حجّ در لغت در معنای تصمیم به شیء معظم میباشد و در شرع مقدس اسلام عزم و قصد ملزم به بیت الله الحرام با اوصاف منحصربهفرد در حین اختصاصی و با شرائط بالخصوص را هست. [۱]
گروهی از مفسرین اسلامی حج را ‹‹قصد منزل پروردگار کردن برای ایفا مناسک و اعمالی خاص در میهن منزل معبود›› تعریفوتمجید کرده اند و برخی دیگر حج را اسمی برای گروه مناسکی اند که در مشاعری خاص ( منا، مشعر، عرفات) جاری ساختن می گردد و در واقع حج درین معنا فقط قصد منزل آفریدگار کردن تشریفات ترحیم مشهد وجود ندارد. با صرف لحاظ از اشکالات تعریف و تمجید نخستین و دوم در سومی تمجید، بعضا حج را قصد منزل معبود کردن و به جا آوردن اعمالی خاص در مشاعری خاص تعریف و تمجید کردهاند.
دراین تمجید هم ‹‹قصد›› آمده، هم ‹‹جاری ساختن اجرا›› و هم قید ‹‹مشاعر خاص›› کهاین تعریف و تمجید بی نقصخیس و جامعخیس به لحاظ می رسد.
۲ - عنایت
[بازنویسی]
امام خمینی در تحریرالوسیله مینویسد: «هو اینجانب موادتشکیل دهنده الدین، وترکه اینجانب الکبائر. و هو واجب علی تمامّ اینجانب استجمع الشرائط الآتیة.» [۲] یعنی حجّ از عنصرها آئین میباشد و سوراخ آن از گناهان کبیره می باشد و آن بر کلیه افرادی که شرائط حجّ در آنها گردآوری خواهد شد، واجب میباشد.
در مداقه حجّ و در مذمّت رخنه آن احادیث مختلفی وارداتی میباشد که به یک مثال اشاره میگردد؛ امام درستگو (ع) فرمودند: «مَن ماتَ و لم یحجّ حجّة الاسلام و لم یَمْنعه اینجانب ذلک حاجةٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، وی فرمانروا یمنعه، فلیمت یهودیاً وی نصرانیاً»[۳] «هر کس بمیرد و هم اکنون آنکه حجةالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که بازدارنده جاری ساختن حج خواهد شد یا این که مرضی که در آن تحمل جاری ساختن حج را نداشته باشد یا این که پاد شاه ظالمی بازدارنده از حج خواهد شد، پس بمیرد یهودی یا این که نصرانی».
۳ - معنای کلمه حج
[دستکاری]
معنای کلمه و واژه عربیِ حَجّ یا این که حِجّ، استدلال و دلیل آوردن و امری اساسی را قصد کردن، مذکور میباشد. [۴][۵][۶]
۴ - معنای اصطلاحی
[بازنویسی]
منظور از حج در متن ها و منابع اسلامی، برای مثال منابع فقاهتی، عازم شدن به سمت بیت اللّه الحرام به خواسته به جا آوردن انجام و عباداتی ویژه در وقتی خاص میباشد.
به تعبیر و تفسیر بعضی فقها، اصطلاح دینیِ حج بر دسته اعمالی دلالت داراست که در جای هایی خاص در مکه ایفا می گردند. [۷][۸][۹]
۵ - تمجید مناسک حج
[بازنویسی]
به آحاد شغل های عبادی دین حج، مناسک حج میگویند. [۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴]
واژه و کلمه مناسک (توده مَنْسَک) به معنای جای یا این که فرصت عبادت، عبادت کردن و محل ذبح میباشد که توسع معنایی یافته و بر تمامی کارهایی که حجگزار در مکه اعمال میدهد، اطلاق می گردد. [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]
۶ - شعائر حج
[دستکاری]
هماینگونه تعابیر شعائر حج و شعائراللّه نیز به همین مضمون به شغل رفتهاند. [۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]
در پارهای موردها، شعائر حج بر مظاهر و علامتهای حج اطلاق شدهاست. [۲۳][۲۴][۲۵]
مثلا معانی شایع واژه و کلمه حج در منابع دینی، به ویژه وقتی که در قبال اصطلاح «عمره» به فعالیت میرود، آن نصیب از احکام و مناسک حج میباشد که در چهارچوب مناسک عمره قرار نمیگیرد (به عنوان مثالً اصطلاح حج تمتع در قبال عمره تمتع به فعالیت میرود [۲۶]).
۷ - حج اکبر
[بازنویسی]
در حدیثی، خواسته از تفسیر قرآنیِ «حج اکبر»، [۲۷] حج سال نهم هجری که مسلمان ها و مشرکان با یکدیگر حج گزاردند، نام برده میباشد. [۲۸][۲۹]
به علاوه، گاه منظور از حج اکبر را حج نبی اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم یا این که حجی که در آن روز عرفه با آدینه مصادف خواهد شد، دانستهاند، هماینگونه تعبیر و تفسیر نام برده بر حج تمتع یا این که بخشی از مناسک آن و در قبال، تعبیروتفسیر حج اصغر بر عمره تمتع اطلاق گردیده است. [۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴]
۸ - روز حج اکبر
[دستکاری]
مراد از روز حج اکبر (یومَ الحَجِّ الاَکبَر، برگرفته از آیه ۳ توبه [۳۵]) در روایات، روز عید قربان [۳۶][۳۷] و نیز روز عرفه (روز نهم ذیحجه) [۳۸][۳۹][۴۰] دانسته گردیدهاست.
۹ - اسامی روزهای خاص
[دستکاری]
در منابع فقاهتی، به تبع روایات، برای روزهای اختصاصیِ مناسک حج در ماه ذیحجه، اسمها و تعبیرهای خاصی به شغل رفته میباشد، مثلا روز تَرْوِیه برای روز هشتم، روز عرفه و روز مشهود برای روز نهم، روز نَحر (قربانی کردن) برای روز دهم، روزها معدودات، روزها تشریق و روزها مِنا برای روزهای یازدهم تا سیزدهم، روز قبر برای روز یازدهم و روز تحصیب برای روز چهاردهم. [۴۱][۴۲]
۱۰ - حج در قرآن
[بازنویسی]
در قرآن، آیهها زیادی درباره حج آمده و حج، تکلیفِ افراد مستطیع [۴۳] و از شعائر تبارک و سزاوار تعظیم [۴۴] به شمار رفته میباشد.
سازه بر آیه ۲۷ حج، [۴۵] حضرت ابراهیم علیهالسلام مأمور شد که حکم حج را به عموم ابلاغ نماید.
قرآن حج را عبادتی معرفی کرده که هنگامی مشخص داراست و هلال، نماد حلول ماه تازه و فرا وصال موسم آن میباشد. [۴۶]
هماینگونه در قرآن به مشخص و معلوم بودن ماههای برگزاری حج تصریح شدهاست. [۴۷]
بر این پایه، ترسیم جاهلیِ تغییر و تحول ماههای حرام و جلو پرتاب کردن یا این که تأخیر اجرای مناسک حج (یا این که به تفسیر قرآن، نَسیءْ) مردود اعلام شدهاست. [۴۸]
در نشانهها گوناگون دیگری به مناسک و احکام شرعی و اخلاقی حج پرداخته گردیده است، به عنوان مثال تشریع حج تمتع برای غیر هم محلی مکه و مجاوران بقعه، [۴۹] وقوف در مشعرالحرام و عرفات یاور با آداب آن، [۵۰] احکام مرتبط با قربانی کردن [۵۱][۵۲] و شکار کردن (صید) در مناسک حج، [۵۳][۵۴] وجوب طواف منزل معبود [۵۵] و عملکرد دربین صفا و مروه، [۵۶] روا نبودن تراشیدن مو سر راز قبل از ایفا قربانی، [۵۷] تایید صلاحیت دستیابی و بیزنس در حج، [۵۸] بعضا شغل های ممنوع یا این که مذموم در هنگام مراسم حج، مانند مجادله و مباشرت با همسر [۵۹] و مخالفت با برخی سنّتهای ناپسند جاهلی در ایفا حج. [۶۰]
۱۱ - حج در روایات
[بازنویسی]
۱۱.۱ - مکانگاه
در روایات، حج از موادتشکیل دهنده آئین اسلام [۶۱][۶۲][۶۳][۶۴] و از برگزیدگان امور و نفیس ترین فرایض [۶۵][۶۶][۶۷] به شمار رفته میباشد.
حضرت علی علیهالسلام حج را جهاد ناتوانان نامیده [۶۸] و در وصیت خویش، معدودترین دستاورد آن را آمرزش گناهان دانسته میباشد [۶۹] (نیز برای مثال روایات اهل سنّت از رسول بهاین منبع مراجعه نمایید [۷۰]).
ادا نکردن یا این که به تأخیر پرتاب کردن حج واجب در روایات به شدت شماتت و موجب بروز اثرها و تبعات منفی مادی و اخروی اعلام شدهاست. [۷۱][۷۲][۷۳]
حج در روایات چنان اهمیتی داراست که بر زمامدار مسلمانها فرض گردیده که در صورتیکه عموم فریضه حج را وانهند، آنها را به ایفا دادن آن وادارد و در شکل نیاز، هزینه مسافرت را از مال همه مردم تأمین نماید. [۷۴][۷۵][۷۶]
۱۱.۲ - حکمتهای تشریع
روایات زیادی به حکمت تشریع حج پرداختهاند.
امام علی در مورد ها مختلف، شماری از این حکمتها را خاطر نموده است، برای مثال تواضع مسلمان ها در قبال عظمت و عزت معبود، رهایی از تکبر، آزمایشی والا برای تحمل مشقتها، قربت مسلمان ها به یکدیگر، آماده شدن اسباب و اثاث تقرب به معبود و عفو الهی. [۷۷][۷۸][۷۹][۸۰]
حضرت فاطمه دروداللّهعلیها حج را ادله پایدار ساختن آئین شمرده میباشد. [۸۱]
امام راستگو علیهالسلام گرد وارد شدن مسلمان ها از نقاط گوناگون دنیا، آشنا شدن آنها با یکدیگر، فایده بردن از منافع متفاوت تجاری و یادگرفتن معارف و روایات فرستاده اکرم را از حکمتهای حج خوانده میباشد. [۸۲]
امام رضا علیهالسلام نیز برخی حکمتهای تشریع حج را اینگونه برشمرده میباشد:
داخل شدن به مهمانسرای پروردگار و توبه از گناهان قبل، نهی کردن تن از تقلید خواستها و لذایذ نفسانی، دورشدن از سنگدلی و ناامیدی، برآورده شدن نیازهای عموم، سودمندی بشرها از منافع اقتصادی حج، تفقه و شناخت عموم با آئین. [۸۳]
۱۱.۳ - مناسک
ضمن احادیثی که به صورت کلی به حکمت حج پرداختهاند، شماری از روایات، حکمت هر کدام از مناسک حج را بیان کردهاند، از آن گزاره میباشد سوالهای شبلی از امام سجاد و جوابهای حضرت و نیز حدیثی از امام راست گو. [۸۴]
۱۲ - حج در صحبت عرفا
[بازنویسی]
بعضا از عارفان و علمای خلق و خوی هم حکمتهای حج و اسرار و آداب اجرا آن را مطرح کردهاند.
حجّ در لغت در معنای تصمیم به شیء معظم میباشد و در شرع مقدس اسلام عزم و قصد ملزم به بیت الله الحرام با اوصاف منحصربهفرد در حین اختصاصی و با شرائط بالخصوص را هست. [۱]
گروهی از مفسرین اسلامی حج را ‹‹قصد منزل پروردگار کردن برای ایفا مناسک و اعمالی خاص در میهن منزل معبود›› تعریفوتمجید کرده اند و برخی دیگر حج را اسمی برای گروه مناسکی اند که در مشاعری خاص ( منا، مشعر، عرفات) جاری ساختن می گردد و در واقع حج درین معنا فقط قصد منزل آفریدگار کردن تشریفات ترحیم مشهد وجود ندارد. با صرف لحاظ از اشکالات تعریف و تمجید نخستین و دوم در سومی تمجید، بعضا حج را قصد منزل معبود کردن و به جا آوردن اعمالی خاص در مشاعری خاص تعریف و تمجید کردهاند.
دراین تمجید هم ‹‹قصد›› آمده، هم ‹‹جاری ساختن اجرا›› و هم قید ‹‹مشاعر خاص›› کهاین تعریف و تمجید بی نقصخیس و جامعخیس به لحاظ می رسد.
۲ - عنایت
[بازنویسی]
امام خمینی در تحریرالوسیله مینویسد: «هو اینجانب موادتشکیل دهنده الدین، وترکه اینجانب الکبائر. و هو واجب علی تمامّ اینجانب استجمع الشرائط الآتیة.» [۲] یعنی حجّ از عنصرها آئین میباشد و سوراخ آن از گناهان کبیره می باشد و آن بر کلیه افرادی که شرائط حجّ در آنها گردآوری خواهد شد، واجب میباشد.
در مداقه حجّ و در مذمّت رخنه آن احادیث مختلفی وارداتی میباشد که به یک مثال اشاره میگردد؛ امام درستگو (ع) فرمودند: «مَن ماتَ و لم یحجّ حجّة الاسلام و لم یَمْنعه اینجانب ذلک حاجةٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، وی فرمانروا یمنعه، فلیمت یهودیاً وی نصرانیاً»[۳] «هر کس بمیرد و هم اکنون آنکه حجةالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که بازدارنده جاری ساختن حج خواهد شد یا این که مرضی که در آن تحمل جاری ساختن حج را نداشته باشد یا این که پاد شاه ظالمی بازدارنده از حج خواهد شد، پس بمیرد یهودی یا این که نصرانی».
۳ - معنای کلمه حج
[دستکاری]
معنای کلمه و واژه عربیِ حَجّ یا این که حِجّ، استدلال و دلیل آوردن و امری اساسی را قصد کردن، مذکور میباشد. [۴][۵][۶]
۴ - معنای اصطلاحی
[بازنویسی]
منظور از حج در متن ها و منابع اسلامی، برای مثال منابع فقاهتی، عازم شدن به سمت بیت اللّه الحرام به خواسته به جا آوردن انجام و عباداتی ویژه در وقتی خاص میباشد.
به تعبیر و تفسیر بعضی فقها، اصطلاح دینیِ حج بر دسته اعمالی دلالت داراست که در جای هایی خاص در مکه ایفا می گردند. [۷][۸][۹]
۵ - تمجید مناسک حج
[بازنویسی]
به آحاد شغل های عبادی دین حج، مناسک حج میگویند. [۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴]
واژه و کلمه مناسک (توده مَنْسَک) به معنای جای یا این که فرصت عبادت، عبادت کردن و محل ذبح میباشد که توسع معنایی یافته و بر تمامی کارهایی که حجگزار در مکه اعمال میدهد، اطلاق می گردد. [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]
۶ - شعائر حج
[دستکاری]
هماینگونه تعابیر شعائر حج و شعائراللّه نیز به همین مضمون به شغل رفتهاند. [۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]
در پارهای موردها، شعائر حج بر مظاهر و علامتهای حج اطلاق شدهاست. [۲۳][۲۴][۲۵]
مثلا معانی شایع واژه و کلمه حج در منابع دینی، به ویژه وقتی که در قبال اصطلاح «عمره» به فعالیت میرود، آن نصیب از احکام و مناسک حج میباشد که در چهارچوب مناسک عمره قرار نمیگیرد (به عنوان مثالً اصطلاح حج تمتع در قبال عمره تمتع به فعالیت میرود [۲۶]).
۷ - حج اکبر
[بازنویسی]
در حدیثی، خواسته از تفسیر قرآنیِ «حج اکبر»، [۲۷] حج سال نهم هجری که مسلمان ها و مشرکان با یکدیگر حج گزاردند، نام برده میباشد. [۲۸][۲۹]
به علاوه، گاه منظور از حج اکبر را حج نبی اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم یا این که حجی که در آن روز عرفه با آدینه مصادف خواهد شد، دانستهاند، هماینگونه تعبیر و تفسیر نام برده بر حج تمتع یا این که بخشی از مناسک آن و در قبال، تعبیروتفسیر حج اصغر بر عمره تمتع اطلاق گردیده است. [۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴]
۸ - روز حج اکبر
[دستکاری]
مراد از روز حج اکبر (یومَ الحَجِّ الاَکبَر، برگرفته از آیه ۳ توبه [۳۵]) در روایات، روز عید قربان [۳۶][۳۷] و نیز روز عرفه (روز نهم ذیحجه) [۳۸][۳۹][۴۰] دانسته گردیدهاست.
۹ - اسامی روزهای خاص
[دستکاری]
در منابع فقاهتی، به تبع روایات، برای روزهای اختصاصیِ مناسک حج در ماه ذیحجه، اسمها و تعبیرهای خاصی به شغل رفته میباشد، مثلا روز تَرْوِیه برای روز هشتم، روز عرفه و روز مشهود برای روز نهم، روز نَحر (قربانی کردن) برای روز دهم، روزها معدودات، روزها تشریق و روزها مِنا برای روزهای یازدهم تا سیزدهم، روز قبر برای روز یازدهم و روز تحصیب برای روز چهاردهم. [۴۱][۴۲]
۱۰ - حج در قرآن
[بازنویسی]
در قرآن، آیهها زیادی درباره حج آمده و حج، تکلیفِ افراد مستطیع [۴۳] و از شعائر تبارک و سزاوار تعظیم [۴۴] به شمار رفته میباشد.
سازه بر آیه ۲۷ حج، [۴۵] حضرت ابراهیم علیهالسلام مأمور شد که حکم حج را به عموم ابلاغ نماید.
قرآن حج را عبادتی معرفی کرده که هنگامی مشخص داراست و هلال، نماد حلول ماه تازه و فرا وصال موسم آن میباشد. [۴۶]
هماینگونه در قرآن به مشخص و معلوم بودن ماههای برگزاری حج تصریح شدهاست. [۴۷]
بر این پایه، ترسیم جاهلیِ تغییر و تحول ماههای حرام و جلو پرتاب کردن یا این که تأخیر اجرای مناسک حج (یا این که به تفسیر قرآن، نَسیءْ) مردود اعلام شدهاست. [۴۸]
در نشانهها گوناگون دیگری به مناسک و احکام شرعی و اخلاقی حج پرداخته گردیده است، به عنوان مثال تشریع حج تمتع برای غیر هم محلی مکه و مجاوران بقعه، [۴۹] وقوف در مشعرالحرام و عرفات یاور با آداب آن، [۵۰] احکام مرتبط با قربانی کردن [۵۱][۵۲] و شکار کردن (صید) در مناسک حج، [۵۳][۵۴] وجوب طواف منزل معبود [۵۵] و عملکرد دربین صفا و مروه، [۵۶] روا نبودن تراشیدن مو سر راز قبل از ایفا قربانی، [۵۷] تایید صلاحیت دستیابی و بیزنس در حج، [۵۸] بعضا شغل های ممنوع یا این که مذموم در هنگام مراسم حج، مانند مجادله و مباشرت با همسر [۵۹] و مخالفت با برخی سنّتهای ناپسند جاهلی در ایفا حج. [۶۰]
۱۱ - حج در روایات
[بازنویسی]
۱۱.۱ - مکانگاه
در روایات، حج از موادتشکیل دهنده آئین اسلام [۶۱][۶۲][۶۳][۶۴] و از برگزیدگان امور و نفیس ترین فرایض [۶۵][۶۶][۶۷] به شمار رفته میباشد.
حضرت علی علیهالسلام حج را جهاد ناتوانان نامیده [۶۸] و در وصیت خویش، معدودترین دستاورد آن را آمرزش گناهان دانسته میباشد [۶۹] (نیز برای مثال روایات اهل سنّت از رسول بهاین منبع مراجعه نمایید [۷۰]).
ادا نکردن یا این که به تأخیر پرتاب کردن حج واجب در روایات به شدت شماتت و موجب بروز اثرها و تبعات منفی مادی و اخروی اعلام شدهاست. [۷۱][۷۲][۷۳]
حج در روایات چنان اهمیتی داراست که بر زمامدار مسلمانها فرض گردیده که در صورتیکه عموم فریضه حج را وانهند، آنها را به ایفا دادن آن وادارد و در شکل نیاز، هزینه مسافرت را از مال همه مردم تأمین نماید. [۷۴][۷۵][۷۶]
۱۱.۲ - حکمتهای تشریع
روایات زیادی به حکمت تشریع حج پرداختهاند.
امام علی در مورد ها مختلف، شماری از این حکمتها را خاطر نموده است، برای مثال تواضع مسلمان ها در قبال عظمت و عزت معبود، رهایی از تکبر، آزمایشی والا برای تحمل مشقتها، قربت مسلمان ها به یکدیگر، آماده شدن اسباب و اثاث تقرب به معبود و عفو الهی. [۷۷][۷۸][۷۹][۸۰]
حضرت فاطمه دروداللّهعلیها حج را ادله پایدار ساختن آئین شمرده میباشد. [۸۱]
امام راستگو علیهالسلام گرد وارد شدن مسلمان ها از نقاط گوناگون دنیا، آشنا شدن آنها با یکدیگر، فایده بردن از منافع متفاوت تجاری و یادگرفتن معارف و روایات فرستاده اکرم را از حکمتهای حج خوانده میباشد. [۸۲]
امام رضا علیهالسلام نیز برخی حکمتهای تشریع حج را اینگونه برشمرده میباشد:
داخل شدن به مهمانسرای پروردگار و توبه از گناهان قبل، نهی کردن تن از تقلید خواستها و لذایذ نفسانی، دورشدن از سنگدلی و ناامیدی، برآورده شدن نیازهای عموم، سودمندی بشرها از منافع اقتصادی حج، تفقه و شناخت عموم با آئین. [۸۳]
۱۱.۳ - مناسک
ضمن احادیثی که به صورت کلی به حکمت حج پرداختهاند، شماری از روایات، حکمت هر کدام از مناسک حج را بیان کردهاند، از آن گزاره میباشد سوالهای شبلی از امام سجاد و جوابهای حضرت و نیز حدیثی از امام راست گو. [۸۴]
۱۲ - حج در صحبت عرفا
[بازنویسی]
بعضا از عارفان و علمای خلق و خوی هم حکمتهای حج و اسرار و آداب اجرا آن را مطرح کردهاند.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم