پیدایش فرقههای امامیه
عموماً بعداز درگذشت هر امام بین طرف داران وی اختلاف می فتاد. برخی آن امام را غایب بودن کرده میدانستند؛ مثل واقفیه و برخی فرزند ارشد اورا امام میدانستند. بعضی به جهت عدم صلاحیت یا این که مرگ فرزند ارشد فرزند دوم را امام میدانستند و برخی دیگر اخوی اورا لایق امامت میدانستند. بعضی به جهت صغارت فرزند امام اخوی اورا خوب میدانستند و بعضی دیگر صغارت را عیب ندانسته و فرزند خردسال را امام میدانستند و از وی تاسی میکردند. درین در بین دستههایی هم کلاً از امامیه بریدند و اشخاص دیگری را که علوی نبودند امام دانستند یا این که حتی پیغمبر دانستند که در کتاب ها فرق شیعه اسم و سیرت آنان نوشته شده اما دیگر امامیه محسوب نمی شوند. خلاصه اینکه تعداد متعددی فرقه پدیدآمد که بعضی نیز حتی از دستورهای اساسی اسلام مثل عدم شرب خمر یا این که عدم زنا تعرض تشریفات ترحیم مشهد کردند.
بعضا از فرقههای امامیه
کاملیه: کاملیه رهروان ابی بی نقص میباشند و وی صحابه را به جهت اینکه با علی بیعت نکردند کافر میدانستند و نیز علی را به جهت اینکه امامت را طلب نکرد کافر میدانستند.[۷]
محمدیه: رهروان و دیده براه ظهور محمد بن عبدالله نفس زکیه میباشند.
باقریه: امامت را از علی تا محمد باقر دانستهاند و باقر را مهدی موعود فکر می کنند.
ناووسیه: رهروان فردی به اسم عبدالله بن ناووس ازاهالی بصره که امامت را به جعفر درستگو رسانیده و اعتقاد دارد که او در نگذشته، و ظهور خواهد کرد و نیز گفته میباشد علی برگزیدگان فردامت اسلام بوده وهرکه اورا تفضیل ندهد کافراست.
فطحیه: فطحیه به امامت عبدالله افطح پسر دوم (بعداز اسماعیل) جعفر راست گو بعنوان امام هفتم معتقد بودند.[۸]
شمیطیه: یا این که سمیطیه رهروان «شیبان بن سلمه حروری سدوسی» میباشند و بر این باورند که بعد از جعفر راستگو، فرزندش محمد بن جعفر دیباج امام میباشد و امامت در نسل او باقی و یکیاز فرزندان او به عبارتی قائم آل محمد میباشد.[۹]
عماریه: از فرق «فطحیه» یاران عماربن موسی ساباطی، بوده و از فرق شیعه بهشمار میرفتند وی فنٔ امامت را به جعفر راستگو کشاندهاند و بعد از او عبدالله افطح را که مهمترین فرزند او بود امام داند.
اسماعیلیه: اسم همگانی فرقههایی میباشد که بعداز جعفر درست گو به امامت فرزندش اسماعیل یا این که نواده اش محمد ابن اسماعیل اعتقاددارند و به نامهای باطنیه، تعلیمیه، سبعیه، حشیشه، ملاحده وقرامطه خوانده گردیدهاند. جعفر درست گو فرزند مهتر خویش اسماعیل را به جانشینی برگزید لیکن وی پیش از بابا درگذشت و این منجر ساختوساز فرقههایی شد. اسماعیلیه به سه فرقه مهم نزاریه و مستعلیه و سبعیه تقسیم شد.
موسویه: یا این که موسائیه علاقه مندان غایب بودن امام موسی بن جعفر و چشم به راه رجعت وی بودهاند.
مبارکیه:مبارکیه فرقه ای از اسماعیلیه قدیم میباشند که درپی مردی به اسم خوشیمن غلام آزاد کرده اسماعیل بن جعفر و از همسایه کوفه بود. مبارکه امامت رادر فرزندان محمد بن اسماعیل می دانند و به عبارتی دعوی را که «باطنیه» نمایند دربارهٔ وی جایز دارا هستند.
واقفیه: واقفیه امام موسی کاظم را به عبارتی مهدی موعود میدانستند.
قطعیه: قطعیه فرقهای بودند که بر مرگ موسی بن جعفر جدا و اعتقادوباور کردند، مغایر واقفیه قطعیه به امامت علی بن موسی الرضا و بعد از او به امامت ائمه دیگر قایل گشتند.
هشامیه : رهروان هشام بن تندرست جوالیقی بودند و از فرق شیعه بهشمار میرفتند: او نظریهٔ تجسیم و تشبیه داشت و تصوّر می کرد آفریدگار بر شکل آدم میباشد لیکن گوشت و خون وجود ندارد بلکه فروغ و روشنایی ساطع سپید رنگی میباشد و مانند آدم دارنده حواسی پنجگانه میباشد و دست و پا و دیده و گوش و بینی و دهن داراست.
زراریه: یا این که تمیمیه از غلاهَ ومشبهه رهروان زرارهَ بن اعین تمیمی بودند که وی دانش و توان وسمع و حیات وبصر را برای خدای گرانقدر حادث میدانست، و درباره ی امامت از واقفه بود.
یونسیه رهروان ابو محمد یونس بن عبدالرحمن بودند و از قطعیه بهشمار میرفتند او از یاران جعفر درستگو و موسی کاظم بود و دربارهٔ تشبیه پروردگار و آسمان وی افراط میکرد.
شیطانیه: رهروان ابوجعفر محمدبن نعمان احول که شیعهها اورا خداترس الطاق می دانند و اهل سنت اورا شیطان الطاق مینامند چون از معتزله بود و معتقد بود پروردگار چیزها را اگر می داند که مقدر نماید و پیش از آن که مقدر نماید محال میباشد که بداند زیرا جانور نیستند»
غالیه که خویش سه فرقه داراست: غرابیه و خطابیه و سبائیه
اثنی عشریه: یا این که شیعه دوازدهامامی اعتقاددارند واپسین امام، حجت بن الحسن، در غایب بودن معاش مینماید و تحت عنوان مهدی موعود، ظهور خواهد کرد. عثمان بن سعید، فورا بعداز مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق (۸۷۴ م.)،[۱۰] داعیه کرد که حسن عسکری، پسری خردسال به اسم محمد داراست که به جهت ارعاب عباسیان به جانش، نهفته میباشد و وی به نمایندگی از فرزند امام یازدهم، منصوب گردیدهاست.[۱۱] به گفته نوبختی در کتاب فرق الشیعه، بعد از مرگ حسن عسکری، ۱۴ فرقه به وجود آمدند که یکیاز آنان، دوازده امامی مدرن میباشد
پیدایش فرقههای امامیه
عموماً بعداز درگذشت هر امام بین طرف داران وی اختلاف می فتاد. برخی آن امام را غایب بودن کرده میدانستند؛ مثل واقفیه و برخی فرزند ارشد اورا امام میدانستند. بعضی به جهت عدم صلاحیت یا این که مرگ فرزند ارشد فرزند دوم را امام میدانستند و برخی دیگر اخوی اورا لایق امامت میدانستند. بعضی به جهت صغارت فرزند امام اخوی اورا خوب میدانستند و بعضی دیگر صغارت را عیب ندانسته و فرزند خردسال را امام میدانستند و از وی تاسی میکردند. درین در بین دستههایی هم کلاً از امامیه بریدند و اشخاص دیگری را که علوی نبودند امام دانستند یا این که حتی پیغمبر دانستند که در کتاب ها فرق شیعه اسم و سیرت آنان نوشته شده اما دیگر امامیه محسوب نمی شوند. خلاصه اینکه تعداد متعددی فرقه پدیدآمد که بعضی نیز حتی از دستورهای اساسی اسلام مثل عدم شرب خمر یا این که عدم زنا تعرض تشریفات ترحیم مشهد کردند.
بعضا از فرقههای امامیه
کاملیه: کاملیه رهروان ابی بی نقص میباشند و وی صحابه را به جهت اینکه با علی بیعت نکردند کافر میدانستند و نیز علی را به جهت اینکه امامت را طلب نکرد کافر میدانستند.[۷]
محمدیه: رهروان و دیده براه ظهور محمد بن عبدالله نفس زکیه میباشند.
باقریه: امامت را از علی تا محمد باقر دانستهاند و باقر را مهدی موعود فکر می کنند.
ناووسیه: رهروان فردی به اسم عبدالله بن ناووس ازاهالی بصره که امامت را به جعفر درستگو رسانیده و اعتقاد دارد که او در نگذشته، و ظهور خواهد کرد و نیز گفته میباشد علی برگزیدگان فردامت اسلام بوده وهرکه اورا تفضیل ندهد کافراست.
فطحیه: فطحیه به امامت عبدالله افطح پسر دوم (بعداز اسماعیل) جعفر راست گو بعنوان امام هفتم معتقد بودند.[۸]
شمیطیه: یا این که سمیطیه رهروان «شیبان بن سلمه حروری سدوسی» میباشند و بر این باورند که بعد از جعفر راستگو، فرزندش محمد بن جعفر دیباج امام میباشد و امامت در نسل او باقی و یکیاز فرزندان او به عبارتی قائم آل محمد میباشد.[۹]
عماریه: از فرق «فطحیه» یاران عماربن موسی ساباطی، بوده و از فرق شیعه بهشمار میرفتند وی فنٔ امامت را به جعفر راستگو کشاندهاند و بعد از او عبدالله افطح را که مهمترین فرزند او بود امام داند.
اسماعیلیه: اسم همگانی فرقههایی میباشد که بعداز جعفر درست گو به امامت فرزندش اسماعیل یا این که نواده اش محمد ابن اسماعیل اعتقاددارند و به نامهای باطنیه، تعلیمیه، سبعیه، حشیشه، ملاحده وقرامطه خوانده گردیدهاند. جعفر درست گو فرزند مهتر خویش اسماعیل را به جانشینی برگزید لیکن وی پیش از بابا درگذشت و این منجر ساختوساز فرقههایی شد. اسماعیلیه به سه فرقه مهم نزاریه و مستعلیه و سبعیه تقسیم شد.
موسویه: یا این که موسائیه علاقه مندان غایب بودن امام موسی بن جعفر و چشم به راه رجعت وی بودهاند.
مبارکیه:مبارکیه فرقه ای از اسماعیلیه قدیم میباشند که درپی مردی به اسم خوشیمن غلام آزاد کرده اسماعیل بن جعفر و از همسایه کوفه بود. مبارکه امامت رادر فرزندان محمد بن اسماعیل می دانند و به عبارتی دعوی را که «باطنیه» نمایند دربارهٔ وی جایز دارا هستند.
واقفیه: واقفیه امام موسی کاظم را به عبارتی مهدی موعود میدانستند.
قطعیه: قطعیه فرقهای بودند که بر مرگ موسی بن جعفر جدا و اعتقادوباور کردند، مغایر واقفیه قطعیه به امامت علی بن موسی الرضا و بعد از او به امامت ائمه دیگر قایل گشتند.
هشامیه : رهروان هشام بن تندرست جوالیقی بودند و از فرق شیعه بهشمار میرفتند: او نظریهٔ تجسیم و تشبیه داشت و تصوّر می کرد آفریدگار بر شکل آدم میباشد لیکن گوشت و خون وجود ندارد بلکه فروغ و روشنایی ساطع سپید رنگی میباشد و مانند آدم دارنده حواسی پنجگانه میباشد و دست و پا و دیده و گوش و بینی و دهن داراست.
زراریه: یا این که تمیمیه از غلاهَ ومشبهه رهروان زرارهَ بن اعین تمیمی بودند که وی دانش و توان وسمع و حیات وبصر را برای خدای گرانقدر حادث میدانست، و درباره ی امامت از واقفه بود.
یونسیه رهروان ابو محمد یونس بن عبدالرحمن بودند و از قطعیه بهشمار میرفتند او از یاران جعفر درستگو و موسی کاظم بود و دربارهٔ تشبیه پروردگار و آسمان وی افراط میکرد.
شیطانیه: رهروان ابوجعفر محمدبن نعمان احول که شیعهها اورا خداترس الطاق می دانند و اهل سنت اورا شیطان الطاق مینامند چون از معتزله بود و معتقد بود پروردگار چیزها را اگر می داند که مقدر نماید و پیش از آن که مقدر نماید محال میباشد که بداند زیرا جانور نیستند»
غالیه که خویش سه فرقه داراست: غرابیه و خطابیه و سبائیه
اثنی عشریه: یا این که شیعه دوازدهامامی اعتقاددارند واپسین امام، حجت بن الحسن، در غایب بودن معاش مینماید و تحت عنوان مهدی موعود، ظهور خواهد کرد. عثمان بن سعید، فورا بعداز مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق (۸۷۴ م.)،[۱۰] داعیه کرد که حسن عسکری، پسری خردسال به اسم محمد داراست که به جهت ارعاب عباسیان به جانش، نهفته میباشد و وی به نمایندگی از فرزند امام یازدهم، منصوب گردیدهاست.[۱۱] به گفته نوبختی در کتاب فرق الشیعه، بعد از مرگ حسن عسکری، ۱۴ فرقه به وجود آمدند که یکیاز آنان، دوازده امامی مدرن میباشد

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم