بزرگنماییّ ذکر
ذکر را از غلات شمردهاند، چون وی به الوهیت حضرت علی(ع) معتقد بود و میبیان کرد که در علی(ع) جزئی الاهی حلول کرده و با جسد وی یک کدام از گردیدهاست. وی بر این یقین بود که علی(ع) از غیب خبر میاعطا کرد و با همین دانش غیب در نبردها کمپانی میکرد و چیره میشد. این کلام حضرت علی را که «درِ خیبر را خیر با نیروی جسمانی، بلکه به اقتدار ملکوتی از مکان کندم»، شاهد بر ادعای خویش گرفته میباشد.[۶] به لحاظ ذکر، آن نیروی ملکوتی در نفس علی(ع) مانند لامپ در چراغدان بوده و نوروروشنایی الهی مانند فروغ و روشنایی لامپ میباشد. ذکر میخاطرنشان کرد که جزئی از پروردگار به سیرتکاملای از تناسخ به وی منتقل گردیده، از این رو آمادگی امامت و خلافت را یافته و این جزء الهی، به عبارتی میباشد که در بشر(ع) بود و به دلیل آن آمادگی پیدا کرد تا ملائکه بر وی سجده نمایند. وی همینطور منظور از آیه هل ینْظُرُون الاّ اَنْ یأتِیهُمُ اللهُ فی ظُلَلٍ اینجانب الغَمامِ[بقره–۲۱۰] را حضرت علی(ع) میدانست که در جمعهایی از ابر خواهد آمد در حالی که رَعْدْ بانگ وی و برق تبسّم تشریفات ترحیم مشهد اوست.[۷]
طرد ذکر از سوی ائمه
خبرها ذکر شده در رجال کشی، حاکی از مطرود بودن ذکر از حیث ائمه شیعه میباشد. در روایتی از امام رضا(ع) آمده میباشد: ذکر بر علی بن حسین لاف میبست و معبود مزه و عذاب گرمی آهن را به وی چشانید.[۸]
عقاید بیانیه
تشبیه
ذکر بن سمعان از مُشبّهه بود و پروردگار را دارنده شکل و وجه میدانست و قائل بود که جسم آفریدگار از در بین میرود و فقط صورتش بر مکان می ماند. وی به دو آیۀ ...کُلُّ شَی ءٍ هالِک اِلاّ وَجَههُ...[قصص–۸۸] و وَیبقی وَجهُ رَبَّکَ ذوالجَلالِ وَ الإکرامِ[رحمن–۲۷] استناد میکرد.[۹] به نوشته بغدادی،[۱۰] ذکر معتقد بود که آفریدگار مردی ازلی و از نور و روشنایی میباشد. وی بر آن بود که نام اعظم را میداند و میتواند با آن، سپاهیان را باخت دهد. وی مدعا بود که ستاره زهره را خطاب مینماید و زهره به وی پاسخ میدهد. به گفته نشوان حمیری، ذکر معتقد بود که معبودش به طور آدم میباشد و ستارگان را میخواند و آنها به وی جواب می دهند.[۱۱] به نوشته ابن اثیر، ذکر، علی و حسن و حسین(ع) و محمد بن حنفیه و بعداز وی پسرش ابوهاشم را خداوند میدانست.[۱۲]
جانشینی ابوهاشم فرزند محمد بن حنفیه
بیانیه معتقد بودند که بعداز غایب بودن محمد بن حنفیه، وصیت به پسر وی، ابوهاشم عبدالله بن محمد میرسد و این وصیت، وصیت بعداز مرگ وجود ندارد، بلکه وصیت در درحال حاضر حیات میباشد، چنانکه نبی اکرم(ص)، علی(ع) و دیگر افراد را در غزوات خویش در مدینه جانشین میتشکیل داد؛ بنابراین، وی حجت خداوند بر خوی میباشد و عموم بایستی از وی اطاعت نمایند.[۱۳] به گفته سعد بن عبدالله اشعری، گروهی از بیانیه می گویند که ابوهاشم به عبارتی امام قائم میباشد که مرده، اما بازخواهدگشت و امامت را به ذمه خواهد گرفت و صاحب و مالک روی زمین گردد و بعداز وی وصی دیگری نخواهد بود.[۱۴]
ادعای نبوت ذکر
به نوشته نوبختی،[۱۵]، ذکر بعد از فوت ابوهاشم ادعای نبوت کرد. بیانیه معتقد بودند که ابوهاشم، ذکر را «رسول» ایجاد کرد و آیۀ هذا بَیانٌ للِنّاس...[آل عمران–۱۳۸] دلالت بر نبوت ذکر دارااست.[۱۶] بر طبق احادیث، ذکر، طومارای به امام باقر(ع) نوشت و اورا دعوت کرد تا به نبوتش اقرار نماید. امام باقر آورنده طومار، قدمت بن عفیف اَزدی را توبیخ کرد.[۱۷]
بزرگنماییّ ذکر
ذکر را از غلات شمردهاند، چون وی به الوهیت حضرت علی(ع) معتقد بود و میبیان کرد که در علی(ع) جزئی الاهی حلول کرده و با جسد وی یک کدام از گردیدهاست. وی بر این یقین بود که علی(ع) از غیب خبر میاعطا کرد و با همین دانش غیب در نبردها کمپانی میکرد و چیره میشد. این کلام حضرت علی را که «درِ خیبر را خیر با نیروی جسمانی، بلکه به اقتدار ملکوتی از مکان کندم»، شاهد بر ادعای خویش گرفته میباشد.[۶] به لحاظ ذکر، آن نیروی ملکوتی در نفس علی(ع) مانند لامپ در چراغدان بوده و نوروروشنایی الهی مانند فروغ و روشنایی لامپ میباشد. ذکر میخاطرنشان کرد که جزئی از پروردگار به سیرتکاملای از تناسخ به وی منتقل گردیده، از این رو آمادگی امامت و خلافت را یافته و این جزء الهی، به عبارتی میباشد که در بشر(ع) بود و به دلیل آن آمادگی پیدا کرد تا ملائکه بر وی سجده نمایند. وی همینطور منظور از آیه هل ینْظُرُون الاّ اَنْ یأتِیهُمُ اللهُ فی ظُلَلٍ اینجانب الغَمامِ[بقره–۲۱۰] را حضرت علی(ع) میدانست که در جمعهایی از ابر خواهد آمد در حالی که رَعْدْ بانگ وی و برق تبسّم تشریفات ترحیم مشهد اوست.[۷]
طرد ذکر از سوی ائمه
خبرها ذکر شده در رجال کشی، حاکی از مطرود بودن ذکر از حیث ائمه شیعه میباشد. در روایتی از امام رضا(ع) آمده میباشد: ذکر بر علی بن حسین لاف میبست و معبود مزه و عذاب گرمی آهن را به وی چشانید.[۸]
عقاید بیانیه
تشبیه
ذکر بن سمعان از مُشبّهه بود و پروردگار را دارنده شکل و وجه میدانست و قائل بود که جسم آفریدگار از در بین میرود و فقط صورتش بر مکان می ماند. وی به دو آیۀ ...کُلُّ شَی ءٍ هالِک اِلاّ وَجَههُ...[قصص–۸۸] و وَیبقی وَجهُ رَبَّکَ ذوالجَلالِ وَ الإکرامِ[رحمن–۲۷] استناد میکرد.[۹] به نوشته بغدادی،[۱۰] ذکر معتقد بود که آفریدگار مردی ازلی و از نور و روشنایی میباشد. وی بر آن بود که نام اعظم را میداند و میتواند با آن، سپاهیان را باخت دهد. وی مدعا بود که ستاره زهره را خطاب مینماید و زهره به وی پاسخ میدهد. به گفته نشوان حمیری، ذکر معتقد بود که معبودش به طور آدم میباشد و ستارگان را میخواند و آنها به وی جواب می دهند.[۱۱] به نوشته ابن اثیر، ذکر، علی و حسن و حسین(ع) و محمد بن حنفیه و بعداز وی پسرش ابوهاشم را خداوند میدانست.[۱۲]
جانشینی ابوهاشم فرزند محمد بن حنفیه
بیانیه معتقد بودند که بعداز غایب بودن محمد بن حنفیه، وصیت به پسر وی، ابوهاشم عبدالله بن محمد میرسد و این وصیت، وصیت بعداز مرگ وجود ندارد، بلکه وصیت در درحال حاضر حیات میباشد، چنانکه نبی اکرم(ص)، علی(ع) و دیگر افراد را در غزوات خویش در مدینه جانشین میتشکیل داد؛ بنابراین، وی حجت خداوند بر خوی میباشد و عموم بایستی از وی اطاعت نمایند.[۱۳] به گفته سعد بن عبدالله اشعری، گروهی از بیانیه می گویند که ابوهاشم به عبارتی امام قائم میباشد که مرده، اما بازخواهدگشت و امامت را به ذمه خواهد گرفت و صاحب و مالک روی زمین گردد و بعداز وی وصی دیگری نخواهد بود.[۱۴]
ادعای نبوت ذکر
به نوشته نوبختی،[۱۵]، ذکر بعد از فوت ابوهاشم ادعای نبوت کرد. بیانیه معتقد بودند که ابوهاشم، ذکر را «رسول» ایجاد کرد و آیۀ هذا بَیانٌ للِنّاس...[آل عمران–۱۳۸] دلالت بر نبوت ذکر دارااست.[۱۶] بر طبق احادیث، ذکر، طومارای به امام باقر(ع) نوشت و اورا دعوت کرد تا به نبوتش اقرار نماید. امام باقر آورنده طومار، قدمت بن عفیف اَزدی را توبیخ کرد.[۱۷]

راهنمای انتخاب سبک پذیرایی در مراسم ترحیم مشهد بر اساس زمان برگزاری و نوع مهمانان