هرجايي كه انديشه آدم فارغ از رابطه با وحي گسترش پيدا كرده قطعا اسطوره حضور داشته میباشد
در كشور ما اين جريان نماينده شاخص فكري نداشت، تشریفات ترحیم مشهد زيرا دين اسلام به سیرتکامل اي عرضه گردیده و مفاهيمي دارااست كه قابل اسطوره شدن نميباشد؛ اسطوره مانند سيمرغ (پديدهاي اسطورهاي) میباشد و آيا ميقدرت امام حسين (ع) را به سيمرغ تبديل كرد؟ امام درست گو (ع) كه4000 فراگیر داشته كه هر كدام هزاران حكمت اراائه دادهاند را نمياقتدار اسطوره پنداشت.
اسطوره قابل تقليل به دين نميباشد؛ اسطورههاي باستاني اساسا سبقه فرهنگي بيشتري داراهستند ولي اسطوره در حین تاريخ از دانشِ مجزا از وحي غیروابسته نبوده میباشد؛ هرجايي كه انديشه آدم سوای رابطه با وحي توسعه پيدا كرده مسلما اسطوره حضور داشته میباشد برخلاف تقسيم بندي اگوست كنت كه اظهارکرد عالم سه برهه زمانی گرانقدر را پشت راز گذارده میباشد:
1- بازه رباني - اسطورهاي كه پيشا يوناني در قول هومر میباشد؛ كه عموم با اسطوره دنیا را درك ميكردند.
2- بازه زمانی عقلي - فلسفي در عهدوپیمان يونان باستان؛ كه عموم با عقل عالم را تفسير ميكردند.
3- بازه زمانی علمي- تجربي در عهد و پیمان امروزی؛ كه عموم با دانش دنیا را تفسير ميكردند.
الان در غرب صدها كتاب در خصوص ارتباط دانش با اسطوره درج شده میباشد؛ دانش در شرایطی که به وحي وصل نشود ناگزير از رابطهگيري با اسطوره میباشد؛ زيرا دانش پیاله تنگي براي پاسخگويي به کلیه نيازهاي آدم میباشد.
علامه دهر هم بشوي، حسين نداشته باشد گير ميكني؛ پزشك کارشناس هم باشي ولي در صورتیکه بيماري گرفتار شوي با کلیه متخصصين دنيا هم مرتبط باشي نميتواني كاري كني مگر حسين به تو شفا دهد.
آن ها كه حسين ندارند به اسطوره مدد مي بردند؛ اسطوره بالاتر از آدم میباشد با اينكه ساخته آدم میباشد ولي بالاتر از اوست. حسن اسطوره اين میباشد كه غیر قابل فهم میباشد، سمبليك میباشد، رازوَش میباشد.
در مورد اسطورهها مگر چقدر مياقتدار صحبت زد نهايتا با 10 تا شعر مجموع ميخواهد شد ولي در زمینهی حسين 15 قرن میباشد كه کلیه دانا صحبت ميزنند و هنوز در حسين کلامهايي میباشد كه گفته نشده میباشد، اما اسطوره مصداقي مانند سيمرغ و رستم مراد اینجانب میباشد.
اسطوره هميشه افسانه نيست، گاهي قصه خارقالعادهاي میباشد كه واقعيتي را بيان ميكند گاهي هم حقيقتي را بيان ميكند ولي واژگاني كه اين حقيقت را بيان ميكند، رابطه حقيقي ندارد.
ويژگيهاي اسطوره:
1- اسطوره رمزي میباشد؛ يعني در هر عصراي مطلوب با فضاي آن بعدازظهر بايد درک خواهد شد؛ در صورتیکه چيزي رمزي شد تاريخي درك ميگردد و حتي ممكن میباشد كاملا ضد هم باشد ولي از مجال كربلا تا حال تفسيري از كربلا كه ضد هم باشد يافت نشده میباشد.
در آحاد اين 15 قرن بیان شده میباشد كه حسين دنبال عدل و داد میباشد، ضد ظلم میباشد و اينها اثباتهاي ماجرا كربلا میباشد، اما ممكن میباشد فردي اين را كم گفته باشد و ديگري كامل ولي روح اصلي آن حاكم میباشد.
2- اسطوره خاستگاه تاريخي نامعلومي دارااست همين الان مشخص و معلوم نيست رستم براي چه قرني میباشد؟ گذشته اسلام يا آنگاه اسلام اگرچه وقتي خویش را تبيين ميكند تاريخي مطرح ميگردد ولي خاستگاه تاريخي نامعلومي دارااست؛ انگار اساسی هم نيست كه مجال آن معین خواهد شد بلكه پيامي دارااست كه آن اصلی میباشد.
واقعي يا غير واقعي بودن اسطوره اساسی نيست؛ شاهنامه فردوسي 74000 بيت میباشد و تمامی اينها نقل شده تا 16 بيت پایان را به عموم ايران بيان كند كه ايراني كه يك روز كشور داشتي و ديگران زير پاي تو بودند چه گردیده كه امروز تا اين اندازه اسير عربها گردیدهاي؟ چرا الان لهجه اداري و رسمي شما عربي میباشد؟ فردوسي با پادشاه محمود غزنوي قول كرده بود كه وقتي شاهنامه را نوشت آن را در سراسر قلمرو ايران براي عموم بخوانند و وقتي در همگی جاي ايران شاهنامه را خواندند 6ماه آنگاه سلسله غزنويان سقوط كرد؛ شاهنامه يك پيامي دارااست.
حسين اسطوره نيست، حسين خاستگاه تاريخي دارااست؛ اتفاقات كربلا طبيعي میباشد؛ ما يك حسين مانند زورو صحیح نكردهايم، ابالفضل هم زورو نيست كه به کلیه پهلوانيشان جنگيدهاند و جراحت ديدهاند و شهيد گردیدهاند.
هرجايي كه انديشه آدم فارغ از رابطه با وحي گسترش پيدا كرده قطعا اسطوره حضور داشته میباشد
در كشور ما اين جريان نماينده شاخص فكري نداشت، تشریفات ترحیم مشهد زيرا دين اسلام به سیرتکامل اي عرضه گردیده و مفاهيمي دارااست كه قابل اسطوره شدن نميباشد؛ اسطوره مانند سيمرغ (پديدهاي اسطورهاي) میباشد و آيا ميقدرت امام حسين (ع) را به سيمرغ تبديل كرد؟ امام درست گو (ع) كه4000 فراگیر داشته كه هر كدام هزاران حكمت اراائه دادهاند را نمياقتدار اسطوره پنداشت.
اسطوره قابل تقليل به دين نميباشد؛ اسطورههاي باستاني اساسا سبقه فرهنگي بيشتري داراهستند ولي اسطوره در حین تاريخ از دانشِ مجزا از وحي غیروابسته نبوده میباشد؛ هرجايي كه انديشه آدم سوای رابطه با وحي توسعه پيدا كرده مسلما اسطوره حضور داشته میباشد برخلاف تقسيم بندي اگوست كنت كه اظهارکرد عالم سه برهه زمانی گرانقدر را پشت راز گذارده میباشد:
1- بازه رباني - اسطورهاي كه پيشا يوناني در قول هومر میباشد؛ كه عموم با اسطوره دنیا را درك ميكردند.
2- بازه زمانی عقلي - فلسفي در عهدوپیمان يونان باستان؛ كه عموم با عقل عالم را تفسير ميكردند.
3- بازه زمانی علمي- تجربي در عهد و پیمان امروزی؛ كه عموم با دانش دنیا را تفسير ميكردند.
الان در غرب صدها كتاب در خصوص ارتباط دانش با اسطوره درج شده میباشد؛ دانش در شرایطی که به وحي وصل نشود ناگزير از رابطهگيري با اسطوره میباشد؛ زيرا دانش پیاله تنگي براي پاسخگويي به کلیه نيازهاي آدم میباشد.
علامه دهر هم بشوي، حسين نداشته باشد گير ميكني؛ پزشك کارشناس هم باشي ولي در صورتیکه بيماري گرفتار شوي با کلیه متخصصين دنيا هم مرتبط باشي نميتواني كاري كني مگر حسين به تو شفا دهد.
آن ها كه حسين ندارند به اسطوره مدد مي بردند؛ اسطوره بالاتر از آدم میباشد با اينكه ساخته آدم میباشد ولي بالاتر از اوست. حسن اسطوره اين میباشد كه غیر قابل فهم میباشد، سمبليك میباشد، رازوَش میباشد.
در مورد اسطورهها مگر چقدر مياقتدار صحبت زد نهايتا با 10 تا شعر مجموع ميخواهد شد ولي در زمینهی حسين 15 قرن میباشد كه کلیه دانا صحبت ميزنند و هنوز در حسين کلامهايي میباشد كه گفته نشده میباشد، اما اسطوره مصداقي مانند سيمرغ و رستم مراد اینجانب میباشد.
اسطوره هميشه افسانه نيست، گاهي قصه خارقالعادهاي میباشد كه واقعيتي را بيان ميكند گاهي هم حقيقتي را بيان ميكند ولي واژگاني كه اين حقيقت را بيان ميكند، رابطه حقيقي ندارد.
ويژگيهاي اسطوره:
1- اسطوره رمزي میباشد؛ يعني در هر عصراي مطلوب با فضاي آن بعدازظهر بايد درک خواهد شد؛ در صورتیکه چيزي رمزي شد تاريخي درك ميگردد و حتي ممكن میباشد كاملا ضد هم باشد ولي از مجال كربلا تا حال تفسيري از كربلا كه ضد هم باشد يافت نشده میباشد.
در آحاد اين 15 قرن بیان شده میباشد كه حسين دنبال عدل و داد میباشد، ضد ظلم میباشد و اينها اثباتهاي ماجرا كربلا میباشد، اما ممكن میباشد فردي اين را كم گفته باشد و ديگري كامل ولي روح اصلي آن حاكم میباشد.
2- اسطوره خاستگاه تاريخي نامعلومي دارااست همين الان مشخص و معلوم نيست رستم براي چه قرني میباشد؟ گذشته اسلام يا آنگاه اسلام اگرچه وقتي خویش را تبيين ميكند تاريخي مطرح ميگردد ولي خاستگاه تاريخي نامعلومي دارااست؛ انگار اساسی هم نيست كه مجال آن معین خواهد شد بلكه پيامي دارااست كه آن اصلی میباشد.
واقعي يا غير واقعي بودن اسطوره اساسی نيست؛ شاهنامه فردوسي 74000 بيت میباشد و تمامی اينها نقل شده تا 16 بيت پایان را به عموم ايران بيان كند كه ايراني كه يك روز كشور داشتي و ديگران زير پاي تو بودند چه گردیده كه امروز تا اين اندازه اسير عربها گردیدهاي؟ چرا الان لهجه اداري و رسمي شما عربي میباشد؟ فردوسي با پادشاه محمود غزنوي قول كرده بود كه وقتي شاهنامه را نوشت آن را در سراسر قلمرو ايران براي عموم بخوانند و وقتي در همگی جاي ايران شاهنامه را خواندند 6ماه آنگاه سلسله غزنويان سقوط كرد؛ شاهنامه يك پيامي دارااست.
حسين اسطوره نيست، حسين خاستگاه تاريخي دارااست؛ اتفاقات كربلا طبيعي میباشد؛ ما يك حسين مانند زورو صحیح نكردهايم، ابالفضل هم زورو نيست كه به کلیه پهلوانيشان جنگيدهاند و جراحت ديدهاند و شهيد گردیدهاند.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم