عبدالرزاق احمد سَنْهوری (۱۳۱۳ـ۱۳۹۱ق/ ۱۸۹۵ـ۱۹۷۱م): در کارایی برای تلفیق نظام خلافت و استقلال دولتهای مسلمان، برنامه ای اعطا کرد که در آن بر تشکیل سازمانهای در میانالمللی تشریفات ترحیم مشهد اسلامی تأکید گردیده بود. این سازمانها با ساخت مناسبات فرهنگی فی مابین ملل مسلمان و ساخت و ساز وحدت اعتقادی ـ فرهنگی در بین آنها جایگزین بنیان خلافت می شد. دراین طرح، خلیفه مدیریت افتخاری کلیه دولتهای اسلامی و صرفآ دارنده اختیارات مذهبی و فاقد اختیارات سیاسی بود.[۶۰]
ابوالکلام آزاد (۱۳۰۵ـ۱۳۷۷ق / ۱۸۸۸ـ ۱۹۵۸م): با تبیین نظام خلافت تحت عنوان حکومتی با مبنای قرآنی، خلال حفاظت قاطعانه از اصل نظام خلافت، بر انتخاب خلیفه از روش آرای اهل حل و عقد تأکید ورزیده میباشد.[۶۱] وی بعداز الغای خلافت عثمانی، بهفکرهای ملیگرایانه تمایل یافت و حتی سیاستهای غیرمذهبی آتاتورک را توجیه کرد.[۶۲]
ابوالاعلی مودودی (۱۳۲۱ـ۱۳۹۹ق/ ۱۹۰۳ـ۱۹۷۹م): بر مبنای عقیده آرمانی خلافت به مدد از این نظام پرداخت ولی وی خیر تنها درباره قریش بلکه درباره هیچ مجموعه یا این که قومی قائل به انحصار خلافت خلا و توان خلیفه را هم محصور و منوط میدانست. وی برای مثال خلافتگرایانی بود که خلال تأکید بر تقسیم و استقلال قوا در ساختار سیاسی، ولایت خلیفه را نوعی وکالت از جانب نمایندگان ملت (در واقع ملت) میدانست و به عمومسالاری[۶۳] تمایل داشت.[۶۴]
دیگرافراد: خلافت آرمانی از نگرش صاحب بن رسول، اندیشمند جزایری، حکومت عمومسالارانه خلافت تا قبل از نزاع صِفّین بود و وی به رجوع و برگشت مسلمانها به عمومسالاری اصیل اسلامی (با تأکید بر بهاهایی زیرا آزادی ذکر و فکر، و رهایی از استبداد) آرزو داشت.[۶۵] با این حالا، در آرای وی از احیای دوباره نظام خلافت خبری وجود ندارد. این دستور در آرای حسن البنّا (۱۳۲۴ـ۱۳۶۸ق/ ۱۹۰۶ـ۱۹۴۹م)، رهبر اخوانالمسلمین مصر، به سیرتکاملای مختلف بروز نموده است. بنّا اگرچه خلافت را یکی عناصر آیین اسلام و مایه وحدت اسلامی تلقی میکرد، بر احیای نقش فقاهتی بنیان خلافت تأکید میورزید.[۶۶]
احیای خلافت اسلامی
بعد از الغای خلافت عثمانی، برخی از اشخاص و جریانها درصدد برپایی دوباره خلافت اسلامی برآمدند. «حافظی حضور» در بنگلادش با شالودهگذاری جنبشی شبیه تکان خلافت و همنام آن، یار و همدم با تحرکات سیاسی ـ مذهبی عظیم، درصدد احیای خلافت برآمد. حضور فعال این حرکت در صحنه سیاسی بنگلادش در دهه ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰م در پوسته اتحادیهای به اسم «مجلس شغل مشترک» که متشکل از یک سری مجموعه اسلامی بود، به منازعات داخلی عظیم دربین حافظی حضور و حامیان وی با دولت وقت بنگلادش انجامید و دستگیر فعالان این حرکت، حبس خانگی حافظی حضور و محدودیت کارهای این تکان را درپی داشت.[۶۷]
تحرک دیگر، اعلام تشکیل دولت خلافت تحت عنوان یگانه دولت مشروع اسلامی به دست جمالالدین بن رشید کابلان (خوجا اوغلو)، فقید شرعی اهل ترکیه، در دهه ۱۳۷۰ش/۱۹۹۰م بود. این دولت مطابق مبانی فقاهتی دیرین اهل سنّت درباره خلافت، توأم با مقتضیات دنیای تازه صورت گرفته بود.[۶۸] طرح کابلان نسبتاًً به عبارتی طرح سنهوری بود، با این تفاوت که وی برخلاف سنهوری، خلیفه را خیر مقامی تشریفاتی بلکه بالاترین رده اجرایی دنیا اسلام میدانست و بر احیای سنّت بیعت و مظاهر اسلامی زیرا تاریخ هجری (بهمکان تاریخ میلادی) و اجرای احکام فقاهتی تأکید میورزید. خلال آنکه بر ابقای مرکزیت معنوی خلافت در استانبول پای میفشرد.[۶۹]
دسته داعش، از نوترین داعیان ساختوساز خلافت اسلامی میباشد.
عبدالرزاق احمد سَنْهوری (۱۳۱۳ـ۱۳۹۱ق/ ۱۸۹۵ـ۱۹۷۱م): در کارایی برای تلفیق نظام خلافت و استقلال دولتهای مسلمان، برنامه ای اعطا کرد که در آن بر تشکیل سازمانهای در میانالمللی تشریفات ترحیم مشهد اسلامی تأکید گردیده بود. این سازمانها با ساخت مناسبات فرهنگی فی مابین ملل مسلمان و ساخت و ساز وحدت اعتقادی ـ فرهنگی در بین آنها جایگزین بنیان خلافت می شد. دراین طرح، خلیفه مدیریت افتخاری کلیه دولتهای اسلامی و صرفآ دارنده اختیارات مذهبی و فاقد اختیارات سیاسی بود.[۶۰]
ابوالکلام آزاد (۱۳۰۵ـ۱۳۷۷ق / ۱۸۸۸ـ ۱۹۵۸م): با تبیین نظام خلافت تحت عنوان حکومتی با مبنای قرآنی، خلال حفاظت قاطعانه از اصل نظام خلافت، بر انتخاب خلیفه از روش آرای اهل حل و عقد تأکید ورزیده میباشد.[۶۱] وی بعداز الغای خلافت عثمانی، بهفکرهای ملیگرایانه تمایل یافت و حتی سیاستهای غیرمذهبی آتاتورک را توجیه کرد.[۶۲]
ابوالاعلی مودودی (۱۳۲۱ـ۱۳۹۹ق/ ۱۹۰۳ـ۱۹۷۹م): بر مبنای عقیده آرمانی خلافت به مدد از این نظام پرداخت ولی وی خیر تنها درباره قریش بلکه درباره هیچ مجموعه یا این که قومی قائل به انحصار خلافت خلا و توان خلیفه را هم محصور و منوط میدانست. وی برای مثال خلافتگرایانی بود که خلال تأکید بر تقسیم و استقلال قوا در ساختار سیاسی، ولایت خلیفه را نوعی وکالت از جانب نمایندگان ملت (در واقع ملت) میدانست و به عمومسالاری[۶۳] تمایل داشت.[۶۴]
دیگرافراد: خلافت آرمانی از نگرش صاحب بن رسول، اندیشمند جزایری، حکومت عمومسالارانه خلافت تا قبل از نزاع صِفّین بود و وی به رجوع و برگشت مسلمانها به عمومسالاری اصیل اسلامی (با تأکید بر بهاهایی زیرا آزادی ذکر و فکر، و رهایی از استبداد) آرزو داشت.[۶۵] با این حالا، در آرای وی از احیای دوباره نظام خلافت خبری وجود ندارد. این دستور در آرای حسن البنّا (۱۳۲۴ـ۱۳۶۸ق/ ۱۹۰۶ـ۱۹۴۹م)، رهبر اخوانالمسلمین مصر، به سیرتکاملای مختلف بروز نموده است. بنّا اگرچه خلافت را یکی عناصر آیین اسلام و مایه وحدت اسلامی تلقی میکرد، بر احیای نقش فقاهتی بنیان خلافت تأکید میورزید.[۶۶]
احیای خلافت اسلامی
بعد از الغای خلافت عثمانی، برخی از اشخاص و جریانها درصدد برپایی دوباره خلافت اسلامی برآمدند. «حافظی حضور» در بنگلادش با شالودهگذاری جنبشی شبیه تکان خلافت و همنام آن، یار و همدم با تحرکات سیاسی ـ مذهبی عظیم، درصدد احیای خلافت برآمد. حضور فعال این حرکت در صحنه سیاسی بنگلادش در دهه ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۰م در پوسته اتحادیهای به اسم «مجلس شغل مشترک» که متشکل از یک سری مجموعه اسلامی بود، به منازعات داخلی عظیم دربین حافظی حضور و حامیان وی با دولت وقت بنگلادش انجامید و دستگیر فعالان این حرکت، حبس خانگی حافظی حضور و محدودیت کارهای این تکان را درپی داشت.[۶۷]
تحرک دیگر، اعلام تشکیل دولت خلافت تحت عنوان یگانه دولت مشروع اسلامی به دست جمالالدین بن رشید کابلان (خوجا اوغلو)، فقید شرعی اهل ترکیه، در دهه ۱۳۷۰ش/۱۹۹۰م بود. این دولت مطابق مبانی فقاهتی دیرین اهل سنّت درباره خلافت، توأم با مقتضیات دنیای تازه صورت گرفته بود.[۶۸] طرح کابلان نسبتاًً به عبارتی طرح سنهوری بود، با این تفاوت که وی برخلاف سنهوری، خلیفه را خیر مقامی تشریفاتی بلکه بالاترین رده اجرایی دنیا اسلام میدانست و بر احیای سنّت بیعت و مظاهر اسلامی زیرا تاریخ هجری (بهمکان تاریخ میلادی) و اجرای احکام فقاهتی تأکید میورزید. خلال آنکه بر ابقای مرکزیت معنوی خلافت در استانبول پای میفشرد.[۶۹]
دسته داعش، از نوترین داعیان ساختوساز خلافت اسلامی میباشد.

چکلیست کامل برگزاری مراسم ترحیم؛ از برنامهریزی تا پایان مراسم