برداشتها از حدیث
برای حدیث «اینجانب عرف نفسه فقد عرف ربه» معناها و تفسیرهای گوناگونی آورده شده میباشد.[۲۳] حسن حسنزاده آملی بیش تر از نود مفهوم برای آن بیان نموده است.[۲۴] ملاصدرا از آن با اسم عامل معرفت نفس خاطر کرده و آن را بعد از عامل صدیقین ارزشمندترین عامل برای ثابت و آشنایی معبود شمرده تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۲۵]
بعضی از برداشتها از این حدیث بهگستردن پایین میباشد:
قابلیت آشنایی صفات معبود
بخش اعظمی از عالمان شیعه و سنی بر این باورند خصوصیتهای آدم ضد خصوصیتهای خداوند میباشد. ازاینرو با آشنایی ضد خصوصیتهای بشر، میاقتدار معبود را آشنایی. از جمله با آشنایی حادثبودن، ممکنبودن، ضعیفبودن و نیازمندبودن بشر میقدرت فهمید که آفریدگار بهترتیب قدیم، واجبالوجود، قدرتمندّ و بینیاز میباشد.[۲۶] عبدالله جوادی آملی این تعبیر از حدیث را خطا یا این که در سطح زیر شمرده میباشد.[۲۷]
دلالت بر استدلال نظم
ناصر مکارم شیرازی بر آن میباشد که حدیث اینجانب عرف نفسه به ادله نظم اشاره داراست؛ چون آشنایی شگفتیهای روح و جسم، مارا به وجود آفریدگار رهنمون مینماید؛ زیرا این نظم تعجب آور و شگفتانگیز نمیتواند از چیزی جز مبدأ فقید سرچشمه گرفته باشد.[۲۸] بعضی گفتهاند با اعتنا به آیهها و روایات مرتبط، این تعبیر از حدیث پرنورترین معنای آن میباشد.[۲۹]
ناتوانی از آشنایی بی نقص پروردگار
گروهی از عالمان شیعه و سنی، در توضیح معنای ماجرا، این احتمال را بیان کردهاند که شاید ماجرا بیان کنده این مقاله میباشد: آدم که قدرتمند به آشنایی بدون نقص از واقعیت خودش وجود ندارد، محال میباشد به آشنایی بی نقص از واقعیت پروردگار دست یابد.[۳۰] علامه طباطبائی این تعبیروتفسیر را در رویا رویی با آیهها و روایاتی می داند که آشکارا خودشناسی را منش خداشناسی دانستهاند.[۳۱] محمدتقی مجلسی پس از بیان این معنی، آن را متناظر با این شعر از سنایی غزنوی قرار داده میباشد:[۳۲]
ای گردیده از بنیان خویش عاجز
کی شناسی خدای را هیچوقت
زیرا تو در نفس خویش زبون باشی
عارف کردگار زیرا باشی
بازشدن دیده دل با سیر و سلوک
خودشناسی گاهی به صورت مفهومی میباشد و با برهان یاور میباشد و به فهم و شعور حصولی از آفریدگار میانجامد؛ گاهی هم به صورت وجودی میباشد و با سیر و سلوک بدست می آید و به ادراک حضوری از پروردگار می رسد. میاقتدار حدیث را به هر دو مضمون دانست؛ البته به حیث عبدالله جوادی آملی، تعبیر و تفسیر حدیث به معنای اخیر، عمیقخیس از تعبیروتفسیر آن به معنای در آغاز میباشد.[۳۳]
ثابت تجرد نفس
یکیاز فروع مطابق اصل علیت، اصل سنخیت میباشد و معنای آن این میباشد که هر معلولی از علتی هم سنخ خویش به وجود میاید. بدین ترتیب ازآنجاکه نفس انسانی (تحت عنوان عقب افتاده جسمی) در منزلت ذات، مجرد از ماده میباشد، انگیزه به وجود آورنده نفس هم بایستی امری مجرد از ماده باشد برپایه این برهان، یک کدام از دیگر از خصوصیت های خداوند که به عبارتی غیرجسمانی بودن میباشد، شناخته میگردد و با ثابت این صفت آفریدگار که مجرد بودن میباشد، اصل وجودش نیز ثابت گردد و این به عبارتی نکته حدیث میباشد که با آشنایی نفس، خدا شناخته شود. [۳۴]
اعتبار حدیث
در قضیه اعتبار حدیث «اینجانب عرف نفسه» در بین عالمان شیعه و سنی اختلافحیث وجود دارااست. اکثری از محدثان و دانشمندان شیعه آن را پذیرفتهاند.[۳۵] علامه طباطبایی و جوادی آملی هم این حدیث را پر اسم و رسم دانستهاند.[۳۶] بهاطمینان نویسندگان کتاب دانشنامه عقاید اسلامی، حدیث مدرک متصل به اهل بیت(ع) ندارد و مُرسَل میباشد؛ ولی با اعتنا به اینکه مضمون آن در بعضا نشانهها قرآن آمده میباشد، به نظارت سندی نیاز ندارد.[۳۷] ولی عالمان اهلسنت به عنوان مثال سیوطی حدیث را درست ندانستهاند.[۳۸] برخی همانند ابن تیمیه آن را جعلی شمردهاند.[۳۹]
منابع حدیث
حدیث «اینجانب عرف نفسه» در کتاب ها اربعه شیعه و صحاح سته اهل سنت نقل نشده میباشد؛ البته در منابعی همانند «مصباح الشریعه» منسوب به امام راستگو(ع)،[۴۰] «عوالی اللئالی العزیزیة» تاثیر ابن ابی جمهور احسائی[۴۱] از فرستاده اسلام(ص) و در منابعی زیرا «مناسب آحاد طالب» تاثیر ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ،[۴۲] «غرر الحکم و درر الکلم» تاثیر ابوالفَتح آمدِی [۴۳] و «عیون الحکم و المواعظ» تاثیر لیثی واسطی[۴۴] از امام علی(ع) نقل شدهاست.
پانویس
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۱۶۹؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۱.
جعفر بن محمد(منسوب)، مصباحالشریعه، ۱۴۰۰، ص۱۳؛ ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی العزیزة، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۱۰۲؛ فخررازی، تعبیر پهناور، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۹۱، ج۹، ص۴۶۰ و ج۳۰، ص۷۲۱.
جاحظ، مناسب تک تک طالب، ۱۳۷۴ش، ص۷۱؛ تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۴۱۰ق، ص۵۸۸؛ لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۴۳۰؛ ابن ابیالحدید، گستردن نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۹۲(ابن ابی الحدید این حدیث را در حکمتهای منسوب به امام علی(ع) نقل نموده است).
نگاه فرمائید به: ملاصدرا، اسرار الآیات، ۱۳۶۰ش، ص۱۳۳.
علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۲، ص۴۵۶.
مهریزی، «تفصیل حدیث اینجانب عرف نفسه»، ص۱۴۴.
نگاه نمایید به محمدی ریشهری و همیاران، دانشنامه عقاید اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۵۱-۱۵۳.
برداشتها از حدیث
برای حدیث «اینجانب عرف نفسه فقد عرف ربه» معناها و تفسیرهای گوناگونی آورده شده میباشد.[۲۳] حسن حسنزاده آملی بیش تر از نود مفهوم برای آن بیان نموده است.[۲۴] ملاصدرا از آن با اسم عامل معرفت نفس خاطر کرده و آن را بعد از عامل صدیقین ارزشمندترین عامل برای ثابت و آشنایی معبود شمرده تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۲۵]
بعضی از برداشتها از این حدیث بهگستردن پایین میباشد:
قابلیت آشنایی صفات معبود
بخش اعظمی از عالمان شیعه و سنی بر این باورند خصوصیتهای آدم ضد خصوصیتهای خداوند میباشد. ازاینرو با آشنایی ضد خصوصیتهای بشر، میاقتدار معبود را آشنایی. از جمله با آشنایی حادثبودن، ممکنبودن، ضعیفبودن و نیازمندبودن بشر میقدرت فهمید که آفریدگار بهترتیب قدیم، واجبالوجود، قدرتمندّ و بینیاز میباشد.[۲۶] عبدالله جوادی آملی این تعبیر از حدیث را خطا یا این که در سطح زیر شمرده میباشد.[۲۷]
دلالت بر استدلال نظم
ناصر مکارم شیرازی بر آن میباشد که حدیث اینجانب عرف نفسه به ادله نظم اشاره داراست؛ چون آشنایی شگفتیهای روح و جسم، مارا به وجود آفریدگار رهنمون مینماید؛ زیرا این نظم تعجب آور و شگفتانگیز نمیتواند از چیزی جز مبدأ فقید سرچشمه گرفته باشد.[۲۸] بعضی گفتهاند با اعتنا به آیهها و روایات مرتبط، این تعبیر از حدیث پرنورترین معنای آن میباشد.[۲۹]
ناتوانی از آشنایی بی نقص پروردگار
گروهی از عالمان شیعه و سنی، در توضیح معنای ماجرا، این احتمال را بیان کردهاند که شاید ماجرا بیان کنده این مقاله میباشد: آدم که قدرتمند به آشنایی بدون نقص از واقعیت خودش وجود ندارد، محال میباشد به آشنایی بی نقص از واقعیت پروردگار دست یابد.[۳۰] علامه طباطبائی این تعبیروتفسیر را در رویا رویی با آیهها و روایاتی می داند که آشکارا خودشناسی را منش خداشناسی دانستهاند.[۳۱] محمدتقی مجلسی پس از بیان این معنی، آن را متناظر با این شعر از سنایی غزنوی قرار داده میباشد:[۳۲]
ای گردیده از بنیان خویش عاجز
کی شناسی خدای را هیچوقت
زیرا تو در نفس خویش زبون باشی
عارف کردگار زیرا باشی
بازشدن دیده دل با سیر و سلوک
خودشناسی گاهی به صورت مفهومی میباشد و با برهان یاور میباشد و به فهم و شعور حصولی از آفریدگار میانجامد؛ گاهی هم به صورت وجودی میباشد و با سیر و سلوک بدست می آید و به ادراک حضوری از پروردگار می رسد. میاقتدار حدیث را به هر دو مضمون دانست؛ البته به حیث عبدالله جوادی آملی، تعبیر و تفسیر حدیث به معنای اخیر، عمیقخیس از تعبیروتفسیر آن به معنای در آغاز میباشد.[۳۳]
ثابت تجرد نفس
یکیاز فروع مطابق اصل علیت، اصل سنخیت میباشد و معنای آن این میباشد که هر معلولی از علتی هم سنخ خویش به وجود میاید. بدین ترتیب ازآنجاکه نفس انسانی (تحت عنوان عقب افتاده جسمی) در منزلت ذات، مجرد از ماده میباشد، انگیزه به وجود آورنده نفس هم بایستی امری مجرد از ماده باشد برپایه این برهان، یک کدام از دیگر از خصوصیت های خداوند که به عبارتی غیرجسمانی بودن میباشد، شناخته میگردد و با ثابت این صفت آفریدگار که مجرد بودن میباشد، اصل وجودش نیز ثابت گردد و این به عبارتی نکته حدیث میباشد که با آشنایی نفس، خدا شناخته شود. [۳۴]
اعتبار حدیث
در قضیه اعتبار حدیث «اینجانب عرف نفسه» در بین عالمان شیعه و سنی اختلافحیث وجود دارااست. اکثری از محدثان و دانشمندان شیعه آن را پذیرفتهاند.[۳۵] علامه طباطبایی و جوادی آملی هم این حدیث را پر اسم و رسم دانستهاند.[۳۶] بهاطمینان نویسندگان کتاب دانشنامه عقاید اسلامی، حدیث مدرک متصل به اهل بیت(ع) ندارد و مُرسَل میباشد؛ ولی با اعتنا به اینکه مضمون آن در بعضا نشانهها قرآن آمده میباشد، به نظارت سندی نیاز ندارد.[۳۷] ولی عالمان اهلسنت به عنوان مثال سیوطی حدیث را درست ندانستهاند.[۳۸] برخی همانند ابن تیمیه آن را جعلی شمردهاند.[۳۹]
منابع حدیث
حدیث «اینجانب عرف نفسه» در کتاب ها اربعه شیعه و صحاح سته اهل سنت نقل نشده میباشد؛ البته در منابعی همانند «مصباح الشریعه» منسوب به امام راستگو(ع)،[۴۰] «عوالی اللئالی العزیزیة» تاثیر ابن ابی جمهور احسائی[۴۱] از فرستاده اسلام(ص) و در منابعی زیرا «مناسب آحاد طالب» تاثیر ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ،[۴۲] «غرر الحکم و درر الکلم» تاثیر ابوالفَتح آمدِی [۴۳] و «عیون الحکم و المواعظ» تاثیر لیثی واسطی[۴۴] از امام علی(ع) نقل شدهاست.
پانویس
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۱۶۹؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۱.
جعفر بن محمد(منسوب)، مصباحالشریعه، ۱۴۰۰، ص۱۳؛ ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی العزیزة، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۱۰۲؛ فخررازی، تعبیر پهناور، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۹۱، ج۹، ص۴۶۰ و ج۳۰، ص۷۲۱.
جاحظ، مناسب تک تک طالب، ۱۳۷۴ش، ص۷۱؛ تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۴۱۰ق، ص۵۸۸؛ لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۴۳۰؛ ابن ابیالحدید، گستردن نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۹۲(ابن ابی الحدید این حدیث را در حکمتهای منسوب به امام علی(ع) نقل نموده است).
نگاه فرمائید به: ملاصدرا، اسرار الآیات، ۱۳۶۰ش، ص۱۳۳.
علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۲، ص۴۵۶.
مهریزی، «تفصیل حدیث اینجانب عرف نفسه»، ص۱۴۴.
نگاه نمایید به محمدی ریشهری و همیاران، دانشنامه عقاید اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۵۱-۱۵۳.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم