جنت رودبار ییلاقی با دشتهای خوشگل، کوههای بلند، آبشارهای فراوان و دیدهانداری زیباست که در 60 کیلومتری جنوب غربی رامسر جایدارد و بخشی از دهستان بلندمرتبه جنت رودبار به حساب میآید. روستای جنت رودبار در اواسط کوهها و در دشتی کنار یک رودخانه تشریفات ترحیم مشهد قرار گرفته میباشد کهاین رود بعداز پیوستن به چندین رود دیگر، به رودخانه پر اسم و رسم چالکرود و در انتها به دریای شمال میریزد. خنکای هوا در فصول گرم سال، مراتع و تپههای سرسبزِ پوشیده از گلها و گیاهان دارویی، منزلهای دیرین روستا و ... از دلایلی میباشد که رفتن بهاین ییلاق را اجتنابناپذیر مینماید. ولی کهاین تک تک جذابیت جنت رودبار وجود ندارد؛ شما چهت نیل بهاین ییلاق تماشایی بایستی از دل بیشه دالخانی عبور فرمائید کهاین مسئله جذابیت مهاجرت بهاین ناحیه را یکسری موازی مینماید. در کنار اینها، مهم ترین آوازه جنت رودبار، به مزارع گل گاوزبان آن میباشد که آن را به قطب ساختوساز گل گاوزبان در رامسر تبدیل کرده و گل گاوزبانهای بسیار مرغوبی ساخت مینماید. عبور از دل بیشه دالخانی: برای آن که از رامسر به جنت رودبار برسید بایستی به دل بیشه دالخانی بروید و این یعنی جذابیتهای مهاجرت شما از به عبارتی آغاز شروع می گردد. آبوهوای دلپذیر جنت رودبار: یک کدام از دلایلی که سبب ساز میگردد مسافران متعددی به جنت رودبار بروند، آبوهوای ییلاقی و خنک آن در فصلهای گرم سال میباشد. آبشارها: یکیاز جلوههای طبیعی این روستا آبشارهای مختلف آن میباشد که از دارای اسم و رسمترین آنان میاقتدار به آبشارهای آزارک، حسینیه، چاردر، خشکا، ریش بزار، هیسیان و سیاسرت اشاره نمود. برای بازدید از این آبشارها خوب میباشد از اشخاص محلی امداد بگیرید. گردآوری گیاهان دارویی: در صورتیکه اهل گشت و گذار در طبیعت و تودهآوری گیاهان دارویی میباشید این روستا، آیتم بهتر برای شماست؛ به خصوص که اینجا پردیس گل گاوزبان رامسر نیز می باشد. فستیوال گل گاوزبان: به عبارتیطور که گفتیم روستای جنت رودبار قطب گل گاوزبان مازندران میباشد؛ به همین ادله چندسالی ست که دراین روستا، در خردادماه فستیوال گل گاوزبان برپا میشود. ولی در کنار برگزاری این فستیوال، درین مجال مراسم شعف یاروهمدم با موسیقی و رقص سنتی نیز در سطح روستا برگزار میگردد و اشخاص محلی به معرفی سوغات و صنعت هایدستی حیطه خویش میپردازند. فستیوالای که منجر گردیده هرساله گردشگران اکثری دراین ماه، راهی این روستا شوند. کوهنوردی: برای طبیعت گردان ماهر، چه سفری عالی از هجرت به روستای جنت رودبار ! جایی که در آن می توانند یک کوهنوردی حسابی را تجربیات نمایند و از دیدهاندازهای تماشایی کوههای البرز بیغایت لذت ببرند. اما دقت فرمایید که هیچ وقت سوای تجارب پیشین، امکانات کافی یا این که ملازمت با لیدرهای محلی و آشنا به ناحیه راهی کوههای فضا نشوید.
یکی بناهای باشکوهی که از عصر قاجار در استان خراسان شمالی و شهر بجنورد ارثیه می باشد، عمارت مفخم اسم دارااست. این عمارت در دهه 1300 هجری، به فرمان محمدخان شادلو دارای اسم و رسم به سردار مفخم ساخته شد؛ در آن فرصت این فرد تیتر حاکمی حوزه شمال خراسان را بر دوش داشت. بد وجود ندارد بدانید در قبلی عمارت مفخم به همپا بناهای دیگری تشریفات ترحیم مشهد نظیر آینهمنزل مفخم، کلاهخارجی، حوضخانه و سردر و در گلشن بزرگی، گروه دارالحکومه مفخم را تشکیل میدادهاند. عمارت مفخم ساختمانیست مجلل و سرتاسر آن به کاشیهای خشتی و هفترنگ قشنگ در اندازه و صورتهای متعدد مزین شدهاست. این سازه 34 اتاق و دو سالن پهناور دارااست و هر طبقه آن، مشمول دو تراس شمالی و جنوبی می شود. در نمای بیرونی ساختمان هم میقدرت تصاویری از دو فرشته بالدار، نگارگری از گل و گیاه و پرنده، طبیعت، صورتهای انسانی و طرحهای هندسی سده سیزده را از نگاه درنوردید. می بایست اشاره کنیم که ساختمان تاریخی عمارت مفخم، در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۵۲ با شماره 952، در فهرست اثرها تاریخی کشورمان به تصویب رسیده است و اکنون، با بازسازی و بازسازیهایی که در آن صورت گرفته است تحت عنوان موزه گرانقدر باستانشناسی و عمومشناسی استان کاربری دارد. قسمت عمومشناسی این جای به سه مورد کلی اقوام، مشاغل و آئینها میپردازد و با بازدید از آن، میتوان کنارهای از فرهنگ وتمدن اقوام و ملل ناحیه خراسان شمالی را روئت کرد و با آداب و رسوم، مشاغل سنتی و صنعت هایدستی این خطه آشنا شد. در نصیب باستانشناسی عمارت مفخم به طور همزمان دارید تا از پنج نصیب قبل از تاریخ، تاریخی، اسلامی، سکه و مهر و قسمت مرکز سفال بازدید نمایید. باباامان یک کدام از زیباترین و کهنترین پارکهای کشورمان به شمار میرود که نزدیک به 18 کیلومتری شهرستان بجنورد و در اطراف روستایی به همین اسمِ باباامان واقع شدهاست. این تفرجگاه برای استراحت و تفریح زائرانی که به زیارت بقاع مطهر امام رضا (ع) می روند بسیار مطلوب هست و آن ها می توانند در این جا نفسی تازه نمایند و حتا شب را برای اقامت در اینجا سپری نمایند؛ البته این پارک به ویژه در روزهای تعطیل بسیار نا مرتب میگردد و شاید مکانی برای برپایی خیمه و اقامت در آن نتوان پیدا کرد. فضای تفرجگاه باباامان به طور یک پارك جنگلی و با یکسری استخر تماشاییست؛ آب استخرهای این جای از چشمههایی نگهبانی میشود که از درون کوه میجوشند، به طوری کهاین آب در استخرهای با اختلاف سطح روان میگردد و آبشارهای مصنوعی زیبایی را به وجود می آورد. در فضای جنگلی پارک باباامان حدود چهار هزار اصله درخت همانند گویش گنجشک، بوتههای تمشک وحشی، چنار، زالزالک، اقاقیا و زردآلو مشاهده میشود و همگی اینها، دیدهاندازی خوشگل را رقم زدهاند. از طرفی قرارگیری این تفرجگاه داخل این طبیعت دلپذیر خاطرهای خوش برای عده ای میسازد که دراین جا اقامت و شب را سپری مینمایند. باطن پارک باباامان تجهیزات تفریحی و اقامتی نه برای مسافران و زائران آماده آمده است که مثلاشان میتوان به یکسری کافه و رستوران، مسجد، مجتمع اقامتی، سینما 6 آینده، متل، باشگاه پینت بال و پر و ... اشاره نمود. همینطور علاقهمندان به ماهیگیری میتوانند به کنار یکی سرشاخههای رودخانه اترک بروند که از کنار این پارک میگذرد و ماهیگیری نمایند. از سایر خصوصیتهای شاخص گردشگاه باباامان می بایست به وجود حوزه حیات وحشی در قسمت غربی پارک اشاره نمود. دراین قسمت از پارک حیواناتی نظیر گوزن زرد، قوچ، میش و آهو در فضای گشوده می چرند و گردشگران میتوانند از پشت فنسها به تماشای آن ها بپردازند. نمایشگاههای فصلی صنعت های دستی هم از سایر قسمت های مهم پارک باباامان میباشد که مجال خرید سوغاتیهای دیدنی را برای مسافران آماده مینماید. ضمنا می بایست بیان کنیم در کنار تفرجگاه باباامان، بقاعای منسوب به شاهزاده اسماعیل فرزند امام موسی کاظم (ع) وجود دارد که با اسم امامزاده باباامان از آن خاطر مینمایند و زائران بقعه امام رضا، مجال زیارت از این جای را نیز دارند.
یکی مناطق تاریخی اردبیل، شهر باستانی یئری هست که در ۶۵ کیلومتری اردبیل و ۳۱ کیلومتری شرق مشگینشهر در کنار رود قره سو واقع شده که حدودا قدمتی 8000 ساله دارااست. این شهر محل استقرار تمدنی سابق بوده که اولیه بار در سال ۱۹۴۷ چارلز برنی تشریفات ترحیم مشهد ،باستانشناس، کاوش بر روی آن را آغاز کرد و بهعنوان «قلعه ارجق» از سوی او معرفی شد. از ویژگیهای دیدنی این ناحیه، سنگوارههایی با طرح انسان است که بر روی سنگها افرادی دستبهسینه و معمولا بدون دهان بهچشم میخورد. البته فی مابین این سنگوارههای بیدهان تنها یک مجسمه حکاکی شده زن که دهان داراست پیدا گردیده است. شهر یئری با وسعتی حدود 400 هکتار از سه قسمت اصلی قلعه نظامی، قوشاتپه و معبد درست شده و باستانشناسان معتقدند که قوشاتپه به هزاره هفتم پیش از به دنیا آمدن و دو بخش دیگر به 1450 سال پیش از به دنیاآمدن تعلق دارا هستند، بهطور کلی قدمت این حوزه را با دقت به شواهد و شی ها یافت شده متعلق به چندین بعدازظهر تاریخی میباشد و حدود 537 سنگواره باستانی با ارتفاعهای گوناگون در این حوزه بهچشم میخورند. ثبت ملی: شهر یئری 7 مهرماه 1381 شمسی با شماره ۶۱۶۲ در فهرست اثرها ملی ایران به ثبت رسیده می باشد. قلعه با ناحیه بلندمرتبه مسکونی به طور رتبه با معماری سنگی، شامل دیوار بلند دفاعی (نوع خشکهچین و صخره طبیعی چسبیده به رودخانه قره سو)، عصر آهن محل عبادت یا محلی در ارتباط با برگزاری آیینهای مذهبی به نام مکتب اوشاقلاری (سنگ افراشته)، عصر آهن ۱ و ۲ گورهای باستانی از نوع کبیر سنگی (مگالنيک)، عصر آهن محوطه قوشاتپه، گذر نوسنگی به کالكولتيک (مس و سنگ) غار باستانی و دروازه قسمت غربی معبد رودخانه قره سو محوطه قارا کهیل قاباغی، مجال برنز (هزاره سوم و چهارم قبل از به دنیاآمدن) بهطور کلی این شهر دارای یک بخش برای زندگی در کنار رودخانه قره سو، بخشی برای اهداف نظامی و امان و قسمت نقطه پایان معبدی برای عبادت و نیایش بوده است. در بخش پایین معبد غاری می باشد که ساکنان محلی آن را «قارا کُهول، قارا کهیل» مینامند، این غار بهعنوان آبانبار و حمام مورد به کار گیری قرار میگرفت و در شرایطیکه کسی قصد عبادت داشت می بایست در غار تطهیر میکرد، از تحت دروازه رد می شد و به معبد می رفت.شهر یئری در شمالغرب روستای پیرازمیان، واقع گردیده است. قوشا تپه حوزهای که به دلیل اشرافیت دو تپه روبروی هم بدین نام خوانده می گردد، محل قرارگیری سنگوارهها است. حدود 537 سنگواره (استیل یا سنگافراشته) در این حوزه بهچشم می خورد که مردانی دست به سینه و بیدهاناند، همگی میان 33 تا 265 سانتیمتر ارتفاع دارند و از نظر شکل به تیم سه کله قندی، مکعبی و مکعبی با پشت مدور تقسیم می گردند. بین این سنگوارهها تنها یک مجسمه زن با دهان وجود دارد و حکاکی که بر روی آن بهکاررفته شبیه به سنجاقسرهای کشف شده در قبور زنان میباشد، به همین علت باستانشناسان این مجسمه را متعلق به زنی عابد یا سخنگو میدانند، برخی نیز بر این باورند که زنان در آن فرصت از رده و منزلت بالایی منتفع بودند و این سنگواره برای احترام به آنان ساخته شده است. سنگوارهها به اندازههای متعدداند که این می تواند نشان طبقه اجتماعی هر فرد و همچنین زمان ساخت متعدد آنان و اندیشه متضاد زمانهای متفاوت باشد، مقابل هریک از آنها نیز سنگ نذورات قراردارد. برخی از سنگوارهها سلاح دارند و برخی نیز بیسلاحاند، وجود سلاح در مجسمه زن بیانکننده آن هست که زنان در میدان کارزار همپای مردان بودند. شمشیرها نیز به شیوههای متفاوت در دستان سنگوارهها قرار دارد، تعدادی از آنها میان دو دست و چندین دیگر تحت دست راست قرار گرفتهاند. از نکات دیدنی توجه این سنگوارهها چیدمان آنها میباشد که در عکس ناسا، مطابق حالت قرارگیری ستارگان خوشه پروین در اسمان و نشانی از آشنایی مردمان آن بعد از ظهر با علم نجوم می باشد. همچنین در محوطه تعدادی از سنگوارهها را میبینید که تا کمر در خاک فرو رفتهاند. در قپوزستان آذربایجان، مغولستان و ترکیه هم سنگوارههایی کشف شد که سنگوارههای ترکیه واقعگرا و دارای دستودهاناند. در قبل باطن چشمان سنگوارهها سنگهای قیمتی قرار داشته، که موقتی اثری از آن ها مشاهده نمیشود.
در قسمت شرقی صحن مهم، بنایی مشهود است که بعد از تولید آرامگاه ها، چینی منزل و جنت سرا و برای اتصال بناهای مجزای مجموعه به یکدیگر ایجاد شده است. برخی بر این نظریه اند که ایجاد کرد این سازه به دستور روضه خوان صدرالدین موسی نزدیک به سال ۷۴۵ـ ۷۶۵ انجام شده میباشد اما برخی تشریفات ترحیم مشهد دیگر با استناد به نصب دستور تهماسب نخستین بر نمای بیرونی این سازه، آن را وابسته به این فرمانروا صفوی می دانند. به هر حال قندیل منزل تالاری به صورت مستطیل با بعدها 11.5 در 6 متر می باشد که دو فضای پیوسته در شمال و جنوب آن دیده میشود و بر فراز هریک از آن ها یک نیم گنبد جای دارد. بر روی این نیم گنبدها تزییناتی از مقرنس و رنگ و روغن مشاهده می شود که تا حدودی از آسانی سقف گچی کاسته میباشد. درهای اساسی قندیل منزل چوبی میباشند و با نگارگری لاکی و روغنی پوشیده گردیده اند. در انتهای جنوبی قندیل منزل تالاری موسوم به پاد شاه نشین جایدارد که بیشتراز 60 سانتی متر از کف رواق بلندخیس می باشد و با دو پله مرمری و یک در و نردهای نقرهای از بخش اصلی سالن غیر وابسته می گردد. در سمت راست نرده نقره ای، علامتی نصب گردیده که آن را وابسته به پاد شاه اسماعیل صفوی میدانند و میگویند در نبرد چالدران در مشت او بوده میباشد. دوازده طاق نمای قوس دار در ضلع غربی و شرقی سازه قراردارد که آن ها هم مانند دیگر اجزای سالن، به گچ بریها و نگارگری های رنگ و روغنی مزین گردیده اند. بر بدنه کناره دیوارها و در بالای ازاره، کتیبه ای گچبری به خط ثلث مشهود است که روایات و آیهها قرآنی و اسامی ائمه اطهار (ع) و شجره طومار طریقتی شیخ صفی بر روی آن نقش بسته میباشد. عامل اسم گذاری وجود لامپ های نورانی که در قبلی با تیتر قندیل پر اسم و رسم بوده و فروغ و روشنایی محل را حفاظت می کرده اند سبب ساز گردیده تا این سازه به قندیل منزل پر اسم و رسم شود. این قسمت که با عنوان ها دیگری همانند نمازخانه یا این که دارالحفاظ نیز خوانده می شود، محل تلاوت و تعبیروتفسیر قرآن بوده میباشد. ماجرای فرش گران بها و سقف طلا جواهرات در سال ۹۴۶ غرض کاشانی، به امر فرمانروا تهماسب اولیه، فرشی برای قندیل منزل با ۳۳ میلیون گره بافت و بعد از پهن نمودن آن بر روی زمین، نقش آن بر سقف سازه با طلا، به تصویر کشیده شد. فرش متبوع توسط شخصی انگلیسی به اسم کی.ابوت در بعدازظهر قاجار از کشور ایران بیرون شد و فعلا در موزه ویکتوریا و آلبرت هال لندن تحت عنوان گران بهاترین قالی مجال صفوی و با اسم فرش اردبیل محافظت می گردد. سقف مطلا نیز در زمینلرزه سال ۱۲۶۴ پایین ریخت و سقف فعلی سازه در عصر قاجار یا این که در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، تاسیس شده است. رابطه با دیگر مناطق دو طاق نمای شرقی، قندیل منزل را به چینی منزل مرتبط می نمایند و در نصیب پاد شاه نشین نیز دری برای دسترسی به محوطه باطن آرامگاه روضه خوان صفی و درهایی به آرامگاه شاه اسماعیل اول و محوطه بقعه منزل وجود داراست.طاق و سردر ورودی قندیل منزل، در قسمت شمالی آن قرار دارد. در تشکیل داد درگاه از سنگ های آذرین خاکستری مصرف شده و در دو طرف آن نیز دو نشیمن از همین سنگ ایجاد شده است. کاشی معرق و کتیبههایی با خط ثلث زینت قسمت دور و اطراف درگاه گردیده اند و در ابتداترین بخش کتیبه، حدیث \\\\\" انا مدینة العلم و علیٌ بابها \\\\\" دیده میشود. در کناره مستطیل طاق، کتیبهای جای دارد که لغت ها صوفیانه و لقب ها و درجات و مقامات روضه خوان صفی به دور تا بدور آن چرخیده میباشد. در قبلی در نقره ای مشبکی دراین قسمت قرار داشت که امروزه در راهرو ورودی قندیل منزل نگهداری میگردد و درِ چوبی خرد و سادهای جایگزین آن گردیده است. این در شمارا به راهرویی با سقف گچبری و کاشیکاری هدایت می نماید و تا قسمتی دیگر از گروه موسوم به تراس شهیدگاه می رساند. در سمت چپ این راهرو دری قراردارد که با ورود به آن از روش یک پلکان مارپیچ به پشت بام می سید. در سمت راست راهرو نیز، دری از چوب گردو با پوشش کاغذهای نقره و آب طلا جواهرات و برنامه ای از گل های شاه عباسی، شما را مجدد به قندیل منزل هدایت می نماید. لوحی درین بخش وجود دارااست که اسم تولید کننده در، امیراسدالله اردبیلی و زرگر، محمدحسن زرگر و تاریخ ۱۰۲۷ بر روی آن نقش بسته میباشد.
ما در کندوان می توانید از مغازههای روستا انواع سوغات و صنعت های دستی این منطقه مانند عسل جدید، آب معدنی رتبه یک، خشکبار و لواشک، دوشاب محلی، میوههای جدید، داروهای گیاهی، گلیم، ورنی و خرقههای سنتی دستدوز مانند روسریهای کلاقهای و ... تهیه و تنظیم تشریفات ترحیم مشهد فرمائید. پیک نیک برای پیک نیک و کمپ کردن می بایست به پارک مجاورت روستا یا این که دامنه کوهها و تپههای گوشه و کنار آن بروید. چنانچه دوست داشته باشید بیشتر با نوع معاش عموم کندوان آشنا گردید، موزه عمومشناسی که به صورت خصوصی اداره میگردد این قابلیت را در دست شما قرار می دهد. میان این صخرههای قشنگ، دو مسجد نیز جایدارد: مسجد تبارک مسجد گران قدر کندوان، گران قدرترین کَران (دربارهی این اصطلاح در نصیب خصوصیتهای معماری کلام خواهیم کرد) روستا را به خویش تخصیص داده و در چهار طبقه کنده گردیدهاست. طبقه نخستین آغل، طبقه دوم فضای مهم مسجد، طبقه سوم مسکونی و طبقه چهارم محل انبار هست. مسجد دو نصیب زنانه و مردانه دارد و برای خودداری از ریزش سقف، ستونی را در اواسط نصیب مردانه قرار دادهاند. نوروفروغ نیز از پنجره خرد جنوبی، داخل مسجد را پرنور مینماید. دیوارهای مسجد پوششی از گچ سپید داراهستند و دورتادور آن با شمع و لامپ و مهر تزئین گردیدهاست. روی طاقچهها و رفها نیز مکانی برای قرار دادن دمنوش وجود داراست. مسجد خرد مسجد خردتری نیز در حوالی خزینه صخرهای واقع گردیده و به مانند مسجد گران قدر ستونی سنگی سقف آن را نگه داشته است. متاسفانه این مسجد و گرمابه کناری آن این روز ها متروکه باقی ماندهاند. از مسجد خرد، در پیشین برای ادای نماز صبح استفاده میشد. این مسجد، فقط یک طبقه داراست.چشمه آب معدنی کندوان، به عنوان مثال مشهورترین و شایسته ترین آب معدنیهای ایران می باشد و به جهت خواصهای درمانیاش بسیار به شهرت رسیده است. چشمه آب معدنی کندوان در دامنه کوه و در کنار دره سرسبز روستا واقع گردیده و بوسیله یک سری شیر آب در دسترس مردم است. نوع آب این چشمه معدنی برای بیماریهای کلیوی و مجاری ادرار پیشنهاد گردیدهاست. دیدنی آن که آب این چشمه در شهر تبریز به فروش می رسد.
همانطور که گفتیم تبریز از دیرباز ماوا و مامن شعرا، عرفا و نویسندگان فرهیخته بوده که در کوی ها تشریفات ترحیم مشهد و محله های کهن این شهر معاش می کردند و زمان می گذراندند. کسانی که چه اهل تبریز بوده چه از جای دیگری به اینجا آمده بودند، شیدا این شهر گردیده و وصیت کرده بودند تا در دیار اولین ها به خاک ودیعه شوند. در بین محله های گوناگون، کوی سرخاب به جهت اینکه شاعران بخش اعظمی در آن معاش می کردند آوازه و محبوبیت اکثری داشت و بخش اعظمی از بزرگان دوست داشتند تا بعداز مرگ در همین محله دفن شوند. تبریز بعد از قرن ششم و وقتی که راس حکومت اتابکان آذربایجان کنیه گرفت به پناهگاه شاعرانی بدل شد که پیرو معاش آهسته و راحت ای بدور از نبرد و جنگ بودند. خاقانی، ابوالعلا و فلکی از شروان و کمددیواری، ظهیر فاریابی و شاهپور نیشابوری از خراسان به تبریز آمده و درین شهر بومی شدند. این شاعران در آن فرصت در حظیره های (قبر، آرامگاه ابدی) مخصوصی دفن می شدند که ابعاد به آن ها حرم الشعرا گفتند. شاعران دیگری نیز در زمان های گوناگون از ایلخانان تا آق قویونلوها و روزگار صفویه بدین شهر می آمدند و وصیت می کردند در مجاورت خاقانی تعالی دفن شوند. اما تا قبل از قرن هشتم اثری از اسم این قبرستان در اثرها مکتوب به دیده نمیخورد. مکانی که با اسم های حظیره الشعرا، حظیره القضاه و گورستان سرخاب نیز از آن خاطر میشد و آوازه پیدا کرده بود. برای نخسین بار در کتاب "لباب الباب" نوشته محمد عوفی در سال 618 ه.ق (600 ه.ش) تفصیل حالی از شاعرانی مانند خاقانی و فارابی -که در حرم الشعرا- دفن میباشند اورده شده میباشد. کهن ترین اشاره به آرامستان سرخاب نیز در کتاب "نزهه القلوب" نوشتن حمدالله مستوفی در سال 740 ه.ق (718 ه.ش) مشاهده می شود. همینطور کتاب "تاریخ گزیده مستوفی" مندرج در سال 730 ه.ق به حرم الشعرا اشاره نموده است. طی سال ها حرم الشعرا با واقعه هایی مانند سیل و زلزله جراحت رویت کرد و نصیب هایی از آن از دربین رفت و صورت ظاهری آن تغییرو تحول پیدا کرد. به گونه ای که در سال 1193 و 1194 ه.ق (1158 و 1159 ه.ش) این قبرستان متروک ماند. طباطبایی در کتاب خویش "اولاد اطهار" نوشتن سال 1294 ه.ق (1256 ه.ش) نوشته میباشد که زلزله های سال های 1193 و 94 سبب شد تا اثراتی از بقعه الشعرا باقی نماند. آقای عزیز دولت آبادی -محققی که خویش نیز دراین بقاع دفن گردیده است- در نوشتهیعلمی ای در زمینه ی زلزله های تبریز نوشته میباشد: با کمال تاسف از مزارات شهریاران شعر و متانت فارسی مثل خاقانی شروانی، اسدی طوسی، ظهیر فاریابی، مجیرالدین بیلقانی، حکیم قطران تبریزی، شاهپور بن محمد اشهری سبزواری، خواجه همام تبریزی و ..... کوچکترین آرم و اثری نمی یابید. در سال 1350 به جهت وجود قبر عارفان و نامدارن بسیار دراین محوطه دولت تمایل به نوسازی این جای گرفت و مسابقه ای برای مرمت و پیاده سازی بنای یادبود آن برپا کرد. اطلاع رسانی این طرح یادبود در مجله های داده ها، کیهان و روزنامه یغما برگزار و سفارش "غلامرضا فروزان مهر" از در بین پیشنهادهای دیگر برگزیده شد. فعالیت عملیات ایجاد کرد این بنای یادبود در سال 1351 با جدیت پیگیری شد و به پیش رفت و تا سال 1361 ادامه پیدا کرد. آن گاه وزارت فرهنگ وتمدن و پند متولی این موسسه شد و اجرای ساماندهی طرح بقاع الشعرا را بر ذمه گرفت. اما بنای یادبود حرم الشعرا فقط بخشی از برنامه ای میباشد که آقای فروزانمهر ارایه داده بود. مطابق این طرح قرار بود فردوس فرهنگی برای تجمع هنرمندان و هنردوستان دراین جا ساخته خواهد شد. گروه ای تاریخی و فرهنگی که در شکل ساخته شدن به طور بدون نقص می توانست با دسته های فرهنگی مانند حافظیه و سعدیه رقابت نماید. این طرحِ فرهنگیِ 11 هزار مترمربعی دربرگیرنده تشکیل داد آرامگاه، موزه، نمایشگاه و پیاده راهی بود که می خواست بخشها گوناگون تاریخی سرخاب را به یکدیگر متصل نماید. در طی امسال ها البته هنوز طرح پایانی بقعه الشعرا کاملا به اعمال درنیامده میباشد و معین وجود ندارد چه وقتی آیتم افتتاح بدون نقص قرار گیرد.
به محله کهن و اعیاننشین ششگلان شهر تبریز می رویم؛ در دل این محله دیرین که از فرصت ایلخانی محل دارالحکومه بوده است، گام در عمارتی میگذاریم که خیر فقط تداعیکننده بخشی از تاریخ معاصرست بلکه با معماری دیدهناز و نوازش، هنر اهل ایران را نیز به طور تشریفات ترحیم مشهد میکشد. موزه قاجار یا این که عمارت امیرنظام گروسی، منزلای باشکوه وابسته به زمانه قاجار می باشد که توسط امیرنظام گروسی، حکم کننده وقت آذربایجان در سال 1270 هجری خورشیدی ساخته شد و در بعد از ظهرهای آن گاه نیز محل سکونت والیان آذربایجان بوده می باشد. عمارتی که سراسری آن بر روی 16 ردیف پایدار گردیده و امروز صاحب خانه یکیاز موزه های تبریز میباشد. از جمله اشیایی که در این موزه حفظ میشود میتوان به مجسمههای شخصیتهای پررنگ عصر قاجار مثلا عباس میرزا ولیعهد، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی و...، خوشنویسیها و دستنویسهای آن فرصت اشاره داشت. در عصر ناصرالدین فرمان روا بود که حسنعلی خان گروسی ملقب به امیرنظام گروس، سیاستمدار، ادیب، تالیف کننده و خوشنویس این عمارت قشنگ را ایجاد کرد. منابع علامت میدهند که بعد از مرگ امیرنظام، این عمارت محل سکونت والیان آذربایجان در زمان گوناگون بوده و در خاطرات ناصرالدین پادشاه از این منزل تعریف و تمجید بسیاری شدهاست. در طی پهلوی این منزل تحت عنوان اداره میزان دارایی و فرهنگ آیتم به کار گیری قرار میگرفت و سرنوشت در سال 1370 به وسیله سازمان میراث فرهنگی خریداری شد. با دقت به زخمهای متعددی که بدین منزل وارداتی بود، تجدید بنا عمارت با مراقبت خصوصیتهای معماری سازه و شاخصهای سنتی اعمال شد و بعداز اتمام عملیات ساختمانی در سال 1385 با کاربری موزه قاجار آیتم افتتاح قرار گرفت. موزه قاجار 4 اتاق در نصیب شرقی، 5 اتاق در بخش غربی و یک سری سالن با اسمهای گوناگون و منحصر داراست. از روش پله پله که در جلوی ساختمان میباشد میتوانید به طبقه اول دسترسی داشته باشید. آثار این عمارت در طبقه اولیه و زیرزمین مراقبت می گردند. طبقه اولیه در طبقه نخستین عمارت تالارهایی همانند سالن سکه، خاتم، ابزارهای فلزی، ظروف حوض، ادوات موسیقی، ظروف چینی و سالن بافته و منسوجات جایدارد. همینطور میتوانید در یکی اتاقها عکسهایی از اولین دوربینی که در زمان ناصرالدینفرمانروا به جمهوری اسلامی ایران وارداتی است را مشاهده کنید. اندرونی بخش پشتی عمارت اندرونیست که محل سکونت و گذر زنان، فرزندان و خدمتکاران محسوب می شد و مشمول بخشهای مختلفی همانند مطبخ، انبار و اتاقهای اهل خانه بوده میباشد.آبگینهمنزل عمارت دراین نصیب جایدارد و ردیفها و روش آجرچینی، آن را به یکیاز زیباترین نصیبهای منزل تبدیل نموده است. می توانید از سالن سنگ، سالن اسلحه، سالن رجال و فرامین، سالن معماری و شهرسازی در نصیب زیرزمین دیدن فرمایید.
اولین جایی که در تبریز به هر مسافری برای گشت و گذار پیشنهاد می گردد، پارک تشریفات ترحیم مشهد دارای شهرت ایل گلی هست. ایل گلی که به نامهای ائل گلی، ائل گولی، فرمان روا گلی و شاه گولی نیز خوانده و نوشته میگردد، مهمترین گردشگاه و دسته تفریحی تبریز هست و در جنوب شرقی این شهر قراردارد. پارک ایل گلی، گردشگاهی به طور اکثر باغهای قدیمی ایرانی ست که با یک استخر (دریاچه) و عمارت کلاه فرنگی (کاخ ایل گلی) دربین و باغی والا در اطراف ساخته میشدند. ولی جذابیتهای ائل گلی محدود بدین استخر و باغ نمیشود و وجود امکانات و تفریحاتی مانند مرکز مینی گلف، شهربازی، پیست اسکیت، زمینهای ورزشی و شکمگردی باعث گردیده است این موسسه گزینش آغاز تبریزیها و گردشگران برای تفریح و گردش باشد. این پارک دیدنی به دلیل وجود عمارت تاریخی کاخ ایل گلی در آن، در 27 بهمن 1387 با شماره 24774 در فهرست اثرها ملی ایران نیز قرار دارد.برای تفریح در ایل گلی گزینههای زیادی پیش روی شما قرار دارد. البته همانطور که می دانید شما در شهر تبریز به گستره وسیعی از جاذبهها دسترسی دارید و میتوانید به غیر از جاذبههای گردشگری و تفریحی سفارش شده درین بخش، با ورود به برگه جذاب ها و تفریحات تبریز، اطلاعات مفیدی راجعبه هریک از آنان به دست بیاورید. استخر ایل گلی استخر یا دریاچه پارک ایل گلی، یکی از بخشهای مهم این تفرجگاه بزرگ به شمار میرود و زیبایی خاصی به تمام مجموعه بخشیده میباشد. این استخر که به دلیل بزرگی، به آن دریاچه ائل گلی (فرمان روا گلی) نیز میگویند، به مانند استخرِ دیگر باغهای ایرانی، عمارتی کلاه فرنگی را در راس خود جای داده هست و یکی از دیدنیترین قسمتهای پارک به حساب می آید. همچنین انعکاس درختان و کاخ ایل گلی در داخل استخر و نورپردازیهای تماشایی آن در شب، اینجا را به موردای محبوب برای عکاسی تبدیل کرده است. کاخ ایل گلی کاخ ایل گلی یا عمارت کلاه فرنگی بنایی هشت ضلعی و دو طبقه میباشد که از نمادهای شهر تبریز به شمار میرود و قدمت آن به زمان آق قویونلوها بازمیگردد. سازهای قشنگ و الماسی شکل با گنبدی کوچک بر بالای آن که تا نقطه پایان مجال قاجار، گردشگاهی برای شاهزادگان درباری بود و امروزه به رستوران و تالاری برای پذیرایی از مسافران و مردم تبدیل شدهاست. این عمارت زیبا بوسیله مسیری از سمت ضلع جنوبی دریاچه به دیگر قسمتهای پارک متصل است و به مانند شبه جزیرهای در استخر سلطان گلی عرضاندام میکند. قایقرانی در ایل گلی در فصلهای بهار، تابستان و پاییز پیش از یخ زدن دریاچه امکان قایق سواری (قایق پدالی و قایق موتوری) برای گردشگران مهیا هست.
کاتب چلبی و تاورنيه از سیاحان بنام، بين سال های ۱۰۴۶-۱۰۴۵ هجری قمری از تبريز و اين بنا بازدید کرده و توصیفاتی را از آن نگاشته اند. چلبی درباره مسجد اینگونه نوشته میباشد: درگاه مسجد جهانشاه بلندتر از طاق كسری هست. بنایی بهتر است كه با كاشی تشریفات ترحیم مشهد های قشنگ مرتب شده، گنبدهای بلندی دارد... جامع دل انگیزی هست كه هر كس داخل شود دلش اجازه بیرون شدن را نمی دهد. لیكن شیعیان برندها از رفتن بدان مسجد دوری می كنند. این بنا با كاشی های قشنگ مرتب شده، گنبدهای بلندی داراست و تمامی در و دیوار آن با كاشی های رنگارنگ زینت یافته است. تاورنیه نیز خلال سردر و کاشی کاری ها، از دو مناره بسيار بلند حرف به در میان آورده که در زمین لرزه از در میان رفته اند. اشغال مسجد کبود از دیگر وقایع مهمی که منجر زخم به مسجد شد، اشغال بنا در سال 1393 بود. در آذرماه امسال، 50 نفر به عذر و بهانه برپایی نماز جماعت به سمت این مسجد رفتند و آن را اشغال کردند. این جمعیت معترض، نماز جماعت را در این جا برپا ساختند و آن گاه روی کف کاشی کاری شده مسجد را با فرش پوشاندند. با این تسخیر، مرمت کاشی کاری ها ناتمام ماند و لوله کشی نامناسب گاز شهری نیز موجب تخریب بخشی از دیوارهای تاریخی شد. البته خوشبختانه امروزه، این بنا بوسیله ارگانهای مسئول اداره میشود و مرمت آن همچنان ادامه داراست. در حالتیکه به بازدید موزه آذربایجان در نزدیکی مسجد بروید در گوشه و کنار آن بخش های در درحال حاضر بازسازی را خواهید روئت کرد.مسجد کبود بنایی چندمنظوره محسوب می شود که با روش معماری آذری ساخته شده است؛ سبکی در معماری ایرانیِ پس از اسلام که منسوب به آذربایجان هست و کاشی کاری، گره سازی درهم (1)، گچبری و مقرنس کاری از ویژگی های آن به شمار میروند. این بنا به عنوان مسجد-مقبره یا مسجد-حرم کاربرد داراست چراکه هم مسجد میباشد و هم در قسمت جنوبی آن بقاع هایی وجود دارند. از سوی دیگر بایستی به نام دیگر این بنا نیز اعتنا داشت؛ نام مظفریه که مونث می باشد برای مساجد به عمل نمی رفته میباشد و این نامگذاری میتواند حکایت از چندکاربردی بودن این بنا داشته باشد. این مسجد برخلاف سایر مساجد هم زمان خودش، فاقد میانسرا بوده و برای سازگاری با آب و هوای تبریز به صورت برونگرا و آحاد مسقف ساخته گردیدهاست. این سازگاری باعث شده تا همگی فضاها مجموعاَ فصول سال قابل به کار گیری باشند. در حدود 30 سال طول کشیده تا این مسجد بنا شود و مهندسان و معماران برای ایجاد کرد آن همکاری کرده اند. محاسبات دقیق، عظمت گنبد، طرح شبستان و ... نشانه از این داراهستند که سازندگان به علوم متعدد برای مثال هندسه و ریاضی به خیر و خوبی اشراف داشته اند. سردر، مناره، گنبد، شبستان و آرامگاه خانوادگی در قسمت جنوبی مسجد، بخش های اصلی این مجموعه را تشکیل میدهند که در اثر تخریب ها، تغییراتی نیز داشته اند. بنای این مسجد از آجر است و در ساخت برخی قسمت ها از سنگ های کمیابی به کار گیری کرده اند. بد نیست بدانید در تجدید بنا مسجد سعی شده تا از آجر و کاشی و سنگ های مرمرِ مانده، در جاهای اساسی خود استفاده شود.
دریاچه کیو تفرجگاهی دوست داستنی میباشد که در شمال غربی خرم آباد جای دارد. این دریاچه طبیعی، تنها یک جاذبه برای عموم شهر وجود ندارد و لینک تشریفات ترحیم مشهد و پیوند عمیقی با تاریخ، فرهنگ و سرزندگی این دیار پیدا نموده است. ارتباط کیو با خرم آباد را می توان مانند تعلق کارون با اهواز و زاینده رود با اصفهان دانست. این دریاچه تماشایی 7 هکتار حجم و بین 3 تا 7 متر عمق دارااست. کیو، در کنار آنکه تفرجگاه نه را برای ساکنان و میهمانان شهر خرم آباد ایجاد کرد نموده است، هرساله تنی چند از جانوران آبزی و پرنده ها مستقر و مهاجر را نیز میزبانی می نماید و همین بر اهمیتش میافزاید. کیو یعنی چه؟ دریاچه کیو در گویش لری با تیتر سراو کیاو شناخته میشود. واژه کیاو در لری خرمآبادی در معنای کبود رنگ و آبیرنگ به کار می رود و دلیل به کار گیری از آن برای اسم دریاچه، آب زلال و عمیقی می باشد که به رنگ آبی رنگ و نیلی چشم میگردد.قایق سواری قایق موتوری قایق پدالی جت بات (نوعی قایق موتوری) قایق موزیکالشهربازی کوچکی در محوطه دریاچه کیو وجود داراست که بازی های مثل استخر توپ، ترامپولین، یوروبانجی و ... را میتوانید در آن بیابید. پیک نیک پرنده نگری در فصل سفر پرنده ها پیاده رویسرویس بهداشتی کمددیواری های مواد غذایی تجهیزات و فضای مطلوب برای برگزاری مسابقات ورزشی در رشتههای شنا، دو و میدانی و دوچرخه سواریبرای دسترسی با وسایل حمل و نقل همگانی از اتوبوس هایی استعمال فرمائید که در پایانه کالج آزاد توقف دارا هستند. کیو، یکیاز دریاچه های کاملا طبیعی کشور ایران میباشد. آب این دریاچه از چشمههای جانور در مخملکوه در حوالی شهر خرم آباد سرچشمه می گیرد و از روش چشمه های آهکی در کف، به آن وارد می گردد. شغل چشمه های کف دریاچه به طور سیفونی است، بهاین مضمون که تنها در شکل سرریز شدن، آب را به درون دریاچه هدایت می نمایند و هر فرصت که آب چشمهها افت نماید، این سیفون بضاعت بیرون کردن آب از زمین را از دست میدهد. در گذشته در اواخر زمستان دریاچه آکنده از آب می گردیده و به هنگام فصلپاییز کم آب بوده می باشد؛ البته امروزه به واسطه محافظت زیبایی آن در همگی ایام سال، عملیاتی بوسیله شهرداری ایفا گرفته و آب سرچشمه دایمی گلستان در تحت قلعه فلکالافلاک، به سمت این دریاچه هدایت میگردد. در فصول پرآب، به سبب ساز کار زیاد چشمه های پشتیبانی کننده آب، معیار آبدهی به 3 مترمکعب نیز میرسد. دراین حالت سطح آب به طور لحظه ای تغییر میکند و دایما در اکنون ارتقا میباشد که خویش یکی از خصوصیت های خاص این دریاچه بهحساب میآید.
تعداد صفحات : 0

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم