفریدگار کردن تشریفات ترحیم مشهد وجود ندارد. با صرف لحاظ از اشکالات تعریف و تمجید نخستین و دوم در سومی تمجید، بعضا حج را قصد منزل معبود کردن و به جا آوردن اعمالی خاص در مشاعری خاص تعریف و تمجید کرده‌اند.
در‌این تمجید هم ‹‹قصد›› آمده، هم ‹‹جاری ساختن اجرا›› و هم قید ‹‹مشاعر خاص›› که‌این تعریف و تمجید بی نقص‌خیس و جامع‌خیس به لحاظ می رسد.

۲ - عنایت
[بازنویسی]
امام خمینی در تحریرالوسیله می‌نویسد: «هو اینجانب موادتشکیل دهنده الدین، وترکه اینجانب الکبائر. و هو واجب علی تمامّ اینجانب استجمع الشرائط الآتیة.» [۲] یعنی حجّ از عنصرها آئین میباشد و سوراخ آن از گناهان کبیره می باشد و آن بر کلیه افرادی که شرائط حجّ در آنها گردآوری خواهد شد، واجب میباشد.
در مداقه حجّ و در مذمّت رخنه‌ آن احادیث مختلفی وارداتی میباشد که به یک مثال اشاره می‌گردد؛ امام درستگو (ع) فرمودند: «مَن ماتَ و لم یحجّ حجّة الاسلام و لم یَمْنعه اینجانب ذلک حاجةٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، وی فرمانروا یمنعه، فلیمت یهودیاً وی نصرانیاً»[۳] «هر کس بمیرد و هم اکنون آن‌که حجةالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که بازدارنده جاری ساختن حج خواهد شد یا این که مرضی که در آن تحمل جاری ساختن حج را نداشته باشد یا این که پاد شاه ظالمی بازدارنده از حج خواهد شد، پس بمیرد یهودی یا این که نصرانی».


۳ - معنای کلمه حج
[دستکاری]
معنای کلمه و واژه عربیِ حَجّ یا این که حِجّ، استدلال و دلیل آوردن و امری اساسی را قصد کردن، مذکور میباشد. [۴][۵][۶]

۴ - معنای اصطلاحی
[بازنویسی]
منظور از حج در متن ها و منابع اسلامی، برای مثال منابع فقاهتی، عازم شدن به سمت بیت اللّه الحرام به خواسته به جا آوردن انجام و عباداتی ویژه در وقتی خاص میباشد.
به تعبیر و تفسیر بعضی فقها، اصطلاح دینیِ حج بر دسته اعمالی دلالت داراست که در جای ‌هایی خاص در مکه ایفا می گردند. [۷][۸][۹]

۵ - تمجید مناسک حج
[بازنویسی]
به آحاد شغل های عبادی دین حج، مناسک حج میگویند. [۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴]
واژه و کلمه مناسک (توده مَنْسَک) به معنای جای یا این که فرصت عبادت، عبادت کردن و محل ذبح میباشد که توسع معنایی یافته و بر تمامی کارهایی که حج‌گزار در مکه اعمال میدهد، اطلاق می گردد. [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

۶ - شعائر حج
[دستکاری]
هم‌اینگونه تعابیر شعائر حج و شعائراللّه نیز به همین مضمون‌ به شغل رفته‌اند. [۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]

در پاره‌ای موردها، شعائر حج بر مظاهر و علامت‌های حج اطلاق شد‌ه‌است. [۲۳][۲۴][۲۵]
مثلا معانی شایع واژه و کلمه حج در منابع دینی، به ویژه وقتی که در قبال اصطلاح «عمره» به فعالیت می‌رود، آن نصیب از احکام و مناسک حج میباشد که در چهارچوب مناسک عمره قرار نمی‌گیرد (به عنوان مثالً اصطلاح حج تمتع در قبال عمره تمتع به فعالیت می‌رود [۲۶]).

۷ - حج اکبر
[بازنویسی]
در حدیثی، خواسته از تفسیر قرآنیِ «حج اکبر»، [۲۷] حج سال نهم هجری که مسلمان ها و مشرکان با یکدیگر حج گزاردند، نام برده میباشد. [۲۸][۲۹]
به علاوه، گاه منظور از حج اکبر را حج نبی اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم یا این که حجی که در آن روز عرفه با آدینه مصادف خواهد شد، دانسته‌اند، هم‌اینگونه تعبیر و تفسیر نام برده بر حج تمتع یا این که بخشی از مناسک آن و در قبال، تعبیروتفسیر حج اصغر بر عمره تمتع اطلاق گردیده است. [۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴]

۸ - روز حج اکبر
[دستکاری]
مراد از روز حج اکبر (یومَ الحَجِّ الاَکبَر، برگرفته از آیه ۳ توبه [۳۵]) در روایات، روز عید قربان [۳۶][۳۷] و نیز روز عرفه (روز نهم ذیحجه) [۳۸][۳۹][۴۰] دانسته گردیده‌است.

۹ - اسامی روزهای خاص
[دستکاری]
در منابع فقاهتی، به تبع روایات، برای روزهای اختصاصیِ مناسک حج در ماه ذیحجه، اسم‌ها و تعبیرهای خاصی به شغل رفته میباشد، مثلا روز تَرْوِیه برای روز هشتم، روز عرفه و روز مشهود برای روز نهم، روز نَحر (قربانی کردن) برای روز دهم، روزها معدودات، روزها تشریق و روزها مِنا برای روزهای یازدهم تا سیزدهم، روز قبر برای روز یازدهم و روز تحصیب برای روز چهاردهم. [۴۱][۴۲]

۱۰ - حج در قرآن
[بازنویسی]
در قرآن، آیه‌ها زیادی درباره حج آمده و حج، تکلیفِ افراد مستطیع [۴۳] و از شعائر تبارک و سزاوار تعظیم [۴۴] به شمار رفته میباشد.
سازه بر آیه ۲۷ حج، [۴۵] حضرت ابراهیم علیه‌السلام مأمور شد که حکم حج را به عموم ابلاغ نماید.
قرآن حج را عبادتی معرفی کرده که هنگامی مشخص داراست و هلال، نماد حلول ماه تازه و فرا وصال موسم آن میباشد. [۴۶]
هم‌اینگونه در قرآن به مشخص و معلوم بودن ماه‌های برگزاری حج تصریح شد‌ه‌است. [۴۷]
بر این پایه، ترسیم جاهلیِ تغییر و تحول ماه‌های حرام و جلو پرتاب کردن یا این که تأخیر اجرای مناسک حج (یا این که به تفسیر قرآن، نَسیءْ) مردود اعلام شد‌ه‌است. [۴۸]
در نشانه‌ها گوناگون دیگری به مناسک و احکام شرعی و اخلاقی حج پرداخته گردیده است، به عنوان مثال تشریع حج تمتع برای غیر هم محلی مکه و مجاوران بقعه، [۴۹] وقوف در مشعرالحرام و عرفات یاور با آداب آن، [۵۰] احکام مرتبط با قربانی کردن [۵۱][۵۲] و شکار کردن (صید) در مناسک حج، [۵۳][۵۴] وجوب طواف منزل معبود [۵۵] و عملکرد دربین صفا و مروه، [۵۶] روا نبودن تراشیدن مو سر راز قبل از ایفا قربانی، [۵۷] تایید صلاحیت دستیابی و بیزنس در حج، [۵۸] بعضا شغل های ممنوع یا این که مذموم در هنگام مراسم حج، مانند مجادله و مباشرت با همسر [۵۹] و مخالفت با برخی سنّت‌های ناپسند جاهلی در ایفا حج. [۶۰]

۱۱ - حج در روایات
[بازنویسی]


۱۱.۱ - مکان‌گاه
در روایات، حج از موادتشکیل دهنده آئین اسلام [۶۱][۶۲][۶۳][۶۴] و از برگزیدگان امور و نفیس ‌ترین فرایض [۶۵][۶۶][۶۷] به شمار رفته میباشد.
حضرت علی علیه‌السلام حج را جهاد ناتوانان نامیده [۶۸] و در وصیت خویش، معدود‌ترین دستاورد آن را آمرزش گناهان دانسته میباشد [۶۹] (نیز برای مثال روایات اهل سنّت از رسول به‌این منبع مراجعه نمایید [۷۰]).
ادا نکردن یا این که به تأخیر پرتاب کردن حج واجب در روایات به شدت شماتت و موجب بروز اثرها و تبعات منفی مادی و اخروی اعلام شد‌ه‌است. [۷۱][۷۲][۷۳]
حج در روایات چنان اهمیتی داراست که بر زمام‌دار مسلمانها فرض گردیده که در صورتیکه عموم فریضه حج را وانهند، آن‌ها را به ایفا دادن آن وادارد و در شکل نیاز، هزینه مسافرت را از مال همه مردم تأمین نماید. [۷۴][۷۵][۷۶]

۱۱.۲ - حکمت‌های تشریع
روایات زیادی به حکمت تشریع حج پرداخته‌اند.
امام علی در مورد ها مختلف، شماری از این حکمت‌ها را خاطر نموده است، برای مثال تواضع مسلمان ها در قبال عظمت و عزت معبود، رهایی از تکبر، آزمایشی والا برای تحمل مشقت‌ها، قربت مسلمان ها به یکدیگر، آماده شدن اسباب و اثاث تقرب به معبود و عفو الهی. [۷۷][۷۸][۷۹][۸۰]
حضرت فاطمه درود‌اللّه‌علیها حج را ادله پایدار ساختن آئین شمرده میباشد. [۸۱]
امام راستگو علیه‌السلام گرد وارد شدن مسلمان ها از نقاط گوناگون دنیا، آشنا شدن آن‌ها با یکدیگر، فایده بردن از منافع متفاوت تجاری و یادگرفتن معارف و روایات فرستاده اکرم را از حکمت‌های حج خوانده میباشد. [۸۲]
امام رضا علیه‌السلام نیز برخی حکمت‌های تشریع حج را اینگونه برشمرده میباشد:
داخل شدن به مهمان‌سرای پروردگار و توبه از گناهان قبل، نهی کردن تن از تقلید خواست‌ها و لذایذ نفسانی، دورشدن از سنگ‌دلی و ناامیدی، برآورده شدن نیازهای عموم، سود‌مندی بشر‌ها از منافع اقتصادی حج، تفقه و شناخت عموم با آئین. [۸۳]

۱۱.۳ - مناسک
ضمن احادیثی که‌ به صورت کلی به حکمت حج پرداخته‌اند، شماری از روایات، حکمت هر کدام از مناسک حج را بیان کرده‌اند، از آن گزاره میباشد سوال‌های شبلی از امام سجاد و جواب‌های حضرت و نیز حدیثی از امام راست گو. [۸۴]

۱۲ - حج در صحبت عرفا
[بازنویسی]
بعضا از عارفان و علمای خلق و خوی هم حکمت‌های حج و اسرار و آداب اجرا آن را مطرح کرده‌اند.

بازدید : 18
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 13:11


عبدالرزاق احمد سَنْهوری (۱۳۱۳ـ۱۳۹۱ق/ ۱۸۹۵ـ۱۹۷۱م): در کارایی برای تلفیق نظام خلافت و استقلال دولت‌های مسلمان، برنامه ای اعطا کرد که در آن بر تشکیل سازمان‌های در میان‌المللی تشریفات ترحیم مشهد اسلامی تأکید گردیده بود. این سازمان‌ها با ساخت مناسبات فرهنگی فی مابین ملل مسلمان و ساخت و ساز وحدت اعتقادی ـ فرهنگی در بین آنها جایگزین بنیان خلافت می شد. در‌این طرح، خلیفه مدیریت افتخاری کلیه دولت‌های اسلامی و صرفآ دارنده اختیارات مذهبی و فاقد اختیارات سیاسی بود.[۶۰]

ابوالکلام آزاد (۱۳۰۵ـ۱۳۷۷ق / ۱۸۸۸ـ ۱۹۵۸م): با تبیین نظام خلافت تحت عنوان حکومتی با مبنای قرآنی، خلال حفاظت قاطعانه از اصل نظام خلافت، بر انتخاب خلیفه از روش آرای اهل حل و عقد تأکید ورزیده میباشد.[۶۱] وی بعداز الغای خلافت عثمانی، به‌فکر‌های ملی‌گرایانه تمایل یافت و حتی سیاست‌های غیرمذهبی آتاتورک را توجیه کرد.[۶۲]

ابوالاعلی مودودی (۱۳۲۱ـ۱۳۹۹ق/ ۱۹۰۳ـ۱۹۷۹م): بر مبنای عقیده آرمانی خلافت به مدد از این نظام پرداخت ولی وی خیر تنها درباره قریش بلکه درباره هیچ مجموعه یا این که قومی قائل به انحصار خلافت خلا و توان خلیفه را هم محصور و منوط می‌دانست. وی برای مثال خلافت‌گرایانی بود که خلال تأکید بر تقسیم و استقلال قوا در ساختار سیاسی، ولایت خلیفه را نوعی وکالت از جانب نمایندگان ملت (در واقع ملت) می‌دانست و به عموم‌سالاری[۶۳] تمایل داشت.[۶۴]

دیگرافراد: خلافت آرمانی از نگرش صاحب بن رسول، اندیشمند جزایری، حکومت عموم‌سالارانه خلافت تا قبل از نزاع صِفّین بود و وی به رجوع و برگشت مسلمانها به عموم‌سالاری اصیل اسلامی (با تأکید بر بها‌هایی زیرا آزادی ذکر و فکر، و رهایی از استبداد) آرزو داشت.[۶۵] با این حالا، در آرای وی از احیای دوباره نظام خلافت خبری وجود ندارد. این دستور در آرای حسن البنّا (۱۳۲۴ـ۱۳۶۸ق/ ۱۹۰۶ـ۱۹۴۹م)، رهبر اخوان‌المسلمین مصر، به سیرتکامل‌ای مختلف بروز نموده است. بنّا اگرچه خلافت را یکی عناصر آیین اسلام و مایه وحدت اسلامی تلقی میکرد، بر احیای نقش فقاهتی بنیان خلافت تأکید می‌ورزید.[۶۶]

احیای خلافت اسلامی
بعد از الغای خلافت عثمانی، برخی از اشخاص و جریان‌ها درصدد برپایی دوباره خلافت اسلامی برآمدند. «حافظی حضور» در بنگلادش با شالوده‌گذاری جنبشی شبیه تکان خلافت و همنام آن، یار و همدم با تحرکات سیاسی ـ مذهبی عظیم، درصدد احیای خلافت برآمد. حضور فعال این حرکت در صحنه سیاسی بنگلادش در دهه ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰م در پوسته اتحادیه‌ای به اسم «مجلس شغل مشترک» که متشکل از یک سری مجموعه اسلامی بود، به منازعات داخلی عظیم دربین حافظی حضور و حامیان وی با دولت وقت بنگلادش انجامید و دستگیر فعالان این حرکت، حبس خانگی حافظی حضور و محدودیت کار‌های این تکان را درپی داشت.[۶۷]

تحرک دیگر، اعلام تشکیل دولت خلافت تحت عنوان یگانه دولت مشروع اسلامی به دست جمال‌الدین بن رشید کابلان (خوجا اوغلو)، فقید شرعی اهل ترکیه، در دهه ۱۳۷۰ش/۱۹۹۰م بود. این دولت مطابق مبانی فقاهتی دیرین اهل سنّت درباره خلافت، توأم با مقتضیات دنیای تازه صورت گرفته بود.[۶۸] طرح کابلان نسبتاًً به عبارتی طرح سنهوری بود، با این تفاوت که وی برخلاف سنهوری، خلیفه را خیر مقامی تشریفاتی بلکه بالاترین رده اجرایی دنیا اسلام می‌دانست و بر احیای سنّت بیعت و مظاهر اسلامی زیرا تاریخ هجری (به‌مکان تاریخ میلادی) و اجرای احکام فقاهتی تأکید می‌ورزید. خلال آنکه بر ابقای مرکزیت معنوی خلافت در استانبول پای می‌فشرد.[۶۹]

دسته داعش، از نو‌ترین داعیان ساخت‌و‌ساز خلافت اسلامی میباشد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 484
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 81
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 299
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 604
  • بازدید ماه : 604
  • بازدید سال : 2132
  • بازدید کلی : 30895
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی